انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1068 100 1

زمزم

/zamzam/

معنی اسم زمزم

اسم: زمزم
نوع: دخترانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: zamzam) چاهی است در مکه و معنی آن ' آهسته آهسته ' است، نام کتابی از مصنفات زرتشت، (در ادیان) دعایی که پیروان زرتشت هنگام عبادت یا غذا خوردن آهسته زیر لب می خوانند - نام چشمه ای در نزدیکی کعبه

معنی زمزم در لغت نامه دهخدا

زمزم. [ زَ زَ ] (اِ) بمعنی آهسته آهسته است چه زم را آهسته گویند. (برهان ). آهسته آهسته و باملایمت و مشفقانه. (ناظم الاطباء). در فرهنگهای پارسی زم را بمعنی آهسته گرفته و زمزم را لغتاً بمعنی آهسته آهسته... دانسته اند. زم در اوستا و پهلوی بمعنی زمستان آمده... به کتب خاورشناسان راجع به واژه های اوستائی ، پهلوی ، اکدی ، سومری و آرامی رجوع شد زم بمعنی مذکور (آهسته ) نیامده... (از مزدیسنا چ 1 ص 254 متن و حاشیه ). رجوع به همین کتاب شود. || خوانندگی و ترنمی که به آهستگی کنندو زمزمه عبارت از آن است. (برهان ). زمزمه. (فرهنگ جهانگیری ). ترنم به آهستگی. (فرهنگ فارسی معین ). دزی در ذیل قوامیس عرب این کلمه را زمزمه کردن ادعیه و قسمت هایی از قرآن معنی کرده که معنی اخیر ناصواب است. و رجوع به دزی ج 1 ص 603 شود. || کلماتی باشد که مغان یعنی آتش پرستان در محل ستایش باریتعالی و پرستش آتش و هنگام بدن شستن و چیزی خوردن بر زبان رانند. (برهان ). دعایی که زرتشتیان آهسته و زیر لب خوانند (بهنگام خوردن و غیره ). (فرهنگ فارسی معین ). و آن مترداف باژ است . در کتاب التاج منسوب به جاحظ آمده پادشاهان ساسانی هنگامی که طعام ایشان حاضر می شدبر آن زمزمه می کردند و کسی به حرفی سخن نمی گفت تا بلند شود و اگر بسخن گفتن ناچار می شد بجای آن به اشاره غرض و مقصود خود را می فهماند... (حاشیه ٔ برهان چ معین ). کلماتی که مغان در حین آتش پرستی و پرستیدن آن آهسته بزبان رانند. (فرهنگ رشیدی ). کلماتی باشد مغان را در ستایش ایزد تعالی و هنگام پرستش آتش و شستن بدن و خوردن غذا آهسته بر زبان رانند. (انجمن آرا) (آنندراج ). و کلماتی چند که مغان در محل ستایش باریتعالی و هنگام شستن بدن و خوردن چیزی بر زبان آرند. (ناظم الاطباء)... ابوریحان بیرونی زمزم را چنین تفسیر کرده است : «و سروش اول من امر بالزمزمة و هو الایماء بالغنة لا بکلام مفهوم و ذلک انهم اذا صلوا و سبحوا اﷲ وقدسوه ، تناولوا الطعام فی وسط ذلک فلایمکنهم الکلام وسط الصلوة فیهمهون و یشیرون و لایتکلمون و هذا علی مااخبرنی به آدرخوراالمهندس » ؛ یعنی سروش نخستین کسی بود که به زمزمه امر کرد وآن عبارتست از اشاره ای که لب بسته ادا شود نه با گفتار مفهوم و این امر از آن رو است که چون ایشان (زردشتیان ) نماز گزارند و تسبیح خدا کنند و او را ستایش نمایند در این میان طعام تناول کنند، ناگزیر ایشان رامیسر نگردد که در میان نماز سخن گویند، پس همهمه کنند و اشاره نمایند و سخن نرانند. این روایت را من ازآذرخورای مهندس شنیده ام. مؤلف بیان الادیان نویسد: «مغان بوقت طعام خوردن واجب دانند». باید یادآوری کرد که زمزمه کردن پیش از غذا معمول بوده نه در وسط طعام (چنانکه ابوریحان و مؤلف بیان الادیان نوشته اند)،چنانکه میدانیم از زمان بسیار قدیم ایرانیان را عادت بر این بود که در وقت غذا ساکت باشند و سخن نگویند. این را تا چند سال پیش از این زرتشتیان رعایت می کردند. دعاهایی که بزبان پازند یا بزبان پارسی در آغازو انجام بسیاری از قطعات به آواز معمولی خوانده میشود، ولی ادعیه ٔ کوچک پازند یا پارسی که در میان بندهای اوستائی می آید باید آنها را باژ گرفت و یا به عبارت دیگر زمزمه کرد. (مزدیسنا چ 1 ص 356) :
نوان اندرآمد به آتشکده
نهادند گاهی به زر آزده
نهاده بدو نامه ٔ ژند و است
به آواز برخواند موبد درست...
بزرگان بر او گوهر افشاندند
بزمزم همی آفرین خواندند.
فردوسی.
پس ایزدگشسب آنچه اندرز بود
به زمزم همی گفت و موبد شنود.
فردوسی.
جهاندار بگرفت باژ مهان
به زمزم همی رای زد در میان.
فردوسی.
فرودآمداز اسپ و برسم بدست
به زمزم همی گفت و لب را ببست.
فردوسی.
چو کشکین بخوردند می خواستند
زبانها به زمزم بیاراستند.
فردوسی.
شهنشاه چون زمزم آراستی
دگر برسم موبدان خواستی.
فردوسی.
یکی ژند و است آر با برسمت
به زمزم یکی پاسخی پرسمت...
به زمزم بدو گفت برگوی راست
که تا موبدان موبد اکنون کجاست.
فردوسی.
تا موبد... و دین داران وزهاد خلوت سازد و به طاعت و زمزم نشیند. (نامه ٔ تنسر، تاریخ طبرستان ).

زمزم. [ زَ زَ ] (اِخ ) نام کتابی است از مصنفات زردشت. (برهان ). کتابی است از تصانیف زردشت. (فرهنگ رشیدی ). نام کتابی است از مصنفات زردشت پیغمبر عجم و آن را «است » نیز گویند. مصراع : «به زمزم همی گفت لب را ببست »، فقیر مؤلف گوید در این معنی تأمل است چه بامعنی سوم یکی می نماید که آهسته به زمزم حرفی زد یا دعائی خواند و خاموش شد... (از انجمن آرا) (از آنندراج ). فصل چهاردهم از کتاب مقدس زند. (ناظم الاطباء). مسعودی در مروج الذهب چ قاهره ص 18 گوید: «و هو (زردشت ) نبی المجوس الذی اتاهم بالکتاب المعروف بالزمزمه عند عوام الناس و اسمه عندالمجوس بستاه (= اوستا) ظاهراً نظر به اینکه اوستا را به معنی زمزمه می خواندند، این نام بدان اطلاق شد. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). بدیهی است که این قول (قول مسعودی ) اشتباه است چه هیچیک ازبیست ویک نسک اوستای عهد ساسانی چنین نامی نداشته و امروز نیز هیچکدام از قطعات اوستا و هیچیک از دعاهای مزدیسنان بزبان پازند، چنین نامی ندارد. همین اشتباه موجب شده است که فرهنگ نویسان ایرانی زمزم را نام کتابی از مصنفات زرتشت بدانند. (مزدیسنا چ 1 ص 255).

زمزم. [ زَ زَ ] (ع ص ، اِ) شتر گردن دراز. (ناظم الاطباء). نام ناقه ای. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || ماء زمزم ؛ آب بسیار . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).

زمزم. [ زِ زِ ] (ع اِ) جماعت شتران شش ساله. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از ذیل اقرب الموارد). رجوع به زمزمه شود.

زمزم. [ زُ م َ زِ ] (اِخ ) چاه زمزم. (ناظم الاطباء). رجوع به زَمزَم (اِخ ) شود.

زمزم. [ زِ زَ ] (اِخ ) موضعی است به خوزستان از نواحی جندیشاپور و لفظی است عجمی. (از معجم البلدان ). بر وزن درهم نام موضعی به خوزستان. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).

زمزم. [ زَ زَ ] (اِخ ) چاهی است نزدیک خانه ٔ کعبه شرفها اﷲ. (منتهی الارب ) (آنندراج )(ناظم الاطباء) (از غیاث ) (از شرفنامه ٔ منیری ) (از اقرب الموارد) (از برهان ). و بمعنی آب آن چاه نیز آمده. (آنندراج ). نام چشمه یا چاهی است نزدیک کعبه که با سودن پای اسماعیل پسر ابراهیم صلوات اﷲ علیهما بر زمین بگشاد. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) :
از برکت تو دولت تو گشت پدیدار
از پای سماعیل پدید آمد زمزم.
فرخی.
بسان چاه زمزم است چشم من
که کعبه ٔ و حوش شد سرای او.
منوچهری.
یکی چون چشمه ٔ زمزم ، دوم چون زهره ٔ ازهر
سیم چون چنگ بوالحارث چهارم دست بویحیی.
منوچهری.
اگر فضل رسول از رکن و زمزم جمله برخیزد
یکی سنگی بود رکن ویکی شوراب چه زمزم.
ناصرخسرو.
وز بیم تشنگی قیامت همیشه تو
در آرزوی قطرگکی آب زمزمی.
ناصرخسرو.
زمزم اگر ز ابها چه پاکتر است
پاکتر از زمزم است ازار مرا.
ناصرخسرو.
این ناخوش و خوار و همچو خونست
وآن خوش و عزیز همچو زمزم.
ناصرخسرو.
به زمزم و عرفات و حطیم و رکن و مقام
به عمره و حجر و مروه و صفا و منی.
ادیب صابر.
آب وی آب زمزم و کوثر
خاک وی جمله عنبر و کافور.
(از کلیله و دمنه ).
او کعبه ٔ علوم و کف و کلک مجلسش
بودندزمزم و حجرالاسود و مقام.
خاقانی.
کعبه ٔ ما طرف خم ، زمزم ما درد خام
مصحف ما خط جام ، سبحه ٔ ما نام صبح.
خاقانی.
چند یاد کعبه و زمزم کنی خاقانیا
باده ده کز کعبه آزاد و ز زمزم فارغیم.
خاقانی.
ای جنت انس را تو کوثر
وی کعبه قدس را تو زمزم.
خاقانی.
هر آن کس کو از این یک جرعه نوشید
مر او را کعبه و زمزم نباشد.
عطار.
آب انگور نکو خور، که مباح است و حلال
آب زمزم نخوری بد، که حرامت باشد.
ابن یمین.
چنان با نیک و بد سر کن که بعد از مردنت عرفی
مسلمانت به زمزم شوید و هندو بسوزاند.
عرفی.
طوف و سعی حرم عشق نیاورده بجای
تشنه ٔ زمزم آن چاه زنخدان گشتم.
نظیری (از آنندراج ).
- امثال :
به چاه زمزم شاشیدن ؛ برای کسب شهرت عملی قبیح مرتکب شدن. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
- زمزم آتش فشان ؛ کنایه از آفتاب عالمتاب. (برهان ) (آنندراج ) (از انجمن آرا) (شرفنامه ٔ منیری ) (ناظم الاطباء) (از فرهنگ رشیدی ). زمزم رسن ور. (فرهنگ رشیدی ).
- زمزم افشان ؛ اشک ریزان. گریه کنان :
مصطفی کعبه ست و مهر کتف او سنگ سیاه
هر کس از بحر کف او زمزم افشان آمده.
خاقانی.
تا خیال کعبه نقش دیده ٔ جان دیده اند
دیده را از شوق کعبه زمزم افشان دیده اند.
خاقانی.
رجوع به ترکیب بعد شود.
- زمزم افشاندن ؛ یعنی گریه کردن. (فرهنگ رشیدی ). بانگ زدن و گریه کردن. (ناظم الاطباء). رجوع به ترکیب قبل و ترکیب زمزم فشان شود.
- زمزم رسن ؛ آفتاب. (ناظم الاطباء). رجوع به ترکیب بعد شود.
- زمزم فشان ؛ زمزم افشان. اشک ریزان :
نظاره در تو چشم ملایک ، که چشم تو
دیده جمال کعبه و زمزم فشان شده.
خاقانی.
رجوع به ترکیبهای زمزم افشان و زمزم افشاندن ، معجم البلدان ، حبیب السیر چ خیام ج 1 ص 288، 296، عقد الفرید و عیون الاخبار، نزهة القلوب ج 3، تاریخ اسلام ص 30، 45، مزدیسنا، الموشح و امتاع ، تاریخ گزیده ، مجمل التواریخ و القصص و دزی ج 1 ص 603 شود.

معنی زمزم به فارسی

زمزم
چاهی است در مکه واقع در جنوب شرقی کعبه بعمق ۲۴ متر . حاجیان از آن آب تبرکا نوشند .
آب بسیار، آب فراوان، نام چاهی درمسجدالحرام، دعای زرتشتیان هنگام شستن بدن یاغذاخوردن
( اسم ) ۱ - ترنم باهستگی . ۲ - دعائی که زردشتیان آهسته و زیر لب خوانند هنگام خوردن طعام و غیره ) زمزمه .
چاهی است نزدیک خانه کعبه شرفها الله
چاه زمزم نام چاهی در مکه است
چاه معروفی است در شهر مکه

معنی زمزم در فرهنگ فارسی عمید

زمزم
۱. دعایی که زردشتیان هنگام شستن بدن یا غذا خوردن در ستایش خدای تعالی می خوانند: چو کشکین بخوردند می خواستند / زبان ها به زمزم بیاراستند (فردوسی: ۸/۱۵۲).
۲. زمزمه.
نوعی پارچه.

زمزم در دانشنامه اسلامی

زمزم
زمزم یکی از چاههای معروف مکه می باشد.
زَمْزَم چاهی معروف کنار کعبه است.

کاربرد زمزم در فقه
از آن در باب طهارت و حج سخن گفته‏اند.

احکام زمزم در فقه
← احکام زمزم در طهارت و حج
...
زمزم
زمزم، چاهی مشهور واقع در مسجدالحرام در فاصله ۲۱ متری شرقِ کعبه است. این چاه، بنابر روایات، در آغاز، چشمه ای بوده که به لطف خداوند برای حضرت اسماعیل جاری شده است. پیامبر اکرم (ص) آب آن را برترین آب های زمین و شفابخش خوانده است.
این چاه در آغاز، منبع تأمین آب مکه بود و پس از آن چاه ‏های دیگری در مکه و اطراف آن ایجاد شد. این آب همواره نزد مردم مکه قِداسَت و اهمیت فراوانی داشته است. آنان مردگان خود را با آب زمزم غسل می‏ دادند و خود مقید به استفاده و نوشیدن از آن بودند. در حال حاضر آب آن توسط پمپ از طریق لوله کشی به زائرین می رسد و بسیاری از آن ها این آب را به عنوان سوغات با خود می برند.
عبدالمطلب نام این چشمه را زمزم گذاشته است.
زمزم
زمزم نوشته محمدتقی رهبر، مشتمل بر پنج مقاله درباره پیشینه چشمه زمزم در مکه است که پیش از آن در فصلنامه «میقات حج» و اکنون در قالب کتاب منتشر شده است .
کتاب، مشتمل بر یک مقدمه و پنج بخش است که مطالب هر بخش در ضمن چند عنوان مطرح شده است. نویسنده در نگارش کتاب از منابع روایی و تاریخی قدیم و جدید استفاده کرده است.
پیوند زمزم و کوثر، عنوان اولین فصل از کتاب است. پیوندی است میان زمزم و کوثر که یکی در زمین و جوار کعبه جای دارد و دیگری در بهشت برین قرار گرفته است... باری، اگر زمزم با درخشش زیبایی که در کتاب حج دارد، نام ابراهیم و اسماعیل و مادر موحدی چون هاجر را تداعی می کند و یادآور پایداری آن منادیان توحید در اعماق تاریک تاریخ است، کوثر تذکار نام محمد(ص) و علی(ع) و شجره طیبه نبوی و علوی است که در آن سرزمین پاک روییده... .
برای چاه زمزم، به جز نام مشهور آن، نام های دیگری در کتب لغت و حدیث و سیره آورده اند که در اینجا مشهورترین آنها را می آوریم: ابن منظور در «لسان العرب» گوید: زمزم را یازده نام است که عبارتند از: «زمزم»، «مکتومه»، «مضنونه»، «شباعَه»، «سُقیا»، «الرَّواء»، «رکضة جبرئیل»، «هزمة جبرئیل»، «شفاء سقم»، «طعام طعم» و «حفیرة عبدالمطلب» .
روایات متواتر و تأیید مورخان، تاریخچه چشمه زمزم را به دوران حضرت ابراهیم و اسماعیل(ع) می رسانند. بااین حال، نویسنده به شعری از خویلد بن اسد بن عبدالعزی که پیشینه زمزم را به عهد آدم(ع) رسانده اشاره کرده و آن را تنها منبع این دیدگاه می داند .
زمزم
زمزم، نام مشهورترین چاه آب مسجدالحرام است که در فاصله حدود 21 متری شرقِ حجرالاسود واقع شده و در آغاز، چشمه ای بوده که به اعجاز الهی برای حضرت اسماعیل(ع) و هاجر جاری شد و می توان سرآغاز تاریخ شهر مکه و تجدید بناى خانه کعبه را، جوشش زمزم دانست.
سال های متمادی، آب مورد نیاز مردم مکه، از همین چاه تامین می شد، تا اینکه، نشانه های زمزم از بین رفت و رفته رفته این چاه ناپدید شد. پس از مدتی طولانی، سقایت و آب رسانی خانه خدا به دست پدربزرگ پیامبر(ص)، عبدالمطلب رسید و او در خواب هاتفی را دید که مکان چاه زمزم را به وی نشان می داد، او نیز چاه را حفاری کرد و بار دیگر آب آن جوشید.
آب زمزم، همواره نزد مردم مکه قِداسَت و اهمیت فراوانى داشته است. پیامبر(ص) بیشتر از آب زمزم مى نوشیدند و آن را بهترین آب روى زمین دانسته اند. چاه زمزم در دوره های مختلف تاریخی، تعمیر و توسعه یافته و اکنون دهانه چاه ١/5 متر عرض، عمق آن 30 متر و فاصله اش تا کعبه ٢١ متر است. برای استفاده بیشتر زائران بیت اللّٰه، در اطراف صحن مسجدالحرام به وسیله لوله کشی، آب زمزم را به شیرها هدایت کرده اند، تا زائران از آن ها بنوشند.
زمزم یاد: اشعار مسابقه بزرگ شعر حج، اثر مرکز تحقیقات حج است که در آن، مجموعه ای از اشعار شاعران سراسر کشور درباره حج گردآوری شده است.
در این مجموعه هنری، افزون بر آموزش مناسک حج، ولایت و محبت پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت پاکش(ع) با زبان لطیف شاعرانه مطرح شده و یاد خدا و یاد اولیای او زنده شده است.
کتاب حاضر، از مقدمه ناشر و بیانیه داوران و متن اصلی (شامل اشعار شاعران به ترتیب حروف الفبا) تشکیل شده است.
برخی از نکات جالب و آموزنده این اثر عبارت است از:
برای کتاب حاضر فقط فهرست تفصیلی مطالب در آغاز این اثر آمده و متأسفانه فهرست های فنی تنظیم نشده است.
آب زمزم به آبی که از چاهی معروف به نام چاه زمزم در نزدیکی کعبه معظمه می جوشد اطلاق می شود و احکام آب زمزم در باب هاى طهارت و حج آمده است.
از آب زمزم در روایات به بهترین آب روى زمین و داروى هر دردى یاد شده است.
حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۲۵، ص۲۶۰-۲۶۱.    
نوشیدن آب زمزم
حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج۸، ص۴۴۹.    
براى محرم مستحب است پیش از سعى، پس از نوشیدن آب زمزم، یک یا دو سطل از آن را بر سر و بدن خود بریزد و دعاى وارد شده را بخواند
جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۹، ص۴۱۱.    
...
چاه زمزم، از دیگر آثار مسجد الحرام است که با نامهای چاه اسماعیل، حفیرة عبدالمطلب، شفاء سقم، عافیه، میمونه، طعم، برکة، برة و... شناخته می شود.
این چاه در قسمت شرقی مسجدالحرام قرار دارد و همانند دیگر مشاهد حج ، از آثار ابراهیم، اسماعیل و هاجر است. در روایات اسلامی آمده است: پس از آنکه ابراهیم علیه السّلام ، همسر و فرزندش را ترک کرد، تشنگی بر آنها چیره شد و خداوند به وسیله جبرئیل ، چاه زمزم را برای حفظ جان اسماعیل علیه السّلام و هاجر پدید آورد. بدین صورت، چاه زمزم آیتی از آیات الهی است. این چاه در آغاز، منبع تامین آب مکه بود و پس از آن چاه های دیگری در مکه و اطراف آن ایجاد شد. عرب ها برای این چاه تقدس بسیار قائل بودند و حتی می گویند که ساسان بن بابکان جد سلسله ساسانی نیز از این چاه آب نوشیده است! این را نشانی از آن دانسته اند که ایرانیان هم برای زمزم حرمتی قائل بوده اند.
اهمیت زمزم
وجود این چاه و اهمیت آن برای مردم مکه سبب شده بود تا در قریش منصب سقایت به وجود آید. این منصب در اوان ظهور اسلام ، در دست عباس عموی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم بود. گفته شده که در جاهلیت مدت زمانی این چاه پر شده بود و عبدالمطلب آن را از نو گشود. از آن زمان تا به امروز این چاه مورد استفاده قرار می گیرد، گرچه آب آن، کم و زیاد می شود.
آب زمزم در روایات
در روایات اهل بیت علیهم السّلام ، نوشیدن از آب زمزم سفارش شده و همه مسلمانان به متبرک بودن آن باور دارند. امام علی علیه السّلام فرمود: ماء زمزم خیر ماء علی وجه الارض؛ آب زمزم، بهترین آب روی زمین است. روایات موجود نشان می دهد که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم و امامان علیهم السّلام به طور معمول بعد از طواف، از آب زمزم استفاده می کردند. اکنون برخی از شرکت های عمرانی یا خدماتی در کشور سعودی، ظرف هایی از آب زمزم را به عنوان هدیه در اختیار حجاج قرار می دهند. هنگامی که بنی عباس سقایت را حق خانوادگی خویش می دانستند، قبه ای بر روی زمزم ساخته بودند که قرن ها برپا بود و پیوسته بازسازی می شد. در طرح توسعه ای که در عهد سعودی ها به اجرا در آمد، به هنگام تخریب قبه مقام ابراهیم ، ساختمان چاه زمزم هم خراب شد و تنها پلکانی برای رفتن به زیرزمین و استفاده از آب ساخته شد. و همچنین آب زمزم به وسیله لوله کشی به خارج از مسجدالحرام انتقال داده شد. در حال حاضر، مرکز تجمع این آب، تصفیه و تلفیق آن با آبهای دیگر در یک مجتمع بزرگی در منطقه کدی انجام می شود و از آنجا با ماشین یا لوله کشی به نقاط دیگر انتقال داده می شود.
چاه زمزم به نامهای دیگری مانند «چاه اسماعیل»، «حفیرة عبدالمطلب»، «شفاء سقم»، «عافیه»، «میمونه»، «طعم»، «برکه»، «بره» و... شناخته می شود.
در گذشته، این چاه آب مکه را تامین می کرد؛ گرچه بعدها چاههای دیگری نیز در مکه و اطراف آن ایجاد شد. عربها برای این چاه تقدس بسیار قائل بودند و حتی گویند که ساسان بن بابکان جد سلسله ساسانی نیز از این چاه آب نوشیده است! وجود این چاه و اهمیت آن برای مردم مکه باعث شد تا در قریش منصب سقایت به وجود آید. این منصب در اوان ظهور اسلام، در دست عباس عموی پیامبر صلی الله علیه و آله بود. گفته شده که در جاهلیت مدت زمانی این چاه پر شده بود و سپس عبدالمطلب آن را از نو گشود.
از آن زمان تا به امروز این چاه مورد استفاده قرار می گیرد، گرچه هر از گاهی آب آن پایین و بالا می شود. در روایات اهل بیت علیهم السلام، نوشیدن از آب زمزم سفارش شده و همه مسلمانان به متبرک بودن آن باور دارند. اکنون دولت سعودی نیز ظرفهایی از آب زمزم را به عنوان هدیه در اختیار حجاج قرار می دهد.
هنگامی که بنی عباس سقایت را حق خانوادگی خویش می دانستند، قبه ای بر روی زمزم ساختند که قرنها برپا بود و بازسازی می شد. در طرح توسعه ای که در عهد سعودی ها به اجرا درآمد، در کنار تخریب قبه مقام ابراهیم، ساختمانی نیز که بر چاه زمزم بود، خراب شد و تنها پلکانی برای رفتن به زیرزمین و استفاده از آب نصب گردید. به علاوه، آب زمزم به وسیله لوله کشی به خارج از مسجدالحرام انتقال داده شد.
چاه زمزم در مقابل ضلع حجرالاسود و در جنوب مقام ابراهیم قرار گرفته است. بنایی بر چاه ساخته شده است؛ به طوری که زاویه شمال غربی آن مقابل حجرالاسود و به فاصله 12 متری آن قرار دارد.
پیدایش این چاه به روزگار حضرت ابراهیم علیه السلام بازمی گردد. چون ذخیره آب و غذا به پایان رسید، هاجر محل اقامت خود را رها کرد و میان دو کوه صفا و مروه از این سو بدان سو دوید تا مگر آبی بیابد. بعد از هفت بار تلاش ناامید به سوی اسماعیل بازگشت؛ در حالی که اسماعیل با پاهای خود به زمین می زد ناگهان آب از زیر پای اسماعیل جوشید و چاه زمزم نمایان شد.
هاجر از این بیم که مبادا تا آوردن مشک این آب از میان برود. بر گرد آن با خاک حصاری ساخت. هم چنان که گفته می شود پس از این که آب از چشمه جوشید ابراهیم علیه السلام چاه را حفر کرد.
چاه زمزم یکی از برجسته ترین آثار مسجدالحرام است که در اعماق آن سه چشمه قرار دارد. چشمه ای در جوار زاویه حجرالاسود. چشمه ای در جوار کوه ابی قبیس و صفا و چشمه ای مقابل مروه وجود دارد. چاه زمزم همچنین دو حوضچه داشت؛ یکی از آن ها میان چاه و زاویه حجرالاسود قرار دارد؛ که از آن آب نوشیده می شود؛ و دومی در پشت آن قرار دارد و دارای مجرایی است که آب از طریق آن از باب صفا خارج می شود. به طوری که مردم برای وضو از آن استفاده می کنند و آب اضافه به چاه می ریزد که روی آن دریچه ای قرار ندارد. محل آبیاری میان زاویه حجرالاسود و زمزم و آنچه که به منطقه صفا ملحق می شود قرار داشت.

زمزم در دانشنامه ویکی پدیا

زمزم
زمزم ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
چاه زمزم
زمزم (شرکت)
گروه زمزم یکی از بزرگ ترین تولیدکنندگان نوشابه در ایران است. این گروه شامل ۱۶ شرکت است. شرکت زمزم ایران شرکت مادر شرکت های نوشابه سازی گروه زمزم محسوب می شود که در سال ۱۹۷۹ تأسیس شده. قدیمی ترین شرکت در این گروه شرکت زمزم تهران می باشد که پیش از انقلاب ایران، در سال ۱۹۵۴ تأسیس شده است. گروه زمزم نوشابه های مختلف با طعم های کولا، پرتقالی، لیمو و … تولید می کند. این گروه محصولات خود که مارک زمزم بر خود دارند را در خارج از ایران هم به فروش می رساند. تا پیش از انقلاب، کارخانه های این گروه محصولات شرکت پپسی را تولید می کردند.
زمزم آبادان
زمزم آذربایجان
زمزم اصفهان
زمزم تهران
زمزم رشت
زمزم شیراز
زمزم کرمان
زمزم کرمانشاه
زمزم گرگان
زمزم مشهد
همچنین در حال حاضر دوغ آبعلی نیز جزو محصولات تولیدی این شرکت می باشد .
ایستگاه متروی زمزم یکی از ایستگاه های خط ۳ متروی تهران است که در خیابان چراغی (جوانه)، نرسیده به خیابان زمزم واقع شده است.
متروی تهران
این ایستگاه پیشتر قلعه مرغی نام داشت.
این ایستگاه در تاریخ ۲ اردیبهشت ۱۳۹۳ تأسیس شده است و فضای سرپوشیده آن ۱۰٬۰۰۰ متر مربع است.
چشمه زمزم، روستایی از توابع بخش دوره چگنی شهرستان خرم آباد در استان لرستان ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان تشکن قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۰۳ نفر (۱۰۷خانوار) بوده است.

چاه زمزم چاه مقدس آبی است در مسجدالحرام واقع در شهر مکه. چاه زمزم یکی از آثار مسجد الحرام است که با نام های چاه اسماعیل، حفیرة عبدالمطلب، شفاء سُقم، عافیه، مَیمونه، طُعم، بَرکة، بَرّة، شناخته می شود. در «کتاب مقدس» نام این مکان (که طبق متن کتاب مقدس یک چاه است) «بِئِر شَبَع» می باشد. این چاه در نزدیکی مقام ابراهیم و در هجده متری کعبه، در زیرزمین واقع است و آب آن توسط پمپ از طریق لوله کشی به زائرین می رسد. این چاه در قسمت شرقی مسجدالحرام قرار دارد و همانند دیگر مشاهد حج، از آثار ابراهیم، اسماعیل و هاجر است. به عقیده مسلمانان این چاه به صورت معجزه آمیزی هزاران سال پیش توسط جبرئیل در زمان ابراهیم برای نوزاد تشنه او اسماعیل به وجود آمده است. سالیانه میلیون ها نفر در زمان حج واجب یا عمره به دیدن چاه زمزم می روند تا از آب آن بنوشند. بر اساس قانون عربستان سعودی، آب چاه زمزم به هیچ صورت در خارج از عربستان اجازه فروش ندارد، ولی به دلیل درخواست های زیاد فروش آب‍های قلابی زمزم رونق خاصی دارد.
مسجد الحرام
کعبه
واژهٔ «زم» در زبان های اوستایی و پهلوی به معنی زمستان و سردی است. واژهٔ زمین (گاه به صورت مخفف «زمی») از همین زم ساخته شده است با پسوند «ین»، چراکه جوهر زمین سرد انگاشته می شده، و زمیک پهلوی (به معنی زمین) نیز از همان ریشه است، که در اوستایی به صورت «زم» آمده است.
بر اساس داستانهای اسلامی، پس از آنکه ابراهیم به دستور خداوند متعال، همسر و فرزندش را ترک کرد، تشنگی بر آن ها چیره شد، هاجر به دنبال آب میان کوه صفا و کوه مروه دوید. سرانجام جبرئیل بال یا پاشنه پای خود را بر زمین کوفت و زمزم جوشید، برای حفظ جان اسماعیل و هاجر پدیدآورد.
مدتی بعد از پدیدار شدن چاه، آثار چاه از میان رفت تا آن که عبدالمطلب بار دیگر آن را حفر نمود و از آن زمان تاکنون حاجیان از این آب بهره مند می شوند. در توسعه اخیر سالن های جداگانه ای برای زنان و مردان، در طبقه زیرزمین مطاف، در کنار چاه ساخته شده و زائران از شیرهای آبی که در آنجا نصب شده و نیز از ظرف های ویژه ای که در نقاط مختلف مسجد الحرام از آب زمزم پر می شود استفاده می کنند. این چاه در آغاز، منبع تأمین آب مکه بود و پس از آن چاه های دیگری در مکه و اطراف آن ایجاد شد. عرب ها برای این چاه تقدس بسیار قائل بودند.
سد زمزم سدی از نوع خاکی با هسته رسی واقع در قائم شهر، روستای برنجستانک می باشد.
سد
دریاچه گل پل
طول این سد 249 متر، عرض آن ۱۰ متر و ارتفاعش از کف پی ۳۲ متر بوده و حجم مخزن 3 میلیون متر مکعب می باشد.
این سد به منظور ذخیره سازی آب و استفاده از آن در مواقع کم آبی برای تأمین آب در ۱۱۲۰ هکتار از اراضی کشاورزی و شالیزارهای پایین دست سد، احداث گردیده و قابلیت تنظیم 9 میلیون مترمکعب آب در سال را دارا می باشد.
مرتضی آتش زمزم (زادهٔ ۷ آذر ۱۳۵۶ در اصفهان) کارگردان و تهیه کننده سینما و تلویزیون اهل ایران است. او عضو کانون تهیه کنندگان و کانون کارگردانان سینمای ایران است.
مرتضی آتش زمزم در بانک جامع اطلاعات سینمای ایران (سوره سینما)
«مرتضی آتش زمزم - اصفهان امروز».
««خاتون» از نیمه گذشت بازداشت غفوریان و قائدی در یک سریال».
فیلم سینمایی مالیخولیا imdb
وی در رشته کامپیوتر از دانشگاه اصفهان فارغ التحصیل شده است از سال ۱۳۸۰ فیلمسازی را شروع کرده که نتیجه اش تا کنون ساخت چهار فیلم سینمایی، دو سریال تلویزیونی و چندین مستند کوتاه و بلند بوده است. وی در سال ۲۰۰۸ و ۲۰۱۰ دبیر جشنواره فیلم بم بوده است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

زمزم در دانشنامه آزاد پارسی

زَمْزَم
زَمْزَم
چاهی مقدس در مکه، به عمق ۴۲ متر، روبه روی حجرالاسود، در جنوب شرقی بنای کعبه. در روایات اسلامی آمده است که جبرئیل آن را پدید آورد تا هاجر و فرزندش، اسماعیل، از تشنگی هلاک نشوند و از همین رو به آن هزیمۀ جبرئیل گویند. آب آن نه کم می شود و نه متعفن می گردد. حاجیان آب آن را برای تیمن و تبرک و شفای بیماران با خود می برند. در عهد جاهلیت، در درگیری های قومی، قبیلۀ جرهم چاه را پر کردند، اما بعدها عبدالمطلب دوباره آن را احیا کرد. اکنون این چاه در مکه است و آب آن از طریق شبکۀ لوله کشی به مصرف آشامیدن اهالی آن جا می رسد.

زمزم در جدول کلمات

مجموعه به تازگی روی آنتن رفته مرتضی آتش زمزم در شبکه تهران با بازی شهرام قاعدی | مونا و مارال فرجاد و مریم امیرجلالی
خاتون

زمزم را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

آرسام آرامیس ٠٦:١٣ - ١٣٩٧/٠١/١١
زمزم به معنی زمزمه

داستان‌های ایرانی و داستان‌هایی درباره ایرانیان در روایات قدیم عربی

مسعودی در مروج الذهب خبری نقل کرده، خلاصهٔ آن این که: ایرانیان در قدیم به زیارت‌خانهٔ کعبه می‌رفته و به دور آن طواف می‌کرده‌اند و چون هنگامی‌که ساسان نی‌ای اردشیر بابکان به آنجا می‌رفته بر چاه اسماعیل نیز زمزمه می‌کرده و ایرانیان دیگر نیز در آنجا چنین می‌کرده‌اند. به همین سبب آن چاه را �زمزم� نامیده‌اند. مسعودی شعری را هم که به گفتهٔ او در �قدیم الزمان� شاعری در همین زمینه سروده بدین گونه نقل کرده:

زمزمت الفرس علی زمزم و ذاک فی سالفها الاقدام

و گوید که ایرانیان در قدیم اموال و جواهر هم به کعبه هدیه می‌داده‌اند و ساسان ابن بابک دو آهوی زرین و مقداری جواهر و چند شمشیر و طلای بسیار به کعبه هدیه کرده بود که آن‌ها را در چاه زمزم دفن کرده بودند. (۵۵)

گردآوری اوستا

گردآوری اوستا توسط ساسانیان به اردشیر بابکان و اقدامات قاطعانهٔ وی نسبت داده‌شده است. وی نسخهٔ اصلی کتاب نامبرده را در بایگانی سلطنتی نگه‌داشته و از آن، دو نسخهٔ دیگر تهیه نمود که یکی را در آرشیو مرکزی، تحت نظارت مسئولان گنجینه‌های پادشاهی و دیگری را دریکی از مراکز دینی بزرگ کشور (کنجِ شاپیگان- شایگان) نگه‌داری کردند�.(خدادادیان، ۱۳۸۳، ۱۵۰۸)
|

حسنا ١٥:٣٧ - ١٣٩٨/٠٧/٢٣
زمزم : /zamzam/ زمزم (عربی) 1- �آهسته آهسته�؛ 2- (اَعلام) 1) چاه آبی در مكه، در جنوب شرقی کعبه، که زائران آب آن را متبرک مي‌دانند؛ 2) نام كتابي از مصنفات زرتشت؛ 3- (در اديان) دعايي كه پيروان زرتشت هنگام عبادت يا غذا خوردن آهسته زير لب مي‌خوانند. اسم زمزم مورد تایید ثبت احوال کشور برای نامگذاری دختر است.
|

حسنا ١٥:٤٧ - ١٣٩٨/٠٧/٢٣
زمهریر : جایی بسیار سرد نزدیک به انتهای کره ٔ هوا و این لفظ مرکب است از زم و هریر بمعنی سرمای سخت کننده ، چه زم بمعنی سرمای سخت و هریر بمعنی کننده باشد که فاعل است . (برهان ) (انجمن آرا). جای بسیار سرد. (فرهنگ فارسی معین ). جای بسیار سرد که نزدیگ به انتهای کره ٔ هوا می باشد. (ناظم الاطباء). سرمایی است که بدان کافران را عذاب خواهند کرد و مقام آن در وسط کره ٔ هواست و کره ٔ هوا تحت کره ٔ ناراست و فوق کره ٔ ارض ... (از غیاث ) (از آنندراج ). || ماه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). گویند آن قمر است در لغت طی و منه :
و لیلة ظلامها قد اعتکر
قطعتها و لا زمهریر ماظهر.
؟ (از اقرب الموارد)
|

حسنا ١٥:٤٨ - ١٣٩٨/٠٧/٢٣
زمهریر
لغت‌نامه دهخدا
زمهریر. [ زَ هََ ] (ع اِ) سختی سرما. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). سرمای بسیار سخت و شدت سرما. (فرهنگ فارسی معین ). سرمای سخت . (غیاث ) (شرفنامه ٔ منیری ) (دهار) (ترجمان القرآن ) (السامی فی الاسامی ). سرمای سخت . برودت عظیم . باد سرد. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : متکئین فیها علی الارآئِک ِ لایرون فیها شمساً و لا زمهریراً. (قرآن 13/76).

بدان رستخیز و دم زمهریر
خروش یلان بود و باران تیر.
فردوسی .


تو باشی به بیچارگی دستگیر
توانا ابر آتش وزمهریر.
فردوسی .


بدو گفت طوس ای جهاندیده پیر
هوا گشت پاک از دم زمهریر.
فردوسی .


جز بوی خلق او ننشاند سموم تیر
جز تف خشم او نبرد زمهریر دی .
منوچهری .


خورشید چون بمعدل عدل آید
با فصل زمهریر معادا شد.
ناصرخسرو.


ور امروز او هست صرصر چه کوهم
وگر او سموم است من زمهریرم .
ناصرخسرو.


روی زی صدرت نهادم با دل امیدوار
پشت کرده چون کمان از بیم تیر زمهریر.
سنائی .


آب زلال گشت بسختی چو آینه
باد شمال گشت ز سردی چو زمهریر.
سوزنی .


از کمان چرخ بر جان بداندیشان تو
تیرباران بلا بادا چو دردی زمهریر.
سوزنی .


حاسدانت را ز باد حسرت و بار ندم
دم بسان زمهریر و دل بکردار سعیر.
سوزنی .


نانشان چو برف لیک سخنشان چو زمهریر
من زاده ٔ خلیفه نباشم گدای نان .
خاقانی .


آسیب زمهریر دریغ و سموم داغ
بر گلبنان دست نشان چون گذاشتی .
خاقانی .


باد سودات بگذرد بر دل
زمهریر از روان برانگیزد.
خاقانی .


ز طلق اندودگی کآمد حریرش
هم آتش دایه شد هم زمهریرش .
نظامی .


شیر در جوش چون پنیر شده
خون در اندام زمهریر شده .
نظامی .


چو بر گل شبیخون کند زمهریر
بطفلی شود شاخ گلبرگ پیر.
نظامی .


دست دیگر باختن فرمود میر
او چنان لرزان که عور از زمهریر.
مولوی .


ذکر آن اریاح سرد و زمهریر
اندر آن ایام و ازمان عسیر.
مولوی .


این لباسی که ز سرما شد مجیر
حق دهد او را مزاج زمهریر.
مولوی .
|

ستایش ١٦:٢٥ - ١٣٩٨/٠٧/٢٣
زم : سرمای سخت ، سردی
زم : آهسته
زمزم : آهسته آهسته
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

نگار > lagophthalmos
محدثه فرومدی > qualify
سالین > هنبانه بورینه
محمد رومزی > discriminant validity
منصوره > do your bit
یونس > نام قدیم سنندج
حمید > مراسم بزرگداشت
محدثه فرومدی > international

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• زمزم تهران   • زمزم شیراز   • زمزم نوشابه   • چشمه زمزم مکه   • زمزم ایران   • محصولات زمزم   • زمزم شرق   • زمزم تبریز   • معنی زمزم   • مفهوم زمزم   • تعریف زمزم   • معرفی زمزم   • زمزم چیست   • زمزم یعنی چی   • زمزم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی زمزم
کلمه : زمزم
اشتباه تایپی : clcl
آوا : zamzam
نقش : اسم
عکس زمزم : در گوگل


آیا معنی زمزم مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )