انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 940 100 1

زبان فارسی

زبان فارسی در دانشنامه اسلامی

زبان فارسی
زبان فارسی یا پارسی زبان تکلم عده ای از ایرانیان و عده ای از ساکنان آسیای مرکزی است. خط این زبان همان خط عربی است با اضافه چهار حرف پچگژ . بین خط عربی و فارسی تفاوت های دیگری نیز وجود دارد.زبان فارسی دارای ادبیات غنایی قوی و گنجینه بزرگ شعر است.زبان شیرین و دیرین فارسی چه در قالب فارسی باستان و کتیبه ها و سنگ نوشته های خطوط میخی و چه در قالب فارسی میانه و سنگ نوشته های خطوط پهلوی و چه در قالب فارسی دری و خط فارسی که دارای فرهنگ غنی و پربار ادبیات بعد از اسلام است، همه جا بهترین سرمایه ملی و هویت ما ایرانیان است. این امانت گرانبها میراثی است که سینه به سینه و نسل به نسل به دست ما رسیده است.
یکی از مهم ترین ویژگی های انسان نسبت به حیوان، زبان و توانایی سخنگویی اوست؛ به گونه ای که از دوران یونان باستان، فلاسفه، انسان را به «حیوان ناطق» تعریف کرده اند. (البته بسیاری، ناطق را به معنای متفکر گفته اند، ولی در ادامه مقاله روشن خواهد شد که سخنگویی و تفکر رابطه ای نزدیک دارند) گرچه استفاده از صداها برای انتقال مفاهیم به شکل بسیار ساده در حیوانات هم وجود دارد، ولی آنچه ویژه انسان است کاربرد وسیع الفاظ قراردادی برای انتقال مفاهیم است به همین جهت بسیاری از زیست شناسان بر داروین که چنین تفاوت فاحشی بین انسان و حیوان را نادیده گرفته، خرده گرفته اند.
← زبان از نگاه زبان شناسان
زبان شیرین و دیرین فارسی چه در قالب فارسی باستان و کتیبه ها و سنگ نوشته های خطوط میخی و چه در قالب فارسی میانه و سنگ نوشته های خطوط پهلوی و چه در قالب فارسی دری و خط فارسی که دارای فرهنگ غنی و پربار ادبیات بعد از اسلام است، همه جا بهترین سرمایه ملی و هویت ما ایرانیان است. این امانت گرانبها میراثی است که سینه به سینه و نسل به نسل به دست ما رسیده است؛ همین گوهر گرانسنگ است که فردوسی می گوید عجم را با آن بها داده و قدر و قیمت بخشیده است.بسی رنج بردم در این سال سیعجم زنده کردم بدین پارسی
← هویت ایرانیان در ایران و جهان
مردم ایران، زبان فارسی را برای خوب فهمیدن و خوب سخن گفتن و خوب نوشتن می خواهند و از آن گویایی و پویایی می جویند و با واژه های دشوار و دیرفهم و گاهی نامفهوم بیگانه انس و الفتی ندارند و ذائقة آنها این کلمات نامانوس و ناهمرنگ را نمی پسندد و به قول آن جوانمرد رویگرزاده میهن دوست سیستانی باید گفت: «سخنی که من اندر نیابم چرا باید گفتن»شایسته است ادیبان، شعرا و فرهنگ دوستان ایرانی هم جلوی نفوذ واژه های بیگانه را به زبان فارسی بگیرند و هم از گویش های درونی میهنمان مانند گویش های آذری، کردی، لری، بلوچی، بختیاری، تالشی، تفرشی، خوزی، زاگرسی، سگزی، سمنانی، کرمانی، گیلکی و... که سرشار از واژه های ناب و اصیل فارسی هستند بهره بگیرند و اگر چنین جنبش و پویش و کوششی برای پالایش و پربارتر کردن زبان فارسی رخ دهد و هر کس که سوزی در دل و شوری در سر دارد دست به کار شود و زیر نظر فرهنگستان زبان فارسی، فعالیت خود را شروع کند، دیری نمی پاید که به جای لغات بیگانه واژه های ایرانی ناب جایگزین می شود و هر ایرانی در هر گوشه ای از این کهن مرز و بوم به نوبه خود هم خدمتی می کند و هم لذتی می برد و هم وحدت و یگانگی و همبستگی ایرانیان نسبت به یکدیگر بیشتر و بهتر می شود.
جایگاه زبان فارسی
...
حرکت فرهنگی سامانیان زمینه مناسبی برای رشد و گسترش زبان فارسی فراهم ساخت و در پرتو حمایت این سلسله علم و ادب در خراسان بالیدن گرفت. اگرچه سامانیان زبان عربی را که زبان اداری و ابزار ارتباط آن ها با دیگر بلاد اسلامی به شمار می رفت به کار می بردند، اما به زبان فارسی دری نیز توجه زیادی نشان می دادند و با علاقه شدید از نویسندگان و شاعرانی که به این زبان می نوشتند یا شعر می سرودند حمایت می کردند؛ چنان که در دوره آنان نهضتی برای ترجمه از آثار عربی به فارسی شکل گرفت و کتاب هایی چون کلیله و دمنه، تفسیر بزرگ طبری و تاریخ طبری به فارسی دری برگردانده شد. "نصر بن احمد این سخن بشنید. خوش آمدش. دستور خویش را، خواجه بلعمی، بر آن داشت تا از زبان تازی به زبان پارسی گردانید تا این نامه به دست مردمان اندر افتاد، و هر کسی دست بدو اندر زدند، و رودکی را فرمود تا به نظم آورد، و کلیله و دمنه اندر زبان خرد و بزرگ افتاد و نام او بدین زنده گشت، و این نامه از او یادگاری بماند. " فارسی دری در دوره اسلامی به همین زبان معمول فارسی گفته شده است.
زبان دری در دوره اسلامی نخستین بار در دربارها و شهرهای نواحی شرق ایران برای شعر و نثر به کار رفت و به عبارت دیگر، نخستین ظهور ادبی آن در شرق ایران شکل گرفت. به همین سبب تحت تأثیر لغت صرف و نحو لهجه های متداول در این نواحی قرار گرفت. مقدسی و ابن حوقل، منطقه مورد استفاده این زبان را از نیشابور تا سغد در ماوراءالنهر دانسته اند. هم چنین در تاریخ بخارا آمده است "زبان اهل بخارا همان زبان سعدی است، با اندک تحریفی در بعضی از حروف، و زبان دری است".
پیشینه زبان دری
زبان دری یا پارسی یا پارسی دری، یعنی حد وسط لهجه های مشرق (علی الخصوص شهرهای خراسان و پاره ای از بلاد ماوراء النهر) و وجه مشترک همه آن ها، بعد از آن که حکومت های مستقل ایرانی در خراسان و ماوراء النهر به وجود آمد، پیشینه کاربرد واژه دری به قرن های سوم و چهارم برمی گردد؛ زیرا مؤلفانی چون عبدالله بن مقفع و ابن ندیم این واژه را به کار برده و در وجه تسمیه آن سخن گفته اند.ابن مقفع زبان دری را منسوب به دربار می داند و آن را زبان شهرهای مداین برمی شمارد که لهجه های شرق ایران به ویِژه لغت اهل بلخ در آن غالب بوده است.
تفاوت زبان دری با پهلوی
زبانی که به فارسی دری شهرت یافت، با زبان پهلوی تفاوت داشت. زبان پهلوی، زبان رسمی و دینی کسانی بود که بر کیش زرتشتی باقی مانده بودند و برای ایرانیان مسلمان، استفاده از زبان غیر مسلمان مکروه شمرده می شد؛ به همین دلیل زبان فارسی دری که با خط عربی نوشته می شد، شرایط لازم و رشد کافی پیدا کرد تا ایرانیان مسلمان بتوانند آن را به عنوان زبان رایج خود برگزینند.
گسترش زبان فارسی
...

زبان فارسی در دانشنامه ویکی پدیا

زبان فارسی
فارسی یا پارسی یکی از زبان های هندواروپایی در شاخهٔ زبان های ایرانی جنوب غربی است که در کشورهای ایران، افغانستان، تاجیکستان و ازبکستان به آن سخن می گویند. فارسی زبان رسمی کشورهای ایران و تاجیکستان و یکی از دو زبان رسمی افغانستان (در کنار پشتو) است. زبان رسمی کشور هندوستان نیز تا پیش از ورود استعمار انگلیس، فارسی بود.
زبان فارسی را پارسی نیز می گویند. زبان فارسی در افغانستان به طور رسمی دری و در تاجیکستان تاجیکی خوانده شده است.
در سال ۱۸۷۲ در نشست ادیبان و زبان شناسان اروپایی در برلین، زبان های یونانی، فارسی، لاتین و سانسکریت به عنوان زبان های کلاسیک جهان برگزیده شدند. بر پایهٔ تعریف، زبانی کلاسیک به شمار می آید که یکم، باستانی باشد، دوم، ادبیات غنی داشته باشد و سوم در آخرین هزاره عمر خود تغییرات اندکی کرده باشد.
فارسی از نظر شمار و تنوع ضرب المثل ها در میان سه زبان اول جهان است. دامنه واژگان و تنوع واژه ها در فارسی هم چنین بسیار بزرگ و پرمایه است و یکی از غنی ترین زبان های جهان از نظر واژه ها و دایره لغات به شمار می آید. در کمتر زبانی فرهنگ لغاتی چون دهخدا (در ۱۸ جلد) و یا فرهنگ معین (در ۶ جلد) دیده می شود.
زبان فارسی از زبان قدیمی تر فارسی میانه (یا پهلوی) و آن نیز خود از فارسی باستان نشأت گرفته است. این دو زبان قدیمی تر برخاسته از ناحیه تاریخی پارس در حدود استان امروزی فارس در جنوب ایران هستند. فارسی میانه به عنوان گویش رسمی در زمان ساسانیان در دیگر سرزمین های ایرانی گسترش زیادی یافت به طوری که در خراسان بزرگ جایگزین زبان های پارتی و بلخی شد و بخش های بزرگی از خوارزمی زبانان و سغدی زبانان نیز فارسی زبان شدند. گویشی از فارسی میانه که بعدها فارسی دری نام گرفت پس از اسلام به عنوان گویش استاندارد نوشتاری در خراسان شکل گرفت و این بار با گسترش به سوی غرب به ناحیه پارس و دیگر نقاط ایران بازگشت.
براساس نتایج سرشماری سال ۱۳۷۵ دربارهٔ ترکیب قومی ملّت ایران، جمعیت فارس ها حدود ۷۳ تا ۷۵ درصد جمعیت ایران است. آمار سرشماری سال ۱۳۷۵ نشان می دهد که ۸۲ تا ۸۳ درصد مردم فارسی صحبت می کنند و ۸۶ درصد از آنها فقط فارسی را می فهمند. فارسی زبان نخست ۲۰ میلیون تن در افغانستان، ۵ میلیون تن در تاجیکستان، و در ازبکستان حدود ۷ میلیون است. زبان فارسی گویش ورانی نیز در هند و پاکستان دارد (نگاه: زبان فارسی در شبه قاره هندوستان). با توجه به رسمی بودن زبان فارسی در ایران، افغانستان و تاجیکستان و تسلط گویشوران سایر زبان ها بدان به عنوان زبان دوم روی هم رفته می توان شمار فارسی گویان جهان را حدود ۱۱۰ میلیون تن برآورد کرد. زبان فارسی دوازدهمین زبان پرکاربرد در محتوای وب و بالاتر از عربی و سایر زبان های خاورمیانه است.
زبان فارسی نام یکی از مطبوعات استان فارس در دوران پهلوی دوم است.
این نشریه از سال ۱۳۲۹ ه‍.خ به وسیلهٔ محمدعلی ظرافت پیشه در شیراز به چاپ رسیده است.
زبان فارسی باستان در شاخه زبان های ایرانی از گروه زبان های هندوایرانی خانواده زبان های هندواروپایی قرار می گیرد. این زبان به زبان پارسی میانه تحول یافت که زبان ادبی و رسمی دوران ساسانیان بود و بعدها به زبان پارسی دری یا پارسی نو تبدیل شد. این زبان از زبان نیاایرانی (زبان ایرانی باستان) سرچشمه گرفته است.
پارسی باستان در کنار زبان اوستایی تنها زبان های ایرانی دوران کهن هستند که متن یا کتیبه هایی از آن ها به جا مانده است. زبان پارسی باستان در جنوب غربی ایران صحبت می شده است و قدیمی ترین متنی که از آن به جای مانده به قرن ششم پیش از میلاد مربوط می شود.
قسمت عمده ای از پارسی زبانان ازبکستان در دو شهر سمرقند و بخارا و استان سرخان دریا سکونت دارند، در دوران شوروی سابق و به ویژه پس از فروپاشی شوروی، سیاست های ازبکستان تلاش در بیگانه سازی اهالی این شهرها از فرهنگ و زبانشان بوده است. در زمان حکومت شوروی و زمامداری شرف رشیدف عضو دفتر سیاسی حزب کمونیست و دبیر اول حزب کمونیست در ازبکستان هرگاه کسی در شهرهای سمرقند و بخارا در مراکز و اماکن و اداره های دولتی به زبان پارسی حرف می زد باید مبلغ پنج روبل شوروی را به خزانه دولت به عنوان جریمه پرداخت می کرد. در دوره رشیداف با تمام زبان ها می شد حرف زد به جز پارسی، برای همین پارسی زبانان سمرقند و بخارا زبان روسی را بر زبان ازبکی ترجیح می دادند.
بسیاری اهالی سمرقند و بخارا تاجیک اند ولی در اداره های دولتی بر حسب سیاست به نام ازبک ثبت گردیده اند، بچه ها باید مدرسه را به زبان ازبکی بخوانند در صورتیکه زبان ازبکی برایشان بیگانه تر از زبان روسی است. مؤسسات آموزشی از جمله دانشگاه سمرقند که قدیمی ترین دانشگاه آسیای مرکزی است و به فرمان لنین نخستین رهبر حکومت شوروی پایه گذاری شد، به زبان پارسی بود که پس از فروپاشی شوروی و به قدرت رسیدن اسلام کریموف رئیس جمهوری فعلی ازبکستان، آموزش در این دانشگاه به زبان ازبکی شد.
بر اساس آمار رسمی ازبکستان تاجیک ها ۵ ٪ جمعیت کل این کشور را شامل می شوند. اما آمارهای غیررسمی تعداد تاجیک های این کشور را بین ۸ تا ۱۱ میلیون تخمین می زند. استان های سمرقند، بخارا، سرخان دریا، قشقه دریا، نمنگان، فرغانه و سیردریا از مناطق تاجیک نشین این کشور هستند.
زبان فارسی در شبه قاره جنوب آسیا دست کم هشت تا نه سده پیشینه دارد. در پاکستان که هم در روزگار گسترش تمدن فارسی زبانان مسلمان در شبه قاره به وجود آمد تا سده سیزدهم هجری، زبان فارسی به مدت هفت سده دارای سوابق رسمی، علمی، ادبی، و اداری بوده است.
پس از ربع نخست سده یازدهم میلادی بیشتر نواحی که امروز به پاکستان موسوم است به دست سلطان محمود غزنوی (۹۹۸-۱۱۲۰ میلادی) فتح شد و به پادشاهی غزنین پیوست و شهر بزرگ لاهور کرسی استان های فتح شده گردید. خانواده های فارسی زبان از سرمزین های گوناگون پادشاهی غزنین مهاجرت کرده و وارد سرزمین پاکستان شده و در ناحیه های مختلف اقامت گزیدند.
این خانواده های فارسی زبان دست نوشته های فارسی همراه خود آوردند و بدین وسیله در برخی مراکز علمی و ادبی کتابخانه ها تاسیس شد و خوش نویسان فارسی زبان از دست نوشته های فارسی رونویسی کردند و با کوشش های آنها این دست نوشته ها از ناحیه ای به نواحی دیگر می رسید. مهاجران فارسی زبان برای آموزش زبان فارسی مدارسی را هم تاسیس کردند که شماری از آنها در سده های بعد از کانون های مهم تحصیل زبان فارسی گردید و بدین طریق زبان فارسی در این نواحی پیشرفت کرد.
تا پیش از دوران تیموریان زبان فارسی در شبه قاره هند، به عنوان زبان دادوستد فراگیر شده بود. پس از آنکه نوادگان تیمور لنگ، دودمان گورکانیان هند را ایجاد کردند زبان فارسی زبان رسمی این امپراتوری بزرگ شد. در سده های ۱۰ و ۱۱ میلادی، سربازان زیادی به ناحیه سند آمدند که به زبان های فارسی، ترکی، عربی و... سخن می گفتند. در طول سالیان دراز از آمیزش این زبان ها با هم و با زبان محلی مردم، زبان اردو فراگیر شد. اردو یک واژه ترکی به معنی لشکر است و بیانگر زبانی است که در میان سربازان رایج شد.
اردو از فارسی نه تنها نام واژه ها و صفت ها را گرفته است بلکه حرف ها و قیدها، پیشوندها و پسوندها، امثال و حکم، استعارات و تشبیهات و نیز تمثیلات و تلمیحات فارسی در اردو راه یافته است.
شاعران اردو تنها در مطالب و محتویات و قالب شعری تحت تأثیر شعر فارسی قرار نگرفته اند بلکه در وزن شعر کاملاً از عروض فارسی تقلید کرده آن همه بحور با همه زحافات از فارسی به اردو انتقال یافت و عروض فارسی علت دیگری برای فراوانی واژه های فارسی در اردو شد.
محمد اقبال لاهوری شاعر، فیلسوف، سیاست مدار و اندیشمند نامدار پاکستانی اشعار زیادی نیز به زبان فارسی سروده است. اقبال شیفته زبان فارسی بود و از همان ابتدا زبان فارسی را برای بیان اندیشه ها و اشعار خود برگزید به نحوی که هفت هزار بیت از ۱۲ هزار بیت شعری وی به زبان فارسی است.
تا مدتی پیش در بخش هایی از پاکستان و به ویژه در شهر پیشاور اهالی شهر فارسی حرف می زدند ولی با مرور زمان فارسی از خانه های مردم شهر رخت بربست. تا زمان رژیم نظامی ژنرال ضیاالحق در پاکستان، زبان فارسی در تمامی مدارس دولتی این کشور، تا کلاس هشتم تدریس می شد اما آموزش رسمی زبان فارسی در زمان حکومت ژنرال ضیا الحق در مدارس پاکستان کنار گذاشته شد.
یکی از دلایل عمده این موضوع از ترس نفوذ انقلاب اسلامی در پاکستان بود که به شکل نامحسوسی جلوی گسترش زبان فارسی را گرفته و در دراز مدت باعث ضعف زبان فارسی در مدارس و دانشکده ها شد.
تاجیکستان کشوری فارسی زبان است که مردم آن به گویش فارسی تاجیکی سخن می گویند. اکنون در این کشور از خط سیریلیک برای نگارش زبان فارسی استفاده می کنند، درحالی که دیگر کشورهای فارسی زبانِ اصیل، یعنی ایران و افغانستان از خط فارسی استفاده می کنند که بیش از هزار سال است برای نگارش زبان فارسی استفاده می شود. این در حالی است که خط سیریلیک (یا لاتین) هیچ تناسبی با زبان فارسی ندارد و فقط با اهداف سیاسی و استعماری و به اجبار به خط مردم تاجیکستان تبدیل شده است.
پیشینه حضور زبان فارسی در ترکمنستان به دوره دویست ساله حکومت ایرانیان به خصوص خراسانی ها و ماوراءالنهری ها بازمی گردد که پس از پذیرش اسلام و هنگامی که ترکمانان در بیابان های شمالی خراسان حضور داشتند، با برقراری ارتباط و مترجمی میان خراسانی ها و دیگر اقوام ترک، عنوان ترجمان یا ترکمان را یافتند و اولین روابط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی میان این دو برقرار شد، همچنین پیشینه گسترش زبان و واژگان فارسی در آن سرزمین ها را باید در دوره سلجوقی جستجو کرد که زبان رسمی این دیار و نگارش کتاب، سرودن شعر، آموزش و پرورش و نامه نویسی در دستگاه فرمانروایان این خاندان، به زبان فارسی بود. البته در عرصه های فرهنگ، زبان و ادبیات، چون ترکمانان فاقد ادبیات بودند، نتوانستند تأثیر مهمی در روند تعالی زبان فارسی و فرهنگ و تمدن ایرانی بگذارند و اگر سال ها برنامه های قانون گذاران ترک، راه و رسم پالایش زبان ترکی از واژگان بیگانه نبود، بی گمان واژگان فارسی در زبان ترکی، بیش از پیش نمود می یافت.
در سال های اخیر بنیاد سعدی اقدام به برگزاری کلاس های آموزش زبان فارسی در ترکمنستان می کند.
رسول اسماعیل زاده رایزن فرهنگی ایران در ترکمنستان، در مهرماه ۱۳۹۳ اعلام کرد که تاکنون بیش از ۲۰ هزار علاقه مند به زبان و فرهنگ فارسی، این زبان را در ترکمنستان آموخته اند.
زبان فارسی از دیر باز حضوری محسوس در عراق داشته است. در دوره های مختلف تاریخی می توان رد پای زبان فارسی را در سرزمینی که امروزه عراق خوانده می شود یافت. در دوره هخامنشیان و ساسانیان عراق بخشی از ایران بود و زبان فارسی کهن در آنجا رایج بود.
فارسی میانه و امروزی را بیشتر شیعیان در عراق رایج کردند اما اقوام دیگری اط غرب ایران نیز به عراق مهاجرت کرده اندکردهای فیلی و ایزدی ها به زبان فارسی بسیار نزدیک هستندو تعدادی از اقوام لر نیز در عراق ساکن بوده اند. در دوره صفوی و با رسمی شدن مذهب شیعه در ایران و گسترش این مذهب در میان ایرانیان کاروان های زائران ایرانی برای زیارت اماکن مقدس شیعیان به عراق که در آن زمان ایالتی وابسته به امپراتوری عثمانی بود سرازیر شدند.
بسیاری از زائران ایرانی که به زیارت امامان شیعه در عراق می رفتند در همان دیار سکنی می گزیدند و دیگر به ایران باز نمی گشتند. در دوره کشمکش ها و جنگ های میان دو دولت عثمانی و صفوی شهرهای مقدس در عراق و حتی بغداد برای مدتی به دست صفویان افتاد تا حضور زبان فارسی بیش از پیش در عراق ملموس شود.
از سوی دیگر با فروپاشی حکومت صفوی در قرن هجدهم میلادی بسیاری از علمای شیعه از اصفهان به کربلا و سپس نجف مهاجرت کردند. رونق گرفتن حوزه علمیه نجف و سرازیر شدن طلاب ایرانی به عراق باعث شد که حضور زبان فارسی باز هم پررنگ تر شود.
حضور طلاب و حتی مراجع ایرانی تبار و تاثیر زیاد بر جامعه عراق تا به امروز نیز ادامه دارد به طوری که آیت الله علی سیستانی که متولد مشهد است هم اکنون به عنوان مرجع اعلی در عراق شناخته می شود.
به دلیل در اقلیت بودن فارسی زبانان در این شهرها و همچنین به دلیل مقدس بودن زبان عربی به عنوان زبان قرآن و اهمیت این زبان در تحصیلات حوزوی فارسی هیچگاه به زبان اول این مناطق تبدیل نشد ولی حضور واژگان و اصطلاحات فراوان فارسی در لهجه عراقی بیانگر تاثیر چند صد ساله زبان فارسی در این مناطق است.
مردمانی که برای تجارت با عراق ارتباط داشتند بیشتر از طایفه های کرد "فیلی" بودند و به گویشی نزدیک به لری سخن می گفتند به دلیل مسافت نزدیک ایلام و کرمانشاه به بغداد در مقایسه با تهران برای پیدا کردن کار به پایتخت عراق مهاجرت می کردند و در آنجا مشغول کار می شدند.
با تاسیس دولت جدید در عراق در سال ۱۹۲۱ و همچنین با جدی شدن قانون شناسنامه رفت وآمد ایرانیان در عراق شکل و شمایل دیگری به خود گرفت و اندکی محدودتر شد اما حضور طلاب علوم دینی در حوزه نجف همچنان ادامه داشت.
در وره صدام بسیاری از خانواده ها به اتهام داشتن فرهنگی ایرانی و به اتهام فارسی بودن از عراق اخراج شدند. در این دوران صحبت کردن به زبان فارسی تبدیل به تابو شد و بسیاری از خانواده های فارسی زبان که از موج های تبعید در امان مانده بودند، هویت اصلی خود را پنهان می کردند تا مجبور به تبعید و آوارگی نشوند.
همچنین قلع و قمع مخالفان حکومت در دوره صدام باعث شد تا بسیاری از آن ها که کرد و به خصوص از اعراب شیعه بودند به ایران پناه بیاورند. بسیاری از آن ها پس از سال ها سکونت در ایران اکنون به عراق بازگشته اند و پست های کلیدی این کشور را به دست گرفته اند. جلال طالبانی رئیس جمهور عراق و عمار حکیم رئیس مجلس اعلای اسلامی عراق از شاخص ترین چهره های سیاسی عراق اند که به زبان فارسی می توانند تکلم کنند. برگشت کردهای عراق به هویت کردی و آشنایی با زبان و فرهنگ و ریشه های ملت کرد باعث به وجود آمدن علاقه به زبان فارسی به عنوان زبانی هم خانواده و نزدیک به زبان کردی در میان این قشر شده است. از این روست که امروزه بسیاری از کردها در عراق و به خصوص اقشار تحصیل کرده این توانایی و دانش را دارند که با زبان فارسی تعامل کنند. در سرشماری های اکنون یک درصد مردم عراق خود را فارس زبان معرفی کرده اند
با ظهور ناگهانی رسانه های دیداری و شنیداری جهانی وشبکه تارنمای عنکبوتی جهانی(اینترنت) که مرزها را بدون اجازه در می نوردید، و با آغاز عصر انفجار اطلاعات و انقلاب اطلاعات عده ای نگران شدند و به آن تهاجم و شبیخون فرهنگی لقب دادند که قصد نابودی زبان و فرهنگ ملتهای مغلوب را دارد حتی فرانسوی زبانها که زبان آنها جزو ۵ زبان رسمی سازمان ملل است و یک زبان زنده جهانی است احساس خطر نموده و گفتند مرحله جدید در تمدن بشر یک دهکده جهانی با یک زبان رسمی و ادغام زبانها و فرهنگها را دنبال می کند. همزمان شدن فرو پاشی ابرقدرت اتحاد جماهیرشوروی با طرح دهکده جهانی مارشال مک لوهان و سپس استفاده آن از سوی بوش پدر برای عصر وسایل و فناوریارتباط جمعی و ظهور سیاست یک جانبه گرایانه، بسیاری از کشورها را نگران کرد. در ایران کسانی بودند که نابودی زبان فارسی را نزدیک می دیدند مجلس شورای اسلامی سالهای ۱۳۷۲–۱۳۷۴ جلسات متعددی داشت تا مانع ورود تکنولوژی ماهواره ای، موبایل و... شود. اما در نهایت با بحث های موافقان و مخالفان تعدیل هایی صورت گرفت. عده ای اعتقاد داشتند این تکنولوژی موهبتی است که باید از آن بهره گرفت و به ریسمان آن چنگ انداخت تا فرهنگ و زبان خود را حفظ کنیم و حتی توسعه دهیم. (صورتجلسات مجلس ۱۳۷۲).
۵ میلیون ایرانی که در خارج از مرزها زندگی می کنند و پیوند آنها با زبان مادری چند دهه قطع شده بود به ناگهان خود را در کشور مادر احساس کردند و نسل های بعدی ایرانی تبارها به سوی فرا گیری زبان مادری متمایل شدند.
زبان فارسی در سال های نه چندان دور در قرقیزستان رایج بوده است و هم در دانشگاه ها و هم در تعداد زیادی از مدرسه ها تدریس می شده است. بیشتر واژگان مربوط به دین و تجارت در قرقیزستان از واژگان فارسی گرفته شده است. برخی از زبان شناسان تعداد واژگان فارسی در زبان قرقیزی را مشتمل بر ۱۲۰۰ واژه می دانند ولی به نظر می رسد که بسیار بیشتر از این مقدار باشد. در کتاب قرقیزنامه، سابقه زبان فارسی پیش از حمله روس ها بیان شده است به طوری که مردم نماز خود را به زبان فارسی ادا می کردند. زبان و ادب فارسی در فرهنگ و سنت های محلی قرقیزستان به ویژه در گویش مناطق جنوب غربی این کشور و دره فرغانه گسترده تر است. بسیاری از مکان های تاریخی قرقیزستان نام فارسی دارند و صدها واژه و اصطلاح فارسی مانند نان، داروخانه، آش خانه، چای خانه، کوچه، پیغمبر، فرشته، دوزخ و بهشت در زندگی روزمره مردم قرقیزستان کاربرد دارد. پیش از سلطه شوروی بر قرقیزستان، بیشتر فرمان ها و مکتوبات و سندهای زمین و وقف نامه ها به زبان فارسی نوشته می شده است. نخستین بیانیه های بلشویک ها که برای مردم این مناطق صادر می شد، به زبان فارسی ترجمه می شد. در تدوین بزرگ ترین سرمایه قومی و مظهر هویت ملی قرقیزستان یعنی حماسه ماناس نیز رد پای زبان و ادب فارسی مشخص است به طوری که این حماسه از شاهنامه فردوسی اثر زیادی گرفته است.
دره جامو و کشمیر را به علت شباهت هوا و زمین و محیط آنسامان به ایران، ایران کوچک نامیده اند. در بسیاری از بناها و باغات و قالی کشمیر تأثیر هنر ایران مشهود می باشد. از لحاظ نثرنویسی هم دورهٔ پیش از تیموریان در کشمیر بسیار غنی است.
ورود زبان و ادبیات فارسی به دره پهناور جامو و کشمیر هم زمان با گسترش دین اسلام در آن نواحی در ربع اول سده هشتم هجری بطور خاص آغاز شده ولو از سده یکم هجری به بعد عده ای از مسلمانان در این ناحیه بسر برده اند. در سده مزبور صوفیان بزرگ ایران مانند سید شرف الدین بلبل شاه ترکستانی (م ۷۲۷ ه) و میر سید علی همدانی (م ۷۸۶ ه) و بسیاری از همراهان آنان موجب توسعه اسلام و زبان فارسی در آن سامان بوده اند.
در سال ۷۲۵ ه نخستین مسلمان کشمیر صدر الدین بر روی کار آمد. از سال ۷۴۳ ه شاهان شاهمیری سلطه بدست آوردند (۷۴۳ – ۹۶۲ ه) و سپس چک ها اقتدار را دارا شدند (۹۶۲ – ۹۹۴ ه) و از آن به بعد ناحیه کشمیر در عهد اکبر شاه تیموری جزوی از پادشاهی تیموریان تلقی شده است – دوره پیش از تیموریان را در کشمیر «عهد سلاطین کشمیر» می نامند.
زبان پارسی میانه یا زبان پهلوی یا درست تر پارسیگ نیای مستقیم زبان پارسی امروزی است.
پهلوی در معنای عام و نه چندان دقیق به زبان ها و مخصوصاً خط های رایج دوره های اشکانی و ساسانی اطلاق می شود و محدود به ایالات نبوده است. پهلوی یا پارسی میانه شکلی از زبان پارسی است که واسطهٔ مستقیم میان پارسی باستان و پارسی امروزی است. به عبارت دیگر پارسی امروزی شکل تحول یافته تر از خود زبان پارسی میانه است. پارسی میانه زبان ارتباطی مشترک در تمامی شاهنشاهی ساسانی بود و احتمالاً در زمان ساسانیان در خراسان تقریباً به طور کامل جایگزین زبان پارتی شده بود. پارسی میانه یکی از زبان های ایرانی است که بنا به تعریف از اوایل دوران اشکانی نخست در جنوب غربی ایران و سپس در زمان ساسانیان به عنوان زبان رسمی همهٔ امپراطوری ایران تا صدر اسلام رواج داشته است. خاستگاه این زبان که فرزند پارسی باستان به حساب می آید پارس بود. در دوران اشکانیان پارسی میانه زبانی محلی بود و از پهلوی اشکانی تأثیراتی پذیرفت تا اینکه در زمان ساسانیان زبان رسمی شاهنشاهی شد. کتیبه ها و اسناد ساسانیان و بسیاری از کتاب ها به این زبان نوشته می شد. با برافتادن ساسانیان و تا چند سده پس از اسلام همچنان تولید اثر به این زبان ادامه داشت. گرچه عملاً زبانی نیمه مُرده به شمار می آمد.
این زبان یا یکی از گویشها یا زبان های بسیار نزدیک به آن، پس از تحول و آمیختگی با لهجه ها، گویش ها و زبان های خویشاوند دور و نزدیک و همچنین وارد شدن وام واژه ها، پارسی نو را به وجود آورده است. بنا بر این جای تعجب نیست که شباهت های فراوان چه از نظر واژگانی و چه از نظر دستوری میان این دو زبان وجود دارد. در واقع تحولی که از پارسی باستان تا پارسی میانه اتفاق افتاده است بسیار بزرگتر از تحولی است که از پارسی میانه تا پارسی نو رخ داده است.
به احتمال بسیار زیاد، ریشه زبان های ایرانی، لری با گویش های مختلف زبان لری و زبان لارستانی مانند زبان فارسی به پارسی میانه و از طریق پارسی میانه به پارسی باستان برمی گردد.
این زبان همواره از دیدگاه دستوری و واژگانی با گویش های محلی نواحی پارس نزدیکی داشته است.
زبان ادبی کردستان عراق تا سال ۱۹۲۰ فارسی و زبان اداری حکومتی آن ترکی عثمانی بود. زبان نوشتاری سورانی که با خط فارسی-عربی و با علاماتی اضافه شده نوشته می شود در سال های ۱۹۱۹ و ۱۹۲۰ با بخشنامه ای توسط حکومت بریتانیا که بر منطقه مستقر شده بود و با قصد ایجاد چنددستگی در کشور عراق و منطقه ایجاد شد.
رشید یاسمی در کتاب «کردان و تعلق قومی و تاریخی آنان»، ص۱۳۵، درباره این تحولات می نویسد: "در زندگی معاملاتی و سیاسی سلیمانیه عراق زبان فارسی بکار می رفت و تا سال ۱۹۲۱ میلادی، تدریس در مدرسه های این شهر به زبان فارسی بود. بعد هم که تدریس فارسی از مدارس برچیده شد کردها همچنان آثار سعدی، حافظ، نظامی، جامی و عطار را می خواندند و آموزش فارسی از روی نان و حلوای شیخ بهایی صورت می گرفت".
آشنایی با زبان فارسی گفتاری هم به مرور از بیشتر نواحی شمال عراق رخت بربست بجز از ناحیه سلیمانیه. استان سلیمانیه که به مرز ایران نزدیک است و رادیو و تلویزیون ایران را دریافت می کند همیشه در حیطه رسانه های فارسی زبان قرار داشته و جوانان آن آوازهای پاپ ایرانی را از حفظ می خوانند. در زمان پیش از انقلاب آوازهای داریوش و گوگوش و در دوره پس از انقلاب آهنگ های معین در سراسر کردستان عراق از طرفداران زیادی برخوردار بوده است. امروزه ویدئوکلیپ های معین با زیرنویس کردی در اینترنت با اشتیاق دست به دست می گردد.
بازاندیشیِ زبانِ فارسی: ده مقاله، نامِ کتابی درباره یِ زبانِ فارسی است که آن را متفکرِ ایرانی، داریوشِ آشوری، نوشته است. مجموعه یِ مقاله هایِ این کتاب، بینِ سال هایِ ۱۳۵۵ تا ۱۳۷۵ خورشیدی، برایِ نشریه هایِ مختلف نگاشته شده و برایِ نشر در این کتاب، موردِ بازنگری قرار گرفته اند.( صفحه ی۷)
کتابِ بازاندیشیِ زبانِ فارسی، بیش از همه به آسیب شناسیِ زبانِ فارسی و بررسیِ ریشه یِ تاریخیِ این آسیب ها و عقب ماندگی ها می پردازد، به مقایسه یِ تمدنِ ایرانی و تمدنِ مدرن و دگردیسی هایِ زبان در اثرِ برخوردِ این دو تمدن با هم توجه می کند و ضمنِ بیانِ رابطهٔ بینِ زبانِ یک جامعه با فرهنگِ آن، تلاش می کند که با بازاندیشی و برطرف کردنِ مشکل هایِ زبانیِ این جامعه، راه حلِ برطرف شدنِ مشکل ها و معضل هایِ جامعهٔ ایرانی را بیابد.
زبان فارسی اولین و قدیمی ترین زبانی است که قرآن به آن ترجمه شد. نخستین ترجمه را ترجمه آیاتی از قرآن در نامه پیامبر اسلام به خسرو پرویز می دانند و قدیمی ترین مترجم را سلمان فارسی.
گفته اند که سلمان فارسی «بسم الله الرحمن الرحیم» را به «به نام یزدان بخشاینده» ترجمه کرده و به اعتقاد برخی، او برای نخستین بار سوره حمد را به فارسی ترجمه کرد. از مهمترین مترجمان قرآن به زبان فارسی، شیخ عباس مصباح زاده و الهی قمشه ای و همچین ناصر مکارم شیرازی بوده اند.
از جمله ترجمه های سبک نوین قرآن که محتوای آن با دید تفسیری است. ترجمه قرآن محمد صادقی تهرانی است. وی نام آنرا ترجمان وحی گذارده و بر خلاف روش دیگران «بسم الله الرحمن الرحیم» را «به نام خدای رحمتگر بر آفریدگان، رحمتگر بر ویژگان» ترجمه کرده است.
دستور زبان فارسی یا دستور زبان پارسی مجموعه قواعدی است که وبژگی ها و توانایی های زبان فارسی را نشان می دهد. دستور زبان فارسی با بسیاری از زبان های هندواروپایی شباهت هایی دارد، به خصوص زبان هایی که از ریشه هندوایرانی هستند.
ساختار جمله در دستور زبان فارسی به صورت «واحدی از زبان که از یک بند یا بیشتر تشکیل شده و از دوگونه «جمله هسته ای» و «جمله خوشه ای» تشکیل می شود» تعریف شده است. در زبان فارسی در میان پنج واحد جمله، بند، گروه، کلمه و واژک جمله بزرگترین گروه را شامل می شود که از اجماع منظم چند کلمه حاصل می شود.
فرهنگ جامع زبان فارسی فرهنگی تاریخی است که از سال ۱۳۷۶ در «گروه فرهنگ نویسی» فرهنگستان زبان و ادب فارسی در دست تدوین است. جلد نخست این فرهنگ (حرف آ) در سال ۱۳۹۲ منتشر شده است و جلدهای بعدی به ترتیب حروف الفبا در سال های آینده منتشر خواهند شد.
علی اشرف صادقی، که ویراستار ارشد این فرهنگ است، بخش هایی از آن را در صفحهٔ خود در وب گاه academia.edu گذاشته است. این بخش ها از این قرارند: اطلاعات کتاب شناختی، نام دست اندرکاران، سرسخن، پیشگفتار، راهنمای استفاده از این فرهنگ، کلان ساختار، کتاب نامه ها، نشانه ها، و بخشی جزئی از متن فرهنگ که دربردارندهٔ مدخل های آ۱ تا آ۶، آب۱ و آب۲ است. گفتنی است مدخل آب۱ در این فرهنگ ۵۸ صفحه است.
فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی یک فرهنگ لغت اختصاصی برای ریشه شناسی زبان فارسی تألیف دکتر محمد حسن دوست است که در سال ۱۳۹۳ در پنج جلد و از سوی انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی چاپ و منتشر شده است. این کتاب در سی وسومین دورهٔ کتاب سال جمهوری اسلامی ایران، در گروه «زبان های باستانی»، به عنوان اثر برگزیده شناخته شد. پیشتر، در سال ۱۳۸۳، جلد نخست فرهنگی با همین نام، تألیف حسن دوست، شامل حروف «آ - ت»، از سوی فرهنگستان زبان و ادب فارسی منتشر شده بود.
فَرهَنگ های لُغَت در واقع کتاب هایی هستند که معانی واژگان گوناگون در آنها یافت می شود.
فرهنگ های واژگان زبان فارسی زبان فارسی یکی از زبانهایی است که ایجاد واژگان نامه برای آن سنّتِ درازی دارد؛ و از زمانهای باستان واژگان نامه هایی نوشته شده که اکنون از آنها خبری نیست.
در قرون سوم تا هفتم که سلسله های ترک (غزنویان، سلجوقیان و خوارزمشاهیان) بر ایران حکم راندند، لغاتی از زبان ترکی وارد فارسی شد از جمله:
فهرست لغات مغولی در زبان فارسی به دلیل سلطه مغولان بر ایران از قرن هفتم، تعدادی از لغات مغولی وارد زبان فارسی شده که عبارتند از:
مرد
آل تمغا
آلتون
اردو
اروغ
الاغ
الوس
الوک
ایراخته
ایل
ایلخان
ایلچی
ایناق
بالش واحد شمارش زر و سیم
نعناغ
بهادر
ترغو
تغار
تکشمیشی
تمغا: اصل کلمه در پارسی تمگا بوده است که وارد زبان های ترکی و مغولی شده و سپس دوباره تحت تمغا وارد پارسی شده است.
تنسوق
تومان
چریک
چوک
ساوری
سوغات
سیورسات
قراغچی
قمیز
قوبچور
قورچی
کتل
کریاس
کنگاش
نوکر
یارغو
یاسا
یاغی
یام
یای
یرلیغ
یورت
مبانی زبان شناسی و کاربرد آن در زبان فارسی کتابی از ابوالحسن نجفی است که در آن مفاهیم و مباحث اساسی زبان شناسی امروز با زبانی ساده و درخور فهم عموم شرح داده شده است. این کتاب هم اکنون به عنوان یک کتاب کلاسیک دربارهٔ علم زبان شناسی مطرح است و عمدتاً بر پایه نظریه نقش گرایی آندره مارتینه نوشته شده است. این کتاب تا تابستان ۱۳۸۷ به چاپ دهم رسیده است.
مختصات: ۳۵°۴۸′۰۷″ شمالی ۵۱°۲۵′۱۲″ شرقی / ۳۵.۸۰۱۹۴۷° شمالی ۵۱.۴۲۰۱۳° شرقی / 35.801947; 51.42013
مؤسسه لغت نامه دهخدا و مرکز بین المللی آموزش زبان فارسی یکی از مراکز آکادمیک وابسته به دانشگاه تهران است. مؤسسهٔ لغت نامهٔ دهخدا نخستین سازمان در ایران است که برای تألیف فرهنگ لغت یا واژه نامه تأسیس شده است و از سال ۱۳۸۶ به دلیل وحدت هدف علمی و نیز وحدت اداری و مکانی، دو نهادِ مؤسسهٔ لغت نامهٔ دهخدا و مرکز بین المللی آموزش زبان فارسی با هم ادغام شدند و همچنین از دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران مستقل گردیدند و با تصویب هیئت رئیسهٔ دانشگاه تهران، این دو نهاد تحت عنوان واحدِ مؤسسهٔ لغت نامهٔ دهخدا و مرکز بین المللی آموزش زبان فارسی به فعالیت خود ادامه دادند.
متون تاریخی به زبان فارسی کتابی است گردآوردهٔ عبدالحسین نوایی (۱۳۰۱ - ۱۳۸۳ ه‍.خ.) که به معرفی ۶۴ کتاب تاریخی به زبان فارسی می پردازد. این کتاب ها از سدهٔ چهارم تا سیزدهم هجری اند و نمونه ای از هر یک از آن ها آورده شده است.
مرکز بین المللی آموزش زبان فارسی در سال ۱۳۶۸ تحت نظارت مؤسسه دهخدا (منتقد، نویسنده، شاعر و پژوهشگر ادبی) در دانشگاه تهران گشایش یافت. هدف مرکز بین المللی آموزش زبان فارسی، آموزش زبان فارسی به دانشجویان خارجی و آموزش مدرسان این زبان به منظور آموزش در خارج از کشور می باشد. از زمان گشایش این مرکز نزدیک به ۲۶۰۰ دانشجوی خارجی از ۹۷ کشور گوناگون جهان را پذیرفته است به نحوی که ایشان توانا به خواندن، نوشتن و صحبت کردن به زبان فارسی می باشند. علاوه برآن بسیاری از دانشجویان دوره کارشناسی ارشد و دکتری در رشته خاورشناسی از آلمان، انگلستان، آمریکا، فرانسه، ایتالیا، لهستان، کره و دیگر کشورها برای گذراندن دوره های کوتاه مدت زبان فارسی به این مرکز آمده اند که در جهت بالابردن سطح فارسی و نوشتن پایان نامه ایشان کاملاً سودمند بوده است. همچنین مرکز با پذیرفتن مدرسان و پژوهشگران خارجی زبان فارسی آن ها را با فضای رشته تخصصی شان بیشتر آشنا می سازد.
کتابخانه مرکز بین المللی آموزش زبان فارسی مجموعه ای از کتب فارسی و دیگر زبان ها به دانشجویان خارجی ارائه می دهد. با توسعه فضایی، این مرکز تلاش برآن دارد که با راه اندازی امکانات دیگری از قبیل لابراتوار زبان، سایت رایانه و آمفی تئاتر سطح آموزشی مرکز را بالا برد.
زبان فارسی ۲۳ همخوان (صامت) دارد که شامل ۸ انسدادی، ۸ سایشی، ۲ اِنسایشی، ۲ خیشومی، یک ناسوده، یک لرزشی و یک روان است. این همخوان ها به ترتیب الفبای فارسی عبارتند از:
انسدادی چاکنایی (در آوانگاری بین المللی با /ʕ / نشان داده می شود.) در الفبای فارسی ع، همزه (ء، آ، أ، ئ، ؤ)، الف (در ابتدای واژه)
ء (ع)، ب، پ، ت (ط)، ج، چ، خ، د - ر - ز (ذ، ظ، ض)، ژ، س (ث، ص)، ش، غ (ق)، ف، ک، گ، ل، م، ن، و، ه (ح)، ی.
انسدادی دولبی واکدار (در آوانگاری بین المللی با /b/ نشان داده می شود) در الفبای فارسی با نویسه «ب» نشان داده می شود.
انسدادی دولبی بیواک (در آوانگاری بین المللی با /p/ نشان داده می شود) در الفبای فارسی با نویسه «پ» نشان داده می شود.
انسدادی دندانی لثوی بیواک(در آوانگاری بین المللی با /t/ نشان داده می شود) در الفبای فارسی با نویسه های «ت» و «ط» نشان داده می شود.
انسدادی دندانی لثوی واکدار (در آوانگاری بین المللی با /d/ نشان داده می شود) در الفبای فارسی با نویسه «د» نشان داده می شود.
انسدادی کامی واکدار (در آوانگاری بین المللی با /ɟ/ نشان داده می شود) در الفبای فارسی با نویسه «گ» نشان داده می شود.
انسدادی کامی بیواک (در آوانگاری بین المللی با /c/ نشان داده می شود) در الفبای فارسی با نویسه «ک» نشان داده می شود.
انسدادی ملازی واکدار (در آوانگاری بین المللی با /G/ نشان داده می شود) در الفبای فارسی با نویسه «ق» و «غ» نشان داده می شود.
سایشی لبی دندانی واکدار (در آوانگاری بین المللی با /v/ نشان داده می شود) در الفبای فارسی با نویسه «و» نشان داده می شود.
سایشی لبی دندانی بیواک (در آوانگاری بین المللی با /f/ نشان داده می شود) در الفبای فارسی با نویسه «ف» نشان داده می شود.
سایشی لثوی واکدار (در آوانگاری بین المللی با /z/ نشان داده می شود) در الفبای فارسی با نویسه «ز»، «ض»، «ظ» و «ذ» نشان داده می شود.
سایشی لثوی بیواک (در آوانگاری بین المللی با /s/ نشان داده می شود) در الفبای فارسی با نویسه «س»، «ص»، و «ث» نشان داده می شود.
سایشی لثوی کامی واکدار (در آوانگاری بین المللی با /ʒ/ نشان داده می شود) در الفبای فارسی با نویسه «ژ» نشان داده می شود.
سایشی لثوی کامی بیواک (در آوانگاری بین المللی با /ʃ/ نشان داده می شود) در الفبای فارسی با نویسه «ش» نشان داده می شود.
سایشی ملازی بیواک (در آوانگاری بین المللی با /x/ نشان داده می شود) در الفبای فارسی با نویسه «خ» نشان داده می شود.
سایشی چاکنایی (در آوانگاری بین المللی با /h/ نشان داده می شود) در الفبای فارسی با نویسه «هـ» و «ح» نشان داده می شود.
انسایشی لثوی دندانی واکدار (در آوانگاری بین المللی با /dʒ/ نشان داده می شود) در الفبای فارسی با نویسه «ج» نشان داده می شود.
انسایشی لثوی دندانی بیواک(در آوانگاری بین المللی با /tʃ/ نشان داده می شود) در الفبای فارسی با نویسه «چ» نشان داده می شود.
لرزشی لثوی واکدار (در آوانگاری بین المللی با /r/ نشان داده می شود) در الفبای فارسی با نویسه «ر» نشان داده می شود.
ناسوده کناری واکدار (در آوانگاری بین المللی با /l/ نشان داده می شود) در الفبای فارسی با نویسه «ل» نشان داده می شود.
روان کامی واکدار(در آوانگاری بین المللی با /j/ نشان داده می شود) در الفبای فارسی با نویسه «ی» نشان داده می شود.
خیشومی دندانی واکدار (در آوانگاری بین المللی با /n/ نشان داده می شود) در الفبای فارسی با نویسه «ن» نشان داده می شود.
خیشومی دولبی واکدار(در آوانگاری بین المللی با /m/ نشان داده می شود) در الفبای فارسی با نویسه «م» نشان داده می شود.

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های زبان فارسی

زبان فارسی یکی از زبان های هندواروپایی در شاخهٔ زبان های ایرانی جنوب غربی است که در کشورهای ایران، افغانستان، تاجیکستان و ازبکستان به آن سخن می گویند.
• «زبان فارسی شیرین است، این زبان ماندنی است در اساسِ آن خللی وارد نخواهد شد، کاخی است که از باد و باران گزند نخواهد یافت زیرا این بذر سخن در جای جای سرزمین ما به بار نشسته است و با پارسی زبانان آن سوی مرزهای ایران هم مستحکم تر خواهد شد و گلهای تازهای خواهد داد و با میو ه هایی شیرین به بار خواهد نشست.»
• سخنرانی در جلسهٔ افتتاحیهٔ انجمن بین المللی ایران شناسی»۶ خرداد ۱۳۸۹/ ۲۷ ژوئن ۲۰۱۰ لوس آنجلس -> ژاله آموزگار
• «زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است.» -> اصل ۱۵، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
• «زبان رسمی کشور تاجیکستان تاجیکی است همچنین زبان روسی به عنوان زبان معاشرت بین ملیت ها عمل می کند. همه خلق هایی که در قلمرو جمهوری تاجیکستان زندگی می کنند حق دارند آزادانه از زبان مادری خویش استفاده کنند.» -> اصل دوم قانون اساسی جمهوری تاجیکستان
• «از جمله زبانهای پشتو، دری، ازبکی، ترکمنی، بلوچی، پشه یی، نورستانی، پامیری و سایر زبانهای رایج در کشور، پشتو و دری زبانهای رسمی دولت می باشند.» -> مادهٔ شانزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان
• «از قدیم باین زبان، زبان دَری گفته اند البته درست ترین اصطلاح دربارهٔ آن همان زبانِ دَری است و باید گفت زبانِ دَری را نخست از آغاز قرن سوم میلادی بخطِ آرامی نوشته اند.» -> تاریخ خط در ایران/از سعید نفیسی/به نقل از مجلهٔ کاوش، شمارهٔ اول، دورهٔ دوم، آبان ماه ۱۳۴۲، صص ۱۸‐۲۶.
• «تخریبِ زبانِ فارسی به وسیله یِ گویندگان و گزارشگرانِ ورزشیِ صدا و سیما و ضرورتِ آموزش دادن به ایشان و تصحیح کردنِ روندهایِ نادرست، از دغدغه هایِ اصلی و اساسی من شده است. احساس می کنم عده یی افتاده اند به جانِ این زبان و این زبان دارد آرام آرام، شاید هم خیلی سریع، سر و صورتی پیدا می کند که اگر ۴۰–۳۰ سال دیگر کسی بخواهد نوشته های درست استادان زبان فارسی را بخواند، نتواند. گویی موریانه به جان این زبان افتاده باشد.» -> علی میرزایی در مقالهٔ به جان زبان فارسی افتاده ایم
• «ازآنجائیکه جوشش پیوندهای جهان فرهنگی زبان فارسی، گاه گاهی نا راحتی های حلقات معین زبان ستیزان کشورهای مختلف حوزه فرهنگی آسیای میانه را تبارز می دهد، زمزمه هائی برپا کرده،های های فریاد براه می اندارند که زبان فارسی دری، فارسی ایرانی و فارسی تاجیکی سه زبان جداگانه بوده از ریشه بهم فرق دارند. این گروهکها مدعی می شوند که گویا زبان فارسی تاجیکی متعلق به تاجیکستان، دری مربوط افغانستان وفارسی هم مال ایران می باشد. ایشان واویلاها می کنند و نظریه های مندرآوردی بیشماری می آورند که گویا این سه زبان ازهم متفاوت بوده ریشه و تاریخچهً مشترکی باهم ندارند. این نظریه پردازیها که اصلاً پایهً علمی وتحقیقی نداشته و ندارد، عمدتاً یا ازتنگ نظریهای ناسالم ذهنی تیکه داران اقوام مختلف وقبیله سالاران منشاً می گیرد ویاهم ازطرف اربابان ماجرا جو، حسود و کورذهن که ظاهراً باسیاستهای تنش افزایی، بازیهای ویرانگر روز ویا هم اوامر باداران بیگانه خود، همآهنگی دارند، سرمیزند و می خواهند این ذهنیت کاذب را بکرسی نشانند که این سه گویش دارای یک ریشه نیستند.» ن -> رسول رهین استاد دانشگاه کابل
• «دلایل مستند و آفتابی وصحه گذاریهای زیاد تاریخی ونیز پژوهشهای همه جانبه محققان و زبان شناسان جهان در زمینه وجود داردکه ثابت می سازد دری و فارسی وزبان تاجیکی یک زبان واحد است ودرطول هزاره های تاریخی باهم ریشهً مشترک داشته اند، اگردر جایی تغییراتی درلهجه ها ویا ترادف واژه ها ویا در ورودکلمات بیگانه دربین واژه های این زبان گشن بیخ بمیان آمده باشد که مسلماً درخصلت هرزبانی نهفته است، معنی آنرا ندارد که این زبان واحد را به شاخه های دری، تاجیکی و فارسی جدا سازد.» -> رسول رهین استاد دانشگاه کابل
• «در ایران زبان باستانی (فارسی باستان) هیچ گاه جای به عربی نداد، بلکه دگرگون گردید. پس از آمدن اسلام، توأم با مقداری لغات عربی، به الفبای آن زبان تحریر شد.» برنارد لوئیس، در کتاب خارومیانه؛ دوهزار سال تاریخ از ظهور مسیحیت تا امروز، مقدمه.
• این گفتار به گذشته زبان فارسی مربوط است.
• «پارس، پرسیس یا فارس، به سخن دقیقتر، کشور یا ملتی نیست، بلکه نام ایالتی است در کرانهٔ شمالی خلیجی به همین نام. ایرانیان هیج گاه این نام را به تمامی ممکلت اطلاق نکردند؛ ولی زبان خود را بدین نام می خوانند زیرا که گویش محلی فارس، زبان اصلی فرهنگی و سیاسی کشور شد- همتن گونه که گویش توسکانی زبان ایتالیایی، گویش کاستیلیایی زبان اسپانیایی و گویش مناطق مجاور لندن زبان انگلیسی گردید. نامی که خود ایرانی ها برای کشورشان همیشه به کار برده اند، و در سال ۱۳۱۴ شمسی (۱۹۳۵ میلادی) به بقیه جهان نیز تحمیل کردند، ایران است. این نام از واژهٔ قدیمی آریانم، حالت جمع مِلکی به معنای «سرزمین آریاها» مشتق شده است و قدمت آن به مهاجرت های نخست اقوام هندو-آریایی می رسد.» برنارد لوئیس، در کتاب خارومیانه؛ دوهزار سال تاریخ از ظهور مسیحیت تا امروز، بخش پیش از مسیحیت.
• این گفتار به گذشته زبان فارسی مربوط است.
• «در دوره سامانیان (۲۶۲–۳۸۹ هـ ق)، پایتخت شان، بخارا، کانون احیای فرهنگ ایرانی شد. در عهد بیشتر پادشاهان سامانی، زبان رسمی، فارسی بود. سامانیان به تشویق ان و دانشمندان ایرانی پرداختند، و قرن دهم و یازدهم میلادی شاهد تولد ادبیات جدید فارسی بود، که به الفبای عربی نوشته می شد و با وجود تأثیر ژرف دین و سنت اسلامی، اساساً و مشخصاً ایرانی بود.» برنارد لوئیس، در کتاب خارومیانه؛ دوهزار سال تاریخ از ظهور مسیحیت تا امروز، بخش خلافت عباسیان.
• این گفتاورد به گذشته زبان فارسی مربوط است.
• «یکی از بزرگترین مشکلات در دانشگاه ها این است که به پژوهش در عرصه زبان و ادبیات فارسی آن طور که باید و شاید پرداخته نمی شود. پژوهش ها باید در فهم متون و رفع مشکلات به ما کمک کنند در حالی که اغلب به امور جانبی و اصطلاحات غریبی که بیشتر جنبه صوری دارند می پردازند که نمی توانند چندان کمکی به ما در شناخت مفاهیم دقیق و پیام های مستمر در میراث ادبی کنند.» 'مهری باقری -> روزنامه رسالت، شماره ۶۹۹۵ به تاریخ ۶/۳/۸۹، صفحه ۱۹ (بانو)
• «زبان شیرین فارسی عامل مهم وحدت ملی ایرانیان و میراث مشترک همه فارسی زبانان است، از این رو حفظ، تقویت و گسترش این زبان تمدن آفرین وظیفه ای ضروری و ارزشمند برای پاسداری از استقلال و کیان سرزمین و ملت ما است. هویت فردی و اجتماعی هر یک از ما در گرو زبان ما است و زبان فارسی مانند منشوری است که هویت فرهنگی تمامی ما ایرانیان را شکل می دهد. پاسداشت و پیشبرد زبان فارسی باید به دور از هر گونه تنگ نظری و نگاه باستان گرایانه، سره گرایانه، قومی و نژادی دنبال شود.» -> حسن روحانی
• «چرا یادگیری زبان های مادری و اشاعهٔ آن ها را جز در مورد زبان فارسی، خیانت به کشور، به سرزمین آبا و اجدادی همهٔ آدم ها می شمارید؟» -> رضا براهنی
• «اشتراکات فرهنگی شامل چند بخش است؛ زبان، موسیقی و تبعات فرهنگ قدیم. ما در تاریخ سابقه فرهنگی مشترکی با افغانستان داریم. مثلاً وقتی می گوییم خواجه عبدالله انصاری، او از هرات است اما ما به عنوان یک ایرانی، او را می شناسیم. ما دو ملت خودمان را از هم و یکی می دانیم و تفاوتی میان خود و افغان ها قایل نمی شویم. اما تفاوت هایی هم در این بین هست؛ مثلاً گویش در زبان. فارسی یکی است اما لهجه متفاوت است و این لهجه خودش فرهنگ ویژه ای ایجاد می کند؛ چون صاحبان لهجه مشترک وحدت رویه بیشتری با هم دارند... ما فضاهای مشترک معماری داریم. معماری دوره تیموری و سلجوقی و فضاهایی که در ایران و هرات داریم، کاملاً شبیه هم است که نشان می دهد در آن دوران ما معماری مشترک هم داشته ایم.» -> حسام الدین سراج
• «آگاهی های ما دربارهٔ ایران، ایرانی، ایرانیت و نیز دربارهٔ فارسی دری در سده های نخست اسلام هنوز مه آلود و ازهم گسیخته است.» در «چالش میان فارسی و عربی» -> آذرتاش آذرنوش
• «از روند عمومی تاریخ و مسکن گزیدن عرب ها در ایران آگاهیم، اما درست نمی دانیم جامعهٔ عرب نژادِ تازی زبان چگونه با تودهٔ ایرانیان فارس زبان رابطه برقرار می کرد، چگونه دسته های بی شمار عرب در جامعهٔ ایران تحلیل رفتند، چرا زبان عربی، با همهٔ توانمندی های دینی و ادبی و علمی و سیاسی، نتوانست جای زبان فارسی را بگیرد، فارسی کجا بود و پیش از آن که سربرکشد چرا دیرزمانی در تاریکی پایید. کی و کجا به نگارش درآمد و چگونه زبان رسمی ایران شد، این زبان نوپا که پشتوانه ای بس کهن داشت چگونه می توانست زبان نیرومند و مقدس عربی را در کنار خود تحمل کند، یا چه شد که عربیِ فراگیر، اندک اندک دامن درمی کشید تا زبان رقیب، همه جا پا بگیرد و عربی را در حوزهٔ دین و دانش محدود سازد؟» در «چالش میان فارسی و عربی» -> ]
• «ایرانی بودن با همهٔ مصیبت ها به زبان فارسی اش می ارزد. من در یادداشت هایم آرزوی زبانی را می کنم که وقتی از کوه صحبت می کند به سختی کوه باشد و وقتی از جان یا روح... از سَبُکی به دست نتواند آمد». -> شاهرخ مسکوب
• «یکی از ویژگی های زبان فارسی آن است که حتی وقتی نوشته ای چند صد ساله را می خوانی به آسانی مقصود نویسنده را درمی یابی و در برخی موارد اگر نام نویسنده را ندانی ممکن است تصور کنی که آن را همسایهٔ بغل دستی همین دیشب نوشته است.» سرمقالهٔ مجلهٔ رشد آموزش زیست شناسی، شمارهٔ ۸۰، پاییز ۱۳۸۹ -> محمد کرام الدینی
• «زبان فارسی عامل نزدیک کننده اقوام ایرانی است و تقویت لهجه ها و گویش ها، سبب تفرقه نمی شود. عوامل وحدت ملی ما به تاریخ بومی مان برمی گردد. اگر تاریخ را بدانیم می بینیم که یک ریشه داریم و گذشته تاریخ و نژادمان به هم نزدیک بوده و حوادث تلخ و شیرین همه با هم رخ داده است. ما یک خانواده ایم و یک هویت تاریخی سبب نزدیکی همه ماست و جهل و بی اطلاعی نسبت به آن، عامل تفرقه و دشمنی است.» -> علی یونسی
• «زبانِ فارسی، زبانِ داستان هایِ خسروان و قصه هایِ شبانه است.» -> ابوریحان بیرونی در پیشگفتار کتاب الصیدنه
• «علوم از همه سویِ جهان به زبانِ عربی فراآورده شده و دل ها بدان آراسته گشته و زیور یافته و نیکویی هایِ این زبان در رگ و پی ها روان شده است. اما هر قومی زبانی را که بدان خوگر است خوشگوار می پندارد و آن را با همه درشتی ها و نارسایی هایش برای نیازهایِ خود به کار می برد؛ و این نکته را با خویشتنِ خویش می سنجم که خوگر با زبانی است (زبان خوارزمی) که هرگاه چیزی از علم در آن بنشانند چنان شگفت می نماید که دیدنِ شتر بر بام و زرّافه در زیر پالان. سپس به تازی و فارسی پرداخته ام که در هر یک دستی دارم و در آن ها کار کرده ام. مرا نکوهش به تازی خوشتر است تا ستایش به فارسی؛ و معنای این گفته آن کس داند که در کتابی علمی که به فارسی در آورده اند در نگرد تا ببیند که چگونه آب و رنگِ آن می رود و چهرش تیرگی می پذیرد و بی هوده می شود، چرا که این زبان جز به کارِ بازگفتنِ داستان هایِ خسروان و قصه های شبانه نیاید.» -> ابوریحان بیرونی در پیشگفتار کتاب الصیدنه
• «من آنم که در پای خُوکان نریزم/مراین قیمیتی دُر، لفظ دری را.» -> ناصرخسرو
• «گرچه اردو در عذوبت شکر است/طرز گفتار دری شیرین تر است.» -> اقبال لاهوری
• «گرچه هندی در عذوبت شکر است/طرز گفتار دری شیرین تر است.» -> اقبال لاهوری
• «زبان فارسی، زبان اول مکتب اهل بیت است.» -> اسفندیار رحیم مشایی
• «روزی خواهد رسید که هفت میلیارد نفر جمعیت دنیا زبان فارسی را فرابگیرند که این شدنی است.» -> محمود احمدی نژاد
• «در منطقه شرق از شبه قاره تا چین هرجا که اسلام و فرهنگ اسلامی نفوذ کرده زبان فارسی نیز همراه آنبوده است. همراهی زبان فارسی با دین و معارف اسلامی و محتوای عرفانی آن یکی ازعوامل گسترش زبان فارسی در این منطقه از جهان محسوب می شود و ما شاهد بودیم که بسیاری از شیفتگان امام و انقلاب اسلامی تحت تأثیر جاذبه ی سخنان امام و حقایق انقلاب زبان فارسی را فراگرفتند.» در دیدار بااعضای فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی (۱۳۷۰/۱۱/۲۹) -> سید علی خامنه ای
• «امروز برای پالایش زبان فارسی و زدودن آلودگیها از آن باید ضابطه ی صحیحی در استفاده از این زبان بوجود آید و راه بر زبان اصیل فارسی در محیطهای علمی باز شود.» در دیدار بااعضای فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی (۱۳۷۰/۱۱/۲۹) -> سید علی خامنه ای
• «فارسی، زبانی غنی و شیرین است. هزار شیوه در کار فارسی گویی و فارسی نویسی برای عنوان زدن وجود دارد.» در دیدار مدیران و مسؤولان مطبوعات کشور (۱۳۷۵/۰۲/۱۳) -> سید علی خامنه ای

ارتباط محتوایی با زبان فارسی

زبان فارسی در جدول کلمات

از متون مهم عرفانی قرن ششم قمری به زبان فارسی تالیف محمد بن منور
اسرارالتوحید
منظومه ای حماسی به زبان فارسی منسوب به خواجه عمید عطاری رازی شاعر سده 5 ق در دربار غزنویان
برزو نامه
منظومه ای عاشقانه به زبان فارسی در قالب مثنوی نوشته محمد عصار تبریزی که در سال 778 هجری قمری در وزن خسرو و شیرین سروده شده و دارای 5120 بیت است
مهر و مشتری

زبان فارسی را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی زبان فارسی



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی زبان فارسی   • مفهوم زبان فارسی   • تعریف زبان فارسی   • معرفی زبان فارسی   • زبان فارسی چیست   • زبان فارسی یعنی چی   • زبان فارسی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی زبان فارسی
کلمه : زبان فارسی
اشتباه تایپی : cfhk thvsd
عکس زبان فارسی : در گوگل


آیا معنی زبان فارسی مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )