برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1281 100 1

زغیر

معنی زغیر در لغت نامه دهخدا

زغیر. [ زَ ] (اِ) زعیر. تخم کتان را گویند. (از برهان ) (از آنندراج ). بزرک و تخم کتان. (ناظم الاطباء). تخم کتان. (از جهانگیری ) (از شرفنامه ٔ منیری ) (غیاث اللغات ). تخم کتان که از آن روغن چراغ گیرند و صاحب نصاب بمعنی کتان گفته... (فرهنگ رشیدی ). مرو است و اسم فارسی تخم کتان. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ) :
هر دل که ز رشک در زحیر است
در زیر جواز چون زغیر است.
سراج الدین راجی (از فرهنگ رشیدی ).
رجوع به زعیر شود.

معنی زغیر به فارسی

زغیر
تخم کتان را گویند تخم کتان که از آن روغن گیرند

معنی زغیر در فرهنگ فارسی عمید

زغیر
بزرک، تخم کتان.

زغیر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی هنرزاده
در لهجه ایل عرب خمسه استان فارس، گاها به جای کلمه صَغیر ، از کلمه زَغیر، زِغیر به معنی کوچک و کوچکتر استفاده می کنند.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی زغیر   • مفهوم زغیر   • تعریف زغیر   • معرفی زغیر   • زغیر چیست   • زغیر یعنی چی   • زغیر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی زغیر
کلمه : زغیر
اشتباه تایپی : cydv
عکس زغیر : در گوگل

آیا معنی زغیر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )