برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1315 100 1

زمین تاب

معنی زمین تاب به فارسی

زمین تاب
( صفت ) گرم کننده زمین : ریگ زمین تاب.

زمین تاب در دانشنامه ویکی پدیا

زمین تاب
زمین تاب روشنایی اندک و تار روی دیگر ماه است که از نور سفید بازتابیده از سطح زمین و ابرها به وجود آمده است. این پدیده بیشتر در شب زمین (نیمتاب اخترشناسیک) چند روز پیش یا پس از ماه نو (وقتی که گام های ماه، یک کمان باریک است) دیده می شود. در این شبها، قرص ماه روشن از فروغ آفتاب است و دیده می شود. زمین تاب در ماه فزاینده در آسمان باختری پس از گرگ ومیش به روشنی دیده می شود، درحالیکه در ماه کاهنده در آسمان خاوری پیش از سحرگاه دیده می شود.
مهتاب
اخترتاب
نیمتاب
آفتاب
عکس زمین تاب


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

زمین تاب را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی زمین تاب   • مفهوم زمین تاب   • تعریف زمین تاب   • معرفی زمین تاب   • زمین تاب چیست   • زمین تاب یعنی چی   • زمین تاب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی زمین تاب
کلمه : زمین تاب
اشتباه تایپی : cldk jhf
عکس زمین تاب : در گوگل

آیا معنی زمین تاب مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )