انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 920 100 1

معنی اسم زمان

اسم: زمان
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: zamān) جریانی پیوسته، غیر قابل انقطاع، رونده، و بی آغاز و بی انجام که در طی آن، حوادثی برگشت ناپذیر از گذشته به حال تا آینده رخ می دهد، روزگار، زمانه فلک، وقت، هنگام، گه، گاه، (به مجاز) آسمان - جریانی پیوسته، بی آغاز، و بی انجام که در طی آن حوادثی برگشت ناپذیر از گذشته به حال تا آینده رخ می دهد، به صورت پسوند همراه با بعضی نامها می آید و نام جدید می سازد مانند فرخ زمان

معنی زمان در لغت نامه دهخدا

زمان. [ زَ ] (اِ) بمعنی فوت و موت و مرگ باشد. (برهان ). بمعنی مرگ باشد. (فرهنگ جهانگیری ) (از غیاث ) (از انجمن آرا) (از آنندراج ). موت. مرگ. اجل. (ناظم الاطباء). زمانه :
ترا خود زمان هم به دست من است
به پیش روان من این روشن است.
فردوسی.
ز توران بسیجیده آمد دمان
به زوبین گودرزبودش زمان.
فردوسی.
زمان چون ترااز جهان کرد دور
پس از تو جهان را چه ماتم چه سور.
فردوسی.
زمان کینه ورش هم بزخم کینه ٔ اوست
بزخم مار بود هم زمان مارافسای.
عنصری (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
- زمان آمدن ؛ فرا رسیدن مرگ :
همانا که او را زمان آمده ست
که ایدر بجنگم دمان آمده ست.
فردوسی.
زمین بستر و پوشش از آسمان
به ره دیده بان تا کی آید زمان.
فردوسی.
بیامد سروش خجسته دمان
مزن گفت ، کو را نیامد زمان.
فردوسی.
منجمان گفتند ترا زمان به چشمه ٔ سبز آید به طوس خراسان. (مجمل التواریخ و القصص ).
- زمان رسیدن ؛ زمان آمدن. رسیدن اجل. مرگ فرا رسیدن :
زمان من اینک رسد بی گمان
رها کن به خواب خوشم یک زمان.
نظامی.
رجوع به زمانه شود.
|| در عربی ، مقدار حرکت فلک اعظم. (برهان ). گفته اند زمان عربی است و ازمنه جمع آن می آید بلی دمان پارسی است ، چنانکه در فرهنگ دساتیر گفته دمان بر وزن و معنی زمان است و مقداری است ازحرکت فلک نهم. مؤلف گوید: زمان از لغات مشترک است میان عرب و عجم. (انجمن آرا) (آنندراج ). نزد حکما مقدار حرکت فلک اطلس است. (از تعریفات جرجانی ). زمان ترازویی بود که جنبش (حرکت ) را بدان سنجند. وگرنه زمان بودی تمیز سبکی حرکت از گرانی حرکت یعنی زودی آن ازدیریش میسر نشدی. (باباافضل ، از یادداشت بخط مرحوم دهخدا). بنابه تعریف قدما مقدار حرکت فلک یعنی جمیع دهر و بعض آن. ج ، ازمنه. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).کم متصل غیر قارالذات یک نوع بود و آن زمان است. (اساس الاقتباس ، یادداشت ایضاً). خواجه نصیرالدین طوسی در ذیل «مقوله متی » آرد:... زمان نوعی بود از کم متصل و آن مقدار حرکتست و متی نسبت متزمن است با زمان...(اساس الاقتباس چ مدرس رضوی ص 51). نزد متکلمان امری است متجدد و معلوم که اندازه گرفته می شود بوسیله ٔ آن امر، متجدد موهومی. چنانکه گفته شود مثلاً موقع طلوع آفتاب در منزل تو را خواهم دید که طلوع آفتاب معلوم و آمدن او موهوم است و از اقتران آن با آن امر معلوم ، رفع ابهام می گردد. (فرهنگ فلسفی تألیف سجادی ) (از تعریفات جرجانی ). در میان حکما در تعریف ماهیت و حقیقت زمان اختلاف است ، جمهور حکما عقیده ٔ ارسطو را پذیرفته اند که گوید زمان مقدار حرکت فلک و افلاک است. نظریات مختلف در مورد زمان بقرار زیر است :
الف - بعضی گفته اند: زمان امری است موهوم یعنی موجود به وجود وهمی است.
ب - بعضی دیگر از فلاسفه بطور مطلق منکر وجود زمان شده اند.
ج - عده ٔ دیگر گویند زمان عبارت از فلک الافلاک است.
د - عده ٔ دیگر گویند: زمان عبارت از حرکت است.
هَ - بعضی گفته اند: زمان عبارت از آنات متتالیه است.
و - مشاهیر فلاسفه گویند: زمان مقدار حرکت بوده و موجودی است غیر قارالوجود و متقوم بحرکت و حرکت حامل آن است.
ز - بعضی گفته اند زمان امری است مادی و موجود در ماده ، بواسطه ٔ حرکت و از لحاظ وجودی ضعیف تر از حرکت است.
کسانی که گفته اند زمان عبارت از آنات متتالیه است ، چون «آن » ظرف و واسطه است و ظرف امری است عدمی ، نتیجه این میشود که زمان امری است غیر موجود بالذات. بعضی از متکلمان قائل بنوعی دیگر از زمان شده و برای تصویر آن گفته اند که میان موجودات عالم و حق تعالی فاصله هست به حکم آنکه «کان اﷲ و لم یکن معه شی ٔ» و این فاصله میان ذات حق و موجودات دیگر زمان متوهم است و این امر غیر از زمانی است که مقدار حرکت است و آن زمان متوهم را که فاصله ای از میان ذات خدا و موجودات عالم است وعاء عالم قرار داده و جهان را حادث به حدوث زمانی متوهم پنداشته اند.
ح - میرداماد می گوید: نسبت متغیر به متغیر زمان است که وعاء متجددات و سیالات است و معلول دهر است و دهر به نوبه ٔ خود معلول سرمد است.
ط - ابوالبرکات می گوید: زمان مقدار وجود است و بلکه نفس وجود است.
ی - صدرا می گوید: زمان مقدار حرکت سیلانی درجواهر است و به عبارت دیگر مقدار طبیعت متجدده ٔ سیاله است.
ک - بعضی گفته اند: زمان ذات واجب الوجود است ، چنانکه بیان شده اکثر حکماء زمان را مقدار حرکت فلک الافلاک میدانند و متکلمان مقدار موهوم دانسته اند. ارسطو زمان را مقیاس حرکت میداند و گوید: اگر حرکتی نمی بود زمانی نبود. و نیز گوید: عقل مقیاس زمان است و اگر انسانی نبود که احساس زمان کند، زمانی نبود. عده ای از فلاسفه ٔ اروپا گویند که زمان و مکان ، دو امری هستند که در ذهن از وجدان هیچ حادثه منفک نمی شوند و جزء ذهن انسان اند و از خود وجودی ندارند، چنانکه همه ٔ چیزها در زمان و مکان دیده می شوندو اما زمان و مکان خودشان دیده نمی شوند و ذهن آنها را از خود میسازد و ضمیمه ٔ تأثیرات خارجی می کند. برکسون گوید: به زمان به دو قسم می توان نظر کرد یکی تطبیق آن با مقدار و یکی دیگر به ادراک آن در نفس. اول کمیت است و دومی کیفیت به این معنی که هر گاه زمان را مثلاً در مدت یک شبانه روز در نظر گیریم چه میکنیم جز آنکه به ذهن می آوریم که خورشید از مشرق دمیده و فضای آسمان را پیموده و در مغرب فرورفته است و دوباره از مشرق سر درآورده است و اگر درست دقت شود، این نیست مگر مقارنه ٔ خورشید با نقاط مختلف فضا یعنی تصوربعدی معین. و از این نظر است که زمان یک شبانه روز را کمیت می دانیم ، لکن چشم خود را ببندیم و ذهن را ازجمیع امور مادی خالی کنیم و بدرون نفس رجوع نمائم وآنچه در حال ادراک می کنیم ، حقیقت زمان است و آن خودآگاهی است که کیفیت است و استمرار محض است. علامه ٔ حلی می گوید: زمان مقدار حرکت است و چنانکه اشاره شد صدرا گوید: زمان میزان و مقیاس متحرکات است از جهت آنکه متحرکات اند و کسانی که گفته اند زمان مقدار وجود و بلکه خود وجود است سخت در اشتباه اند. حاجی سبزواری گوید: زمان مقدار حرکت قطعی است ولکن مشهور این است که مقدار تجدد وضعی فلکی است و تحقیق این است که مقدار تجدد در طبیعت فلکی است بنابر حرکت جوهری. (فرهنگ لغات و اصطلاحات فلسفی تألیف سجادی صص 149 - 152) :
زمانی کز فلک زاید زمان نابوده چون باشد
زمان بی جود او موجود و ناموجود بی مبدا.
ناصرخسرو (دیوان ص 27).
آن بی تن و جان چیست کو روانست
که شنید روانی که بی روانست...
چون خط دراز است بی فراخا
خطی که درازاش بی کران است
هموار بر آن خط هفت نقطه
گردان پس یکدیگر روان است
با هر کس ازو بهره ای است بی شک
گر کودک و یا پیریا جوان است...
نشگفت کزو من زمن شدستم
زیرا که مر او را لقب زمان است.
ناصرخسرو (دیوان ص 71).
ننگری کاین چهار زن هموار
همی از هفت سوی چون زاید
هر کسی جز خدای در عالم
گر بجای زمان بود شاید.
ناصرخسرو (دیوان ص 138).
پرنده زمان همی خوردمان
انگور شدیم و دهر زنبور.
ناصرخسرو (دیوان ص 196).
رجوع به اساس الاقتباس ، کشاف اصطلاحات الفنون ، نسبیت ، بعد چهارم و دایرة المعارف فارسی شود. || وقت اندک بود یا بسیار. ج ، ازمنه. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). (از اقرب الموارد). ج ، ازمان ، ازمن. (ناظم الاطباء). به این معنی مشترک پارسی و تازی است. پهلوی «زمان » (وقت )، ارمنی دخیل «ژمنک » از ایران باستان «جمانه » کلمه ٔ آرامی «جمن « » زیمنه »، سریانی «زبنا» «زمنا» ، عبری «زمان » ، آرامی دخیل ، عربی زَمان نیز در پهلوی «ژمان » ...(حاشیه ٔ برهان چ معین ). وقت. هنگام. مدت. (ناظم الاطباء). وقت. (غیاث ). مشترک فارسی و عربی... وقت. هنگام. (فرهنگ فارسی معین ). گه. دقیقه. گاه. وقت. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) :
چون برون کرد زو هماره «؟» و هنگ
در زمان در کشید محکم تنگ.
شهید (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
من سخن گویم تو کانائی کنی
هر زمانی دست بر دستت زنی.
رودکی.
پس به تیری دید نزدیک درخت
هر زمان بانگی بجستی تند و سخت.
رودکی.
تشنه چون بود سنگدل دلبند
خواست آب آن زمان بخنداخند.
منجیک.
زمانی دست کرده جفت رخسار
زمانی جفت زانو کرده وارن.
آغاجی.
سپاس از جهان آفرین کردگار
که چندان زمان بودم از روزگار.
فردوسی.
یکی موبدی داستان زد به ری
که هر کس که دانا بود نیک پی
اگر پادشاهی کند یک زمان
روانش بپرّد سوی آسمان
به از بنده بودن به سالی دراز
به گنج جهاندار بردن نیاز.
فردوسی.
خرد تیره و، مرد روشن روان
نباشد همی شادمان یک زمان.
فردوسی.
به گنجور گفت آن زمان شهریار
که رو خلعت وتاج شاهانه آر.
فردوسی.
گویی تو از قیاس که گر برکشد کسی
یک کوزه آب از او به زمان تیره گون شود.
لبیبی.
با سماع چنگ باش از چاشتگه تا آن زمانک
بر فلک پروین پدید آید چو سیمین شفترنگ.
عسجدی.
چو دانشگر این قولها بشنود
پس آنگه زمانی فرو آرمد.
طیان.
آنگاه یکی ساتکنی باده برآرد
دهقان و زمانی به کف دست بدارد.
منوچهری.
چند پایه که برفتی [ امیر محمود ] زمانی نیک بنشستی و بیاسودی. (تاریخ بیهقی ). چون خواجه از من بشنود، سر اندر پیش افکند و زمانی اندیشید. (تاریخ بیهقی ). چون غلامان دیدند یک زمانی حدیث کردند تا مقدمان... (تاریخ بیهقی ).
زمانی بدین داس گندم درو
بکن پاک پالیزم از خار و خو.
اسدی.
جویم که رصدگه زمین را
تنها روی آن زمان ببینم.
خاقانی.
بگرد چشمه جولان زد زمانی
ده اندر ده ندید از کس نشانی.
نظامی.
خواجگان در زمان معزولی
همه شبلی وبایزید شوند
باز چون بر سر عمل آیند
همه چون شمر و چون یزید شوند.
شیخ نجم الدین رازی.
این زمان پنج پنج می گیرد
عبید زاکانی.
|| (اصطلاح دستوری ) وقوع فعل در هنگامی و آن شامل ماضی ، حال و مستقبل است. (فرهنگ فارسی معین ).
- زمان استقبال ؛ هنگام آینده. (از ناظم الاطباء).
- زمان پیشین ؛ هنگام گذشته و هنگامی پیش از این هنگام. (ناظم الاطباء).
- زمان حال ؛ الان و همین هنگام. (ناظم الاطباء).
- زمان ماضی ؛ هنگام گذشته و مدتی پیش از این هنگام. (ناظم الاطباء).
- زمان مرکب ؛ آن است که به معاونت فعل دیگر. (فعل معینی ) صرف شود: رفته است ، رفته بودم ، خواهم رفت. (فرهنگ فارسی معین ).
- زمان مفرد ؛ آن است که بی معاونت فعل دیگر صرف شود: رفتم ، می روم ، می رفتم. (فرهنگ فارسی معین ).
|| ساعت. (غیاث ). ساعت. قسمت. بهره. پاس. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) :
چنین داد پاسخ بدو ترجمان
که از روز چون بگذرد نه زمان
سخنگوی گردد یکی زین درخت
که آواز او بشنود نیکبخت.
فردوسی.
به پایین کُه شاه خفته به ناز
شده یک زمان از شب دیرباز.
فردوسی.
چو بگذشت از تیره شب یک زمان
خروش کلنگ آمد از آسمان.
فردوسی.
بادتان صد سال عمر و روز هر یک صد زمان
هر زمانش در روش چون روز محشرصدهزار.
سنائی.
- زمان به زمان ؛ زمان تازمان. ساعت به ساعت. بطور توالی. پشت سر هم :
کاروان بس بزرگ خواهد گشت
وین پدید آیدش زمان به زمان.
فرخی.
رجوع به ترکیبهای بعدی شود.
- زمان تا زمان ؛ ساعت به ساعت :
برفت اهرمن را به افسون ببست
چو بر تیزرو بارگی برنشست
زمان تا زمان زینش برساختی
همی گرد گیتیش برتاختی.
فردوسی.
هر آنگه که بی شاه یابند بوم
زمان تا زمان لشکر آید ز روم.
فردوسی.
ز بر گشتن دشمن ایمن مشو
زمان تا زمان آگهی خواه نو.
فردوسی.
زمان تا زمان گردشان بردمد
به کنعان یکی کاروان برچمد.
شمسی (یوسف زلیخا).
نزل فرستنده زمان تا زمان
دل بدل و تن بتن و جان بجان.
نظامی.
به جوبیار از آن است سرفرازی سرو
که فیض ابر زمان تا زمانش آب دهد.
رفیع لنبانی.
- زمان زمان ؛ لحظه به لحظه وساعت به ساعت. (آنندراج ). ساعت به ساعت و هنگامی پس از هنگام. (ناظم الاطباء) : از ایشان زمان زمان فسادی خواهد رفت. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 404).
زمان زمان اثر نور او زیاد شود.
(آنندراج ).
|| لحظه. آن. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) :
زمانه زمانی است چون بنگری
ندارد کسی آلت داوری.
فردوسی.
تو گفتی ز جنگش سرشت آسمان
نیاساید از تاختن یک زمان.
فردوسی.
ابی تو مبادا جهان یک زمان
نه اورنگ شاهی و تاج کیان.
فردوسی.
همی هر زمان اسب برگاشتی
وز ابر سیه نعره بگذاشتی.
فردوسی.
آن ملک رسم و ملک طبع و ملک خو که بدو
هرزمان زنده شود نام ملک نوشروان.
فرخی (دیوان چ دبیرسیاقی ص 305).
چو نزدش بوی بسته کن چشم و گوش
بر او جز به نرمی زمانی مکوش.
اسدی.
بر هیچم هر زمان بیازاری
آزار ترا بهانه بایستی.
خاقانی.
دل چنان با غم او انس گرفت
که ز غم نیم زمان نشکیبد.
خاقانی (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
کی باشد آن زمان که پر جان برآورم
سیمرغ وار زین قفس خاک برپرم.
خاقانی.
الا گر طلبکار اهل دلی
ز خدمت مکن یک زمان غافلی.
سعدی (بوستان ).
هر زمان که دریابی نان گرم وبورانی
وقت را غنیمت دان آنقدر که بتوانی.
بسحاق اطعمه.
- اندر زمان ؛ در حال. بی درنگ. فوراً. علی الفور. فی الحال. (از یادداشتهای بخط مرحوم دهخدا). رجوع به اندر زمان و ترکیب بعد شود.
- به زمان ؛ در زمان. اندر زمان. رجوع به همین ترکیب شود.
- در زمان ؛اندر زمان. رجوع به ترکیب قبل و «در» بمعنی فور و استعجال شود.
- یک زمان ؛ یک لحظه.
|| روزگار. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (دهار). زمانه و روزگار. (غیاث ). زمانه. روزگار. جهان. (ناظم الاطباء). زمانه. روزگار. دهر. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) :
فرستاد پس موبدان را بخواند
بر تخت شاهی به زانو نشاند
به پرسش گرفت اختر دخترش
که تا چون بود در زمان اخترش.
فردوسی (یادداشت ایضاً).
بدانگونه بد گردش آسمان
بسنده نباشد کسی با زمان.
فردوسی.
بمردی نباید شدن در گمان
که بر ما دراز است دست زمان.
فردوسی (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
همان شد سوی این بلند آسمان
که آگه نبود او ز گشت زمان.
فردوسی.
زمین هست آماجگاه زمان
نشانه تن ما و چرخش کمان.
اسدی.
جهانا چون دگر شد حال و سانت
دگر گشتی چو دیگر شد زمانت
زمانت نیست چیزی جز که حالت
چرا حالت شده ست از دشمنانت.
ناصرخسرو (دیوان ص 84).
زنهار که با زمان نکوشی
کاین بدخو، دشمنی است منصور...
اندوده رخش زمان به زر آب
آلوده سرش به گرد کافور.
ناصرخسرو.
قد تو گر چند چو تیر است راست
زود کند گشت زمان منحناش.
ناصرخسرو.
تو شاد باد و خرم ز عمر و ملک که هست
زمین ز ملک تو خرم زمان به عدل تو شاد.
مسعودسعد.
در شبستان چون زمانی خوش بوید
آن شبیخون زمان یاد آورید.
خاقانی.
از خرمگس زمانه فریاد
کز مروحه ٔ زمان نجنبد.
خاقانی.
|| عصر. (از اقرب الموارد). عهد. (غیاث ). دور. عهد. (ازفرهنگ فارسی معین ). عهد. عصر. (ناظم الاطباء). عصر. عهد. دوره. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) :
آن قوم کافتخار زمانند و اصل دین
اصحاب عز و ایمنی و ملک بی زوال.
ناصرخسرو.
بود گبری در زمان بایزید
گفت او را یک مسلمان سعید.
مولوی (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
هر کس به زمان خویش بودند
من سعدی آخرالزمانم.
سعدی.
- آخرزمان ؛ آخرالزمان. قسمت واپسین از دوران که به قیامت پیوندد. رجوع به آخرالزمان شود.
- امام زمان ؛ ولی عصر. رجوع به مهدی (اِخ ) شود.
- پادشاه زمان ؛ پادشاه عصر. (ناظم الاطباء).
|| فرصت. (غیاث ) (ناظم الاطباء). مهلت. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) :
هر آنچه خواهند از من همان زمان گویم
زمان نخواهم وز هردری سخن نچنم.
سوزنی (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
- زمان خواستن ؛ مهلت خواستن. استمهال. تقاضای فرصت و مهلت کردن. مهلت طلبیدن :
زمان خواهم از نامور پهلوان
بدان تا فرستم هیونی دمان.
فردوسی.
زمان خواهم از کردگار زمان
که چندان بماند دلم شادمان.
فردوسی.
بدو گفت خسرو که چندان زمان
چرا خواهی از من تو ای بدگمان
نباید که داری تو زین دست باز
به زر و به سیمت نیاید نیاز.
فردوسی.
ز دانای هندی زمان خواستیم
به دانش روان را بیاراستیم.
فردوسی.
- زمان دادن ؛ کنایه ازمهلت دادن و فرصت و نوبت دادن است. (آنندراج ). مهلت دادن. فرصت دادن. امهال. تمهیل : و سه روززمان دادم اگر از پس سه روز از این مخالفان کسی را در این پادشاهی بگیرم البته بکشم. (ترجمه ٔ طبری بلعمی ). هارون آن شب که بمرد خواست که خیشوع را بکشد، گفت : یا امیرالمؤمنین مرا زمان ده اگر فردا بهتر و خوشتر نشوی مرا بکش و آنچه خواهی بکن. (ترجمه ٔ طبری بلعمی ). عبداﷲبن عبداﷲ گفت : چه کنید از دور نشسته اید واو (ملک سند) را زمان همی دهید تا همه ٔ جهان را بر خویشتن گرد آورد. (ترجمه ٔ طبری بلعمی ).
هندوان راسر بسر ناچیز کرد
رومیان را داد یک چندی زمان.
فرخی.
مده زمانشان زین بیش و روزگار مبر
که اژدها شود از روزگاریابد مار.
مسعود رازی.
گفتم خلیفه فرموده است که ترا پیش او بریم گفت : انا للّه و انا الیه راجعون . اکنون مرا زمان دهید تا باز خانه شوم و کودکان خویش را ببینم و وصیتی بکنم. (تاریخ بخارا، یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
از زمانه بترس خاقانی
که زمانه زمان نخواهد داد.
خاقانی.
یکنفس تا که یک نفس بزنم
روزگارم زمان نخواهد داد.
خاقانی.
تقدیراو را زمان نداد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 441).
گر از جانور نیز یابی گزند
زمانش مده یا بکش یا ببند.
نظامی.
به قصابی بگذشت ، گوشت فربه داشت ، گفت : از این گوشت بستان ، گفت : سیم ندارم. گفت : ترا زمان دهم. گفت : من خویشتن را زمان دهم ، نکوتر از آنکه تو مرا زمان دهی.(تذکرة الاولیای عطار).
ای فلک در فتنه ٔ آخر زمان
تیز می گردی بده آخر، زمان.
مولوی.
در ریختن خون دل اهل زمانه
چشم تو زمان می ندهد دور زمان را.
سیدحسن اشرفی (از آنندراج ).
- زمان یافتن ؛ فرصت یافتن. مهلت یافتن :
از کف ایام امان کس نیافت
از روش دهر زمان کس نیافت.
خاقانی.
|| آسمان. (ناظم الاطباء). و هر گاه که لفظ زمان به مقابله ٔ زمین واقع شود بمعنی آسمان باشد. (آنندراج ) :
منم شهریار زمان و زمین
بود بنده ٔ من زمان وزمین.
فردوسی.
بر آن آفرین کافرین آفرید
مکان و زمان و زمین آفرید.
فردوسی.
فریدون بیداردل زنده شد
زمین و زمان پیش او بنده شد.
فردوسی.
ای شاه تویی شاه جهان گذران را
ایزد بتو داده ست زمین را و زمان را.
منوچهری.
- زمان و زمین را بهم دوختن ؛ زمان و زمین را بهم پیوستن. منتهای جهد و تلاش کردن.
- امثال :
گر زمین و زمان بهم دوزی
ندهندت زیاده از روزی.
(از یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
|| عالم. (ناظم الاطباء) :
به رای و به گفتار نیکی گمان
نبینی به مانند او در زمان.
فردوسی.
|| عمر.زندگانی. (ناظم الاطباء). عمر. حیات. زندگی. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) :
بدو گفت هوم ، ای بد بدگمان
همانا فراوان نماندت زمان.
فردوسی.
اگر مانده باشد مر او را زمان
بماند به گیتی تو با او بمان.
فردوسی.
ز گیتی مرا بهره این بد که بود
زمان چون بکاهد نشاید فزود.
فردوسی.
- زمان بر کسی سر آمدن ؛ بپایان رسیدن عمر او. فرارسیدن مرگ او :
یکی داستان زد هژبر دمان
که چون بر گوزنی سر آید زمان.
فردوسی.
- زمان را بر کسی سر آوردن ؛ پایان دادن عمر او. کشتن او :
بر آنگونه بردند گردان گمان
که خسرو سر آرد بر ایشان زمان.
فردوسی.
می ترسی کآن زمان درآید
کآرند به سر زمان ما در.
خاقانی.
- زمان کسی بسر آمدن ؛ عمر او پایان یافتن. فرارسیدن مرگ :
کسی را که آید زمانش بسر
ز مردی به گفتار جوید هنر.
فردوسی.
- زمان کسی را سر آمدن ؛ عمر او بپایان رسیدن :
پدر نام ساسانش کرد آن زمان
مر او را به زودی سر آمد زمان.
فردوسی.
- زمان یافتن ؛ عمر یافتن. نمردن. فرصت زندگی بدست آوردن :
گر زمان یابم از احداث زمان شک نکنم
کزمعالیش گذربان به خراسان یابم.
خاقانی.
|| درنگ. توقف. مکث. سکون. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
- زمان جستن ؛ توقف کردن. درنگ کردن :
برفتیم بر سان باد دمان
نجستیم بر جنگ ایشان زمان.
فردوسی.
برفتند با خنده و شادمان
بره برنجستند جایی زمان.
فردوسی.
چو برخیزد آواز کوس از دو روی
نجوید زمان مرد پرخاشجوی.
فردوسی.
- زمان ساختن ؛ توقف کردن. مکث کردن :
من اینک پس اندر چو باد دمان
بیایم ، نسازم درنگ و زمان.
فردوسی.
- زمان کردن ؛ درنگ کردن. آرام گرفتن. انتظار بردن. صبر کردن. توقف کردن : باز عبدالرحمن گفت : سه روز زمان باید کرد تا نیکو نگاه کنیم. (تاریخ سیستان ).
اگر زمانی کنی آنجا بخدمت آمد نیست
ز تو اشارت و از بنده بردن فرمان.
سوزنی (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
- بی زمان ؛ بی درنگ :
بجایی توان مرد کآید زمان
بیاید زمان بی زمان ، یک زمان.
فردوسی.
|| بخت و نصیب. || سرنوشت. قضا و قدر. (ناظم الاطباء). || حاکم. (تعریفات جرجانی در ذیل اصطلاحات صوفیه ص 181).

زمان. [ زُم ْ ما ] (ع ص ، اِ) صاحب منتهی الارب در ذیل «ز م م » آرد: زمان کرمان گیاه بالیده و بلند. ولی ظاهراً زمام است که تحریف شده است. رجوع به زُمّام شود.

زمان. [ زِم ْ ما ] (اِخ ) نام جد الفند زمانی و نام الفند سهل بن شیبان بن ربیعةبن زمان بن مالک بن صعب بن علی بن بکربن وائل یا زمان بن تیم اﷲبن سهل است و از ایشان است : عبداﷲ زمانی بن سعید تابعی است و اسماعیل زمانی بن عباد و محمدزمانی بن یحیی بن فیاض از محدثانند. (از منتهی الارب ). ابن مالک بن صعب. جدی است جاهلی از بنی بکربن وائل و فندالزمانی از اولاد اوست. (از اعلام زرکلی ).

زمان. [ زِم ْ ما ] (اِخ )ابن کعب بن أود. جدی است جاهلی. (از اعلام زرکلی ).

معنی زمان به فارسی

زمان
وقت، هنگام، روزگار، اجل ومرگ نیزگفته اند، عصر، وقت، وقت اندک یابسیار، ازمنه جمع
( اسم ) ۱ - وقت هنگام . ۲ - دور عهد . ۳ - وقوع فعل در هنگامی و آن شامل ماضی حال مستقبل است . یا زمان مفرد آنست که بی معاونت فعل دیگر صرف شود : رفتم میروم میرفتم . یا زمان مرکب آنست که به معاونت فعل دیگر ( فعل معین ) صرف شود : رفته است رفته بودم خواهم رفت .
ابن کعب بن اود جدی است جاهلی
[ورزش] ← وقت
دهی از دهستان آجرلو در بخش مرکزی شهرستان مراغه واقع است .
دهی از دهستان آور زمان شهرستان میر است .
[voice onset time] [زبان شناسی] فاصلۀ زمانی میان رهشِ گرفت و شروع لرزش تارآواها در همخوان های انفجاری
یکی از استادان معروف قلمدان ساز در عهد ناصر الدین شاه قاجار ( اواخر قر . ۱۳ و اوایل قر . ۱۴ ه . )
[wheat conditioning time] [علوم و فنّاوری غذا] زمان لازم برای نگهداری گندم برای آمایش
[ورزش] ← وقت استراحت
[occupancy time] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای، حمل ونقل ریلی] زمانی که از ورود جلوی وسیلۀ نقلیه به محدودۀ شناسایی (detection zone) چراغ هوشمند آغاز می شود و تا خروج انتهای وسیلۀ نقلیه از این محدوده ادامه می یابد
[مهندسی مخابرات] ← زمان اُفت تَپ
[pulse fall time] [مهندسی مخابرات] مدت زمانی که طول می کشد تا تَپ/ پالس از اوج دامنۀ خود، مثلاً نود درصد، به دامنۀ پایین تری، مثلاً ده درصد، تنزل یابد متـ . زمان افت پالس
[waiting time] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای، مدیریت سلامت] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] مدت زمان بین رسیدن مسافر به ایستگاه تا زمانی که وسیلۀ نقلیه ایستگاه را ترک کند [مدیریت سلامت] مدت زمانی که مراجعان به مراکز ارائه دهندۀ خدمات سلامت برای دریافت خدمت مورد تقاضا من...
[forecast lead time] [علوم جَوّ] مدت زمان بین صدور پیش بینی و وقوع پدیدۀ مورد پیش بینی
[connecting time] [حمل ونقل هوایی] زمان مجاز برای جابه جایی مسافر از یک وسیلۀ نقلیه به وسیلۀ نقلیۀ دیگر براساس زمان ورود و خروج برنامه ریزی شدۀ آنها
[peak hours] [مشترک حمل ونقل] ساعاتی که در آنها میزان رفت وآمد وسایل نقلیه به حداکثر برسد
[prime time, peak time, class A time] [سینما و تلویزیون] پرمخاطب ترین ساعات برنامه های تلویزیونی یا رادیویی
[downtime] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] مدت زمانی که سامانه به دلایلی از قبیل خطاهای سخت افزاری یا انجام امور نگهداری مورد استفاده نیست
[reverberation time] [فیزیک] زمان لازم برای آنکه چگالی متوسط انرژی صوت پس از خاموشی چشمه به اندازۀ 60 دسی بل کاهش یابد
[uphole time, bugtime] [ژئوفیزیک] زمان رسیدن اولین موج حاصل از انفجار به لرزه یاب در نزدیکی سر چاه
[estimated time of departure, ETD] [مشترک حمل ونقل] زمان تخمینی برای خروج یک کشتی یا هواپیما یا هر وسیلۀ نقلیۀ دیگر از محلی خاص
[estimated time of arrival, ETA] [مشترک حمل ونقل] زمان تخمینی رسیدن کشتی یا هواپیما یا هر وسیلۀ نقلیۀ دیگر به مقصدی خاص
[intercept time] [ژئوفیزیک] زمان به دست آمده از برخورد محور زمان با خط برازشی به داده های امواج شکست مرزی در نمودار زمان ـ مسافت

معنی زمان در فرهنگ معین

زمان
(زَ) [ په . ] (اِ.) ۱ - وقت ، هنگام . ۲ - دور، عهد. ۳ - مدت ، فصل . ۴ - مهلت . ،~ گرینویچ مرجع مقایسه ای زمان مناطق مختلف کرة زمین بر مبنای نصف النهار گرینویچ که در حمل و نقل بین المللی و پرواز هواپیماها به کار رود و ۵/۳ ساعت عقب تر از زمان در تهران اس
( ~. خا تَ) (مص ل .) مهلت خواستن .
(کَ) (اِمر.) آسمان ، عرش ، سپهر.

معنی زمان در فرهنگ فارسی عمید

زمان
۱. وقت، هنگام.
۲. روزگار، عصر.
۳. [قدیمی، مجاز] اجل، مرگ: تو را خود زمان هم به دست من است / به پیش روان من این روشن است (فردوسی۴: ۲۵۰۴). &delta، کلمۀ «زمان» در فارسی و عربی مشترک است و هردو از آرامی مٲخوذ است.
* زمان خواستن: (مصدر لازم) وقت خواستن، مهلت خواستن.
* زمان دادن: (مصدر لازم) وقت دادن، مهلت دادن.
۱. هم روزگار، معاصر، هم دوره، هم عصر.
۲. دارای زمان یکسان.

زمان در دانشنامه اسلامی

زمان
زمان به معنای مدت است که با وقت و اجل متفاوت است.از احکام مرتبط با زمان در بابهای مختلفی از عبادات، همچون طهارت، صلات، صوم و حج و غیر عبادات، از قبیل نذر و قسم سخن گفته اند.
زمان به معنی مدت کم یا زیاد است.
زمان ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • زمان (فقه)، به معنای مدت (متفاوت با وقت و اجل) و دارای کاربرد در فقه اسلامی• زمان (فلسفه)، به معنای وقت است کم باشد یا زیاد و از اصطلاحات علم فلسفه• زمان (منطق)، از اصطلاحات علم منطق، به معنای کمّ متصل غیر قار، و مقدار حرکت
...
زمان به معنای مدت است که با وقت و اجل متفاوت است.از احکام مرتبط با زمان در بابهای مختلفی از عبادات، همچون طهارت، صلات، صوم و حج و غیر عبادات، از قبیل نذر و قسم سخن گفته اند.
زمان به معنی مدت کم یا زیاد است.
تفاوت زمان با وقت واجل
تفاوت زمان با «وقت» و «اجل» آن است که وقت بر بخشی معین از زمان که برای کاری قرار داده شده است، و اجل بر آخر وقت و نیز خود وقت اطلاق می گردد. بنابر این، زمان اعم از وقت و اجل است؛ از این رو، در کلمات فقها به جای آن دو به کار رفته است.
جایگاه زمان در شرع
جایگاه زمان در شریعت مقدس متفاوت است. زمان گاه وقت ادای فرایضی قرار گرفته است، مانند اوقات معینی که برای ادای نمازهای یومیه قرار داده شده است یا ماههای حج که ظرف به جا آوردن مناسک حج قرار داده شده است. و گاه شرط رکنی برخی عبادات واقع شده است، مانند روزه که به جا آوردن آن در روز شرط رکنی آن است. چنان که زمانهایی خاص همچون ماههای رجب، شعبان، رمضان و روزهای عید غدیر، فطر و قربان و جمعه و عرفه از شرافت و فضیلت خاصی برخوردار و به اعمال و عباداتی چون غسل، نماز، روزه، دعا و صدقه دادن اختصاص یافته اند و ارتکاب گناه در آنها موجب افزایش عقوبت است. همچنین دیه در ماههای حرام افزایش می یابد.
زمان در فقه
...
زمان در لغت به معنای وقت است کم باشد یا زیاد. معادل این واژه در زبان فرانسه TEMPS و در زبان انگلیسی TIME می باشد. در اصطلاح فلسفی، زمان عبارتست از نوعی مقدار و کمیت متصل و پیوسته که ویژگی آن قرار ناپذیری و گذرایی می باشد و به واسطه حرکت ، عارض بر اجسام می شود.
زمان "کم" است وگرنه انقسامی در آن صورت نمی پذیرفت، "متصل" است؛ زیرا اگر متصل نباشد، دو جزء پیشین دو جزء دیگر، که یکی قابل و دیگری بعد می باشد، قالب تصویر نمی شود. همچنین دو جزء پسین دو جزء دیگر، که یکی قبل و دیگری بعد می باشد، فرض صحیحی نخواهد داشت بلکه آندو کاملا از یکدیگر جدا و گسسته خواهند بود و میان آن دو جزء مفروض از آن کمیت، حد مشترکی وجود نخواهد داشت و در نتیجه جزء پیشین، فقط جزء پیشین و جزء پسین، فقط جزء پسین خواهد بود و نمی توان هر یک از آنها را به دو جزء دیگر تقسیم نمود، همانطور که در عدد که کم منفصل است ملاحظه می شود. مثلا عدد دو را به واحدی که فقط قبل است و واحد دیگری که فقط بعد است تقسیم می شود اما هر یک از واحدها را دیگر نمی توان به دو جزء دیگر تقسیم نمود. و اگر آن کمیت گذرا و بی قرار نباشد، اجتماع جزء پیشین و پسین بالفعل محقق خواهد شد در حالی که چنین اجتماعی میان حوادث متقدم و متاخر در جهان پیرامون ما ناممکن است. این تعریف، منسوب به ارسطو می باشد و بیشتر فلاسفه اسلامی همین تعریف را برای زمان ذکر نموده اند و رای مشهور در تعریف زمان تا دوران ملاصدرا همین نظر بود، اما تعریف های دیگری نیز از زمان ارائه شده است. نظریات فیلسوفان و صاحب نظران بقدری درباره زمان مختلف و متناقض است که کمتر مساله فلسفی را می توان با آن مقایسه کرد. از سویی، زمان را از جواهر مجرد برشمرده اند و از سوی دیگر عده ای دیگر، آنرا تا سرحد امور وهمی و پنداری دانسته اند. دشواری تبیین زمان به این علت است که از یک سوی زمن مستقیما مورد تجربه حسی واقع نمی شود و از سوی دیگر، از امور مربوط به جهان مادی محسوس به شمار می آیند.
← تعاریف دیگر
تحلیل معروف اگرچه به امتداد، انقسام پذیری زمان و ارتباط نزدیک زمان و حرکت اشاره دارد و از این جهت دقت دارد، نقاط ضعفی نیز دارد که عبارتند از؛ ۱. در این تحلیل، زمان و حرکت را از اعراض خارجیه دانسته شده است، در حالیکه بنابر حکمت متعالیه ، این دو از عوارض تحلیلی اشیاء هستند و نمی توان برای آنها وجود منحاز و مستقلی در نظر گرفت. ۲. بنابر نظر پیشینان، حرکت به اعراض اختصاص دارد و انتساب بی واسطه زمان به اجسام انکار شده است در حالیکه حرکت در جوهر اصلی ترین نوع حرکت است و از این روی زمان را باید مستقیما به جوهر و اجسام نسبت داد وآن را بعد چهارم برای آنها به حساب آورد. به علت همین ایرادات، ملاصدرا تعریف دیگری از زمان بر اساس حرکت جوهری ارائه داد. او زمان را بعد و امتدادی گذرا می دانست که هر موجود جسمانی علاوه بر ابعاد مکانی ثابت و ناگذرا (طول، عرض و ضخامت) داراست.
رابطه زمان با حرکت
بدین علت که کمیت عرض است و عرض، محتاج به موضوعی است تا بر آن عارض گردد، کمیت یاد شده موضوعی خواهد داشت که بر آن عارض گردد. هرگاه حرکت از میان برداشته شود، این کمیت نیز زائل می گردد و هرگاه حرکت به میان آورده شود، کمیت نیز ثبوت می یابد. این مطلب نشان می دهد که کمیت یاد شده بر حرکت عارض می گردد و حرکت، موضوع آنرا تشکیل می دهد. این کمیت همان زمان است و بدین جهت است که زمان را مقدار پیوسته و گذرایی می دانند که بر حرکت عارض می گردد.
نحوه ارتباط اشیاء با زمان
...
زمان، از اصطلاحات علم منطق بوده و به کمّ متصل غیر قار، و مقدار حرکت گفته می شود.
زمان، از اصطلاحات علم منطق بوده و به کمّ متصل غیر قار، و مقدار حرکت گفته می شود.زمان، مصداق منحصر کمّ متصل غیر قار (کمّی که اجزای آن همه با هم یافت نمی شوند) است، چنان که خواجه طوسی می گوید: «کمّ متصل غیر قار الذات یک نوع بود و آن زمان است ». زمان، مقدار حرکت است و متی نسبت شیء متزمّن (زمان دار) است با زمان.
← اقسام زمان
 ۱. ↑ خواجه نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، اساس الاقتباس، ص۴۱.    
پایگاه مدیریت اطلاعات علوم اسلامی، برگرفته از مقاله «زمان»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۱۰/۳۰.    
...
این نوشتار با عنوان «زمان پرداخت اجرت» در اجاره و جعاله می باشد.
با انجام عقد اجاره اصل مالکیت موجر (در اجاره اشیا) و اجیر (در اجاره بر عمل) نسبت به اجرت حاصل می شود منتها این ملکیت به تعبیر فقیهان متزلزل است و حق مطالبه هنگامی است که مال یا عمل از سوی آن دو به مستأجر عرضه و تسلیم وی شود؛ ولی استقرار ملکیت هنگامی است که مستأجر تمام منفعت یا عمل را به نحوی دریافت کند.
در جعاله
در جعاله، عامل فقط بعد از انجام کار، استحقاق اجرت دارد؛ هرچند ظاهر آیه ۲۳۳ بقره : «واِن اَرَدتُّم اَن تَستَرضِعوا اَولدَکم فَلا جُناحَ عَلَیکم اِذَا سَلَّمتُم ما ءَاتَیتُم بِالمَعروفِ ...» آن است که اجرت دایه برای شیر دادن به فرزند را باید قبل از انجام کار پرداخت؛ ولی فقیهان و مفسران با توجّه به این که پرداخت اجرت، شرط جواز اجیر گرفتن نیست، در صدد توجیه آیه بر آمده اند.
نوع دیگر از پرداخت
برخی گفته اند: به عهده گرفتن اجرت خود نوعی پرداخت است و «اِذا سَلَّمتُم ما ءاتَیتُم» صدق می کند. بعضی هم «اِذا سَلَّمتُم ما ءاتَیتُم» را به «إذا سلّمتم ما أردتم» معنا کرده اند؛ یعنی برای فرزندان خود دایه بگیرید؛ به شرط آن که اجرتی را که تصمیم گرفته اید در آینده پرداخت کنید، به طور شایسته بپردازید و این معنا نظیر چیزی است که در آیه «اِذا قُمتُم اِلَی الصَّلوةِ» گفته شده است که وقتی تصمیم داشتید نماز بخوانید، وضو بگیرید. برخی نیز از آیه، بیش از حکم استحبابی را استفاده نکرده و گفته اند: پیش پرداخت اجرت دایه مستحب است، نه واجب و این بدان جهت است که دایه به حفظ و نگهداری طفل بیش تر توجّه کند.
توبه را نباید به تاخیر انداخت و باید پس از گناه فورا توبه نمود.
مناسب ترین زمان توبه، توبه فوری پس از گناه است؛ یعنی زمانی که انسان زنده است. از برخی خطبه های پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم س به حلق می رسد اگر توبه کند توبه و انابه اش قبول است». چنان که به این امر دستور نیز داده اند که البته خدا بازگشت و توبه بنده اش را می پذیرد، پیش از آن که نفس در چمبره گیر نکرده باشد. پیش از آن که بمیرید به سوی پروردگارتان بازگشته و توبه نمایید.
فرصت بودن توبه
این لطف خدا به بندگان است که برای توبه فرصت کافی به آنها داده است. از این رو، پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم تعبیری دارد که خدای عزوجل دستش را برای پذیرش توبه گنه کار شب تا به صبح ، و برای گنه کار روز تا شب باز نگاه می دارد تا آفتاب از مغربش طلوع کند (یعنی تا روز قیامت این لطف الهی ادامه دارد).
تاخیر توبه
در توبه نباید تاخیر کرد؛ زیرا انسان به زمان مرگ خویش آگاه نیست. در کلامی از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم به ابن مسعود که جنبه سفارش دارد آمده است که «گناه را پیش مینداز و توبه را به تاخیر میفکن، بلکه توبه را پیش افکن و گناه را تاخیر انداز». زیرا خداوند متعال در کتابش می فرماید: بل یرید الانسان لیفجر امامه؛ انسان خواهان آن است که پیشاپیش بدکرداری کند.
زمان توبه در آیات
...
به زمان حاضر، یا حالت فاعل و مفعول در زمان وقوع فعل را حال یا زمان حال می گویند.
حال در لغت به معنای زمان حاضر ـ برزخ میان پایان گذشته و شروع آینده ـ است.

معنای اصطلاحی حال
در اصطلاح علم نحو به چیزی گفته می شود که حالت و چگونگی فاعل یا مفعول یا هر دو را در جمله بیان می نماید؛ برای مثال " جائنی زید راکبا " یعنی زید در حالی که سواره بود نزد من آمد.

مستندات مقاله
مکارم شیرازی، ناصر، انوارالاصول، ج۱، ص۱۶۵.
فاضل لنکرانی، محمد، ایضاح الکفایة، ج۱، ص۲۷۶-۲۷۷ ؛ خویی، ابوالقاسم، محاضرات فی اصول الفقه، ج۱، ص۲۴۰.
حیدر، محمدصنقورعلی، المعجم الاصولی، ص۴۹۷ ؛ خمینی، روح اله ، مناهج الوصول الی علم الاصول، ج۱، ص۲۱۰.
آخوندخراسانی، محمدکاظم بن حسین، کفایة الاصول، ص۶۲. ؛ جرجانی، محمد بن علی، کتاب التعریفات، ص۳۶.

منبع
...
روح انسان ، پدیده ای شگرف و متعالی است که واقعیتی غیر از جسم دارد.
این آفریده ارزشمند از دیرباز تاکنون، اندیشه فیلسوفان و متکلمان حوزه تمدن اسلامی را به خود مشغول کرده و سبب پدید آمدن مباحث پردامنه ای همچون تجرد یا عدم تجرد روح و آفرینش آن قبل و بعد از خلقت بدن یا مقارن خلقت آن شده است. فارغ از داوری درباره این گونه مباحث یا گزینش پیش فرض هایی در این زمینه، تردیدی نیست که در مرحله ای از سیر تکوین انسان ، پیوندی مبارک میان روح و جسم برقرار می شود که قرآن کریم از آن به دمیدن (نفخ) روح در بدن یاد کرده است. آغاز این ارتباط که در فقه از آن به (ولوج روح) تعبیر می شود، موضوع برخی از احکام شرعی در نصوص و فتاوا قرار گرفته است.اما آنچه سبب ابهام این مفهوم در فقه می گردد، این پرسش است که آیا مقصود از روح، واقعیتی مجرد و ما ورای طبیعی است که زمان ولوج و نفخ آن تنها به وسیله اولیای معصومان (ع) مشخص می شود یا مراد از آن، حیات حیوانی یا امر طبیعی دیگری است که جنین طیّ مراحل رشد خود و پس از خروج از مرحله حیات نباتی، وارد آن می شود؟تفاوت این دو تفسیر در این است که بنابر معنای دوم، لازم نیست به دنبال زمان خاص و معینی همچون پایان چهارماهگی برای ولوج روح باشیم؛ بلکه تشخیص این پدیده طبیعی مانند سایر پدیده های طبیعی براساس آثار طبیعی آن مانند حرکت ارادی جنین در رحم، فعّال شدن برخی از حواسّ او مانند حس لامسه، تپش قلب جنین و یا کامل شدن اعضا و جوارح او خواهد بود. این آثار ممکن است قبل از چهارماهگی یا بعد از آن باشد و یا در موارد و شرایط زیستی متفاوت، در زمان های گوناگونی تحقق یابد.از این رو، سزاوار است نخست روشن شود که مراد از ولوج روح در قرآن ، روایات و منابع فقهی چیست؟ ثانیاً، چگونه می توان تشخیص داد که ولوج روح تحقق یافته یا خیر؟ و آیا حد زمانی برای آن وجود دارد؟ ثالثاً، علم پزشکی چه تفسیری از ولوج روح و زمان تحقق آن برای جنین و آثار طبیعی این پدیده ارائه می دهد؟ رابعاً، آیا می توان به وجه جمعی علمی و شایسته میان آنچه از آیات ، روایات، منابع فقهی و دانش پزشکی به دست می آید، دست یافت؟در مواد ۴۸۷ و ۴۹۲ قانون مجازات اسلامی و ماده ۹۱ قانون تعزیرات به ولوج روح در جنین اشاره شده است. در دو ماده نخست به بیان مقررات درباره دیه جنین قبل از ولوج روح و بعد از آن پرداخته و در ماده سوم، حکم قصاص در موردِ سقطِ جنین ِدارایِ روح بیان شده است. در هر سه ماده، هیچ توضیحی درباره ولوج روح و راه های تشخیص آن ارائه نشده است. نوشتار حاضر می تواند گامی برای رفع ابهام از این مواد قانونی باشد.
تبیین مفهوم روح و ولوج آن
همچنین تبیین مفهوم روح و ولوج آن و تفکیک میان روح نباتی، حیوانی و انسانی در این مقاله، می تواند به روشن شدن زوایای حقوقی و فقهی مسئله (شبیه سازی) و به خصوص (شبیه سازی درمانی) کمک کند. شبیه سازی درمانی با اخراج توده سلولی از رویانی که نتیجه تلقیح یک سلول جسمی نه جنسی با تخمک یک زن است وحدود هفت روز از عمر آن گذشته است، آغاز می شود. سپس توده سلولی در داخل یک تخمک که هسته آن خارج شده است، کاشت می شود و آن گاه با وادارسازی تخمک به انقسام پذیری سلولی از راه تحریک آن با جریان الکتریکی یا شیمیایی، به تولید سلول های بنیادی برای ساخت اجزای مختلف بدن پرداخته می شود تا به این وسیله نیازهای درمانی شخص صاحب سلول جسمی مرتفع شود. آنچه در طی این فرایند موضوع بیشترین مباحثات فقهی و حقوقی قرار گرفته است، مرگ رویان هفت روزه ای است که دارای حیات بوده و با خروج توده سلولی از آن، حیات خود را از دست داده است.
ثبوت شرعی یا عدم ثبوت شرعی مرگ
مسئله دیگری که موضوع این نوشتار می تواند به حل آن کمک کند، ثبوت شرعی یا عدم ثبوت شرعی مرگ در موارد مرگ مغزی است. در این گونه موارد، انسان مبتلا به مرگ مغزی، به علّت فعالیت قلب و جریان خون در بدن هر چند به کمک ابزار پزشکی به گونه ای از حیات که شاید بتوان بر آن نام حیات نباتی نهاد، ادامه می دهد. اما از دیدگاه پزشکی بازگشت ادراک، احساس و حرکت ارادی که نشانه های حیات حیوانی و انسانی است، برای همیشه از بیمار منتفی می شود.تطبیق عنوان مرگ که موضوع احکام فراوانی همچون ارث ، وصیت ، قصاص ، دیه ، وکالت و جواز پیوند اعضای مرده به دیگران است، بر چنین فردی که دارای گونه ای از حیات و فاقد گونه ای دیگر از حیات است، موکول به تحلیل دقیق پدیده حیات، روح ، ولوج آن در بدن و خروج آن از بدن است که این نوشتار گوشه هایی از آن را کاویده است.
عبارات فقهاء درباره روح
...
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلّم) در روز غدیرخم طبق دستور خداوند به وسیله ارسال آیه ابلاغ امیرالمؤمنین (علیه السّلام) را به خلافت بعد از خود معرفی فرمود؛ اما شبهه ای توسط ابن تیمیه مطرح گردیده که درصدد است تا این مطلب را القاء کند که آیه ابلاغ در غدیرخم نازل نشده است؛ بلکه آیه ابلاغ مدت ها قبل از حجةالوداع نازل شده است. و اگر رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) درصدد بودند تا امیرالمؤمنین (علیه السّلام) را به خلافت بعد از خود معرفی کند می توانستند در جایی که جمعیتی بیش تر حضور دارند مثل شهر مکه و یا صحرای عرفات، به این کار مبادرت ورزند. پس در نتیجه آن چه در غدیر اتفاق افتاد آن چیزی نیست که شیعه ادّعای آن را دارد.
اصل شبهه ابن تیمیه به شرح زیر است: قال الرافضی: الخبر المتواتر عن النبی (صلی الله علیه و آله وسلّم): انه لما نزل قوله تعالی: (یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک).
مائده/سوره۵، آیه۶۷.    
در پاسخ به این اشکال ابن تیمیه می توان به منابع اهل سنت در بیان شان نزول آیه ابلاغ مراجعه نمود.
← شان نزول آیه ابلاغ در منابع اهل سنت
 ۱. ↑ مائده/سوره۵، آیه۶۷.    
...
البته چنین نبود که کسی از تولد آخرین حجت خدا آگاهی نداشته و یا پس از تولد، آن حضرت را ندیده باشد. برخی از شیعیان مورد اعتماد و عده ای از وکلای امام عسکری (علیه السّلام) و کسانی که در خانه امام مشغول خدمت بودند از این امر با خبر بودند.
شیخ مفید از تعدادی از اصحاب، خادمان و یاران نزدیک امام عسکری (علیه السّلام) روایت کرده که آنان موفق به دیدار امام زمان (علیه السّلام) شده اند. محمد بن اسماعیل بن موسی بن جعفر، حکیمه خاتون دختر امام جواد (علیه السّلام)، ابوعلی بن مطهر، عمرو اهوازی و ابونصر طریف خدمتگزار خانه امام، از آن جمله بودند.
مفید، محمد بن محمد، الارشاد، ج۲، ص۳۵۱.    
شیخ کلینی از ضوء بن علی عِجًلی روایت کرده که مردی ایرانی از اهالی فارس به او گفته بود: به منظور خدمت در منزل امام عسکری (علیه السّلام) به سامرا رفتم و امام مرا به عنوان مسئول خرید خانه پذیرفت. وی می گوید: روزی حضرت عسکری (علیه السّلام) فرزند خود را به من نشان داد و فرمود: «هذا صاحبکم»؛ وی اظهار می کند که پس از آن نیز تا رحلت امام آن کودک را ندیده است. او می افزاید: در زمانی که وی آن حضرت را دید، حدود دو سال سن داشته است.
کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۵۱۴.    
شاید پراهمیت ترین دیدار اصحاب امام عسکری (علیه السّلام) از حضرت بقیه الله (علیه السّلام) زمانی بود که محمدبن عثمان عمری از وکلای خاص امام زمان (علیه السّلام) همراه با چهل نفر دیگر در خدمت امام بودند. آن حضرت فرزند خود را به آنان نشان داد و فرمود: «ذا امامکم من بعدی و خلیفتی علیکم، اطیعوه ولا تتفرقوا من بعدی فی ادیانکم لتهلکوا، اما انکم لاترونه بعد یومکم هذا؛این امام شما پس از من و جانشین من در میان شماست. از او فرمان برید و پس از من در دین خود اختلاف نکنید که در این صورت هلاک می شوید و پس از این هرگز او را نخواهید دید.»، ادامه این روایت آمده است که: چند روز پس از آن، امام عسکری (علیه السّلام) رحلت کرد.
صافی، لطف الله، منتخب الاثر، ج۲، ص۴۳۱.    
...
از زوایا و ابعاد گوناگونی می توان به مقوله ی مهدویّت نگریست. مساله ولادت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه شریف) یکی از آن جهات است که در این نوشتار، در صدد اثبات آن و پاسخ به شبهات مطرح شده در این باره هستیم.
درباره ولادت حضرت مهدی (علیه السّلام) از دو جهت شبهه وارد شده است: ۱ـ عدّه ای این گونه شبهه کرده اند که منجی موعود، پا به عرصه گیتی نگذاشته و به دنیا هم نخواهد آمد و پدیدار شدن یک منجی در آینده و اصلاح عالم به دست او، قابل پذیرش نیست و چنین ایده ای محقّق نمی شود. ۲ـ عدّه ای، اساس ایده مهدویّت را فی الجمله پذیرفته اند، ولی بر این عقیده اند که امام مهدی (علیه السّلام) هنوز متولد نشده و آن هنگام که مصلحی پدیدار شود تا اساس ظلم و دستان اش برچیده شود، ایده ی موعود، محقّق می شود.
شبهه در اصل مهدی باوری
همه مسلمانان، بر بطلان چنین شبهه ای، وحدت نظر دارند و امامیه و غیر امامیه، بر ظهور مردی در آخر الزمان که اصلاح عالم را به ارمغان آورد، متّفق هستند. آیات و مجموعه زیادی از روایات نیز بر این مساله، تصریح دارند.
← آیات
ممکن است کسی بگوید: «ما اصل اعتقاد به امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه شریف) و پدیدار شدن موعودی در آینده را می پذیریم ولی لازم نیست این موعود، همان امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه شریف) باشد که تولد یافته و از دیدگاه پنهان است. چه بسا، آن مهدی منتظر، در آینده، پا به گیتی گذاشته و غیبتی در کار نباشد. پس وقوع ولادت حضرت، چگونه ثابت می شود؟». هدف از این نوشتار، اثبات ولادت حضرت است. برای اثبات آن، تلاش می شود که ولادت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه شریف) از طریق تواتر و حساب احتمالات ثابت شود.
چهار قضیه مهم
...
برای حضرت نرجس (سلام الله علیها) نام های متعددی ذکر شده است؛ عده ای از وهابی های معاصر، اختلاف در اسم مادر امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) را دلیل بر ضعف قضیه ولادت آن حضرت دانسته اند، درحالی که اگر این اختلافات جزئی بتواند اصل وجود افراد را زیر سؤال ببرد، اهل سنت برای اثبات وجود اشخاص زیادی دچار مشکل خواهند شد.
احسان الهی ظهیر، وهابی معاصر پاکستانی و همچنین غالب عواجی یکی دیگر از وهابی های معاصر، اختلاف در اسم مادر امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) را دلیل بر ضعف قضیه ولادت آن حضرت دانسته اند.احسان الهی ظهیر می نویسد: اختلف فی اسم الجاریة التی قالوا انّها ولدته، فقال قائلهم: انّ اسمها نرجس، وقیل: اسمها صقیل او صیقل، وقیل: حکیمة، وقیل غیر ذلک.درباره نام کنیزی که می گویند او را به دنیا آورده است، اختلاف شده است؛ برخی گفته اند که اسم او نرجس بوده، برخی دیگر صقیل، صیقل، حکیمه و... گفته اند.
الهی ظهیر، احسان، الشیعة والتشیع، ص۲۷۲-۲۷۳.    
این شبهه از آن دسته شبهاتی است که واقعا باید به و هوش و ذکاوت طرح کننده آن آفرین گفت و او را به خاطر این کشف بزرگ تحسین کرد!!اگر این اختلافات جزئی بتواند اصل وجود افراد را زیر سؤال ببرد، اهل سنت برای اثبات وجود اشخاص زیادی دچار مشکل خواهند شد که در ادامه به برخی از آن ها پرداخته خواهد شد.
← نام ها و القاب مادر امام زمان
نام های متعدد حضرت نرجس خاتون، هرگز نمی تواند اصل ولادت فرزند گرامی آن حضرت را خدشه دار کند و زیر سؤال ببرد، اگر فرضیه درست باشد، اهل سنت نمی توانند اصل وجود ابوبکر را که هم در نام مادرش و هم در نام خودش اختلاف وجود دارد ثابت کنند. همین قاعده درباره ابوهریره و دیگران نیز صدق می کند.
در زمان غیبت کبری، اگرچه امام زمان (عجّل الله فرجه الشریف) به ظاهر در میان مردم نیستند؛ اما عالمان دین ـ که به فرموده آن حضرت نائب ایشان در میان مردم هستند ـ(اشاره به این روایت شریف است که امام زمان (علیه السّلام) فرمودند: «امّا الحوادث الواقعة فارجعوا فیها الی رواةِ حدیثِنا فانّهم حجّتی علیکُم وانا حجة اللهِ علیکم»
بر اساسِ آنچه در منابعِ دین ذکر شده، اعتقاد راسخ شیعه بر آن است که تمام برکات هستی و ادامه حیات عالَم و آدم و سایر موجودات در سایه وجود مقدّس و با برکت ولی و خلیفه خدا بر روی زمین می باشد و اگر آن وجود گرامی نباشد تمام هستی نابود گشته و از بین خواهد رفت. «لَوبَقَیتِ الاَرضُ بغیرِ امامٍ لَساخَت
کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۱ ص۱۷۹، مصحح:علی أکبر الغفاری، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۸۸.    
سؤالی که در این میان مطرح است اینکه، آیا ملاقات با آن وجودِ نازنین در زمان غیبت کبری میسّر است، در حالی که در توقیع مبارک حضرت به «علی بن محمد سمری» نائب چهارم از نوّاب اربعه آمده است: «وسیاتی لشیعتی من یدّعی المشاهدة قبلَ خروج السفیانی و الصیحة فهو کذّابٌ مفتر
صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمة، ص۵۱۶، تحقیق:علی اکبر غفاری، مکتبة الصدوق، تهران ۱۳۹۰ ه ق، چاپ اوّل.    
حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه): «همان طوری که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) به حسب واقع حاکم بر جمیع موجودات است، حضرت مهدی همان طور حاکم بر جمیع موجودات است، آن خاتم رسل است و این خاتم ولایت...».
امام خمینی، صحیفه نور (مجموعه سخنان امام خمینی سری ۲۲جلدی)، ج۲۰، ص۸۳، سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، تاریخ:۶۶/۱/۲۵.    
...
استصحاب زمان به حکم به بقای بخشی از زمان اطلاق می شود.
استصحاب زمان از اقسام استصحاب امور تدریجی و مقابل استصحاب زمانیات بوده و به استصحابی گفته می شود که مستصحب آن، نفس زمان می باشد؛ به بیان دیگر، به معنای حکم به بقای بخشی از زمان می باشد، مانند: استصحاب بقای روز یا شب به هنگام شک در هر یک، و یا استصحاب بقای ماه شعبان و یا ماه رمضان در یوم الشک ؛ برای مثال، کسی که نذر کرده در روز معینی قربانی کند، در صورت شک در وقوع شب، می تواند استصحاب بقای روز جاری کند.
اختلاف اصولیون در استصحاب مذکور
در این که آیا در نفس زمان، استصحاب جاری می گردد یا خیر، میان اصولی ها اختلاف وجود دارد؛ برخی مانند مرحوم « شیخ انصاری » استصحاب را در زمان جاری نمی دانند؛ ولی برخی دیگر مثل مرحوم « نایینی » و « آخوند خراسانی » به جریان چنین استصحابی اعتقاد دارند.علت این اختلاف آن است که زمان از امور تدریجی الوجود (غیر قارّ) می باشد؛ یعنی وجود آن دارای قرار و ثبات نیست و هرگز تمام اجزای آن، یک باره پدید نمی آید، بلکه هر جزئی از آن که موجود می شود، تا معدوم نگردد، جزء دیگر جای گزین آن نمی شود و از آن جایی که استصحاب به هنگام شک در بقا جاری می گردد نه هنگام شک در حدوث، مخالفین جریان استصحاب در زمان، می گویند: چون اجزای زمان به تدریج پدید می آید، پس شک در بقا، در آن معنا ندارد و از مصادیق شک در حدوث است که استصحاب در آن جریان ندارد؛ ولی معتقدان به جریان استصحاب در زمان، پاسخ می دهند که هر چند به دقت عقلی، استصحاب در نفس زمان جاری نیست، ولی عرف این دقت عقلی را به کار نمی بندد و با دید مسامحی، یک نوع وحدت اعتباری (غیر حقیقی) میان اجزای زمان لحاظ نموده و شب یا روز را حقیقت واحد در نظر می گیرد، آن گاه در آن استصحاب می کند. البته راه حل های دیگری هم در این باره بیان شده است.
قوانین کلی دینی که هماهنگ با فطرت انسانی است، در همة زمان ها و مکان ها ثابت است، و تحولات تاریخی و اجتماعی در آن ها تأثیر نمی گذارد، و احکام جزئی مربوط به حوادث تدریجی و مسائل مربوط به امور مالی، سیستم دفاعی و نظامی، وسایل و راه های ارتباطی، و برنامه ای عملی مربوط به نظام حکومت، همه و همه به والی و حاکم اسلامی واگذار شده است و او باید با توجه به مصالح جامعه، و از طریق مشورت با مسلمانان نسبت به این گونه مسائل برنامه ریزی کند و روش های مناسب را به کار بندد. بر این اساس احکام الهی ثابت و تغییر ناپذیر است؛ ولی روش های خاص به کارگیری و تطبیق آن ها بر مصادیق و موارد خاص، تحول و تبدل می پذیرد.
در باب خاتمیت دین، این پرسش از دیرزمان مطرح است که چگونه می توان میان خاتمیت و ثبات شریعت از یک سو، و پاسخ گو بودن دین به مسائل متغیر و متحول بشری، جمع کرد؟ جمع میان این دو، از قبیل جمع میان دو امر متضاد است؛ زیرا از یک سو حیات بشر پیوسته در معرض تحول و تطور است و هر روز مسائل جدید رخ می دهد که باید حکم دین را دربارة آن جویا شد. و از سوی دیگر، احکام دین در عصر و یا اعصار پیش از این بیان شده و پاسخ گوی مسائل زمان و مکان دیگری بوده که اکنون آن شرایط به کلی دگرگون شده است. در این صورت چگونه می توان با شریعت ثابت، پاسخ گوی مسائل متحول بشری بود؟
پاسخ نادرست
برخی برای حل این مشکل، مسئلة خاتمیت را به گونه ای تفسیر کرده اند که نتیجه آن پایان یافتن رسالت دین در عصر جدید است. به گمان آنان در عصر جدید، بشر از چنان رشد عقلی برخوردار است که دیگر نیازی به رهنمودهای وحیانی ندارد و خود می تواند زندگی خویش را در زمینه های مختلف رهبری کند و اسلام با بیان خاتمیت، در حقیقت، فرا رسیدن چنین مرحله ای در زندگی بشر را اعلان کرده است.بدیهی است چنین دیدگاهی در حقیقت ختم دیانت است، نه ختم نبوت . بر این اساس کار وحی اسلامی تنها اعلام پایان دورة دین و آغاز دورة عقل و علم است. این مطلب برخلاف نصوص و ضروریات دینی است که بر جاودانگی آیین اسلام تصریح و تاکید دارد.گذشته از این، طرف داران این نظریه، آغاز دورة جدید را پس از رنسانس غرب می دانند که در اواخر قرن چهاردهم میلادی آغاز شده و در قرن شانزدهم و هفدهم به کمال خود رسید.؛ یعنی بر این اساس پس از گذشت حدود ده قرن از ظهور اسلام، اعلان خاتمیت، ده قرن قبل از دورة جدید در تمدن بشری انجام شده است.در این صورت، باید پرسید طرف داران این دیدگاه از کدام آیه قرآنی یا حدیث معتبر چنین مطلبی را استفاده کرده اند که خاتمیت در ده قرن بعد از ظهور اسلام به وقوع خواهد پیوست؟!خاتمیت ـ چنان که از نصوص دینی به روشنی به دست می آید ـ یعنی بی نیازی شریعت از نسخ و تغییر، نه بی نیازی بشر از شریعت، خاتمیت یعنی این که دین و شریعت اسلام تا پایان دنیا باقی خواهد بود، و ایمان و عمل به آن یک فریضه الهی بر عموم بشر است. بنابراین راه حل مزبور به هیچ وجه قابل قبول نیست.
پاسخ درست
راه حل مشکل مزبور در دو چیز است:
← راهکار اول
...
اسم مشتق دلالت کننده بر زمان انجام فعل را اسم زمان گویند.
اسمی که بر زمان وقوع حادثه یا زمان انجام فعلی دلالت می کند، اسم زمان نام دارد، مانند: « مشرق » و « مغرب » که به معنای زمان طلوع و غروب خورشید است و یا مانند: « مقتل » که به معنای زمان وقوع قتل می باشد.
اسم زمان نزد اصولیون
اصولیون در مبحث مشتق، در این که آیا بحث حقیقت بودن مشتق در خصوص «ما تلبس» یا در اعم از «ما تلبس و ما انقضی عنه» در اسم زمان هم جریان دارد یا نه، اختلاف دارند. اسم زمان هم مثل اسم فاعل، اسم مفعول، اسم مکان و اسم آلت، در بحث مشتق داخل است، اما در مورد اسم زمان اشکال ویژه ای وجود دارد که در موارد دیگر نیست و آن این که در همه موارد ذکر شده، همواره ذات حتی بعد از انقضای تلبس، باقی و ثابت است، مثل: ضارب (اسم فاعل)، مضروب (اسم مفعول)، مسجد (اسم مکان) و مفتاح (اسم آلت) ولی در اسم زمان، ذات چنین ثباتی ندارد؛ برای مثال، اگر عاشورای ۶۱ هجری را به عنوان « مقتل الحسین علیه السّلام » بدانیم، دیگر عاشورای سال ۶۲ هجری و.. . را نمی توانیم «مقتل الحسین علیه السّلام » بنامیم، چون هر یک ذات جداگانه و مخصوص به خود دارد؛ یعنی عاشورای ۶۲ هجری، ذاتی مغایر با ذات عاشورای ۶۱ هجری دارد.بنابراین، در اسم زمان، سخن از تلبس و انقضا پیرامون یک ذات ثابت نیست، بلکه بحث از تبدیل ذات به ذات دیگر است. برخی از اصولی ها همانند مرحوم « آخوند و « محقق بروجردی » به این اشکال پاسخ هایی داده اند.
اماکنی فراوان به قدوم مبارک امام زمان (عجّل الله فرجه الشریف) زینت یافته اند که هر کدامشان امروزه به صورت نمادهای انتظار تبلور نموده اند و به شیعیان منتظر تاکید شده است که در آن مکان ها حضور یابند و از غیبت طولانی و وضعیّت آشفته جهان با حضرت درد دل کنند و از خداوند تعجیل فرج حضرت را بخواهند اینک برخی آنها به صورت اختصار بیان می شود.
مسجد جمکران در ۶ کیلومتری شهر مقدس قم به طرف جادّه ی کاشان واقع شده است این مکان با عظمت، تحت توجّهات و عنایات خاصّه حضرت قرار دارد و خود آن حضرت از شیعیانش خواسته اند که به این مکان روی آورند و آن را عزیز بدارند. حضرت به حسن بن مُثله خطاب فرمود: «به مردم بگو به این موضع (مسجد مقدس جمکران) رغبت کنند و آن را عزیز دارند...» آنگاه نماز تحیّت مسجد و نماز امام زمان (عجّل الله فرجه الشریف) را تعلیم داده سپس فرمودند: «هرکس این دو نماز را بخواند همانند این است که در خانه کعبه نمازگزارده باشد». از دیر زمانی است که منتظران عاشق و دل باخته، از سراسر ایران اسلامی و جهان اسلام در شب های چهارشنبه هر هفته، با چشمان اشک بار و قلب های مالامال از محبّت اهل بیت (علیه السّلام) در مسجد مقدّس جمکران، مشرف می شوند و اعمال مسجد و نماز امام زمان (عجّل الله فرجه الشریف) را بجا می آورند و دست به دعا بر می دارند و از طولانی شدن دوران غیبت، مظلومیّت شیعیان و وضعیّت آشفته ی جهان با حضرت درد دل می کنند و برای حل مشکلات جوامع اسلامی و شفای مرض ها به حضرت متوسّل می شوند و تعجیل فرج حضرت را مصرّانه از خداوند می خواهند.
مسجد کوفه
مسجد کوفه، از مکانهای مقدس و بارزترین نماد انتظار است. این مسجد مقدس در هنگامه ی ظهور، پایگاه تبلیغاتی امام زمان (عجّل الله فرجه الشریف) قرار می گیرد. روزگاری شیفتگان خاندان عصمت در مسجد اعظم کوفه پیرو آن منبر مولای متقیان (علیه السّلام) گرد می آمدند و از بیانات گهربارش کسب نور می کردند. در هنگامه ی ظهور نیز پیرامون منبر آخرین امام نور، گرد می آیند و از سخنان گهربارش فیض می برند. امام صادق (علیه السّلام) می فرماید: «گویی به سوی قائم (عجّل الله فرجه الشریف) می نگرم که بر فراز مسجد کوفه قرار گرفت، تعداد ۳۱۳ تن یارانش در اطراف او حلقه زده اند که پرچم داران، و فرمان روایان خداوند بر فراز گیتی در میان بندگان خدایند». امام باقر (علیه السّلام) نیز در همین رابطه می فرماید: «مهدی (عجّل الله فرجه الشریف) وارد کوفه می شود سه گروه درگیر در یک صف برای او گرد می آیند او بر فراز منبر می رود خطبه می خواند و مردم آن قدر اشک شوق می ریزند که متوجّه سخنان او نمی شوند».
← فضیلت عبادت در مسجد کوفه
مسجد سهله، مهمترین مسجد پس از مسجد کوفه است که در حدود سه کیلومتری شمال غربی مسجد کوفه (در کشور عراق) قرار دارد. و از نمادهای انتظار به شمار می آید. منتظران ظهور حضرت، در مسجد سهله که خانه امام قائم (عجّل الله فرجه الشریف) است حضور می یابند و از خداوند تعجیل ظهور حضرت را می طلبند.
← بقعه ی مقام مهدی
...
کلید واژه: اماکن مقدسه اسلامی، اماکن منسوب به امام زمان علیه السلام، امام زمان، حضرت بقیة الله،
مسجدهای کوفه، سهله، جمکران و صعصعه از جمله مکان های مقدس و منتسب به امام زمان(عج) است.علاوه براین مساجد محلی در قبرستان وادی السلام و سرداب امام زمان(عج) نیز از اماکن منتشب به آن حضرت است.
یکی از وظایف شیعیان تجلیل و تکریم اماکن منسوب به وجود مقدس حضرت بقیة الله أرواحنا فداه است.
آیت الله سید محمدتقی موسوی اصفهانی (متوفی 1348 هجری) در کتاب گرانسنگ مکیال المکارم به هنگام شمارش تکالیف مردم در عصر غیبت می نویسند: شصت و هشتم - بزرگداشت اماکنی که به قدوم آن حضرت زینت یافته اند، مانند مسجد سهله، مسجد اعظم کوفه، سرداب مقدس، مسجد جمکران و غیر این ها از مواضعی که بعضی از صلحا آن حضرت را در آن جاها دیده اند یا در روایات آمده است که آن جناب در آن جا توقف دارد، مانند مسجدالحرام... (مکیال المکارم، ج 2، ص 314)
طول عمری که خداوند بزرگ، به موعود منتظر و نجات بخش بخشیده، در مرزهایی که مردم تاکنون بدان خو گرفته اند و دانش به آن قطعیت داده، امری شگفت می نماید. اما آیا خود نقش دگرگون سازنده و کوبنده این رهبر، در مرزهای مورد پذیرش مردم امروزی و نمودهای تحولات تاریخی گذشته، شگفت آور نیست؟ شگفتی این ویژگی های مقدماتی، شگفت آورتر از ایفاگری نقش بزرگی نیست که مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باید آن را به انجام برساند.
درباره این مطلب که آیا امکان دارد یک انسان، قرن ها زندگی کند، تا رهبر موعود را مصداق چنین عمری بدانیم؟ سخن بسیار گفته و نوشته شده است، آن حضرت اکنون بیش از ۱۱ قرن را سپری کرده و حدود چهارده برابر یک انسان معمولی که مراحل زندگی را، از کودکی تا پیری، دیده عمر کرده است. امکان طولانی بودن عمر یک انسان از نظر عقلی ممکن است؛ زیرا «امکان»، یکی از سه معنی زیر را دارد:۱ـ امکان عملی ۲ـ امکان علمی ۳ـ امکان منطقی یا فلسفی
← امکان عملی
شکی نیست که از نظر منطقی، امکان زندگانی هزاران ساله برای انسان وجود دارد. زیرا این مساله از نظر عقلی محال نیست. و در این گونه فرضیه ها، تناقضی دیده نمی شود. زیرا «زندگی» مفهومی است که «مرگ» زودرس را در خود نهفته ندارد و در این امر تردیدی نیست. همچنین مسلم است که زندگانی طولانی، فعلاً امکان عملی ندارد، و مانند مسائلی چون ـ رفتن به ماه و فرو رفتن در آب ها ـ نیست، که با وسائلی که اکنون در اختیار بشر است؛ و با دست آوردهایی که از محتوای آزمایش های علمی نصیب انسان شده، بتوان عمر انسان را به صدها سال افزایش داد. اما از دیدگاه های علمی، این مساله صورت دیگری می یابد و باید گفت که دانش امروز دلیلی نمی بیند که امکان عمر طولانی را از جنبه ی نظری نفی کند.
پیری و فرسودگی
بررسی علمی و بحث مساله ی طول عمر، در حقیقت بستگی دارد به نوع تفسیری که علم فیزیولوژی از «پیری و فرسودگی» دارد. این قانون که: «پیری و فرسودگی» زاییده ی یک قانون طبیعی حاکم بر بافت های پیکره ی انسانی است، و ضروری است که بدن پس از رسیدن به آخرین مرحله ی رشد، کم کم فرسوده شده، برای ادامه ی زندگی، کارآیی کمتری داشته باشد؛ تا آنگاه که در لحظه ای معین از کار بیفتد. آیا حتی در مورد بدنی هم که از هر گونه تاثیر خارجی بر کنار مانده صادق است؟ یا این که فرسودگی و کاهشی که در کارآیی بافت و نسوج مجموعه ی بدن به چشم می خورد؛ نتیجه ی نبرد با عوامل بیرونی ـ مانند میکروب ها و سموم ـ است که به بدن انسان راه می یابند؟
نظر دانش امروزی
...
در مورد امکان ملاقات با امام زمان (عجّل الله فرجه الشریف)، میان علمای شیعه اتفاق نظر وجود ندارد، در این زمینه دو نظر عمده که در مقابل هم می باشد وجود دارد: ۱. نظر مخالف. ۲. نظر موافق. این اختلاف نظر نیز مربوط به ملاقات در عصر غیبت کبری است.
قبل از اینکه به نقل دیدگاه ها و دلائل آن بپردازم، لازم است برای روشن شدن موضوع سؤال، نکته ای را در رابطه با انواع و حالات ملاقات، یادآور شوم تا محل اختلاف به خوبی مشخص شود و آن اینکه ارتباط با حضرت مهدی (عجّل الله فرجه الشریف) از نظر حالات، سه نوع می باشد: ۱. ارتباط روحی و عرفانی. ۲. ارتباط در عالم خواب. ۳. ارتباط فیزیکی و رؤیت با چشم ظاهری. آنچه محل اختلاف است و در کتابها و حکایات مطرح می باشد، ناظربه نوع سوم از ملاقات است.
نظر منکرین ملاقات
کسانی که منکر امکان ارتباط و ملاقات با حضرت در غیبت کبری هستند، برای اثبات ادعای خود به تعدادی از روایات، از جمله توقیع خود حضرت (علیه السّلام) به نائب خاص حضرت، استناد می کنند، چون حضرت مدعی مشاهده را تکذیب نموده است «الا فمن ادعی المشاهدة قبل خروج السفیانی و الصیحة فهو کاذب مفتر؛ آگاه باشید هر کس قبل از خروج سفیانی و ندای آسمانی مدعی دیدار من بشود، او دروغ گفته و افترا بسته است».طبق این دیدگاه نقل ملاقاتهایی که در کتابها و قصص و حکایات، وجود دارد را نمی توان پذیرفت. در مقابل، اکثریت علما و بزرگان شیعه قائل به امکان ملاقات می باشند و وقوع آن را فی الجمله می پذیرند و دلیل اصلی تحقق ملاقات را، حکایات تشرفات می دانند که از سوی اشخاص موثق و مورد اعتماد نقل شده است.
← دلیل منکرین و پاسخ آن
بنابراین، ملاقات با امام زمان هیچ استحاله ای ندارد، زیرا رؤیت شخصی که در دنیا با بدن مادی زندگی می کند و در میان مردم حضور دارد، امری است طبیعی و ندیدن برخلاف عادت روی مصالحی است که غیبت را اقتضا کرده است. در توقیع حضرت نیز گرچه مشاهده، نفی و تکذیب شده است، ولی این مشاهده به قرینة ذیل توقیع و سوء استفاده های احتمالی، حمل بر مشاهده همراه با ادعای نیابت می شود.
← نظر اهل تحقیق
...



زمان در دانشنامه ویکی پدیا

زمان
زمان یا وقت بُعدی است که در آن اتفاقات از گذشته تا به حال و از حال تا آینده رخ می دهند. از نظر واژه شناسی ایرانی، زمان ریشه گرفته از واژه زروان است که الهه زمان در ایران پیش از اسلام بوده.دو دیدگاه گوناگون در تعریف زمان وجود دارد. دیدگاه نخست بیان می کند که زمان قسمتی از ساختارهای اساسی جهان است، بُعدی است که اتفاقات پشت سر هم در آن رخ می دهند. همچنین این دیدگاه بیان می کند که زمان قابل اندازه گیری است. این یک نوع دیدگاه واقع گرایانه است که آیزاک نیوتن بیان می کند و از این رو گاهی با نام زمان نیوتونی شناخته می شود.
در مقابل، دیدگاه دیگری چنین بیان می کند که زمان قسمتی از ساختارهای ذهنی انسان است (همراه فضا و عدد) آن چنان که ما در ذهن خود رشتهٔ رویدادها را دنبال می کنیم همچنین در ذهن خود برای طول آن اتفاقات کمیت هایی را از قبیل ثانیه، دقیقه و ساعت تعریف می کنیم. تعریف دوم به هیچ هویت مستقلی برای زمان اشاره نمی کند که اتفاقات درون آن رخ دهد. این دیدگاه حاصل کار گوتفرید لایبنیتس و امانوئل کانت می باشد که زمان را قابل اندازه گیری نمی داند و می گوید تمام اندازه ها در سیستم ذهنی بشر رخ می دهد.و تعریف سوم نیز زمان سرعت تحلیل ذهن ماست.
به طور کلی در فیزیک زمان و فضا به عنوان کمیت های بنیادی به شمار می آیند و امکان بیان تعریفی دقیق برای آن ها در قالب دیگر کمیت ها نیست به این خاطر که بقیه کمیت ها هم چون سرعت، نیرو و انرژی همگی به وسیله این دو کمیت تعریف شده اند. داود بن محمود قیصری، در سده هشتم هجری و در رساله «معمای زمان» می نویسد که «زمان نه آغازی دارد و نه پایانی. زمان، قابل تقسیم نیست و آنچه که ما آنرا بخش می کنیم تنها در پندار ماست.» از یک منظر زمان را با ارزش تر ازپول و طلا دانسته اند، چرا که پول و طلای از دست رفته را می توان به دست آورد ولی زمان از دست رفته را هرگز نمی توان به دست آورد.
زمان ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
زمان (ترانه پینک فلوید)
زمان (روزنامه)
زمان (فیلم ۱۹۹۹)
زمان (فیلم ۲۰۰۶)
زمان (فیلم ۲۰۰۷)
«زمان» (به انگلیسی: Time) نام چهارمین ترانهٔ آلبومِ نیمه تاریک ماه محصول سال ۱۹۷۳ میلادی اثر گروه موسیقی پراگرسیو راک پینک فلوید است، و تنها ترانه در آلبوم می باشد که هر چهار عضوِ گروه در ساخت آن نقش داشته ان، گرچه متن ترانهٔ آن توسط راجر واترز نوشته شده است. این ترانه دربارهٔ چگونگی لغزش زمان است، درحالی که بیشتر مردم تا وقتی که دیر می شود آن را نمی فهمند. این ایده زمانی به ذهن راجر واترز آمد که او فهمید دیگر در زندگی اش خود را برای چیزی آماده نمی کند، اما درست در وسط آن بود. این ترانه به خاطر بخش آغازین آن که با صدای تیک تیک ساعت، چایمز و صدای زنگ ساعت آغاز می شود شناخته شده است. این قسمت در واقع به عنوان یک تست کوادروفونیک توسط آلن پارسونز ضبط شده بود و قرار نبود در آلبوم استفاده شود.
ترانهٔ «زمان» اشاره به زمانی دارد که در حال گذر است. توهم گذر زمان، سریع تر از آنچه که در واقعیت اتفاق می افتد و احساس ناامیدی به خاطر فرصت های از دست رفته ای که دیگر بازنمی گردند.
بخش آغازین آهنگ یا همان بخش تیک تیک ساعت ها مدت ها به عنوان تیتراژ برنامهٔ تقویم تاریخ از رادیوی سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش می شد.
روزنامه زمان (به ترکی استانبولی: Zaman Gazetesi) از روزنامه های پرشمارگان ترکیه است که آغاز انتشار آن به سال ۱۹۸۶ برمی گردد. زمان با تیراژ یک میلیون نسخه، پُرشمارترین روزنامه ترکیه است. این روزنامه در ۳۵ کشور به شکل هم زمان توزیع می شود.
«زمان» (انگلیسی: Time (1999 film)) یک فیلم است که در سال ۱۹۹۹ منتشر شد.
«زمان» (انگلیسی: Time (2006 film)) یک فیلم به کارگردانی کیم کی-دوک است که در سال ۲۰۰۶ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به ها جونگ-وو و سونگ هیون آ اشاره کرد.
«زمان» (انگلیسی: Time (2007 film)) یک فیلم است که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد.
زمان آباد نام مکان های زیر است:
زمان آباد (بردسکن) روستایی از توابع دهستان صحرا در بخش انابد شهرستان بردسکن.
زمان آباد (ملکان) روستایی از توابع دهستان لیلان شمالی در بخش لیلان شهرستان ملکان.
زمان آباد (کرمان) روستایی از توابع بخش گلباف شهرستان کرمان
زمان آباد (خارتوران) روستایی از توابع بخش بیارجمند شهرستان شاهرود
زمان آباد (اردکان)
زمان آباد (اسفراین)
زمان آباد (اصفهان)
زمان آباد (ایرانشهر)
زمان آباد (بافت)
زمان آباد (تربت حیدریه)
زمان آباد (ری)
زمان آباد (ساوه)
زمان آباد (کرمانشاه)
زمان آباد (کوهرنگ)
زمان آباد (لنجان)
زمان آباد (مسجدسلیمان)
زمان آباد (مشهد)
زمان آباد (ملایر)
زمان آباد (نائین)
زمان آباد (نهاوند)
زمان آباد (اردکان)، روستایی از توابع بخش خرانق شهرستان اردکان در استان یزد ایران است.
زمان آباد (اسفراین)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان اسفراین در استان خراسان شمالی ایران است.
زمان آباد (اصفهان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان اصفهان در استان اصفهان ایران است.
زمان آباد (ایرانشهر)، روستایی از توابع بخش دلگان شهرستان ایرانشهر در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
زمان آباد (بافت)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بافت در استان کرمان ایران است.
مختصات: ۳۵°۱۰′۵۳″ شمالی ۵۷°۴۹′۱۴″ شرقی / ۳۵.۱۸۱۳۹° شمالی ۵۷.۸۲۰۵۶° شرقی / 35.18139; 57.82056
زمان آباد، روستایی از توابع دهستان صحرا در بخش انابد شهرستان بردسکن در استان خراسان رضوی ایران است.
زمان آباد (تربت حیدریه)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان تربت حیدریه در استان خراسان رضوی ایران است.
زمان آباد (ری)، روستایی از توابع بخش کهریزک شهرستان ری در استان تهران ایران است.
مختصات: ۳۵°۰۱′۰۳″ شمالی ۵۰°۰۴′۲۰″ شرقی / ۳۵.۰۱۷۵۰° شمالی ۵۰.۰۷۲۲۲° شرقی / 35.01750; 50.07222
زمان آباد (ساوه)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ساوه در استان مرکزی ایران است.
مختصات: ۳۶°۵۱′۴۳″ شمالی ۴۶°۲۲′۳۴″ شرقی / ۳۶.۸۶۱۸۴° شمالی ۴۶.۳۷۶۱۶° شرقی / 36.86184; 46.37616
زمان آباد (شاهین دژ)، روستایی از توابع بخش کشاورز شهرستان شاهین دژ در استان آذربایجان غربی ایران است.
زمان آباد (بم)، روستایی از توابع بخش فهرج شهرستان بم در استان کرمان ایران است.
زمان آباد (لنجان)، روستایی از توابع بخش باغ بهادران شهرستان لنجان در استان اصفهان ایران است.
زمان آباد (مسجدسلیمان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان مسجدسلیمان در استان خوزستان ایران است.
آبادی امام زمان، روستایی از توابع بخش شیب آب شهرستان زابل در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
آرتمیس فاول و معمای زمان (به انگلیسی: Artemis Fowl: The Time Paradox) جلد ششم مجموعه آرتمیس فاول اثر این کالفر است و در ۷ آگوست ۲۰۰۸ منتشر شده است.
آینه زمان فیلمی به کارگردانی و نویسندگی احمد نجیب زاده ساختهٔ سال ۱۳۴۹ است.
اتساع زمان یکی از مفاهیم فیزیکی مربوط به نظریه نسبیت خاص آلبرت اینشتین هست که مبنی بر پایه نسبیت این گونه بیان میشود که از دید دو ناظر متفاوت گذر زمان بررسی میشود. در مثال آزمایشی ساده: یکی با دو سرعت نزدیک به سرعت نور وسرعتی کمتر از سرعت نور( به طوریکه دو بردار سرعت با هم زاویه غیر از ۱۸۰ و صفر درجه بسازند"برای احساس بهتر پدیده اتساع") فرض میشود و ناظر دوم ساکن فرض میشود . و اما نکته جالب توجه این است که در آن زمان دستیابی به سرعت نور غیر ممکن بود و سرعتی بیشتر از سرعت نور هم کشف نشده بود پس اساس نظرییات و روابط بر اساس قبول سرعت نور به عنوان بیشترین سرعت موجود در طبیعت است. با کشف سرعت هایی بیشتر از سرعت نور مانند(سرعت حرکت اسپینی الکترون ) مقداری اختلال و ابهام در روابط و این نظریه ایجاد مشود ولی فعلا دلیلی برای رد یا نقض این نظریه ارائه نشده .
ادراک زمان یک زمینهٔ مطالعاتی در روانشناسی و علوم اعصاب است. ادراک زمان به تجربه ذهنی از زندگی اشاره دارد: زمان. زمان برای هر شخصی به شکل فاصلهٔ بین وقایع و یا طول یک اتفاق خاص مفهوم پیدا می کند. فاصله زمانی بین دو اتفاق پی در پی در مغز انسان با یک طول مشخص فهم می شود. ادراک افراد مختلف از یک زمان ثابت می تواند متفاوت باشد. فهم شخص دیگر از زمان را نمی توان به طور مستقیم تجربه کرده و یا درک کرد، اما می توان آن را مورد مطالعه و استنباط قرار داد. زمان ادراک شده توسط مغز را می توان تحت شرایط خاص خاصی به هم ریخت. این به هم ریختگی های زمانی که در برخی مطالعات علمی انجام می شوند به ما کمک می کند تا مکانیسم نحوهٔ ادراک زمان را بهتر بفهمیم.
اربابان زمان یک تمدن فرازمینی باستانی از گونه های انسان نماست که سیاره مادر آن ها گالفیری می باشد.آن ها قدرت تجدید حیات و دیدن خط زمانی را دارند و نامیرا هستند.
راهبرد بی درنگ یا استراتژیک بی درنگ (به انگلیسی: Real-time strategy (RTS)) سبکی از بازی استراتژیک است که تغییرات در بازی به صورت لحظه به لحظه و بدون توقف اعمال می شوند. تقریباً می توان گفت بازی استراتژیکی که نوبتی نباشد استراتژیک بی درنگ است. در سبک بازی جنگی موقعیت بازیکنان واحدها و ساختمان های تحت کنترل آن در مناطق امن در نقشه قرار دارد و به جنگ با دشمنان می پردازد. به طور معمول در این سبک بازی از نمای بالا دنبال می شود و امکان ایجاد سازهایی در بازی وجود دارد و به اندازه نیاز بازیکن می توان میزان استفاده از منابع موجود در نقشه را تغیر داد. بعضی از ویژگی های محیط دسکتاپ همچون کلیک کردن یا کشیدن روی سطح نقشه استفاده می شود.
افسانه زلدا: اوکارینای زمان (به انگلیسی: The Legend of Zelda: Ocarina of Time) یک بازی در سبک اکشن ماجراجویی محصول سال ۱۹۹۸ است که توسط بخش Entertainment Analysis and Development شرکت نینتندو برای کنسول بازی نینتندو ۶۴ ساخته شده است. این بازی در ۲۱ نوامبر ۱۹۹۸ در ژاپن، در ۲۳ نوامبر هم در آمریکای شمالی و در ۱۱ دسامبر همان سال در اروپا منتشر شد. این بازی در ابتدا برای دستگاه Nintendo 64DD ساخته شده بود، اما در عوض بر روی کارتریج ۲۵۶ بیتی (۳۲ مگابایت حجم) منتشر شد که این نوع کارتریج، از نظر حجم، حجیم ترین کارتریجی بود که نینتندو در آن هنگام تولید کرده بود. بازی اوکارینای زمان، پنجمین بازی از سری بازی ها افسانه زلدا و اولین بازی این سری بود که به صورت سه بعدی منتشر می شد. ۱۸ ماه پس از انتشار این بازی، یک بازی دیگر از این سری تحت عنوان افسانه زلدا: نقاب ماژورا منتشر شد که از نظر داستانی ادامه اوکارینای زمان محسوب می شد. بازیکن در این بازی، قهرمان سری بازی های زلدا، لینک را در سرزمینی به نام Hyrule کنترل می کند. لینک سفری برای نابود کردن گوندورف، پادشاه قبیله Gerudo را آغاز می کند تا به او اجازه ندهد تا به نیروی سه زور دست پیدا کند که این نیرو، به صاحبش این اختیار را می دهد تا هر آرزویی که دارد را برآورده کند.
گذرواژه هایی که بر اساس رمزنگاری متقارن و زمان ایجاد می شوند و مدت زمان محدودی اعتبار دارند. Time-based One Time Password یا به طور مخفف TOTP همان گذرواژه های یکبار مصرف هستند که گاهی با آنها مواجه بوده اید. حساب های ایمیل (گوگل و مایکروسافت و …) سخت افزارهای بانکی، پیامک های رمز، یکبار مصرف و … معمولاً از این روش استفاده می کنند. بهترین دلیل استفاده از این رمز عبورها افزایش امنیت کاربران اینترنت است. گرچه به تنهایی امنیت بالایی ندارند اما وقتی با موارد امنیتی دیگر ترکیب شوند امنیت تا چند برابر افزایش پیدا می کند. یکی از بهترین موقعیت هایی که می توان از TOTP استفاده کرد صفحات ورود مدیریت در نرم افزارهای مختلف است. در بهترین حالت می توان از طریق پیامک بدون به اشتراک گذاشتن کلید مشترک از گذرواژه های یکبار مصرف استفاده کرد که در این حالت امنیت بسیار بیشتر خواهد بود چرا که کلید اصلی فقط در اختیار سرویس دهنده است و می تواند این کلید را در هر بار ایجاد رمز یکبار مصرف، تغییر داده و کلید جدیدی ایجاد نماید. اما در حالت عادی یک کلید مشترک بایستی بین سرویس دهنده و سرویس گیرنده مبادله شود که برای ایجاد گذرواژه ها از این کلید استفاده خواهد شد.
شیعه معتقد است باید در هر عصری امام وجود داشته باشد تا حجت خداوند در هر زمان در روی زمین و بین مردم باشد. در عصر حاضر شیعیان به افرادی به عنوان امام زمان خود ایمان دارند:
حجت بن حسن، امام زمان در نزد شیعیان دوازده امامی
کریم آقاخان، امام زمان در نزد شیعیان اسماعیلی
انجمن مددکاری امام زمان نام یک انجمن خیریه در شهر اصفهان است.
این انجمن در سال ۱۳۴۹ به همت جمعی از معتمدین شهر اصفهان تشکیل گردید. انجمن که ابتدا به صورت خود جوش در اصفهان ایجاد شد و سپس با گسترش آن در سراسر کشور و ایجاد شعبه های مختلف بیش از ده هزار خانوار بی بضاعت و بی سرپرست را تحت پوشش خود قرار داده و از آن ها تا رسیدن به مدارج مختلف علمی و زندگی حمایت مینماید.
این انجمن خدماتی چون تامین ارزاق و مایحتاج، تعلیم و تربیت، بهداشت و درمان، تهیه و مرمّت مسکن، ایجاد اشتغال و درآمد و ازدواج و جهیزیه را به خانواده های عضو ارائه می نماید.
امروزه در شهر اصفهان و در مراسم ترحیم و خاکسپاری به جای استفاده از گل طبیعی به عنوان هدیه، هر خانواده یکی از قاب های از پیش آماده این انجمن (یا سایر انجمن های خیریه) را تهیه می کند و همراه خود بر سر مزار یا مسجد می برد. این قاب نشان می دهد که هزینه ای جهت آمرزش مرحوم به انجمن پرداخت شده است. بسیاری از شرکت ها و سازمان های دولتی و خصوصی نیز کمک های خود را به این انجمن هدیه می نمایند.
شعار انجمن از روز نخست تا کنون این شعر از سعدی بوده است:
ایکاروس بر لبه زمان نام کتابی کودکانه است که توسط برایان گرین، فیزیک دان آمریکایی در سال ۲۰۰۸ نوشته شده است. او پس از اجرای نمایش نامه این کتاب در نیویورک، هفته آینده این نمایش را در تالار فستیوال سلطنتی لندن به روی صحنه می برد. این کتاب در قالب یک داستان، دیدگاه عمیق اینشتین در مورد نظریه نسبیت را روایت می کند.
بازار حاج زمان مربوط به دوره قاجار است و در سبزوار، خیابان بیهق، ضلع شرقی امامزاده یحیی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۵۱۴۸ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
بازتاب دامنه زمان (به انگلیسی: Time-domain reflectometry) یا بصورت مخفف (به انگلیسی: TDR) یک روش اندازگیری برای تعیین مشخصات خطوط انتقال است که مهمترین کاربردش یافتن محل خطا در خطوط انتقال برق، کابل ها مسی و کابل های فیبر نوری می باشد. هر چند امروزه از این روش در کاربردهای دیگر استفاده می شود. استفاده از این روش یکی از بهترین روشها برای اندازگیری رطوبت خاک می باشد.
بانکداری زمان یکی از سه گونه ارزش گذاری مالی اجتماعی است که مشارکت کنندگان در آن اقدام به دریافت و پرداخت برابر الکترونیکی به نام «دلار زمانی» می کنند. دلار زمانی وسیله سنجشی برای تعیین میزان ارزش مالی وقت صرف شده برای انجام یک خدمت است.
بر بوم زمان ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
بر بوم زمان (اپیزود اول)
بر بوم زمان (اپیزود دوم)
بر بوم زمان (اپیزود سوم)
بن ۱۰: مسابقه با زمان (انگلیسی: Ben 10: Race Against Time) یک فیلم در سبک اکشن و علمی–تخیلی به کارگردانی الکس وینتر است که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به گراهام فیلیپس، هیلی رم، لی میجرز، بث لیتلفورد، و رابرت پیکاردو اشاره کرد.
پلیس زمان ( به انگلیسی Timecop ) عنوان فیلمی اکشن ، تخیلی و رزمی می باشد که توسط پیتر هایماس ساخته و در سال ۱۹۹۴ اکران عمومی گردیده است . مدت زمان این فیلم نود و هشت دقیقه می باشد . پلیس زمان براساس کمیک بوکی به همین نام ساخته شده است . سام ریمی یکی از تهیه کنندگان فیلم می باشد .
پیکان زمان (به انگلیسی: Arrow of Time, or Time's Arrow) مفهومی است که در سال ۱۹۲۷ توسط اخترشناس بریتانیایی آرتور استنلی ادینگتون مطرح گشت. این مفهوم بر مبنای عدم تقارن زمان، گذاشته می شود و نشان دهنده آن است که زمان یک جهت مرجح دارد. این جهت را با مطالعه بر روی ساختار اتم ها و مولکول ها و اجسام می توان به دست آورد.
در سیستم های میکروسکوپی بیشتر تقارن زمان برقرار است، در حالی که در سیستم های ماکروسکوپی تقارن زمان نقض شده و زمان یک جهت ارجح دارد.
تاریخ ابزارهای زمان در مورد ابزارهایی صحبت می کند که برای سنجش زمان بکار می رفته است مانند ساعت آبی و ...
یکی از اولین ابزارهای سنجش زمان ساعت آبی بوده است که احتمال داده می شود در ایران اختراع شده باشد. از حدود ۴ هزار سال قبل نشانه هایی از استفاده از ابزار برای سنجش زمان مشاهده شده است. در مصر- ایران- عراق- هندو تمدنهای قدیم ابزارهایی پیدا شده که باستان شناسان می گویند برای سنجش زمان بوده است. اما بنظر بیشتر پژوهشگران این ابزارها برای سنجش زمان نبوده بلکه بیشتر جنبه مذهبی و دینی و برای مناسبتهای دینی بوده است. امروزه دستگاه سنجش زمان را ساعت می گویند که مهمترین ابزار برای اندازه گیری زمان است. ساعت با فرم نوینش (۲۴ ساعتی) از قرن پانزدهم رایج شد و در یک قرن گذشته رواج عمومی پیدا کرده است .


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های زمان

زمان بُعدی است که در آن اتفاقات از گذشته تا به حال و از حال تا آینده رخ می دهند. از نظر واژه شناسی ایرانی، زم یکی از فرشتگان دین زرتشت بوده است که با پسوند "ان" زمان و با پسوند "ین" زمین را در زبان پارسی بوجود آورده است.
• «قدر وقت اگر نشناسد دل و کاری نکند/ بس خجالت که از این حاصل اوقات بریم»
• «زمان شبیه برف است بیایید قبل از آب شدن از آن سود کافی را ببریم.»
• «زمان را تباه کردم و حال زمان مرا تبا کرد.»

زمان در جدول کلمات

زمان
مدت
زمان استراحت
شب
زمان اغاز افرینش
الست
زمان اندک
ان
زمان بعد از حال
اینده
زمان بند الکتریکی
تایمر
زمان بی آغاز
الست, ازل
زمان بی اغاز
الست
زمان بی انتها
ابد
زمان بی پایــان
ابد

معنی زمان به انگلیسی

time (اسم)
عصر ، عهد ، فرصت ، ساعت ، روزگار ، زمان ، مرتبه ، مدت ، هنگام ، وقت ، موقع ، گاه ، زمانه ، حین ، ایام
period (اسم)
حد ، کمال ، نقطه ، عصر ، دوره ، گردش ، نوبت ، ایست ، فرجه ، پایان ، منتها درجه ، روزگار ، زمان ، مرحله ، مدت ، وقت ، طمی ، موقع ، مدتی ، گاه ، نتیجه غایی ، قاعده زنان ، جمله کامل ، نقطه پایان جمله ، دوران مربوط به دوره بخصوصی
moment (اسم)
دم ، اهمیت ، زمان ، هنگام ، لحظه ، ان ، موقع
date (اسم)
تاریخ ، خرما ، زمان ، ملاقات ، نخل ، درخت خرما
epoch (اسم)
عصر ، دوره ، عهد ، زمان ، مبدا تاریخ ، حادثه تاریخی ، اغاز فصل جدید ، عصرتاریخی

زمان را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی زمان



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

فرزانه قناد > دپارتمان
احمد لطفی > سوره مهری معاصر
Hassan > illnesses
محمد حسین > Find of
زرگل > زرگل
زرگل > زرگل
Chem is try > stop by
سام > turn

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی زمان   • تاریخ شمسی به میلادی   • زمان چیست   • ساعت گویا   • زمان میگذرد   • مناسبت امروز   • تاریخ امروز میلادی   • تغییر ساعت رسمی کشور   • مفهوم زمان   • تعریف زمان   • معرفی زمان   • زمان یعنی چی   • زمان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی زمان
کلمه : زمان
اشتباه تایپی : clhk
آوا : zamAn
نقش : اسم
عکس زمان : در گوگل


آیا معنی زمان مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )