برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1145 100 1

زندانی

/zendAni/

مترادف زندانی: اسیر، بازداشت، بندی، توقیف، حبس، دربند، شهربند، گرفتار، محبوس

معنی زندانی به فارسی

زندانی
( صفت ) کسی که در محبس باشد آنکه در زندان و از آزادی محروم است .

معنی زندانی در فرهنگ معین

زندانی
( ~.) (ص نسب .) کسی که در محبس باشد.

معنی زندانی در فرهنگ فارسی عمید

زندانی
کسی که در زندان به سر می برد، محبوس.

زندانی در جدول کلمات

زندانی لوله ها
اب
زندانی و محبوس
سجین
زندانی کردن
حبس
زندانی کننده
ساجن
شاعر انگلیسی زندانی شیلون
بایرون

معنی زندانی به انگلیسی

prisoner (اسم)
اسیر ، زندانی
jailbird (اسم)
محکوم ، محبوس ، جنایت کار ، زندانی
termer (اسم)
مقیم ، دسیسه کار ، زندانی
inmate (اسم)
ساکن ، اهل بیت ، اهل ، زندانی

معنی کلمه زندانی به عربی

زندانی
سجين
سجن
اسجن

زندانی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ALISON
زندانی محبوس

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• زندانی در جدول   • زندان زنان تهران   • معنی زندانی   • عکس زندان زنان ایران   • زنان زندانی در ایران   • زندان زنان خارجی   • شکنجه زندانیان سیاسی در ایران   • زندان زنان فیلم   • مفهوم زندانی   • تعریف زندانی   • معرفی زندانی   • زندانی چیست   • زندانی یعنی چی   • زندانی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی زندانی
کلمه : زندانی
اشتباه تایپی : cknhkd
آوا : zendAni
نقش : صفت
عکس زندانی : در گوگل

آیا معنی زندانی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )