برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1285 100 1

زوج

/zowj/

مترادف زوج: جفت، شوهر، شوی، مرد، مزدوج، همسر، همسر

متضاد زوج: فرد

برابر پارسی: همسر، جفت

معنی زوج در لغت نامه دهخدا

زوج. [ زَ ] (ع مص ) فساد انداختن میان قوم و برآغالانیدن ایشان را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). || (اِ) شوی و زن. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). جفت خواه مذکر باشد خواه مؤنث ، مگر فقهای متأخرین در مؤنث ها زیاده کرده اند و «زوجه » گویند اگرچه نزد اهل لغت نیست و ابن حاج نوشته که هر دونر و ماده و مجموع را زوج گفتن خطاست زیرا که هر واحد از نر و ماده زوج باید گفت و هر دو مجموع را زوجان و زوجین باید خواند. (غیاث ) (آنندراج ). یقال : هو زوجها و هی زوجته. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بعل. شوی. شوهر. همسر. جفت. همتا. زن. حلیل. (از یادداشتهای بخط مرحوم دهخدا). شوهر. (دزی ج 1 ص 610). || جفت . خلاف فرد. یقال :زوج او فرد؛ یعنی جفت یا طاق. و یقال : الاثنین هما زوجان و هما زوج کما یقال هما سیان و هما سواء و اشتریت زوجی حمام (خریدم یک جفت کبوتر یعنی یک نر و یک ماده ) و عندی زوجا نعل (یعنی یک جفت پاپوش ). (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و منه فی سورة هود فی قراءة حفص : «قلنا احمل فیها من کل زوجین اثنین ». (قرآن 40/11). (اقرب الموارد). هر واحدی که یکی دیگر از جنس خود با آن باشد. (جفت ، مقابل طاق ) از ابن انباری نقل است که عامه خطا میکنند و گمان می برند که «زوج » بمعنی «دو» است ولی عرب بر این عقیده نیست زیرا «زوج » را بصورت مفرد بکار نمی برد بلکه «زوجان » بصیغه ٔ تثنیه بکار می برد (برای دو فرد) و برای مفرد مذکر «فرد» و برای مفرد مؤنث «فردة» بکار می برد. (از اقرب الموارد). || در اصطلاح حساب قدیم ، بمعنی عددی که چون آنرا نصف کنند هر دو حصه مساوی باشد بغیر شکستن ، مثلاً چهار و شش و هشت. (از غیاث ) (از آنندراج )... جفت بود، و این آن عدد است که به دو پاره مانند یکدیگر توان کردن ای به دو نیم. و اول جفتها دو است و متوالی 2، 4، 6، 8، 10. (التفهیم بیرونی ص 34). در علم حساب اگر عدد منقسم شود به متساویین صحیحین آنرا زوج خوانند و اگر نشود فرد. (از نفائس الفنون ). خلاف فرد باشد. محاسبان گفته اند عدد صحیح اگر به دو نیمه ٔ صحیح منقسم گردید پس آن عدد زوج است والا فرد است مانند سه. (از کشاف اصطلاح ...

معنی زوج به فارسی

زوج
شوهر، شوی، قرین، جفت، خلاف فرد، ازواج جمع
( اسم ) ۱ - شوهر شوی مقابل زوجه جمع ازواج . ۳ - عددی که قابل بخش کردن بر ۲ باشد جفت مقابل طاق فرد . ۳ - یوغ گاو . ۴ - جفت زمین بنه .
عددی است که بدو نیم شود و نیمه آن هم بدو نیم شود و هم چنین تا بیکی منتهی گردد مانند هشت ( ۸ ) مقابل زوج الفرد. یا زوج الزوج و الفرد . عددی است که بدو نیم بیش از یکبار شود و بیکی منتهی نگردد مانند دوازده ( ۱۲ ) .
عددیست که یکبار بدو نیم شود و بس و به یک منتهی نشود مانند ده ( ۱٠ ) مقابل زوج الزوج .
[lone pair, unshared pair, nonbonding electron pair] [شیمی] زوج الکترونی در یک مولکول که مشترک میان دو اتم نیست و در تشکیل پیوند به طور مستقیم شرکت نمی کند
[couples therapy] [روان شناسی] نوعی روان درمانی برای حل مشکلات یک زوج
[attractor-repeller pair] [ریاضی] فرمول دار
[Artiodactyla] [زیست شناسی- علوم جانوری] علفخوارانی که شمار انگشتانشان، که در درون سم قرار دارد، زوج است و چشم هایشان در دو طرف سر قرار دارد و مژه هایشان بلند و موهای گردن اکثر آنها کوتاه است
[key pair] [رمزشناسی] دو کلید که با یکدیگر رابطۀ ریاضی دارند و یکی برای رمزگذاری و دیگری برای رمزگشایی پیام به کار می رود؛ با شناسایی یکی از آنها و استفاده از روش های محاسباتی نمی توان کلید دیگر را پیدا کرد
بمعنی جفت یا طاق و آن نام بازیی است .
...

معنی زوج در فرهنگ معین

زوج
(زُ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - شوهر. ۲ - عددی که بر ۲ بخش پذیر باشد.

معنی زوج در فرهنگ فارسی عمید

زوج
۱. شوهر، شوی.
۲. [مقابلِ فرد] قرین، جفت.

زوج در دانشنامه اسلامی

زوج
معنی زَوْجٍ: زوج - همسر- جفت - نوع - صنف
معنی شَّفْعِ: زوج
معنی فُرَادَیٰ: تك ها (جمع فرد و به معناي هر چيزي است که از يک جهت منفصل و جداي از غير خود باشد ، و در مقابل آن زوج قرار دارد که به معناي چيزي است که از يک جهت با غير خود اختلاط داشته باشد .)
معنی فَرْداً: تك ها ( فرد به معناي هر چيزي است که از يک جهت منفصل و جداي از غير خود باشد ، و در مقابل آن زوج قرار دارد که به معناي چيزي است که از يک جهت با غير خود اختلاط داشته باشد .)
معنی مُّضَاعَفَةً: دو چندان شده - چند برابر شده ( مثلا ميگويند عدد دو ضعف عدد يک و عدد چهار دو ضعف آن است . و گاهي هم آن را به معناي چيزي ميدانند که به انضمام چيز ديگري باعث تکرار شود ، مانند واحد که به انضمام واحدي ديگر عدد يک را تکرار ميکنند ، و به اين اعتبار عدد يک ...
معنی ضِعْفَ: دو برابر - نصف ( مثلا ميگويند عدد دو ضعف عدد يک و عدد چهار دو ضعف آن است . و گاهي هم آن را به معناي چيزي ميدانند که به انضمام چيز ديگري باعث تکرار شود ، مانند واحد که به انضمام واحدي ديگر عدد يک را تکرار ميکنند ، و به اين اعتبار عدد يک را ضعف و عدد د...
ریشه کلمه:
زوج‌ (۸۱ بار)

جفت - صنف. به هر دو قرین از مذکّر و مؤنث در حیوانات که ازدواج یافته‏اند گفته می‏شود: زوج. به هر دو قرین در غیر حیوانات نیز زوج اطلاق می‏شود مثل یک زوج کفش (یک جفت) (مفردات) زوجه به معنی زن است جمع آن زوجات می‏باشد راغب گوید لغت ردی‏ء است. نگارنده گوید لذا زوجه و زوجات در قرآن نیامده بلکه زوج و ازدواج به کار رفته است. زوج هم به زن اطلاق شده مثل و مثل . و هم به مرد نحو و ایضاً . ازدواج نیز هم در زنان به کار رفته مثل و هم در مردان نحو . ظاهراً استعمال شدن ازدواج در مردان فقط این آیه است. زوج و ازدواج در گیاهان نیز به کار رفته مثل ، . درباره حیوانات نیز آمده ، . در زبان عرب زوجین به معنی یک جفت است و لفظ «اثنین» برای بیان آن است. نرو مادگی‏ در مادّه ذکر وعده کردیم درباره نر و مادگی که قرآن آن را در بسیاری از آیات مطرح کرده سخن گوئیم. یکی از اسرار عجیب خلقت نر و مادگی موجودات است اگر در حیوان و گیاه این واقعیّت وجود نداشت هیچ یک چیز دو چیز نمی‏شد و جای از ب ...

زوج در جدول کلمات

زوج
جفت
زوج نیست
فرد
زوج هنری لورل
هاردی
زوج کمدی لورل
هاردی
زوج کمدی کلاسیک لورل
هاردی
با زوج میانه ای ندارد
فرد
سریال پربیننده زوج بیژن بیرنگ و مسعود رسام با بازی خسرو شکیبایی | مهرانه مهین ترابی و •••
خانه سبز
عدد زوج یک رقمی
هشت
هنگام عقد نکاح زوج به زوجه می پردازد یا منتقل می کند
مهریه

معنی زوج به انگلیسی

couple (اسم)
جفت ، زوج ، زن و شوهر ، دوتا ، نر و ماده
twin (اسم)
جفت ، زوج ، دوتا ، توام ، دوقلو ، جوزا ، هم شکمان
even (اسم)
زوج ، عدد زوج ، اعداد جفت
conjunction (اسم)
اتصال ، پیوستگی ، عطف ، اقتران ، ربط ، حرف ربط ، ترکیب عطفی ، حرف عطف ، زوج
pair (اسم)
جفت ، زوج ، زن و شوهر ، نر و ماده ، هر چیز دوجرئی ، جور کردن و شدن
spouse (اسم)
همسر ، زوج ، زوجه ، عیال ، زن یا شوهر
twain (اسم)
جفت ، زوج ، دوتا ، توام ، دوقلو ، چند قلو

معنی کلمه زوج به عربی

زوج
حتي , زوج

زوج را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رها
این واژه تازى(اربى) ست و سپارش میگردد بجاى آن در معنا دوتایى از واژه هاى جوختJuxt (پهلوى: زوج ، جفت) ، دوآنDuan (پهلوى: زوج ، مثنىٰ) ، اِدْوات (پهلوى: زوج ، جفت ، تثنیه) ، دورینDurin : (پهلوى: زوج ، جفت) و در معناى شوهر بویژه در دانش حقوق از واژه هاى شوىShuy(شوهر)
، میرک-میره (پهلوى:شوهر) ، گاتارGatar (پهلوى: شوهر ، مرد زندار) ، گُشن(نر ، شوهر) بهره بجویند.
علی دوستی نوگورانی
قرین
شهریار آریابد
در پارسی " جفت " از ریشه اوستای " یوخت " به معنای دوگان.
یوختن = ازدواج کردن
یوزش = ازدواج
دفتر یوزش= دفتر ازدواج
فاطی 84
even
twins
couple
duo
سیدحسین اخوان بهابادی
زَوج کلمه ای عربی است که در زبان فارسی زُوْج تلفظ مي شود و به معناي همسر، جفت بکار می رود.
بلندگو
زوج در جمله به این معانی یافت می شود : همسر، جفت، چیزی از جنس خودش، همکیش ،همدل، هم نفس ، در واقع دو چیز که هم کفو هم باشد. و تنها به جنس نر و ماده اطلاق نمی شود.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی زوج   • مترادف زوج   • زوج جوان   • زوجه   • زوج به انگلیسی   • زواج ديمة بشار   • معنی کلمه زوج   • طرح زوج و فرد   • مفهوم زوج   • تعریف زوج   • معرفی زوج   • زوج چیست   • زوج یعنی چی   • زوج یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی زوج
کلمه : زوج
اشتباه تایپی : c,[
آوا : zowj
نقش : صفت
عکس زوج : در گوگل

آیا معنی زوج مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )