برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1190 100 1

زرین

/zarrin/

مترادف زرین: زرگون، زری، زرین فام، طلایی

متضاد زرین: سیمین

معنی اسم زرین

اسم: زرین
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: zarrin) از جنس زر، به رنگ زر، طلایی، زیبا و آراسته - از جنس زر، به رنگ زر، طلایی

معنی زرین در لغت نامه دهخدا

زرین. [ زَرْ ری ] (ص نسبی )زرینه. منسوب به زر. آنچه از زر ساخته شده باشد. زری. طلائی. (فرهنگ فارسی معین ). ذهبی. طلائی. منسوب به زر. (ناظم الاطباء). از زر. از ذهب. بزر گرفته. زراندود. از زر کرده. زرینه. منسوب به زر. مطلی به زر. ذهبی. به زر آب داده. (از یادداشتهای بخط مرحوم دهخدا). اوستائی «زَئیری ». (یشتها ج 1 ص 200) :
بهشت آیین سرایی را بپرداخت
ز هرگونه در او تمثالها ساخت
ز عود و چندن او را آستانه
درش سیمین و زرین پالکانه.
رودکی (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
چون گل سرخ از میان پیلغوش
یا چو زرین گوشوار از خوب گوش.
رودکی (ایضاً).
کمان گروهه ٔ زرین شده محاقی ماه
ستاره جمله چو غالوکهای سیم اندود.
خسروانی.
ز سیمین فغی من چو زرین کناغ
ز تابان مهی من چو سوزان چراغ.
منجیک (از لغت فرس چ اقبال ص 234).
شد آن تاجور شاه و چندان سپاه
همان تخت زرین و زرین کلاه.
فردوسی.
همه طشت زرین و سیمین بدی
چو زرین بدی گوهرآگین بدی.
فردوسی.
ز دیبای زربفت و تاج و کمر
همان تخت زرین و زرین سپر.
فردوسی.
تا به در خانه ٔ تو بر گه نوبت
سیمین شندف زنند و زرین مزمار.
فرخی.
سوزن زرین شده ست و سوزن سیمین
لاله رخانا ترا میان و مرا تن.
فرخی.
گرفتم که جایی رسیدی به مال
که زرین کنی سندل و چاچله.
عنصری
خانهای زرین و جواهر و عنبرین ها و کافورین ها و مشک و عود بسیار در آنجا نهادند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 366). بوقهای زرین که در میانه ٔ باغ بداشته بودند، بدمیدند. (تاریخ بیهقی ایضاً ص 378). مشربهای زرین و سیمین آوردند. (تاریخ بیهقی ایضاً ص 293). زمین آن تختهای نیکو سیمین درهم بافته و ساخته و بر آن سی درخت زرین مرکب کرده. (تاریخ بیهقی ایضاً ص 403).
هر آن زر که از باژ در کشورش
رسیدی ز هر نامداری برش
از او خشت زرین همی ساختی
یکی چشمه بد دروی انداختی.اسدی ...

معنی زرین به فارسی

زرین
آنچه که مانندزریابرنگ زرباشد، ساخته شده اززر
( صفت ) منسوب به زر ۱ - آنچه از زر ساخته شده باشد زری طلایی . ۲ - آنچه مانند زر باشد برنگ زر .
مرغی است سپید
[ گویش مازنی ] /zarrin/ چوبی که آتش اجاق یا تنور را با آن زیر و رو کنند - نامی برای گاو زردرنگ ۳طلایی رنگ
دهی از دهستان دالوند در بخش زاغه شهرستان خرم آباد و نه هزار گزی شمال خاوری زاغه واقع است
[ گویش مازنی ] /zarrin aabaad/ از توابع دهستان میان دورود ساری & از توابع دهستان میان دورود ساری
دهی از دهستان خزل شهرستان نهاوند که در سی هزار گزی شمال باختری شهر نهاوند واقع است
که بال زرین دارد دارنده بال طئی
سودمند بهره ور
زرین بال
( اسم ) ۱ - ترنجی که از طلا ساخته شده باشند . ۲ - آفتاب خورشید .
تره از زر تره ساخته از ط
دهی از دهستان ذهاب در بخش سر پل ذهاب شهرستان قصر شیرین واقع است
شاخه از تیره عبدلوند هیهاوند از طایفه چهار لنگ بختیاری .
چراغی از ط چراغی از زر
دهی از دهستان ریمله در بخش حومه شهرستان خرم آباد بیست دو هزار گزی شمال باختری خرم آباد واقع است .
...

معنی زرین در فرهنگ معین

زرین
(زَ رِّ) (ص نسب .) منسوب به زر، طلایی .

معنی زرین در فرهنگ فارسی عمید

زرین
۱. آنچه مانند زر یا به رنگ زر باشد.
۲. از جنس زر، طلایی.
۱. ترنج زرین، ترنج که از زر ساخته شده.
۲. [مجاز] خورشید.
به رنگ زر، زردرنگ، طلایی.
۱. کاسۀ زرین، کاسه ای که از زر ساخته شده.
۲. [مجاز] خورشید.
۱. کلاه زرین.
۲. کسی که کلاه زردوزی شده بر سر می گذارد.

زرین در دانشنامه ویکی پدیا

زرین
زرین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
زرین (اردکان)
زرین (جیرفت)
زرین (اردکان)، روستایی از توابع بخش خرانق شهرستان اردکان در استان یزد ایران است.
این روستا در دهستان زرین قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
زرین (جیرفت)، روستایی از توابع بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت در استان کرمان ایران است.
این روستا در دهستان دلفارد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
زرین آباد یکی از شهرهای ایران در استان زنجان است. این شهر مرکز شهرستان ایجرود است. زبان مردم این شهر ترکی آذربایجانی است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت این شهر ۲٬۳۷۴ نفر (در ۷۰۱ خانوار) بوده است.
عمده ترین جاذبه های طبیعی و تاریخی شهرستان ایجرود که این منطقه را از سایر نقاط استان متمایز نموده و شرایط لازم را برای گردشگری و به ویژه اکوتوریسم فراهم می نماید عبارتند از:تنوع راه های ورودی و خروجی شهرستان حداقل هشت مسیر جاده آسفالته فرعی و یک جاده فرعی اصلی غرب کشور که در طول و عرض شهرستان گسترده شده اند و بنا به تعریفی می توان گفت که جاذبه های گردشگری طبیعی و تاریخی که عمدتاًدر جوار هم قرار گرفته اند در یک کریدور تاریخی و طبیعی از آثار تاریخی زنجان سلطانیه سجاس قیدار نبی شروع و از طریق آثار تاریخی گلابر و مناظر طبیعی و دیدنی آن به زرینآباد که از کنار دریاچه سد گلابر نیز عبور می نماید به مناظر بسیار زیبا و آثارتاریخی روستای خوئین (قلعه زیر زمینی دژمنده و بازار و گرمابه) و چشم انداز طبیعی زیبای باغات، جنگل ها و آبگرم روستای ارکوئین، گورستان های تاریخی با قدمت بسیار زیاد روستاهای قمچقای بلوبین و سعیدآباد و خوئین و همچنین می ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

زرین در جدول کلمات

زرین
طلایی
زرین پوش اسب
یهر
از مدیران فیلمبرداری کشورمان که کاندیدای دریافت جایزه در جشنواره فجر برای «کافه ترانزیت» و برنده تندیس زرین از جشنواره رشد برای «استشهادی برای خدا» شد
سکوت
بخشی از زرین دشت اســتان فارس
دبیران
کتابی از عبدالحسین زرین کوب | ادیب | مورخ و محقق معاصر
بامداد اسلام
ا زا ثرهای معروف زرین کوب
نقدادبی
اثری از «عبدالحسین زرین کوب»
دفتر ایام
اثری از زرین کوب
بحر در کوزه, کارنامه اسلام

معنی زرین به انگلیسی

golden (صفت)
طلایی ، طلا ، اعلاء ، درخشنده ، زرین

معنی کلمه زرین به عربی

زرین
ذهبي

زرین را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مرینت
رنگ‌طلا
النا
طلایی به رنگ زرد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قیمت چینی زرین   • طرح های چینی زرین   • چینی زرین ایران   • نمایندگی چینی زرین   • خانه زرین   • چینی زرین اصفهان   • مدلهای چینی زرین   • تصاویر چینی زرین   • معنی زرین   • مفهوم زرین   • تعریف زرین   • معرفی زرین   • زرین چیست   • زرین یعنی چی   • زرین یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی زرین
کلمه : زرین
اشتباه تایپی : cvdk
آوا : zarrin
نقش : صفت
عکس زرین : در گوگل

آیا معنی زرین مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )