برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1352 100 1

زرد

/zard/

مترادف زرد: صفرا، پژمرده، پلاسیده، خشک

معنی زرد در لغت نامه دهخدا

زرد. [ زَ ] (ص ) هر چیزی که برنگ طلا و لیمو و یا زعفرانی رنگ و اصفر. (ناظم الاطباء). ترجمه ٔ اصفر. (آنندراج ). پارسی باستان زرته ، اوستا زرته ، ارمنی زرته گوین (زردگون ، گل زرد)... پهلوی زرت ، کردی «زرد» ، افغانی زیر ، بلوچی «زرد» ، وخی «زرد» ، شغنی «زیرد» ، سریکلی «زیرد» ، گیلکی «زرد» ... (حاشیه ٔ برهان چ معین ). هر چیز که به رنگ زر (طلا)، لیمو یا زعفران باشد. زعفرانی رنگ. اصفر... یکی از رنگهای سه گانه ٔ اصلی نقاشی است که قابل تجزیه است. این رنگ اگر با دو رنگ اصلی دیگر (قرمز و آبی ) ترکیب شود رنگهای نارنجی و سبز بدست می آید. (فرهنگ فارسی معین ) :
پیری مرا به زرگری افکند ای شگفت
بی کاه و دود زردم و همواره ، سرف سرف.
کسائی (از لغت فرس اسدی چ دبیرسیاقی ص 85).
چون بچه ٔ کبوتر منقار سخت کرد
هموار کرد موی و شدش مویکان زرد.
بوشکور.
روی مرا هجر کرد زردتر از زر
گردن من عشق کرد نرمتر از دخ.
شاکری بخاری.
گرچه زرد است همچو زر پشیز
یا سپید است همچو سیم ارزیز.
لبیبی.
پدید آمد آنگاه باریک و زرد
چو پشت کسی کو غم عشق خورد.
فردوسی.
همه جامه ها سرخ و زرد و بنفش
شهنشاه باکاویانی درفش.
فردوسی.
چو بشنید گشتاسب شد پر ز درد
ز مژگان ببارید خوناب زرد.
فردوسی.
از لب جوی عدوی تو برآمد ز نخست
زین قبل کاسته و زرد و نوان باشد نال.
فرخی.
تا سرخ بود چون رخ معشوقان نارنج
تا زرد بود چون رخ مهجوران آبی.
فرخی.
بچه ٔ سرخ چو خون و بچه ٔ زرد چو کاه.
منوچهری (یادداشت بخطمرحوم دهخدا).
آنچه زر نقد بود در کیسه های حریر سرخ و سبز و سیمها، در کیسه های زرد دیداری. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 319).
زیرا که ظاهر است مرا کاین ستارگان
نز ذات خویش زرد و سپید و معصفرند.
ناصرخسرو.
- آب زرد ؛ اشک خون آلود. سرشکی دردآلود و آمیخته به خون. اشک تلخ. اشک خونابه گون. زردابه :
ه ...

معنی زرد به فارسی

زرد
زره، زره بافته شده ازحلقه های فولادی، زرودجمع، هرچیزبرنگ زردیازعفران، ازرنگهای اصلی
( صفت ) هر چیزی به رنگ زر ( طلا ) لیمو یا زعفران باشد زعفرانی رنگ اصفر توضیح : زرد یکی از رنگهای سه گانه اصلی نقاشی است که غیر قابل تجزیه است این رنگ اگر با دو رنگ اصلی دیگر ( قرمز و آبی ) ترکیب شود رنگهای نارنجی و سبز بدست می آید یا زرد ساده طلایی که آنرا تازه از معدن بر آورده باشند .
دهی از دهستان سملقان است که در بخش مانه شهرستان بجنورد واقع است
[ گویش مازنی ] /zard/ نام یکی از قلل مرتفع رشته کوه البرز در حومه ی تنکابن - نام ارتفاعی در سوادکوه
( اسم ) مایع لزجی و کشدار و قلیایی و تلخ و مهوع و زرد رنگ ( علت وجه تسمیه ) که به وسیله سلولهای کبدی ترشح میشود و بوسیله مجرای صفراوی اطراف لپکهای کبدی جمع آوری و وارد مجرای کبدی میشود و از آنجا به وسیله سیستیک داخل کیسه صفرا ( زهره ) میگردد و انباشته میشود زرداب در کیسه صفرا و در مجاورت هوا رنگ سبز به خود میگیرد در حدود ۸٠٠ تا ۱٠٠٠ گرم در روز صفری تولید میشود که در حدود ۲۵ گرم آن مواد جامد و بقیه آن آب است ولی زرداب در کیسه صفرا تغلیظ شده مواد جامدش تا ۱۵٠ در هزار میرسد صفرا .
دهی از دهستان سگوند است که در بخش زاغه شهرستان خرم آباد واقع است
دهی از دهستان ای تیوند است که در بخش دلفان شهرستان خرم آباد واقع است
درختی است میوه دار از جنس آلو که میوه آن زرد و خوشبو و گوارا و لذیذ است و این درخت را از آسیا به فرنگ بردند
ریگستان استوار و محکم و ثابت
[ گویش مازنی ] /zard aavij/ نام مرتعی در آمل
[ گویش مازنی ] /zard ...

معنی زرد در فرهنگ معین

زرد
(رَ رْ) (ص .) هر چیز که به رنگ زر باشد.
(زَ دِ مَ جِ) (اِ.) نوعی قطعة موسیقی ضربی متداول در گیلان .
(زَ) (اِمر.) ۱ - نزدیک غروب . ۲ - پایان عمر، نزدیک مرگ .
( ~ . زَ) (اِمر.) نوعی غذای ایرانی به صورت شله ای که با برنج ، شکر، گلاب و زعفران تهیه می شود و آن را با خلال پسته و بادام و دارچین تزیین می کنند.

معنی زرد در فرهنگ فارسی عمید

زرد
۱. یکی از رنگ های اصلی، مانندِ رنگ زر، که از ترکیب آن با رنگ آبی، رنگ سبز به دست می آید.
۲. (صفت) دارای چنین رنگی.
۱. [مجاز] نهایت پیری، نزدیکی زمان مرگ: افتاد بر آفتاب گردم / نزدیک شد آفتاب زردم (نظامی۳: ۴۴۸).
۲. [قدیمی] هنگام غروب آفتاب، نزدیک غروب که آفتاب رنگ پریده به نظر آید، ایوار.
= زردپاره
۱. زرد چهره.
۲. [مجاز] شرمسار، شرمنده، خجل.
خوراکی که از برنج، آب، شکر، گلاب، و زعفران تهیه می شود. &delta، بیشتر به صورت نذری و در ایام سوگواری (عاشورا، اربعین و بیست وهشتم صفر) می پزند و میان مردم بخش می کنند.

زرد در دانشنامه اسلامی

زرد
زرد یکی از رنگهای روشن و معروف می باشد.
زرد رنگی معروف است.
کاربرد رنگ زرد در فقه
از این عنوان به مناسبت در بابهای طهارت، صلات، حج و نکاح سخن رفته است.
← احکام رنگ زرد
 ۱. ↑ جواهر الکلام ج۳، ص۲۵۸.    
...



زرد در دانشنامه ویکی پدیا

زرد
زرد یکی از رنگ های اصلی است. از نظر طیفی، رنگ زرد میان نارنجی و سبز قرار دارد. طول موج نور زردرنگ میان ۵۶۵ و ۵۹۰ نانومتر در طیف نوری قرار دارد. در فرهنگ عام و در میان دریانوردان نیز، پرچم زرد نشانه بیماری بوده است. زرد گاهی به عنوان صفت برای نشریات یا رسانه هایی به کار می رود که مطالب پیش پاافتاده یا مبتذل منتشر می کنند.
زرده: بخش زرد تخم مرغ
زردک: هویج
زردک ریش بزی یا زردک ریگی: شقاقل
زردآلو: گونه ای میوه
زرد کردن: کنایه از ادرار به خود در اثر ترس
زردنبو: دارای موهای کاملاً زرد و طلایی
زردی: یا یرقان علامت بیماری
زردپی: از پی های بدن
زردچوبه: از ادویه
زردپوست: نام یک نژاد بشری
زرداب: صفرا
زردزخم
زردوره
از زرد به سیاه
از زرد به سفید
زرد به تناسب مقدار اشباع (افقی) و شدت (عمودی).
زرد یکی از طیف های فرعی رنگ ها به شمار می رود و ممکن است به یکی از موارد زیر نیز اشاره بدارد:
زرد (ترانه)، ترانه کُلدپلی
زرد (مهرستان)
زرد (مانه و سملقان)
«زرد» (به انگلیسی: Yellow) ترانهای از گروه آلترناتیو راک بریتانیایی کلدپلی است.تهیه کنندگی این آهنگ و کل آلبوم چترهای نجات به عهده کن نلسون بوده است. کریس مارتین خوانندگی این آهنگ را برعهده داشته است.
ویکی پدیای انگلیسی-بازدید در ۲۲ اوت ۲۰۰۹
زرد فیلمی به کارگردانی و نویسندگی مصطفی تقی زاده به تهیه کنندگی کامران مجیدی محصول سال ۱۳۹۵ است.
بهرام رادان در نقش شهاب
ساره بیات در نقش نهال
مهرداد صدیقیان در نقش فرامرز
بهاره کیان افشار در نقش نیکی
شهرام حقیقت دوست در نقش حامد
امیرعلی نبویان در نقش دوست نیکی
آناهیتا درگاهی در نقش دوست حامد
علیرضا استادی در نقش رحیم
متین ستوده در نقش همسر سابق شهاب
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با زرد

زرد در جدول کلمات

زرد ا نگلیسی
یلو
زرد به رنگ زعفران
مزعفر
زرد خارجی
یلو
زرد روشن
لیمویی
زرد فرنگی
یلو
زرد کم رنگ
لیمویی
از نژادهای زرد پوست
تای
از نژادهای زرد پوست اسیایی
تای
این میوه دارای هسته ی سخت | گوشت زرد | یا نسبتاً سفید و پوستی مخملی است
هلو
بازیگر زن سرشناس کشورمان با فیلم هایی چون «من ترانه 15سال دارم» | «آسمان زرد کم عمق» و «کنعان»
علیدوستی

معنی زرد به انگلیسی

wan (صفت)
کم خون ، زرد ، کم رنگ ، رنگ پریده
yellow (صفت)
ترسو ، زرد ، عسلی ، اصفر
canary (صفت)
قناری ، زرد ، رنگ زرد روشن
citrine (صفت)
زرد
pale (صفت)
زرد ، کم رنگ ، رنگ پریده ، پژمرده ، بی نور ، رنگ رفته

زرد را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی باقری
از نظر قدما رنگ زرد رنگ آفتاب بوده و به روز یکشنبه اختصاص داشته است
قدما هر رنگ را به یکی از سیارات هفتگانه و یکی از روز های هفته اختصاص می دادند از این قرار
زرد: آفتاب ، یکشنبه
آبی: ماه ، دوشنبه
نارینجی: مریخ ، سه شنبه
سرخ : عطارد، چهارشنبه
بنفش: مشتری، پنجشنبه
سبز: زهره، آدینه
نیلگون: زحل، شنبه
هفت پیکر نظامی ،تصحیح دکتر ثروتیان،۱۳۸۷، ص ۳۹۱.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• زرد رنگ   • معنی رنگ زرد   • رنگ زرد نشانه چیست   • رنگ زرد به انگلیسی   • انواع رنگ زرد   • روانشناسی رنگ زرد در معماری   • شعر زرد   • کد رنگ زرد در فتوشاپ   • معنی زرد   • مفهوم زرد   • تعریف زرد   • معرفی زرد   • زرد چیست   • زرد یعنی چی   • زرد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی زرد
کلمه : زرد
اشتباه تایپی : cvn
آوا : zard
نقش : صفت
عکس زرد : در گوگل

آیا معنی زرد مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )