انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 927 100 1

معنی زن در لغت نامه دهخدا

زن. [ زَ ] (اِ) نقیض مرد باشد. (برهان ). مطلق فردی از افراد اناث خواه منکوحه باشد و خواه غیرمنکوحه. (آنندراج ). مادینه ٔ انسان. بشر ماده. امراءة. مقابل مرد. مقابل رجل. (فرهنگ فارسی معین ). انسان و ماده ای از نوع بشر و مراءة و نساء و خاتون و بانو. ج ، زنان. (ناظم الاطباء). مادینه از آدمی. با ژینای یونانی از یک اصل است. پهلوی «ژن » (زن. زوجه )، اوستا «جنی » و «جنی » ...، هندی باستان «جنی » و «جنی » (زن ، زوجه )، ارمنی «کین » (زن ، بانو)، کردی «ژین » (زن )...، افغانی «جینه ای » و «جونه ای » ، بلوچی «جن » و «غین » ، سریکلی «غین » و«ژین » ، منجی «ژینگا» و اورامانی «ژن » . (حاشیه ٔ برهان چ معین ) :
زن پاراو، چون بیابد بوق
سر ز شادی کشد سوی عیوق.
منجیک.
ز بوی زنان موی گردد سپید
سپیدی کند زین جهان ناامید.
فردوسی.
زن ارچه زیرک و هشیار باشد
زبون مرد خوش گفتار باشد.
(ویس و رامین ).
زن ارچه خسرو است ارشهریاری
و یا چون زاهدان پرهیزکاری
بر آن گفتار شیرین رام گردد
نیندیشد کز آن بدنام گردد.
(ویس و رامین ).
بلای زن در آن باشد که گویی
تو چون خور روشنی چون مه نکوئی.
(ویس و رامین ).
که زن را دو دل باشد و ده زبان
وفا را عوض هم جفا از زنان.
اسدی.
که با زن در راز هرگز مزن.
اسدی.
هنرها ز زن مرد را بیشتر
ز زن مرد بد در جهان هیشتر.
اسدی (از امثال و حکم ص 906).
یوسف مصری ده سال ز زن زندان بود
پس ز تو کی خطری دارند این بی خطران
آنکه با یوسف صدیق چنین خواهد کرد
هیچ دانی چه کند صحبت او با دگران
حجره ٔ عقل ز سودای زنان خالی کن
تا به جان پند تو گیرند همه پرعبران
بند یک ماده مشو تا بتوانی چو خروس
تا بوی تاجور و پیشرو تاجوران.
سنائی.
خادمانند و زنان دولتیار
چون مرا آن نشد آسان چه کنم
دولت از خادم و زن چون طلبم
کاملم میل به نقصان چه کنم.
خاقانی (دیوان چ سجادی ص 253).
گفت پیغمبر که زن بر عاقلان
غالب آید سخت و بر صاحبدلان
باز بر زن جاهلان غالب شوند
زآنکه ایشان تند و بس خیره سرند.
مولوی.
لیک آخر زنی و هیچ زنی
نتوان داشت محرم سخنی
زن که در عقل باکمال بود
راز پوشیدنش محال بود.
امیرخسرو.
از زنان جهان خوش آینده
دوست دارنده ست و زاینده.
مکتبی.
- بیوه زن . رجوع به بیوه شود.
- پیرزن ؛ زن پیر و فرتوت.
- جادو زن ؛ زن جادو. رجوع بجادو شود.
- جوان زن ؛ زن جوان. رجوع به جوان شود.
- چهار زن ؛ کنایه از چهار عنصر. رجوع به همین ترکیب شود.
- زنانگی ؛ کارهای مخصوص به زنان. (ناظم الاطباء).
- زنانه ؛ جای مخصوص به زنان که مرددر آن نباشد. (ناظم الاطباء): حمام زنانه.
- || هر چیز منسوب به زن و موافق کارهای زنان و مانند زنان. (ناظم الاطباء) :
کشان دامن اندر ره وکوی و برزن
زنان دست بر شعرهای زنانه.
ناصرخسرو.
- زن افکندن ؛ افکندن زن. مقابل برداشتن و گرامی داشتن زن. آزار رسانیدن به زن.
- || در بیت زیر، ظاهراً کنایه از تعدی کردن به شخص ضعیف و مسکین آمده است :
زن افکندن نباشد مرد رائی
خودافکن باش اگر مردی نمائی.
نظامی.
- زن باردار ؛ زن حامله و آبستن. (ناظم الاطباء).
- زن بارگی ؛ زن بازی. زن دوستی. (فرهنگ فارسی معین ).
- زن باره ؛ زن دوست را گویند چنانکه غلامباره پسردوست را، چه باره بمعنی دوست هم آمده است. (برهان ) (آنندراج ). زن دوست. (انجمن آرا). مردی که زن بسیاردوست دارد. زن باز. (فرهنگ فارسی معین ). زن دوست و روسپی باره. (ناظم الاطباء). آنکه زنان غیرمشروع دوست گیرد :
شبستان مر او را فزون از صد است
شهنشاه زن باره باشد بد است.
فردوسی (از آنندراج ).
در بلخ ایمنند زهر شری
میخوار و دزد و لوطی و زن باره.
ناصرخسرو (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
- زنبر ؛ زن برنده. آنکه برای دیگران زنان برد. دیوث. پاانداز. (فرهنگ فارسی معین ). کنایه از دیوث و مردی باشد که در محافل و مجالس قابل دفع کردن باشند. (برهان ). دیوث و جاکش. کسی که در محافل و مجالس لایق دفع کردن باشد. (ناظم الاطباء).
- || شاهدباز را نیز گویند. (برهان ).
- زن بمزد ؛ قرمساق. کس کش. قواد. (ناظم الاطباء). آنکه زن خود یا دیگری را برای کسان برد و مزد ستاند. دیوث. قرمساق. قواد. (فرهنگ فارسی معین ). قرمساق و کس کش را گویند و بعربی قواد خوانند. (برهان ) (آنندراج ). قلتبان. قواد. (شرفنامه ٔ منیری ). قرمساق را گویند که زنان را به مردان رساند. (غیاث ). دیوث. مرد بی حمیت. مرد بی غیرت. دشنامی قبیح. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). زن جلب. (مجموعه ٔ مترادفات ) :
کآنچه آن زن بمرد می خواهد
جبرئیل آن بمن نیاورده ست.
انوری (از شرفنامه ٔ منیری ).
بوبکر اعجمی پسری ماند یادگار
دیوانه ، زن بمزدی معتوه و بادسار.
سوزنی (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
بانگ می زد های دزد و های دزد
خانه ام را پاک رفت این زن بمزد.
نعمت خان عالی (ازآنندراج ).
- زن بمزدی ؛ دیوثی. قرمساقی. قوادی. (فرهنگ فارسی معین ) :
ز زن بمزدی منکر شود ملیحک وهست...
سوزنی (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
- زنپاره ؛ زانی. زناکار. جهمرز. (ناظم الاطباء).
- زن پیرایه ؛مشاطه. (ناظم الاطباء).
- زن دغل ؛ زن زناکار و روسپی. (ناظم الاطباء).
- زن دودافکن ؛ زن ساحره. (از برهان ) (از فرهنگ رشیدی ) (از آنندراج ) (از انجمن آرا). زن سحرکننده و افسونگر و جادوگر. (ناظم الاطباء).
- || کنایه از شب تاریک. (از ناظم الاطباء) (از برهان ) (از انجمن آرا) (از آنندراج ) (از فرهنگ رشیدی ).
- زن دوست ؛ کسی که زنان رادوست دارد. (ناظم الاطباء).
- || روسپی باره. زناکار. (ناظم الاطباء).
- زن دوستی ؛ میل و عشق به زن و شهوت پرستی. (ناظم الاطباء).
- زن سیرت ؛ مفعول. کسی که کون داده باشد. ج ، زن سیرتان. (از ناظم الاطباء).
- زن شوی ؛ زن مدخوله و محصنه. ضد باکره. (ناظم الاطباء).
- || مرد زن دیده و زن دار. (ناظم الاطباء).
- زن فعل ؛ زن کردار. مفعول. (ناظم الاطباء).
- || زن مکار. (ناظم الاطباء).
- زن فعل سبزچادر ؛ دنیا. روزگار. (ناظم الاطباء).
- || ماتم زده. (ناظم الاطباء).
- زنک ؛ مصغر زن. زن کوچک. (ناظم الاطباء) :
آن زنک می خواست تا با مول خویش
برزند در پیش شوی گول خویش.
مولوی.
- || زن حقیر و فرومایه. (آنندراج ).
- || اشعه ٔ شمس. (ناظم الاطباء).
- زنکاری ؛ زناکاری. (ناظم الاطباء).
- زنکاری با خویشتن ؛ زناکاری با خویشان نزدیک. (ناظم الاطباء).
- زن کوچه ٔ باستان ؛ کنایه از دنیا و عالم سفلی باشد. (برهان ) (آنندراج ). عالم. جهان. (ناظم الاطباء).
- زنکه ؛ مصغر زن. زن کوچک. (ناظم الاطباء). زنک.
- || زن پست و فرومایه. (ناظم الاطباء). بمعنی زن. (آنندراج ).
- || زن بدبخت. (ناظم الاطباء).
- زن مرد ؛ زنی چون مرد به خلق و خوی و معرب این کلمه زنمردة است. رجوع به محیط المحیط ص 890 و زن مرده شود.
- زن مردانه ؛ زن که متصف به صفات مرد باشد و زن جنگجو. (ناظم الاطباء).
- زن مَرده ؛ زن مردصفت و جنگجوی. (ناظم الاطباء). زنی بلندبالا و لاغر و شبیه به مردان در خوی و طرز. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) :
منیت بزنمردة کالعصا
الص و اخبث من کندش.
ابوعبیدة (یادداشت ایضاً).
رجوع به المعرب جوالیقی ص 168 و محیط المحیط ص 890 شود.
- زنه ؛ بمعنی زن است. (آنندراج ).
- زنی ؛ حالت نسوانیت و چگونگی آن. (ناظم الاطباء) :
نه در ابتدا بودی آب منی
اگر مردی از سر بدر کن زنی.
سعدی (بوستان ).
- || ازدواج.
- به زنی آوردن ؛ ازدواج کردن. نکاح بستن. (ناظم الاطباء). زوجیت. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
- به زنی خواستن ؛ خواستگاری کردن.
- به زنی کردن دختر یا زنی را ؛ او را به زوجیت گرفتن. ازدواج کردن با آن زن یا دختر. (یادداشت ایضاً).
- شاه زن ؛ ملکه . (فهرست ولف ).
- شیرزن ؛ زنی چون شیر توانا و بی باک.
- مرد و زن ؛ مذکر و مؤنث. (ناظم الاطباء).
- ناپاک زن ؛ زنی بدکار و ناخویشتن دار.
- نیک زن ؛ زنی نیک و پارسا.
|| نامرد. جبون. ترسان. بیدل. کم جرأت.(ناظم الاطباء).
- زن بودن ؛ کنایه از حقیر و کم مایه و بی ارزش بودن :
آنکه نه گوید نه کند زن بود
نیم زن است آنکه بگفت و نکرد.
مولوی.
|| جفت مرد. همسر مرد. زوجه. مقابل شوهر. مقابل زوج. (فرهنگ فارسی معین ). به این معنی به اضافت مستعمل میشود، چنانکه گویند: زن فلانی. (آنندراج ). زوجه و عیال شخص. (ناظم الاطباء). زوج. زوجه. حلیله. منکوحه. همسر. صاحبه. معقوده. جفت مرد. عرس. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) :
شوی بگشاد آن فلرزش خاک دید
کرد زن را بانگ و گفتش ای پلید.
رودکی.
پس زن اسماعیل گفت : اگر فرودنمی آیی همچنین سر فرودآور تا گرد و خاک ازسر و رویت پاک کنم و بشورم. (ترجمه ٔ تفسیر طبری ).
پای تو از میانه رفت و زنت
ماند کالم که نیز نکند شوی.
منجیک.
روستایی زمین چوکرد شیار
گشت عاجز که بود بس ناهار
برد حالی زنش ز خانه بدوش
گرده ٔ چند و کاسه ٔ دوسیار.
دقیقی (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
نباشد میل فرزانه به فرزند وبه زن هرگز
ببرد نسل این هر دو نبرد نسل فرزانه.
کسائی.
معذور است ار با تو نسازد زنت ای غر
زآن گنده دهان تو و زآن بینی فرغند.
عماره.
بدو گفت گردوی انوشه بدی
چو ناهید در برج خوشه بدی
به خواهر فرستم زن خویش را...
کنم دور از این در بداندیش را.
فردوسی.
ز بهر زن و زاده و دوده را
بپیچد روان مرد فرسوده را.
فردوسی.
زن خوب رخ رامش افزای و بس
که زن باشد از درد فریادرس.
فردوسی.
او زنی داشت سخت بکار آمده و پارسا. (تاریخ بیهقی ).
مر مرا پرس از این زن که مرا با او
شصت یا بیش گذشته ست دی و بهمن.
ناصرخسرو.
یکی را زن صاحب جمال درگذشت و مادر زن فرتوت به علت کابین در خانه بماند. (گلستان ).
زن خوب فرمانبر پارسا
کند مرددرویش را پادشا.
سعدی.
زن بد در سرای مرد نکو
هم درین عالم است دوزخ او.
سعدی.
- برادرزن ؛ برادر زوجه.
- پدرزن ؛ پدر زوجه.
- پسرزن ؛ پسر زوجه ٔ مرد از شوهر دیگری.
- خواهرزن ؛ خواهر زوجه.
- دخترزن ؛ دختر زوجه ٔ مرد ازشوهری دیگر.
- زنان خوانده ؛ زنهایی که می برند عروس را نزد شوهرش. (ناظم الاطباء).
- || زنهایی که دعوت شده اند در مجلس عروسی. (ناظم الاطباء).
- زن بابا ؛ نامادری. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
- زن بردن ؛ در تداول ، زن گرفتن. زن کردن. رجوع به ترکیب زن کردن شود.
- زن پدر ؛ مادندر. نامادری. زن بابا. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). مادراندر. (ناظم الاطباء).
- زن پسر ؛ عروس و زوجه ٔ پسر شخص. (ناظم الاطباء).
- زن جلب ؛ دشنامی است مردان را. آنکه زن تباهکار دارد. دیوث. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). قواد و دیوث و کسی که زن خود را به حریف برد. (ناظم الاطباء).
- زن جلبی ؛ قوادی.دیوثی. (ناظم الاطباء).
- زن جلبی کردن ؛ قوادی کردن. (ناظم الاطباء).
- زن خواستن ؛ خواستگاری کردن. (فرهنگ فارسی معین ). زن بردن. زن کردن. عروسی کردن. نکاح کردن. ازدواج کردن. کسی را به زنی اختیار کردن. (ناظم الاطباء) : تو چرا عبا می پوشی و برد نمی پوشی یا چرا کنیزک میخواهی و زن نمی خواهی.(کتاب النقض ص 440).
- زن خواسته ؛ مرد کدخدا. (ناظم الاطباء).
- زن دادن ؛ ایهال. (زوزنی ). املاک. تزویج. (منتهی الارب ).
- زن قحبه ؛ کسی که دارای زن رسوا و بدنام باشد. (ناظم الاطباء). دشنامی است. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
- زن کردن ؛ زن بردن. کسی را به زنی اختیار کردن. (از ناظم الاطباء). زن گرفتن. عروسی کردن با زنی :
تو دانی که نبود مگر ز ابلهی
هر آنکو کند زن ، به دست تهی.
فردوسی.
- زن مرد ؛ نکاح. ازدواج. (ناظم الاطباء).
- زن مُرده ؛ مردی که زنش درگذشته باشد.
- زن مُرید ؛ مردی که مطیع زن باشد و بقول وی رفتار کند. (ناظم الاطباء). مسخر و مطیع زن. (آنندراج ).
- مادرزن ؛ مادر زوجه.
- امثال :
زن نداری غم نداری .
زن نمک زندگیست ؛ کام مرد از این جهت شور است.
خداوندا زن زشت را تو بردار
خودم دانم خر لنگ و طلبکار.
(یادداشت بخط مرحوم دهخدا).

زن. [ زَ ] (نف مرخم ) زننده و همیشه بطور ترکیب استعمال میشود... (ناظم الاطباء). زننده چون برهم زن و چیزی که زَنِش بر آن واقع شود... (آنندراج ). مخفف زننده در سینه زن ، بادزن ،دورزن ، جام زن ، گام زن ، چنگ زن ، تارزن ، تبیره زن ، خشت زن ، لاف زن ، راهزن ، نای زن ، ساززن ، دروغزن ، تن زن ، گام زن. (از یادداشت های بخط مرحوم دهخدا). رجوع به زدن و زنان شود. || (مزید مؤخر امکنه ) در: ارزن ، برزن ، زوزن ، خورزن ، دبزن ، فرزن ، فریزن ، تل موزن ، هلوزن ، شوزن ، بوزن ، زندرزن. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).

زن. [زُ ] (اِ) گیاهی است که آن را دو سر گویند و در میان زراعت گندم و جو روید. (برهان ). قسمی غله که دوسر نیز گویند. (ناظم الاطباء). رجوع به ماده ٔ بعد شود.

زن. [ زِن ن ] (ع اِ) ماش یا گندم دیوانه. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ماش و گفته اند دوسر. (از اقرب الموارد). دانه ٔ دَوْسَر. (از دزی ج 1 ص 604). رجوع به دوسر، ماده ٔ قبل و دزی شود.

زن. [ زَن ن ] (ع مص ) خشک شدن پی. || گمان کردن کسی را به خیر یا شر و تهمت نمودن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

معنی زن به فارسی

زن
انسان ماده، مقابل مرد، جفت مرد
( اسم ) ۱ - مادینه انسان بشر ماده امرا مقابل مرد رجل . ۲ - جفت مرد همسر مرد زوجه مقابل شوهر زوج . یا زن اول زنی که رل اول را بازی میکند مقابل مرد اول . یا به زن خواستن خواستگاری کردن .
خشک شدن پی یا گمان کردن کسی را به خیر یا شر و تهمت نمودن .
[ گویش مازنی ] /zan/ مخفف زننده
[feminitude] [مطالعات زنان] اصطلاحی ناظر بر این که تجربۀ زن بودن مهم تر از پرداختن به تفاوت های زنان و مردان از بٌعد سیاسی است
[ گویش مازنی ] /zan baverden/ زن گرفتن – همسر گرفتن
[ گویش مازنی ] /zan piyer/ پدرخانم
[ گویش مازنی ] /zan taraa/ مرد زن صفت
[ گویش مازنی ] /zan tek/
( صفت ) آنکه زنش فاسد و نابکار است .
[ گویش مازنی ] /zan KhaaKher/ خواهرخانم
[ گویش مازنی ] /zene Khaas/ خواستگاری
[ گویش مازنی ] /zan Kherzaa/ فرزند خواهرزن – خواهرزاده ی زن
[ گویش مازنی ] /zandaar mard/ مرد زن دار
[ گویش مازنی ] /zandaari/ همسرداری
( صفت ) آنکه میل و دلبستگی بسیار به زنان دارد دوستدار زن زنبارگی .
( صفت ) ۱ - آنکه زنش روسپی و هرجایی باشد زن جلب . ۲ - دشنامی است مردان را زن قحبه زن جلب .
[gynarchy, gynecocracy, gynocracy] [مطالعات زنان] حکومتی که زنان آن را اداره می کنند
بقلم بالزاک این رمان سرگذشت درد ناک زنی است که زندگی زناشویی کامش را بر نمی آورد و پس از وسوسه های بسیار سرانجام بعشق گناه آلودی تن می سپارد و بکودکی که حاصل عشق اوست بیش از دختر مشروع خویش مهر می ورزد . دختر که از راز او آگاه است کودک نا پاکزاده را بامواج خروشان رود خانه ای در می غلتاند و خود بخشم از دامن آلوده مادر باغوش جوانی که چون او دستش بخون آغشته است می گریزد و در کنار او تا پایان عمر بشاد کامی میگذراند . در آخر داستان حوادث هیجان انگیزی روی می دهد و مادر خطا کار از شدت درد رنج می میرد . زن سی ساله از جهت مطالعه دقیق عواطف آدمی و بخصوص تحلیل خواهشها و هوسهای زنان اهمیتی خاص دارد .
[مطالعات زنان] ← مطالعات زنان
[femme fatale] [سینما و تلویزیون] زنی معمولاً با جذابیت و زیبایی بسیار با باطنی فتنه گر که سرانجام شخصیت مرد فیلم را به نابودی می کشاند
پناه گرفتن بکسی یا بر آمدن بر کوه
[ گویش مازنی ] /zan faamil/ بستگان و فامیل های زن

معنی زن در فرهنگ معین

زن
(زَ) [ په . ] ۱ - انسان ماده . ۲ - همسر.
(زَ جَ لَ) [ فا - ع . ] (اِ. ص .) ویژگی مردی که زنش بدکاره است .
(زَ. ذَ) [ ع - فا. ] (عا.) ویژگی آن که از زنش می ترسد و مطیع و فرمان بردار مطلق اوست .
( ~.) (اِمر.) نظام اجتماعی که در آن قدرت در دست زنان است .
( ~. قَ بَ یا بِ) [ ع - فا. ] (ص مر.) ۱ - آن که زن وی روسپی باشد. ۲ - دشنامی است مردان را، زن جلب .
(زَ) (اِمر.) نامادری .
(زَ بَ) (ص .) دلال محبت ، پاانداز.
(زَ. بِ. مُ) (ص مر.) دیوث ، قواد.
( ~.)(حامص .) جاکشی ، قوادی .
(زَ. کَ دَ) (مص م .) ازدواج کردن .
( ~. زَ) (اِفا.) نوازندة ابریشم ، چنگی .
( ~. زَ) (ص فا.) نوازندة ابریشم .
( ~. زَ) (ص فا.) کسی که پنبه را با کمان می زند تا از هم باز شوند.
( ~. زَ) (ص فا.) نوازندة تبیره .
(زَ) (ص فا.) شمشیرزن .
(بَ. زَ)(ص مر.)۱ - دُهُل زن ، طبل زن . ۲ - مهتر پاسبانان .
( ~. زَ) (ص فا.) نقاش ، صورتگر.
( ~. زَ) (ص فا.) آن که دایره نوازد.
( ~. زَ) (ص فا.) آن که دهل می نوازد.
(دُ. بِ. هَ. زَ) (ص مر.) فتنه گر.

معنی زن در فرهنگ فارسی عمید

زن
۱. [مقابلِ مرد] انسان ماده.
۲. [مقابلِ شوهر] جفت مرد، زوجه.
۱. = زدن
۲. زننده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): پنبه زن، خشت زن، دف زن، راهزن، شمشیرزن، لگدزن.
نامادری، مادر اندر.
= زن باره
زن دوستی، زن بازی: جوانان بیشتر زن باره باشند / در آن زن بارگی پرچاره باشند (فخرالدین اسعد: ۵۵).
مردی که زنان را دوست دارد، زن دوست، زن باز.
ویژگی مردی که زن خود را در ازای گرفتن پول در اختیار دیگری بگذارد، دیوث و بی غیرت.
= ابریشم: بریشم زن نواها برکشیده / بریشم پوش پیراهن دریده (نظامی۲: ۳۴۲).
کسی که پیشه اش چسباندن و بند زدن ظرف های شکسته است، بندزن.
ویژگی کسی که با بیل زمین را زیرورو می کند.
زن پاک، زن پاک دامن، زن عفیف.
کسی که پنبه را با کمان می زند که از هم باز شود، حلاج، نداف، پنبه بز، پنبه وز.
زن سال خورده، پیرزن، زن پیر.
کسی که تبیره می زند.
۱. [مجاز] ویژگی کسی که با نیرنگ و یا زور از دیگران پول می گیرد.
۲. [قدیمی] شمشیرزن.
۳. [قدیمی، مجاز] جنگ جو.
۴. دلاک، سلمانی.
۵. کسی که در عزای شهیدان کربلا به سر خود قمه می زند، قمه زن.
۱. نوازنده.
۲. خواننده، کسی که نغمه و سرودی را با ساز بزند یا بخواند: بدان چامهزن گفت کای ماه روی / بپرداز دل، چامهٴ شاه گوی (فردوسی: ۶/۴۸۱).
چنگ زننده، نوازندۀ چنگ
آن که با چوب به کسی یا چیزی بزند، چوب زننده.
۱. کسی که با چوبک به چیزی بزند، آن که با چوب به کسی یا چیزی بزند.
۲. طبل زن، دهل زن، چوبکی.
۳. نوبت زن، نوبتی: که بر ما تا زمانه چوب زن بود / فلک چوبک زن چوبینه تن بود (نظامی۲: ۲۰۰).
= خشت کار
=جوزن

زن در دانشنامه اسلامی

زن
زن مقابل مرد است.
زن مقابل مرد وبه معنای زوجه است.
کاربرد زن در فقه
از احکام زن به معنای نخست در بسیاری از ابواب، نظیر طهارت، صلات، صوم، حج، جهاد، تجارت، حجر، کفارات، ارث، شهادات، حدود، قصاص و دیات سخن گفته اند.برخی نیز درباره احکام زنان کتابی مستقل نوشته اند، از جمله «احکام النساء» نوشته شیخ مفید رحمه اللَّه. چنان که بعضی عناوین فقهی، همچون حیض ، نفاس ، استحاضه و عدّه دربردارنده احکام خاص زنان می باشند.
اشتراک زن و مرد در احکام
زن همچون مرد، مکلف به تکالیفی است که از جانب شارع مقدس تشریع شده است و در نوع تکالیف تشریع شده، مانند وجوب نماز، روزه، حج، خمس و زکات، و حرمت دروغ، تهمت، غیبت و زنا، تفاوتی میان مرد و زن نیست، مگر در کیفیّت و خصوصیت برخی از آنها که منشأ آن ویژگیهای خاص هریک از زن و مرد به لحاظ جسمی و روحی و غیر آن است.قاعده اشتراک از قواعد فقهی است که از جمله مفاد آن، اشتراک زن و مرد در تکالیف تشریعی است؛ بدین معنا که هر تکلیفی که متوجه مرد است، متوجه زن نیز هست، مگر آنکه دلیلی خاص بر استثنا وارد شده باشد.
احکام خاص زن
...
در دین اسلام احکامی مخصوص زن باردار است که در ذیل ذکر می شود.
زن باردار که زایمان او نزدیک است (الحامِلُ المُقْرب)، در صورتی که از روزه گرفتن زیان ببیند یا خوف زیان بر خود یا جنین را داشته باشد، افطار روزه ماه رمضان بر او جایز و چه بسا واجب است (إنَّ هذا الافطار...عزیمه لارُخصَه).

← مستند این حکم
در طلاق زن باردار برخی از شرطها ساقط می شود و، به تعبیر برخی روایات، طلاق او در هر حالی بلامانع است.
بر همین اساس، چنانچه شیخ طوسی نیز اشاره کرده، در مورد زن باردار طلاق بدعی متصوّر نیست.
از طرفی، در صورتی که طلاق جاری شود، عدّه او تا هنگام زایمان است، اگرچه بلافاصله بعد از وقوع طلاق باشد.
در روایات شیعه و در کلمات برخی از فقها از آن به «اَقْرَبُ الاجَلَیْنِ» (نزدیکترینِ دو مدت) تعبیر شده است.
ابن بابویه و برخی دیگر در توضیح این عبارت گفته اند که اگر زایمان پیش از سه ماه ( عدّه طلاق در اکثر موارد) روی دهد و دراین فاصله رجوع صورت نگیرد، زن از همسر خود به طور قطعی جدا می شود و می تواند با هر کس که بخواهد ازدواج کند؛ و اگر تا سه ماه زایمان روی ندهد، جدایی از همسرش قطعی است اما نمی تواند پیش از زایمان ازدواج کند.
بنا بر نقل بحرانی ، ابن ادریس حلّی این توضیح را نپذیرفته است.
به اعتقاد خود او نیز منظور روایات نه آن است که صدوق فهمیده بلکه فقط دلالت بر زودتر پایان یافتن عده زن باردار در صورت وقوع زایمان پیش از سه ماه دارد. 
نجفی نیز این احتمال را مطرح و در عین حال فتوای ابن بابویه را قابل قبول تلقی کرده است.
در هر صورت حکم مزبور، علاوه بر قرآن (وَأولاتُ الاحْمالِ أَجَلُهُنَّ أَنْ یَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ)، در روایات بسیاری وارد شده و اجماعی نیز هست.

← نظر فقهادی امامیه
درباره این که آیا زن حامل را می توان بیش از یک بار طلاق داد، فقهای امامی، به دلیل اختلاف روایات، اختلاف فتوا دارند.
عده ای فقط یک بار طلاق را جایز دانسته اند؛ یعنی، اگر بعد از طلاق رجوع صورت گیرد، مرد نمی تواند تا زایمان او را مجدداً طلاق دهد.
به فتوای عدّه ای دیگر، اگر مرد بعد از رجوع و مباشرت یک ماه صبر کند، طلاق مجدّد مانعی ندارد و برخی طلاق مجدد را مکروه دانسته و عده ای نیز به طور مطلق فتوا به جواز داده اند.
شیخ طوسی بین طلاق سُنّی و عِدّی فرق گذاشته و روایاتی را که فقط بر درستی یک بار طلاق در دوران حمل دلالت دارد ناظر به طلاق سُنّی به معنی اخصّ، که شرط تکرار آن خروج از عدّه است (طلاق)، می داند .

عده وفات زن باردار
...
زن برادر از جمله اصطلاحاتی است که در بحث نکاح از آن استفاده شده است.
زن برادرهمان همسر برادر است.

کاربرد زن برادر در فقه
این عنوان در باب نکاح آمده است.

← احکام زن برادر
 ۱. ↑ الحدائق الناضرة ج۲۳، ص۴۱۳.    
...
زن در دوره قاجار، از ویژگی های خاصی برخوردار بوده است. مراقبت از کودکان از جمله وظایف مهم زنان بوده، زنان در عهد قاجاریه، خواه از طریق تولید برای خانواده و خواه تولید برای امرار معاش نقش مهمی در معیشت خانواده ایفا می کردند؛ این نقش در اقتصاد کشور بی تاثیر نبود.
مراقبت از کودکان از جمله وظایف مهم زنان بود، هر زن ایرانی غالباً فرزندان بسیاری به دنیا می آورد. به دلیل ازدواج های زودرس اغلب زنان در سن سی سالگی مادربزرگ می شدند. وظایف مادری برای مادران در عهد قاجار با توجه به ازدواج زودرس فرزندان محدود به چند سالی بود، به قولی، کودکان فقط تا سن ۱۱ تا ۱۲ سالگی زیر دست مادر، بزرگ می شدند. در خانواده های معمولی زنان علاوه بر پرورش کودکان به وظایف دیگری چون آشپزی، نظافت منزل، دوخت و دوز لباس های افراد خانواده و خرید خارج از منزل را نیز به عهده داشتند. آنان در کنار این مسئولیتها به کارهای دیگری چون قالی بافی، پشم ریسی و دیگر هنرهای دستی نیز می پرداختند.
نقش زنان در تولیدات اقتصادی
زنان در عهد قاجاریه، خواه از طریق تولید برای خانواده و خواه تولید برای امرار معاش نقش مهمی در معیشت خانواده ایفا می کردند؛ این نقش در اقتصاد کشور بی تاثیر نبود. استفاده از نیروی جسمی زنان، در تولیدات دامپروری و کشاورزی بود. در میان قبایل ترکمان، ازدواج با زنان بیوه، به دلیل تجربیاتی که آنان در قالی بافی و دامپروری داشتند، از اولویت بیشتری برخوردار بود.قدر و قیمت یک زن تا حد زیادی براساس مهارت های تولیدی او مشخص می گردید. هر دختری بعد ازدواج فرش دستبافت خود را به خانه شوهر می برد، تا از طریق دقت و حوصله ای که در آن به خرج داده، حوصله و وفاداری او نسبت به همسرش معلوم گردد. یکی از عرصه های اشتغال رایج زنان خدمتکاری آنها با عناوین متفاوتی چون «گیس سفید» و دایه در نزد خاندان های متمول بود، به طوری که وجود آنها از عوامل مهم در به گردش در آوردن چرخ زندگی خانواده های متمول به حساب می آمد؛ چراکه زنان این قبیل خانواده ها، به خاطر حفظ ظواهر اشرافی حتی المقدور از پرورش کودکان خودداری می کردند و نسبت به وظایف دیگر یک زن خانه دار، نظیر آشپزی، خرید از بازار و نظافت منزل نیز بیگانه بودند.زنان علاوه بر مشاغل خدماتی به طبابت سنتی با تکیه بر گیاهان دارویی می پرداختند، زنان در یکی از تکایای تهران آن روزگار، بیمارستان و یا درمانگاه عمومی تشکیل داده بودند و از مراجعان که اکثر بانوان بودند، معاینه به عمل می آوردند. زنان عهد قاجار در مبادلات تجاری و بازار نیز در سطح بسیار محدودی سهیم بودند؛ بدین صورت که یا مانند فروشندگان دوره گرد به فروختن پارچه در منازل می پرداختند و یا اینکه در خیابانها مشغول دست فروشی می شدند، از جمله در بازار «وکیل شیراز» و در «مسجد نو» و «شاه چراغ» این شهر زنان به کار «دست فروشی» مشغول بودند. جالب است! بدانیم که زنان در اواخر دوران قاجار و در زمان سلطنت احمدشاه (۱۳۲۷- ۱۳۴۳ه.ق.) وارد نظمیه می شدند و به عنوان پلیس مخفی در مکان هایی که به وجود آنان نیاز بود به خدمت می پرداختند.
زن در جامعه
فعال ترین بُعد حضور اجتماعی زنان در دوره قاجار شرکت در مراسم عزاداری ماه محرم، روضه خوانی و نمایش های تعزیه بود. مشاهده مراسم نمایشی تعزیه که در واقع بازسازی حوادث خونین عاشورای حسینی بود، از علایق وصف ناپذیر زنان بود. کسب اجر اخروی نیت برای توبه از معاصی، افزودن بر اطلاعات دینی، دیدن رجال سیاسی، روحانیون و مراجع بزرگ و شنیدن مواعظ آنها در کنار بازیگری حزن انگیز و دلنشین «تعزیه گران»، لذت در جمع، واقع شدن و مشارکت در طبخ غذا و تناول آن به خصوص برای زنان طبقات محروم از انگیزه هایی بودند، که به حضور زنان در این مراسم قوت می بخشید. مشارکت اجتماعی زنان در صحنه های اجتماعی همواره با پوشش سخت سنتی و ملاحظات اخلاقی مبنی بر تفکیک زنان از مردان همراه بوده است. پاره ای از زنان در دوران قاجار حتی به حکمرانی نیز رسیدند. "حُسْنِ جهان" خانم ملقب به "والیه"، از دختران فتحعلی شاه، سالها در کردستان شخصاً با کمال استقلال حکمرانی کرد. "فخرالملوک" دختر "ناصرالدین شاه" مدت زمانی در قم دست اندرکار رتق و فتق امور شهر بود.
فعالیت فرهنگی زنان
...
زن در قرآن، اثر علی دوانی از محققین معاصر ایران است که به زبان فارسی نوشته شده است و چهره گروهى از زنان خوب و بد را در کتاب آسمانى قرآن مجید نمایان مى‏ سازد و پندى آموزنده براى شناختن زن از دیدگاه اسلام و قرآن و خودسازى زنان مسلمان بر اساس خواست خدا و پیغمبر(ص) مى ‏باشد. در واقع این کتاب سلسله دروسى است که در یکى از جلسات مذهبى براى جمعى از بانوان و دوشیزگان ایراد شده است.
منظور نویسنده از تدریس این درس‎ها آگاهى دادن به دختران و زنان مسلمان بوده که بدانند جمعا در چند مورد از آیات قرآنى و در چه سوره‏ هایى از زنان خوب و بد یاد شده و آنها چه کرده بودند که خداوند خواسته است مرد و زن مسلمان، بلکه عموم مردم جهان از آن مطلع گردند؟
در ابتدای کتاب مقدمه‎ای از آقای علی دوانی و سپس پیشگفتاری در مورد قرآن و زن ایراد شده است، سپس در ذیل عناوین متفرق، در مورد 16 زن از زنانی که در قرآن نام آنها آمده، بحث شده است.
چنان‎که در پیشگفتار یادآوری شده‏، در این کتاب فقط سرگذشت عده‏ اى از زنان آمده است و حدود و حقوق و نظام زندگى زن از دیدگاه قرآن را باید در کتب دیگر یافت.
قرآن مجید در دو مورد از زن سخن گفته است: یکى از حقوق و حدود آنها به‎عنوان یک فرد انسان و تکالیف خاص و حقوق و حدود شرعى که دارند که مؤلف به آن، «حدود و حقوق زن در قرآن» مى‎گوید و در سوره ‏هاى عدیده قرآن آمده است، به‎خصوص سوره «نساء»؛ یعنى سوره‏ اى که از حقوق زن سخن رفته است‏. مورد دیگر داستان بعضى از آنها است که در ضمن داستان‎هاى واقعى که در امت‏هاى پیشین بوده یا در زمان پیغمبر روى داده، آمده است. منظور مؤلف در اینجا این قسمت است که از نظر اخلاقى خواسته بازگو کند تا یک زن و دختر مسلمان بداند از چه زنانى در قرآن سخن به میان آمده و آنها کیانند و چه سرگذشتى داشته‏ اند و چه کرده بودند.
در مورد حضرت حوا و داستان او چنین می‎گوید: هم در قرآن و هم در روایات اسلامى و هم در ادبیات پارسى و تازى، بیشتر آدم را مسئول رانده شدن از بهشت دانسته ‏اند. علت هم این است که وقتى بنا باشد آدم خلیفة الله فریب بخورد و نتواند جلوى خود را بگیرد، دیگر چه توقعى از حوّا است که نه مانند او نماینده خدا و معصوم بود و نه قدرت تعقل و اراده ‏اش به اندازه او. مع‎الوصف صدمه این کار به‎طور مساوى به هر دوى آنها رسید. هرچه کردند هر دو کردند و هرچه دیدند هر دو دیدند؛ با این فرق که لبه تیز حمله متوجه آدم است که هم مى‏باید مواظب باشد از فرمان حق غفلت نورزد و هم جلو همسر خود را بگیرد. پس باید اعتراف نمود که در هر صورت بازنده و مسئول آدم بود.
زن در قصص قرآن، به مثابه یک عنصر اصیل می ماند. انسانی است خردمند و رشدیافته که امور را به ترازوی اندیشه می سنجد و نقش خویش را به عنوان یک انسان متفکر و سازنده جامعه ایفا می کند.
در میدان زندگی، زن از نظر حقوقی شخصیت انسانی، قلمرو و مسئولیت هایش با مرد یکسان است، مگر در آنجا که اختلاف آن دو از لحاظ آفرینش و خلقت الهی سبب تفاوت استعدادهایش و عملش با مردان گردد. به همین منظور در قصص قرآن کریم، زن به مثابه یک عنصر اصیل چهره می نماید. انسانی است خردمند و رشدیافته که امور را به ترازوی اندیشه می سنجد و نقش خویش را به عنوان یک انسان متفکر و سازنده جامعه ایفا می کند. از اراده ای سرسختانه بهره دارد که با آن مرزها را می شکند و بندها را می گسلد تا خواست خویش را چنان که باید تحقق بخشد. بهترین نمونه این چهره، همسر فرعون است که فریفته جاه و مقام و جلوه های فرعونی و مقهور شیطان نمی گردد و از قلمرو نفوذ فرعون می رهد و اقتدار او را از هم می درد و قرآن او را به عنوان الگوی زنان مثل می زند.«و خدا بر کسانی که ایمان آورده اند، زن فرعون را مثل می زند» و اما در مقابل، زنانی نیز هستند که گاه با حق به ستیز بر می خیزند و از هدایت سر می پیچند.«خدا برای کافران مثل زن نوح و لوط را می آورد که هر دو در نکاح دوتن از بندگان صالح خداوند بودند ولی به آنها خیانت ورزیدند»
دختر شعیب در قرآن
در قصه های قرآنی، زن به حسب طبیعت مونث خویش در جستجوی زوج است، بی آنکه حیا و کبریای خود را فراموش نماید.قرآن رفتار دختر شعیب (علیه السّلام) را با حضرت موسی (علیه السّلام) این گونه ترسیم می نماید:«یکی از آن دو که بر حیا راه می سپرد، نزد او آمده و گفت: پدرم تو را می خواند تا مزد آب دادنت را بدهد» به راستی این گام برداشتن چه زیبا ترسیم شده است. راه سپردن بر حیا و چه شگفت مندانه قرآن این صحنه را باز می آفریند، حیا را گستره ای می شمارد که آن دختر روی آن گام بر می دارد. او نه بر زمین، که بر حیا گام می زند.
پادشاهی زن
در دیگر جای قرآن کریم، زن را پادشاهی می یابیم صاحب جاه و حکمت. این تجلی از پادشاه سبا است. وی الگوی یک زن حکمران است که در جایگاه رهبری در هنگامه بحران، مقهور عواطف و احساسات خود نگردیده و با دلیری و بیداری با آن رویا رو می شد.اگرچه در آثار هنری امروزی مثل: داستان ها، نمایشنامه ها و... زن پایه ای اصلی به عنوان عنصری فعال در جذب خواننده یا بیننده حضور دارد، اما در قصص قرآن کریم زن در جایی حضور دارد که جایگاه اوست و درخور شان و منزلت اوست و هرگز بر شالوده خودنمایی، دیگر فریبی و... عمل ننموده است تا عواطف و احساسات را از رهگذر زیبایی به سوی خویش معطوف سازد؛ مانند قصه اصحاب کهف، قصه عبد صالح و موسی (علیه السّلام) و قصه ذوالقرنین. با این حال از همان زیبایی و تاثیر و نفوذی برخوردارند که قصه یوسف دارد.قرآن کریم در مجموع آیات مربوط به زنان جایگاه واقعی و اصیل زن و مقام و منزلت شایسته او را بیان می نماید و الگوهای رضای عملی زنان را برای ما ترسیم می نماید. و چه زیباست تا هنرمندان و فعالان اجتماعی بتوانند از قرآن کریم الگو گرفته و در آ ثار خویش چهره واقعی و در خور زنان را به تصویر کشند.
آواره کردن زن بیوه از خانه اش امری ناپسند است که در قرآن یادآوری شده است.
ناپسندی آواره کردن زن مطلقه از خانه و کاشانه خود در قرآن به آن اشاره شده است.... اذا طلقتم النساء فطلقوهن لعدتهن و احصوا العدة و اتقوا الله ربکم لاتخرجوهن من بیوتهن...
طلاق/سوره۶۵، آیه۱.    
 ۱. ↑ مقدس اردبیلی، احمد، زبدة البیان، ص۵۹۸.    
...
خداوند هر یک از زن و مرد را به گونه ای آفریده که هر کدام کاری می تواند انجام دهد که ممکن است از عهده دیگری خارج باشد؛ مثلاً مرد را عقلانی تر و زن را عاطفی تر آفریده است. مرد به سبب داشتن روحیه تعقلی، بهتر می تواند از عهده تدبیر عقلانی زندگی و تامین مخارج خانه برآید و زن با داشتن روحیه عاطفی، بهتر می تواند به تربیت فرزندان و اموری از این قبیل بپردازد و هر دو مکمل یکدیگرند.
به چه علت در آیه ۱۱ سوره نساء دختر نصف پسر ارث می برد؟ خداوند هر یک از زن و مرد را به گونه ای آفریده که هر کدام کاری می تواند انجام دهد که ممکن است از عهده دیگری خارج باشد؛ مثلاً مرد را عقلانی تر و زن را عاطفی تر آفریده است. مرد به سبب داشتن روحیه تعقلی، بهتر می تواند از عهده تدبیر عقلانی زندگی و تامین مخارج خانه برآید و زن با داشتن روحیه عاطفی، بهتر می تواند به تربیت فرزندان و اموری از این قبیل بپردازد و هر دو مکمل یکدیگرند. مرد برای اداره بهتر زندگی و چاره اندیشی بهتر مشکلات، نیاز به اختیارات مالی بیشتری دارد؛ در نتیجه سهم الارث بیشتری به او تعلق می گیرد. ولی این نقصان در اموال زنان به گونه ای دیگر جبران می شود شما با اندک تامل و مختصر محاسبه ای می توانید به این نکته پی ببرید که زنان عملاً دو برابر مردان بهره می برند و آن به جهت حمایتی است که اسلام از حقوق آنان نموده است؛ زیرا بر اساس وظایفی که بر عهده مردان است، نیمی از درآمد آن ها برای زنان به مصرف می رسد. در حالی که بر عهده زنان چیزی گذاشته نشده است. مرد بایستی هزینه همسر و فرزندش را بر اساس نیازمندی ایشان اعم از خوراک ، پوشاک و مسکن و سایر لوازم بپردازد، در حالی که آنان از پرداخت هر گونه هزینه، حتی برای مخارج خودشان معاف هستند. لذا زن می تواند سهم الارث خود را پس انداز کند، ولی مرد ناچار است آن را به مصرف همسر و فرزندانش برساند. از این رو، نیمی از درآمد مردان برای زنان خرج شده و نیمی برای خودشان می ماند، در صورتی که سهم زنان همچنان باقی است. در روایات اسلامی نیز در بیان دلیل این امر آمده است که چون زن ها ازدواج می کنند و در حالی که سهم خودشان دست نخوره باقی می ماند، در سهم همسرشان شریک می شوند و علاوه بر این به آن ها نفقه تعلق می گیرد و...
برادرزن به برادر زوجه گفته می شود و از آن به مناسبت در باب نکاح نام برده شده است.
زنی که به برادر خود شیر داده، بر همسرش حرام نمی گردد؛ هرچند قولی بر حرمت، حکایت شده و برخی معاصران احتیاط مستحب را در ترک شیر دادن دانسته اند.


پدرزن، پدر زوجه است که از آن در باب نکاح نام برده شده است.
همسر پدرزن اگر مادر زوجه انسان نباشد بر او محرم نیست و زوج می‏تواند در فرض طلاق او یا فوت پدرزن با وی ازدواج کند.
اگر در عقد ازدواج برای زوجه مالی به عنوان مهر ذکر شود و در همان عقد برای پدر او یا کسی دیگر مالی معین- بجز مهر- ذکر گردد، آنچه مهر قرار داده شده، صحیح و لازم الوفا و آنچه برای پدرزن یا کسی دیگر تعیین شده باطل است.
همچنین بنابر قول مشهور اگر چیز معینی از مهر در عقد برای پدرزن شرط شود.

در این مقاله درباره تفاوت های زن و مرد و دیدگاه های مختلف در این موضوع مطالبی را مورد بحث قرار می دهد، و اینکه توجه به تفاوت های زن و مرد مساله مهم و کلیدی در روابط زن و مرد و برنامه ریزی های اجتماعی است. همچنین به بررسی ادله اثبات تفاوت های زن و مرد و نیز آثار بی توجهی به تفاوت های زن و مرد پرداخته و بایسته های این موضوع را مورد توجه قرار می دهیم.
این مقاله درصدد است تا ضمن بررسی جایگاه و نیز ضرورت بحث از تفاوت های زن و مرد، ابتدا به این سؤال پاسخ دهد که آیا تفاوت های جسمی و روانی قابل توجه، میان زن و مرد وجود دارد؟ پس از روشن شدن این مطلب، به بررسی این مسأله پرداخته می شود که آیا در برنامه ریزی ها جعل قوانین، تعیین الگوهای فردی و اجتماعی و ... می بایست به این تفاوت ها توجه نمود و آن ها را دخیل کرد؟ بدین منظور، تلاش شده است تا به دیدگاه های موجود در خصوص بحث تفاوت ها، محدوده تفاوت ها در جسم و روان زن و مرد، ادله اثبات تفاوت ها، حکمت جعل تفاوت ها و نیز بایسته هایی که می بایست بر پایه پذیرش تفاوت ها، در سیاست گذاری ها، برنامه ریزی ها و اجرای قوانین لحاظ شود، به صورت اجمالی پرداخته شود.با نگاهی به طبیعت و ویژگی های تکوینی زن و مرد، با اندکی تأمل می توان به اشتراکات فراوان، در کنار برخی تفاوت های موجود میان آنان پی برد. چرا که زن و مرد به عنوان دو صنف از یک نوع، به واسطۀ برابری در انسانیت و خلقت مشترک، در تمام ویژگی هایی که مقوم انسانیت انسان است، کاملاً با یکدیگر مساوی و یکسان می باشند. نظر به آموزه های دینی و احکام تشریعی نیز حاکی از آن است که احکام شرعی مشترک میان زن و مرد، بسیار بیشتر از احکام متفاوت آنان می باشد. حتی در اغلب موارد اختلاف در احکام، هر یک از زن و مرد در اصل حکم با یکدیگر برابرند و تمایز صرفاً در جزئیات مربوط به آن احکام است.از مجموع ویژگی های تکوینی و تشریعی زن و مرد می توان دریافت که آنان در انسانیت همسان بوده و بر اساس یک هدف مشترک آفریده شده اند و صرفاً در مقومات جنسیت (یعنی زنانگی و مردانگی) و احکام مربوط به آن، میان این دو صنف، تفاوت می باشد. لذا تکلیف الهی به هر دو تعلق گرفته و اما نوع تکلیف ممکن است به واسطۀ جنبه های متفاوت آنان، متمایز از یکدیگر باشد. این نوشتار تلاش می کند تا ضمن بررسی ضرورت شناخت تفاوت های موجود میان زن و مرد، طبیعی و یا بر ساختۀ اجتماع بودن این تفاوت ها را تنقیح نموده، انواع و محدودۀ تفاوت ها را مورد کنکاش قرار دهد. همچنین ضمن بررسی تأثیر تفاوت ها در ساخت های گوناگون حیات آدمی، نسبت به آثار بی تفاوتی نسبت به این تدبیر حکیمانۀ خالق هستی هشدار دهد و در پایان، بایسته های استفادۀ مناسب از تفاوت ها در مسیر کمال و قرب الهی را مورد توجه قرار دهد.این نکته شایان ذکر است که تلاش شده تا رویکرد غالب در بخش های گوناگون، ارائه مباحث کاربردی و مؤثر در شئون روزمرۀ زندگی باشد و حتی المقدور از استدلالات نظری و مباحث فاقد کاربرد علمی پرهیز شود.
ضرورت بحث
آنچنان که در بحث دیدگاه های مربوط به تفاوت ها خواهد آمد، کمتر موضوعی همچون بحث از تفاوت ها و آثار آن، کانون توجه شاخه های متعدد علمی قرار گرفته و این چنین مورد نقض و ابرام و نیز منشأ تحولات در دهه های اخیر گشته است. پیوند مستحکم موضوع تفاوت ها با دو مبحث اساسی «نقش ها» و «حقوق»، مستمسکی برای کسانی بود که می خواستند از طریق نفی تفاوت ها، به نفی هرگونه تمایز نقش و تفاوت حقوقی میان زن و مرد بپردازند.بی شک یکی از مبانی مهم و اصلی جریان تشابه محور و به تعبیر دیگر، فمینیست ها در ادوار مختلف تاریخ خصومت این جریان با طبیعت و آموزه های دینی، مسألۀ تفاوت ها بوده است. میزان القائات آنان به حدی بوده است که افکار عمومی حتی در متن جوامع اسلامی، یکسانی کامل زن و مرد در تمام حوزه ها را تا حدود زیادی پذیرفته اند و به جز معدود تفاوت های جسمی، این دو صنف را کاملاً همسان انگشاته اند. چنین شده است که تعاریف زنان از زن بودن (تعریف هر یک از زن و مرد از خویشتن خویش و پاسخی که به پرسش «من کیستم؟» و «من چیستم؟» می دهد تا بوسیله آن از جنس مقابل متمایز شود، «هویت جنسی» نام دارد. بحث تفاوت های طبیعی بصورت جدی در هویت جنسی زن و مرد اثر گذار است. ) و مردان از مرد بودن خویش، دچار تغییر جدی گشته و تفکیک نقش (آنچه که فرد برای شناساندن خود به منزله یک پسر یا دختر می گوید یا انجام می دهد، «نقش جنسی» نام دارد. ) و وظایف میان آن دو در خانه و اجتماع، تمسخر آمیز جلوه نموده و احکام متفاوت میان زن و مرد، مربوط به عصر و شرایط خاص دانسته شده و اکنون همۀ آنها قابل تغییر می باشد.حال چنانچه فراتر از جنبه های شعاری و لقلقه های زبانی، برای خالق عالم هستی حقیقتاً از اعماق جان، حکمت، تدبیر و قدرت قائل باشیم و نظام حاکم بر جهان را ناشی از برنامۀ از پیش طرح ریزی شده و و بر اساس نظام احسن بدانیم که همه چیز در آن، حکیمانه و در جایگاه مناسب خویش است، آثار و نتایج نفی و اثبات تفاوت های طبیعی و تشریعی روشن تر می گردد. اگر تدبیر خلقت، ویژگی های هر یک از زن و مرد و تناسب آن با سایر سنت ها و ویژگی های حاکم بر عالم هستی را در قدر و اندازۀ دقیق و مشخص تنظیم کرده باشد و از کنار هم قرار دادن قطعات این پازل، قرار باشد «انسان کامل» تصویر شود، وضعیت اسفبار کنونی بشر انسان محور و بریدۀ از آسمان، به خوبی نمایشگر تفاوت تدبیر او با تدبیر و تقدیر قادر متعال می شود. اگر انسان غربی، به بهانۀ رفع تفاوت ها، تلاش می نمود تفاوت های میان دو صنف زن و مرد را بردارد، به گواهی گزارشات خود آنان، آنچه اکنون حاصل شده است، حرکت به سمت برداشته شدن تفاوت در مرزهای انسانی و حیوانی است. (به تعبیر خانم «تونی گرنت»: «زن امروزی مردی بدلی است، با مردان حقیقی در جنگ است و به همین علت، آشفته و ناآرام است» «زنان سعی می کنند تا از مردان تقلید کنند. بسیاری از آنها در تلاش برای مرد بودن، ناشیانه به تقلید از زبان و رفتار مردان طبقات پست دست می زنند...در خلال دهه های شصت و هشتاد، زنان مانند کارگران بار انداز صحبت می کردند، آنها نه تنها مثل مردان کار می کردند بلکه همچون آنها رفتار می کردند...» «زن امروزی سهل و آسان شده و پیوسته در دسترس است» ) اهمیت این مسأله آنجا دانسته می شود که بدانیم امروزه، اکثریت قریب به اتفاق برنامه ریزی ها، الگوها و تحولات در جهان معاصر، بر مبنای نفی تفاوت های زن و مرد و نیز عدم دخالت تفاوت ها در شئون مختلف طرح ریزی شده است. لذا به جرأت می توان گفت که چنانچه خالق هستی و آموزه های دینی او به گونه ای تصویر شده باشد که تفاوت های زن و مرد، از بازیگران اصلی این سیستم باشند، تنها با تحلیل درست از دیدگاه تفاوت محوری و بررسی آثار و کارکردهای آن، خواهیم توانست از هضم شدن در برنامه ای مغایر با اغراض الهی، جلوگیری نمائیم.بی شک اختلاف دو دیدگاه «تفاوت محور» و «تشابه محور» (به تفاوت این دو تفکر در بحث مربوط به دیدگاه های مربوط به تفاوت ها، پرداخته خواهد شد.) در تصویر انسان و جامعه آرمانی، آن چنان زیاد و جدی است که تعریف و انتظاری که هر فرد از خود و جامعۀ انسانی از افراد آن جامعه در تفکر تشابه محوری دارد، با تعریف و انتظار دیدگاه تفاوت محور، کاملاً متفاوت است.
مفهوم شناسی تفاوت های زن و مرد
در زن و مرد، شاهد دو دسته تفاوت می باشیم. برخی خاستگاهی محیطی داشته و حاصل تربیت اجتماعی و مربوط به ویژگی های فرهنگی بوده و لذا در اعصارگوناگون، تفاوت کرده است. (فمینیست ها برای نشان دادن و متمایز ساختن تفاوت های طبیعی و بیولوژیک از تفاوت های محیطی و اجتماعی، به ترتیب از دو واژه جنس (sex) و جنسیت (Gender) بهره می گیرند.)دسته دوم، تفاوت هایی هستند که خاستگاه طبیعی داشته و تفاوت هایی ذاتی و نه عرضی می باشند. بدین جهت، گذشت زمان خللی در آن ایجاد نمی کند. البته این بدان معنا نیست که چنانچه طبیعی بودن یک تفاوت میان زن و مرد اثبات شد، نتوان هیچ مورد استثنایی برای آن پیدا کرد. (بطور نمونه، چنانچه پذیرفتیم که جمجمه مردان بزرگ تر از زنان است، اگر در یک زن یافت شد که جمجمه او بزرگتر از جمجمه مردان است، این مورد استثنایی موجب غیر طبیعی شدن این ویژگی نمی شود. لذا تفاوت های طبیعی، «غالباً» در صنف مردان و زنان بصورت متفاوت وجود دارد.) ضمن آنکه تفاوت های تکوینی گرچه ناشی از خاستگاهی طبیعی اند ولی در برخی از آنها، این امکان وجود دارد که عوامل تربیتی و محیطی، آن ویژگی ها را تضعیف یا تشدید کنند. (مثلاً در برخی کشورها، زنان برای حضور در پست های مدیریتی و مناصب سیاسی، با تزریق هورمون های مردانه تلاش می کنند تا با غلبه بر احساسات خود، بتوانند صلابت و در برخی مواقع خشونت لازم برای پیگیری امور را کسب نمایند.)
دیدگاه های مربوط به تفاوت ها
...
حقوق زن، مبحثی مهم با گستره وسیع شاملِ حقوق خصوصی و عمومی زنان است.
حقوق زن در حوزه خصوصی ناظر به موضوعاتی چون ازدواج، فسخ آن، ارث و حضانت فرزند و در حوزه عمومی شامل حقوق مدنی، سیاسی و اجتماعی اوست.

پیشینه حقوق زنان
حقوق زنان در همه جوامع و دوران ها همواره به مقتضیات زمان، ویژگی های فرهنگی جامعه و نوع مناسبات اجتماعیِ آن عصر بستگی داشته است.
بررسی پیشینه حقوق زن در ادوار تاریخی نشان دهنده تسلط پایدار مردسالاری بر آن است.

← وضع فرودست زنان در گذشته
در شریعت یهود، زن در خانواده وضع حقوقی مطلوبی نداشت.
مثلاً شوهر به دلایل جزئی می توانست همسر خود را بدون پرداخت مهریه طلاق دهد، ضمن آن که هر نوع درآمد مالی زن به شوهر تعلق داشت.
با وجود این، به گزارش برخی منابع، زن در جامعه مؤثر و فعال بود، حتی در عهد عتیق از برخی زنان با عنوان نَبیه یاد شده است.
در عصر تلمودی عقاید متفکران یهود درباره زن، با اوضاع و احوال قرون وسطا وفق داده شد

وضع زنان بعد از ظهور مسیح
...
خواهرزن خواهر زوجه است و از احکام آن در باب نکاح سخن گفته‏اند.
ازدواج با دو خواهر، همزمان، حرام است، خواه خواهر نسبی باشند یا رضاعی( رضاع)و ازدواج، دائم باشد یا منقطع یا یکی دائم و دیگری منقطع؛ لیکن مالک دو کنیز ِ خواهر بودن جایز است؛ اما اگر با یکی از آن دو نزدیکی کند، تا زمانی که وی در ملک او است، دیگری بر او حرام است.
مردی که با دو خواهر ازدواج کرده، چنانچه عقد در دو زمان واقع شده، ازدواج دوم باطل است و اگر همزمان بوده، در اینکه هر دو باطل است، یا اینکه مرد بین انتخاب یکی از آن‏دو مخیر می‏باشد، اختلاف است.
مردی که همسرش مرده یا طلاق باین گرفته یا به علّتی عقد نکاح آنان فسخ شده است، می‏تواند بلافاصله با خواهر او ازدواج کند، هرچند تا زمانی که زن در عده است ازدواج با خواهر او کراهت دارد. امّا در طلاق رجعی باید صبر کند تا عدّه همسر مطلّقه‏اش تمام شود.
کافری که با دو خواهر ازدواج کرده، پس از مسلمانی، یکی از آن دو را به دلخواه نگه می‏دارد و دیگری را رها می‏کند.

در آیه ۳۱ سوره نور و در بسیاری از روایات، محدوده حجاب بیان شده است. خداوند در آیه مذکور می فرماید: «به زنان مؤمن بگو که چشمان خود فرو گیرند و شرمگاه خود نگه دارند و زینت های خود را جز آن مقدار که پیداست، آشکار نکنند و مقنعه های خود را تا گریبان فرو گذارند و زینت های خود را آشکار نکنند، جز برای شوهر خود یا پدر خود و یا... و نیز چنان پای بر زمین نزنند تا آن زینت که پنهان کرده اند دانسته شود...».در اصول کافی روایات متعددی درباره محدوده حجاب بیان شده است که این روایات در باب «آنچه از زنان است و نگاه کردن به آن جایز است»، جمع آوری شده است. مسعدة بن زیاد از امام جعفر صادق (علیه السلام) نقل می کند که وقتی از حضرت درباره زینتی که زن می تواند آشکار کند سؤال شد، فرمود: صورت و دو کف دست. البته از نظر اسلام، پیدا بودن صورت زن در صورتی اشکال ندارد که بدون آرایش یا همراه با آرایش های خیلی جزئی مثل اصلاح صورت و چیدن ابروها (که در بعضی از عرف ها آرایش به حساب نمی آید) باشد.
حجاب و پوشش زن به حدی اهمیت دارد که خداوند متعال در قرآن مجید آن را مطرح کرده است.خداوند متعال در سوره نور در این باره می فرماید: «
وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَی جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ ...»؛ «به زنان مؤمن بگو که چشمان خود فرو گیرند و شرمگاه خود نگه دارند و زینت های خود را جز آن مقدار که پیداست، آشکار نکنند و مقنعه های خود را تا گریبان فرو گذارند و زینت های خود را آشکار نکنند، جز برای شوهر خود یا پدر خود و یا... و نیز چنان پای بر زمین نزنند تا آن زینت که پنهان کرده اند، دانسته شود...».
استثنائات
بسیاری معتقدند که صورت و دست ها از مچ به پایین (وجه و کفین) از حکم حجاب استثنا شده اند و در آیه هم قراینی بر این استثنا وجود دارد؛ از جمله:
← اول
در شأن نزول این آیه گفته اند که عرب ها در آن زمان روسری و مقنعه ای می پوشیدند که دنباله آن را روی شانه ها و پشت سر می انداختند؛ به طوری که مقنعه پشت گوش آن ها قرار می گرفت و تنها سر و پشت گردن را می پوشاند؛ ولی قسمت زیر گلو و کمی از سینه که بالای گریبان قرار داشت، نمایان بود. اسلام این وضع را اصلاح کرد و دستور داد دنباله مقنعه را از پشت گوش یا پشت سر جلو آورده و به روی گریبان و سینه بیندازند. نتیجه آن بود که تنها گردی صورت باقی می ماند و بقیه بدن پوشانده می شد.شواهد تاریخی نیز نشان می دهد که نقاب زدن بر صورت در صدر اسلام جنبه عمومی نداشته است.
نمونه ای از روایات
...
از دیدگاه قرآن، زن و مرد هویت یکسان داشته و از موهبت های الهی به یک میزان برخوردارند. این دو مایه ی عفت و آرامش یکدیگرند. اما تفاوت های انکار ناپذیری نیز بین این دو وجود دارد. اگر به نظام حقوقی اسلام به صورت مجموعه توجه شود، روشن می شود که اختلافات حقوقی بین زن و مرد در اسلام دقیقا بر واقعیت و حکمت استوار است و هریک به میزان برخورداری از حقوق، به وظایفی نیز مکلّف گشته اند.
تفاوت های زن و مرد در وظایف و حقوقی که دارند همواره مورد بحث بوده است. ثمره ی مباحث در دو دیدگاه متقابل ارایه شده است. در یک دیدگاه، زن از سطح انسانیت تنزل می کند و صورت ابزار و وسیله به خود می گیرد. از سوی دیگر، دیدگاهی نیز هیچ تفاوتی بین زن با مرد قایل نمی شود و معتقد است زن در همه ی زمینه ها همتای مرد است. این همان فمینیسم است.این نوشتار بر آن است تا با توجه به کاستی های دو دیدگاه یاد شده به تحقیق وتبیین دیدگاه قرآن در این باره بپردازد.در میان اقوام و دانشمندان گذشته نظر بسیار بدبینانه ای نسبت به زن وجود داشته است. افلاطون، با جرئت و تهور فراوان، از ورود زن به هر کاری و از برابری زن و مرد در همه ی موقعیت ها پشتیبانی می کرد. اما ارسطو، که با تعصبات روزگار خود بیش تر سازگار بود، زن را ناقص می دانست و به عقیده ی او طبیعت آن جا که از آفریدن مرد ناتوان است، زن را می آفریند. زنان و بندگان، از روی طبیعت، محکوم به اسارت اند و به هیچ وجه سزاوار شرکت در کارهای عمومی نیستند. آگوستین قدیس قائل بود: زن حیوانی است که نه استوار است و نه ثابت قدم، بلکه کینه توز است و زیان کار و منبع همه مجادلات و نزاع ها و بی عدالتی ها و حق کشی ها. بعضی از پیروان فروید معتقدند:زن خدمت قابلی به فرهنگ بشر نکرده و در هیچ فنی موقعیتی به دست نیاورده است جز در شستن و بافتن و آرایش کردن که فنون جنبی است و مجاهده ای برای پوشانیدن دستگاه های جنسی و جلب مرد. در تورات کنونی آمده است که وجود زن، طفیلی وجود مرد است و از دنده ی چپ مرد آفریده شده است. در مقابل نظریه های افراطی، نظر بسیار خوشبینانه ای نیز نسبت به زن وجود دارد. گاندی می گوید:هیچ یک از شرارت هایی که مرد مسئول آن است، چنان پست و مفتضح و خشن نبوده که توهین به نیمه ی برتر انسانیت. جنس زن را ضعیف تر نمی دانم، چون اصیل تر از مرد است. حتی امروز هم زن تجسم ایثار، رنج کشیدن خاموش، فروتنی، ایمان و معرفت است. شهود زن اغلب صادق تر است تا تصور خود بینانه ای که مرد از دانش برتر خود دارد. زن در نزد مصریان مقام والایی داشت تا جایی که تسلط زن و مادر شاهی بر تسلط مرد یا پدر شاهی غلبه داشته است.
دیدگاه قرآن
اسلام تنها دینی است که شخصیت و حقوق زن را در ابعاد گوناگون و با توجه به توانمندی ها و وظایفی که دارد منظور کرده است. گوستا ولوبون می گویدکه اسلام اولین مذهبی است که در اصلاح حال زنان و ترقی و تعالی آنان قدم های خیلی وسیعی برداشته است. زیرا این مطلب مسلم است که در میان تمام مذاهب و اقوامی که قبل از اسلام آمده اند وضع و حالت زیاده از حد ضایع و خراب بوده است.اینک لازم است موضع اسلام را در این باره از متن قرآن جویا شویم. از دیدگاه قران سرشت زن و مرد یکسان بوده و این دو دارای هویتی یکسان اند. قرآن می فرماید:«یا اَیُّهاالنَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذی خَلَقَکُمْ منْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ منْها زَوْجَها وَبَثَّ منْهُما رجالاً کَثیراً وَ نِساءً...؛ ای مردم از پروردگارتان پروا کنید، آن که شما را از یک نفس آفرید و از آن نفس واحد، همسر او را و از آن دو مردان و زنان بسیار پدید آورد».در آیه ی دیگر آمده است:«هُوَ اَلّذی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ جَعَلَ منْها زَوجَها لِیَسْکُنَ اِلَیْها؛ اوست که همه ی شما را از یک تن آفرید و از آن یک تن، زنش را آفرید تا به او آرامش یابد». از منظر قرآن، خلقت زن مایه ی آرامش مرد است.«وَ مِنْ آیاتِهِ اَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ اَزْواجاً لِتَسْکُنوُا الَیْها؛ و از نشانه های قدرت اوست که برایتان از جنس خودتان همسرانی آفرید، تا به ایشان آرامش یابید».علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می گوید:معنای آیه این است که برای سود رساندن به شما از جنس خودتان همانند آفرید، چرا که هریک از زن و مرد دارای جهاز تولیدمثل است که با همراهی جنس دیگر کارش به ثمر می رسد و با کار هردو، مسئله تولید و تکثیرمثل به انجام می رسد، بر این اساس، هریک به تنهایی نقص دارد و به قرین خود نیازمند است و از مجموع این دو، یک واحد تام حاصل می شود. به جهت همین نیاز و نقص هرکدام به سمت دیگری حرکت می کند و زمانی که وصلت حاصل گشت، آرام می گیرد. زیرا هر ناقصی به کمال خود شائق است و هر نیازمندی به چیزی که رفع نیازش کند، میل دارد. این همان میل جنسی است که در این دو قرین نهاده شده است.
← برخورداری از مواهب یکسان
امام خمینی (ره) در خصوص شخصیت زن قایل است:تمام هویت های کمالی که در انسان مطرح است در زن مطرح است. علامه طباطبایی در این خصوص می گوید:واقعیت خارجی و تجربه نشان می دهد که زن و مرد دو فرد از یک جوهر واحد به نام انسان می باشند. ایشان در جای دیگر می گوید: قرآن بیان کرده که هویت زن مانند مرد است هر انسان چه زن و چه مرد، انسان است و در ماده انسانیت مشترک است. علامه مطهری شخصیت زن را از منظر قرآن این گونه ترسیم می کند:قرآن با کمال صراحت در آیات متعددی می فرماید که زنان را از جنس مردان و از سرشتی نظیر سرشت مردان آفریدیم. قرآن درباره آدم اول می گوید: همه شما را از یک پدر آفریدیم و جفت آن پدر را از جنس خود او قرار دادیم... قرآن در کنار هر مرد بزرگ و قدسی از یک زن بزرگ و قدسیه یاد می کند. از همسران آدم و ابراهیم و از مادران موسی و عیسی در نهایت تجلیل یاد کرده است. اگر همسران نوح و لوط را به عنوان زنانی ناشایسته برای شوهران ذکر می کند از زن فرعون نیز به عنوان زن بزرگی که گرفتار مرد پلیدی بوده است غفلت نکرده. گویی قرآن خواسته است در داستان های خود توازن را حفظ کند و قهرمانان داستان ها را منحصر به مردان ننمایند. آیت اللّه جوادی آملی زن و مرد را از یک گوهر دانسته و می گوید:آفرینش زن و مرد از یک گوهر است و همه زنان و مردان مبدا قابلی واحد داشته، چه این که مبدا فاعلی همه آن ها خدای یگانه و یکتاست و هیچ مزیتی برای مرد نسبت به زن در اصل آفرینش نیست و اگر برخی از روایات عهده دار اثبات این مزیت اند یا از لحاظ سند نارسا و یا از جهت دلالت ناتمام اند و اگر فرضا از هر دو جهت تمام باشند، چون مسئله مورد بحث یک امر تعبدی محض نیست، نظیر مسائل فقهی صرف، نمی توان آن را به یک دلیل ظنی غیر قطعی ثابت کرد، مگر در حد مظنه و گمان که سودمند به حال مسائل علمی نخواهد بود.
حقوق زن و مرد
...
بحث نفقه زن، از دیرباز، در فقه شیعه همواره زیر بخشی از مبحث کلی تر (نفقات) بوده است. این بحث می تواند با توجه به گسترش و تحول نهادهای اجتماعی و در نتیجه تحول روابط اجتماعی، همواره دچار تحول باشد.
این نوشته، سیر بحث را در میان فقهای شیعه، برمی نماید و مبانی و ادله آن را پیش می کشد. در بخش نخست، دلایل وجوب نفقه زن و شروط آن یاد شده و در ضمن بحث از شروط وجوب نفقه، به اطاعت و تمکین زن از همسر، زمینه ها و حدود آن پرداخته می شود.در بخش دوم، تحت عنوان (مقدار نفقه)، از دو بحث (حیطه نفقه) (خوراک، پوشاک، لوازم منزل، هزینه درمان و…) و بحث (اندازه نفقه) (مقدار خوراک، تعداد پوشاک و…)، سخن گفته شده است.این مباحث، بر مبنای مطرح شده در کتب فقهی، حدود و مرزهای شرعی را به وجود می آورد، اما همچنان که خواهد آمد، این حدود و مرزها می تواند با توجه به تعهدات و مقررات عرفی، توسعه یابد و تضییق گردد و وظایف زن و شوهر را با توجه به فرهنگ های مختلف به گونه های متنوع سامان دهد، در حالی که این امر مورد امضای شارع نیز قرار دارد.گفتنی است، نفقه زن و احکام آن باید با توجه به نظام خانوادگی مسلمانان و دیدگاه اسلام نسبت به انسان و در کلّی مرتبط نگریسته شود تا بتواند در مقابل طرح های دیگر (آنچه در غرب مطرح است) پاسخ گوی مشکلات باشد، نه مشکل زا و دفاع ناپذیر.این بحث در فضای تقنین و حکم مطرح است، نه در فضای اجرا و آنچه در جوامع مختلف بدان عمل می شود. راه کارهای عملی برای اجرای قانون و حکم، خود بحثی مستقل و بیرون از موضوع این نوشته است.و در آخر، باید اذعان کرد: در خانواده ای که محبّت، عشق، تفاهم و مشارکت وجود دارد، بسیاری از بحث های قانونی، خشک و غیر لازم به نظر می رسد و این مباحث بیشتر در هنگام اختلاف و دعاوی مطرح می شود.
معنای لغوی و اصطلاحی
(نفقه) اسم مصدر (انفاق) و به معنای آن چیزی است که انفاق می شود و انفاق مال، به معنای بذل و صرف آن است.(انفق مالَه: صرفه وانفده… والنفقة اسم مِن الانفاق ما تنفقه من الدّرهم ونحوها.) از آن جا که زن، در ازدواج دائم مسئولیت هایی را در طول زندگی مشترک خود به عهده دارد که توان جسمی او را می طلبد و فرصتی را از او می گیرد، نفقه، حق و امتیاز او قرار داده شده است؛ مسئولیت هایی، مانند: بارداری و حضانت فرزند، رسیدگی و انجام امور شخصی در خانه،(با این قید که زن شأن خدمتکار برگزیدن را نداشته باشد که معمولاً چنین بوده و هست. در صفحات بعد در این باره سخن گفته خواهد شد.) خارج نشدن از خانه بدون اجازه شوهر و تمکین در برابر همسر.مرحوم علامه طباطبایی، در ذیل آیه (ولاتتمنّوا ما فضّل الله…) در ضمن توضیح این مطلب که مرد و زن نباید آرزوی مزایا و امتیازاتی را بکشند که خداوند برای هریک از آنان قرار داده، برخورداری از حقّ نفقه را یکی از موارد امتیاز زنان نسبت به مردان می شمارد. زن می تواند تا آن جا که با استیفای حقوق مرد و خانواده مزاحمت نداشته باشد، خود به کار درآمدزا بپردازد، قدر متیقن آن در بین اقوال فقها در صورت عدم خروج از خانه بدون اذن شوهر است. لیکن چنین چیزی بر او فرض نشده؛ گویی که حق نفقه نوعی تسهیل برای زنان است که عدم وضع آن باعث به سختی و دشواری افتادن آنان می شود.
دلایل وجوب نفقه
در منابع تشریع اسلامی، نوشتار بسیاری درباره وجوب نفقه زن وجود دارد. در قرآن کریم، آیات متعددی در این زمینه نازل شده؛ از جمله این آیات است:(والوالدان یُرضعن اولادهنَّ حولین کاملَین لِمَن ارادَ أن یُتمَّ الرَّضاعة وعلی المولود له رزقهنَّ وکسوتُهُنَّ بالمعروف)؛ و مادران، دو سال کامل فرزندان خود را شیر دهند؛ آن کسی که می خواهد فرزند را شیر تمام دهد. و به عهده صاحب فرزند (پدر) است که خوراک و پوشاک مادر را به حدّ متعارف و پسندیده بدهد.(لِینفق ذو سعة مِن سعته و مَن قُدر علیه رزقه فلینفق مما آتیه الله لایُکلّفُ اللهُ نفساً إلاّ ما اتیها، سیجعل الله بعد عسر یسراً)؛ باید مرد دارا به اندازه وسعت و توانایی خود، نفقه زن شیرده را بدهد و آن که رزق و روزی او تنگ است از آنچه خدا به او داده انفاق کند که خدا هیچ کس را جز به مقدار آنچه توانایی داده، تکلیف نمی کند. و خدا به زودی بعد از هر سختی آسانی قرار می دهد.(الرجال قوّامون علی النساء بما فضّل الله بعضهم علی بعض و بما انفقوا مِن اموالهم)؛ مردان عهده دار و سرپرست زنان هستند به آن دلیل که خداوند بعضی را بر بعضی برتری داده و به دلیل آن که مردان از مال خود به زنان نفقه می دهند.روایات بسیاری نیز از معصومان (علیهم السلام) درباره وجوب نفقه زن وارد شده است که برای نمونه، یک روایت ذکر می شود. شیخ صدوق (رحمةالله علیه) در خصال با سند خود از حریز نقل می کند که به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم:(مَن الّذی اجبَرُ علیه وتلزمُنی نفقتُهُ؟)؛آن کسی که مجبور بدان می شوم و نفقه او بر من لازم می شود، کیست؛حضرت فرمود: (الوالدان والولد والزّوجة)؛والدین (پدر و مادر)، فرزند و همسر. در میان فقهای شیعه نیز وجوب نفقه زن، امری اجماعی و متفق علیه به شمار می رود بلکه این امر به گفته مؤلف جواهر الکلام در بین امت اسلامی اجماعی است.
شرایط نفقه
...



زن در دانشنامه ویکی پدیا

زن
به انسان ماده زن گفته می شود. واژهٔ دختر بیشتر برای افراد جوان یا نابالغ به کار برده می شود و در برابر آن، واژه زن یا بانو (نام ارجمندانه تر) برای افراد بالغ استفاده می شود. واژه های دیگری چون «خانم»، و در کاربرد قدیمی تر «خاتون» در زبان فارسی برای اشاره به زن کاربرد دارد که از این میان واژه «خانم» بسامد بیشتری داشته و ارجمندانه است. در فرهنگ و ادب فارسی برای محترمانه خطاب کردن، از واژه سرکار خانم نیز استفاده می شود. در واقع واژهٔ زن یک نام همگانی برای اشاره به انسان ماده است مانند «حقوق زنان».
به طور معمول یک زن بالغ، توانایی بارداری و زادن دارد. زن جوان ازدواج نکرده را دوشیزه و زن ازدواج کرده را زن متأهل یا بانو می خوانند. به زنی که دارای فرزند شده است، مادر گفته می شود.
زن به انسان مؤنث اطلاق می شود و می تواند به موارد زیر نیز اشاره کند:
زن (همسر)
روزنامه زن
زن (مجله استرالیایی)
زن (مجله انگلیسی)
زن ۳
روزنامه زن روزنامه ای دارای مشی فمینیستی و اصلاح طلب بود که توسط فائزه هاشمی رفسنجانی و با سردبیری ابراهیم نبوی و سپس مسعود بهنود از ۱۷ مرداد ۱۳۷۷ تا ۱۷ فروردین ۱۳۷۸ منتشر گردید.
«زن» (انگلیسی: The Woman (film)) یک فیلم به کارگردانی جورج ملفورد است که در سال ۱۹۱۵ منتشر شد.
«زن» (انگلیسی: Woman (1918 film)) یک فیلم در سبک درام است که در سال ۱۹۱۸ منتشر شد.
«زن» (انگلیسی: Female) یک فیلم در سبک رمانتیک به کارگردانی مایکل کورتیز، ویلیام دیترله، و ویلیام ولمن است که در سال ۱۹۳۳ منتشر شد.
«زن» (انگلیسی: Woman (1968 film)) یک فیلم است که در سال ۱۹۶۸ منتشر شد.
«زن» (انگلیسی: Women (1985 film)) یک فیلم است که در سال ۱۹۸۵ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به چو یون فات اشاره کرد.
«زن» (انگلیسی: Female (2005 film)) یک فیلم به کارگردانی شینیا تسوکاموتو است که در سال ۲۰۰۵ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به ساکی تاکائوکا، چیهیرو اوتسوکا، و اری ایشیدا اشاره کرد.
زن (فیلم) فیلمی به کارگردانی و نویسندگی یوسف ایروانی ساختهٔ سال ۱۳۵۶ است.
زن (به انگلیسی: Xen) نوعی هایپرویژن است که دارای طراحی میکروکرنل می باشد و اجاره اجرای همزمان چند سیستم عامل به طور هم زمان برروی یک سخت افزار واحد را می دهد.در حقیقت مجازی سازی سرورها و به اشتراک گذاشتن منابع، با کمک آن قابل پیاده سازی است.
اولین نسخه زن توسط لابراتوار کامپیوتر دانشگاه کمبریج منتشر شد و با مجوز نرم افزار باز گنو عرضه گشت.
زن به عنوان همسر، زوجه عنوانی است که اشاره به زن دگرجنسگرای شوهردار یا همجنسگرای زن دار دارد. حقوق و وظایف زن در مورد همسر (و یا در برخی فرهنگ ها همسرانش) و دیگران، و وضعیت خودش در جامعه و قانون، بین فرهنگ های مختلف و دوره های تاریخی متفاوت بوده است.
تعداد همسرانی که یک مرد از نظر قانونی می تواند داشته باشد در کشورها و زمانهای مختلف متفاوت بوده است. در دوران قدیم هیچ محدودیتی در برخی از کشورها وجود نداشته است. در مسیحیت یک مرد می تواند یک همسر داشته باشد و در اسلام یک مرد می تواند تا چهار همسر داشته باشد.
تعدادی نام برای انواع خاصی از همسران وجود دارد. به عنوان مثال، شهبانو (ملکه) عنوانی است که به همسر یک شاه اطلاق می شود.
زن ۳ یکی از ۶ قطعه مجموعه ای از نقاشی های ویلم دکونینگ و به سبک اکسپرسیونیسم انتزاعی است که بین سال های ۱۹۵۱ (میلادی) و ۱۹۵۳ کشیده شده است.
زن اسقف (انگلیسی: The Bishop's Wife) فیلمی در سبک کمدی رمانتیک، رمانتیک و فانتزی به کارگردانی هنری کاستر است که در سال ۱۹۴۷ منتشر شد.
زن اغواگر (فرانسوی: femme fatale) یک فیلم جنایی-هیجانی به کارگردانی برایان دی پالما محصول سال ۲۰۰۲ کشور فرانسه است.
زن افسونگر٬ می تواند به موارد زیر اشاره داشته باشد:
زن افسونگر، اصطلاحی در فیلم و ادبیات داستانی است که به زنی زیبا گفته می شود
زن افسونگر، هفتمین آلبوم استودیویی خواننده آمریکایی بریتنی اسپیرز
تور زن افسونگر، هفدهمین تور کنسرتی بریتنی اسپیرز
زن افسونگر (به انگلیسی: Femme Fatale) هفتمین آلبوم استودویی خواننده آمریکایی بریتنی اسپیرز می باشد که در ۲۵ مارس ۲۰۱۱ توسط شرکت «جایو رکوردز» منتشر می شود. این آلبوم در بین سال های ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ در پروژه ای با همکاری دکتر لوک و مکس مارتین ضبط شد. این آلبوم ۱۲ آهنگ استدویی و ۴ اهنگ ریمیکس دارد. اولین موزیکی که از این آلبوم معرفی شد آهنگ «علیه من به کار می بری» بود که در جدول بهترین آهنگ ها در هفت کشور از جمله آمریکا و کانادا قرار گرفت.
زن افسونگر٬ می تواند به موارد زیر اشاره داشته باشد:
زن افسونگر، اصطلاحی در فیلم و ادبیات داستانی است که به زنی زیبا گفته می شود
زن افسونگر، هفتمین آلبوم استودیویی خواننده آمریکایی بریتنی اسپیرز
تور زن افسونگر، هفدهمین تور کنسرتی بریتنی اسپیرز
زن الهی (انگلیسی: The Divine Woman) یک فیلم صامت در سبک رمانتیک به کارگردانی ویکتور شوستروم و ایفای نقش گرتا گاربو است که در سال ۱۹۲۸ منتشر شد.
زن امروز فیلمی به کارگردانی مجید قاری زاده و نویسندگی مجید قاری زاده، ناصر طهماسب ساختهٔ سال ۱۳۷۵ است.
زن انگلیسی رمانتیک (انگلیسی: The Romantic Englishwoman) فیلمی بریتانیایی به کارگردانی جوزف لوزی است که در سال ۱۹۷۵ منتشر شد.
۲۴ ساعت در زندگی یک زن ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
۲۴ ساعت در زندگی یک زن (فیلم ۱۹۴۴)
۲۴ ساعت در زندگی یک زن (فیلم ۱۹۶۸)
۲۴ ساعت در زندگی یک زن (فیلم ۲۰۰۲)
۷ زن (انگلیسی: 7 Women) فیلمی به کارگردانی جان فورد است که در سال ۱۹۶۶ منتشر شد.
اگسیازان (به لاتین: Agsiazan) یک منطقهٔ مسکونی در جمهوری آذربایجان است که در شهرستان خیزی واقع شده است.
احسان نی زن نوازنده، خواننده و آهنگساز متولد تهران است. او با خوانندگان سرشناس پاپ ایرانی همچون احسان خواجه امیری، مهدی یراحی، علی لهراسبی، علی عبدالمالکی، مرتضی پاشایی، مهدی احمدوند و… همکاری کرده است.
ادبیات گمانه زن (به انگلیسی: Speculative fiction) عنوانی کلی برای سبک ها و زیرسبک هایی است که دنیایی متفاوت با دنیای واقعی را تصویر می کنند. به طور کلی با این تعریف ادبیات گمانه زن سبک های علمی-تخیلی، فانتزی و وحشت و زیرسبک های آن ها را در برمی گیرد.
عبارت اصلی (و برگردان آن با بسامدی کمتر) در نقد ادبی مرامی و محققانه برای توصیف این ژانرها به کار می رود. همچنین خوانندگان، نویسندگان و ویراستاران هم به همین معنی از آن ها استفاده می کنند.
گاهی از عبارت «ادبیات ژانری» برای اشاره به این دسته استفاده می شود. در مقابل «ادبیات جریان» اصلی قرار می گیرد که از مولفه های شناسانندهٔ این ژانرها و سبک ها و زیرسبک های آن ها خالی است.
اردک های سوت زن یا اردک های درختی زیرخانواده ای از خانواده اردکیان هستند؛ خانواده ای که شامل اردک ها، قوها، و غازها می شود. اردک های سوت زن اردک واقعی نیستند. در بخش بندی های آرایه شناسانه آن ها را یا به عنوان تیرهٔ جدای Dendrocygnidae در نظر می گیرند و یا طایفه ای با نام Dendrocygnini از زیرخانواده غازان. Dendrocygnidae دارای تنها یک سرده است که شامل هشت گونه زنده می شود. این گونه ها در سراسر جهان از جمله مناطق استوایی پراکنده اند. این اردک ها، همان گونه که از نامشان بر می آید، دارای صداهایی هستند که همانند سوت هستند.
اردک های سوت زن دارای پاها و سرهای بلند هستند. آن ها همچنین بسیار اجتماعیند و پر سر و صدا.
اسب جفتک زن عنوان فیلمی است آمریکایی با ژانر وسترن، صامت و کوتاه به کارگردانی ویلیام کندی دیکسون. این فیلم محصول سال ۱۸۹۴ میلادی است. زمان این فیلم ۱ دقیقه است. فیلم درباره یک کابوی است. لی مارتین بازیگر فیلم، عضو گروه بوفالو بیل است.
الله یارلی، سیازن (به لاتین: Allahyarlı, Siazan) یک منطقهٔ مسکونی در جمهوری آذربایجان است که در شهرستان سیاه زن واقع شده است.
الیکایی فلوت زن (نام علمی: Microcerculus ustulatus) نام یک گونه از سرده ریزدم ها است.
شرق قوزه زن یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر مشکان استان خراسان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مس است.سنگ میزبان این اندیس ولکانیک، گل سنگ است در این اندیس، پاراژنز های کوارتز ، کلسیت یافت می شوند.
«اون جور زن» (انگلیسی: That Kind of Woman) یک فیلم به کارگردانی سیدنی لومت است که در سال ۱۹۵۹ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به سوفیا لورن اشاره کرد.
بازگشت سوت زن (انگلیسی: The Return of the Whistler) یک فیلم در سبک معمایی و نوآر به کارگردانی دیوید راس لدرمن است که در سال ۱۹۴۸ منتشر شد.
بال زن (به انگلیسی: ornithopter) به وسایل پرنده ای گفته می شود که به کمک بال زدن از زمین جدا شده و پرواز می کنند.
طراحان بال زن ها می کوشند تا شیوه پرواز پرندگان، خفاش ها، و حشرات را به صورت مکانیکی تقلید کنند. بزرگی و کوچکی بال زن ها ممکن است متفاوت باشد اما در ساخت بال زن ها معمولاً تناسب هایی که بدن پرندگان و حشرات دارند رعایت می شود. بال زن های سرنشین داری هم ساخته شده و برخی نیز موفق به پرواز شده اند. بال زن ها دو گونه اصلی دارند: نوع موتوردار و نوع دیگر که به وسیله زور ماهیچه های خلبان آن به پرواز درمی آید.
بوی خوش زن نام یکی از فیلم های زیر است:
بوی خوش زن (فیلم ۱۹۷۴)
بوی خوش زن (فیلم ۱۹۹۲)
پرسه زن یا فلانور مفهومی است که از زبان فرانسه به عاریه گرفته شده است که به معنای قدم زنی است . شارل بودلر، شاعر و نویسنده ی فرانسوی مفهومی دیگر از آن مشتق کرد که به معنای فردی است که در شهر قدم می زند تا آن را شخصاً تجربه کند.به علت استفاده ی بودلر و دیگر اندیشمندان در حوزه های مختلف اقتصادی، فرهنگی و ادبی، پرسه زن مفهومی مهم در پدیده های شهری و مدرنیته شد. پرسه زنی تنها به قدم زنی در خیابان های شهر محدود نمی شود بلکه می تواند شیوه ای از تفکر فلسفی و زندگی باشد.
بودلر پرسه زنی را یک قدم زن با شخصیت در خیابان های شهر توصیف می کند که نقشی اساسی در درک و ترسیم فضای شهر دارد. مفهوم پرسه زن در بحث پدیده ی مدرنیته در محافل دانشگاهی مفهوم مهمی است. همچنین این مفهوم دریچه ای از تفکر در زمینه های معماری و شهرسازی را باز کرده است. والتر بنیامین فیلسوف و زیبایی شناس مارکسیست آلمانی، این مفهوم را ابزاری برای تحلیل و همچنین شیوه ای از زندگی می داند. از دیدگاه مارکسیستی او، پرسه زنی مولود زندگی مدرن و انقلاب صنعتی است. وی خود به نمونه ای از پرسه زن تبدیل شد که خیابان های پاریس را مشاهده می کرد و به مطالعات اجتماعی و زیبایی شناختی می پرداخت
پروانه گشت زن (Vindula arsinoe) پروانه ای است از خانواده فرچه پایان. این پروانه در جنوب شرقی آسیا و اقیانوسیه زندگی می کند.
نمای پشتی نر در کنز (استرالیا)، کوئینزلند
ماده
«پلیس زن» (انگلیسی: The Female Cop) یک فیلم کمدی صامت است که در سال ۱۹۱۴ منتشر شد.
پی یرز شخم زن (به انگلیسی: Piers Plowman) یا رؤیای ویلیام درباره ی پی یرز شخم زن، شعری روایی و تمثیلی است که احتمالاً بین سال های ۹۰-۱۳۷۰ میلادی توسط ویلیام لنگلند نوشته شده. این اثر به شکل شعری بی وزن با تکرار مصوت ها در آغاز ابیات سروده شده و هر بخش در قطعاتی به نام پاسوس (در لاتین به معنای «گام») قرار گرفته است. بسیاری از منتقدان بر این باورند که این شعر در کنار حکایت های کنتربری اثر چاسر و سِر گَوِین و شوالیه ی سبز، یکی از برجسته ترین آثار ادبیات انگلیسی در قرون وسطی است.
مختصات: ۳۲°۳۸′ شمالی ۵۱°۴۰′ شرقی / ۳۲.۶۴° شمالی ۵۱.۶۶° شرقی / 32.64; 51.66
چوپان نی زن تندیسی است که توسط ملک دادیار گروسیان در بهمن ۱۳۸۱ طراحی و ساخته شد. این مجسمه در ضلع جنوب غربی سی و سه پل قرار دارد. مجسمه دارای ابعاد می باشد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های زن

زن به معنای جنس مؤنث انسان و زوجه است.
• «آن جا که زنان اهمیت پیدا می کنند، مردان بی ارزشند»
• «آرزو دارم کسی به من گفته بود که تنها به این خاطر که دخترم، مجبور نیستم ازدواج کنم (مجبور نیستم با یک زن ازدواج کنم)» -> مارلو توماس
• «آرزوی زن این است که در قفس زندانی شود ولی میله های آن از طلا باشد.»
• «آنچه زن می خواهد همان چیزی است که شما در اختیار ندارید. زن طالب اشیای کمیاب است.» ویلیام سیدنی پورتر (اوهنری)
• «افکار زن ها در حقیقت سایه عواطف آنان است.» جرج الیوت
• «از عجایب روزگار این است که زن در عین وجاهت وفادار هم باشد.» -> اسکار وایلد
• «برای طرفدار زنان بودن، لازم نیست با مردان مخالف باشید.» -> جین گالوین لوییس
• «به زنی که سن حقیقی اش را به شما می گوید اعتماد نکنید.»
• «بهترین طریق هدف گیری قلب یک زن آن است که در حالیکه روی زانو نشسته اید قلب او را مورد هدف گیری قرار دهید.» داگلاس جرالد
• «بوسه در زن از هر گونه دلیل و برهان قوی تر و ارزنده تر است.»
• «اثر زن در سرنوشت مرد یک اثر دائمی و لاینقطع است.»
• «تسخیر یک کشور بزرگ از تسخیر قلب کوچک زن آسان تر است.»
• «تاریخ زن تاریخ بدترین حکومت های ظالمانه است. یعنی تاریخ تسلط و اقتدار ضعیف بر قوی است و از آن بدتر این است که تنها حکومت جابرانه ای است که دوام می یابد.»
• «تمام تعقلات و اندیشه های مرد به یک محبت زن نمی ارزد.»
• «تا موقعی که زن دروغ بیهوده نگوید راستگو شمرده می شود.»
• «چیزی که زن ها نمی توانند ما مردها را از آن محروم کنند این است که ما زودتر می میریم.» پی.جی. اورورک
• «چنین است طبیعت زنان... وقتی که دوستشان بدارید شما را دوست نمی دارند ولی وقتی که دوستشان ندارید، دوستتان می دارند.»
• « حصیر کف خانه از زن نازا بهتر است.»
• محمد
• از دامن زن مرد به معراج می رود.
• «خانه به دو کدبانو نارفته بماند.» -> قابوس نامه
• «خیلی ممنونم که مرد نشدم. زیرا در این صورت مجبور بودم با زنی ازدواج کنم.» مادام دواشتال
• «خدا زن را خلق کرد و از آن موقع ملالت رخت بربست ولی چیزهای دیگر هم با ملالت از بین رفت! خلقت زن اشتباه دوم خدا بود.»
• «خداوند شایستگی زن را در قلب او جای داده است.»
• «خانوم ها باید شوخ طبع باشند و نشاطشان را حفظ کنند… چون! زن ها قلب خانه اند! اگر شاد باشند قلب خانه می تپد. زن ها اگر درخانه موهایشان را شکل دهند، اگر صورتشان را آرایش کنند، اگر لباس های شاد بپوشند زندگی در خانه جریان پیدا می کند. زن ها اگر کودک درونشان هنوز شیطنت کند، اگر شوخی کنند، بخندند، همه اهل خانه را به زندگی نوید می دهند. اگر روزی زن خانه چشم هایش رنگ غم بدهد، حرف هایش بوی گلایه و کسالت بدهد، اگر ذره ای بی حوصله و ناامید به نظر برسد، تمام اهل خانه را به غم کشیده است … آری، زن بودن دشوار است؛ زنان ارمغان آور شادی، گذشت و خنده اند. یادمان نرود قلب خانه باید بتپد، و قلب جامعه باید آراسته و معقول، در جامعه ظاهر شود. آقای محترم مواظب قلب خانه ات باش.» برگرفته از پست ایستاگرامی او (۱۹ فوریه ۲۰۱۷/ ۱ اسفند ۱۳۹۵) -> لیلا اوتادی
• «در هر چیز زیبا، چیزی از زن وجود دارد.» فونتنل
• «دو زن هرگز با هم دوستی و محبت نمی کنند مگر به خاطر توطئه ای علیه زن ثالث دیگر.»
• «در کار زن ها منطق وجود ندارد، در عین حال که برای رفع سرما پالتوی پوستی در بردارند، کفش پوستی و روباز در پایشان دیده می شود.» سامی کی
• «در انتقام و عشق، زن وحشی تر از مرد است.»
• «در زنان، قدرت عقل در تفحص و تأمل ناقص و ضعیف است زیرا عاطفه که بر او مسلط است با او بازی کرده و مطیع هوی و هوس عاطفه می شود.» مادام لامبر
• « دو نیرو در جهان هست: یکی شمشیر و دیگری قلم. یک رقابت بزرگ و مسابقه میان این دو وجود دارد. یک نیروی سومِ نیرومندتر از آن دو نیز هست ، که نیروی زنان است.» -> محمدعلی جناح
• «زن، نگهبان ویژهٔ همهٔ چیزهایی است که زندگی پاک و منزه و مذهبی است. زنان که طبعاً محافظه کار می باشند اگر از عادت خرافی به آسنای و با شتاب دست برنمی دارند، در عوض از آنچه در زندگی، عالی و منّزه و نجیبانه است، نیز دست بر نیستند.»
• «زن شاهکار خلقت است» -> برنارد شاو
• «زن چیزی نیست مگر مرد ناکام ، خطای طبیعت و حاصل نقصی در آفرینش»
• «زن صالحه تاج شوهر خود است اما زنی که خجل سازد مثل پوسیدگی در استخوان هایش می باشد.» -> انجیل عهد عتیق/ امثال سلیمان ۱۲، ۴
• زنان در زمین آیت رحمتند.
• «زن در آغاز در برابر پیشرفت های مرد مقاوت می کند و در پایان کار راه برگشت او را سد می نماید.»
• «زن همان کودک است، منتهی کمی درشت تر.» کلئویول
• «زن یک جانور غریب پستاندار است که برای سرگردانی مرد خلق شده است.»
• «زن فرشته ای است که در ایام طفولیت پرستار ما، در دوران جوانی کامبخش ما و در روزگار پیری تسلیت ده ماست.» آره تسن
• «زن برای آن آفریده نشده که وجودی عاطل و باطل باشد و فقط به درد زینت و تفریح مرد بخورد.»
• «زن عمیق تر می بیند و مرد دورتر. عالم برای مرد قلبی است و قلب برای زن عالمی.» کرابه
• «زن مخزن اسرار خلقت است.» کارل کونزوکو
• «زن! تو برای تقدیس آفریده شده ای.» ساموئل جانسن
• «زن تاج آفرینش است.»
• «زن تنها حریفی است که حتی پس از شکست مطالبه خسارت و غرامت می کند.» یاکوب ادوارد پولاک
• «زنان در افراط و تفریط نابغه اند.» ایستر فارس
• «زن می تواند فقط یک راز را نگه دارد و آن راز سنش می باشد.»
• «زن زیبا، جهنم روان و دوزخ کیف پول و بهشت چشم است.» فونتنل
• «زن عشق خود را تا چهل سال می تواند مکتوم بدارد ولی بغض خود را تا یک ساعت هم نمی تواند پنهان کند.» ناشناس
• «زنان عاقل تر از مردانند زیرا کم می دانند و زیاد می فهمند.» جمز استفنن
• «زن مخلوقی است که در او اطیف ترین و صمیمی ترین فضائل را می توان پیدا کرد.» جوستون
• «زن راهی است که خداوند بین خود و بندگانش احداث نمود ولی اغلب شیطان از این راه استفاده می نماید.» ناشناس
• «زن ها اغلب افراط جو هستند و از حد اعتدال آن سو تر زندگی می کنند. محبت و فداکاری، رقابت و کج رفتاری، عداوت و خون خواری آن ها فوق العاده است.» نظام وفا
• «زن از مرد دین دارتر است زیرا مرد به خدایی که نمی بیند معتقد است ولی زن به مردی که می بیند ایمان دارد.» هِربرت جورج وِلز
• «زن و شیشه هرگز از خطر در امان نیستند.» ضرب المثل ایتالیایی
• «زن برای ادعا و توقعاتش حدی قائل نیست.» پی یر بوالو
• «زن بزرگ ترین آژانس خبرگزاری است زیرا همیشه دستگاه های گیرنده (گوش) و پخش کننده (زبانش) کار می کنند.» هِربرت جورج وِلز
• «زن ها همیشه مردی را دوست می دارند که بتواند با قدرت نوازششان کند ولو اینکه موی سرش مثل پنبه سفید و صورتش سراسر چین و گره باشد.» ناشناس
• «زن منشوری بلورین است که از پشت آن می توان اشیاء را زیباتر دید.» پتی گریلی
• «زن در آن واحد هم سیب است و هم مار.»
• «زنان مردان شجاع را خیلی دوست می دارند و مردان گستاخ را بیشتر.» مسلسن
• «زن مانند شیشه ظریف و شکستنی است. هرگز توانایی مقاومت او را نیازمایید زیرا ممکن است شیشه ناگهان بشکند.»
• «زن کشور بیگانه ای است که در آن ولو شخص در جوانی رحل اقامت بیفکند، هرگز مراسم، سیاست و زبان آن را درک نخواهد کرد.» باتیمور
• «زن آنقدر که زودفهم است خوش فهم نیست و ادراک سریع او الهام طبیعت است که محتاج به تأمل نمی باشد و از این جهت است که ذکاوت و هوش زن به نظر سطحی می آید.» هانری ماریون
• «زن در مقابل حوادث مهم و مصائب شدید بیشتر و بهتر مقاومت می کند تا در مقابل حوادث جزیی و مصائب کوچک.» هانری ماریون
• «زن هیچ نفوذ و قدرتی برای استمالت و جلب مرد جز همین عاطفه و محبت ندارد. این یگانه وسیله مدافعه او در مبارزه حیاتی است و این وسیله برای زن به منزله سلاحی است که هرگز کهنه و بدون اثر نمی شود و به همین جهت هم هیچ لذتی برای زن بالاتر از نیل به مقصود به وسیله این سلاح نیست و آن عبارت از جای گرفتن در قلب مرد است.» حبیب الله آموزگار
• «زن وقتی که دوست بدارد غیر از محبوب خود چیزی را نمی بیند و هرچه عاطفه، مهربانی، نوازش و فداکاری دارد تنها برای او به کار می برد.»
• «زن قبل از حدوث درد و غم از آن می ترسد ولی پس از حدوث با کمال تحمل و بردباری مقاومت می کند؛ و به همین جهت است که زن ها برای پرستاری مریض ها از مردان به مراتب بهتر و بردبارتر هستند.»
• «زن یا به طرف چیزی می رود که خوب تر از خوب تر است و یا به طرف چیزی که بدتر از بدتر است. اعتدال یا میانه روی در امیال و رغبات او نیست.» آکتاو وولیه
• «زن به مردی که مطیع اراده اوست کمتر علاقمند می شود.» ناشناس
• «زن ممکن است بر هوای نفس خویش غالب شود ولی بر خوی خودنمایی و تظاهر غالب نخواهد شد.» ناشناس
• «زنان مایلند بدون چون و چرا دوست داشته شوند. آن ها می خواهند دوست داشته شوند نه برای اینکه زیبا، خوش اندام، خوش اخلاق و یا باهوش اند بلکه فقط برای اینکه خودشان هستند.» هنری فردریک امیل
• «زیبایی بهترین توصیه ای است که بر پیشانی زن نوشته اند.» -> ارسطو
• «زن گاهی در خانه مانند میرغضب است و گاهی مانند محکوم. البته بیشتر اوقات میرغضب است تا محکوم.»
• «زنان نمایندگان پیروزی ماده بر ذهن هستند درست به همین ترتیب که مردان نمایندگان پیروزی ذهن بر اخلاق» اسکار وایلد
• زن آنچنان موجودی است که بی جهت شکایت دارد و تعمداً دروغ می گوید آشکارا گریه می کند و مخفیانه می خندد. ضرب المثل روسی
• «زنان بر سه گونه اند: زنان زیبا، زنان دانشمند، اکثر زنان.» ارسکین کالدول
• «سعادت حقیقی زن در آن است که دوست بدارد وقتی شما بر سلسله حب او لطمه وارد آورید او را نابود کرده اید.»
• «سکوت بهترین زینت زن است.»
• «شرح زندگی خوشبخت ترین زنان مانند تاریخ خوشبخت ترین ملل خالی از وقایع و حوادث است.» جرج الیوت
• «عشق افلاطونی درست مثل این است که انسان با تپانچهٔ پری که خیال می کند خالی است بازی می کند.» آلدس هاکسلی
• عهد زنان را وفایی و وفای ایشان را بقایی نباشد.
• «عاقل ترین زن حاضر به انتقاد از ساختمان جسمانی خود نیست و کوچک ترین تعریف صورت را بر هزاران تعریف سیرت ترجیح می دهد.» ناشناس
• «عشق مرضی است که زن مولود آن است.» مادام دو استائل
• «قلب زن همیشه مانند ماه در حال تغییر است و همیشه مردی در آن وجود دارد.» پانچ
• «قلب زن پرتگاهی است که عمقش را نمی توان تخمین زد.»
• «قسمت اعظم زنان اصلاً اخلاق ندارند.» الکساندر پوپ
• «کاری که برون از توانایی زن است به دستش مسپار، که زن گل بهاری است لطیف و آسیب پذیر، نه پهلوانی است کارفرما و در هر کار دلیر.». نهج البلاغه، نامه ۳۱ -> علی بن ابی طالب
• «گل های قشنگی وجود دارد که معطر نیستند و زنان زیبایی هم وجود دارند که دوست داشتنی نیستند.» هوئل
• «گریه از ممیزات زن است و در سایه آن به اغلب آمال خود می رسد و باعث ظهور امور عجیبه و غریبه از او می شود.» ناشناس
• «لطف زن مانند ماسه خطرناک است.»
• «مردان هستند که هوش را تعریف می کنند، مردان هستند که مفید بودن را تعریف می کنند، مردان هستند که به ما می گویند چه چیزی زیبا است و حتی مردان هستند که به ما می گویند که چه چیزی زنانه است.» -> سالی کامپتون
• «مکر، گریه، نخ رشتن سه خاصیتی است که خدا به زنان داده تا آن ها بتوانند نان خودشان را درآورند.» جفری چاوسر
• «مردان قانون وضع می کنند و زنان اخلاق به وجود می آورند.» کوندورسیه
• «مردان همانطوری خواهند بود که زنان می خواهند آن ها باشند.»
• «مرد آنچه را که می داند می گوید، زن آنچه را که خوشایند است.»
• «مردان بیش از زنان دچار مشکلات هستند و بالاترین مشکل آن ها طرز رفتار و سلوک با زنان است.» فرانسواز ساگان
• «مردان بازیچه زنانند و زنان بازیچه شیطان.»
• «مرجع و اساس تمام لذات زن محبت است. از هیچ چیز لذت نمی برد جز از آنچه مربوط به محبت باشد. دوست داشتن محور زندگانی زن است ولی محبوب واقع شدن نتیجه غیرمستقیم زندگانی اوست.» حبیب الله آموزگار

ارتباط محتوایی با زن

زن در جدول کلمات

زن آبستن
زایو
زن آشکار کننده و نمایانگر
کشافه
زن اخناتون و ملکه مصر که مجسمه نیم تنه او از شاهکارهای هنری دنیای قدیم و یکی از آنها در موزه برلن و دیگری در موزه قاهره است
نفرتیتی
زن بابا
نامادری
زن بخت النصر
سمیرامیس
زن برادر شوهر
جاری
زن بسیار زیبا
حوری
زن بهشتی
حور
زن بی شوهر
ایو
زن بیوه
حربا,کالم

معنی زن به انگلیسی

female (اسم)
ماده ، زن ، مؤنث ، جنس ماده ، نسوان ، مونی ، جانور ماده
wife (اسم)
فراش ، زن ، خانم ، زوجه ، عیال
carline (اسم)
عفریته ، پیرزن ، زن ، زن مسن ، کاملهزن
woman (اسم)
ماده ، کلفت ، زن ، رفیقه ، بانو ، مؤنث ، جنس زن ، زنانگی
distaff (اسم)
زن ، نفوذزنان ، دشکی

معنی کلمه زن به عربی

زن
امرات , انثي , زوجة
عازب
ملکة
زوجة الاب
راهبة
ساحرة
متخنث
فتاة , قط
معلمة
ربة البيت , رييسة
عمة
صفارة الانذار
خياطة
منديل
دمية
امازون
رييسة
صاحبة الملک
امرات , متخنث
عمة

زن را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی زن

آریا بهداروند ٢٠:٤٧ - ١٣٩٦/٠٦/٣١
در زبان لری بختیاری به معنی
زن.زینه.

کلمه زن از
کلمه زادن بوجود آمده

|

هم وطن ٢٢:٠١ - ١٣٩٧/٠٩/٢٥
خاتون،فرشته آسمونی،عشق آقایون😄
|

(SaeeD (A ١٧:٠٥ - ١٣٩٧/١٢/٠٢
زن یعنی مکمل،که بامردتکامل رابه وجودمی‌آورد.
|

پیشنهاد شما درباره معنی زن



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عکس بدن زنان زیبا   • زن ایرانی   • زن برهنه   • جی اسپات   • بدن زنان برهنه   • زنان ایران   • زن ومرد   • معنی زنان   • مفهوم زن   • تعریف زن   • معرفی زن   • زن چیست   • زن یعنی چی   • زن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی زن
کلمه : زن
اشتباه تایپی : ck
آوا : zan
نقش : اسم
عکس زن : در گوگل


آیا معنی زن مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )