انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 919 100 1

معنی زندگی در لغت نامه دهخدا

زندگی. [ زِ دَ / دِ ] (حامص ، اِ) زندگانی. (از فرهنگ فارسی معین ). حیوة. (ناظم الاطباء). حیات. محیا. حیوان. نقیض مرگ. زندگانی. مقابل مردگی. مقابل مرگ و ممات. و آن صفتی است مقتضی حس و حرکت. (از یادداشتهای بخط مرحوم دهخدا) :
خور و خواب و آرام جوید همی
وز آن زندگی کام جوید همی.
فردوسی.
بدو گفت موبد که جاوید زی
که خود جاودان زندگی را سزی.
فردوسی.
گر از بخشش کردگار سپهر
مرا زندگی ماند و تازه چهر
بمانم بگیتی یکی داستان
از این نامه ٔ نامور باستان.
فردوسی.
مرگ جهلست و زندگی دانش
مرده نادان و زنده دانایان.
ناصرخسرو.
زندگی و شادی اندرعلم و دین است ای پسر
خویشتن را گرنه مستی ، مست و مجنون چون کنی.
ناصرخسرو.
معنی زندگی [ در حیوان ] آن است که حیوان را ادراک محسوس می باشد و به اختیار خویش حرکتها می کند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ، یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
مردگی جهل و زندگی دین است
هرچه گفتند مغز آن این است .
سنائی (از آنندراج ).
خاقانیم که مرگم ،از زندگیست خوشتر
تا چون که نیست گردم داند که هست اویم.
خاقانی.
چون بمردم من ز خویش و هم ز خلق
زندگی جان ز جانان یافتم.
عطار (دیوان چ نفیسی ص 178).
هرکه در زندگی نانش نخورند در مردگی نامش نبرند. (گلستان ).
ز لب دوختن ، غنچه را زندگیست
چو بشگفت زآن پس پراکندگیست.
امیرخسرو.
هرکه این عشرت نخواهد خوشدلی بر وی تباه
وآنکه این عشرت نجوید زندگی بر وی حرام.
حافظ (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
مراراحت از زندگی دوش بود
که آن ماهرویم هم آغوش بود.
سعدی (بوستان ، یادداشت ایضاً).
- زندگی بخش ؛ محیی. مقابل ممیت. مقابل میراننده. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). آنکه جان بخشد. حیات بخش. حیات انگیز. بخشنده ٔ زندگی. (فرهنگ فارسی معین ).
- زندگی کردن ؛ ادامه ٔ حیات.زیستن. بسر بردن حیات. و به مجاز رفتار : در حکمرانی چنان زندگی کن که وقتی نباشد جفا و خجالت نبری. (مجالس سعدی ص 23).
- زندگی نهانی ؛ حیات خفی . (فرهنگ فارسی معین ).
|| هستی. (ناظم الاطباء). || (اصطلاح تصوف ) قبول اقبال محبوب را گویند. و در لفظ حیوة بطور مستوفی در این معنی اشارت رفته است. (کشاف اصطلاحات الفنون ). || عمر. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) (ناظم الاطباء) :
سرت می کشی از ره بندگی
سر آرم هم اکنون ترا زندگی .
فردوسی.
بهر من بدتر از این روزی نیست
زندگی آش دهن سوزی نیست.
پژمان بختیاری.
|| زندگانی. معاش. (آنندراج ). عیش. معاش. معیشت. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || عشرت. (یادداشت ایضاً). تعیش. (ناظم الاطباء). و بهمه ٔ معانی رجوع به زندگانی وزنده شود. || در تداول ، اسباب. مال. اسباب خانه. کالای خانه. کاخال : فلان زندگی خوبی بهم زده است. (از یادداشت های بخط مرحوم دهخدا).

معنی زندگی به فارسی

زندگی
زندگانی یا زندگی نهانی حیات خفی .
[bio-bibliography] [علوم کتابداری و اطلاع رسانی] سرگذشت مختصر نویسندگان همراه با کتاب نگاشت آثار آنان
آنکه جان بخشد حیات بخش حیات انگیز.
[عمومی] ← سرگذشت
[عمومی] ← سرگذشت خود
[عمومی] ← سرگذشت خود
[عمومی] ← سرگذشت خود
نامکتابی مجعول منسوب به زردشتیان
کنایه مال و مکنت است
( صفت ) کسی که مانند سگان زندگانی دارد آنکه زندگی پستی دارد .
خواهر خوانده بودن .
دل زنده بودن . حالت و چگونگی دل زنده .
بانشاط بودن . سرزنده داشتن
آب حیات
[tree of life] [باستان شناسی] نقشی تجریدی و مسبک از درخت با مفهومی آیینی که تاریخ پیدایی آن به هزارۀ چهارم پیش از میلاد در میان رودان می رسد؛ این نقش تا هزارۀ دوم در سرتاسر آسیای غربی و حوزۀ مدیترانه گسترش یافته بود و نمود کلی آن در دین های متأخر نیز به چشم می خورد...
[مهندسی بسپار ـ علوم و فنّاورى رنگ] ← زنده بودن

معنی زندگی در فرهنگ معین

زندگی
( ~.) [ په . ] (حامص .) ۱ - زنده بودن ، زیست ، حیات . ۲ - مدت عمر. ۳ - وضع مالی . ۴ - مال و منال .
( ~ِ زِ دِ) (اِمر.) نک آب حیات .

زندگی در دانشنامه اسلامی

زندگی آیت الله العظمی بروجردی و مکتب فقهی، اصولی، حدیثی و رجالی وی، اثر محمد واعظزاره خراسانی، کتابی است که به معرفی آیت الله بروجردی و اشاره به زندگی نامه و بررسی دیدگاه های اجتماعی، سیاسی، فقهی، اصولی، حدیثی و رجالی ایشان پرداخته است.
کتاب به زبان فارسی و در دوران معاصر نوشته شده است.
کتاب با مقدمه نویسنده آغاز و مطالب در عناوین و موضوعات متعددی مطرح شده است.
مدرک نویسنده در آنچه مربوط به خاندان و نسبت و اجداد و سلسله طباطبایی در بروجرد است، رساله ای است که خود آیت الله بروجردی در شرح حال جدشان سید محمد طباطبایی به استناد دو نسخه از شجره آنان که نزد پسرعموهایش در بروجرد بوده و نیز شجره عمشان علامه طباطبایی و آنچه را هم والدش در اول کتاب «مواهب السنیة» و آنچه را محدث نوری در رساله «الفیض القدسی» نوشته اند و نیز آنچه از پدرش که حافظ انساب خاندان و مرجع شیوخ فامیل بوده، شنیده است و منابع دیگری که در مطاوی آن رساله ذکر نموده، از جمله مطالبی که در کتاب ها و رساله های سید محمد طباطبایی، جد سادات طباطبایی بروجرد یافته است .
اما راجع به زندگی شخصی آیت الله بروجردی، مدرک وی، نوشته جماعتی از خویشان ایشان و بزرگان خاندان، از جمله سید اسماعیل علوی طباطبایی از بنی اعمام او و نیز کتاب «خاطرات زندگی آیت الله بروجردی» که توسط سید محمدحسین علوی بروجردی به رشته تحریر درآمده، است.
بیرونی، ابوریحان، محمد بن احمد، دانشمند برجسته ایرانی در نیمه دوم قرن چهارم و اوایل قرن پنجم می باشد. وی نویسنده ای جامع الاطراف و صاحب آثار پرشماری در ریاضیات، نجوم، دارو شناسی، کانی شناسی، جغرافیا و هند شناسی بوده است.
ابوریحان بیرونی از مورد شخصیت هایی است که با پیشرفت علوم، ابعاد شخصیت علمی اش برای جهانیان آشکار شد. ابوریحان مردی است که به اکثر علوم طبیعی، زمان خود احاطه داشت. او از اولین کسانی است که در تمدن اسلامی به پیدا کردن وزن مخصوص بسیاری از اجسام مبادرت ورزید. آنچنان وزن مخصوص این اجسام را دقیق محاسبه کرده که اختلاف آنها با وزن های مخصوصی که دانشمندان قرون اخیر با توجه به تمام وسائل جدید خود تهیه کرده اند، بسیار ناچیز است. او به شهرهای مختلفی سفر می کرد و به اندازه گیری طول و عرض جغرافیایی آنها می پرداخت، پس موقعیت هر شهر را در روی یک کره مشخص می کرد و پس از سال ها توانست آن نقاط را در روی یک نقشه مسطح پیاده کند و این مقدمه علم «کارتوگرافی»(یکی از شاخه های علم جغرافیا می باشد.) است که با ابوریحان شروع شد. تحقیقاتی که این مرد بزرگ، در زمینه جغرافیا کرده به تازگی در دنیای قرن ۱۸ و ۱۹ میلادی مشخص شده است. از جمله اینکه ابوریحان، اولین کسی بود که از کانالی که داریوش از نیل به دریای سرخ وصل کرد تا بتواند برای لشکرکشی مصر تلفات کمتری دهد، آگاهی داد. ابوریحان بیرونی نسبت به زمان خود، دقیق ترین رقم مربوط به طول محیط کره ی زمین را حساب کرده و امکان حرکت زمین را به دور خویش مطرح ساخته است.
اَیوب ، پیامبری از ذریه اسحاق نبی که صبر و بردباری او در مقابل بلایا شهرت بسیار دارد و در قرآن کریم نیز با همین صفت ستوده شده است .
نام حضرت ایوب (علیه السّلام) چهار بار به عنوان یکی از پیامبران و بندگان صالح خدا ذکر شده است.
نسب
گرچه طبق بعضی از روایات، ایوب از نوادگان یکی از مؤمنان به حضرت ابراهیم (علیه السّلام) بود. ولی از آیه ۸۴ انعام استفاده می شود که او از نواده های حضرت ابراهیم (علیه السّلام) یا حضرت نوح (علیه السّلام) می باشد.علامه طبرسی در مجمع البیان، سلسله نسب حضرت ایوب (علیه السّلام) را چنین ذکر نموده: «ایوب بن اموص بن رازج بن روم بن عیصا بن اسحاق بن ابراهیم علیه السّلام». بنابراین ایوب با پنج واسطه به حضرت ابراهیم (علیه السّلام) می رسد (در مورد سلسله نسب حضرت موسی (علیه السّلام) چنین به دست می آید که آن حضرت با شش واسطه به ابراهیم می رسد، از این رو ظاهرا ایوب (علیه السّلام) جلوتر از موسی (علیه السّلام) می زیست، و به همین خاطر ما در این کتاب، شرح زندگی ایوب (علیه السّلام) را بر شرح زندگی موسی (علیه السّلام) مقدم داشتیم. و در تاریخ نیز آمده: ایوب (علیه السّلام) قبل از موسی (علیه السّلام) ظهور کرد). و از سوی دیگر مادر ایوب (علیه السّلام)، از نواده های حضرت لوط (علیه السّلام) بود. (به نقل بعضی، رحمه دختر افراهیم بن یوسف (علیه السّلام) بود، و به نقل دیگر دختر یعقوب (علیه السّلام) بود ) (و در بعضی از عبارات به جای رحمه، رحیمه آمده است ).
محل تولد
حضرت ایوب (علیه السّلام) در سرزمین جابیه، یکی از نقاط معروف شام چشم به جهان گشود، و پس از بلوغ، از طرف خداوند به پیامبری مبعوث گردید تا مردم آن سرزمین را از بت پرستی و فساد به سوی خداپرستی و عدالت بکشاند، او ۹۳ سال عمر کرد.آن حضرت هفده سال مردم آن سرزمین را به سوی خدای یکتا دعوت کرد، هیچ کس جز سه نفر، به او ایمان نیاوردند.او همسر با ایمان و بسیار مهربانی به نام «رحمه» داشت که در سخت ترین شرایط، به ایوب (علیه السّلام) خدمت کرد، و نسبت به او وفاداری نمود.
غرق در نعمتهای الهی
...
باورمندان به ادیان توحیدی به نغمه های جاودانگی انبیای خویش گوش فرا می دهند و بدان دل می سپارند و ایمان دارند. این ادیان وقتی کسی را مؤمن تلقی می کنند که به جاودانگی یا رستاخیز باور داشته باشد. دیگر ادیان هم هر یک به نوعی به زندگی پس از مرگ قائلند. آنچه در پی می آید، تلاشی است که متفکران عرصه کلام و فلسفه در ارزیابی زندگی پس از مرگ و کیفیت آن بر فرض وجود، ارائه کرده اند. درست است که مؤمنان، به دلیل وحی، که بالاترین ادله است، به زندگی پس از مرگ باور دارند، اما متفکران مؤمن کوشیده اند تا در باب چگونگی و کیفیت آن به تامل پردازند.
پرسش هر انسانی که اندکی آشنایی با اطراف خود پیدا می کند و از لوازم زندگی کنونی سر در می آورد، این است که آیا پس از مرگِ بدن باقی هستیم یا مرگ، پایان وجود ماست؟ اگر باقی هستیم زندگی بعدی ما به چه صورت است؟ اگر چند پرسش حساس در زندگی آدمی باشد، این پرسش یکی از آنهاست. شاهد این سخن آن است که پرسش مذکور نه در دوره ای خاص از تاریخ محصور شده و نه در مرز خاصی از جغرافیا محدود گشته است. باورمندان به ادیان توحیدی به نغمه های جاودانگی انبیای خویش گوش فرا می دهند و بدان دل می سپارند و ایمان دارند. این ادیان وقتی کسی را مؤمن تلقی می کنند که به جاودانگی یا رستاخیز باور داشته باشد. دیگر ادیان هم هر یک به نوعی به زندگی پس از مرگ قائلند. آنچه در پی می آید، تلاشی است که متفکران عرصه کلام و فلسفه در ارزیابی زندگی پس از مرگ و کیفیت آن بر فرض وجود، ارائه کرده اند. درست است که مؤمنان، به دلیل وحی، که بالاترین ادله است، به زندگی پس از مرگ باور دارند، اما متفکران مؤمن کوشیده اند تا در باب چگونگی و کیفیت آن به تامل پردازند. مسلم است که این تلاش در حد بشری است و از این رو در طول تاریخ با تغییرات و دگرگونیها و پیشرفتها قرین بوده است. پرسشهای فراوانی در این باره پیش رو قرار دارند که همگام با پیشرفتها در عرصه های دیگر هم پاسخ دریافت می کنند و هم زمینه ساز پرسشهای عمیقتر می شوند.
مسائل زیر بنایی
هر پاسخی به پرسش یاد شده، متوقف بر دو مساله مشکل فلسفی است، مساله اول به «مساله نفس و بدن» (The Problem of Mind and Body) معروف است، یعنی مساله ناظر به تبیین رابطه میان نفس و بدن (دوگانه انگار باشیم) یا حالتهای نفسانی و حالتهای بدن (اگر تک انگار باشیم) مخصوصاً حالتهای مغزی و اعصابی. این مساله از مهمترین مسائل ذهن (نفس) به شمار می آید، زیرا نه فقط تحقیق در مساله «بقای فرد پس از مرگ جسمانی» بر مساله یاد شده مبتنی است، بلکه بحثهای دیگر فلسفه ذهن همچون مباحث آگاهی، هویت شخصی (مساله دوم)، آزادی اراده، بیماری روانی، نفش ذهن در رفتار و مقایسه میان نفسانیات آدمی و دیگر حیوانات و. . . نیز بر آن تکیه دارد. در پاسخ به این مساله نظریه های متفاوتی ارائه شده که معمولا به دو دسته تنظیم می شوند:الف. نظریه های فیزیکالیستی یا ماده گرایانه که متفقا بر این باورند که انسان یک موجود کاملاً فیزیکی است و چیزی به عنوان نفس یا روح غیر مادی و غیر بدنی وجود ندارد.ب. نظریه های دوگانه انگارانه که بر این باورند که آدمی به نوعی مرکب از بدن فیزیکی و روح غیر مادی است.البته قابل توجه است که عده ای از طرفداران این نظریه به روح غیر مادی جایگاه ویژه ای داده آن را جوهر اصلی شخص انسانی معرفی می کنند و عده ای هر دو ساحت بدن و روح را. خلاصه این مساله در بحث ما به این صورت در می آید که «انسان چگونه موجودی است؟» یا «حقیقت انسان چیست؟» مساله دوم به مساله «هویت شخصی» (personal Identity) معروف است. بر چه اساسی می توان گفت که فرد خاصی که در عالم دیگر وجود خواهد داشت همان فردی است که در این جهان به سر برده است؟ عده ای ملاک عینیت یا هو هویت مذکور را مثلا بر عهده بدن و عده ای دیگر به حساب حافظه گذاشته اند. اکنون این دو مساله را با تفصیل بیشتری بررسی می کنیم:
حقیقت انسان
ما هم در علم و هم در زندگی روزمره، اشیاء و موجودات را طبقه بندی می کنیم؛ به تعبیر دیگر، اشیاء و موجودات را در مجموعه هایی با نامهای متعدد قرار می دهیم. کیفیت این رده بندی آثار فراوانی را به همراه دارد؛ خوردنی و غیر خوردنی، اجسام آسمانی و زمینی، موجودات بیماری زا و درمانگر. نمونه هایی از رده بندیهای رایج در علوم مختلف است. اما یک عنصر مهم در طبقه بندی موجودات، که عموما در نظر گرفته می شود عنصر «حیات» است: آیا فلان موجود زنده است یا نه؟ از این جهت با دو مجموعه سرو کار داریم که اجتماع آنها همه اشیاء عینی را در بر می گیرد. این عنصر به قدری محوری و اساسی است که اگر ندانیم موجودی زنده است یا غیر زنده، به سختی می توان گفت که از آن تصوری قابل توجه داریم. عنصر دیگر، که اساسی بودن آن در همین حد از روشنی و وضوح است، «ذهن داشتن» است: آیا شیئی که به من نزدیک می شود ذهن دارد یا نه؟ از آنجا که جهت گیریهای ما در برابر اشیاء اطراف خود وقتی مشخص می شود که بدانیم شیء مذکور، مثلا احساساتی چون لذت و درد، یا عواطف و غیره را دارد یا نه، پرسش مذکور پرسش نا مانوسی نیست. از همین جهت است که ما خود را موجودی شاخص در میان سایر موجودات ذهنمند می دانیم و بر این باوریم که عواطف ما و توانایی ما بر عملیاتی چون انتزاع، اختراع و غیره در سطحی بسیار عالی است. تردیدی نیست که حالتها و وقایعی را که ما انسانها در زندگی خود تجربه می کنیم به دو مجموعه حالتهای جسمانی (Physical States) و ذهنی (Mental States) قابل تقسیم است. تمایز میان اعضای این دو مجموعه به گونه ای است که تحویل هیچ یک به دیگری ممکن به نظر نمی رسد و دست کم با وجود تلاشهای بسیاری که تا کنون به عمل آمده، و به احتمال قوی هیچ وقت، چنین تحویلی به سامان نرسیده و نخواهد رسید. هر دو مجموعه، اعضای فوق العاده متنوع و گوناگونی دارد که از هر عضو آن گاه زیر مجموعه های متعددی را می توان ساخت. مثلا پاره ای از حالتهای نفسانی زیر پوشش واژه «احساسات» (Feeling) قرار می گیرند، از جمله: درد، خارش و احساسهای بصری مختلف؛ و پاره ای دیگر زیر پوشش واژه «طرز تلقیهای گزاره ای» (Propositional Attitudes) جای می گیرند همچون: باور، میل و امید؛ و پاره ای دیگر زیر عنوان «عواطف»، (Emotions) مثل خشم، سرور و افسردگی .
ملاکهای دسته بندی حالات انسانی
...
زندگی پیامبر از بعثت تا معراج، چهل سال از عمر پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلم) گذشت. در روز ۲۷ رجب، ناگاه جبرئیل امین و پیک وحی، نزد پیامبر نازل شد، و پنج آیه آغاز سوره علق را بر وی خواند، پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلم) با دریافت نخستین شعاع وحی به مقام پیامبری مبعوث شد. وی بعد از سه سال دعوت مخفیانه خویشان و افراد دیگر به اسلام ، دعوت خویش را آشکار کرد.
پیامبر اسلام حضرت محمّد بن عبدالله (صلّی الله علیه وآله وسلم) برترین پیامبران و رسولان، و خاتم آنها است و پس از او پیامبری نخواهد آمد، سلسله نسب آن حضرت با سی واسطه به ابراهیم خلیل (علیه السّلام) می رسد. نام مبارک پیامبر اسلام، حضرت محمّد (صلّی الله علیه وآله وسلم) است. این نام چهار بار در قرآن آمده، و نام دیگر آن حضرت احمد (صلّی الله علیه وآله وسلم) است که یک بار در قرآن ذکر شده است. ولی القاب آن حضرت به عنوان نبی و رسول، بشیر، نذیر، خاتم النّبیین، دهها بار در قرآن خاطر نشان شده است.مراحل زندگی پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلم) در چهار بخش زیر خلاصه می گردد:۱. پیامبر قبل از تولد، در کتابهای آسمانی و سخنان گذشته در شان او.۲. پیامبر اسلام بعد از تولد و قبل از نبوّت (۴۰ سال).۳. پیامبر اسلام بعد از نبوّت در مکّه (۱۳ سال).۴. پیامبر اسلام بعد از هجرت در مدینه (۱۰ سال).آن حضرت دارای همسران متعدد بود، اولین و برترین آنها حضرت خدیجه (علیهاالسّلام) بود که بنا بر مشهور از او دارای شش فرزند گردید، فرزندان پیامبر همه در عصر خودش از دنیا رفتند، جز حضرت زهرا (علیهاالسّلام) که یگانه یادگار پیامبر بود، و هنگام رحلت پیامبر هیجده سال داشت.پیامبر اسلام (صلّی الله علیه وآله وسلم) ۶۳ سال عمر کرد، در سال آخر عمر در روز ۱۸ ذیحجه، حضرت علی (علیه السّلام) را در صحرای غدیر در برابر بیش از صدهزار مسلمان به عنوان خلیفه و امام بعد از خود نصب کرد، و در موارد بسیار دیگر، خلافت و وصایت علی (علیه السّلام) را تصریح نمود.قرآن آخرین کتاب آسمانی معجزه جاویدان پیامبر اسلام و نشانه عظمت مقام آن حضرت است. خداوند در قرآن با صراحت می فرماید: «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ اُسْوَه حَسَنَه؛ قطعاً رسول خدا، پیامبر اسلام، اسوه و الگوی شایسته برای شما است.» در تاریخ زندگی پیامبر اسلام (صلّی الله علیه وآله وسلم) هزاران داستان و خاطره وجود دارد، ما در این کتاب بیشتر به ذکر بخشی از آن داستان هایی که در رابطه با آن حضرت، در قرآن آمده، یا به آن اشاره شده می پردازیم.
آغاز بعثت پیامبر اسلام
چهل سال از عمر پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلم) گذشت. ماه رجب بود، پیامبر در فراز کوه حرا به عبادت و مناجات با خدا اشتغال داشت. در روز ۲۷ رجب، ناگاه جبرئیل امین و پیک وحی، نزد پیامبر نازل شد، و پنج آیه آغاز سوره علق را چنین خواند: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، اِقْرَاْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ؛ بخوان به نام پروردگارت که جهان را آفرید، همان خدایی که انسان را از خون بسته ای خلق کرد، بخوان که پروردگارت از همه بزرگوارتر است، همان کسی که به وسیله قلم تعلیم داد، و به انسان آن چه را که نمی دانست آموخت.»پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلم) با دریافت نخستین شعاع وحی، سخت خسته شده، نزد خدیجه آمد و فرمود: «زَمِّلُونِی وَ دُثِّرُونِی؛ مرا بپوشانید و جامه ای بر من بیفکنید تا استراحت کنم.» آن حضرت در بستر آرمیده بود که آیات آغاز سوره مدثّر (آیه ۱ تا ۷) توسط جبرئیل بر آن حضرت، نازل گردید: «یا اَیهَا الْمُدَّثِّرُ، قُمْ فَاَنْذِرْ، وَ رَبَّکَ فَکَبِّرْ، وَ ثِیابَکَ فَطَهِّرْ، وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ، وَ لا تَمْنُنْ تَسْتَکْثِرُ، وَ لِرَبِّکَ فَاصْبِرْ؛ ای در بستر خواب آرمیده برخیز و مردم را هشدار ده و پروردگارت را بزرگ بشمار و لباست را پاک کن و از پلیدی ها بپرهیز و منّت مگذار و فزونی مَطَلَب و به خاطر پروردگارت مقاومت کن.» به این ترتیب آغاز اسلام، با نام خدا، خواندن، قلم، قیام، هشدار، پاکی و اخلاص و بزرگداشت خدا شروع شد. بعثت که معنی رستاخیز معنوی، و انقلاب در همه امور است با «انقلاب فرهنگی» آغاز گردید، چرا که پایه و اساس انقلاب ها به خواندن و نوشتن و پاک سازی و به سازی (انقلاب فرهنگی) بستگی دارد.
دعوت آشکار پیامبر
پیامبر در شرایط سختی قرار داشت به طوری که سه سال مخفیانه خویشان و افراد دیگر را به اسلام دعوت کرد، به گفته بعضی در این سه سال چهل نفر به طور محرمانه به اسلام ایمان آوردند. نخستین مردی که اسلام را پذیرفت حضرت علی (علیه السّلام) بود، و نخستین زن مسلمان، حضرت خدیجه (علیهاالسّلام) بود. به هر حال سه سال از آغاز بعثت گذشت، در این هنگام آیه ۹۴ و ۹۵ سوره حجر نازل شد: «فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ اَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ ـ اِنَّا کَفَیناکَ الْمُسْتَهْزِئِینَ؛ آن چه را مامور هستی آشکارا بیان کن، و به مشرکان اعتنا نکن، ما تو را از گزند مسخره کنندگان حفظ خواهیم کرد.»استهزاء کنندگان پنج نفر بودند که دارای دار و دسته بودند و با اسلام به شدت مخالفت می نمودند. نام آنها عبارت بود از: «ولید بن مغیره، عاص بن وائل، اسود بن مطلّب، اسود بن عبد یغوث و حارث بن طلاطله» که هر کدام به بلایی گرفتار شده و به هلاکت رسیدند. پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلم) با نزول دو آیه فوق، دعوت خود را آشکار نمود. کنار اجتماع مشرکان آمد و روی سنگی ایستاد و فرمود: «ای گروه عرب! شما را به گواهی به یکتایی و بی همتایی خدا، و رسالت خودم دعوت می کنم، و شما را از شبیه سازی برای خدا و پرستش بت ها نهی می کنم، دعوت مرا اجابت کنید تا سرور و آقای تمام مردم جهان شوید، و در بهشت نیز آقا و سرور مردم گردید.»مشرکان گفتند: «محمّد دیوانه شده» سپس نزد ابوطالب اجتماع کرده و به او گفتند: «ای ابوطالب! برادر زاده ات، ما را بی خرد می خواند، و از خدایان ما بدگویی می کند، جوانان ما را به تباهی کشانده و در میان ما تفرقه افکنده است، اگر فقر و ناداری او را بر این کار واداشته، برای او اموال بسیار جمع می کنیم تا از همه ما ثروتمندتر گردد، و هر دختری را که از قریش خواست، همسر او می کنیم.»ابوطالب ماجرا را به پیامبر عرض کرد. پیامبر فرمود: «من از جانب خدا مامور هستم و نمی توانم ازفرمان خدا سرپیچی کنم.» ابوطالب سخن پیامبر را به مشرکان گزارش داد، مشرکان به ابوطالب گفتند: «تو سرور بزرگان ما هستی، محمّد را در اختیار ما بگذار تا او را بکشیم، آن گاه تو بر ما حکومت کن.»ابوطالب پیشنهاد آنها را قاطعانه ردّ کرد و اشعاری در این مورد خواند که یکی از آن اشعار، این است: «وَ نَنْصُرُهُ حَتّی نُصَرِّعَ حَوْلَهُ وَ نَذْهَلُ عَنْ اَبْنائِنا وَ الحَلائِلِ؛ و ما محمّد را تا سر حدّ کشته شدن در محورش یاری می کنیم، و در این راه از بستگان و فرزندان مان چشم می پوشیم.» به این ترتیب همان گونه که خداوند در دو آیه مذکور وعده داده بود، با امدادهای غیبی خود، پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلم) را یاری کرد، و او را از گزند بدخواهان و استهزاء کنندگان حفظ نمود.
کارشکنی شدید ابولهب
...
زندگی انسان از پنج مرحله تشکیل شده است که در آیات و روایات اسلامی هم به مراحل آن اشاره شده است.
زندگی انسان از پنج مرحله تشکیل شده است که در آیات و روایات اسلامی هم به مراحل آن اشاره شده است؛ چنان که خداوند متعال ترسیم گویائی از وضع زندگی دنیا و مراحل مختلف، و انگیزه های حاکم بر هر مرحله را ارائه داده و می فرماید: «اعلموا انما الحیاة الدنیا لعب ولهو وزینة وتفاخر بینکم وتکاثر فی الاموال والاولاد؛ بدانید زندگی دنیا تنها بازی، و سرگرمی، و تجمل پرستی، و تفاخر در میان شما، و افزون طلبی در اموال و فرزندان است.» به این ترتیب غفلت و سرگرمی و تجمل تفاخر و تکاثر دورانهای پنجگانه عمر آدمی را تشکیل می دهند.
← دوران کودکی
مطلب دیگری که از قرآن استفاده می شود این است که در سرنوشت انسان سه روز مشکل هم وجود دارد چنان که درباره حضرت یحیی (علیه السّلام) می فرماید: «وسلام علیه یوم ولد ویوم یموت ویوم یبعث حیا» و این تعبیر نشان می دهد که در تاریخ زندگی انسان و انتقال او از عالمی به عالم دیگر سه روز سخت وجود دارد، روز گام نهادن به این دنیا (یوم ولد) و روز مرگ و انتقال به جهان برزخ (یوم یموت) و روز برانگیخته شدن در جهان دیگر (و یوم یبعث حیا) و از آنجا که این سه روز انتقالی طبیعتا با بحران هائی روبرو است خداوند سلامت و عافیت خود را شامل حال بندگان خاصش قرار می دهد و آنها را در این سه مرحله طوفانی در کنف حمایت خویش می گیرد. هر چند این تعبیر تنها در دو مورد در قرآن مجید آمده است در موارد حضرت یحیی (علیه السّلام) و حضرت عیسی (علیه السّلام)، اما در مورد حضرت یحیی تعبیر قرآن، امتیاز خاصی دارد، چرا که گوینده این سخن خدا است در حالی که در مورد حضرت مسیح (علیه السّلام) گوینده، خود او است. ناگفته پیدا است کسانی که در شرائط مشابهی با این دو بزرگوار باشند مشمول این سلامت خواهند بود. جالب اینکه در روایتی از امام علی بن موسی الرضا (علیهما السلام) می خوانیم: ان اوحش ما یقوم علی هذا الخلق فی ثلاث مواطن : یوم یلد و یخرج من بطن امه فیری الدنیا، و یوم یموت فیعاین الاخرة و اهلها، و یوم یبعث حیا، فیری احکاما لم یرها فی دار الدنیا و قد سلم الله عزوجل علی یحیی فی هذه المواطن الثلاث و آمن روعته فقال و سلام علیه. وحشتناک ترین دوران زندگی انسان سه مرحله است، آن روز که متولد می شود و چشمش به دنیا می افتد، و آن روز که می میرد و آخرت و اهل آن را می بیند و آن روز که برانگیخته می شود و احکام و قوانینی را می بیند که در این جهان حکمفرما نبود، خداوند سلامت را در این سه مرحله شامل حال یحیی نمود و او را در برابر وحشت ها امنیت و آرامش داد و فرمود : و سلام علیه... پروردگارا در این سه موطن حساس و بحرانی سلامت را به ما مرحمت کن.
مراحل آفرینش و خلقت انسان
خداوند متعال در آیه ای دیگر مراحل آفرینش و خلقت انسان را بیان کرده و می فرماید: ای مردم اگر در رستاخیز شک دارید (به این نکته توجه کنید که) ما شما را از خاک آفریدیم، سپس از نطفه، و بعد از خون بسته شده، سپس از مضغه (چیزی شبیه گوشت جویده) که بعضی دارای شکل و خلقت است و بعضی بدون شکل، هدف این است که ما برای شما روشن سازیم (که بر هر چیز قادریم) و جنین هائی را که بخواهیم تا مدت معینی در رحم مادران قرار می دهیم (و آنچه را بخواهیم ساقط می کنیم) بعد شما را به صورت طفل بیرون می فرستیم، سپس هدف این است که به حد رشد و بلوغ برسید، در این میان بعضی از شما می میرند و بعضی آن قدر عمر می کنند که به بدترین مرحله زندگی و پیری می رسند آنچنان که چیزی از علوم خود را به خاطر نخواهند داشت. نخست همه انسان ها را مخاطب ساخته می گوید: ای مردم! اگر در رستاخیز تردید دارید به این نکته توجه کنید که ما شما را از خاک آفریدیم، سپس از نطفه، و بعد از خون بسته شد، و پس از آن از چیزی شبیه به گوشت جویده که بعضی دارای شکل و خلقت است و بعضی بدون شکل (یا ایها الناس ان کنتم فی ریب من البعث فانا خلقناکم من تراب ثم من نطفة ثم من علقة ثم من مضغة مخلقة وغیر مخلقة). همه اینها به خاطر آن است که این حقیقت را برای شما آشکار سازیم که ما بر هر کار قادر و توانا هستیم (لنبین لکم). و جنین هائی را که بخواهیم تا مدت معینی در رحم مادران قرار می دهیم تا دوران تکاملی خود را طی کنند، و آنچه را بخواهیم ساقط می کنیم و از نیمه راه از مدار خارجش می سازیم (ونقر فی الارحام ما نشاء الی اجل مسمی). از آن پس یک دوران انقلابی جدید آغاز می شود و ما شما را به صورت طفل از شکم مادر بیرون می فرستیم (ثم نخرجکم طفلا). به این ترتیب دوران زندگی محدود و وابسته شما در شکم مادر پایان می پذیرد، و قدم به محیطی وسیعتر، مملو از نور و صفا و امکانات بسیار فزونتر می گذارید. باز چرخهای حرکت تکاملی شما متوقف نمی شود، و همچنان سریع در این راه به پیشروی ادامه می دهید سپس هدف این است که به حد رشد و بلوغ و کمال جسم و عقل برسید (ثم لتبلغوا اشدکم). در اینجا جهل تبدیل به دانائی، و ضعف و ناتوانی تبدیل به قدرت و توانائی و وابستگی مبدل به استقلال می شود. ولی این چرخ باز متوقف نمی گردد هر چند گروهی از شما در این میان از دنیا چشم فرو می بندند اما گروه دیگری سیر نزولی حیات را بعد از تکامل شروع می کنند تا به بدترین مرحله زندگی یعنی نهایت پیری برسند (ومنکم من یتوفی ومنکم من یرد الی ارذل العمر). آری به مرحله ای می رسد که چیزی از علوم خود را به خاطر نخواهد داشت پرده های نسیان و فراموشی صفحه عقل و فکر او را می پوشاند، و در واقع حالتی شبیه حال کودکی به او دست می دهد! (لکیلا یعلم من بعد علم شیئا). این ضعف و ناتوانی و پژمردگی دلیل بر فرا رسیدن یک مرحله انتقالی جدید است، همانگونه که سستی پیوند میوه با درخت دلیل بر رسیدگی آن و وصول به مرحله جدائی است. این دگرگونی های عجیب و پی در پی که حاکی از قدرت بی پایان پروردگار است روشنگر این حقیقت است که همه چیز حتی احیای مردگان برای او سهل و آسان است.
عناوین مرتبط
...
رضایت از زندگی، یکی از چیزهایی است که غالب افراد و خانواده ها دوست دارند از زندگی خود رضایت داشته باشند. در لابه لای کلمات ائمه اطهار (علیهم السّلام) آموزه های فراوانی درباره بهتر زندگی کردن وجود دارد که نظیر آن را در جای دیگر نمی توان یافت.
زندگی می تواند شیرین و رضایت بخش باشد. نا امیدی و نارضایتی زیبنده شما نیست. چه بسا زندگی هایی که دیده اید و به خوشبختی آنان حسرت خورده اید. برخورداری از یک زندگی آرام، شیرین و رضایت بخش، آرزوی انسان است؛ که البته گاهی به یک رؤیا و یا افسانه می ماند. اما شما هم می توانید زندگی شیرین و رضایت بخشی داشته باشید، به شرط آن که «روش» آن را بدانید. زندگی کردن همانند هر کار دیگری، نیازمند «مهارت» است. علت بسیاری از ناکامی های زندگی را باید در فقدان مهارت های زندگی جستجو کرد. بخش مهم و قابل توجهی از مهارت های زندگی را «مهارت های شناختی» تشکیل می دهند. بسیاری از موفقیت ها و شکست های زندگی به طرز فکر ما بر می گردد. مطمئن باشید که اگر طرز فکر شما اصلاح شود، زندگی شما تغییر خواهد کرد و آنگاه طعم شیرین یک زندگی همراه با آرامش را خواهید چشید.در لابه لای کلمات ائمه اطهار (علیهم السّلام) آموزه های فراوانی درباره بهتر زندگی کردن وجود دارد که نظیر آن را در جای دیگر نمی توان یافت. آموزه های اهل بیت (علیهم السّلام) به جهت الهی بودنش به انسان اطمینان و آرامش خاصی می بخشد.
احساس از زندگی
شادی و آرامش یا افسردگی و اضطراب ناشی از احساسی است که شما در زندگی دارید. احساس رضایت موجب نشاط و آرامش می شود و احساس نارضایتی موجب تنش و فشار روانی. آیا تاکنون فکر کرده اید که منشا احساسات شما چیست؟ منشا احساسات شما افکار و اندیشه های شما است. این اصل را فراموش نکنید که ما «آن گونه که می اندیشیم، زندگی می کنیم» برای خوشایند کردن و لذت بخش نمودن زندگی کافی است که نگاه و نگرش خود را اصلاح کنید. دشمن زندگی شما افکاری است که در سر دارید، حادثه ها حتی اگر سهمگین و تلخ باشند، منشا احساسات شما نیستند، تلقی و ارزیابی شماست که احساسات خوب یا بد را تولید می کنند بنابر این برای رسیدن به آرامش و کاهش فشارهای روانی باید ببینید افکار ما تا چه اندازه «منطقی و صحیح» هستند؟
داشتن تفکر واقع گرایانه
به این نکته توجه داشته باشید که شناخت منطقی آن است که با واقعیت ها مطابق باشد. هم تفکرات خیالی و رؤیایی نادرست هستند و هم تفکرات تلخی که مطابق واقع نیستند. نمی گوییم اگر در شرایط دشوار قرار دارید، خیال کنید که بهترین وضعیت را دارید بلکه می گوییم واقعیت شرایطی را که در آن قرار دارید بشناسید. بدانید حوادث و پدیده های تلخ زندگی آن قدر مشکل نیستند که قابل تحمل نباشند، در کنار همین مشکلات و با پذیرفتن آن ها می توانید زندگی راحتی داشته باشید.امام علی (علیه السّلام) می فرماید: کسی که دنیا را بشناسد، از حوادث و بلاهای آن اندوهگین نمی شود.
هماهنگی انتظارات با واقعیت ها
...
هدف این نوشته بررسی دیدگاه اسلام درباره شادی ممدوح در زندگی مسلمانان است تا از این طریق علاوه بر فراهم شدن راهنمائی عملی در این زمینه، موضع قرآن و روایات و باید و نبایدهای آن در سبک زندگی مسلمانان روشن شود.
روش مورد مطالعه در این تحقیق تحلیل محتوا است و آیات و روایات حاوی تبیین موضوع مورد بحث از منابع معتبر اسلامی مورد بررسی قرار گرفته است. از نتایج این تحقیق چنینن استنباط می شود که اسلام نه تنها شادی صحیح را نهی نکرده، بلکه عوامل مختلف ایجاد آن را نیز مطرح نموده و در عین حال انواع شادی های مذموم و عوامل ایجاد آن را نیز مطرح کرده است و به دلیل لحاظ کردن ویژگی های فطری انسان و مد نظر قرار دادن صلاح دنیا و آخرت او، دیدگاه کامل تر، جامع تر ومناسب تری در مقایسه با مکاتب غیر الهی در مورد عوامل و راهکارهای ایجاد شادی در انسان دارد.
مقدمه
دین مبین اسلام متکفل پاسخگویی به نیازهای بشری در تمام زمینه ها است و متعلق دعوت دینی زوایای مختلف زندگی انسان است؛ از این رو چون دامنه نیازهای بشری تا تمام زوایا گسترش دارد، پس دین در دو بعد مادی و معنوی در زمینه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، آموزشی، پرورشی، اخلاقی و غیره برنامه دارد. انسان از دیرباز به دنبال پاسخگویی به این سوأل بوده که چه چیزی بیش تر موجبات رضایتش را فراهم می سازد؟ با چه سازوکارهایی می تواند از زندگی در این دنیا بیش تر خرسند باشد؟ تفکر چگونه شاد زیستن ایده ای است که از گذشته ذهن نوع بشر را به خود مشغول داشته، به گونه ای که وی همواره به دنبال یافتن راهکارهایی برای بهتر زیستن و کسب لذت و بهره ای بیش تر از زندگی بوده است؛ فیلسوفان یونانی، رومی و حتی ارسطو به عوامل مؤثر بر شادمانی پرداخته اند؛ البته عوامل مؤثر بر شادمانی را نمی توان عوامل جهان شمول تلقی کرد، چراکه هر فرهنگی دلایل متفاوتی برای شادی دارد. امروزه راهکارهای گوناگونی برای ایجاد شادی پیشنهاد می شود که بسیاری از آن ها یا تأثیر کمی بر شادی دارند (مثل ابزار چهره ای و موسیقی)، یا تأثیر آن ها بر شادی کوتاه مدت است (مثل دریافت هدیه و تماشای فیلم) و یا در کوتاه مدت یا درازمدت بر روح و جسم انسان اثرات نامطلوبی باقی می گذارند (مثل فعالیت جنسی لجام گسیخته و نامشروع و مصرف الکل یا مواد مخدر)؛ از طرف دیگر پیروان ادیان الهی عقیده دارند که فقط این ادیان توانسته اند برنامه کاملی برای زندگی انسان ارائه دهند که ضمن پاسخ گویی به نیازهای مختلف بشر با فطرت او نیز سازگار بوده و ضامن سعادت واقعی او در دنیا و آخرت باشد؛ به ویژه مسلمانان بنابر فرمایش کتاب آسمانی خود، قرآن، چنین باوری را در مورد اسلام دارند. آنها عقیده دارند قرآن کلام خداست و خدا به نیازهای بشری بیش تر از هر کس دیگر احاطه دارد و لذا قرآن بیشترین مطابقت را با اقتضای حال مخاطبان دارد. با توجه به آنچه مطرح شد، هدف این مقاله بررسی دیدگاه اسلام با توجه منابع آن یعنی قرآن و روایات، درباره شادی ممدوح و عوامل مؤثر بر آن و نیز با عنایت به پیش فرض سبک زندگی اسلامی است.
مفهوم شناسی سبک زندگی اسلامی
سبک در لغت به معنای شیوه و روش است و زندگی دوره ای است که انسان از تولد تا مرگ را در این دنیا می گذراند. از دیدگاه پیشوایان دینی ما، دریافت سبک درستی از زندگی، موجب بهروزی، سودمندی و رضایت خاطر شخص و جامعه است و آن جز در سایه دانش اندوزی میسر نیست. امام صادق (علیه السلام) از طریق پدرانش از پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) نقل نموده که فرمود: «لا خیر فی العیش الّالرجلین عالم مطاع او مستمع واع؛ در زندگی جز برای دو نفر خیری نیست: عالم فرمان برده و شنونده نگه دارنده»؛ با توجه به این حدیث شریف انسان غیر از فطرت الهی خود که او را در مسیر راست قرار می دهد، باید بیاموزد، اما پرسش اساسی این است که از چه کسی و چگونه باید بیاموزد؟ آیا جز این است که آموزه های الهی و حیاتی بهترین و مناسب ترین شیوه در جهت خیر و صلاح دنیوی و اخروی نوع بشر است؟
← دعوت انبیاء
...
با توجه به آن که زندگی از دو بخش اجتماعی و انفرادی تشکیل شده، دور بودن فقه شیعه از حکومت و اجتماع در طی قرن های پی در پی به رشد نامتوازن فقه در حوزه فردی انجامیده است. این ناهماهنگی برای برخی این توهّم را به وجود آورده که فقه اختصاص به احکام فردی دارد و بیان مسائل اجتماعی از حیطه وظایف فقه خارج است.
پس از انقلاب صنعتی در اروپا و به دنبال آن موج قانون گرایی در غرب و سپس مشرق زمین، این توهّم به وجود آمد که دین صرفاً عهده دار حوزه مسائل فردی است. بنابر این تفکر، سردمداران کشورهای اسلامی در دو قرن اخیر نسبت به اقتباس از قوانین غربی اقبال بیشتری نشان داده اند تا قوانین مذکور را جانشین احکام شریعت نمایند. این اقدام در معاملات و حقوق تجارت و بازرگانی به سهولت انجام پذیرفت، امّا در احکام مربوط به احوال شخصیه و حقوق خانواده به دلیل مقاومت های شدید با احتیاط و به کندی عملی شد.از سوی دیگر، فعالیت و کوشش اکثر اصلاح گران و احیاگران عالَم اسلام بر این محور می چرخیده که ثابت کنند: اسلام ، دینی اجتماعی است. و برای اداره جامعه و نظم و نسق امور برنامه و دستور دارد. آنان تلاش کرده اند تا این بُعد فراموش شده اسلام را دوباره احیا کنند و مسلمانان را از سیطره فرهنگی، علمی و نظامی اجانب برهانند و آنان را به خودباوری و اعتماد به نفس برسانند. با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، این فرصت فراهم شد تا فقه بار دیگر به صحنه بیاید و توانایی های خود را به منصه ظهور برساند.اکنون که ربع قرن از این رویداد مهمّ تاریخی می گذرد، علی رغم تلاش های گسترده برای اسلامی کردن قوانین، نارسایی ها و نواقص بسیاری وجود دارد که گاه زمینه بعضی نقدهای غرض آلود را به ساحت فقه به وجود می آورد.در این مقاله، رابطه فقه و زندگی و سازگاری آن دو را با هم از دیدگاه استاد شهید مرتضی مطهری بررسی می کنیم. وسعت نگرش، قدرت اندیشه، ایمان استوار، دلدادگی به معارف الهی ، سلاست بیان و… استاد شهید را به یکی از بزرگ ترین مدافعان و مبلغان دین در ایران معاصر تبدیل کرده، چنان که اکنون حوزه تأثیرگذاری آراء و تبلیغات او بسیار گسترش یافته است. تذکر این نکته ضرورت دارد که استاد فرزانه به دلیل گستردگی اشتغالات علمی مجال آن را نیافت که وارد همه فروعات فقهی شود. لذا مباحث فقهی را به آن عمقی که در کلام و فلسفه وارد شده، نپرداخته است.
مسائل بحث
بیشتر آراء و نظریات فقهی ایشان، در باب کلیات، روش شناسی و آسیب شناسی فقه و نیز نظریه پردازی و چارچوب سازی بوده که البته درک و فهمیدن و عمل کردن به این نظریات برای فقیهان نواندیش قابل استفاده و برای نسل نو حوزه علمیه رهگشا خواهد بود.نکاتی را که در آثار گران بهای ایشان مطالعه می کنیم:چیستی احکام شرعی و خصوصیات آن؛ اصول حاکم بر احکام شرعی؛ راهکارهای تطبیق احکام شریعت با مقتضیات زمان؛ چیستی اجتهاد ؛ بایستگی ها و آسیب های آن.
احکام شرعی و زندگی اجتماعی
پس از آن که فقیهان شیعه در ایران زمام امور مملکت را به دست گرفتند، فقه در فراز و نشیب های شرایط جدید اجتماعی، سیاسی و اقتصادی با مسائلی جدّی رو به رو شد. فقیهان در مواجهه با مسائل جدید از دو دسته بیرون نبودند:پیروان فقه سنتی و پیروان فقه پویا. خاستگاه این دودستگی به گذشته های دور برمی گردد، امّا هیچ گاه تقسیم بندی مذکور تا این اندازه نمود و ثمره علمی نیافته است. فقیه سنتی، پایبند و شیفته شرایط ذهنی، زمانی و مکانی ای می شود که به گذشته تعلق دارد و چندان از تغییرات زمان و مکان تأثیر نمی پذیرد و تنها دلالت متون را برمی تابد، امّا فقیه پوینده و طرفدار فقه پویا و به تعبیر حضرت امام خمینی -فقه جواهری-، علاوه بر پایبندی به نصوص و متون فقهی، عنصر زمان و مکان را نیز در استنباط احکام شرعی مؤثر برمی شمرد، واقعیت های عینی و شرایط زندگی را می نگرد، فقه را روزآمد می کند و نیازهای جدید را پاسخ می گوید روشن است که فقه سنتی و به تعبیر حضرت امام خمینی(فقه مصطلح) از عهده پاسخ گویی به شرایط جدید و طرح افکنی الگوهای زندگی برای انسان عصر علم و هنر و ارتباطات برنمی آید.
← از نظر امام خمینی
...
قرآن منشور زندگی به اهتمام آقای عبدالعزیز سلیمی، که برگردان اثر دکتر یوسف قرضاوی به نام کیف نتعامل مع القرآن می باشد، انجام گرفته است.
موضوع کتاب،چگونگی تعامل با قرآن در زمینه فهم، تفسیر و بیان اصول و مبانی روش تفسیر علمی می باشد.
مؤلف در مقدّمه کتاب به ذکر بخش های چهارگانه کتاب با یاد کرد عناوین هریک پرداخته است.وی در این مقدّمه از چگونگی تدوین این اثر سخن می گوید و یادآور می شود که درخواست برادران فعال در انجمن جهانی اندیشه اسلامی که تقاضای کتابی در راستای تصحیح معرفت و سالم سازی رفتار با قرآن کرده بودند اجابت کرده و این اثر را به رشته تحریر درآورده است.
اینک به گزارشی درباره بخش های چهارگانه کتاب می پردازیم:
بخش اول:ویژگیها و مقاصد قرآن: در فصل اوّل این بخش چهار ویژگی قرآن که برترین آنها این است که کتاب خداوند متعال و دربردارنده کلام و پیام او خطاب به آخرین پیامبرش حضرت محمد(ص) است و دوّمین ویژگی، کتاب محفوظ و دست نخورده مانده است و سوّمین ویژگی، معجزه بودن آن است و چهارّمین کتابی روشن و آسان برای فهم و درک است.
نقش ایمان در زندگی، ترجمه فارسی کتاب «الإیمان و الحیاة»، اثر دکتر یوسف قرضاوی است که توسط فرزانه غفاری و محسن ناصری صورت گرفته است. کتاب به تعریف ایمان و بررسی نقش و جایگاه آن در زندگی مادی و معنوی انسان پرداخته است.
کتاب با مقدمه نویسنده آغاز و مطالب در دو بخش و هر بخش در چندین فصل و یک خاتمه، عرضه شده است.
نویسنده در این اثر، به دنبال آن است تا پرتویی بر اثرات پربرکتی که دین در زندگی انسان دارد، بیندازد، با اکتفا به جنبه اعتقادی دین به عنوان ایمان به خدا، پیامبران و پیام هایشان به سرای آخرت و حساب، جزا، پاداش و کیفرش.
نویسنده در این اثر، با وضح کامل، به بیان و بررسی آن تهمتی نشسته است که دین را مایه تخدیر و افیون ملت ها می داند یا آن را علت عقب ماندن از کاروان زندگی قلمداد می کند؛ چنان که مارکسیت ها این گونه می پندارند.
در مقدمه، به نقش ایمان در زندگی انسان اشاره شده است. نویسنده، معتقد است اگر برای داوری فقط به سراغ معیار سودجویی و تشخیص منفعت برویم و منطق کسانی را بپذیریم که به هیچ اندیشه و باوری تن درنمی دهند مگر به خاطر مصلحت و منفعت، آن هم مصلحت دنیوی، خواهیم دید که کفه دین با چیرگی و روشنی خاصی جلوه می کند.
شریعت کارکردهای گوناگونی دارد که در طول قرون مختلف این کارکردها تفاوت پیدا کرده است. گاه حتی در شرایط زمانی خاصی، شریعت نقش های مختلفی را در جوامع گوناگون اسلامی ایفا کرده است.
نویسنده ضمن رد طبقه بندی رایج متفکران اسلامی به تجددگرا، و گاه به سنت گرا، رهیاف خود را درباره طبقه بندی متفکران بر این اساس ارائه می دهد که اولاً موضع آن متفکر درباب قلمرو شریعت چیست و ثانیاً در همان قلمروی که شریعت را در آن به رسمیت شناخته است از چه نوع اصلاحی و تا چه حدی جانبداری می کند. در قسمت پایانی این نوشتار نویسنده ضمن رد استدلال های قائلین به محدود بودن قلمرو شریعت، بحث جامعیت قلمرو شریعت را مطرح و از این اندیشه دفاع می کند. امید است بخش پایانی این مقاله نیز مورد استفاده خوانندگان محترم قرار گیرد.
رد پروتستانتیزم اسلامی
استدلال دیگر قائلین به پروتستانتیزم اسلامی در چالش مستقیم با شیوه تحصیل «علما» است. ادعا شده که از آن جا که علما به تحصیل علوم جدیدی نظیر فیزیک و جامعه شناسی نوین نپرداخته اند، صلاحیت فتوا دادن در حیطه های تخصصی ای نظیر سیاست، اقتصاد یا حکومت را ندارند. اما باز باید گفت: مقدمات این استدلال برای نتیجه مطلوب، کافی نیست. این امر که «عالم» دینی در مورد اقتصاد جدید تحصیلاتی ندارد، به هیچ وجه از قدر و ارزش این فتوای وی که «ربا حرام است» نمی کاهد. البته از سوی دیگر، مسائلی نظیر این که آیا نظام بانکی رایج در کشور خاصی آلوده به «رباست» یا خیر و یا این که اساسا چه نوع نزول و بهره ای رباست و مسائلی از این دست، نیازمند آشنایی با اقتصاد جدید است. اما این امر هیچ خدشه ای به موقعیت فقیه وارد نمی سازد. در واقع، این وضع بیش تر شبیه به وضعیت شیمیدانی است که می داند انفجار خاصی، معلول ترکیب دو ماده شیمیایی است. اگر او نداند که در درون دو جعبه مختلف چه نوع مواد شیمیایی ای وجود دارد، نمی تواند مشخص کند که آیا می توان آن ها را بدون خطر، ترکیب کرد یا خیر. اما این امر بدان معنا نیست که او نسبت به این نظریه خاص شیمیایی هیچ گونه علمی ندارد؛ بلکه بدان معناست که به کار بردن یک نظریه شیمی در مورد خاصی ممکن است نیازمند مشورت با کسانی باشد که از شرایط ویژه حاکم بر آن مورد آگاهند.
← اجرای موفقیت آمیز شریعت
کسانی که برای شریعت قلمرو محدودی قائلند، دلایلی دارند.برخی نظیر انجمن حجتیه با توسل به دلایل کلامی استدلال می کنند که در عصر غیبت، شریعت اسلام نمی تواند قلمرو وسیعی داشته باشد. کانون توجه و وجهه همت امام خمینی در بسیاری از آثاری که در مورد حکومت اسلامی دارد، در رد چنین استدلال هایی است. دکتر شریعتی نیز با شدت تمام، علیه این نحوه انزوا و عدم دخالت در سیاست و امور اجتماعی، که وی آن را مشخصه بارز مرجئه می داند، موضع گیری می کند، مرجئه دسته ای از مسلمانان نخستین بودند که واکنش شان نسبت به مشکلات و مسائلی که پس از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) گریبانگیر جامعه مسلمین شد، آن بود که در مساجد عزلت گزیده و به نماز و راز و نیاز با خدا مشغول باشند.
← پست بودن امور سیاسی
...



زندگی در دانشنامه ویکی پدیا

زندگی
زندگی، زیست یا حیات، به معنی فاصلهٔ میان تولد تا مرگ. هر موجود زنده، پس از تولد، شروع به رشد و تکامل می کند و در نهایت، به واسطهٔ مرگ، این روند، متوقف می گردد.
در برخی ادیان، زندگی پس از مرگ نیز تعریف شده است. زندگی را می توان که از دیدگاه های مادی و معنوی، جدا کرد.
لغت نامه دهخدا
زندگی. (حامص، اِ) زندگانی. (از فرهنگ فارسی معین). حیوة. (ناظم الاطباء). حیات. محیا. حیوان. نقیض مرگ. زندگانی. مقابل مردگی. مقابل مرگ و ممات؛ و آن صفتی است مقتضی حس و حرکت. (از یادداشتهای بخط دهخدا)
البته هنوز برخی ابهام ها و نارسایی هایی موجود است مانند ویروس ها که فقط از رشته dna تشکیل شده اند و از به تنهایی و بدون سلول میزبان علایم موجودات زنده را ندارند که برخی از دانشمندان ویروس ها را مرز میان موجودات زنده و غیر زنده می دانند و دانشمندان مرز میان موجودات زنده و غیر زنده را به صورت یک هاله (مانند نیم سایه) دانسته و کاملاً قابل جداسازی نیستند. ایا dna فرق موجودات زنده با غیر است؟ و ایا ساختاری هوشمند (نظم بین سلول ها و اجزای مختلف) موجود زنده را تشکیل می دهد؟ که البته سلول های سرطانی این موضوع را رد می کنند زیرا در مقابل از بین رفتنشان مقاومت می کنند و مانع از درسن کار کرد بدن می شوند (سلول ها بعد از این که عمر خود را کردند باید با سلول های جدیدی جایگزین شوند) به زبانی دیگر سلول های یک فرد سرطانی نامیرا شده و در مقابل مرگ خود و فرمان طبیعی بدن مقاومت می کنند ولی فرد سرطانی فردی زنده است با اینکه برخی از اعضای بدنش درست کار نمی کند. زندگی ممکن است به خاطر سلول های عصبی و مغزی باشد که در طول زندگی جایگزین نمی شوند و فقط رشد می کنند و می دانیم که اگر فردی اعضای بدنش را اهدا کند خودش باقی می ماند و از خودش کم نمی شود ولی کسی نمی تواند مغزش را عوض کند
زندگی به معنی زیست و حیات که ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
زندگی نامه
خودزندگی نامه
مهارت های زندگی
بازی زندگی کانوی
«زندگی» (به فرانسوی: Vivre) ترانه ای است از نوآ که سال ۱۹۹۷ در موزیکال نوتردام پاریس خوانده شد. این ترانه به زبان انگلیسی نیز با نام «زندگی برای آن کس که دوستش دارم» (Live (for the One I Love)) توسط هنرمند اهل کانادا سلین دیون اجرا و در ۱۴ فوریه ۲۰۰۰ (۲۰۰۰-02-۱۴) منتشر شد.
زندگی (انگلیسی: Life) یک برنامه تلویزیونی درام جنایی است که از ان بی سی پخش شد.
«زندگی» (انگلیسی: Life (1920 film)) یک فیلم است که در سال ۱۹۲۰ منتشر شد.
«زندگی» (انگلیسی: Life (1928 film)) یک فیلم در سبک درام است که در سال ۱۹۲۸ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به ماری آولت اشاره کرد.
«زندگی» (انگلیسی: Zindagi) فیلمی هندی است که در سال ۱۹۶۴ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به راجندرا کومار و ویجینتی مالا اشاره کرد.
«زندگی» (انگلیسی: Life (1984 film)) یک فیلم در سبک درام است که در سال ۱۹۸۴ منتشر شد.
«زندگی» (انگلیسی: Life (1996 film)) یک فیلم است که در سال ۱۹۹۶ منتشر شد.
زندگی (انگلیسی: Life) فیلمی به کارگردانی تد دم، نویسندگی رابرت رمزی و متیو استون و تهیه کنندگی ادی مورفی و برایان گریزر و بازی ادی مورفی محصول سال ۱۹۹۹ میلادی است.
«زندگی» (انگلیسی: The Life (2002 film)) یک فیلم است که در سال ۲۰۰۲ منتشر شد.
«زندگی» (انگلیسی: The Life (2004 film)) یک فیلم است که در سال ۲۰۰۴ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به بروس گرین وود و ایان تریسی اشاره کرد.
«زندگی» (انگلیسی: Life (2007 film)) یک فیلم است که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد.
«زندگی» (انگلیسی: Life) یک فیلم درام است که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد.نخستین نمایش این فیلم در شصت و پنجمین جشنواره بین المللی فیلم برلین بود.
زندگی (انگلیسی: Life) یک فیلم در سبک علمی–تخیلی است که در سال ۲۰۱۷ منتشر خواهد شد. از بازیگران آن می توان به رایان رینولدز اشاره کرد.
زندگی (فیلم) فیلمی به کارگردانی اصغر هاشمی و نویسندگی اصغر هاشمی، حسین اکبرزاده ساختهٔ سال ۱۳۷۶ است.
زندگی نام یک مجموعهٔ تلویزیونی ایرانی به کارگردانی «محمدرضا اعلامی» است که در سال ۱۳۷۴ تولید و از شبکه ۱ سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش گردید.
زندگی یک مجموعه تلویزیونی محصول سال ۱۳۷۸ به کارگردانی ، نویسندگی و تهیه کنندگی می باشد که از شبکه پخش شد.
زندگی، نام یک مجموعه مستند طبیعی است که توسط تلویزیون بی بی سی تولید شده است و برای نخستین بار به عنوان قسمتی از «فصل داروین بی بی سی» در شبکه های «بی بی سی وان» و «بی بی سی اچ دی» از اکتبر تا دسامبر ۲۰۰۹ پخش شد. این مجموعه مستند، یک نگاه جهانی دارد به استراتژی های ویژه و رفتارهایی که موجودات زنده برای نجات خود نشان می دهند؛ همان چیزی که چارلز داروین از آن به عنوان «مبارزه برای بقاء» یاد می کند. مستند طبیعی زندگی، به مدت چهار سال و با کیفیت وضوح بالا (اچ دی) ساخته شده است.
این مستند بریتانیایی شامل ۱۰ قسمت ۵۰ دقیقه ای است. در ابتدای برنامه، یک معرفی کلی درباره مجموعه پخش می شود. در بخش دوم، نگاهی به گیاهان و بقیه آن اختصاص به گروه حیوانات مهاجر دارد. در این مجموعه، ویژگی های مشترکی به تصویر کشیده شده اند که به موفقیت هر گروه از حیوانات کمک می کند و سعی شده است، صمیمیت ها و لحظه های دراماتیک زندگی گونه هایی مستند شود که به خاطر جذابیت و رفتار شگفت آورشان انتخاب شده اند. بخش ۱۰ دقیقه ای پشت صحنه زندگی در محل که در پایان هر قسمت گنجانده شده است، مجموع زمان هر قسمت را به ۶۰ دقیقه می رساند.
مستند طبیعی زندگی، به وسیله واحد تاریخ طبیعی بی بی سی و با همکاری شبکه تلویزیونی دیسکاوری، تلویزیون اسکی و دانشگاه اوپن تولید شده است. متن اصلی، در نسخه های بریتانیایی و کانادایی این مجموعه استفاده شده و توسط دیوید اتنبرو نوشته و روایت شده است.
زندگی نام یک مجموعهٔ تلویزیونی ایرانی به کارگردانی «حسین مروی» است که در سال ۱۳۷۱-۱۳۷۰ تولید و از شبکه ۲ سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش گردید.
آبراهام لینکلن در ۱۲ فوریه ۱۸۰۹ (هم روز با چارلز داروین) در کلبه ای چوبی در مزرعهٔ سینکینگ اسپرینگ، به مساحت یک چهارم کیلومتر مربع، به دنیا آمد. پدرش توماس لینکون و مادرش ننسی هانکز بود.
آرتور روبینشتاین – عشق به زندگی (فرانسوی: L'Amour de la vie – Artur Rubinstein) یک فیلم در سبک مستند به کارگردانی ژرار پاتریس و فرانسوا رایشنباخ است که در سال ۱۹۶۹ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به آرتور روبینشتاین اشاره کرد.
آستانه زندگی (سوئدی: Nära livet) فیلمی به کارگردانی اینگمار برگمان است که در سال ۱۹۵۸ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به اینگرید تولین، بیبی آندرشون، ارلاند یوسفسن و ماکس فون سیدو اشاره کرد.
جستجو و کاوش پیرامون رابطهٔ میان آنتروپی در دانش ترمودینامیک و برآیش در زندگی در قرن ۲۰ آغاز گشت. درسال ۱۹۱۰ تاریخدان آمریکایی هنری آدامز مقالاتی حاوی تئوری تاریخی که بر اساس قانون دوم ترمودینامیک و اصول آنتروپی منتشر کرد. از سال ۱۹۴۴ که کتاب حیات چیست؟ توسط فیزیکدان برجسته اروین شرودینگر انتشار یافت نقش محرک زیادی در این زمینه تحقیات داشت. در آن کتاب شرودینگر به تشریح اینکه جهان توسط آنتروپی منفی بلعیده شده پرداخت که در ویرایش بعدی کتاب با توجه به نقد منتقدین اصلاحاتی انجام داده و اعلام کرد منبع درست انرژی آزاد ترمودینامیکی است.
بیشتر تفاسیری (مربوط به رابطه ترمودینامیک و تکامل موجودات) که در سالهای اخیر انجام شده به تشریح و بررسی انرژی آزاد گیبس محدود شد زیرا بیشتر فرایندهای بیولوژیکی طبعیت در دما و فشار ثابت انجام می شود مانند فشار ثابت جو یا اعماق دریا.
بر اساساس نظر آلبرت لستر لنینگر موجوادات نظم درونی خود را با دریافت انرژی آزاد از محیط و از راه دریافت خوراک یا نور خورشید حفظ کرده و همان میزان انرژی را به محیط خود به صورت تولید آنتروپی و گرما پس میدهند.
آوای زندگی فیلمی به کارگردانی و نویسندگی علی شاه حاتمی ساختهٔ سال ۱۳۸۷ است.
استاندارد زندگی (انگلیسی: Standard of living) به میزان دارايی، درجه راحتی، کالاهای مادی، و ضروریات در دسترس یک طبقه اجتماعی اقتصادی مشخص در یک شرایط خاص جغرافیائی، معمولاً یک کشور، اطلاق می گردد. استاندارد زندگی شامل عوامل زیر است :
از قبیل درآمد، نوع و در دسترس بودن استخدام، اختلاف طبقاتی، درجه فقر، توان مالی تهیه مسکن و کیفیت آن، ساعات کار ضروری برای تهیه مایحتاج زندگی، تولید ناخالص داخلی، درجه تورم، مدت اوقات بیکاری در طول سال، درجه دسترسی به خدمات درمانی، در دسترس بودن آموزش و پرورش و کیفیت آن، امید به زندگی، وقوع بیماری، هزینه کالاها و سرویس ها، زیرساختهای محیط، رشد اقتصاد ملی، ثبات سیاسی و اقتصادی، آزادیهای سیاسی و مذهبی، کیفیت محیط، آب و هوا و ایمنی. استاندارد زندگی پیوستگی نزدیکی به کیفیت زندگی دارد.
اعتراف به زندگی (اسپانیایی: Confieso que he vivido) خودزندگینامهٔ پابلو نرودا، شاعر اهل شیلی است. این کتاب در ایران با نام «خاطرات من» و ترجمه هوشنگ پیرنظر منتشر شده است.
امید به زندگی یک شاخص آماری است که نشان می دهد متوسط طول عمر در یک جامعه چقدر است و یا به عبارت دیگر هر عضوی از آن جامعه چند سال می تواند توقع حیات داشته باشد. هر چه شاخص های بهداشتی و همچنین درمانی بهبود یابد امید به زندگی افزایش خواهد یافت و از این رو این شاخص یکی از شاخص های سنجش پیشرفت و عقب ماندگی کشورهاست. امید زندگی زنان در همه جوامع چند سال (در کل جهان چهار و نیم سال) بیشتر از مردان است.
مطابق آمار سازمان ملل کشورهای ژاپن، هنگ کنگ، ایسلند، سویس و استرالیا به ترتیب در جهان مقام های اول را دارند که با حدود ۸۲ سال از میانگین جهانی ۲۲ درصد بالاتر است. کشورهای سوازیلند، موزامبیک، زیمباوه، سیرالئون و لسوتو نیز به ترتیب در پایینترین رده قراردارند. امید زندگی در این کشورها حدود ۴۲ سال است که ۳۸ درصد کمتر از میانگین جهانی و نصف کشورهای بالای جدول است.
امید زندگی در ایران برای زنان ۷۲٫۶، برای مردان ۶۹٫۴ و در کل ۷۱ سال است که ۵٫۵ درصد از میانگین جهانی بالاتر است و ایران را در بین ۱۹۵ کشور در رتبه ۱۰۹ قرار می دهد. این در حالی است که میانگین سنی فوت شدگان تهرانی در سال ۱۳۸۸ به ۴۹ سال و چهار ماه کاهش پیدا کرده است.
بار دیگر زندگی نام یک مجموعهٔ تلویزیونی ایرانی به کارگردانی «علاءالدین رحیمی» است که در سال ۱۳۶۳ تولید و از شبکه ۱ سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش گردید.
باز هم زندگی یک برنامه تلویزیونی محصول سال ۱۳۸۵–۱۳۸۶ به کارگردانی، و تهیه کنندگی بیژن بیرنگ می باشد که از شبکه چهار پخش شد.
مجموعه برنامه «باز هم زندگی» به تهیه کنندگی بیژن بیرنگ که تاکنون حدود یک سوم از مرحله ضبط را پشت سر گذاشته، از اوایل اردیبهشت ماه روی آنتن پخش می رود. این مجموعه ۶۰ قسمت ۵۰ دقیقه ای تهیه شد
این برنامه مضمونی اجتماعی، خانوادگی و روانشناسی دارد و در هر قسمت یکی از مسایل جامعه را مورد بررسی قرار می دهد. پرسش هایی که در برنامه مطرح می شود بر اساس تحقیقات اجتماعی و روانشناسی است و به موضوع های تعلیم و تربیت عمومی می پردازد. مهمانان این برنامه از افراد عادی جامعه هستند که در زمینه موضوع مورد نظر برنامه فعالیت یا عملکرد ویژه و مهمی داشته اند.
قرار بود مجری این برنامه اسماعیل میرفخرایی باشد که امکانپذیر نشد. و خود بیژن بیرنگ به عنوان مجری در برنامه حضور یافت.
مجموعه برنامه «باز هم زندگی» در قالب برنامه های گفتگوی چالشی (تاک شو) ارائه شد
بازگشت به زندگی (به انگلیسی: Coming Back to Life) آهنگی از آلبوم زنگ دسته بندی گروه موسیقی پراگرسیو راک پینک فلوید است که در سال ۱۹۹۴ منتشر شد.
بازی زندگی یک مجموعه تلویزیونی محصول سال 1380 به کارگردانی ، نویسندگی و تهیه کنندگی می باشد که از شبکه پخش شد.
شبیه سازی زندگی زیرسبکی از سبک بازی های شبیه ساز است که به بازسازی زندگی واقعی در دنیای بازی می پردازد. در این گونه بازی ها، بازی کننده کنترل یک یا چند شخصیت را در بازی به دست می گیرد و روابط فردی یا گروهی او در جامعه را شکل می دهد. بهترین نمونه برای این گونه بازی ها، مجموعه بازی های رایانه ای سیمز است.
«برای ۱ لحظه در زندگی» تک آهنگی از هنرمند اهل ترینیداد و توباگو نیکی میناژ، دریک است که در سال ۲۰۱۰ میلادی منتشر شد. این تک آهنگ در آلبوم جمعه صورتی قرار داشت.
این تک آهنگ در چارت های ، در رتبه اول و در چارت های ، جزو ده ترانه اول قرار گرفت.
برای زندگی ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
برای زندگی (آلبوم)
برای زندگی (فیلم)
برشی از زندگی عبارتی است که نمایانگر استفاده از واقع گرایی دنیوی و ترسیم هنرمندانه و سرگرم کنندهٔ تجربهٔ روزانهٔ افراد است.
برگی از زندگی یک مجموعه تلویزیونی محصول سال ۱۳۷۳ به کارگردانی هرمز هدایت، می باشد که از شبکه دو پخش شد.
بزرگتر از زندگی (انگلیسی: Larger than Life) یک فیلم در سبک کمدی به کارگردانی هاوارد فرانکلین است که در سال ۱۹۹۶ منتشر شد.
به آوران زندگی یک مجموعه تلویزیونی محصول سال ۱۳۷۹–۱۳۷۸ به کارگردانی اسفندیار شهیدی داود توحیدپرست، نویسندگی و تهیه کنندگی سید مرتضی علوی می باشد که از شبکه پخش شد.
بوی خوش زندگی فیلمی به کارگردانی و تهیه کنندگی ابوالحسن داوودی و نویسندگی علیرضا خمسه، پیمان قاسم خانی، محمود جعفری و ابوالحسن داوودی ساخته سال ۱۳۷۳ است.
این فیلم در ۲۶ شهریور ۱۳۷۴ در سینماهای ایران اکران شده است.
بوی گند زندگی (انگلیسی: Life Stinks) یک فیلم در سبک کمدی-درام به کارگردانی و با بازی مل بروکس است که در سال ۱۹۹۱ منتشر شد. بازی گران برجسته ای نظیر لزلی ان وارن، هاوارد موریس و جفری تامبر در این فیلم حضور دارند. موسیقی فیلم ساختهٔ جان موریس است.
فیلم در بخش خارج از مسابقه در جشنواره کن در سال ۱۹۹۱ به نمایش درآمد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های زندگی

زندگی وضعی است که اندامگان (اٰرگانیسم) را از موجودات نا-زنده یا اندامگان مرده جدا می سازد؛ با دگرگشت (متابولیسم) و زادآوری بازنمود دارد. سخنان دربارهٔ زندگی ممکن است با موضوعات مرگ، جهان، شادی، غم وغیره مشترک باشد و هریک برپایهٔ جهان بینی و دیدگاه شخصی است.
• «ارزش هرلحظه از زندگی حقیقتاً بی قیمت است. همه ما از مهلتی که داریم ناآگاهیم ولی طبع انسان این است که آن را در نظر نمی آورد. فرصت و لذت زندگی با کیفیت در زمان حال را نباید از دست داد. شاید فردا که سهل است اصلاً لحظه دیگری در کار نباشد.» -> کریم ارغنده پور
• «اگر A برابر با موفقیّتی در زندگی باشد، A=X+Y+Z فرمولی می شود که A در آن کار است، X پویایی و Z می شود دهانت را بستن!» -> آلبرت اینشتین
• «اگر چگونه مُردن را یاد بگیری، چگونه زیستن را نیز فراخواهی گرفت.» در Tuesdays with Morrie -> میچ آلبُم
• «آنان که می خواهند خوب زندگی کنند باید به حقیقت نزدیک شوند زیرا پس از نیل به این مقام است که می توان از غم و اندوه جهان دست کشید.» -> افلاطون
• «بیعشق زندگی محال است.» بدون منبع -> افلاطون
• «بهترین چیزها در زندگی، بچگانه است.»
• ترجمه های دیگر: «بهترین چیزها در زندگی ساده/ابلهانه/مزخرف است.» -> اسکات آدامز
• «من در همهٔ جهات زندگی ام شعاری دارم و اینکه «اگر شد چه عالی، نشد چه بهتر!». این جمله از نظر من شگفت انگیز است. این جمله تأثیر روانی بسیار عجیبی روی ذهن دارد، پیشنهاد می کنم آزمایش کنید.» «در مصاحبه با روزنامهٔ شرق»؛ چاپ ۳۰ آوریل ۲۰۱۷/ ۱۰ اردیبشهت ۱۳۹۶ -> گلاب آدینه
• «انسان فطرتاً موجودی تراژیک است. به محض اینکه بر زندگی پیرامونش آگاهی می یابد، پی می برد که باید دیر یا زود آن را ترک کند. تراژدی در همین جا نهفته است. موجودات دیگر نمی دانند که خواهند مُرد، اما انسان می داند که هر زندگی باید پایان پذیرد و می داند کمه این پایان تا ابد با انسان همراه است. او خویشان و دوستان را از دست می دهد و مرگ هم بی وقفه او را تهدید می کند. زندگی در بستر مسائل اجتماعی، آمیزه ای از شادی ها و اندوه ها، یافتن ها و از دست دادن ها، کامیابی ها و ناکامی هاست.» -> چنگیز آیتماتوف
• «امروزه، بیشتر مردم در شتاب زندگی می کنند و هویت خود را گم کرده اند.» -> چنگیز آیتماتوف
• «ما برای این در دنیا هستیم که زندگی خوبی داشته و خوشحال باشیم؛ نه اینکه تا آنجایی که می توانیم خانه بخریم، ماشین بخریم و لباس بخریم. ما باید خوب زندگی کنیم، خوشحال باشیم، به کسی ظلم نکنیم و اگر کسی هم دچار مشکلی می شود، کمک کنیم. همه ما بنده خدا هستیم و مهم نیست کجا به دنیا آمده ایم و اگر می توانیم باید به دیگرانی که مشکل دارند، کمک کنیم و نباید خودخواه باشیم.» در مصاحبه با شرق؛ چاپ ۲۶ فروردین ۱۳۹۶/ ۱۵ آوریل ۲۰۱۷ -> نرگس اشتری
• «به جرأت می توان ادعا کرد که زندگانی حقیقی عده ای از مشاهیر و رجال بعد از مرگشان شروع شده است.» بدون منبع -> ساموئل اسمایلز
• «بیشتر زندگی فاجعه است. به دنیا می آیید، نمی دانید چرا. این جا هستید، نمی دانید چرا. می روید، می می رید. خانواده تان می میرند. دوستان تان می میرند. مردم رنج می کشند. مردم در وحشتی دائمی زندگی می کنند. جهان پر از فقر و فساد و جنگ و نازی ها و سونامی هاست. از تمام این ها، نتیجه گرفته می شود که شما بازنده اید - شما در خانهٔ حریف شکست خوردید.» -> وودی آلن
• «به نظر من وظیفه اصلی در زندگی، خدمت کردن است... به جامعه ام خدمت می کنم. هر شخص نماینده گروهش است. هرگز نباید به جای دیگری فکر کرد. باید برای خودمان کار کنیم یا برای همسر، دختر، مادر، دوستانمان.» -> فیلیپ استارک
• «تنها دو چیز در زندگی، هدف است: یکی آنکه به چیزی که می خواهید برسید، دوم آنکه از آن لذّت ببری. خردمندان به مرحلهٔ دوم این هدف می رسند.» Afterthoughts (1931), 'Life and Human Nature'. -> لوگان اسمیت
• «تنها زندگی که ما آن را خوب می شناسیم، همان است که اختیاردارِ نهایی آن هستم. تنها تجربه ای که ما می توانیم به آن استناد کنیم، همان است که ما شخصاً آن را تحمّل یا مشاهده کرده ایم.» Where the Bluebird sings to the lmonade springs -> والاس استگنر
• «زندگی گواراست و مرگ آسودگی؛ جابه جایی میانِ این دو، رنج آور است.» -> آیزاک آسیموف
• «کافی است زندگی دیگری برای خود بیانگارید تا قلب تان همچنان بتپد.» در The Music of Chance -> پل استر
• «زندگی زیباست، امّا شکل ندارد. کارِ هنر، شکل دادن به زندگی است.» از «فرهنگ گفته های طنزآمیز، نشر فرهنگ معاصر» چاپ ۱۳۸۸، ش 1359 -> ژان آنوئی
• «زندگی شیرین است. هر صبح که از خواب بیدار می شوم، شکر خدا می کنم. من دوست ندارم از دنیا بروم.» «باور کنید اگر ساده زندگی کنید راحت نفس می کشید.» -> منوچهر آذری
• «زندگی مبارزه ای دائم بین فرد بودن و عضوی از جامعه بودن است.» خاطرات کاملاً واقعی یک سرخ پوست پاره وقت -> شرمن الکسی
• «زندگی، داستانِ درازِ خستگی است.» -> ساموئل باتلر
• «مسلماً زندگی لذت های خودش را دارد، اما برای هر کسی به نوعی. طبیعی است که وقتی زاویه نگاه و حساسیت آدم فراتر از مسایل شخصی خودش و دایره کوچک ارتباطات نزدیکش باشد، همه وقایع و موقعیت های بیرونی می تواند تأثیرگذار در حال و احوالش باشد.» -> رخشان بنی اعتماد
• «زندگی، پیچیدگی بر سادگی است.» -> مرید برغوثی
• «دنیای دیگری را در ذهن خویش بیافرین و آن را برای زندگی خود زیباتر بساز.» -> ری بردبری
• «در عشق زیستن بزرگترین نبرد زندگی است. عشق بیش از هر تلاش انسانی دیگر، یا هر احساس عاطفی دیگر، نیاز به ظرافت، انعطاف پذیری، حساسیت، درک، پذیرش، شکیبایی و تحمل و دانش و قدرت دارد.» بدون منبع -> لئو بوسکالیا
• «حیات در علم است و راحت در معرفت و رزق در ذکر.»
• بازنویسی: «زندگی در علم است و آسودگی در دانستن و روزی در به یادآوری خدا.» -> بایزید بسطامی
• «به نظر من تنبلی و بیکاری گناه بزرگی است. شما تنها یک بار فرصت دارید به دنیا بیائید و یک بار فرصت دارید زندگی کنید و بهتر است در زندگی خود کاری بکنید. نیاز به کار و معاشرت با دیگران دارید و کسانی که این کار را نمی کنند دچار همان غرور شده اند.» -> دن براون
• «در بعضی از سطوح نادانی و جهالت قطعاً سعادت و خوشی محسوب می شود. دانستن حقایق اطراف همیشه با زحمت و تحمل سختی ها همراه بوده است. وقتی دنیای واقعی اطرافتان را درک کنید همیشه نگرانی ها و تفکر دربارهٔ آینده و سرنوشت بیشتر می شود.» -> دن براون
• «انسان نمی تواند تصمیم بگیرد چگونه یا چه وقت بمیرد. چیزی که انسان می تواند تصمیم بگیرد این است که اکنون چگونه زندگی کند.» Daybreak 1968 -> جوآن بائز
• «ارزش زندگی هرکسی به اندازهٔ ارزش ورزیدن او به زندگی دیگران با واسطه های عشق، دوستی، آزردگی و دلسوزی است.» -> سیمون دو بووار
• «بعضی وقتها فکر می کنم این زندگی است که ما را انتخاب می کند، در حالی که ما این جا نشسته ایم و خیال می کنیم این ماییم که داریم کشتی را هدایت می کنیم، در صورتی که ما فقط وسیله ای هستیم برای تقسیم بندی پیچیدهٔ زندگی.» عشق در زمستان آغاز می شود -> سایمون ون بوی
• «آنچه در هر لحظهٔ زندگی نیاز داریم، پایان بخشیدن به دنیای کهنه و آغاز دنیایی نو است.» The Beginning and the End (1947). -> نیکلای بردیایف
• «اگر به درستی از ظرفیت روحی و فکری خود استفاده کنیم و با این نیرو ارتباط برقرار کنیم شاهد اعجازهایی در زندگی خود خواهیم شد.» -> یوهان هانریش پستالوزی
• «اگر قرار بود زندگی را در یک کلمه تعریف کنم، تعریف من این بود:زندگی آفرینش است.» بولتن آکادمی پزشکی نیویورک، جلد پنجم، سال ۱۹۲۸ -> کلود برنارد
• اگر شما در زندگی، حساب همه رخدادهای بدی را که شاید پیش بیاید بکنید، به این نتیجه خواهید رسید که بهتر است دست به هیچ کاری نزنید.» «شانس، با نشستن در یک گوشه و انتظار کشیدن، به سراغ آدم نمی آید؛ بلکه آن را باید با حرکت و استقبال از خطر به دست آورد.» در بر بال عقاب ها، فصل چهارم، بخش ۳ -> راس پرو
• «باید درک کنیم که همه آنچیزی هایی که هستیم چه از نظر فیزیکی و چه روحی باید با هم ترکیب شوند تا ما را از فرصت زندگی یی که در زمان حال داریم آگاه کنند. ما نمی توانیم به شیوه دیگری زندگی کنیم.» -> اینگرید بتانکورت
• «تاریخ یک چیز است و زندگی فردی ما یک چیز دیگر. قرن ما قرنِ وحشتناکی بوده است، از غم انگیزترین دوران حیات تاریخ بشر، امّا زندگی های ما کم و بیش همان است که همیشه بوده. زندگی های خصوصی، تاریخ نیست. در جریان هر رویداد بزرگ جهانی، تاریخ پیوسته دگرگون می شود. اما مردم زندگی شان را می کنند، سرِ کار می روند، عاشق می شوند، مریض می شوند، می میرند، دوست می یابند، لحظه های غم و شادی و این ها، هیچ یک از این ها ربطی به تاریخ ندارد. یا ممکن است تأثیر اندکی داشته باشد.» گفتگو با آلفرد مک آدام، نشر شده در «بررسی کتاب (ویژه هنر و ادبیات)»، شماره 30، زمستان 1377 -> اکتاویو پاز
• «تاریخ چشم اندازِ ماست، یا دکورِ ما و در بستر آن زندگی می کنیم. امّا درام واقعی و نیز کمدی واقعی، درون ما جریان دارد و به نظرم می توان همین سخن را دربارة کسی که در سدة پنجم می زیسته یا کسی که در یک سدة آتی خواهد زیست، گفت. زندگی، تاریخی نیست، چیزی است بیشتر شبیهِ طبیعت.» گفتگو با آلفرد مک آدام، نشر شده در «بررسی کتاب (ویژه هنر و ادبیات)»، شماره 30، زمستان 1377 -> اکتاویو پاز
• «در هنر هم مانند زندگی فقط آزادی و ترقی است.» بدون منبع -> لودویگ فان بتهوون
• «زندگی زود می گذرد، و عمرِ هر کس پس از چند سال سپری می شود، ولی چه لذّتی از این بالاتر که انسان فکر کند در آن مدّتی که زنده بود و در روی زمین به سر بُرده است، یک عنصرِ مفید و یک خدمتگزار به جامعه و تمدن بوده است.» خطاب به دانشجویان و فارغ التحصیلان ایرانی و ایرانیان مقیمِ آلمان، 8/3/1346 -> محمدرضا پهلوی
• «زندگی واقعی، آن زندگی است که خود را نه به سرسپردگی بسپارد و نه به ارضای غرایز اولیه. حیاتی که در آن سوژه خود را به مثابه سوژه برمی سازد. من چهار حوزه می شناسم که حقیقت در آنها خود را عیان می کند، همان هایی که من چهار رویه برساختن حقیقت نامیده ام: هنر، عشق، سیاست و علم. خواست من از جوان ها این است که در این چهار شرط سیر کنند: با هنر در تمام اشکالش مواجه شوند؛ در عشق وفادارانه وارد شوند و برای مدتی طولانی بمانند؛ و در عمل سیاسیِ ساختن جهانی عادلانه، جهانی غیر از آنچه هست، مشارکت ورزند؛ و تا این اندازه از علم بی خبر نباشند، آن را به دست تکنولوژی یا سرمایه نسپارند.» -> آلن بدیو
• «زندگی دشوار است. این حقیقتِ بزرگی است؛ یکی از بزرگترین حقایق. حقیقت بزرگی است؛ چون، وقتی ما واقعاً این حقیقت را در می یابیم، از آن درمی گذریم. وقتی به واقع بدانیم که زندگی دشوار است، وقتی واقعاً آن را درک کنیم و بپذیریم، آن گاه زندگی دیگر دشوار نیست. چون وقتی پذیرفته شد، این واقعیّت که زندگی دشوار است، دیگر اهمیّتی ندارد.» -> مورگان اسکات پک
• «زندگی آمیزهٔ غم ها و شادی ها، لذت ها و دردهاست، ولی بی دردی، بدترین دردهاست. لذت زندگی را در بی خبری و عافیت طلبی پیداکردن، زندگی باطل است.» -> رخشان بنی اعتماد
• «دوست دارم افرادی که در بطن جامعه زندگی می کنند با هر عقیده ای به شرط اینکه ملون نباشند پای عقایدشان بایستند.» -> هانیه توسلی
• «تغییر، فقط یک چیز لازم برای زندگی نیست، خود زندگی است.» ترجمه های دیگر: «دگرگونی ها تنها یک چیز بایسته برای زندگی نیست، خود زندگی است.»
• -> الوین تافلر
• «به امید اینکه زندگی ام چنگی به دل بزند تصمیم گرفته ام خاطراتم را بنویسم، بلکه زندگی ام روی کاغذ جالب تر جلوه کند.» از «فرهنگ گفته های طنزآمیز» -> سو تاونسند
• «انسان نمی تواند به تنهایی و برای خود زندگی کند، این مرگ است نه زندگی.» -> لئو تولستوی
• «به هنگام عزیمت و در دقایق حساس زندگی، انسان هایی که توانایی بررسیِ اعمالِ خویش را دارند به اراده ای قوی دست می یابند.» بدون منبع -> لئو تولستوی
• «در زندگی وضعی نیست که انسان نتواند به آن خو بگیرد، به ویژه هنگامی که ببیند همه اطرافیانش آن را پذیرفته اند.» بدون منبع -> لئو تولستوی
• «تصور این موضوع که سرنوشت بشر می تواند با تدابیر عقلانی، تغییر مسیر یابد و راه صواب را در پیش گیرد، زندگی را به معنی واقعی ناممکن می سازد.» بدون منبع -> لئو تولستوی
• «تنها هدف زندگی، رسیدن به سعادت و کسب لذت است. رسیدن به لذت و خوشی هدفی است شایسته و درخورِ حیات. بخشش، صلیب، فداکاری، همه در راستای رسیدن به لذت و خوشحالی قرار گرفته اند.» بدون منبع -> لئو تولستوی
• «بگذار تا زندگی ات چون رقصی آرام بر گوشه های زمان باشد، همچون قطره شبنمی بر کنارهٔ یک برگ…» -> رابیندرانات تاگور
• «کسی که حس زندگی نداشته باشد نمی تواند به اعمالش معنی بدهد.» -> اتوره گوتی تدسکی
• «زندگی جنگل است، آن را بکاو!»
• ترجمه های دیگر: «زندگی چنان جنگلی است که باید آن را کاوید.» «زندگی جنگل است، آن را بکاو/کشف کن/بگرد.» از فیلم؛ -> جو، کثیف، ۲۰۰۱
• «زمان شما محدود است، پس این زمان محدود را با زندگی بر اساس اعتقادات و نگرش دیگران هدر ندهید.» -> استیو جابز
• «به عقیدهٔ ما، بشر یک میلیون اشتباه ندارد، بلکه تنها و تنها، یک اشتباه مرتکب شده است و آن این است که: هدف و ایده آل زندگی خود را نمی داند.». تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی -> محمدتقی جعفری
• «جهان بسیار گسترده است و برای ما معلوم نیست که افق جهان کجاست! به نظر من، افق جهان نهایت ندارد. مفهوم این سخن آن نیست که یک هستی لایتناهی را از اول تصور می کنم، بلکه به این معناست که مرتب افق هایی جدید کشف می شود. وقتی افق های جدید کشف می شود، تجربه من از جهانی که با آن می زیم، این خواهد بود که زندگی، یک چیزِ افق نامحدود است و شما هر اندازه بروید، افق همچنان باز می شود. وقتی شخصی وارد یک دریا می شود، در ابتدا، دریا یک افق دارد که به فرض دو کیلومتر آن طرف تر است؛ ولی وقتی می رود به وسط دریا می رسد، می بیند بیکران است. به هر سو که نگاه می کند، آب می یابد. تجربه زندگی، چنین تجربه ای است و چون چنین است، من تنها نمی زیم بلکه با یک پیرامون در محیط نامحدود از نظر افق می زیم، زندگی معنابخش است، چون معنا در جایی بسته می شود – و به وجود نمی آید و پوچی حاصل می شود – که انسان به بن بست برسد...» -> محمد مجتهد شبستری
• «از زندگی نترس. باور داشته باش که زندگی ارزش زیستن دارد و ایمان توست که کمکت می کند تا واقعیت را بسازی.» -> هنری جیمز
• «در جوانی معلمی داشتم که به رحمت خدا رفت. او می گفت زندگی یعنی ...» پیروز حناچی در مصاحبه با روزنامهٔ شرق: «۱۸ ژوئن ۲۰۱۷/ ۲۸ خرداد ۱۳۹۶» -> امید و حرکت
• «آن چنان برای دنیایت تلاش کن که گویا همیشه زنده خواهی ماند، و چنان برای آخرتت تلاش کن که گویا فردا خواهی مُرد.»
• ترجمه های دیگر: در امرِ دنیای خود چنان باش که گویی برای همیشه زنده خواهی بود، و در امورِ آخرت چنان رفتار کن که گویی فردا از دنیا خواهی رفت.» -> حسن بن علی
• «تلفیق علم با ارزش هاست که زندگی را ارزشمند می کند.» ۴ آوریل ۲۰۱۷/ ۱۵ فروردین ۱۳۹۶؛ «در جمع اعضای هیأت علمی دانشگاه ها» -> محمد خاتمی
• «اینکه بتوانی با خوشنودی به گذشتهٔ زندگی ات بنگری، مانند این است که دوبار زیسته ای.»
• ترجمه دیگر: «توانا بودن در نگریستن با خوشنودی به گذشته، بمانند زیستنِ دوباره است.» «اینکه قادر باشی با رضایت به گذشتهٔ زندگی خود نگاه کنی، مثل این می ماند که دو بار زندگی کنی.» -> جبران خلیل
• «زندگی یعنی پژوهش و فهمیدن چیزی جدید.» «احساس اجبار به فداکاری، لازمه زندگی است.» «هنر، چاشنی زندگی است.» «عشق زندگی را به شیوش می آورد.» -> محمود حسابی
• «زندگیام عالی است، حتی وقتی عالی نباشد.» -> الن دی جنرس
• «خودآگاهی بر زندگی بالاتر از خود زندگی است.»
• ترجمه های دیگر: «آگاهی بر زندگی بالاتر از خودِ زندگی است.» در رؤیای آدم مضحک، جلد پنجم، 1877 -> فیودور داستایفسکی
• «در زندگی هم باید آدم ها را آزاد گذاشت تا خودشان راه و مسیر درست را پیدا کنند. این نکته بسیار مهمی است که آزادی را در اختیار آدم ها بگذاریم، تا جایی که احساس کنند با محدودیت های غیر منطقی روبرو نیستند. آدم ها و بازیگران باید اشتباه کنند و از این اشتباهات، پند لازم را بگیرند .» -> رابرت دنیرو
• «تا آنگاه که نیازمند یادگیری هستی، جویندهٔ دانش باش؛ این معنای همهٔ زندگی ات است». -> هنری داهرتی
• «انسان نتیجهٔ نحوهٔ اندیشیدنش است. حال که زندگی ما را به مبارزه طلبیده، باید خود را مجهز کنیم و همه چیز را از نو بسازیم. در این راه آنچه بیش از همه اهمیت دارد، همانا هدفمند بودن زندگی انسان است. در باور من، هر سختی تجربه و درسی است که باید از آن آموخت. انسان هدفمند، نه ناامید می شود، نه از مبارزه بازمی ایستد. کسی که در مقابل شماست، و او را شخص موفقی می دانید، کسی است که خود را مدیون زخم های زندگی می داند و آنها را سپاس می دارد. فراموش نکنیم که هیچ سیاهی مطلق نیست و در هر سفیدی نقطه ای از سیاهی است.» -> ایران درودی
• «دشوارترین امور زندگی کردن نیست؟ چه قدر دشوار است زندگی کردن!» در نون نوشتن -> محمود دولت آبادی
• «ما در کارهایی که انجام می دهیم – اعم از شخصی یا اجتماعی- اگر هدفمان ساختن خودمان باشد، برنده هستیم. مهم نیست چه اتفاقی می افتد، اصل این است که ما به دنبال ساختن خودمان و یافتن حقیقت باشیم و در نهایت سرمایه ای برای زندگی جاودانه مان جمع کنیم.» «در مصاحبه با روزنامهٔ شرق»؛ چاپ ۱۲ فوریه ۲۰۱۳/ ۲۴ بهمن ۱۳۹۱ -> محمدعلی رامین
• «نمی توانی بر آینده ات سروری کنی اگر همچنان بردهٔ گذشته ات هستی.» -> ریحانا
• «در زندگی قضایای الهامبخش برای سال های در پیش وجود دارد.» -> مایا زنقول
• «از هیچ کس نمی خواهم که برای من زندگی کند و من هم برای کسی زندگی نخواهم کرد.» در داستان سرود -> آین رند
• «لذت زندگی چیزی جز تعاون و کمک کردن به دیگران نیست و لذت دستگیری از مردم از هر لذتی بالاتر است.» -> حسن روحانی
• «پیچیده ترین مسائل زندگی مدرن از ادعای فرد برای حفظ استقلال و فردیت هستی خویش در برابر نیروهای سهمگین اجتماعی و میراث تاریخی و فرهنگ برونی و فن زندگی ناشی می شود.» «کلان شهر و حیات ذهنی» -> گئورگ زیمل
• «در روزهای بدی زندگی می کنیم؛ روزهایی که ارزش هر چیزی با پول مشخص می شود؛ روزهایی که آموزش ما، بهداشت و درمان ما و حتی انسانیت ما با پول خریدوفروش می شود. چرا به این نقطه رسیده ایم؟» -> لیلی رشیدی
• «انسان ها در طول زندگی شان خیلی وقت ها در شرایطی قرار می گیرند که تمایل دارند از خلوت خود فرار کنند، شما که مقابل من نشسته اید خودتان نیستید، نمی توانید باشید، جلوی پدر و مادرتان نیز «خود» اصلی تان نیستید، انسان تنها در خلوت خود می تواند یک تعریف خاص از خود ارائه دهد، تعریفی خالص از تمام زشتی ها، خوبی ها و بدی هایشان، اخلاقیات چیزی است که در تمامی جوامع باید پذیرفته شود و اتفاقی که این وسط ایجاد می شود نظم واحدی است که در زندگی شکل می گیرد، شما برای این که بتوانید در جامعه زندگی کنید و زندگی خوبی داشته باشید، باید آن نظم عمومی و کلی را رعایت کنید و آن یک اخلاق کلی است، باید حواستان به این باشد که چه حرفی را کجا می زنید، پس انسان باید خود رعایت کند که جمع را به هم نریزد، جامعه اش را به هم نریزد؛ ولی انسان می تواند عصیانگر باشد یا خیلی زاویه های سیاه دیگر را در ذهن و فکر و رفتار خود داشته باشد .» -> مصطفی زمانی
• «دوستی گل می کارد در زندگی.» -> می زیاده
• «زندگی مانند رقصیدن است. اگر رقص جای بزرگی داشته باشی، مردم بسیاری خواهند رقصید. وقتی ریتم را عوض کنی، برخی عصبانی می شوند، اما زندگی همیشه در حال عوض شدن است.». -> دون میگوئل روئیز
• «زندگیِ خوب با روابط خوب ساخته شده است… فرصت ها بی پایان اند، می تواند چیزی به سادگی وقت گذارنی با مردم، برپایی یک زندگی یا رابطهٔ نو با یکدیگر با بیرون رفتنِ شبانه یا قدم زدن یا صحبت پس از سال ها با عضوی از خانواده تان باشد…» -> رابرت والدینگر
• «زندگی بر پایهٔ دلیریِ فرد، گسترده یا خُرد می گردد.»
• ترجمه های دیگر: «زندگی از روی شجاعتِ فرد، بسط داده می شود یا کوچک می گردد.» -> آنا نین
• «زندگی پژواک است. هرچه بفرستی، برمی گردد. هرچه بکاری، می دِرَوی. هرچه دهی، می گیری. آنچه که شما در دیگران می ببینید، در خودتان نیز هست.»
• ترجمه های دیگر: «زندگی انعکاس صداست، هرچه بیرون دهی همان را می گیری…» ، See You at the Top, (2000) -> زیگ زیگلار
• «زندگی بازبینی نشده، ارزشِ زیستن ندارد.»
• ترجمه های دیگر: «زندگی بدون تحقیق و جستار ارزش زیستن ندارد» ، The unexamined life is not worth living -> سقراط
• «روزها می گذرد، زندگی رشد می کند و شاخه ها بیرون می زند؛ سرنوشت ها (تقدیرها) در افق گرد می آیند.» در «الحرافیش» -> نجیب محفوظ
• «زندگی درد را به من شناساند، عشق را به من آموخت، شور وشیدایی خلاقیت را به من داد و به من باوراند که سهم انسان از خوشبختی به اندازهٔ عشقی است که ایثار می کند.» «نوع نگاه ما به زندگی است که بر توان های ما می افزاید.» ، -> ایران درودی
• «مسلماً زندگی لذت های خودش را دارد، اما برای هر کسی به نوعی. طبیعی است که وقتی زاویه نگاه و حساسیت آدم فراتر از مسایل شخصی خودش و دایره کوچک ارتباطات نزدیکش باشد، همه وقایع و موقعیت های بیرونی می تواند تأثیرگذار در حال و احوالش باشد.»
• «زندگی آمیزهٔ غم ها و شادی ها، لذت ها و دردهاست، ولی بی دردی، بدترین دردهاست. لذت زندگی را در بی خبری و عافیت طلبی پیداکردن، زندگی باطل است.» -> رخشان بنی اعتماد
• «زندگی شکننده است، با اینحال با سرسختی مبارزه نمودن طبیعی است.» کوهسار جان سال ۱۹۸۹ فصل ۸۰ صفحهٔ 503 -> گائو شینگجیان
• «زندگی احتمالاًعشق و نفرتی است که به طور دائم به هم گره خورده است.» کوهسار جان سال ۱۹۸۹، فصل ۱۲ صفحهٔ 70 -> گائو شینگجیان
• «زندگی دربارهٔ خودیافتن نیست، دربارهٔ خودساختن است.»

ارتباط محتوایی با زندگی

زندگی در جدول کلمات

زندگی
زیست
زندگی آزاد در پناه عدل و در سایه نظم و قانون
امنیت
زندگی خوش
رغید
زندگی مسالمت آمیز در کنار هم
همزیستی
زندگی کردن
زیستن, زی
زندگی کــن
زی
از مکاتب ادبی که برپایه اصالت وجود | آزادی و پوچی زندگی استوار است
اگزیستانسیالیسم
امام هشتم(ع) فرمودند چنین انسانی از زندگی خود لذت نمی برد
حسود
بازیگر مرد فیلم زندگی شیرین
جواد رضویان
بدون آن زندگی میسر نیست
هوا

معنی زندگی به انگلیسی

life (اسم)
دوام ، عمر ، جان ، حیات ، مدت ، زندگی ، زیست ، دوران زندگی ، حبس ابد ، رمق
habitancy (اسم)
سکنی ، جمعیت ، سکونت ، زندگی ، سکنه
living (اسم)
زندگی ، معیشت ، وسیله گذران
existence (اسم)
وجود ، هستی ، موجودیت ، زندگی ، زیست ، بایش
vita (اسم)
تاریخچه ، حیات ، زندگی
habitance (اسم)
جمعیت ، زندگی ، سکنه
vivification (اسم)
زندگی ، احیا ، حیات بخشی

معنی کلمه زندگی به عربی

زندگی
حياة , وجود
تعايش
متحرک , نشط
نباتات
علم النبات
بشکل مباشر , عادة
کبد
سيرة ذاتية
قبرة
هلاک
عمر
ذهاب
توبة
معلم
سيري , متعلق بالسيرة
اخدود
ميت
مثالي
حياة
عمر , مهنة

زندگی را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی زندگی

امیرعلی ٠٦:٤٨ - ١٣٩٦/٠٣/٢٦
زندگی یا زیست یا حیات یعنی فاصلهٔ میان تولد تا مرگ موجود زنده، پس از تولد شروع به رشد و تکامل می کند و در نهایت، به واسطهٔ مرگ، این روند متوقف می گردد.[۱][۲]
در برخی ادیان، زندگی پس از مرگ نیز تعریف شده است. زندگی می تواند از دید مادی و معنوی جدا شود.
اعمال حیاتی [ویرایش]
تنفس مهمترین عامل حیاتی است. بعد از آن خوردن و آشامیدن عمل حیاتی محسوب می شوند. جریان خون - رشد و نمو - تولید مثل و.. نیز جزئی از اعمال حیاتی مشترک در بسیاری از موجودات زنده هستند
پانویس [ویرایش]
↑ #^ ب Koshland جونیور، دانیل E. (۲۰۰۲ مارس ۲۲). «ستون هفت تن از زندگی»: علوم ۲۹۵ (۵،۵۶۳) ۲۲۱۵-۲۲۱۶. doi: ۱۰٫۱۱۲۶/science.۱۰۶۸۴۸۹. PMID ۱۱،۹۱۰،۰۹۲. http://www.sciencemag.org/cgi/content/full/۲۹۵/۵۵۶۳/۲۲۱۵. Retrieved ۲۰۰۹-۰۵-۲۵. راهنما ۲۰۰۹/۰۵/۲۵.
↑ #^ آمریکایی میراث فرهنگ لغت به زبان انگلیسی، نسخه ۴th، منتشر شده توسط هوتون Mifflin شرکت، از طریق:Answers.com
از ویکی پدیا
همچنین:
Life (cf. biota) is a characteristic that distinguishes objects that have signaling and self-sustaining processes (i.e., living organisms) from those that do not,[1][2] either because such functions have ceased (death), or else because they lack such functions and are classified as inanimate.[3][4] Biology is the science concerned with the study of life.
Living organisms undergo metabolism, maintain homeostasis, possess a capacity to grow, respond to stimuli, reproduce and, through natural selection, adapt to their environment in successive generations. More complex living organisms can communicate through various means.[1][5] A diverse array of living organisms (life forms) can be found in the biosphere on Earth, and the properties common to these organisms—plants, animals, fungi, protists, archaea, and bacteria—are a carbon- and water-based cellular form with complex organization and heritable genetic information.
In philosophy and religion, the conception of life and its nature varies. Both offer interpretations as to how life relates to existence and consciousness, and both touch on many related issues, including life stance, purpose, conception of a god or gods, a soul or an afterlife.
Contents [hide]
1 Early theories about life
1.1 Materialism
1.2 Hylomorphism
1.3 Vitalism
2 Definitions
2.1 Biology
2.2 Biophysics
2.3 Living systems theories
3 Origin
4 Conditions for life
4.1 Range of tolerance
4.2 Extremophiles
4.3 Chemical element requirements
5 Classification of life
6 Extraterrestrial life
7 Death
7.1 Extinction
7.2 Fossils
8 See also
9 Notes
10 References
11 Further reading
12 External links
Early theories about life
Materialism
Plant life
Herds of zebra and impala gathering on the Maasai Mara plain
An aerial photo of microbial mats around the Grand Prismatic Spring of Yellowstone National Park
Some of the earliest theories of life were materialist, holding that all that exists is matter, and that all life is merely a complex form or arrangement of matter. Empedocles (430 BC) argued that every thing in the universe is made up of a combination of four eternal "elements" or "roots of all": earth, water, air, and fire. All change is explained by the arrangement and rearrangement of these four elements. The various forms of life are caused by an appropriate mixture of elements. For example, growth in plants is explained by the natural downward movement of earth and the natural upward movement of fire.[6]
Democritus (460 BC), the disciple of Leucippus, thought that the essential characteristic of life is having a soul (psyche). In common with other ancient writers, he used the term to mean the principle of living things that causes them to function as a living thing. He thought the soul was composed of fire atoms, because of the apparent connection between life and heat, and because fire moves.[7] He also suggested that humans originally lived like animals, gradually developing communities to help one another, originating language, and developing crafts and agriculture.[8]
In the scientific revolution of the 17th century, mechanistic ideas were revived by philosophers like Descartes.
Hylomorphism
Hylomorphism is the theory (originating with Aristotle (322 BC)) that all things are a combination of matter and form. Aristotle was one of the first ancient writers to approach the subject of life in a scientific way. Biology was one of his main interests, and there is extensive biological material in his extant writings. According to him, all things in the material universe have both matter and form. The form of a living thing is its soul (Greek psyche, Latin anima). There are three kinds of souls: the "vegetative soul" of plants, which causes them to grow and decay and nourish themselves, but does not cause motion and sensation; the "animal soul" which causes animals to move and feel; and the rational soul which is the source of consciousness and rea ...
|

a ٢٢:٥٠ - ١٣٩٦/٠٧/١٧
live
|

حسین اسدی ٢٠:٤٩ - ١٣٩٦/١٠/١٥
معاش
|

سعیدی ١٢:٤٠ - ١٣٩٧/٠٩/٠٩
زندگی یعنی لحظه و اکنون و دیدن حیات حقیقی و آب زندگی یعنی آگاهی در لحظه
|

پیشنهاد شما درباره معنی زندگی



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سید ابوالفضل ارتضا > مکسوبه
امیرحسین > fields trip
حسین > چاقال
Parsa > minecraft
ا > Incomes
تیاناز > تیامنی
em .jy > tidalwave
حدیث > مهرشاد

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• جملات زندگی   • زندگی کن   • زندگی شعر   • زندگی زیبا   • زندگی عاشقانه   • زندگی چیست   • زندگی یعنی   • زندگی نامه   • معنی زندگی   • مفهوم زندگی   • تعریف زندگی   • معرفی زندگی   • زندگی یعنی چی   • زندگی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی زندگی
کلمه : زندگی
اشتباه تایپی : ckn'd
آوا : zendegi
نقش : اسم
عکس زندگی : در گوگل


آیا معنی زندگی مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )