برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1358 100 1

زمخت

/zomoxt/

مترادف زمخت: خشن، درشت، زبر، نابهنجار، ناخوار، ناموزون، ناهنجار

متضاد زمخت: لطیف، نرم

معنی زمخت در لغت نامه دهخدا

زمخت. [ زَم ُ / زُ م ُ ] (اِ، ص ) آنچه زبان را گیرد.(رشیدی ). طعمی را گویند مانند هلیله و مازو و امثال آن و به عربی عفص خوانند. (برهان ) (انجمن آرا) (از آنندراج ). آنچه زبان را گزد و گوارا نبود. (انجمن آرا)(آنندراج ). عفص و گس و هر چیز که دهان را جمع کند ومنقبض نماید مانند پوست انار و مازو. (ناظم الاطباء). || نیشکر. (برهان ) (ناظم الاطباء). || گرهی را نیز گفته اند که بغایت سخت بسته باشند. (برهان ). گره بسته. (شرفنامه ٔ منیری ). عقد و گرهی که به غایت سخت باشد. (ناظم الاطباء). || کنایه از مردم گرفته و مقبوض و بخیل ودرشت و نالایق. (برهان ). چیزی سخت و درشت. (شرفنامه ٔ منیری ). مردم بخیل و ممسک و ناکس و ناتراشیده را نیز گفته اند... و زمخک به کاف تبدیل آن است و بعضی از معانی زفت با زمخت موافقت دارد... (انجمن آرا) (آنندراج ). خشن. ناتراشیده. بی تربیت. بی ادب ناهموار. مجازاً، بی عطوفت. بداندام. ناکس. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) :
تیزی و گرم و گنده و بدبوی همچو سیر
خشک و زمخت و سرد و ترشروی چون سماق.
پوربهای جامی (از انجمن آرا و آنندراج ).
- زمخت و کلفت گفتن ؛ گفتن سخنان سخت و ناتراشیده. دشنام دادن. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).

معنی زمخت به فارسی

زمخت
هرچیزکه باعث جمع شدن دهان گردد، درشت، ناهنجار
( صفت ) ۱ - آنچه که طعم مگس داشته باشد ( مانند هلیله مازو ) گس عفص . ۲ - درشت ناهنجار . ۳ - بخیل ممسک .

معنی زمخت در فرهنگ معین

زمخت
(زُ مُ) (ص .) (عا.) ۱ - گس ، هر چه که طعمی گس داشته باشد. ۲ - درشت ، ناهنجار. ۳ - بخیل .

معنی زمخت در فرهنگ فارسی عمید

زمخت
۱. ناهنجار، بی تناسب، بدون ظرافت.
۲. کلفت، درشت.

زمخت در جدول کلمات

معنی زمخت به انگلیسی

hard (صفت)
خسیس ، سفت ، ژرف ، سخت ، دشوار ، سخت گیر ، فربه ، زمخت ، قوی ، شدید ، سنگین ، پینه خورده ، مشکل ، معضل ، نامطبوع ، پرصلابت ، قسی
raucous (صفت)
ناهنجار ، خشن ، زمخت ، خیلی نامرتب
rough (صفت)
ناهنجار ، درشت ، خشن ، سترگ ، زمخت ، زبر ، نا هموار ، حدسی
coarse (صفت)
ناهنجار ، درشت ، بی ادب ، خشن ، زمخت ، غلیظ ، زبر
gross (صفت)
زشت ، درشت ، بزرگ ، انبوه ، وحشی ، بی تربیت ، ستبر ، زمخت ، شرم اور
rude (صفت)
زشت ، تجاوز به عصمت ، جسور ، ابدار ، گستاخ ، بی ادب ، خشن ، زمخت ، غلیظ ، خشن در رفتار ، نا هموار ، خام ، غیر متمدن
tough (صفت)
سفت ، سخت ، محکم ، شق ، دشوار ، بادوام ، خشن ، زمخت ، شدید ، سر سخت ، با اسطقس ، پی مانند
incult (صفت)
ناهنجار ، بایر ، زمخت ، کشت نشده ، نتراشیده
rugged (صفت)
سخت ، تنومند ، زمخت ، شدید ، نیرومند ، نا هموار ، پیچ و تابدار ، بی تمدن
impolite (صفت)
بی ادب ، بی تربیت ، خشن ، زمخت ، غیر متمدن
churlish (صفت)
بی تربیت ، خشن ، زمخت ، خشن ورذل
blowsy (صفت)
خشن ، سرخ روی ، سرخ گونه ، زمخت
blowzy (صفت)
خشن ، سرخ روی ، سرخ گونه ، زمخت ، شلخته
crude (صفت)
زمخت ، خام ، ناپخته
clumsy (صفت)
زمخت ، بدترکیب ، خام دست ، ناازموده
heavyset (صفت)
کلفت ، زمخت ، چهارشانه ، جامد ، کلفت و کوتاه ، سخته
hoarse (صفت)
خفه ، خشن ، زمخت ، گرفته ، خشن وضعیف ، خیلی نامرتب ، خرخری
crass (صفت)
درشت ، کودن ، زمخت

معنی کلمه زمخت به عربی

زمخت
اخرق , بشدة , خام , خشن , في العراء , قاسي , مجموع اجمالي , وقح
في العراء , مجموع اجمالي
خشن

زمخت را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به معنی
سفت.زبر.زبان نفهم.ضخیم
Zomoxt
پوس زمختی داره::پوست
ضخیمی دارد
آدم زمختیه::آدم زبان نفهمی
است

هنرزاده
در زبان ایل عرب خمسه فارس به معنی محکم و مقاوم هست.
بچه زمختی هست= بچه محکم و مقاومی هست
پارچه ضمخت = پارچه مقاوم،با استحکام

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ضمخت   • زمخت یا ضمخت   • زمخت یعنی چه   • زمخت یا زمخت   • معنى ضمخت   • مترادف زمخت   • معنی زمخت   • مفهوم زمخت   • تعریف زمخت   • معرفی زمخت   • زمخت چیست   • زمخت یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی زمخت
کلمه : زمخت
اشتباه تایپی : cloj
آوا : zomoxt
نقش : صفت
عکس زمخت : در گوگل

آیا معنی زمخت مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )