برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1158 100 1

زایل

/zAyel/

مترادف زایل: تباه، زدوده، سترده، محو، معدوم، نابود، نیست

برابر پارسی: ستردن، زدایش، زدودن

معنی زایل در لغت نامه دهخدا

زایل. [ ی ِ ] (ع ص ) زائل. رونده و دگرگون شونده. (اقرب الموارد).
الا کل شی ٔ ماخلااﷲ باطل
و کل نعیم لامحالة زائل.
لبید.
حال ز بی فعل اگر بفعل بگردد
آن ازلی حال بود محدث و زایل.
ناصرخسرو.
چه بزرگ غبنی و عظیم عیبی باشد باقی را بفانی و دایم را بزایل فروختن. (کلیله و دمنه ). || دورشونده از جای. متنحی. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). دورشونده. و فارسیان از این معنی تجرید نموده با لفظ شدن وکردن استعمال نمایند. (آنندراج ). || زایل الظل ؛ قائم الظهیرة. وزال زائل ُ الظل ؛ یعنی قام قائم الظهیرة. (اقرب الموارد). زال زائل الظل ؛ ایستاد نصف النهار. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). زال زائل الظل ؛ یعنی ایستاد ایستاده ٔ پیشین و دور و جدا شد سایه. (ترجمه ٔ قاموس ). || لیل زائل النجوم ؛ یعنی شب دراز. (اقرب الموارد) (المنجد). || شب بی ستاره. (ناظم الاطباء). و رجوع به زایل شدن ، زایل گشتن ، زایل گردانیدن ، زایل نمودن و زایل کردن شود. || آنکه دور کند کسی را از جائی. ازاله ، و شاید بدین معنی از زیل (اجوف یائی ) باشد. (اقرب الموارد). رجوع به ازالة و تنحیة شود.

زایل. [ ی ِ ] (ع اِ) خانه ٔ... در حساب رمل ، دلیل مئات است و زایل ضعیف است... و نقطه در زایل دلیل بر ماضی است و نیز دلیل است بر عدم حصول مطلوب. (از کشاف اصطلاحات الفنون : وتد) و رجوع بزایل وتد در این لغت نامه شود. || بیوت... (در اصطلاح منجمان )، بیت های مقدم بر بیتهای اوتاد است. رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون ، ذیل بیت و به زایلة در این لغت نامه شود.

معنی زایل به فارسی

زایل
دورشونده، برطرف شونده، زدوده، نابود، ناپدید
( اسم ) ۱ - برطرف شونده زوال یابنده. ۲ - نابود ناپدید .
در حساب رمل دلیل مئات است و زایل ضعیف است و نقطه در زایل دلیل بر ماضی است و نیز دلیل است بر عدم حصول مطلوب
بر طرف شدن دور شدنبه سر آمدنفانی شدن
نابود ساختن دفع کردن
در نزد اهل رمل خانه های سوم و ششم و نهم و دوازدهم است و آنها را ساقط عن الوتد نیز گویند
نسخ برگردانیدن چیزی را جبران نقص محو کردن

معنی زایل در فرهنگ معین

زایل
(یِ) [ ع . زائل ] (اِفا.) زوال یابنده .

معنی زایل در فرهنگ فارسی عمید

زایل
زدوده، نابود، ناپدید.

زایل در جدول کلمات

زایل را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عبدالرحیم
از بین بردن
رضا
پاک.{[ زایل کردن در برخی موارد یعنی( پاک کردن)]}

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• زایل شدن عقل   • عقل زایل   • زایل شدن حق   • ذائل   • معنی زایل شدن   • ذايل   • زایل یعنی چه   • ضايل   • مفهوم زایل   • تعریف زایل   • معرفی زایل   • زایل چیست   • زایل یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی زایل
کلمه : زایل
اشتباه تایپی : chdg
آوا : zAyel
نقش : صفت
عکس زایل : در گوگل

آیا معنی زایل مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )