انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1046 100 1

زمان

/zamAn/

مترادف زمان: دوران، روزگار، زمانه، دوره، عصر، عهد، فصل، موسم، نوبت، هنگام، فرصت، مجال، وقت، مدت، موعد

معنی اسم زمان

اسم: زمان
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: zamān) جریانی پیوسته، غیر قابل انقطاع، رونده، و بی آغاز و بی انجام که در طی آن، حوادثی برگشت ناپذیر از گذشته به حال تا آینده رخ می دهد، روزگار، زمانه فلک، وقت، هنگام، گه، گاه، (به مجاز) آسمان - جریانی پیوسته، بی آغاز، و بی انجام که در طی آن حوادثی برگشت ناپذیر از گذشته به حال تا آینده رخ می دهد، به صورت پسوند همراه با بعضی نامها می آید و نام جدید می سازد مانند فرخ زمان

معنی زمان در لغت نامه دهخدا

زمان. [ زَ ] (اِ) بمعنی فوت و موت و مرگ باشد. (برهان ). بمعنی مرگ باشد. (فرهنگ جهانگیری ) (از غیاث ) (از انجمن آرا) (از آنندراج ). موت. مرگ. اجل. (ناظم الاطباء). زمانه :
ترا خود زمان هم به دست من است
به پیش روان من این روشن است.
فردوسی.
ز توران بسیجیده آمد دمان
به زوبین گودرزبودش زمان.
فردوسی.
زمان چون ترااز جهان کرد دور
پس از تو جهان را چه ماتم چه سور.
فردوسی.
زمان کینه ورش هم بزخم کینه ٔ اوست
بزخم مار بود هم زمان مارافسای.
عنصری (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
- زمان آمدن ؛ فرا رسیدن مرگ :
همانا که او را زمان آمده ست
که ایدر بجنگم دمان آمده ست.
فردوسی.
زمین بستر و پوشش از آسمان
به ره دیده بان تا کی آید زمان.
فردوسی.
بیامد سروش خجسته دمان
مزن گفت ، کو را نیامد زمان.
فردوسی.
منجمان گفتند ترا زمان به چشمه ٔ سبز آید به طوس خراسان. (مجمل التواریخ و القصص ).
- زمان رسیدن ؛ زمان آمدن. رسیدن اجل. مرگ فرا رسیدن :
زمان من اینک رسد بی گمان
رها کن به خواب خوشم یک زمان.
نظامی.
رجوع به زمانه شود.
|| در عربی ، مقدار حرکت فلک اعظم. (برهان ). گفته اند زمان عربی است و ازمنه جمع آن می آید بلی دمان پارسی است ، چنانکه در فرهنگ دساتیر گفته دمان بر وزن و معنی زمان است و مقداری است ازحرکت فلک نهم. مؤلف گوید: زمان از لغات مشترک است میان عرب و عجم. (انجمن آرا) (آنندراج ). نزد حکما مقدار حرکت فلک اطلس است. (از تعریفات جرجانی ). زمان ترازویی بود که جنبش (حرکت ) را بدان سنجند. وگرنه زمان بودی تمیز سبکی حرکت از گرانی حرکت یعنی زودی آن ازدیریش میسر نشدی. (باباافضل ، از یادداشت بخط مرحوم دهخدا). بنابه تعریف قدما مقدار حرکت فلک یعنی جمیع دهر و بعض آن. ج ، ازمنه. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).کم متصل غیر قارالذات یک نوع بود و آن زمان است. (اساس الاقتباس ، یادداشت ایضاً). خواجه نصیرالدین طوسی در ذیل «مقوله متی » آرد:... زمان نوعی بود از کم متصل و آن مقدار حرکتست و متی نسبت متزمن است با زمان...(اساس الاقتباس چ مدرس رضوی ص 51). نزد متکلمان امری است متجدد و معلوم که اندازه گرفته می شود بوسیله ٔ آن امر، متجدد موهومی. چنانکه گفته شود مثلاً موقع طلوع آفتاب در منزل تو را خواهم دید که طلوع آفتاب معلوم و آمدن او موهوم است و از اقتران آن با آن امر معلوم ، رفع ابهام می گردد. (فرهنگ فلسفی تألیف سجادی ) (از تعریفات جرجانی ). در میان حکما در تعریف ماهیت و حقیقت زمان اختلاف است ، جمهور حکما عقیده ٔ ارسطو را پذیرفته اند که گوید زمان مقدار حرکت فلک و افلاک است. نظریات مختلف در مورد زمان بقرار زیر است :
الف - بعضی گفته اند: زمان امری است موهوم یعنی موجود به وجود وهمی است.
ب - بعضی دیگر از فلاسفه بطور مطلق منکر وجود زمان شده اند.
ج - عده ٔ دیگر گویند زمان عبارت از فلک الافلاک است.
د - عده ٔ دیگر گویند: زمان عبارت از حرکت است.
هَ - بعضی گفته اند: زمان عبارت از آنات متتالیه است.
و - مشاهیر فلاسفه گویند: زمان مقدار حرکت بوده و موجودی است غیر قارالوجود و متقوم بحرکت و حرکت حامل آن است.
ز - بعضی گفته اند زمان امری است مادی و موجود در ماده ، بواسطه ٔ حرکت و از لحاظ وجودی ضعیف تر از حرکت است.
کسانی که گفته اند زمان عبارت از آنات متتالیه است ، چون «آن » ظرف و واسطه است و ظرف امری است عدمی ، نتیجه این میشود که زمان امری است غیر موجود بالذات. بعضی از متکلمان قائل بنوعی دیگر از زمان شده و برای تصویر آن گفته اند که میان موجودات عالم و حق تعالی فاصله هست به حکم آنکه «کان اﷲ و لم یکن معه شی ٔ» و این فاصله میان ذات حق و موجودات دیگر زمان متوهم است و این امر غیر از زمانی است که مقدار حرکت است و آن زمان متوهم را که فاصله ای از میان ذات خدا و موجودات عالم است وعاء عالم قرار داده و جهان را حادث به حدوث زمانی متوهم پنداشته اند.
ح - میرداماد می گوید: نسبت متغیر به متغیر زمان است که وعاء متجددات و سیالات است و معلول دهر است و دهر به نوبه ٔ خود معلول سرمد است.
ط - ابوالبرکات می گوید: زمان مقدار وجود است و بلکه نفس وجود است.
ی - صدرا می گوید: زمان مقدار حرکت سیلانی درجواهر است و به عبارت دیگر مقدار طبیعت متجدده ٔ سیاله است.
ک - بعضی گفته اند: زمان ذات واجب الوجود است ، چنانکه بیان شده اکثر حکماء زمان را مقدار حرکت فلک الافلاک میدانند و متکلمان مقدار موهوم دانسته اند. ارسطو زمان را مقیاس حرکت میداند و گوید: اگر حرکتی نمی بود زمانی نبود. و نیز گوید: عقل مقیاس زمان است و اگر انسانی نبود که احساس زمان کند، زمانی نبود. عده ای از فلاسفه ٔ اروپا گویند که زمان و مکان ، دو امری هستند که در ذهن از وجدان هیچ حادثه منفک نمی شوند و جزء ذهن انسان اند و از خود وجودی ندارند، چنانکه همه ٔ چیزها در زمان و مکان دیده می شوندو اما زمان و مکان خودشان دیده نمی شوند و ذهن آنها را از خود میسازد و ضمیمه ٔ تأثیرات خارجی می کند. برکسون گوید: به زمان به دو قسم می توان نظر کرد یکی تطبیق آن با مقدار و یکی دیگر به ادراک آن در نفس. اول کمیت است و دومی کیفیت به این معنی که هر گاه زمان را مثلاً در مدت یک شبانه روز در نظر گیریم چه میکنیم جز آنکه به ذهن می آوریم که خورشید از مشرق دمیده و فضای آسمان را پیموده و در مغرب فرورفته است و دوباره از مشرق سر درآورده است و اگر درست دقت شود، این نیست مگر مقارنه ٔ خورشید با نقاط مختلف فضا یعنی تصوربعدی معین. و از این نظر است که زمان یک شبانه روز را کمیت می دانیم ، لکن چشم خود را ببندیم و ذهن را ازجمیع امور مادی خالی کنیم و بدرون نفس رجوع نمائم وآنچه در حال ادراک می کنیم ، حقیقت زمان است و آن خودآگاهی است که کیفیت است و استمرار محض است. علامه ٔ حلی می گوید: زمان مقدار حرکت است و چنانکه اشاره شد صدرا گوید: زمان میزان و مقیاس متحرکات است از جهت آنکه متحرکات اند و کسانی که گفته اند زمان مقدار وجود و بلکه خود وجود است سخت در اشتباه اند. حاجی سبزواری گوید: زمان مقدار حرکت قطعی است ولکن مشهور این است که مقدار تجدد وضعی فلکی است و تحقیق این است که مقدار تجدد در طبیعت فلکی است بنابر حرکت جوهری. (فرهنگ لغات و اصطلاحات فلسفی تألیف سجادی صص 149 - 152) :
زمانی کز فلک زاید زمان نابوده چون باشد
زمان بی جود او موجود و ناموجود بی مبدا.
ناصرخسرو (دیوان ص 27).
آن بی تن و جان چیست کو روانست
که شنید روانی که بی روانست...
چون خط دراز است بی فراخا
خطی که درازاش بی کران است
هموار بر آن خط هفت نقطه
گردان پس یکدیگر روان است
با هر کس ازو بهره ای است بی شک
گر کودک و یا پیریا جوان است...
نشگفت کزو من زمن شدستم
زیرا که مر او را لقب زمان است.
ناصرخسرو (دیوان ص 71).
ننگری کاین چهار زن هموار
همی از هفت سوی چون زاید
هر کسی جز خدای در عالم
گر بجای زمان بود شاید.
ناصرخسرو (دیوان ص 138).
پرنده زمان همی خوردمان
انگور شدیم و دهر زنبور.
ناصرخسرو (دیوان ص 196).
رجوع به اساس الاقتباس ، کشاف اصطلاحات الفنون ، نسبیت ، بعد چهارم و دایرة المعارف فارسی شود. || وقت اندک بود یا بسیار. ج ، ازمنه. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). (از اقرب الموارد). ج ، ازمان ، ازمن. (ناظم الاطباء). به این معنی مشترک پارسی و تازی است. پهلوی «زمان » (وقت )، ارمنی دخیل «ژمنک » از ایران باستان «جمانه » کلمه ٔ آرامی «جمن « » زیمنه »، سریانی «زبنا» «زمنا» ، عبری «زمان » ، آرامی دخیل ، عربی زَمان نیز در پهلوی «ژمان » ...(حاشیه ٔ برهان چ معین ). وقت. هنگام. مدت. (ناظم الاطباء). وقت. (غیاث ). مشترک فارسی و عربی... وقت. هنگام. (فرهنگ فارسی معین ). گه. دقیقه. گاه. وقت. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) :
چون برون کرد زو هماره «؟» و هنگ
در زمان در کشید محکم تنگ.
شهید (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
من سخن گویم تو کانائی کنی
هر زمانی دست بر دستت زنی.
رودکی.
پس به تیری دید نزدیک درخت
هر زمان بانگی بجستی تند و سخت.
رودکی.
تشنه چون بود سنگدل دلبند
خواست آب آن زمان بخنداخند.
منجیک.
زمانی دست کرده جفت رخسار
زمانی جفت زانو کرده وارن.
آغاجی.
سپاس از جهان آفرین کردگار
که چندان زمان بودم از روزگار.
فردوسی.
یکی موبدی داستان زد به ری
که هر کس که دانا بود نیک پی
اگر پادشاهی کند یک زمان
روانش بپرّد سوی آسمان
به از بنده بودن به سالی دراز
به گنج جهاندار بردن نیاز.
فردوسی.
خرد تیره و، مرد روشن روان
نباشد همی شادمان یک زمان.
فردوسی.
به گنجور گفت آن زمان شهریار
که رو خلعت وتاج شاهانه آر.
فردوسی.
گویی تو از قیاس که گر برکشد کسی
یک کوزه آب از او به زمان تیره گون شود.
لبیبی.
با سماع چنگ باش از چاشتگه تا آن زمانک
بر فلک پروین پدید آید چو سیمین شفترنگ.
عسجدی.
چو دانشگر این قولها بشنود
پس آنگه زمانی فرو آرمد.
طیان.
آنگاه یکی ساتکنی باده برآرد
دهقان و زمانی به کف دست بدارد.
منوچهری.
چند پایه که برفتی [ امیر محمود ] زمانی نیک بنشستی و بیاسودی. (تاریخ بیهقی ). چون خواجه از من بشنود، سر اندر پیش افکند و زمانی اندیشید. (تاریخ بیهقی ). چون غلامان دیدند یک زمانی حدیث کردند تا مقدمان... (تاریخ بیهقی ).
زمانی بدین داس گندم درو
بکن پاک پالیزم از خار و خو.
اسدی.
جویم که رصدگه زمین را
تنها روی آن زمان ببینم.
خاقانی.
بگرد چشمه جولان زد زمانی
ده اندر ده ندید از کس نشانی.
نظامی.
خواجگان در زمان معزولی
همه شبلی وبایزید شوند
باز چون بر سر عمل آیند
همه چون شمر و چون یزید شوند.
شیخ نجم الدین رازی.
این زمان پنج پنج می گیرد
عبید زاکانی.
|| (اصطلاح دستوری ) وقوع فعل در هنگامی و آن شامل ماضی ، حال و مستقبل است. (فرهنگ فارسی معین ).
- زمان استقبال ؛ هنگام آینده. (از ناظم الاطباء).
- زمان پیشین ؛ هنگام گذشته و هنگامی پیش از این هنگام. (ناظم الاطباء).
- زمان حال ؛ الان و همین هنگام. (ناظم الاطباء).
- زمان ماضی ؛ هنگام گذشته و مدتی پیش از این هنگام. (ناظم الاطباء).
- زمان مرکب ؛ آن است که به معاونت فعل دیگر. (فعل معینی ) صرف شود: رفته است ، رفته بودم ، خواهم رفت. (فرهنگ فارسی معین ).
- زمان مفرد ؛ آن است که بی معاونت فعل دیگر صرف شود: رفتم ، می روم ، می رفتم. (فرهنگ فارسی معین ).
|| ساعت. (غیاث ). ساعت. قسمت. بهره. پاس. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) :
چنین داد پاسخ بدو ترجمان
که از روز چون بگذرد نه زمان
سخنگوی گردد یکی زین درخت
که آواز او بشنود نیکبخت.
فردوسی.
به پایین کُه شاه خفته به ناز
شده یک زمان از شب دیرباز.
فردوسی.
چو بگذشت از تیره شب یک زمان
خروش کلنگ آمد از آسمان.
فردوسی.
بادتان صد سال عمر و روز هر یک صد زمان
هر زمانش در روش چون روز محشرصدهزار.
سنائی.
- زمان به زمان ؛ زمان تازمان. ساعت به ساعت. بطور توالی. پشت سر هم :
کاروان بس بزرگ خواهد گشت
وین پدید آیدش زمان به زمان.
فرخی.
رجوع به ترکیبهای بعدی شود.
- زمان تا زمان ؛ ساعت به ساعت :
برفت اهرمن را به افسون ببست
چو بر تیزرو بارگی برنشست
زمان تا زمان زینش برساختی
همی گرد گیتیش برتاختی.
فردوسی.
هر آنگه که بی شاه یابند بوم
زمان تا زمان لشکر آید ز روم.
فردوسی.
ز بر گشتن دشمن ایمن مشو
زمان تا زمان آگهی خواه نو.
فردوسی.
زمان تا زمان گردشان بردمد
به کنعان یکی کاروان برچمد.
شمسی (یوسف زلیخا).
نزل فرستنده زمان تا زمان
دل بدل و تن بتن و جان بجان.
نظامی.
به جوبیار از آن است سرفرازی سرو
که فیض ابر زمان تا زمانش آب دهد.
رفیع لنبانی.
- زمان زمان ؛ لحظه به لحظه وساعت به ساعت. (آنندراج ). ساعت به ساعت و هنگامی پس از هنگام. (ناظم الاطباء) : از ایشان زمان زمان فسادی خواهد رفت. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 404).
زمان زمان اثر نور او زیاد شود.
(آنندراج ).
|| لحظه. آن. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) :
زمانه زمانی است چون بنگری
ندارد کسی آلت داوری.
فردوسی.
تو گفتی ز جنگش سرشت آسمان
نیاساید از تاختن یک زمان.
فردوسی.
ابی تو مبادا جهان یک زمان
نه اورنگ شاهی و تاج کیان.
فردوسی.
همی هر زمان اسب برگاشتی
وز ابر سیه نعره بگذاشتی.
فردوسی.
آن ملک رسم و ملک طبع و ملک خو که بدو
هرزمان زنده شود نام ملک نوشروان.
فرخی (دیوان چ دبیرسیاقی ص 305).
چو نزدش بوی بسته کن چشم و گوش
بر او جز به نرمی زمانی مکوش.
اسدی.
بر هیچم هر زمان بیازاری
آزار ترا بهانه بایستی.
خاقانی.
دل چنان با غم او انس گرفت
که ز غم نیم زمان نشکیبد.
خاقانی (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
کی باشد آن زمان که پر جان برآورم
سیمرغ وار زین قفس خاک برپرم.
خاقانی.
الا گر طلبکار اهل دلی
ز خدمت مکن یک زمان غافلی.
سعدی (بوستان ).
هر زمان که دریابی نان گرم وبورانی
وقت را غنیمت دان آنقدر که بتوانی.
بسحاق اطعمه.
- اندر زمان ؛ در حال. بی درنگ. فوراً. علی الفور. فی الحال. (از یادداشتهای بخط مرحوم دهخدا). رجوع به اندر زمان و ترکیب بعد شود.
- به زمان ؛ در زمان. اندر زمان. رجوع به همین ترکیب شود.
- در زمان ؛اندر زمان. رجوع به ترکیب قبل و «در» بمعنی فور و استعجال شود.
- یک زمان ؛ یک لحظه.
|| روزگار. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (دهار). زمانه و روزگار. (غیاث ). زمانه. روزگار. جهان. (ناظم الاطباء). زمانه. روزگار. دهر. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) :
فرستاد پس موبدان را بخواند
بر تخت شاهی به زانو نشاند
به پرسش گرفت اختر دخترش
که تا چون بود در زمان اخترش.
فردوسی (یادداشت ایضاً).
بدانگونه بد گردش آسمان
بسنده نباشد کسی با زمان.
فردوسی.
بمردی نباید شدن در گمان
که بر ما دراز است دست زمان.
فردوسی (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
همان شد سوی این بلند آسمان
که آگه نبود او ز گشت زمان.
فردوسی.
زمین هست آماجگاه زمان
نشانه تن ما و چرخش کمان.
اسدی.
جهانا چون دگر شد حال و سانت
دگر گشتی چو دیگر شد زمانت
زمانت نیست چیزی جز که حالت
چرا حالت شده ست از دشمنانت.
ناصرخسرو (دیوان ص 84).
زنهار که با زمان نکوشی
کاین بدخو، دشمنی است منصور...
اندوده رخش زمان به زر آب
آلوده سرش به گرد کافور.
ناصرخسرو.
قد تو گر چند چو تیر است راست
زود کند گشت زمان منحناش.
ناصرخسرو.
تو شاد باد و خرم ز عمر و ملک که هست
زمین ز ملک تو خرم زمان به عدل تو شاد.
مسعودسعد.
در شبستان چون زمانی خوش بوید
آن شبیخون زمان یاد آورید.
خاقانی.
از خرمگس زمانه فریاد
کز مروحه ٔ زمان نجنبد.
خاقانی.
|| عصر. (از اقرب الموارد). عهد. (غیاث ). دور. عهد. (ازفرهنگ فارسی معین ). عهد. عصر. (ناظم الاطباء). عصر. عهد. دوره. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) :
آن قوم کافتخار زمانند و اصل دین
اصحاب عز و ایمنی و ملک بی زوال.
ناصرخسرو.
بود گبری در زمان بایزید
گفت او را یک مسلمان سعید.
مولوی (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
هر کس به زمان خویش بودند
من سعدی آخرالزمانم.
سعدی.
- آخرزمان ؛ آخرالزمان. قسمت واپسین از دوران که به قیامت پیوندد. رجوع به آخرالزمان شود.
- امام زمان ؛ ولی عصر. رجوع به مهدی (اِخ ) شود.
- پادشاه زمان ؛ پادشاه عصر. (ناظم الاطباء).
|| فرصت. (غیاث ) (ناظم الاطباء). مهلت. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) :
هر آنچه خواهند از من همان زمان گویم
زمان نخواهم وز هردری سخن نچنم.
سوزنی (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
- زمان خواستن ؛ مهلت خواستن. استمهال. تقاضای فرصت و مهلت کردن. مهلت طلبیدن :
زمان خواهم از نامور پهلوان
بدان تا فرستم هیونی دمان.
فردوسی.
زمان خواهم از کردگار زمان
که چندان بماند دلم شادمان.
فردوسی.
بدو گفت خسرو که چندان زمان
چرا خواهی از من تو ای بدگمان
نباید که داری تو زین دست باز
به زر و به سیمت نیاید نیاز.
فردوسی.
ز دانای هندی زمان خواستیم
به دانش روان را بیاراستیم.
فردوسی.
- زمان دادن ؛ کنایه ازمهلت دادن و فرصت و نوبت دادن است. (آنندراج ). مهلت دادن. فرصت دادن. امهال. تمهیل : و سه روززمان دادم اگر از پس سه روز از این مخالفان کسی را در این پادشاهی بگیرم البته بکشم. (ترجمه ٔ طبری بلعمی ). هارون آن شب که بمرد خواست که خیشوع را بکشد، گفت : یا امیرالمؤمنین مرا زمان ده اگر فردا بهتر و خوشتر نشوی مرا بکش و آنچه خواهی بکن. (ترجمه ٔ طبری بلعمی ). عبداﷲبن عبداﷲ گفت : چه کنید از دور نشسته اید واو (ملک سند) را زمان همی دهید تا همه ٔ جهان را بر خویشتن گرد آورد. (ترجمه ٔ طبری بلعمی ).
هندوان راسر بسر ناچیز کرد
رومیان را داد یک چندی زمان.
فرخی.
مده زمانشان زین بیش و روزگار مبر
که اژدها شود از روزگاریابد مار.
مسعود رازی.
گفتم خلیفه فرموده است که ترا پیش او بریم گفت : انا للّه و انا الیه راجعون . اکنون مرا زمان دهید تا باز خانه شوم و کودکان خویش را ببینم و وصیتی بکنم. (تاریخ بخارا، یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
از زمانه بترس خاقانی
که زمانه زمان نخواهد داد.
خاقانی.
یکنفس تا که یک نفس بزنم
روزگارم زمان نخواهد داد.
خاقانی.
تقدیراو را زمان نداد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 441).
گر از جانور نیز یابی گزند
زمانش مده یا بکش یا ببند.
نظامی.
به قصابی بگذشت ، گوشت فربه داشت ، گفت : از این گوشت بستان ، گفت : سیم ندارم. گفت : ترا زمان دهم. گفت : من خویشتن را زمان دهم ، نکوتر از آنکه تو مرا زمان دهی.(تذکرة الاولیای عطار).
ای فلک در فتنه ٔ آخر زمان
تیز می گردی بده آخر، زمان.
مولوی.
در ریختن خون دل اهل زمانه
چشم تو زمان می ندهد دور زمان را.
سیدحسن اشرفی (از آنندراج ).
- زمان یافتن ؛ فرصت یافتن. مهلت یافتن :
از کف ایام امان کس نیافت
از روش دهر زمان کس نیافت.
خاقانی.
|| آسمان. (ناظم الاطباء). و هر گاه که لفظ زمان به مقابله ٔ زمین واقع شود بمعنی آسمان باشد. (آنندراج ) :
منم شهریار زمان و زمین
بود بنده ٔ من زمان وزمین.
فردوسی.
بر آن آفرین کافرین آفرید
مکان و زمان و زمین آفرید.
فردوسی.
فریدون بیداردل زنده شد
زمین و زمان پیش او بنده شد.
فردوسی.
ای شاه تویی شاه جهان گذران را
ایزد بتو داده ست زمین را و زمان را.
منوچهری.
- زمان و زمین را بهم دوختن ؛ زمان و زمین را بهم پیوستن. منتهای جهد و تلاش کردن.
- امثال :
گر زمین و زمان بهم دوزی
ندهندت زیاده از روزی.
(از یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
|| عالم. (ناظم الاطباء) :
به رای و به گفتار نیکی گمان
نبینی به مانند او در زمان.
فردوسی.
|| عمر.زندگانی. (ناظم الاطباء). عمر. حیات. زندگی. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) :
بدو گفت هوم ، ای بد بدگمان
همانا فراوان نماندت زمان.
فردوسی.
اگر مانده باشد مر او را زمان
بماند به گیتی تو با او بمان.
فردوسی.
ز گیتی مرا بهره این بد که بود
زمان چون بکاهد نشاید فزود.
فردوسی.
- زمان بر کسی سر آمدن ؛ بپایان رسیدن عمر او. فرارسیدن مرگ او :
یکی داستان زد هژبر دمان
که چون بر گوزنی سر آید زمان.
فردوسی.
- زمان را بر کسی سر آوردن ؛ پایان دادن عمر او. کشتن او :
بر آنگونه بردند گردان گمان
که خسرو سر آرد بر ایشان زمان.
فردوسی.
می ترسی کآن زمان درآید
کآرند به سر زمان ما در.
خاقانی.
- زمان کسی بسر آمدن ؛ عمر او پایان یافتن. فرارسیدن مرگ :
کسی را که آید زمانش بسر
ز مردی به گفتار جوید هنر.
فردوسی.
- زمان کسی را سر آمدن ؛ عمر او بپایان رسیدن :
پدر نام ساسانش کرد آن زمان
مر او را به زودی سر آمد زمان.
فردوسی.
- زمان یافتن ؛ عمر یافتن. نمردن. فرصت زندگی بدست آوردن :
گر زمان یابم از احداث زمان شک نکنم
کزمعالیش گذربان به خراسان یابم.
خاقانی.
|| درنگ. توقف. مکث. سکون. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
- زمان جستن ؛ توقف کردن. درنگ کردن :
برفتیم بر سان باد دمان
نجستیم بر جنگ ایشان زمان.
فردوسی.
برفتند با خنده و شادمان
بره برنجستند جایی زمان.
فردوسی.
چو برخیزد آواز کوس از دو روی
نجوید زمان مرد پرخاشجوی.
فردوسی.
- زمان ساختن ؛ توقف کردن. مکث کردن :
من اینک پس اندر چو باد دمان
بیایم ، نسازم درنگ و زمان.
فردوسی.
- زمان کردن ؛ درنگ کردن. آرام گرفتن. انتظار بردن. صبر کردن. توقف کردن : باز عبدالرحمن گفت : سه روز زمان باید کرد تا نیکو نگاه کنیم. (تاریخ سیستان ).
اگر زمانی کنی آنجا بخدمت آمد نیست
ز تو اشارت و از بنده بردن فرمان.
سوزنی (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
- بی زمان ؛ بی درنگ :
بجایی توان مرد کآید زمان
بیاید زمان بی زمان ، یک زمان.
فردوسی.
|| بخت و نصیب. || سرنوشت. قضا و قدر. (ناظم الاطباء). || حاکم. (تعریفات جرجانی در ذیل اصطلاحات صوفیه ص 181).

زمان. [ زُم ْ ما ] (ع ص ، اِ) صاحب منتهی الارب در ذیل «ز م م » آرد: زمان کرمان گیاه بالیده و بلند. ولی ظاهراً زمام است که تحریف شده است. رجوع به زُمّام شود.

زمان. [ زِم ْ ما ] (اِخ ) نام جد الفند زمانی و نام الفند سهل بن شیبان بن ربیعةبن زمان بن مالک بن صعب بن علی بن بکربن وائل یا زمان بن تیم اﷲبن سهل است و از ایشان است : عبداﷲ زمانی بن سعید تابعی است و اسماعیل زمانی بن عباد و محمدزمانی بن یحیی بن فیاض از محدثانند. (از منتهی الارب ). ابن مالک بن صعب. جدی است جاهلی از بنی بکربن وائل و فندالزمانی از اولاد اوست. (از اعلام زرکلی ).

زمان. [ زِم ْ ما ] (اِخ )ابن کعب بن أود. جدی است جاهلی. (از اعلام زرکلی ).

معنی زمان به فارسی

زمان
وقت، هنگام، روزگار، اجل ومرگ نیزگفته اند، عصر، وقت، وقت اندک یابسیار، ازمنه جمع
( اسم ) ۱ - وقت هنگام . ۲ - دور عهد . ۳ - وقوع فعل در هنگامی و آن شامل ماضی حال مستقبل است . یا زمان مفرد آنست که بی معاونت فعل دیگر صرف شود : رفتم میروم میرفتم . یا زمان مرکب آنست که به معاونت فعل دیگر ( فعل معین ) صرف شود : رفته است رفته بودم خواهم رفت .
ابن کعب بن اود جدی است جاهلی
[ورزش] ← وقت
دهی از دهستان آجرلو در بخش مرکزی شهرستان مراغه واقع است .
دهی از دهستان آور زمان شهرستان میر است .
[voice onset time] [زبان شناسی] فاصلۀ زمانی میان رهشِ گرفت و شروع لرزش تارآواها در همخوان های انفجاری
یکی از استادان معروف قلمدان ساز در عهد ناصر الدین شاه قاجار ( اواخر قر . ۱۳ و اوایل قر . ۱۴ ه . )
[wheat conditioning time] [علوم و فنّاوری غذا] زمان لازم برای نگهداری گندم برای آمایش
[ورزش] ← وقت استراحت
[occupancy time] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای، حمل ونقل ریلی] زمانی که از ورود جلوی وسیلۀ نقلیه به محدودۀ شناسایی (detection zone) چراغ هوشمند آغاز می شود و تا خروج انتهای وسیلۀ نقلیه از این محدوده ادامه می یابد
[مهندسی مخابرات] ← زمان اُفت تَپ
[pulse fall time] [مهندسی مخابرات] مدت زمانی که طول می کشد تا تَپ/ پالس از اوج دامنۀ خود، مثلاً نود درصد، به دامنۀ پایین تری، مثلاً ده درصد، تنزل یابد متـ . زمان افت پالس
[waiting time] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای، مدیریت سلامت] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] مدت زمان بین رسیدن مسافر به ایستگاه تا زمانی که وسیلۀ نقلیه ایستگاه را ترک کند [مدیریت سلامت] مدت زمانی که مراجعان به مراکز ارائه دهندۀ خدمات سلامت برای دریافت خدمت مورد تقاضا من...
[forecast lead time] [علوم جَوّ] مدت زمان بین صدور پیش بینی و وقوع پدیدۀ مورد پیش بینی
[connecting time] [حمل ونقل هوایی] زمان مجاز برای جابه جایی مسافر از یک وسیلۀ نقلیه به وسیلۀ نقلیۀ دیگر براساس زمان ورود و خروج برنامه ریزی شدۀ آنها
[peak hours] [مشترک حمل ونقل] ساعاتی که در آنها میزان رفت وآمد وسایل نقلیه به حداکثر برسد
[prime time, peak time, class A time] [سینما و تلویزیون] پرمخاطب ترین ساعات برنامه های تلویزیونی یا رادیویی
[downtime] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] مدت زمانی که سامانه به دلایلی از قبیل خطاهای سخت افزاری یا انجام امور نگهداری مورد استفاده نیست
[reverberation time] [فیزیک] زمان لازم برای آنکه چگالی متوسط انرژی صوت پس از خاموشی چشمه به اندازۀ 60 دسی بل کاهش یابد
[uphole time, bugtime] [ژئوفیزیک] زمان رسیدن اولین موج حاصل از انفجار به لرزه یاب در نزدیکی سر چاه
[estimated time of departure, ETD] [مشترک حمل ونقل] زمان تخمینی برای خروج یک کشتی یا هواپیما یا هر وسیلۀ نقلیۀ دیگر از محلی خاص
[estimated time of arrival, ETA] [مشترک حمل ونقل] زمان تخمینی رسیدن کشتی یا هواپیما یا هر وسیلۀ نقلیۀ دیگر به مقصدی خاص
[intercept time] [ژئوفیزیک] زمان به دست آمده از برخورد محور زمان با خط برازشی به داده های امواج شکست مرزی در نمودار زمان ـ مسافت

معنی زمان در فرهنگ معین

زمان
(زَ) [ په . ] (اِ.) ۱ - وقت ، هنگام . ۲ - دور، عهد. ۳ - مدت ، فصل . ۴ - مهلت . ،~ گرینویچ مرجع مقایسه ای زمان مناطق مختلف کرة زمین بر مبنای نصف النهار گرینویچ که در حمل و نقل بین المللی و پرواز هواپیماها به کار رود و ۵/۳ ساعت عقب تر از زمان در تهران اس
( ~. خا تَ) (مص ل .) مهلت خواستن .
(کَ) (اِمر.) آسمان ، عرش ، سپهر.

معنی زمان در فرهنگ فارسی عمید

زمان
۱. وقت، هنگام.
۲. روزگار، عصر.
۳. [قدیمی، مجاز] اجل، مرگ: تو را خود زمان هم به دست من است / به پیش روان من این روشن است (فردوسی۴: ۲۵۰۴). &delta، کلمۀ «زمان» در فارسی و عربی مشترک است و هردو از آرامی مٲخوذ است.
* زمان خواستن: (مصدر لازم) وقت خواستن، مهلت خواستن.
* زمان دادن: (مصدر لازم) وقت دادن، مهلت دادن.
۱. هم روزگار، معاصر، هم دوره، هم عصر.
۲. دارای زمان یکسان.

زمان در دانشنامه اسلامی

زمان
زمان به معنای مدت است که با وقت و اجل متفاوت است.از احکام مرتبط با زمان در بابهای مختلفی از عبادات، همچون طهارت، صلات، صوم و حج و غیر عبادات، از قبیل نذر و قسم سخن گفته اند.
زمان به معنی مدت کم یا زیاد است.
زمان ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • زمان (فقه)، به معنای مدت (متفاوت با وقت و اجل) و دارای کاربرد در فقه اسلامی• زمان (فلسفه)، به معنای وقت است کم باشد یا زیاد و از اصطلاحات علم فلسفه• زمان (منطق)، از اصطلاحات علم منطق، به معنای کمّ متصل غیر قار، و مقدار حرکت
...
زمان به معنای مدت است که با وقت و اجل متفاوت است.از احکام مرتبط با زمان در بابهای مختلفی از عبادات، همچون طهارت، صلات، صوم و حج و غیر عبادات، از قبیل نذر و قسم سخن گفته اند.
زمان به معنی مدت کم یا زیاد است.
تفاوت زمان با وقت واجل
تفاوت زمان با «وقت» و «اجل» آن است که وقت بر بخشی معین از زمان که برای کاری قرار داده شده است، و اجل بر آخر وقت و نیز خود وقت اطلاق می گردد. بنابر این، زمان اعم از وقت و اجل است؛ از این رو، در کلمات فقها به جای آن دو به کار رفته است.
جایگاه زمان در شرع
جایگاه زمان در شریعت مقدس متفاوت است. زمان گاه وقت ادای فرایضی قرار گرفته است، مانند اوقات معینی که برای ادای نمازهای یومیه قرار داده شده است یا ماههای حج که ظرف به جا آوردن مناسک حج قرار داده شده است. و گاه شرط رکنی برخی عبادات واقع شده است، مانند روزه که به جا آوردن آن در روز شرط رکنی آن است. چنان که زمانهایی خاص همچون ماههای رجب، شعبان، رمضان و روزهای عید غدیر، فطر و قربان و جمعه و عرفه از شرافت و فضیلت خاصی برخوردار و به اعمال و عباداتی چون غسل، نماز، روزه، دعا و صدقه دادن اختصاص یافته اند و ارتکاب گناه در آنها موجب افزایش عقوبت است. همچنین دیه در ماههای حرام افزایش می یابد.
زمان در فقه
...
زمان در لغت به معنای وقت است کم باشد یا زیاد. معادل این واژه در زبان فرانسه TEMPS و در زبان انگلیسی TIME می باشد. در اصطلاح فلسفی، زمان عبارتست از نوعی مقدار و کمیت متصل و پیوسته که ویژگی آن قرار ناپذیری و گذرایی می باشد و به واسطه حرکت ، عارض بر اجسام می شود.
زمان "کم" است وگرنه انقسامی در آن صورت نمی پذیرفت، "متصل" است؛ زیرا اگر متصل نباشد، دو جزء پیشین دو جزء دیگر، که یکی قابل و دیگری بعد می باشد، قالب تصویر نمی شود. همچنین دو جزء پسین دو جزء دیگر، که یکی قبل و دیگری بعد می باشد، فرض صحیحی نخواهد داشت بلکه آندو کاملا از یکدیگر جدا و گسسته خواهند بود و میان آن دو جزء مفروض از آن کمیت، حد مشترکی وجود نخواهد داشت و در نتیجه جزء پیشین، فقط جزء پیشین و جزء پسین، فقط جزء پسین خواهد بود و نمی توان هر یک از آنها را به دو جزء دیگر تقسیم نمود، همانطور که در عدد که کم منفصل است ملاحظه می شود. مثلا عدد دو را به واحدی که فقط قبل است و واحد دیگری که فقط بعد است تقسیم می شود اما هر یک از واحدها را دیگر نمی توان به دو جزء دیگر تقسیم نمود. و اگر آن کمیت گذرا و بی قرار نباشد، اجتماع جزء پیشین و پسین بالفعل محقق خواهد شد در حالی که چنین اجتماعی میان حوادث متقدم و متاخر در جهان پیرامون ما ناممکن است. این تعریف، منسوب به ارسطو می باشد و بیشتر فلاسفه اسلامی همین تعریف را برای زمان ذکر نموده اند و رای مشهور در تعریف زمان تا دوران ملاصدرا همین نظر بود، اما تعریف های دیگری نیز از زمان ارائه شده است. نظریات فیلسوفان و صاحب نظران بقدری درباره زمان مختلف و متناقض است که کمتر مساله فلسفی را می توان با آن مقایسه کرد. از سویی، زمان را از جواهر مجرد برشمرده اند و از سوی دیگر عده ای دیگر، آنرا تا سرحد امور وهمی و پنداری دانسته اند. دشواری تبیین زمان به این علت است که از یک سوی زمن مستقیما مورد تجربه حسی واقع نمی شود و از سوی دیگر، از امور مربوط به جهان مادی محسوس به شمار می آیند.
← تعاریف دیگر
تحلیل معروف اگرچه به امتداد، انقسام پذیری زمان و ارتباط نزدیک زمان و حرکت اشاره دارد و از این جهت دقت دارد، نقاط ضعفی نیز دارد که عبارتند از؛ ۱. در این تحلیل، زمان و حرکت را از اعراض خارجیه دانسته شده است، در حالیکه بنابر حکمت متعالیه ، این دو از عوارض تحلیلی اشیاء هستند و نمی توان برای آنها وجود منحاز و مستقلی در نظر گرفت. ۲. بنابر نظر پیشینان، حرکت به اعراض اختصاص دارد و انتساب بی واسطه زمان به اجسام انکار شده است در حالیکه حرکت در جوهر اصلی ترین نوع حرکت است و از این روی زمان را باید مستقیما به جوهر و اجسام نسبت داد وآن را بعد چهارم برای آنها به حساب آورد. به علت همین ایرادات، ملاصدرا تعریف دیگری از زمان بر اساس حرکت جوهری ارائه داد. او زمان را بعد و امتدادی گذرا می دانست که هر موجود جسمانی علاوه بر ابعاد مکانی ثابت و ناگذرا (طول، عرض و ضخامت) داراست.
رابطه زمان با حرکت
بدین علت که کمیت عرض است و عرض، محتاج به موضوعی است تا بر آن عارض گردد، کمیت یاد شده موضوعی خواهد داشت که بر آن عارض گردد. هرگاه حرکت از میان برداشته شود، این کمیت نیز زائل می گردد و هرگاه حرکت به میان آورده شود، کمیت نیز ثبوت می یابد. این مطلب نشان می دهد که کمیت یاد شده بر حرکت عارض می گردد و حرکت، موضوع آنرا تشکیل می دهد. این کمیت همان زمان است و بدین جهت است که زمان را مقدار پیوسته و گذرایی می دانند که بر حرکت عارض می گردد.
نحوه ارتباط اشیاء با زمان
...
زمان، از اصطلاحات علم منطق بوده و به کمّ متصل غیر قار، و مقدار حرکت گفته می شود.
زمان، از اصطلاحات علم منطق بوده و به کمّ متصل غیر قار، و مقدار حرکت گفته می شود.زمان، مصداق منحصر کمّ متصل غیر قار (کمّی که اجزای آن همه با هم یافت نمی شوند) است، چنان که خواجه طوسی می گوید: «کمّ متصل غیر قار الذات یک نوع بود و آن زمان است ». زمان، مقدار حرکت است و متی نسبت شیء متزمّن (زمان دار) است با زمان.
← اقسام زمان
 ۱. ↑ خواجه نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، اساس الاقتباس، ص۴۱.    
پایگاه مدیریت اطلاعات علوم اسلامی، برگرفته از مقاله «زمان»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۱۰/۳۰.    
...
البته چنین نبود که کسی از تولد آخرین حجت خدا آگاهی نداشته و یا پس از تولد، آن حضرت را ندیده باشد. برخی از شیعیان مورد اعتماد و عده ای از وکلای امام عسکری (علیه السّلام) و کسانی که در خانه امام مشغول خدمت بودند از این امر با خبر بودند.
شیخ مفید از تعدادی از اصحاب، خادمان و یاران نزدیک امام عسکری (علیه السّلام) روایت کرده که آنان موفق به دیدار امام زمان (علیه السّلام) شده اند. محمد بن اسماعیل بن موسی بن جعفر، حکیمه خاتون دختر امام جواد (علیه السّلام)، ابوعلی بن مطهر، عمرو اهوازی و ابونصر طریف خدمتگزار خانه امام، از آن جمله بودند.
مفید، محمد بن محمد، الارشاد، ج۲، ص۳۵۱.    
شیخ کلینی از ضوء بن علی عِجًلی روایت کرده که مردی ایرانی از اهالی فارس به او گفته بود: به منظور خدمت در منزل امام عسکری (علیه السّلام) به سامرا رفتم و امام مرا به عنوان مسئول خرید خانه پذیرفت. وی می گوید: روزی حضرت عسکری (علیه السّلام) فرزند خود را به من نشان داد و فرمود: «هذا صاحبکم»؛ وی اظهار می کند که پس از آن نیز تا رحلت امام آن کودک را ندیده است. او می افزاید: در زمانی که وی آن حضرت را دید، حدود دو سال سن داشته است.
کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۵۱۴.    
شاید پراهمیت ترین دیدار اصحاب امام عسکری (علیه السّلام) از حضرت بقیه الله (علیه السّلام) زمانی بود که محمدبن عثمان عمری از وکلای خاص امام زمان (علیه السّلام) همراه با چهل نفر دیگر در خدمت امام بودند. آن حضرت فرزند خود را به آنان نشان داد و فرمود: «ذا امامکم من بعدی و خلیفتی علیکم، اطیعوه ولا تتفرقوا من بعدی فی ادیانکم لتهلکوا، اما انکم لاترونه بعد یومکم هذا؛این امام شما پس از من و جانشین من در میان شماست. از او فرمان برید و پس از من در دین خود اختلاف نکنید که در این صورت هلاک می شوید و پس از این هرگز او را نخواهید دید.»، ادامه این روایت آمده است که: چند روز پس از آن، امام عسکری (علیه السّلام) رحلت کرد.
صافی، لطف الله، منتخب الاثر، ج۲، ص۴۳۱.    
...
از زوایا و ابعاد گوناگونی می توان به مقوله ی مهدویّت نگریست. مساله ولادت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه شریف) یکی از آن جهات است که در این نوشتار، در صدد اثبات آن و پاسخ به شبهات مطرح شده در این باره هستیم.
درباره ولادت حضرت مهدی (علیه السّلام) از دو جهت شبهه وارد شده است: ۱ـ عدّه ای این گونه شبهه کرده اند که منجی موعود، پا به عرصه گیتی نگذاشته و به دنیا هم نخواهد آمد و پدیدار شدن یک منجی در آینده و اصلاح عالم به دست او، قابل پذیرش نیست و چنین ایده ای محقّق نمی شود. ۲ـ عدّه ای، اساس ایده مهدویّت را فی الجمله پذیرفته اند، ولی بر این عقیده اند که امام مهدی (علیه السّلام) هنوز متولد نشده و آن هنگام که مصلحی پدیدار شود تا اساس ظلم و دستان اش برچیده شود، ایده ی موعود، محقّق می شود.
شبهه در اصل مهدی باوری
همه مسلمانان، بر بطلان چنین شبهه ای، وحدت نظر دارند و امامیه و غیر امامیه، بر ظهور مردی در آخر الزمان که اصلاح عالم را به ارمغان آورد، متّفق هستند. آیات و مجموعه زیادی از روایات نیز بر این مساله، تصریح دارند.
← آیات
ممکن است کسی بگوید: «ما اصل اعتقاد به امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه شریف) و پدیدار شدن موعودی در آینده را می پذیریم ولی لازم نیست این موعود، همان امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه شریف) باشد که تولد یافته و از دیدگاه پنهان است. چه بسا، آن مهدی منتظر، در آینده، پا به گیتی گذاشته و غیبتی در کار نباشد. پس وقوع ولادت حضرت، چگونه ثابت می شود؟». هدف از این نوشتار، اثبات ولادت حضرت است. برای اثبات آن، تلاش می شود که ولادت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه شریف) از طریق تواتر و حساب احتمالات ثابت شود.
چهار قضیه مهم
...
برای حضرت نرجس (سلام الله علیها) نام های متعددی ذکر شده است؛ عده ای از وهابی های معاصر، اختلاف در اسم مادر امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) را دلیل بر ضعف قضیه ولادت آن حضرت دانسته اند، درحالی که اگر این اختلافات جزئی بتواند اصل وجود افراد را زیر سؤال ببرد، اهل سنت برای اثبات وجود اشخاص زیادی دچار مشکل خواهند شد.
احسان الهی ظهیر، وهابی معاصر پاکستانی و همچنین غالب عواجی یکی دیگر از وهابی های معاصر، اختلاف در اسم مادر امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) را دلیل بر ضعف قضیه ولادت آن حضرت دانسته اند.احسان الهی ظهیر می نویسد: اختلف فی اسم الجاریة التی قالوا انّها ولدته، فقال قائلهم: انّ اسمها نرجس، وقیل: اسمها صقیل او صیقل، وقیل: حکیمة، وقیل غیر ذلک.درباره نام کنیزی که می گویند او را به دنیا آورده است، اختلاف شده است؛ برخی گفته اند که اسم او نرجس بوده، برخی دیگر صقیل، صیقل، حکیمه و... گفته اند.
الهی ظهیر، احسان، الشیعة والتشیع، ص۲۷۲-۲۷۳.    
این شبهه از آن دسته شبهاتی است که واقعا باید به و هوش و ذکاوت طرح کننده آن آفرین گفت و او را به خاطر این کشف بزرگ تحسین کرد!!اگر این اختلافات جزئی بتواند اصل وجود افراد را زیر سؤال ببرد، اهل سنت برای اثبات وجود اشخاص زیادی دچار مشکل خواهند شد که در ادامه به برخی از آن ها پرداخته خواهد شد.
← نام ها و القاب مادر امام زمان
نام های متعدد حضرت نرجس خاتون، هرگز نمی تواند اصل ولادت فرزند گرامی آن حضرت را خدشه دار کند و زیر سؤال ببرد، اگر فرضیه درست باشد، اهل سنت نمی توانند اصل وجود ابوبکر را که هم در نام مادرش و هم در نام خودش اختلاف وجود دارد ثابت کنند. همین قاعده درباره ابوهریره و دیگران نیز صدق می کند.
در زمان غیبت کبری، اگرچه امام زمان (عجّل الله فرجه الشریف) به ظاهر در میان مردم نیستند؛ اما عالمان دین ـ که به فرموده آن حضرت نائب ایشان در میان مردم هستند ـ(اشاره به این روایت شریف است که امام زمان (علیه السّلام) فرمودند: «امّا الحوادث الواقعة فارجعوا فیها الی رواةِ حدیثِنا فانّهم حجّتی علیکُم وانا حجة اللهِ علیکم»
بر اساسِ آنچه در منابعِ دین ذکر شده، اعتقاد راسخ شیعه بر آن است که تمام برکات هستی و ادامه حیات عالَم و آدم و سایر موجودات در سایه وجود مقدّس و با برکت ولی و خلیفه خدا بر روی زمین می باشد و اگر آن وجود گرامی نباشد تمام هستی نابود گشته و از بین خواهد رفت. «لَوبَقَیتِ الاَرضُ بغیرِ امامٍ لَساخَت
کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۱ ص۱۷۹، مصحح:علی أکبر الغفاری، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۸۸.    
سؤالی که در این میان مطرح است اینکه، آیا ملاقات با آن وجودِ نازنین در زمان غیبت کبری میسّر است، در حالی که در توقیع مبارک حضرت به «علی بن محمد سمری» نائب چهارم از نوّاب اربعه آمده است: «وسیاتی لشیعتی من یدّعی المشاهدة قبلَ خروج السفیانی و الصیحة فهو کذّابٌ مفتر
صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمة، ص۵۱۶، تحقیق:علی اکبر غفاری، مکتبة الصدوق، تهران ۱۳۹۰ ه ق، چاپ اوّل.    
حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه): «همان طوری که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) به حسب واقع حاکم بر جمیع موجودات است، حضرت مهدی همان طور حاکم بر جمیع موجودات است، آن خاتم رسل است و این خاتم ولایت...».
امام خمینی، صحیفه نور (مجموعه سخنان امام خمینی سری ۲۲جلدی)، ج۲۰، ص۸۳، سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، تاریخ:۶۶/۱/۲۵.    
...



زمان در دانشنامه ویکی پدیا

زمان
زمان یا وقت بعدی سه بعدی است که در ذهن انسان خطور می کند و نشان دهنده آن است که زمان بر صورت سه بعدی از زمان گذشته به شکل عبوری از ذهن خطور کرده و به حال و آینده می رسد. می توان به زمان فاصلهٔ قوه تا فعل یا فاصلهٔ شروع تا پایان گفت. اما این شکل در فضا و خلأ به شکل پنج بعدی می گذرد و به این طور نیست که گذشته در ذهن خطور کند بلکه این آینده و حال است که در ذهن خطور کرده و نشان می دهد این انسان است که می تواند آینده خود را به طور پنج بعدی ببیند و این کار طوری است که زمان در حال اتمام است. اما در فضا ذهن انسان پیشروی بیشتری از گذر زمان دارد و از حال خود به آینده خود می رود است که در آن اتفاقات از گذشته تا به حال و از حال تا آینده رخ می دهند. از نظر واژه شناسی ایرانی، زمان ریشه گرفته از واژه زروان است که الهه زمان در ایران پیش از اسلام بوده است. چند دیدگاه گوناگون در تعریف زمان وجود دارد. دیدگاه نخست بیان می کند که زمان قسمتی از ساختارهای اساسی جهان است، بُعدی است که اتفاقات پشت سر هم در آن رخ می دهند. همچنین این دیدگاه بیان می کند که زمان قابل اندازه گیری است. این یک نوع دیدگاه واقع گرایانه است که آیزاک نیوتن بیان می کند و از این رو گاهی با نام زمان نیوتونی شناخته می شود.
دقیقه
ساعت
شبانه روز
هفته
ماه
سال
دهه
قرن (سده)
هزاره
در مقابل، دیدگاه دیگری چنین بیان می کند که زمان قسمتی از ساختارهای ذهنی انسان است (همراه فضا و عدد) آن چنان که ما در ذهن خود رشتهٔ رویدادها را دنبال می کنیم همچنین در ذهن خود برای طول آن اتفاقات کمیت هایی را از قبیل ثانیه، دقیقه و ساعت تعریف می کنیم. تعریف دوم به هیچ ماهیت مستقلی برای زمان اشاره نمی کند که اتفاقات درون آن رخ دهد. این دیدگاه حاصل کار گوتفرید لایبنیتس و امانوئل کانت می باشد که زمان را قابل اندازه گیری نمی داند و می گوید تمام اندازه ها در سیستم ذهنی بشر رخ می دهد.و تعریف سوم نیز زمان سرعت تحلیل ذهن ماست.
به طور کلی در فیزیک زمان و فضا به عنوان کمیت های بنیادی به شمار می آیند و امکان بیان تعریفی دقیق برای آن ها در قالب دیگر کمیت ها نیست به این خاطر که بقیه کمیت ها هم چون سرعت، نیرو و انرژی همگی به وسیله این دو کمیت تعریف شده اند. داود بن محمود قیصری، در سده هشتم هجری و در رساله «معمای زمان» می نویسد که «زمان نه آغازی دارد و نه پایانی. زمان، قابل تقسیم نیست و آنچه که ما آنرا بخش می کنیم تنها در پندار ماست.» از یک منظر زمان را با ارزش تر ازپول و طلا دانسته اند، چرا که پول و طلای از دست رفته را می توان به دست آورد ولی زمان از دست رفته را هرگز نمی توان به دست آورد.
شبانه روز به دو گونه متفاوت تقسیم شده است. یکی بر اساس گاه یا موقعیت خورشید و ماه و طول سایه بوده است. برای نمونه آریایی ها و زرتشتیان شبانه روز را بر مبنای پنج گاه یعنی از برآمدن آفتاب تا نیمروز، از نیمروز تا سه ساعت پس از نیمروز، از ساعت سه پسین تا فرورفتن آفتاب، از فرورفتن آفتاب و پیدا شدن ستاره شامگاهی در آسمان تا نیمه شب و از نیمه شب تا برآمدن آفتاب.
عکس زمان
زمان ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
زمان (ترانه پینک فلوید)
زمان (روزنامه)
زمان (فیلم ۱۹۹۹)
زمان (فیلم ۲۰۰۶)
زمان (فیلم ۲۰۰۷)
«زمان» (به انگلیسی: Time) نام چهارمین ترانهٔ آلبومِ نیمه تاریک ماه محصول سال ۱۹۷۳ میلادی اثر گروه موسیقی پراگرسیو راک پینک فلوید است، و تنها ترانه در آلبوم می باشد که هر چهار عضوِ گروه در ساخت آن نقش داشته ان، گرچه متن ترانهٔ آن توسط راجر واترز نوشته شده است. این ترانه دربارهٔ چگونگی لغزش زمان است، درحالی که بیشتر مردم تا وقتی که دیر می شود آن را نمی فهمند. این ایده زمانی به ذهن راجر واترز آمد که او فهمید دیگر در زندگی اش خود را برای چیزی آماده نمی کند، اما درست در وسط آن بود. این ترانه به خاطر بخش آغازین آن که با صدای تیک تیک ساعت، چایمز و صدای زنگ ساعت آغاز می شود شناخته شده است. این قسمت در واقع به عنوان یک تست کوادروفونیک توسط آلن پارسونز ضبط شده بود و قرار نبود در آلبوم استفاده شود.
نسخهٔ زنده این آهنگ را می توان در آلبوم زندهٔ گروه با نام تکانه مشاهده کرد.
نسخهٔ زنده دیگری هم از آهنگ را می توان در آلبوم صدای دلچسب رعد شنید، با این تفاوت که نسخه برگشت قطعهٔ «نفس بکش» همراهش اجرا نشد.
ترانهٔ «زمان» اشاره به زمانی دارد که در حال گذر است. توهم گذر زمان، سریع تر از آنچه که در واقعیت اتفاق می افتد و احساس ناامیدی به خاطر فرصت های از دست رفته ای که دیگر بازنمی گردند.
بخش آغازین آهنگ یا همان بخش تیک تیک ساعت ها مدت ها به عنوان تیتراژ برنامهٔ تقویم تاریخ از رادیوی سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش می شد.
روزنامه زمان (به ترکی استانبولی: Zaman Gazetesi) از روزنامه های پرشمارگان ترکیه است که آغاز انتشار آن به سال ۱۹۸۶ برمی گردد. زمان با تیراژ یک میلیون نسخه، پُرشمارترین روزنامه ترکیه است. این روزنامه در ۳۵ کشور به شکل هم زمان توزیع می شود.
وبگاه خبری روزنامه
وبگاه انگلیسی روزنامه
وبگاه انگلیسی روزنامه
وبگاه به زبان فلامانک روزنامه
وبگاه ترکمنی روزنامه
وبگاه کتاب روزنامه
روزنامه زمان از منتقدان سیاست های رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه است. گفته می شود که روزنامه زمان ارتباطات نزدیکی با فتح الله گولن دارد.
در تاریخ ۴ مارس ۲۰۱۶ (۱۴ اسفند ۱۳۹۴) دادگاهی در استانبول، حُکم به اداره این روزنامه توسط «معتمد دولتی» را داد که از سوی دادگاه تعیین شود. این حکم با اعتراض گسترده فعالین آزادی رسانه ها و روزنامه نگاران مستقل مواجه شد. سازمان عفو بین الملل حکم دادگاه مبنی بر کنترل دولتی روزنامه را «ضربه سنگینی به آزادی مطبوعات در ترکیه» توصیف کرد.
«زمان» (انگلیسی: Time (1999 film)) یک فیلم است که در سال ۱۹۹۹ منتشر شد.
«زمان» (انگلیسی: Time (2006 film)) یک فیلم به کارگردانی کیم کی-دوک است که در سال ۲۰۰۶ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به ها جونگ-وو و سونگ هیون آ اشاره کرد.
۳۰ ژوئن ۲۰۰۶ (۲۰۰۶-06-۳۰)
«زمان» (انگلیسی: Time (2007 film)) یک فیلم است که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد.
۲۰۰۷ (۲۰۰۷)
زمان آباد نام مکان های زیر است:
زمان آباد (بردسکن) روستایی از توابع دهستان صحرا در بخش انابد شهرستان بردسکن.
زمان آباد (ملکان) روستایی از توابع دهستان لیلان شمالی در بخش لیلان شهرستان ملکان.
زمان آباد (کرمان) روستایی از توابع بخش گلباف شهرستان کرمان
زمان آباد (خارتوران) روستایی از توابع بخش بیارجمند شهرستان شاهرود
زمان آباد (اردکان)
زمان آباد (اسفراین)
زمان آباد (اصفهان)
زمان آباد (ایرانشهر)
زمان آباد (بافت)
زمان آباد (تربت حیدریه)
زمان آباد (ری)
زمان آباد (ساوه)
زمان آباد (کرمانشاه)
زمان آباد (کوهرنگ)
زمان آباد (لنجان)
زمان آباد (مسجدسلیمان)
زمان آباد (مشهد)
زمان آباد (ملایر)
زمان آباد (نائین)
زمان آباد (نهاوند)
زمان آباد (اردکان)، روستایی از توابع بخش خرانق شهرستان اردکان در استان یزد ایران است.
این روستا در دهستان رباطات قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
زمان آباد (اسفراین)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان اسفراین در استان خراسان شمالی ایران است.
این روستا در دهستان زرق آباد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۳ نفر (۵خانوار) بوده است.
زمان آباد (اصفهان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان اصفهان در استان اصفهان ایران است.
این روستا در دهستان قهاب شمالی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۹۸ نفر (۲۸خانوار) بوده است.
آبادی امام زمان، روستایی از توابع بخش شیب آب شهرستان زابل در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
این روستا در دهستان محمدآباد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۸۱ نفر (۳۸خانوار) بوده است.
آرتمیس فاول و معمای زمان (به انگلیسی: Artemis Fowl: The Time Paradox) جلد ششم مجموعه آرتمیس فاول اثر این کالفر است و در ۷ آگوست ۲۰۰۸ منتشر شده است.
آینه زمان فیلمی به کارگردانی و نویسندگی احمد نجیب زاده محصول سال ۱۳۴۹ است.
امین امینی
سهیلا
عارف
سارا
مینا
محمدتقی کهنمویی
پوری بنایی
مانوئل ماروتیان
طاهره غفاری
محمد فرزین
شهروز رامتین
سه پسر پس از مرگ پدر متمولشان با دسیسهٔ پیشکارشان ثروت پدری را از دست می دهند...
اتساع زمان یکی از مفاهیم فیزیکی مربوط به نظریه نسبیت خاص آلبرت اینشتین هست که مبنی بر پایه نسبیت این گونه بیان می شود که از دید دو ناظر با سرعت متفاوت ، گذر زمان متفاوت بررسی می شود. در مثال آزمایشی ساده: یکی با دو سرعت نزدیک به سرعت نور و سرعتی کمتر از سرعت نور (به طوری که دو بردار سرعت با هم زاویه غیر از ۱۸۰ و صفر درجه بسازند"برای احساس بهتر پدیده اتساع") فرض می شود و ناظر دوم ساکن فرض می شود. به طور کلی هرچه با سرعت بیشتری حرکت کنیم، زمان کندتر می گذرد واین دو رابطهٔ معکوس دارند.
در این نظریه ۲ نمونه از اتساع زمان بررسی شده است. در نسبیت خاص، ساعت هایی که نسبت به یک فرد مشاهده کننده اندازه گیری می شوند به کندی کار می کنند. برای نمونه اگر دو جسم داشته باشیم که یکی از آن ها جسم ۱ است و دیگری جسم ۲ و جسم اول با سرعت بیشتری نسبت به جسم دوم حرکت کند در این حالت گفته می شود که زمان برای جسم اول به طور محسوسی کند می شود. چنانچه این توسط ساعت اندازه گیری شود عقربه های ساعت در حالت اول به کندی کار می کنند. درنسبیت عام ساعت برای جسمی کند کار می کند که نزدیک نیروی گرانشی قوی مانند یک سیاره قرار گرفته است.
فرمول برای محاسبه اتساع زمان در نسبیت خاص به شرح ذیل است:
که
ادراک زمان یک زمینهٔ مطالعاتی در روانشناسی، زبان شناسی شناختی و علوم اعصاب است. ادراک زمان به تجربه ذهنی از زندگی اشاره دارد: زمان. زمان برای هر شخصی به شکل فاصلهٔ بین وقایع یا طول یک اتفاق خاص مفهوم پیدا می کند. فاصله زمانی بین دو اتفاق پی در پی در مغز انسان با یک طول مشخص فهم می شود. ادراک افراد مختلف از یک زمان ثابت می تواند متفاوت باشد. فهم شخص دیگر از زمان را نمی توان به طور مستقیم تجربه کرده یا درک کرد، اما می توان آن را مورد مطالعه و استنباط قرار داد. زمان ادراک شده توسط مغز را می توان تحت شرایط خاص خاصی به هم ریخت. این به هم ریختگی های زمانی که در برخی مطالعات علمی انجام می شوند به ما کمک می کند تا مکانیسم نحوهٔ ادراک زمان را بهتر بفهمیم.
مدل دوام حافظه زمانی. این مدل نوعی ردیابی دوام حافظه در طول زمان است که با استفاده از آن می توان عمر یک خاطره را (و به تبع آن دریافتن اینکه دقیقاً چه مدت این رویداد به یاد آورده شده) با توجه به دوام ردپای آن دریافت و با این واقعیت که خاطرات رویدادهای تازه تر می تواند سریع تر از خاطرات دیرپا محو شوند، درگیر شد.
مدل استنتاج که پیشنهاد می دهد زمان یک رویداد از اطلاعات مربوط به رابطه بین رویداد مورد پرسش و دیگر رویدادهایی که تاریخ یا زمان شان شناخته شده است، منتج می شوند.
ویلیام جی. فریدمن (۱۹۹۳) نیز تقابل دو نظریه را برای درک زمان را مطرح کرد:
نظریه دیگر شامل ناخودآگاه مغز منطبق با «پالس ها» ست که در طول یک بازه زمانی مشخص، گاه شماری بیولوژیکی را ایجاد می کنند. این نظریه ادعا می کند که مغز می تواند هم زمان چندین گاه شمار بیولوژیکی را بسته به نوع کاری که انجام می دهند، ایجاد کند. محل این پالس ها و آنچه آن ها را برمی سازد، نامعلوم است. در واقع این مدل استعاره است و از نظر فیزیولوژی مغز یا آناتومی آن، صحت ندارد.
اربابان زمان یک تمدن فرازمینی باستانی از گونه های انسان نماست که سیاره مادر آن ها گالفیری می باشد.آن ها قدرت تجدید حیات و دیدن خط زمانی را دارند و نامیرا هستند.
راهبرد بی درنگ یا استراتژیک بی درنگ (به انگلیسی: Real-time strategy (RTS)) سبکی از بازی استراتژیک است که تغییرات در بازی به صورت لحظه به لحظه و بدون توقف اعمال می شوند. تقریباً می توان گفت بازی استراتژیکی که نوبتی نباشد استراتژیک بی درنگ است. در سبک بازی جنگی موقعیت بازیکنان واحدها و ساختمان های تحت کنترل آن در مناطق امن در نقشه قرار دارد و به جنگ با دشمنان می پردازد. به طور معمول در این سبک بازی از نمای بالا دنبال می شود و امکان ایجاد سازهایی در بازی وجود دارد و به اندازه نیاز بازیکن می توان میزان استفاده از منابع موجود در نقشه را تغییر داد. بعضی از ویژگی های محیط دسکتاپ همچون کلیک کردن یا کشیدن روی سطح نقشه استفاده می شود.
افسانه زلدا: اوکارینای زمان (به انگلیسی: The Legend of Zelda: Ocarina of Time) یک بازی ویدئویی در سبک اکشن-ماجراجویی محصول سال ۱۹۹۸ است که توسط بخش نینتندو ای اِی دی شرکت نینتندو برای کنسول بازی نینتندو ۶۴ ساخته شده است. این بازی در ۲۱ نوامبر ۱۹۹۸ در ژاپن، در ۲۳ نوامبر هم در آمریکای شمالی و در ۱۱ دسامبر همان سال در اروپا منتشر شد. این بازی در ابتدا برای دستگاه نینتندو ۶۴ ساخته شده بود، اما در عوض بر روی کارتریج ۲۵۶ بیتی (۳۲ مگابایت حجم) منتشر شد که این نوع کارتریج، از نظر حجم، حجیم ترین کارتریجی بود که نینتندو در آن هنگام تولید کرده بود.
JP ۲۱ نوامبر، ۱۹۹۸
NA ۲۳ نوامبر، ۱۹۹۸
EU ۱۱ دسامبر، ۱۹۹۸
AUS ۱۸ دسامبر، ۱۹۹۸
بازی اوکارینای زمان، پنجمین بازی از مجموعه بازی های افسانه زلدا و اولین بازی این سری بود که به صورت سه بعدی منتشر می شد. ۱۸ ماه پس از انتشار این بازی، یک بازی دیگر از این سری تحت عنوان افسانه زلدا: نقاب ماژورا منتشر شد که از نظر داستانی ادامه اوکارینای زمان محسوب می شد. بازیکن در این بازی، قهرمان سری بازی های زلدا، لینک را در سرزمینی به نام Hyrule کنترل می کند. لینک سفری برای نابود کردن گوندورف، پادشاه قبیله Gerudo را آغاز می کند تا به او اجازه ندهد تا به نیروی سه زور دست پیدا کند که این نیرو، به صاحبش این اختیار را می دهد تا هر آرزویی که دارد را برآورده کند.
در علم کامپیوتر، الگوریتم در هر زمان (انگلیسی: anytime algorithm)، الگوریتمی است که یک راه حل معتبر برای یک مشکل را به ما می دهد. حتی اگر الگوریتم قبل از اینکه به پایان برسد متوقف شود. انتظار می رود هرچه الگوریتم پیش تر می رود راه حل های بهتر و بهتری پیدا کند.
اطمینان: احتمال صحت، کیفیت را تعیین می کند.
دقت: محدوده خطا، کیفیت را تعیین می کند
خاصیت: مقدار جزئیات، کیفیت را تعیین می کند
اکثر الگوریتم ها اجرا می شوند تا کامل شوند: آنها پس از انجام مقدار ثابتی از محاسبات، یک پاسخ واحد را ارائه می دهند. با این حال، در برخی موارد، ممکن است کاربر بخواهد قبل از اتمام الگوریتم، آن را خاتمه دهد. برای مثال، مقدار محاسبات مورد نیاز ممکن است قابل توجه باشد، و منابع محاسباتی ممکن است نیاز به تخصیص مجدد داشته باشند. اکثر الگوریتم ها یا اجرا می شوند تا به پایان برسند یا هیچ اطلاعات مفیدی برای حل ارائه نمی دهند. با این وجود، الگوریتم های هر زمان قادر به بدست آوردن پاسخ های جزئی هستند، که کیفیت آن ها به مقدار محاسباتی که قادر به انجام آن هستند، بستگی دارد. پاسخ ایجاد شده توسط الگوریتم های هر زمان تخمینی نزدیک به پاسخ صحیح است.
الگوریتم همیشه در هر زمان را همچنین می توان «الگوریتم قطع» نامید. آنها با الگوریتم های قرارداد، که باید پیش از انجام فرایند زمان را اعلام کنند، متفاوت هستند. در یک الگوریتم در هر زمان، یک فرایند می تواند دقیقاً اعلام کند که پایان می یابد.
هدف الگوریتم های هر زمان این است که سیستم های هوشمند را قادر سازد تا در ازای زمان بیشتر، نتایج با کیفیت تری تولید کنند. آنها همچنین باید در زمان و منابع انعطاف پذیر باشند. این الگوریتم ها مهم هستند زیرا برای تکمیل نتایج در یک مدت زمان کوتاه طراحی شده اند در صورتی که هوش مصنوعی یا الگوریتم های هوش مصنوعی می توانند مدت زمان زیادی را صرف تکمیل نتایج کنند. همچنین، این الگوریتم ها در نظر گرفته شده اند که درک بهتری از اینکه سیستم وابسته و محدود به فاکتورهایش و نحوهٔ همکاری آنها است، داشته باشند یک مثال، تکرار نیوتن-رافسون برای یافتن ریشه مرتبه دوم یک عدد است. مثال دیگری که از الگوریتم های هر زمان استفاده می کند، مسائل مسیریابی هستند هنگامی که شما برای مقصودی هدف گذاری می کنید؛ جسم در حال حرکت در فضاست در حالی که منتظر به پایان رسیدن الگوریتم است و یک پاسخ، حتی اگر تقریبی باشد، اگر زود بدست آید می تواند به طور قابل توجهی وقوع آن را بهبود بخشد.
گذرواژه هایی که بر اساس رمزنگاری متقارن و زمان ایجاد می شوند و مدت زمان محدودی اعتبار دارند. Time-based One Time Password یا به طور مخفف TOTP همان گذرواژه های یکبار مصرف هستند که گاهی با آنها مواجه بوده اید. حساب های ایمیل (گوگل و مایکروسافت و …) سخت افزارهای بانکی، پیامک های رمز، یکبار مصرف و … معمولاً از این روش استفاده می کنند. بهترین دلیل استفاده از این رمز عبورها افزایش امنیت کاربران اینترنت است. گرچه به تنهایی امنیت بالایی ندارند اما وقتی با موارد امنیتی دیگر ترکیب شوند امنیت تا چند برابر افزایش پیدا می کند. یکی از بهترین موقعیت هایی که می توان از TOTP استفاده کرد صفحات ورود مدیریت در نرم افزارهای مختلف است. در بهترین حالت می توان از طریق پیامک بدون به اشتراک گذاشتن کلید مشترک از گذرواژه های یکبار مصرف استفاده کرد که در این حالت امنیت بسیار بیشتر خواهد بود چرا که کلید اصلی فقط در اختیار سرویس دهنده است و می تواند این کلید را در هر بار ایجاد رمز یکبار مصرف، تغییر داده و کلید جدیدی ایجاد نماید. اما در حالت عادی یک کلید مشترک بایستی بین سرویس دهنده و سرویس گیرنده مبادله شود که برای ایجاد گذرواژه ها از این کلید استفاده خواهد شد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

زمان در دانشنامه آزاد پارسی

زمان (time)
ساعت آبی
تجربۀ زمان و گذر آن توجه زیادی را در ادبیات و فلسفه به خود جلب کرده است. این تجربه به دلیل ماهیت ذهنی آن، در میان افراد، متفاوت است و حتی ممکن است که برای شخصی واحد نمودهای گوناگون داشته باشد. برای درجه بندی زمان می توان از پدیده هایی متناوب و قابل تقسیم و شمارش بهره گرفت که با سرعت واحد تکرار می شوند. پیش از قرن بیستم وجود یک معیار اندازه گیری واحد، جهانی و یکدست پیش فرضی بدیهی به شمار می رفت. تصور همزمان بودن دو پدیده که فاصله مکانی بسیار زیادی نسبت به یکدیگر دارند، به هیچ وجه مشکل نبود و به ویژه اگر پدیده ها برای یک ناظر به طور همزمان رخ می دادند، سایر مشاهده گران بر سر این نکته به توافق می رسیدند که پدیده های مذکور واقعاً همزمانند. آلبرت اینشتین در اوایل قرن ۲۰ بیان داشت که سنجش زمان بستگی به حرکت ناظر دارد. با ملاحظۀ دو پدیدۀ الف و ب که در مکان یا فضا از هم مجزا هستند و به طور همزمان بر یک ناظر ظاهر می شوند، برای ناظر دیگر که نسبت به اولی در حرکت است، بسته به حرکت نسبی میان دو ناظر ممکن است که پدیدۀ الف، پیش و یا پس از پدیدۀ ب رخ دهد. در دیدگاه نسبیت، ناظر همچون خداوندی در معیار کوچک تر نیست که در یک لحظۀ واحد قادر به تعیین جایگاه تمام هستی باشد، بلکه خود نیز بخشی از فرآیندهایی است که توصیف می کند. نزد او تمام مفاهیم راجع به زمان و مکان از سرعت نور تأثیر می پذیرد. فیزیک نسبیت در سرعت های نزدیک به سرعت نور از مباحثی چون «انبساط زمان» و «انقباض طول» سخن می گوید. بنابراین زمان در فیزیک نوین برخلاف فیزیک نیوتونی که زمان را مطلق و عینی می داند، وابسته به حرکت نسبی ناظرانی است که آن را اندازه گیری می کنند. در نظریه نسبیت، زمان تنها یک بُعد از سلسله کلی تر چهاربُعدی زمان ـ مکان است، سلسله ای که پدیده های این جهان ذیل آن رخ می دهند. زمان را غالباً بُعد چهارم نیز می نامند.اندازه گیری زمان. از زمان های دور حرکت وضعی زمین یا موقعیت ظاهری خورشید در آسمان به منظور بنیان نهادن یک سنجش همگن برای زمان مورد استفاده قرار گرفته است. برای تعیین زمان یک واقعه با اتکا به وضعیت ظاهری خورشید به مثابۀ یک معیار زمانی، روزها را به عنوان تاریخ مرجع به حساب می آورند. علاوه بر این، یک ساعت برای اندازه گیری اجزای روز مورد استفاده قرار می گیرد. «زمانی» که با تکیه بر موقعیت ظاهری خورشید در آسمان اندازه گیری می شود، زمان خورشیدی ظاهری نام دارد. این نوع درجه بندی زمانی به دلیل انحراف محور حرکت وضعی زمین، همگن نیست، از این رو با احتساب تأثیر این انحراف و حذف آن به درجه بندی دقیق تری از زمان می رسیم که زمان خورشیدی میانگین نامیده می شود. زمان جهانی یا UT۰ (یو تی صفر) با زمان خورشیدی میانگین در نصف النهار گرینویچ یا GMT برابر است. از حرکت ظاهری یک ستاره دور نیز می توان برای دست یابی به یک درجه بندی زمانی بهره گرفت، این درجه بندی زمان فلکی نامیده می شود و در نجوم کاربرد دارد. پس از UT۰، درجه بندی های دقیق تر UT۱ و UT۲ ابداع شدند. اختراع نوسانگر کریستالی کوارتز و ساعت اتمی اندازه گیری زمان را با دقت بیشتری نسبت به هر کمیت فیزیکی دیگر ممکن ساخت. زمان اتمی بر اندازه گیری ارتعاشات اتم در یک محیط مغناطیسی مبتنی است. از حدود ۱۹۶۰ تعدادی از آزمایشگاه های سراسر جهان با همکاری یکدیگر به یک میانگین تنظیم شده از درجه بندی های متفاوت زمان اتمی دست یافتند که اکنون با عنوان زمان جهانی یا UTC شناخته می شود.
زمان در اسطوره و فلسفه.در یونان باستان، «خرونوس» نماد زمان است که کودکان خود را لحظه ای پس از تولد می بلعد، کودکان او لحظات هستند. زمان نزد یونانیان سیر دورانی دارد و بنابراین پس از هر مرگی تولدی است و آخرالزمان بی معناست. در عالم خدایان روم «ژانوس» زمان را به قاب در تشبیه می کند. او خدای ازلیت بود و بر فراز درها و دروازه ها حضور داشت. اولین ماه سال یا ژانویه نام خود را از ژانوس می گیرد. به نظر آناکسیمندر و هراکلیتوس، زمان حاکم و داوری است که با تقسیم و تنظیم حوادث به طبیعت نظم می بخشد. پیش از آن ها سولون زمان را به داور تشبیه کرده بود، از دیدگاه وی زمان ناظر اجرای عدالت است. به گفته آناکسیمندر «حتی بنیاد اشیاء نیز به حکم ضرورت نابود می شود، زیرا آن ها نیز به تناسب نظم زمان و سزای بی عدالتی های خود باید جریمه شوند». پارمنیدس و افلاطون میان ابدیت و زوال پذیری تناقض قائلند. این دو فیلسوف با اشاره به حقایقی که از گزند زمان محفوظ بوده و گذر زمان بر آن بی تأثیر است، دیدگاه متعالی را نه عمده کردن تغییر بلکه متمرکزشدن بر جنبه های ماندگار زندگی یعنی ابدیت می دانند. برای افلاطون ابدی آن نیست که عمری ابدی دارد، بلکه آن چیزی است که به تمام دگرگونی های مشروط به زمان بی اعتناست. زنون معتقد است که هر کمیتی همچون زمان که از بی نهایت جزء تشکیل شده باشد، غیر قابل تقسیم است، به عنوان مثال زمان برای این که از لحظه «صفر» به لحظه «ده» برسد، بایستی از لحظه «پنج» گذر کند، برای نیل به لحظه «پنج» باید از لحظه «دو» بگذرد و به همین ترتیب بایستی از لحظه «یک» و لحظات بی شمار میان لحظه «صفر» و لحظه «یک» گذر کند. بنابراین زمان نمی تواند در حال گذر باشد. ارسطو در پاسخ به زنون بیان می دارد که یک پاره خط و یا یک بازه زمانی تنها به صورت بالقوه و نه بالفعل از بی نهایت نقطه و یا لحظه تشکیل شده است، لحظه یک واقعیت بالقوه و زمان همچون خط، حرکتی پیوسته است. از دیدگاه ارسطو زمان وقتی دریافته می شود که گذشته و آینده در یک حرکت به تصویر درآید، گذشته و آینده متفاوت از یکدیگرند و آنچه این دو را ازهم جدا می کند و در عین حال به هم گره می زند، زمان حال است. زمان با توجه به «پیش» و «پس» حرکتی قابل سنجش است. لحظه و زمان همچون نقطه و خط به هم مشروطند، همچنین لحظه پاره ای از زمان نیست، چنان که نقطه نیز بخشی از خط نیست. لحظه «اکنون» مرزی میان گذشته و آینده است، چنان که نقطه مرزی است که در آغاز و پایان یک خط واقع می شود. نزد ارسطو مکان با گنبد افلاک محصور شده بود، اما زمان برای او ابدی بود، محرکِ لایتحرک مکان را به حرکت درمی آورد و ابدیت، زمان و حرکت را تضمین می کند. با ظهور مسیحیت مفهوم «صراط مستقیم» ظاهر می شود که حاکی از نگرش خطی به زمان است، در ادیان توحیدی مکان برای خدایی ایجاد می شود که می تواند گذشت زمان را هدایت کند، بی آن که خود جزئی از آن باشد. در نزد اوگوستین گذشته وجود ندارد زیرا پیشاپیش اتفاق افتاده است، آینده نیز هنوز به وجود نیامده است، پس زمان حال به طور قطع یگانه واقعیت است. زمان به عنوان تصور و خاطره در روان ما وجود دارد، به عنوان درکی از وجود و یا به مثابۀ انتظار برای آنچه که در راه است. به عقیدۀ او لحظه یا زمان حال می بایستی چیزی بیشتر از نقطه ای که به سنجش درمی آید، باشد. سنجش در جهان خاطره ها (گذشته) و آرزوها (آینده) صورت می پذیرد. اگر تنها الفاظ و موسیقی یک شعر بدون برجای گذاشتن ردی از خود در گوش ما زمزمه می شد، هرگز به معنای آن آگاه نمی شدیم. زمان و مکان در دیدگاه لایب نیتس چیزی جز نظام رابطه میان اشیاء نیست، بنابراین نزد او زمان ذهنی و نسبی است. زمان از دیدگاه کانت به منطق بشر و شیوه شناخت او از جهان گره خورده است، او زمان را صورت پیشینی حس می داند که به همراه مکان در شکل دهی به چارچوب شناخت بشری سهیم است، زمان نزد او مطلق است. زمان در نزد هانری برگسون یک تداوم است که به دشواری می توان آن را در چارچوب مفاهیم حبس نمود، به باور او بارزترین ویژگی تعقل، ناتوانی ذاتی آن در شناخت زندگی است، زیرا فکر همواره به دنبال سکون می گردد در حالی که زندگی یک جریان است. بنابراین برگسون به درک مکانیکی از زمان می تازد زیرا این نگرش اجزا زمان را همچون اتم های همگون، عاری از روابط درونی و جدا ازهم فرض می کند، آن چنان که زنون می اندیشید. ویتگنشتاین پرسش از چیستی زمان را نمونه ای از سوءاستفاده از زبان می داند، زیرا زمان قابل حس و ادراک نیست و تنها از طریق مکان قابل رویت است. توصیف های بلندی یا کوتاهی، دوری یا نزدیکی و دورانی یا خطی بودن زمان ریشه در توصیف مکان دارد. طبق نگرش هایدگر تمام جوانب هستی بشر متأثر از این حقیقت است که زندگی ما در زمان می گذرد و ما به «در زمان» بودن خویش آگاهیم. به گفته او هر بار که ما از «من می اندیشم» سخن می گوییم، به زمان نیز می اندیشیم، زیرا آن «من» که می اندیشد و هست، همیشه به مکان و لحظۀ معیّن تعلق دارد. به باور او زمان مرکز و کانون هستی است و هستی به این جا و اکنون خود گره خورده است.
زمان در فلسفۀ اسلامی. فلاسفۀ اسلامی دربارۀ زمان به بحث و مداقّه پرداخته اند و آن را از عوارض اعتبارشده در جهان خارج که در نگرش فلسفی کمّ متصل غیرقارّ دانسته شده است معرّفی کرده اند. در تعریف مشهور آن چنین آمده: «زمان مجموع آنْ های پیاپی» یا «مقدار حرکت قطعیه» است. بنابراین زمان مانند امتدادی است که اشیای دارای حرکت در این محور قابل سنجش اند. بر همین مبنا برخی به اشتباه طرح «زمان موهوم» را جهت پیدایش اولیۀ مادّه عرضه کرده اند، یعنی محوری موهوم که عالم مادّه در آن وجود می یابد، حال آن که این محور امری عَرَضی است و باید قائم به امری باشد. ملاصدرا با تحلیل خاص خود از جوهر و عرض و اثبات حرکت جوهری، زمان را یکی از ابعاد حقیقی موجود مادی و مقدار حرکت جوهری دانست و درپی این فکر، زمان اعتباری مبدأ سنجش را مقدار حرکت جوهری فلک اعظم اعتبار کرد.

نقل قول های زمان

زمان بُعدی است که در آن اتفاقات از گذشته تا به حال و از حال تا آینده رخ می دهند. از نظر واژه شناسی ایرانی، زم یکی از فرشتگان دین زرتشت بوده است که با پسوند "ان" زمان و با پسوند "ین" زمین را در زبان پارسی بوجود آورده است.
• «قدر وقت اگر نشناسد دل و کاری نکند/ بس خجالت که از این حاصل اوقات بریم»
• «زمان شبیه برف است بیایید قبل از آب شدن از آن سود کافی را ببریم.»
• «زمان را تباه کردم و حال زمان مرا تبا کرد.»

زمان در جدول کلمات

زمان
مدت
زمان استراحت
شب
زمان اغاز افرینش
الست
زمان اندک
ان
زمان بعد از حال
اینده
زمان بند الکتریکی
تایمر
زمان بی آغاز
الست, ازل
زمان بی اغاز
الست
زمان بی انتها
ابد
زمان بی پایــان
ابد

معنی زمان به انگلیسی

time (اسم)
عصر ، عهد ، فرصت ، ساعت ، روزگار ، زمان ، مرتبه ، مدت ، هنگام ، وقت ، موقع ، گاه ، زمانه ، حین ، ایام
period (اسم)
حد ، کمال ، نقطه ، عصر ، دوره ، گردش ، نوبت ، ایست ، فرجه ، پایان ، منتها درجه ، روزگار ، زمان ، مرحله ، مدت ، وقت ، طمی ، موقع ، مدتی ، گاه ، نتیجه غایی ، قاعده زنان ، جمله کامل ، نقطه پایان جمله ، دوران مربوط به دوره بخصوصی
moment (اسم)
دم ، اهمیت ، زمان ، هنگام ، لحظه ، ان ، موقع
date (اسم)
تاریخ ، خرما ، زمان ، ملاقات ، نخل ، درخت خرما
epoch (اسم)
عصر ، دوره ، عهد ، زمان ، مبدا تاریخ ، حادثه تاریخی ، اغاز فصل جدید ، عصرتاریخی

زمان را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Reyhaneh > get to know
جواد طایفی > Eurious
sina > tip over
Mah > Tug of love
محسن نجات حسینی > نظرات
مسعو ذهنیان > انگوری
عباس کاظمی > compresores
reza > providence

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی زمان   • تاریخ شمسی به میلادی   • زمان چیست   • ساعت گویا   • زمان میگذرد   • مناسبت امروز   • تاریخ امروز میلادی   • تغییر ساعت رسمی کشور   • مفهوم زمان   • تعریف زمان   • معرفی زمان   • زمان یعنی چی   • زمان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی زمان
کلمه : زمان
اشتباه تایپی : clhk
آوا : zamAn
نقش : اسم
عکس زمان : در گوگل


آیا معنی زمان مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )