برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1280 100 1

زمین دار

/zamindAr/

مترادف زمین دار: فئودال، ملاک، دهقان

معنی زمین دار در لغت نامه دهخدا

زمین دار. [ زَ ] (نف مرکب ) مرزبان. (دهار) (آنندراج ). || خداوند ده و ریش سفید ده. (ناظم الاطباء). دارنده ٔ زمین و صاحب ملک و مزرعه. || به اصطلاح هندی ، مأموری که مالیات اراضی سپرده ٔ بخود را جمع می کند و صد یک حق العمل بر میدارد. (ناظم الاطباء). واسطه ٔ میان مالک و زارع در هندوستان و آن مانند مستأجری باشد بااختیاراتی بسیار ظالمانه. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || در هند، رباخوارانی که به زارعین قرض دهند و شرائط آن بقدری صعب است که الی الابد مدیون و اولاد او در قید این دین باشند. (یادداشت ایضاً).

معنی زمین دار به فارسی

زمین دار
( صفت ) ۱ - ملک دار مالک . ۲ - مرزبان .

معنی زمین دار در فرهنگ معین

زمین دار
( ~.) (ص فا.) ۱ - مالک . ۲ - مرزبان .

معنی زمین دار در فرهنگ فارسی عمید

زمین دار
۱. دارای زمین، صاحب زمین.
۲. مرزبان.

زمین دار در جدول کلمات

زمین دار بزرگ
ملاک

معنی زمین دار به انگلیسی

landholder (اسم)
ملاک ، زمین دار ، اجاره دار ، صاحب ملک
zemindar (اسم)
زمین دار ، مالکین زمین
landed (صفت)
زمین دار ، وابسته بزمین ، فرود امده

زمین دار را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• زمین دار در جدول   • مترادف زمین دار   • معنی زمین دار در جدول   • مترادف وسعت   • لنگ و ناقص راه رفتن   • معنی بی تاب   • معنی وسعت   • معنی سرهنگ   • مفهوم زمین دار   • تعریف زمین دار   • معرفی زمین دار   • زمین دار چیست   • زمین دار یعنی چی   • زمین دار یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی زمین دار
کلمه : زمین دار
اشتباه تایپی : cldk nhv
آوا : zamindAr
نقش : صفت
عکس زمین دار : در گوگل

آیا معنی زمین دار مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )