انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1070 100 1

زرد

/zard/

مترادف زرد: صفرا، پژمرده، پلاسیده، خشک

معنی زرد در لغت نامه دهخدا

زرد. [ زَ ] (ص ) هر چیزی که برنگ طلا و لیمو و یا زعفرانی رنگ و اصفر. (ناظم الاطباء). ترجمه ٔ اصفر. (آنندراج ). پارسی باستان زرته ، اوستا زرته ، ارمنی زرته گوین (زردگون ، گل زرد)... پهلوی زرت ، کردی «زرد» ، افغانی زیر ، بلوچی «زرد» ، وخی «زرد» ، شغنی «زیرد» ، سریکلی «زیرد» ، گیلکی «زرد» ... (حاشیه ٔ برهان چ معین ). هر چیز که به رنگ زر (طلا)، لیمو یا زعفران باشد. زعفرانی رنگ. اصفر... یکی از رنگهای سه گانه ٔ اصلی نقاشی است که قابل تجزیه است. این رنگ اگر با دو رنگ اصلی دیگر (قرمز و آبی ) ترکیب شود رنگهای نارنجی و سبز بدست می آید. (فرهنگ فارسی معین ) :
پیری مرا به زرگری افکند ای شگفت
بی کاه و دود زردم و همواره ، سرف سرف.
کسائی (از لغت فرس اسدی چ دبیرسیاقی ص 85).
چون بچه ٔ کبوتر منقار سخت کرد
هموار کرد موی و شدش مویکان زرد.
بوشکور.
روی مرا هجر کرد زردتر از زر
گردن من عشق کرد نرمتر از دخ.
شاکری بخاری.
گرچه زرد است همچو زر پشیز
یا سپید است همچو سیم ارزیز.
لبیبی.
پدید آمد آنگاه باریک و زرد
چو پشت کسی کو غم عشق خورد.
فردوسی.
همه جامه ها سرخ و زرد و بنفش
شهنشاه باکاویانی درفش.
فردوسی.
چو بشنید گشتاسب شد پر ز درد
ز مژگان ببارید خوناب زرد.
فردوسی.
از لب جوی عدوی تو برآمد ز نخست
زین قبل کاسته و زرد و نوان باشد نال.
فرخی.
تا سرخ بود چون رخ معشوقان نارنج
تا زرد بود چون رخ مهجوران آبی.
فرخی.
بچه ٔ سرخ چو خون و بچه ٔ زرد چو کاه.
منوچهری (یادداشت بخطمرحوم دهخدا).
آنچه زر نقد بود در کیسه های حریر سرخ و سبز و سیمها، در کیسه های زرد دیداری. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 319).
زیرا که ظاهر است مرا کاین ستارگان
نز ذات خویش زرد و سپید و معصفرند.
ناصرخسرو.
- آب زرد ؛ اشک خون آلود. سرشکی دردآلود و آمیخته به خون. اشک تلخ. اشک خونابه گون. زردابه :
همی گفت با لب پر از باد سرد
فروریخت از دیدگان آب زرد.
فردوسی.
ببارید از دیدگان آب زرد
دلش گشت پُرتاب و جان پر ز درد.
فردوسی.
از این گفته شد پهلوان پر ز درد
فروریخت از دیدگان آب زرد.
فردوسی.
فروریخت از دیدگان آب زرد
زدرد سیاوش بسی یاد کرد.
فردوسی.
رجوع به زردابه شود.
- روی و رخ و رخسار زرد ؛ از علائم حسد و رنج :
ز مریم همی بود شیرین بدرد
همیشه ز رشکش دو رخساره زرد.
فردوسی.
- || از علائم ترس و نگرانی :
لب موبدان خشک و رخساره زرد
زبان پر ز گفتار و دل پر ز درد
که گر بودنی بازگوئیم راست
شود سر بیکبار و جان بی بهاست.
فردوسی.
- || نشان شرمساری و خجلت و سرافگندنی :
بگرد دروغ ایچ گونه مگرد
چو گردی بود بخت را روی زرد.
فردوسی.
- || از علائم بیماری و ضعف و ناتوانی :
تنش زشت و بینی کژ و روی زرد
بداندیش و کوتاه و دل پر ز درد.
فردوسی.
من ازبینوایی نیم روی زرد
غم بینوایان رخم زرد کرد.
سعدی (بوستان ).
|| مقابل پول سفید. پولی از زر. مسکوکی از زر. سکه ای از زر. پول طلا، یک پنجهزاری زرد. یک تومانی زرد. یک دوهزاری زرد. (از یادداشت های بخط مرحوم دهخدا) :
این پیر زال گول زند زن را
از این زباله درهم و دینارش...
از زرد وسرخ مرد بنفریبد
ناراست صره ٔ وی و قنطارش.
ناصرخسرو (دیوان ص 209).

زرد. [ زَ ] (ع مص ) زرده ُ زرداً؛ خبه کردن. (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ) (آنندراج ). خفه کردن. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || بافتن زره را و درهم افکندن حلقه ها را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (ازاقرب الموارد). زره پیوستن. (تاج المصادر بیهقی ).

زرد. [ زَ / زَ رَ ] (ع مص ) زرد اللقمة زرداً و زرداً؛ فروبردن لقمه را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

زرد. [ زَ رَ ] (ع اِ) زره بافته. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

زرد. [ زَ رِ ] (ع ص ) زود فروبرنده ٔ به حلق. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

زرد. [ زَ ] (اِخ ) نام برادر شاه موبد در افسانه ٔ ویس و رامین. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) :
بدینسان اسپ و ساز و جامه ٔ مرد
چو نیلوفر کبود و نام او زرد
رسول شاه و دستور و برادر
هم او و هم نوندش کوه پیکر.
(ویس و رامین چ مینوی ص 45).

زرد. [ زَ ] (اِخ ) دهی از دهستان سملقان است که در بخش میانه ٔ شهرستان بجنورد واقع است ، و 322 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

معنی زرد به فارسی

زرد
زره، زره بافته شده ازحلقه های فولادی، زرودجمع، هرچیزبرنگ زردیازعفران، ازرنگهای اصلی
( صفت ) هر چیزی به رنگ زر ( طلا ) لیمو یا زعفران باشد زعفرانی رنگ اصفر توضیح : زرد یکی از رنگهای سه گانه اصلی نقاشی است که غیر قابل تجزیه است این رنگ اگر با دو رنگ اصلی دیگر ( قرمز و آبی ) ترکیب شود رنگهای نارنجی و سبز بدست می آید یا زرد ساده طلایی که آنرا تازه از معدن بر آورده باشند .
دهی از دهستان سملقان است که در بخش مانه شهرستان بجنورد واقع است
[ گویش مازنی ] /zard/ نام یکی از قلل مرتفع رشته کوه البرز در حومه ی تنکابن - نام ارتفاعی در سوادکوه
( اسم ) مایع لزجی و کشدار و قلیایی و تلخ و مهوع و زرد رنگ ( علت وجه تسمیه ) که به وسیله سلولهای کبدی ترشح میشود و بوسیله مجرای صفراوی اطراف لپکهای کبدی جمع آوری و وارد مجرای کبدی میشود و از آنجا به وسیله سیستیک داخل کیسه صفرا ( زهره ) میگردد و انباشته میشود زرداب در کیسه صفرا و در مجاورت هوا رنگ سبز به خود میگیرد در حدود ۸٠٠ تا ۱٠٠٠ گرم در روز صفری تولید میشود که در حدود ۲۵ گرم آن مواد جامد و بقیه آن آب است ولی زرداب در کیسه صفرا تغلیظ شده مواد جامدش تا ۱۵٠ در هزار میرسد صفرا .
دهی از دهستان سگوند است که در بخش زاغه شهرستان خرم آباد واقع است
دهی از دهستان ای تیوند است که در بخش دلفان شهرستان خرم آباد واقع است
درختی است میوه دار از جنس آلو که میوه آن زرد و خوشبو و گوارا و لذیذ است و این درخت را از آسیا به فرنگ بردند
ریگستان استوار و محکم و ثابت
[ گویش مازنی ] /zard aavij/ نام مرتعی در آمل
[ گویش مازنی ] /zard ael/ پری شاهرخ
[ گویش مازنی ] /zard ahel/ پری شاهرخ – انجیرخوار - نام عملی: otiooos orioos
برگ زرد برگ خزان زده
شله زرد
شله زرد
[ گویش مازنی ] /zarde bare/ گاو زردرنگ پیشانی سفید
[ گویش مازنی ] /zarde bolbol/ نام بومی پرنده ی مهره زرد
( اسم ) گونه ای بید که در نقاط خشک و استپی دیده میشود نمونه هایی در فارس بین شیراز و فیروز آباد دیده شده است . در کوههای تفرش نیز اقسام آن فراوان است .
( اسم ) پارچه زردی که یهودیان در قدیم برای امتیاز از مسلمانان بر جامه خود میدوختند پاره زرده : [[ گردون یهودیا نه بکتف کبود خویش آن زرده پاره بین که چه عمدا برافکند ]] ( خاقانی ) .
پاره به رنگ زرد قطعه از پارچه برنگ زرد
حصانه و آن نوعی مرغابی است
[ گویش مازنی ] /zarde pasoo baviyen/ زرد پسو بویین
اسب ابرش
( صفت ) کسی که از نژاد زرد باشد و پوستش زرد رنگ بود .
یکی از نژاد های پنجگانه است و مردم چین و ژاپن و هندوچین و تبت و مغولها از این رسته اند
( اسم ) نسج فیبری و محکمی که عضله را به استخوان میپیوندد رباط .
نسیج فیبری و محکمی که عضله را با استخوان می پیوندد

معنی زرد در فرهنگ معین

زرد
(رَ رْ) (ص .) هر چیز که به رنگ زر باشد.
(زَ دِ مَ جِ) (اِ.) نوعی قطعة موسیقی ضربی متداول در گیلان .
(زَ) (اِمر.) ۱ - نزدیک غروب . ۲ - پایان عمر، نزدیک مرگ .
( ~ . زَ) (اِمر.) نوعی غذای ایرانی به صورت شله ای که با برنج ، شکر، گلاب و زعفران تهیه می شود و آن را با خلال پسته و بادام و دارچین تزیین می کنند.

معنی زرد در فرهنگ فارسی عمید

زرد
۱. یکی از رنگ های اصلی، مانندِ رنگ زر، که از ترکیب آن با رنگ آبی، رنگ سبز به دست می آید.
۲. (صفت) دارای چنین رنگی.
۱. [مجاز] نهایت پیری، نزدیکی زمان مرگ: افتاد بر آفتاب گردم / نزدیک شد آفتاب زردم (نظامی۳: ۴۴۸).
۲. [قدیمی] هنگام غروب آفتاب، نزدیک غروب که آفتاب رنگ پریده به نظر آید، ایوار.
= زردپاره
۱. زرد چهره.
۲. [مجاز] شرمسار، شرمنده، خجل.
خوراکی که از برنج، آب، شکر، گلاب، و زعفران تهیه می شود. &delta، بیشتر به صورت نذری و در ایام سوگواری (عاشورا، اربعین و بیست وهشتم صفر) می پزند و میان مردم بخش می کنند.

زرد در دانشنامه اسلامی

زرد
زرد یکی از رنگهای روشن و معروف می باشد.
زرد رنگی معروف است.
کاربرد رنگ زرد در فقه
از این عنوان به مناسبت در بابهای طهارت، صلات، حج و نکاح سخن رفته است.
← احکام رنگ زرد
 ۱. ↑ جواهر الکلام ج۳، ص۲۵۸.    
...



زرد در دانشنامه ویکی پدیا

زرد
زرد یکی از رنگ های اصلی است. از نظر طیفی، رنگ زرد میان نارنجی و سبز قرار دارد. طول موج نور زردرنگ میان ۵۶۵ و ۵۹۰ نانومتر در طیف نوری قرار دارد. در فرهنگ عام و در میان دریانوردان نیز، پرچم زرد نشانه بیماری بوده است. زرد گاهی به عنوان صفت برای نشریات یا رسانه هایی به کار می رود که مطالب پیش پاافتاده یا مبتذل منتشر می کنند.
زرده: بخش زرد تخم مرغ
زردک: هویج
زردک ریش بزی یا زردک ریگی: شقاقل
زردآلو: گونه ای میوه
زرد کردن: کنایه از ادرار به خود در اثر ترس
زردنبو: دارای موهای کاملاً زرد و طلایی
زردی: یا یرقان علامت بیماری
زردپی: از پی های بدن
زردچوبه: از ادویه
زردپوست: نام یک نژاد بشری
زرداب: صفرا
زردزخم
زردوره
از زرد به سیاه
از زرد به سفید
زرد به تناسب مقدار اشباع (افقی) و شدت (عمودی).
زرد یکی از طیف های فرعی رنگ ها به شمار می رود و ممکن است به یکی از موارد زیر نیز اشاره بدارد:
زرد (ترانه)، ترانه کُلدپلی
زرد (مهرستان)
زرد (مانه و سملقان)
«زرد» (به انگلیسی: Yellow) ترانهای از گروه آلترناتیو راک بریتانیایی کلدپلی است.تهیه کنندگی این آهنگ و کل آلبوم چترهای نجات به عهده کن نلسون بوده است. کریس مارتین خوانندگی این آهنگ را برعهده داشته است.
ویکی پدیای انگلیسی-بازدید در ۲۲ اوت ۲۰۰۹
زرد فیلمی به کارگردانی و نویسندگی مصطفی تقی زاده به تهیه کنندگی کامران مجیدی محصول سال ۱۳۹۵ است.
بهرام رادان در نقش شهاب
ساره بیات در نقش نهال
مهرداد صدیقیان در نقش فرامرز
بهاره کیان افشار در نقش نیکی
شهرام حقیقت دوست در نقش حامد
امیرعلی نبویان در نقش دوست نیکی
آناهیتا درگاهی در نقش دوست حامد
علیرضا استادی در نقش رحیم
متین ستوده در نقش همسر سابق شهاب
مرتضی تقی زاده
علی صالحی
شهروز دل افکار
رومینا رفیعا
رضا شمس الدین
فرهاد مهدوی در نقش پدر نهال
حسین نائینی در نقش پدر محسن
حسین مهری در نقش برادر محسن
مراسم اکران مردمی فیلم زرد با حضور عوامل و بازیگران در پردیس سینمایی کوروش ۱۲ مهر ماه برگزار شد.
نهال و همسرش حامد عضو یک گروه علمی جوان هستند که برای اختراعشان به ایتالیا دعوت شده اند.در آخرین روزهای قبل از سفر بر اثر یک حادثه بیماری حامد اوج می گیرد و حادثه پشت حادثه سفر این گروه را با بحران مواجه می کند…
«زرد» (انگلیسی: Yellow (1998 film)) یک فیلم است که در سال ۱۹۹۸ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به جان چو اشاره کرد.
«زرد» (انگلیسی: Yellow (2006 feature film)) فیلمی در ژانر موزیکال است که در سال ۲۰۰۶ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به روزلین سانچز، بیل دوک و دی بی سویینی اشاره کرد.
«زرد» (انگلیسی: Yellow (2014 film)) یک فیلم است که در سال ۲۰۱۴ منتشر شد.
۴ آوریل ۲۰۱۴ (۲۰۱۴-04-۰۴)
زرد روستایی در دهستان قاضی بخش سملقان شهرستان مانه و سملقان استان خراسان شمالی ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت این مکان ۲٬۴۷۲ نفر (۷۷۹خانوار) بوده است.
زرد (سراوان)، روستایی از توابع بخش زابلی شهرستان سراوان در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
این روستا در دهستان زابلی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۰۳ نفر (۷۱خانوار) بوده است.
زرد ۲ جی (به انگلیسی: Yellow 2G) با فرمول شیمیایی C۱۶H۱۰Na۲N۴O۷S۲ یک ترکیب شیمیایی با شناسه پاب کم ۴۲۸۴۳۳۱ است. که جرم مولی آن ۵۵۱٫۲۹ g/mol می باشد.CC1=NN(C(=O)C1N=NC2=CC=C(C=C2)S(=O)(=O))C3=CC(=C(C=C3Cl)S(=O)(=O))Cl..
Disodium 25-dichloro-4-benzenesulfonate
Lissamine Fast Yellow; C.I. Acid Yellow 17; C.I. 18965; Light Fast Yellow 2G; C.I. Food Yellow 5; Acid Leather Yellow 2GL; Erio Flavine SX; Fenalan Yellow G; Erio Flavine 3G; Kayacyl Yellow GG
CC1=NN(C(=O)C1N=NC2=CC=C(C=C2)S(=O)(=O))C3=CC(=C(C=C3Cl)S(=O)(=O))Cl..
فیلم زرد، آبی، قرمزاولین فیلم کوتاه علی کریم است که در کارگاه فیلم سازی عباس کیارستمی با موضوع فرش ایرانی ساخته شده است.
سال ۲۰۰۷ فستیوال فیلم سئول کره جنوبی
سال ۲۰۰۷ جشنواره بین المللی فیلم مونترال در بخش فوکوس بر سینمای جهان
سال ۲۰۰۷ نمایش در دانشگاه esav در شهر تولوس فرانسه در مجموعه ای از فیلم های ساخته شده در کارگاه های فیلمسازی عباس کیارستمی در کشورهای مختلف
پسر بچه ای برای کامل شدن قالیچه ای که توسط مادرش بافته می شود سفر می کند
فیلم زرد، آبی، قرمز اولین ساخته علی کریم حاصل اولین کارگاه فیلمسازی عباس کیارستمی در ایران و در کاخ سعد آباد تهران است که با موضوع فرش ایرانی تشکیل شد و فیلم زرد، آبی، قرمز از میان صد فیلم کوتاه ساخته شده با همین موضوع، بهترین فیلم انتخاب شد و در جشنواره تصویرسال هم انتخاب و به نمایش گذاشته شد.
آقطی زرد (نام علمی: Sambucus australasica) نام یک گونه از سرده آقطی است.
آلیوم زرد (نام علمی: Allium flavescens) نام یک گونه از سرده سیر است.
آمازون تاج زرد (نام علمی: Amazona ochrocephala) نام یک گونه از سرده طوطی آمازون است.
آمازون سر زرد (نام علمی: Amazona oratrix) نام یک گونه از سرده طوطی آمازون است.
آمازون نوک زرد (نام علمی: Amazona collaria) نام یک گونه از سرده طوطی آمازون است.
آناکوندای زرد (نام علمی: Eunectes notaeus) نام یک گونه از سرده آناکوندا است.
آهوماش زرد، یونجه زرد، یونجه پاکلاغی (نام علمی: Lotus corniculatus) نام یک گونه از سرده آهوماش است.
یک ابرغول زرد (به انگلیسی: Yellow Supergiant، مخفف:YSG) ابرغولی است که رده F یا G داشته باشد. این ستارگان معمولاً بین ۱۵ تا ۲۰ جرم خورشیدی جرم دارند؛ و این ستارگان مانند دیگر ابرغول ها مراحل پایانی زندگی خود را می گذرانند و به هلیوم سوزی (یا مراحل بالاتر) رسیده اند و سرد هستند.
ویکی پدیای انگلیسی
ابروزردک شکم زرد (نام علمی: Elaenia flavogaster) نام یک گونه از سرده ابروزردک است.
اره مگس سیاه زرد (نام علمی: Megalodontes) نام یک سرده از راسته پرده بالان است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

زرد در جدول کلمات

زرد ا نگلیسی
یلو
زرد به رنگ زعفران
مزعفر
زرد خارجی
یلو
زرد روشن
لیمویی
زرد فرنگی
یلو
زرد کم رنگ
لیمویی
از نژادهای زرد پوست
تای
از نژادهای زرد پوست اسیایی
تای
این میوه دارای هسته ی سخت | گوشت زرد | یا نسبتاً سفید و پوستی مخملی است
هلو
بازیگر زن سرشناس کشورمان با فیلم هایی چون «من ترانه 15سال دارم» | «آسمان زرد کم عمق» و «کنعان»
علیدوستی

معنی زرد به انگلیسی

wan (صفت)
کم خون ، زرد ، کم رنگ ، رنگ پریده
yellow (صفت)
ترسو ، زرد ، عسلی ، اصفر
canary (صفت)
قناری ، زرد ، رنگ زرد روشن
citrine (صفت)
زرد
pale (صفت)
زرد ، کم رنگ ، رنگ پریده ، پژمرده ، بی نور ، رنگ رفته

زرد را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Aryan > Be afraid
کیومرث > که ویار
سعیده > pluralistic
امین > hypotenuse
که و یار > کهو
Kimiya > Fitting rome
سیدنیشابوری > broke the camels back
افسانه > دست مریزاد

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• زرد رنگ   • معنی رنگ زرد   • رنگ زرد نشانه چیست   • رنگ زرد به انگلیسی   • انواع رنگ زرد   • روانشناسی رنگ زرد در معماری   • شعر زرد   • کد رنگ زرد در فتوشاپ   • معنی زرد   • مفهوم زرد   • تعریف زرد   • معرفی زرد   • زرد چیست   • زرد یعنی چی   • زرد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی زرد
کلمه : زرد
اشتباه تایپی : cvn
آوا : zard
نقش : صفت
عکس زرد : در گوگل


آیا معنی زرد مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )