برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1331 100 1

زید

/zeyd/

معنی اسم زید

اسم: زید
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: zeyd) رشد، فزونی، (در اعلام) نام فرزند امام زین العابدین (ع) و نام چند تن از صحابه و محدثان - نام یکی از اصحاب پیامبر (ص)

معنی زید در لغت نامه دهخدا

زید. [ زَ / زی / زَ ی َ ] (ع مص ) افزون شدن و افزون کردن (لازم و متعدی ) . یقال : زاده اﷲ خیراً و زاد فیما عنده. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از آنندراج ). افزون کردن و افزون شدن. (تاج المصادر بیهقی ) (ترجمان القرآن ) (دهار). زادَ زیادةًو زَیْداً و زیداً و زَیَداً. رجوع به زیادة شود. (ناظم الاطباء). نمو کردن. نمو دادن. افزون شدن. (فرهنگ فارسی معین ). || (اِمص ، اِ) افزونی و افزون. یقال : هذا القوم زید علی کذا (بالفتح )؛ ای یزیدون. (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء). زیادة. (اقرب الموارد). زیادت. (فرهنگ فارسی معین ). || (اِ) نامی از نامهای مردان. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به مواد بعد شود. || (ضمیر مبهم ) گاه به جای «فلان » و «بهمان » گویند: زید چنین گفت و چنان جواب داد. (فرهنگ فارسی معین ). گاه زید و عَمْرو یا زید و بکر بجای فلان و بهمان بکار رود و گاه زید تنها آید و معنی فلان یا بهمان دهد :
گفت آری گر وفا بینم نه مکر
مکرها بس دیده ام از زید وبکر.
مولوی.
تا زاهد عمرو و بکرو زیدی
اخلاص طلب مکن که شیدی.
سعدی (گلستان ).
ز عمرو ای پسر چشم اجرت مدار
چو در خانه ٔ زید باشی بکار.
سعدی (بوستان ).
در این نوعی از شرک پوشیده هست
که زیدم بیازرد و عمروم بخست.
سعدی (بوستان ).
گرت دیده بخشد خداوند امر
نبینی دگر صورت زید و عمرو.
سعدی (بوستان ).

زید. [ دَ ] (ع فعل ) فعل ماضی مجهول یعنی افزون شد و بیشتر این فعل را دردعا استعمال می کنند مانند: زید قدره ؛ یعنی افزون باد قدر و مرتبه ٔ او. زید مجده ؛ یعنی افزون باد جلال او. و زید فضله ؛ یعنی افزون باد علم و فضل او. زید تقویه ؛ یعنی زیاد باد تقوای او. (ناظم الاطباء). توضیح آنکه این از مواردی است که ماضی معنی مستقبل میدهد.

زید. [ زَ ] (اِخ ) رجوع به ابویسار شود.

زید. [ زِ ] (اِخ ) دهی از دهستان میان دورود است که در بخش مرکزی شهرستان ساری واقع است و 1300 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).

زید. [ زَ ] (اِخ ) ...

معنی زید به فارسی

زید
ابن علی بن حسین بن ابی طالب (۴) ( مقت. ۷۴٠ / ۱۲۱ م . ) که فرقه زیدیه بدو انتساب دارند. زید شاگرد واصل بن عطا موسس معتزله و در عقاید خود میانه رو بود زید بر هشام بن عبد الملک اموی خروج کرد و در سال ۱۲۱ ه.مقتول و مصلوب شد و پس ازو پسرش یحیی با خلیفه بمخالفت بر خاست .
۱ - ( صفت ) نمو کردن افزون شدن زیادت . ۲ - (مصدر ) نمو دادن . ۳ - نامی است از نامهای مردان . ۴ - ( مبهمات ) گاه به جای [[ فلان ]] و [[ بهمان ]] آید گویند : [[ زید چنین گفت و چنان جواب داد ]] .
علوی مکنی به ابو هاشم او در اوائل قرن پنجم هجری در گیلان ادعای امامت می کرد و بدست طایفه الموتیان بقتل رسید .
[ گویش مازنی ] /zid/ زود
دهی از دهستان رباط سر پوشیده است که در بخش حومه شهرستان سبزوار واقع است و ۲۹٠ تن سکنه دارد .
( جمله فعلی دعایی ) بزرگی او بر افزون باد . یا زید اجلاله العالی . بزرگی عالی وی برافزون باد . ( پس از ذکر نام بزرگان در نامه ها آید )
( جمله فعلی دعایی ) نیکبختی او برافزون باد . ( پس از ذکر نام بزرگان در نامه ها و غیره آید ) .
ابن سهل بن عمرو اوجد جاهلی بود و فرزندان وی بطنی از حمیرند .
ابن رفیه ابن ثور . از اجداد جاهلی است و فرزندانش بطنی از قضاعه از قحطانه اند .
[ گویش مازنی ] /zid baaKh/ کسی که در بازی زود می بازد
[ گویش مازنی ] /zid bover/ زود باور
[ گویش مازنی ] /zid Khaas/ آن که زود به خواب می رود
...

معنی زید در فرهنگ معین

زید
(زَ یا زِ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) نمو کردن ، افزون شدن . ۲ - (مص م .) نمو دادن . ۳ - نامی است از نام های مردان .

معنی زید در فرهنگ فارسی عمید

زید
۱. افزون شدن.
۲. افزون کردن.
۳. (اسم) نامی از نام های مردان.

زید در دانشنامه اسلامی

زید
معنی زَيْدٌ: نام پسر خوانده پيامبر(زيد غلامي بود که پيامبر خريداري و آزاد نمود و به دست ايشان مسلمان شد بعدها پدرش اورا مي يابد واز او مي خواهد که به جمع خانواده اش بر گردد ، پيامبر نيز او را در تصميم گيري آزاد مي گذارد ولي زيد حاضر به ترک پيامبر نمي شود و پدراو ...
معنی يَسُوءُواْ: که اندوهگين کنند (از مسائه به معناي غصهدار کردن است . " ساء زيد فلانا" يعني زيد فلاني را اندوهناک کرد)
معنی وَاقِعَةُ: وقوع يافته - اتفاق افتاده - قرار گرفته - فرود آمده- پدید آمده (وقوع حادثه عبارت است از حدوث و پديد آمدن آن ، و کلمه واقعه صفتي است که هر حادثهاي را با آن توصيف ميکنند و ميگويند : واقعهاي رخ داده ، يعني حادثهاي پديد شده و مراد از واقعه در آيه "إِذَا ...
معنی لَا يَؤُودُهُ: بر او گران و مشقت آور نيست - خسته اش نمي كند (کلمه يؤد مضارع از مصدر أود است ، که به معناي سنگيني و خستهکنندگي است ، و چون گفته شود : العمل الفلاني آد زيدا معنايش اين است که فلان عمل ، زيد را خسته کرد و به ستوه آورد )
معنی دُونِ: غيرِ-پايينتراز-زير(دو چيز در معناي "دون" هست ، يکي نزديکي ، و ديگري پستي . کلمه دون در جمله : من دون المؤمنين چيزي شبيه ظرف است ، که معناي نزد را ميدهد البته بوئي هم از معناي فرومايگي و قصور در آن هست ، و معنايش اين است که مؤمنين به جاي مردم با ايمان...
معنی قَضَی: حکم کرد - به پايان رسانيد (کلمه قضاء به معناي حکم است ، و اگر با حرف علي متعدي شود مثل عبارت"فَوَکَزَهُ مُوسَیٰ فَقَضَیٰ عَلَيْهِ " کنايه از اين است که با مردنش از کارش فارغ شد و معناي جمله اين است که : موسي (عليهالسلام) آن دشمن را با تمام کف دست و ...
ریشه کلمه:
زيد (۶۲ بار)

. مراد از زید در آیه زید بن حارثه پسر خوانده رسول خدا صلی اللّه علیه و اله و سلم است. حضرت دختر عمّه حویش زینب را بر او تزویج کرد ولی نتوانستند الفت بکنند سرانجام زید او را طلاق داد و حضرت او را به زنی گرفت و خواست رسم جاهلیّت را زن پسر خوانده را بر شخص حرام می‏دانستند بشکند. مردم در این باره داد و بیداد راه انداختند تا آیه نازل شد که: ما زینب را بعد از طلاق زید بر تو تزویج کردیم تا مؤمنان را در خصوص ازدواج با ز ...


زید در دانشنامه ویکی پدیا

زید
مختصات: ۳۳°۱۵′۰۵″شمالی ۴۷°۱۱′۳۵″شرقی / ۳۳٫۲۵۱۲۷°شمالی ۴۷٫۱۹۳۱۴°شرقی / 33.25127; 47.19314
زید (بدره)، روستایی از توابع بخش هندمینی شهرستان بدره در استان ایلام ایران است.
این روستا در دهستان هندمینی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۶۴۳ نفر (۱۰۱خانوار) بوده است.
زید آیت اکرام (عربی: زيد أيت أكرام‎؛ زادهٔ ۱۸ دسامبر ۱۹۸۸) کشتی گیر اهل تونس است. وی در بازی های المپیک تابستانی ۲۰۱۲ و ۲۰۱۶ شرکت کرده است.
او در المپیک ۲۰۱۶ ریو در وزن ۷۵ کیلو حاضر بود که در مسابقه اول به یانگ بین کشتی گیر چینی باخت و از دور رقابت ها کنار رفت.
زَیْد اَلْخَیْر از شاعران عرب و صحابه پبامبر اسلام از قبیله طیء در نجد بود.زید همان افراد قبیله طیء پیش از مسلمان شدن مسیحی بود.پیش از مسلمان شدن وی به زَیْد اَلْخَیْل مشهور بود اما پس از مسلمان شدن محمد بن عبدالله او را زَیْد اَلْخَیْر نامید و گفت :
زندگانی محمد ص ۵۹۳.نویسنده: رسولی محلاتی
ویکی پدیای انگلیسی مدخل Zayd al-Khayr
هیچ مردی را از عرب برای من توصیف نکردند جز آنکه وقتی از نزدیک او را دیدم پایین تر بود از آنچه درباره اش گفته بودند مگر«زید»که او را بالاتر از آنچه شنیده بودم دیدم.
زید در سال نهم هجری به همراه گروهی بزرگ از قبیله طیء به یثرب آمد و خود و قبیله اش مسلمان شدند. زید در جنگ های رده همراه با خالد بن ولید بود و در این جنگ کشته شد و از نگاه مسلمانان شهید شمرده می شود.
زید الرفاعی (عربی: زيد الرفاعي‎؛ زادهٔ ۲۷ نوامبر ۱۹۳۶) سیاست مدار اهل اردن است. او به عنوان نخست وز ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

زید

معنی اصطلاحات عامیانه و امروزی -> زید
دوست دختر، دوست پسر

زید را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

الهه
زِیَد
زیست کند زندگی کند
سزد که شاد زید‌ جاودان و‌غم نخورد
رضا
معشوقه نر یا ماده.
یارِ غار از جنس مخالف .
آنکس که هم همخوابه ست هم همسخن .
زیدهوت
اسم عربی . یکی از یاران رسول بوده
علی بدری
تنهاصحابی پیامبراسلام که نامش درقرآن،سوره احزاب به صراحت آمده است

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قیام یحیی بن زید   • زید دوست دختر   • زید بن علی کیست؟   • فرزندان زید بن علی   • زید یعنی چه   • زید بن علی خرم آباد   • زید خوشگل   • زید چیست   • معنی زید   • مفهوم زید   • تعریف زید   • معرفی زید   • زید یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی زید
کلمه : زید
اشتباه تایپی : cdn
آوا : zeyd
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس زید : در گوگل

آیا معنی زید مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )