برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1326 100 1

زمزم

/zamzam/

معنی اسم زمزم

اسم: زمزم
نوع: دخترانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: zamzam) چاهی است در مکه و معنی آن ' آهسته آهسته ' است، نام کتابی از مصنفات زرتشت، (در ادیان) دعایی که پیروان زرتشت هنگام عبادت یا غذا خوردن آهسته زیر لب می خوانند - نام چشمه ای در نزدیکی کعبه

معنی زمزم در لغت نامه دهخدا

زمزم. [ زَ زَ ] (اِ) بمعنی آهسته آهسته است چه زم را آهسته گویند. (برهان ). آهسته آهسته و باملایمت و مشفقانه. (ناظم الاطباء). در فرهنگهای پارسی زم را بمعنی آهسته گرفته و زمزم را لغتاً بمعنی آهسته آهسته... دانسته اند. زم در اوستا و پهلوی بمعنی زمستان آمده... به کتب خاورشناسان راجع به واژه های اوستائی ، پهلوی ، اکدی ، سومری و آرامی رجوع شد زم بمعنی مذکور (آهسته ) نیامده... (از مزدیسنا چ 1 ص 254 متن و حاشیه ). رجوع به همین کتاب شود. || خوانندگی و ترنمی که به آهستگی کنندو زمزمه عبارت از آن است. (برهان ). زمزمه. (فرهنگ جهانگیری ). ترنم به آهستگی. (فرهنگ فارسی معین ). دزی در ذیل قوامیس عرب این کلمه را زمزمه کردن ادعیه و قسمت هایی از قرآن معنی کرده که معنی اخیر ناصواب است. و رجوع به دزی ج 1 ص 603 شود. || کلماتی باشد که مغان یعنی آتش پرستان در محل ستایش باریتعالی و پرستش آتش و هنگام بدن شستن و چیزی خوردن بر زبان رانند. (برهان ). دعایی که زرتشتیان آهسته و زیر لب خوانند (بهنگام خوردن و غیره ). (فرهنگ فارسی معین ). و آن مترداف باژ است . در کتاب التاج منسوب به جاحظ آمده پادشاهان ساسانی هنگامی که طعام ایشان حاضر می شدبر آن زمزمه می کردند و کسی به حرفی سخن نمی گفت تا بلند شود و اگر بسخن گفتن ناچار می شد بجای آن به اشاره غرض و مقصود خود را می فهماند... (حاشیه ٔ برهان چ معین ). کلماتی که مغان در حین آتش پرستی و پرستیدن آن آهسته بزبان رانند. (فرهنگ رشیدی ). کلماتی باشد مغان را در ستایش ایزد تعالی و هنگام پرستش آتش و شستن بدن و خوردن غذا آهسته بر زبان رانند. (انجمن آرا) (آنندراج ). و کلماتی چند که مغان در محل ستایش باریتعالی و هنگام شستن بدن و خوردن چیزی بر زبان آرند. (ناظم الاطباء)... ابوریحان بیرونی زمزم را چنین تفسیر کرده است : «و سروش اول من امر بالزمزمة و هو الایماء بالغنة لا بکلام مفهوم و ذلک انهم اذا صلوا و سبحوا اﷲ وقدسوه ، تناولوا الطعام فی وسط ذلک فلایمکنهم الکلام وسط الصلوة فیهمهون و یشیرون و لایتکلمون و هذا علی مااخبرنی به آدرخوراالمهندس » ؛ یعنی سروش نخستین کسی بود که به زمزمه امر کرد وآن عبارتست از اشاره ای که لب بسته ادا شود نه با گفتار مفهوم و این امر از آن رو است که چون ایشان (زردشتیان ) نماز گزارند و ...

معنی زمزم به فارسی

زمزم
چاهی است در مکه واقع در جنوب شرقی کعبه بعمق ۲۴ متر . حاجیان از آن آب تبرکا نوشند .
آب بسیار، آب فراوان، نام چاهی درمسجدالحرام، دعای زرتشتیان هنگام شستن بدن یاغذاخوردن
( اسم ) ۱ - ترنم باهستگی . ۲ - دعائی که زردشتیان آهسته و زیر لب خوانند هنگام خوردن طعام و غیره ) زمزمه .
چاهی است نزدیک خانه کعبه شرفها الله
چاه زمزم نام چاهی در مکه است
چاه معروفی است در شهر مکه

معنی زمزم در فرهنگ فارسی عمید

زمزم
۱. دعایی که زردشتیان هنگام شستن بدن یا غذا خوردن در ستایش خدای تعالی می خوانند: چو کشکین بخوردند می خواستند / زبان ها به زمزم بیاراستند (فردوسی: ۸/۱۵۲).
۲. زمزمه.
نوعی پارچه.

زمزم در دانشنامه اسلامی

زمزم
زمزم یکی از چاههای معروف مکه می باشد.
زَمْزَم چاهی معروف کنار کعبه است.

کاربرد زمزم در فقه
از آن در باب طهارت و حج سخن گفته‏اند.

احکام زمزم در فقه
← احکام زمزم در طهارت و حج
...
زمزم
زمزم، چاهی مشهور واقع در مسجدالحرام در فاصله ۲۱ متری شرقِ کعبه است. این چاه، بنابر روایات، در آغاز، چشمه ای بوده که به لطف خداوند برای حضرت اسماعیل جاری شده است. پیامبر اکرم (ص) آب آن را برترین آب های زمین و شفابخش خوانده است.
این چاه در آغاز، منبع تأمین آب مکه بود و پس از آن چاه ‏های دیگری در مکه و اطراف آن ایجاد شد. این آب همواره نزد مردم مکه قِداسَت و اهمیت فراوانی داشته است. آنان مردگان خود را با آب زمزم غسل می‏ دادند و خود مقید به استفاده و نوشیدن از آن بودند. در حال حاضر آب آن توسط پمپ از طریق لوله کشی به زائرین می رسد و بسیاری از آن ها این آب را به عنوان سوغات با خود می برند.
عبدالمطلب نام این چشمه را زمزم گذاشته است.
زمزم
زمزم نوشته محمدتقی رهبر، مشتمل بر پنج مقاله درباره پیشینه چشمه زمزم در مکه است که پیش از آن در فصلنامه «میقات حج» و اکنون در قالب کتاب منتشر شده است .
کتاب، مشتمل بر یک مقدمه و پنج بخش است که مطالب هر بخش در ضمن چند عنوان مطرح شده است. نویسنده در نگارش کتاب از منابع روایی و تاریخی قدیم و جدید استفاده کرده است.
پیوند زمزم و کوثر، عنوان اولین فصل از کتاب است. پیوندی است میان زمزم و کوثر که یکی در زمین و جوار کعبه جای دارد و دیگری در بهشت برین قرار گرفته است... باری، اگر زمزم با درخشش زیبایی که در کتاب حج دارد، نام ابراهیم و اسماعیل و مادر موحدی چون هاجر را تداعی می کند و یادآور پایداری آن منادیان توحید در اعماق تاریک تاریخ است، کوثر تذکار نام محمد(ص) و علی(ع) و شجره طیبه نبوی و علوی است که در آن سرزمین پاک روییده... .
برای چاه زمزم، به جز نام مشهور آن، نام های دیگری در کتب لغت و حدیث و سیره آورده اند که در اینجا مشهورترین آنها را می آوریم: ابن منظور در «لسان العرب» گوید: زمزم را یازده نام است ...

زمزم در دانشنامه ویکی پدیا

زمزم
زمزم ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
چاه زمزم
زمزم (شرکت)
گروه زمزم یکی از بزرگ ترین تولیدکنندگان نوشابه در ایران است. این گروه شامل ۱۶ شرکت است. شرکت زمزم ایران شرکت مادر شرکت های نوشابه سازی گروه زمزم محسوب می شود که در سال ۱۹۷۹ تأسیس شده. قدیمی ترین شرکت در این گروه شرکت زمزم تهران می باشد که پیش از انقلاب ایران، در سال ۱۹۵۴ تأسیس شده است. گروه زمزم نوشابه های مختلف با طعم های کولا، پرتقالی، لیمو و … تولید می کند. این گروه محصولات خود که مارک زمزم بر خود دارند را در خارج از ایران هم به فروش می رساند. تا پیش از انقلاب، کارخانه های این گروه محصولات شرکت پپسی را تولید می کردند.
زمزم آبادان
زمزم آذربایجان
زمزم اصفهان
زمزم تهران
زمزم رشت
زمزم شیراز
زمزم کرمان
زمزم کرمانشاه
زمزم گرگان
زمزم مشهد
همچنین در حال حاضر دوغ آبعلی نیز جزو محصولات تولیدی این شرکت می باشد .
ایستگاه متروی زمزم یکی از ایستگاه های خط ۳ متروی تهران است که در خیابان چراغی (جوانه)، نرسیده به خیابان زمزم واقع شده است.
متروی تهران
این ایستگاه پیشتر قلعه مرغی نام داشت.
این ایستگاه در تاریخ ۲ اردیبهشت ۱۳۹۳ تأسیس شده است و فضای سرپوشیده آن ۱۰٬۰۰۰ متر مربع است.
چشمه زمزم، روستایی از توابع بخش دوره چگنی شهرستان خرم آباد در استان لرستان ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان تشکن قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۰۳ نفر (۱۰۷خانوار) بوده است.

چاه زمزم چاه مقدس آبی است در مسجدالحرام واقع در شهر مکه. چاه زمزم یکی ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

زمزم در دانشنامه آزاد پارسی

زَمْزَم
زَمْزَم
چاهی مقدس در مکه، به عمق ۴۲ متر، روبه روی حجرالاسود، در جنوب شرقی بنای کعبه. در روایات اسلامی آمده است که جبرئیل آن را پدید آورد تا هاجر و فرزندش، اسماعیل، از تشنگی هلاک نشوند و از همین رو به آن هزیمۀ جبرئیل گویند. آب آن نه کم می شود و نه متعفن می گردد. حاجیان آب آن را برای تیمن و تبرک و شفای بیماران با خود می برند. در عهد جاهلیت، در درگیری های قومی، قبیلۀ جرهم چاه را پر کردند، اما بعدها عبدالمطلب دوباره آن را احیا کرد. اکنون این چاه در مکه است و آب آن از طریق شبکۀ لوله کشی به مصرف آشامیدن اهالی آن جا می رسد.

ارتباط محتوایی با زمزم

زمزم در جدول کلمات

مجموعه به تازگی روی آنتن رفته مرتضی آتش زمزم در شبکه تهران با بازی شهرام قاعدی | مونا و مارال فرجاد و مریم امیرجلالی
خاتون

زمزم را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آرسام آرامیس
زمزم به معنی زمزمه

داستان‌های ایرانی و داستان‌هایی درباره ایرانیان در روایات قدیم عربی

مسعودی در مروج الذهب خبری نقل کرده، خلاصهٔ آن این که: ایرانیان در قدیم به زیارت‌خانهٔ کعبه می‌رفته و به دور آن طواف می‌کرده‌اند و چون هنگامی‌که ساسان نی‌ای اردشیر بابکان به آنجا می‌رفته بر چاه اسماعیل نیز زمزمه می‌کرده و ایرانیان دیگر نیز در آنجا چنین می‌کرده‌اند. به همین سبب آن چاه را �زمزم� نامیده‌اند. مسعودی شعری را هم که به گفتهٔ او در �قدیم الزمان� شاعری در همین زمینه سروده بدین گونه نقل کرده:

زمزمت الفرس علی زمزم و ذاک فی سالفها الاقدام

و گوید که ایرانیان در قدیم اموال و جواهر هم به کعبه هدیه می‌داده‌اند و ساسان ابن بابک دو آهوی زرین و مقداری جواهر و چند شمشیر و طلای بسیار به کعبه هدیه کرده بود که آن‌ها را در چاه زمزم دفن کرده بودند. (۵۵)

گردآوری اوستا

گردآوری اوستا توسط ساسانیان به اردشیر بابکان و اقدامات قاطعانهٔ وی نسبت داده‌شده است. وی نسخهٔ اصلی کتاب نامبرده را در بایگانی سلطنتی نگه‌داشته و از آن، دو نسخهٔ دیگر تهیه نمود که یکی را در آرشیو مرکزی، تحت نظارت مسئولان گنجینه‌های پادشاهی و دیگری را دریکی از مراکز دینی بزرگ کشور (کنجِ شاپیگان- شایگان) نگه‌داری کردند�.(خدادادیان، ۱۳۸۳، ۱۵۰۸)
حسنا
زمزم : /zamzam/ زمزم (عربی) 1- �آهسته آهسته�؛ 2- (اَعلام) 1) چاه آبی در مكه، در جنوب شرقی کعبه، که زائران آب آن را متبرک مي‌دانند؛ 2) نام كتابي از مصنفات زرتشت؛ 3- (در اديان) دعايي كه پيروان زرتشت هنگام عبادت يا غذا خوردن آهسته زير لب مي‌خوانند. اسم زمزم مورد تایید ثبت احوال کشور برای نامگذاری دختر است.
حسنا
زمهریر : جایی بسیار سرد نزدیک به انتهای کره ٔ هوا و این لفظ مرکب است از زم و هریر بمعنی سرمای سخت کننده ، چه زم بمعنی سرمای سخت و هریر بمعنی کننده باشد که فاعل است . (برهان ) (انجمن آرا). جای بسیار سرد. (فرهنگ فارسی معین ). جای بسیار سرد که نزدیگ به انتهای کره ٔ هوا می باشد. (ناظم الاطباء). سرمایی است که بدان کافران را عذاب خواهند کرد و مقام آن در وسط کره ٔ هواست و کره ٔ هوا تحت کره ٔ ناراست و فوق کره ٔ ارض ... (از غیاث ) (از آنندراج ). || ماه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). گویند آن قمر است در لغت طی و منه :
و لیلة ظلامها قد اعتکر
قطعتها و لا زمهریر ماظهر.
؟ (از اقرب الموارد)
حسنا
زمهریر
لغت‌نامه دهخدا
زمهریر. [ زَ هََ ] (ع اِ) سختی سرما. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). سرمای بسیار سخت و شدت سرما. (فرهنگ فارسی معین ). سرمای سخت . (غیاث ) (شرفنامه ٔ منیری ) (دهار) (ترجمان القرآن ) (السامی فی الاسامی ). سرمای سخت . برودت عظیم . باد سرد. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : متکئین فیها علی الارآئِک ِ لایرون فیها شمساً و لا زمهریراً. (قرآن 13/76).

بدان رستخیز و دم زمهریر
خروش یلان بود و باران تیر.
فردوسی .


تو باشی به بیچارگی دستگیر
توانا ابر آتش وزمهریر.
فردوسی .


بدو گفت طوس ای جهاندیده پیر
هوا گشت پاک از دم زمهریر.
فردوسی .


جز بوی خلق او ننشاند سموم تیر
جز تف خشم او نبرد زمهریر دی .
منوچهری .


خورشید چون بمعدل عدل آید
با فصل زمهریر معادا شد.
ناصرخسرو.


ور امروز او هست صرصر چه کوهم
وگر او سموم است من زمهریرم .
ناصرخسرو.


روی زی صدرت نهادم با دل امیدوار
پشت کرده چون کمان از بیم تیر زمهریر.
سنائی .


آب زلال گشت بسختی چو آینه
باد شمال گشت ز سردی چو زمهریر.
سوزنی .


از کمان چرخ بر جان بداندیشان تو
تیرباران بلا بادا چو دردی زمهریر.
سوزنی .


حاسدانت را ز باد حسرت و بار ندم
دم بسان زمهریر و دل بکردار سعیر.
سوزنی .


نانشان چو برف لیک سخنشان چو زمهریر
من زاده ٔ خلیفه نباشم گدای نان .
خاقانی .


آسیب زمهریر دریغ و سموم داغ
بر گلبنان دست نشان چون گذاشتی .
خاقانی .


باد سودات بگذرد بر دل
زمهریر از روان برانگیزد.
خاقانی .


ز طلق اندودگی کآمد حریرش
هم آتش دایه شد هم زمهریرش .
نظامی .


شیر در جوش چون پنیر شده
خون در اندام زمهریر شده .
نظامی .


چو بر گل شبیخون کند زمهریر
بطفلی شود شاخ گلبرگ پیر.
نظامی .


دست دیگر باختن فرمود میر
او چنان لرزان که عور از زمهریر.
مولوی .


ذکر آن اریاح سرد و زمهریر
اندر آن ایام و ازمان عسیر.
مولوی .


این لباسی که ز سرما شد مجیر
حق دهد او را مزاج زمهریر.
مولوی .
ستایش
زم : سرمای سخت ، سردی
زم : آهسته
زمزم : آهسته آهسته
علی باقری
زمزم : ( اصطلاح خیاطی ) :به نوعی از پارچه و قماش نخی گفته می شود . پارچه زمزم از انواع پارچه های سبک است .

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• زمزم تهران   • زمزم شیراز   • زمزم نوشابه   • چشمه زمزم مکه   • زمزم ایران   • محصولات زمزم   • زمزم شرق   • زمزم تبریز   • معنی زمزم   • مفهوم زمزم   • تعریف زمزم   • معرفی زمزم   • زمزم چیست   • زمزم یعنی چی   • زمزم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی زمزم
کلمه : زمزم
اشتباه تایپی : clcl
آوا : zamzam
نقش : اسم
عکس زمزم : در گوگل

آیا معنی زمزم مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )