برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1280 100 1

زود

/zud/

مترادف زود: پگاه، سریع، سریعاً، فی الحال، گاه

متضاد زود: دیر

معنی زود در لغت نامه دهخدا

زؤد. [ زُءْ / زُءُ ] (ع اِمص ) ترس. فزع. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (تاج العروس ) (ناظم الاطباء). ترسانیده شدن. (آنندراج ) :
یضحی اذ العیس ادرکنا نکایتها
خرقاء یعتادها الطوفان والزؤد.
لحیانی (از تاج العروس ).
بلی زؤداً تفشغفی العواصی
سافطس منه لافحوی البطیط.
ابوحزام علکی (از تاج العروس ).
و من سجعات الاساس : شعار الزهد استشعار الزؤد. (تاج العروس ).

زؤد. [ زُءْدْ / زُ ءَ ] (ع مص ) ترسانیدن. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (از اقرب الموارد).

زود. (ق ) شتاب و جَلد و با لفظ کردن و بودن مستعمل است... (آنندراج ). جلد و سریع و شتاب و به سرعت و شتاب و به تندی. و فی الفور و معجلاً. (ناظم الاطباء). تند. سریع. به شتاب : «زود به مقصد می رسد». (فرهنگ فارسی معین ). به سرعت. به شتاب. سریع. تند. فرز. سبک. عاجل. عاجلاً. فوراً. مقابل دیر. به عجله. معجلاً. (از یادداشتهای بخط مرحوم دهخدا) :
توشه ٔ خویش زود از او بربای
پیش کایدت مرگ پای آکیش.
رودکی.
نگویم من این خواب شاه از گزاف
زبان زود نگشایم از بهر لاف.
بوشکور (یادداشت ایضاً).
گفتا مرا چه چاره که آرام هیچ نیست
گفتم که زود خیز و همی گرد چام چام.
منجیک (از لغت فرس اسدی چ اقبال ص 346).
خیز و پیش آر از آن می خوشبوی
زود بگشای خیک را استیم.
خسروی (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
بدادش پیام شه خویش زود
شنید از تکاور پیام و درود.
فردوسی.
زن چاره گر زود بردش نماز
چنین گفت کای شاه گردنفراز.
فردوسی.
بشد زود موبد بگفت این بشاه
همی داشت خسرو مر او را نگاه.
فردوسی.
زود بردند و آزمودندش
همه کاخالها نمودندش.
عنصری.
گرچه بکشی تو مرا، صابر و خرسندم
که مرا زنده کند زود خداوندم.
منوچهری.
ندانستم من ای سیمین صنوبر
که گردد روزچونین زود زایل.
منوچهری.
چون ببینم ترا ز بیم حسود
خویشتن را کلیک سازم زود.مظفری. ...

معنی زود به فارسی

زود
پیش ازوقت، تند، باشتاب، سریع، ضددیر
۱ - پیش از وقت قبل از موقع مقابل دیر : زود آمد . ۲ - تند سریع بشتاب : زود به مقصد میرسد . یا زود باش عجله کن بشتاب .
ترسانیدن یا ترس
که علی الفور آزار و آسیب رساند
آنکه زود به صلح گراید
آنکه زود آشنا شود مصاحب و همدمی که بزودی و گرمی با شخص اظهار مهربانی و محبت کند .
نذر و نذوراتی را گویند که فارسیان به آتشخانها آورند .
آنکه به اندک اندوه و آزاری اشکش بر دود
که زود افکند که باندک زمانی از پای در آورد .
به عربی بدیهه گویند و تفسیر آن سخن بی اندیشه است .
( صفت ) آنکه سخن دیگران را بیدرنگ باور میکند ساده لوح مقابل دیر باور .
عمل و کیفیت زود باور خوش گمانی ساده لوحی مقابل دیر باوری .
کنایه از بیجا و بی حساب بیهوده بیجا و بی حساب .
شتابزده و عجول
( صفت ) آنچه که زود پزد مقابل دیر پز : [[ این نخود زود پز است ]] . یا دیگ زود پز دیگی که خوراک را در زمانی کوتاه بپزد .
( صفت ) ۱ - پیشتر از وقت مقرر مقابل دیر تر . ...

معنی زود در فرهنگ معین

زود
[ په . ] (ق .) تند، سریع .

معنی زود در فرهنگ فارسی عمید

زود
۱. [مقابلِ دیر] پیش از وقت.
۲. (قید) تند، باشتاب، سریع.

زود در دانشنامه اسلامی

زود
معنی سَوْفَ يَکُونُ: به زود ي خواهد بود
معنی سَيَجْزِي: به زود ي جزا خواهد داد
معنی سَيَجْزِيهِم: به زود ي به آنان جزا خواهد داد
معنی عَجِّل: زود برسان - پيش انداز
معنی غَدَوْاْ: صبح زود پي کاررفتند
معنی غَدَوْتَ: صبح زود پي کاررفتي
معنی سَمَّاعُونَ: بسيار شنوايان - زودباوران (سماع به معناي کسي است که هر حرفي را زود ميپذيرد و باور ميکند)
معنی مُصْبِحِينَ: آنانکه به هنگام دمیدن صبح در وضعیتی قرار می گیرند یا کاری را انجام می دهند.(مثلاً "فَتَنَادَوْاْ مُصْبِحِينَ " یعنی یکدیگر را صبح زود صدا زدند)
معنی مَبْلَغُهُم: محل رسيدن آنان (منظور از عبارت "ذَ ٰلِکَ مَبْلَغُهُم مِّنَ ﭐلْعِلْمِ " اين است كه آخرين مرز دانش و معرفت آنان همين متاع زود گذر دنيا ست و از درك سعادت اخروي غافلند)
معنی خَالِدُونَ: جاودانه ها - ديرپايان (خلود به معناي برائت و دوري هر چيز از در معرض فساد بودن و باقي ماندنش بر صفت و حالتي است که دارد ، عرب هر چيزي را که زود فاسد نميشود با کلمه خلود وصف ميکند ، مثلا سنگهاي يک پايه را که اسم اصليش اثافي است خوالد ميخوانند ،با اين...
معنی خَالِدِينَ: جاودانه ها - ديرپايان (خلود به معناي برائت و دوري هر چيز از در معرض فساد بودن و باقي ماندنش بر صفت و حالتي است که دارد ، عرب هر چيزي را که زود فاسد نميشود با کلمه خلود وصف ميکند ، مثلا سنگهاي يک پايه را که اسم اصليش اثافي است خوالد ميخوانند ،با اين...
معنی خَالِدَيْنِ: دو جاودانه - دو ديرپا (خلود به معناي برائت و دوري هر چيز از در معرض فساد بودن و باقي ماندنش بر صفت و حالتي است که دارد ، عرب هر چيزي را که زود فاسد نميشود با کلمه خلود وصف ميکند ، مثلا سنگهاي يک پايه را که اسم اصليش اثافي است خوالد ميخوانند ،با اين...
معنی تَخْلُدُونَ: جاودانه مي شويد(از خلود به معناي برائت و دوري هر چيز از در معرض فساد بودن و باقي ماندنش بر صفت و حالتي است که دارد ، عرب هر چيزي را که زود فاسد نميشود با کلمه خلود وصف ميکند ، مثلا سنگهاي يک پايه را که اسم اصليش اثافي است خوالد ميخوانند ،با اينکه ي...
معنی خَالِدٌ: جاودانه- دير پا(خلود به معناي ب ...

زود در جدول کلمات

زود باور
هالو
زود رنج و نازک نارنجی
نازنازی, ناز نازی
زود شکن
ترد
زود فهم
دراگ
زود می شکند
رسوب, ترد
زود نیست
دیر
زود و سریع
انی
زود و فوری
انی
به زود ی
عن قریب
صفت کسی که زود با دیگران انس می گیرد و با دوستان با مهربانی رفتار می کند
خونگرم

معنی زود به انگلیسی

early (صفت)
زود ، اولیه ، مربوط به قدیم
tantivy (صفت)
زود
hurried (صفت)
زود ، عجول ، شتاب زده ، دست پاچه ، هول هولکی ، بی تامل
kenspeckle (صفت)
زود ، برجسته ، واضح
betimes (قید)
بموقع ، در اولین فرصت ، صبح زود ، زود ، بهنگام
soon (قید)
قریبا ، بزودی ، زود ، عنقریب ، طولی نکشید

معنی کلمه زود به عربی

زود
قريبا , مبکرا
غضوب
حاد الطبع , حساس
متکرر
غضوب
اسطول , خاطف , عابر , عرضة للتلف
هزة
متکرر

زود را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

bahar
early
سمیه
آنی
Fatemeh
early
سیدحسین اخوان بهابادی
در گویش شهرستان بهاباد گاهی به جای کلمه ی زود از کلمه ی تندی استفاده می‌شود. مثال، به جای گفتن، زود باش بریم می گویند تندی باش بریم.
نادر
معادل کلمه " زود" در زبان ترکی: تئز، ائرته و جلد می باشد. مثال: تئز اول= زود باش ، سحر تئزدن= صبح زود ، ائرته دن= زود هنگام ، جلد اول= زود باش= عجله کن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قرص درمان زود انزالی   • درمان زود انزالی با گیاهان دارویی   • زود انزالی در زنان   • درمان زود انزالی بدون دارو   • درمان زود انزالی در طب سنتی   • قرص زود انزالی   • زود انزالی مردان   • درمان زود انزالی با دارو   • معنی زود   • مفهوم زود   • تعریف زود   • معرفی زود   • زود چیست   • زود یعنی چی   • زود یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی زود
کلمه : زود
اشتباه تایپی : c,n
آوا : zud
نقش : صفت
عکس زود : در گوگل

آیا معنی زود مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )