برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1311 100 1

زمین پیمای

معنی زمین پیمای در لغت نامه دهخدا

زمین پیمای. [ زَ پ َ / پ ِ ] (نف مرکب ) مساح. (برهان ) (فرهنگ رشیدی ) (دهار) (مهذب الاسماء) (ملخص اللغات ) (ربنجی ) (ناظم الاطباء). کنایه از مساح باشد. (انجمن آرا) (آنندراج ) : عمران گفت : اصلحک اﷲ تو بدو مساح و زمین پیمای بر من حکم می کنی... ولیکن دو گواه بیارم که ایشان هر دو از زمین پیمای تو عالمتر و پرخبرتر باشند. (تاریخ قم ص 106). و رسم و عادت مساح و زمین پیمای و اوضاع و اعمال ایشان. (تاریخ قم ص 107). پس من در این موضع آن را ایراد کردم و بنوشتم تا اصلی و دستور بود مساح و زمین پیمای را. (تاریخ قم ص 107). || سیاح و عالمگیر و جهان پیمای و مسافر را گویند. (برهان ). سیاح. (فرهنگ رشیدی ) (شرفنامه ٔ منیری ). کنایه از مسافر و سیاح. (انجمن آرا) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) :
آتشین آب از جوی خونین برانم تا به کعب
کآسیاسنگی است بر پای زمین پیمای من.
خاقانی.

زمین پیمای را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی زمین پیمای   • مفهوم زمین پیمای   • تعریف زمین پیمای   • معرفی زمین پیمای   • زمین پیمای چیست   • زمین پیمای یعنی چی   • زمین پیمای یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی زمین پیمای
کلمه : زمین پیمای
اشتباه تایپی : cldk ~dlhd
عکس زمین پیمای : در گوگل

آیا معنی زمین پیمای مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )