انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1077 100 1

زید

/zeyd/

معنی اسم زید

اسم: زید
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: zeyd) رشد، فزونی، (در اعلام) نام فرزند امام زین العابدین (ع) و نام چند تن از صحابه و محدثان - نام یکی از اصحاب پیامبر (ص)

معنی زید در لغت نامه دهخدا

زید. [ زَ / زی / زَ ی َ ] (ع مص ) افزون شدن و افزون کردن (لازم و متعدی ) . یقال : زاده اﷲ خیراً و زاد فیما عنده. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از آنندراج ). افزون کردن و افزون شدن. (تاج المصادر بیهقی ) (ترجمان القرآن ) (دهار). زادَ زیادةًو زَیْداً و زیداً و زَیَداً. رجوع به زیادة شود. (ناظم الاطباء). نمو کردن. نمو دادن. افزون شدن. (فرهنگ فارسی معین ). || (اِمص ، اِ) افزونی و افزون. یقال : هذا القوم زید علی کذا (بالفتح )؛ ای یزیدون. (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء). زیادة. (اقرب الموارد). زیادت. (فرهنگ فارسی معین ). || (اِ) نامی از نامهای مردان. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به مواد بعد شود. || (ضمیر مبهم ) گاه به جای «فلان » و «بهمان » گویند: زید چنین گفت و چنان جواب داد. (فرهنگ فارسی معین ). گاه زید و عَمْرو یا زید و بکر بجای فلان و بهمان بکار رود و گاه زید تنها آید و معنی فلان یا بهمان دهد :
گفت آری گر وفا بینم نه مکر
مکرها بس دیده ام از زید وبکر.
مولوی.
تا زاهد عمرو و بکرو زیدی
اخلاص طلب مکن که شیدی.
سعدی (گلستان ).
ز عمرو ای پسر چشم اجرت مدار
چو در خانه ٔ زید باشی بکار.
سعدی (بوستان ).
در این نوعی از شرک پوشیده هست
که زیدم بیازرد و عمروم بخست.
سعدی (بوستان ).
گرت دیده بخشد خداوند امر
نبینی دگر صورت زید و عمرو.
سعدی (بوستان ).

زید. [ دَ ] (ع فعل ) فعل ماضی مجهول یعنی افزون شد و بیشتر این فعل را دردعا استعمال می کنند مانند: زید قدره ؛ یعنی افزون باد قدر و مرتبه ٔ او. زید مجده ؛ یعنی افزون باد جلال او. و زید فضله ؛ یعنی افزون باد علم و فضل او. زید تقویه ؛ یعنی زیاد باد تقوای او. (ناظم الاطباء). توضیح آنکه این از مواردی است که ماضی معنی مستقبل میدهد.

زید. [ زَ ] (اِخ ) رجوع به ابویسار شود.

زید. [ زِ ] (اِخ ) دهی از دهستان میان دورود است که در بخش مرکزی شهرستان ساری واقع است و 1300 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).

زید. [ زَ ] (اِخ ) ابن ابی الزرقاء. فقیه محدث. راوی کتاب جامع الصغیر سفیان ثوری. (ابن الندیم ، یادداشت بخط مرحوم دهخدا).

زید. [ زَ ] (اِخ ) ابن ابی الشعثاء العنزی. رجوع به ابوالحکم شود.

زید. [ زَ ] (اِخ ) ابن ابی شبه. صحابی است. (منتهی الارب ) (آنندراج ).

زید. [ زَ ] (اِخ ) ابن احمدبن زید کاتب. رجوع به المعتمر زید... شود.

زید. [ زَ ](اِخ ) ابن ارقم الخزرجی (000 - 68 هَ. ق.). صحابی بود و در هفده غزوه با حضرت رسول اکرم شرکت داشت و در جنگ صفین با حضرت علی همراه بود و در کوفه درگذشت.بخاری و مسلم 70 حدیث برای او روایت کرده اند. (از اعلام زرکلی ). رجوع به تاریخ گزیده چ نوایی ص 227 و الاصابه ج 3 ص 21 و تاریخ اسلام ص 80 و تاریخ الخلفا ص 143 و عقدالفرید و حبیب السیر چ خیام ج 1 و 2 و امتاع شود.

زید. [ زَ ] (اِخ ) ابن اسلم العمری المدنی. وی فقیه و مفسر و اهل مدینه بود. او را تفسیری است که پسرش عبدالرحمان آن را از او روایت کرد و بسال 136 هَ. ق. درگذشت. (از اعلام زرکلی ): وهم در این سال زیدبن اسلم العدوی که به فقاهت و دانش از امثال و اقران امتیاز داشت به مثابه ای که در مدینه چهل فقیه در جلسه ٔ درس او جمع می شدند به اجل طبیعی درگذشت. از محمدبن اسماعیل بخاری نقل است که زیدبن اسلم به صحبت شریف امام زین العابدین سلام اﷲ علیه آمد و شد می نمود و از آن حضرت استفاده می فرمود. (حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 206).

زید. [ زَ ] (اِخ ) ابن اسیدبن حارثة الثقفی... موسی بن عقبه آرد که او به یمامه شهید گردید. (از الاصابة ج 3 ص 22). و لقب او در اصطلاح رجالی صاحب الرمان است. رجوع به ریحانة الادب ج 2 ص 425 شود.

زید. [ زَ ] (اِخ ) ابن الاصم العامری. خواندمیر آرد: و هم در این سال زیدبن الاصم که پسرخاله ٔ ابن عباس رضی اﷲ عنهما بود و از خاله ٔ خود ام المؤمنین میمونه روایت داشت وفات یافت. (حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 176).

زید. [ زَ ] (اِخ ) ابن الجون. شاعر. رجوع به ابودلامه زید شود. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).

زید. [ زَ ] (اِخ ) ابن الجهم. او را پنجاه ورقه شعر است. (ابن الندیم ، یادداشت بخط مرحوم دهخدا).

زید. [ زَ ] (اِخ ) ابن الخطاب بن نفیل بن عبدالعزی القریشی العدوی ، مکنی به ابوعبدالرحمن. او صحابی و از شجاعان عرب در دوران جاهلیت و اسلام بود و برادرخوانده ٔ عمربن الخطاب و از عمر بسال بزرگتر بود و پیش از عمر اسلام آورد. در یوم الیمامة رایت مسلمین در دست او بود، و آنقدر ایستادگی کرد تا به شهادت رسید (سال 12 هَ. ق.). و عمر در مرگ او به شدت محزون گردید. (از اعلام زرکلی ). رجوع به طبقات ابن سعد ج 3 ص 274 و تاریخ گزیده و حبیب السیر چ خیام ج 1 ص 453 و 454 و البیان و التبیین ج 1 و 2 و تاریخ الخلفا ص 51 و عقدالفرید ج 3 و 4 و عیون الاخبار ج 3 شود.

زید. [ زَ ] (اِخ ) ابن الدثنه.صحابی است. (منتهی الارب ) (آنندراج ). از کبار صحابه ٔحضرت رسول اکرم بوده که بدست مشرکان قریش در اوائل سال چهارم هجرت اسیر گردید و سپس به قتل رسید. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 1 ص 353 و الاصابه ج 3 ص 27 شود.

زید. [ زَ ] (اِخ ) ابن ثابت بن الضحاک انصاری (11 - 45 هَ. ق.)، مکنی به ابوخارجه. از بزرگان صحابه و کاتب وحی بود. در مدینه متولد شد ودر مکه پرورش یافت. در شش سالگی پدرش کشته شد. در یازده سالگی با رسول اکرم مهاجرت کرد. در امور دین علم آموخت. در مدینه در امور قضائی و فتوی و قرائت و فرائض سرآمد بود و ابن عباس با وجود بزرگی قدر و وسعت دانش که داشت برای کسب علم به خانه ٔ او می رفت و می گفت «بنزد علم باید رفت ، چه علم نزد کسی نمی آید». یک بار ابن عباس رکاب زید را گرفت تا او سوار شود. زید اورا از این عمل بازداشت. ابن عباس گفت : «این چنین به ما امر شده است که با دانشمندان خود رفتار کنیم » و زید دست او را بوسید و گفت : «این چنین به ما امر شده است که با آل بیت پیغمبرمان رفتار کنیم ». و اوست که درعهد خلیفه ٔ اول قرآن را جمعآوری کرد و چون درگذشت حسان بن ثابت او را مرثیه گفت و ابوهریره در مرگ او گفت : امروز حبر و دانشمند این امت درگذشت و امید است که خدا ابن عباس را جانشین او قرار دهد. زید را در صحیحین 92 حدیث است. (از اعلام زرکلی ). رجوع به الاصابه ج 3 صص 22 - 23 و امتاع و تاریخ گزیده و حبیب السیر و عقد الفرید و عیون الاخبار و فرهنگ فارسی معین شود.

زید. [ زَ ] (اِخ ) ابن حارثةبن شراحیل کلبی . او صحابی بود و در کودکی ،در جاهلیت او را ربودند و خدیجه بنت خویلد (زوجه ٔ پیغمبر) او را خرید و در هنگام ازدواج با پیغمبر زید را به او هدیه کرد و پیغمبر پیش از بعثت او را به فرزندی قبول کرد و او را آزاد گردانید و دخترعمه ٔ خود را به وی داد و همواره مردم او را ابن محمد می نامیدند تا این آیه «ادعوهم لاَّبائهم » (قرآن 5/33) نازل شد.او از قدماء صحابه و از نخستین کسانی بود که اسلام آورد. حضرت رسول او را به هیچ «سَریّه » نفرستاد مگر آنکه او را سردار لشکر قرار داد. آن حضرت او را دوست داشت و بر دیگران مقدم می داشت و فرمانروایی لشکر را در غزوه ٔ موته بدو داد و او در همان غزوه به سال هشتم هجری به شهادت رسید. (از اعلام زرکلی ) :
امیر عاصم و عمار و یاسر و مقداد
صحیب و زهره و زید وقتاده و قنبر.
ناصرخسرو.
زید چون در خدمت احمد به ترک زن بگفت
نام باقی یافت اینک آیت لما قضی .
خاقانی.
رجوع به الاصابه و تاریخ گزیده و حبیب السیر چ خیام ج 1 و امتاع و عقدالفرید ج 3 و 5 و عیون الاخبار و تاریخ الخلفا و تاریخ اسلام و الموشح شود.

زید. [ زَ ] (اِخ ) ابن حباب العکلی ، مکنی به ابی الحسین. از سفیان ثوری روایت کند و از وی محمدبن علا روایت آرد. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به ابوالحسین شود.

زید. [ زَ ] (اِخ ) ابن حسن بن سعید. رجوع به تاج الدین کندی شود.

زید. [ زَ ] (اِخ ) ابن حسن بن علی. خواندمیر آرد: اولاد ذکور امام حسن رضی اﷲ عنه به روایت اکثر مورخان پانزده نفر بوده اند و اسامی شریف ایشان اینست : حسن زید... زیدبن الحسن و... که مادر ایشان ام بشر بنت ابی مسعود عقبةبن عمرو الخزرجیه بود... و به اتفاق علماء علم انساب از زیدبن حسن و... نسل مانده و سایر اولاد امجاد آن حضرت عقب ندارند. اما زیدبن الحسن علیه السلام بسیار جلیل القدر و کریم الطبع و کثیرالخیر بود و شعراء عرب در مدح ذات فرخنده صفات آن جناب اشعار بلاغت شعار دارند و زید رضی اﷲ عنه مدتی والی صدقات رسول صلی اﷲ علیه و سلم بوده ، سلیمان بن عبدالملک در زمان ایالت خود آن جناب را از آن مهم عزل نمود، اما چون عمربن عبدالعزیز رحمه اﷲ زمام تمام اهل اسلام را به قبضه ٔ اختیار درآورد بار دیگر آن منصب را به زید رضی اﷲ عنه تفویض کرد. مدت عمر عزیزش نود سال بود و از زید یک پسر ماند حسن نام و اول کسی از سادات که شعار عباسیان اختیار کرده سیاه پوشید حسن بود. (حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 32). رجوع به شدالازار شود.

زید. [ زَ ] (اِخ ) ابن خارجه. صحابی است. (منتهی الارب ) (آنندراج ).

زید. [ زَ ] (اِخ ) ابن خالد الجهنی. صحابی بود و در حدیبیة حضور داشت و لواء جهینة در یوم فتح با او بود. بخاری و مسلم روایت کنند که او 81 حدیث دارد و در سال 78 هَ. ق. در مدینه درگذشت. (از اعلام زرکلی ). رجوع به الاصابه و تاریخ گزیده چ نوائی ص 227و حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 154 و تاریخ الخلفا شود.

زید. [ زَ ] (اِخ ) ابن رفاعه. یکی از پنج تن از اعضاء اخوان الصفا و از نویسندگان رسائل این جمعیت بوده است. رجوع به غزالی نامه ص 85 و 86 و 91 و تاریخ علوم عقلی ص 299 و تاریخ بغداد و تتمه ٔ صوان الحکمة و امتاع ج 1 ص 267 شود.

زید. [ زَ ] (اِخ ) ابن سهل بن الاسود النجاری الانصاری ، مکنی به ابوطلحة. رجوع به ابوطلحة انصاری در همین لغت نامه و اعلام زرکلی و حبیب السیر چ خیام ج 1 و تاریخ گزیده و عیون الاخبار و امتاع شود.

زید. [ زَ ] (اِخ ) ابن شراجة. رجوع به شراجة شود.

زید. [ زَ ] (اِخ ) ابن صامت. صحابی است. (منتهی الارب ) (آنندراج ). رجوع به ابوعیاش الزرقی شود.

زید. [ زَ ] (اِخ ) ابن صوحان بن حجر العبدی ، از بنی عبدالقیس از طایفه ٔ ربیعة. وی تابعی و از اهل کوفه بود. از حضرت علی و عمر روایت دارد. او یکی از رؤسا و شجاعان بود. وقایع الفتح را دریافته و در جنگ نهاوند دست چپش قطع گردید و در جنگ جمل به قتل رسید (36 هَ. ق.). (از اعلام زرکلی ). رجوع به حبیب السیر چ خیام و البیان و التبیین ج 1 ص 94، 95 و عقدالفرید ج 3 ص 306 و ج 5 ص 74 و تاریخ الخلفا ص 126 و منتهی الارب شود.

زید. [ زَ ] (اِخ ) ابن عبدالرحمن بن عوف. از شجاعان قریش بود و در وقعةالحرة بسال 63 هَ. ق. به قتل رسید. (از اعلام زرکلی ).

زید. [ زَ ] (اِخ ) ابن علی. رجوع به ابوالقموس شود.

زید. [ زَ ] (اِخ ) ابن علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب (ع ). مردی با جلالت قدر و باورع و تقوی بود. پیوسته بنی امیه از قیام وی خائف بودند. پس اتفاق افتاد که هشام زید را به ودیعتی از خالدبن عبداﷲ القسری متهم داشت و نامه بدو نوشت تا نزدیوسف بن عمر امیر کوفه رود. زید به کوفه رفت و یوسف ازو آن حال بپرسید و چیزی بر وی ثابت نگشت و یوسف اورا سوگند داد و بازگردانید. زید از کوفه به قصد مدینه بیرون شد. مردم کوفه بر وی گرد آمدند و گفتند اینجا صد هزار مرد شمشیرزن است که همه در رکاب تو جان سپردن خواهند. بازگرد تا با تو بیعت کنیم و از بنی امیه درین شهر قلیلی باشند و ما بر آنان فایق آئیم. زیدگفت من از غدر شما ترسانم و بیم دارم که با من آن کنید که با جد من حسین علیه السلام روا داشتید. ایشان سوگندان یاد کردند و عهود و مواثیق محکم گردانیدند و بسی مبالغه کردند تا وی به کوفه بازگشت و پانزده هزار مرد تنها از کوفیان با وی بیعت کردند غیر از مردم بصره و واسط و موصل و خراسان. چون کار تمام شد زید گفت : الحمد ﷲ الذی اکمل لی دینی ، بخدای که من از جد خویش شرم داشتم با او بر کوثر حاضر آیم در میان امت ، امر معروف و نهی منکر ناکرده. آنگاه دعوت آشکار کرد و یوسف امیر کوفه از دست امویان ، لشکری گرد کرد و میان دو فریق جنگی عظیم درگرفت و در آخر لشکر زید بپراکندند و او با گروهی قلیل حربی سخت کرد و تیری بر پیشانی او آمد و بدان تیر درگذشت . یاران او وی را دفن کرده و بر گور او آب راندند تا پیدا نباشد و یوسف بن عمر زمین ها می کاوید تا جسد او بیافت و مصلوب کرد و پس از صلب بسوخت و خاکستر او به آب فرات داد. (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به کامل ابن اثیر ج 5 صص 107 - 116 و حبیب السیر وخاندان نوبختی اقبال و نامه ٔ دانشوران ج 5 ص 91 و روضات الجنات ص 580 و ضحی الاسلام و مجمل التواریخ و القصص و تاریخ اسلام و عیون الاخبار و الموشح و عقدالفرید و البیان و التبیین و فرهنگ فارسی معین و زیدیه شود.

زید. [ زَ ] (اِخ ) ابن علی بن عبداﷲ الفارسی الفسوی. منسوب است به شهر فسا. او در دانش لغت و نحو فاضل بود و به علوم کثیره معرفت داشت. در دمشق سکونت داشت و در ذی حجه یا ذی قعده ٔ 467 هَ. ق. در طرابلس درگذشت. (از روضات الجنات ). رجوع به همین کتاب شود.

زید. [ زَ ] (اِخ ) ابن عمربن الخطاب. یکی از شش پسر عمر است از ام کلثوم دختر امیرالمؤمنین علی (ع ). (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا). او را [ عمر را ] شش پسر بود... دوم زید از ام کلثوم بنت فاطمه بنت رسول اﷲ (ص ) و این زید را در کوفه به غلطی بکشتند و مادرش همان لحظه درگذشت... (تاریخ گزیده چ نوائی ص 185). رجوع به عیون الاخبار و عقد الفرید و حبیب السیر شود.

زید.[ زَ ] (اِخ ) ابن عمروبن نفیل بن عبدالعزی القرشی العدوی. یکی از حکماء جاهلی و پسرعموی عمربن خطاب بود.او اسلام را درک نکرد ولی از عبادت بت ها اکراه داشت و از آنچه برای آنها ذبح می کردند نمی خورد و به شام رفت تا درباره ٔ عبادات اهل خود تفحصی کند ولی دین یهود و نصارا او را جلب نکرد و به مکه بازگشت و بر دین ابراهیم ، خدای را عبادت کرد و عداوت خود را با بت پرستی آشکار کرد و گروهی از قریش بر او شوریدند و او رااز مکه براندند و او فقط پنهانی به مکه می رفت. وی با زنده بگور کردن دختران بشدت مخالفت می کرد و هرگاه اطلاع پیدا می کرد که دختری را زنده بگور خواهند کرد به زودی با پدرش ملاقات می کرد و هزینه ٔ زندگیش را تعهدمی نمود و او را تحت سرپرستی خویش می گرفت تا بالیده شود آنگاه به پدرش عرضه می کرد و اگر پدر او را نمی پذیرفت در جستجوی شوهر هم شأنی برایش برمی آمد و او را به شوی میداد. پیغمبر پیش از بعثت او را دیده بود و پس از بعثت از او جویا شد. [ و چون از درگذشت وی آگاه شد ] فرمود او به قیامت یک تنه به صورت امتی محشور می شود. و او پنج سال پیش از بعثت حضرت رسول (ص ) درگذشت و او را قلیلی شعر بود و این بیت او مشهور است :
اء رباً واحداً ام الف رب
أدین اذا تقسمت الامور.
(از اعلام زرکلی ).
رجوع به البیان و التبیین ج 3 ص 84 و عیون الاخبار ج 1 ص 242 و ج 4 ص 106 و تاریخ الخلفا ص 24 و حبیب السیر چ خیام ج 1 ص 493 شود.

زید. [ زَ ] (اِخ ) ابن عوف. رجوع به ابوربیعه شود.

زید. [ زَ ] (اِخ ) ابن عیاش. رجوع به ابوعیاش شود.

زید. [ زَ ] (اِخ ) ابن قعقاع القاری. رجوع به ابوجعفر زید... شود.

زید. [ زَ ] (اِخ ) ابن کلاب بن مرةبن کعب بن لؤی. رجوع به قصی در همین لغت نامه و اعلام زرکلی شود.

زید. [ زَ ] (اِخ )ابن لیث بن سودبن اسلم. از اجداد جاهلی است و فرزندانش بطنی از قضاعة از قحطانیةاند. (از اعلام زرکلی ).

زید. [ زَ ] (اِخ ) ابن مبارک الصنعانی. رجوع به ابوعبداﷲ الخراز شود.

زید. [ زَ ] (اِخ ) ابن محسن بن حسین بن حسن بن ابی نمی ، معروف به «الشریف زیده ». وی امیر مکه بود و در همانجا به سال 1014 هَ. ق. متولد شد و به سال 1041 هَ. ق. به امارت مکه رسید و سیرتی نیکو داشت و در دوران او فتنه ها برخاست و او موفق به قمع آنهاگردید. وی مردی حازم و بادهاء بود. بعضی از شاعران او را مدح گفتند. در سال 1077 در مکه درگذشت. (از اعلام زرکلی ). رجوع به خلاصة الاثر ج 2 صص 176 - 186 شود.

زید. [ زَ ] (اِخ ) ابن مربع. صحابی است. (منتهی الارب ) (آنندراج ).

زید. [ زَ ] (اِخ ) ابن مرثد. رجوع به ابوعثمان شود.

زید. [ زَ ] (اِخ ) ابن مره. رجوع به ابوالمعلی شود.

زید. [ زَ ] (اِخ ) ابن موسی بن جعفر. خواندمیر درباره ٔ وی چنین نویسد:... افضل اولاد امام موسی بلکه اشرف جمیع برایا علی بن موسی الرضا بود، اما زیدبن موسی در ایام خروج ابوالبرایا بن اهواز والی شده بصره را در حیز تسخیر کشیده آتش در خانه ها و باغات بنی العباس زد بنابر آن «زیدالنار» لقب یافت و حسن بن سهل با زیدالنار پیکار کرد او را بدست آورد به مرو نزد مأمون فرستاد و مأمون آن جناب را پیش برادر بزرگوارش علی الرضا علیه السلام ارسال داشت. امام به اطلاق او حکم فرمود اما مدت الحیوة با وی سخن نگفت و آخرالامر مأمون زیدالنار را به زهر هلاک ساخت. علماء نسابه گویند از وی عقب نمانده. (حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 81). رجوع به تاریخ گزیده شود.

زید. [ زَ ] (اِخ ) ابن مهلهل بن منهب بن عبدرضا، مکنی به ابومکنف و ملقب به «زیدالخیل ». او از طایفه ٔ طی است. وی از دلیران دوران جاهلیت بود و بدان جهت که اسبان فراوان داشت او را «زیدالخیل » لقب داده اند. مردی بلندقامت بود و چون سوار بر اسب شدی دو پایش بزمین رسیدی. او شاعری نیکو و سخنوری فصیح و به جوانمردی موصوف بود. زید اسلام را درک کرد و در سال نهم هجری به رسولی از طرف طائفه ٔ طی به خدمت رسول اکرم درآمد و اسلام آورد و حضرت رسول از آن شادمان گشت و او را «زیدالخیر» نامید و بدو فرمود: «یا زید ماوصف لی احد فی الجاهلیة فرأیته فی الاسلام الا رأیته دون ما وصف لی ، غیرک » (... هیچکس را در دوران جاهلیت برای من وصف نکردند مگر آنکه او را در اسلام کمتر از آنچه گفته بودند یابم ، به جز تو) و زمینی به نجد بدو داد. او هفت روز در مدینه توقف کرد و تب شدیدی او را عارض شد و به نجد بازگشت و در همان سال نهم هجری در آنجا درگذشت. (از اعلام زرکلی ). رجوع به زیدالخیر و زیدالخیل و تاریخ گزیده چ نوایی ص 277 و امتاع ج 1 ص 508 و حبیب السیر و الجماهر و الموشح شود.

زید. [ زَ ] (اِخ ) ابن وهب الجهنی ، مکنی به ابوسلیمان. وی برای زیارت حضرت رسول اکرم حرکت کرد و در راه بود که حضرت رسول (ص ) درگذشت. او از عمر و حضرت علی (ع ) و ابن مسعود و کبار صحابه روایت دارد و بعد از جماجم درگذشت. (از صفة الصفوة ج 3 ص 15). رجوع به همین کتاب و عیون الاخبار شود.

زید. [ زَ ] (اِخ ) ابن یحیی البحتری. رجوع به ابونضره شود.

زید. [ زَ ] (اِخ ) علوی ، مکنی به ابوهاشم. او در اوائل قرن پنجم در گیلان ادعای امامت می کرد وبدست طایفه ای از الموتیان بقتل رسید. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 2 صص 469 - 470 ذیل «زیدی علوی » شود.

معنی زید به فارسی

زید
ابن علی بن حسین بن ابی طالب (۴) ( مقت. ۷۴٠ / ۱۲۱ م . ) که فرقه زیدیه بدو انتساب دارند. زید شاگرد واصل بن عطا موسس معتزله و در عقاید خود میانه رو بود زید بر هشام بن عبد الملک اموی خروج کرد و در سال ۱۲۱ ه.مقتول و مصلوب شد و پس ازو پسرش یحیی با خلیفه بمخالفت بر خاست .
۱ - ( صفت ) نمو کردن افزون شدن زیادت . ۲ - (مصدر ) نمو دادن . ۳ - نامی است از نامهای مردان . ۴ - ( مبهمات ) گاه به جای [[ فلان ]] و [[ بهمان ]] آید گویند : [[ زید چنین گفت و چنان جواب داد ]] .
علوی مکنی به ابو هاشم او در اوائل قرن پنجم هجری در گیلان ادعای امامت می کرد و بدست طایفه الموتیان بقتل رسید .
[ گویش مازنی ] /zid/ زود
دهی از دهستان رباط سر پوشیده است که در بخش حومه شهرستان سبزوار واقع است و ۲۹٠ تن سکنه دارد .
( جمله فعلی دعایی ) بزرگی او بر افزون باد . یا زید اجلاله العالی . بزرگی عالی وی برافزون باد . ( پس از ذکر نام بزرگان در نامه ها آید )
( جمله فعلی دعایی ) نیکبختی او برافزون باد . ( پس از ذکر نام بزرگان در نامه ها و غیره آید ) .
ابن سهل بن عمرو اوجد جاهلی بود و فرزندان وی بطنی از حمیرند .
ابن رفیه ابن ثور . از اجداد جاهلی است و فرزندانش بطنی از قضاعه از قحطانه اند .
[ گویش مازنی ] /zid baaKh/ کسی که در بازی زود می بازد
[ گویش مازنی ] /zid bover/ زود باور
[ گویش مازنی ] /zid Khaas/ آن که زود به خواب می رود
[ گویش مازنی ] /zid res/ زودرس
تیر. از ایل بیرانوند
( جمله فعلی دعایی ) عمر او بر افزون باد .( پس از ذکر نام کسان در نامه ها و غیره آید ) .
شاخه از تیره جاجیوند هیهاوند از طایفه چهار لنگ بختیاری .
( جمله فعلی دعایی ) بزرگی وی بر افزون باد . ( پس از نام بزرگان در نامه ها و غیره می آید ) .
ابن تمیم ابن مربن اد . از اجداد جاهلی بود و فرزندانش بطنی از تمیم از عدنانیه اند .
فقیه مالکی و او را از غایت تبحر در فقه مالکی
احمد بن سهل بلخی متکلم و فیلسوف خراسان از شاگردان مشهور کندی وی در آغاز قرن چهارم میزیست ( ف . ۳۲۲ ه . ق . ) گذشته از کتبی که در کلام تالیف کرد کتابهای معتبری نیز در فلسفه و علوم به رشته تحریر در آورد مانند حدود الفلسفه مایصح من احکام النجوم کتاب اخلاق الامم و کتاب مشهور صور الاقالیم در جغرافیا .
نام چند تن از زنان صحابی بود
یکی از معاصرین بهائ الدین ولد .
نام شخصی معمر که گویند چهار صد و پنجاه سال عمر داشت و اسلام را درک کرد .

معنی زید در فرهنگ معین

زید
(زَ یا زِ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) نمو کردن ، افزون شدن . ۲ - (مص م .) نمو دادن . ۳ - نامی است از نام های مردان .

معنی زید در فرهنگ فارسی عمید

زید
۱. افزون شدن.
۲. افزون کردن.
۳. (اسم) نامی از نام های مردان.

زید در دانشنامه اسلامی

زید
معنی زَيْدٌ: نام پسر خوانده پيامبر(زيد غلامي بود که پيامبر خريداري و آزاد نمود و به دست ايشان مسلمان شد بعدها پدرش اورا مي يابد واز او مي خواهد که به جمع خانواده اش بر گردد ، پيامبر نيز او را در تصميم گيري آزاد مي گذارد ولي زيد حاضر به ترک پيامبر نمي شود و پدراو ...
معنی يَسُوءُواْ: که اندوهگين کنند (از مسائه به معناي غصهدار کردن است . " ساء زيد فلانا" يعني زيد فلاني را اندوهناک کرد)
معنی وَاقِعَةُ: وقوع يافته - اتفاق افتاده - قرار گرفته - فرود آمده- پدید آمده (وقوع حادثه عبارت است از حدوث و پديد آمدن آن ، و کلمه واقعه صفتي است که هر حادثهاي را با آن توصيف ميکنند و ميگويند : واقعهاي رخ داده ، يعني حادثهاي پديد شده و مراد از واقعه در آيه "إِذَا ...
معنی لَا يَؤُودُهُ: بر او گران و مشقت آور نيست - خسته اش نمي كند (کلمه يؤد مضارع از مصدر أود است ، که به معناي سنگيني و خستهکنندگي است ، و چون گفته شود : العمل الفلاني آد زيدا معنايش اين است که فلان عمل ، زيد را خسته کرد و به ستوه آورد )
معنی دُونِ: غيرِ-پايينتراز-زير(دو چيز در معناي "دون" هست ، يکي نزديکي ، و ديگري پستي . کلمه دون در جمله : من دون المؤمنين چيزي شبيه ظرف است ، که معناي نزد را ميدهد البته بوئي هم از معناي فرومايگي و قصور در آن هست ، و معنايش اين است که مؤمنين به جاي مردم با ايمان...
معنی قَضَی: حکم کرد - به پايان رسانيد (کلمه قضاء به معناي حکم است ، و اگر با حرف علي متعدي شود مثل عبارت"فَوَکَزَهُ مُوسَیٰ فَقَضَیٰ عَلَيْهِ " کنايه از اين است که با مردنش از کارش فارغ شد و معناي جمله اين است که : موسي (عليهالسلام) آن دشمن را با تمام کف دست و ...
ریشه کلمه:
زيد (۶۲ بار)

. مراد از زید در آیه زید بن حارثه پسر خوانده رسول خدا صلی اللّه علیه و اله و سلم است. حضرت دختر عمّه حویش زینب را بر او تزویج کرد ولی نتوانستند الفت بکنند سرانجام زید او را طلاق داد و حضرت او را به زنی گرفت و خواست رسم جاهلیّت را زن پسر خوانده را بر شخص حرام می‏دانستند بشکند. مردم در این باره داد و بیداد راه انداختند تا آیه نازل شد که: ما زینب را بعد از طلاق زید بر تو تزویج کردیم تا مؤمنان را در خصوص ازدواج با زنان پسر خوانده هایشان مشکلی نباشد. و نیز آیه آمد که خداوند پسر خوانده‏ها را پسران شما نمی‏داند و زنان آنها مثل زنان پسران صلبی حرام نیستند این کاری است که شما در آورده‏اید . در مجمع نقل شده که رسول خدا صلی اللّه علیه و اله و سلم زید را بسیار دوست می‏داشت و اگر در امدن پیش رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم تأخیر می‏کرد حضرت به خانه او می‏آمد روزی به منزل زید آمد. دید زن او زینب در وسط حجره عطر آماده می‏کند حضرت چون او را دید فرمود «سبحان اللّه خالق النور تبارک اللّه احسن الخالقین» آنگاه بر گشت. رید به خانه آمد رینب قصّه را به او حکایت کرد، زید گفت مثل اینکه رسول خدا صلی اللّه علیه و اله و سلم به تو مایل شده حاضری طلاقت دهم تا او تو را برای خود عقد کند؟ گفت: می‏ترسم تو طلاقم دهی او هم عقدم نکند زید پیش آن حضرت آمد... تا آیه «وَ اِذْتَقُولُ لِلَّذی اَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِ...» نازل شد. زمخشری آن را با کمی تفاوت نقل می‏کند بیضاوی نیز آن را در تفسیر خود آورده است ابن کثیر بدان اشاره کرده و گوید مطلب رکیکی است خوش نداشتم نقل کنم. در الیمزان از تفسیر قمی و دّرمنثور نقل شده. نا گفته نماند: این نقل بسیار بعید و از ساحت مقدّس آن بزرگوار به دور است ماجرای زید و زنش در سوره احزاب از آیه 36 تا 40 نقل شده است علت این ازدواج آن بود که مردم زن پسر خوانده را مانند زن پسر صلبی ندانند و آن سنت نا حق بدست آن حضرت از بین برود که فرموده «زَوَّجْنا کَها لِکَیْلا یَکُونَ عَلَی الْمُؤْمِنُونَ حَرَجٌ فی اَزْواجِ اَدْعَیائِهِمْ». مورد اشتباه بعضی این جمله است «اَمْسِکَ عَلَیْکَ زَوْجَکَ وَ اَتَّقِ اللّهَ وَ تُخْفی فی نَفْسِکَ مَاللّهُ مُبْدیهِ وَ تَخْشَی النّاسَ وَ اللّهُ اَحَقُّ اَنْ تَخْشاهُ...«یعنی به زید می‏گفتی زنت را برای خود نگه دار و از خدا بترس و در دل چیزی پنهان میداشتی که خدا می‏خواست آشکار شود و از مردم می‏ترسیدی حال آنکه خدا سزاوارتر است که بترسی. گفته‏اند آنچه در دل پنهان داشت محبت زینب بود ولی آنچه در دل داشت همان اعلام خدا بود که او را تزویج کند تا رسم جاهلیّت از بین برود و نیز از این کار می‏ترسید لذا آیه بعدی می‏گوید: ما او را به تو تزویج کردیم. در دل پنهان داشت آن بود که خدا به آن حضرت فهمانده بود که زینب از زنان او خواهد بود و زید او را طلاق خواهد داد، چون زید آمد و گفت می‏خواهم زنم را طلاق بدهم حضرت فرمود: زنت را برای خود نگه دار. خداوند فرمود چرا اینط.ر گفتی حال آنگه به تو خبر داده‏ایم که او از زنان تو خواهد بود. این از علی بن الحسین علیهما السلام نقل شده است. المیزان از عیون الاخبار نقل می‏کند که امام رضا علیه السلام در جواب سؤال علی بن جهم فرمود: اما محمد صلی اللّه علیه و آله و سلم و قول خدا «وَ تُخْفی فی نَفْسِکَ مَاللّهُ مُبْدیه وَ تَخْشَی النّاسَ وَ اللّهُ اَحَقُّ اَنْ تَخْشاهُ» خداوند به آن حضرت نامهای زنانش را در دنیا و آخرت فهمانده بود که آنها مادران مؤمنان اند و یکی از آنها زینب دختر جحش بود. آن حضرت نام او را در دل پنهان داشت و آشکار نکرد تا منافقان نگویند: او درباره زنیکه در خانه دیگری است می‏گوید: او یکی از زنان من و از امهات مؤمنین است و از منافقان ترسید خداوند فرمود «تَخْشَی النّاسَ وَاللّهُ اَحَقُّ اَنْ تَخْشاهُ» یعنی احق است که از خدا بترسی... خلاصه آنکه حضرت می‏دانست که او بالاخره زن وی خواهد بود و آن را در دل پنهان داشت و از مردم که تا آن روز چنان کاری ندیده بودند می‏ترسید. ضمناً ترسش برای دین بود نه بر نفس خود زیرا آیه 42 همین سوره درباره پیامبران گوید: «وَلا یَخْشَوْنَ اَحَداً اِلّا اللّهَ».
زِید بن اَرقَم انصاری خزرجی، از صحابه انصار پیامبر(ص)، یاران امیرالمؤمنین(ع) و از راویان حدیث غدیر. او پس از واقعه عاشورا به رفتار ابن زیاد با سر امام حسین(ع) اعتراض کرد.
زید بن ارقم بن زید بن قیس بن نعمان بن مالک انصاری خزرجی است.
درباره کنیه زید در منابع اختلاف نظر دیده می شود: ابوسعد، ابوانیسه، ابوعمرو، ابوعامر، ابوسعیده، ابن عدی، ابوعماره، ابوحمزه، ابوانیس.
ابو اسامه زید بن اسلم عدوی مدنی، فقیه، مفسر و یکی از بزرگان تابعین بوده است.
ابو اسامه عدوی مدنی، فقیه، مفسر و یکی از بزرگان بوده است. او آزاد شده عمر بود که بر مدارج ترقی صعود نمود، و دانشمندی برجسته شد و در زمره تابعان درآمد.
کرسی تدریس
در مسجد مدینه حلقه درسی داشت که عده کثیری از فقها - که گاهی به چهل نفر هم می رسیدند - در آن شرکت می جستند. ذهبی می گوید: زید کتاب تفسیری دارد که عبدالرحمان - پسرش - از او روایت می کند و در زمره نیکان علما به شمار می رود. ابن عجلان آورده است: هیبت احدی چون هیبت زید بن اسلم مرا نگرفت.
داوودی، طبقات المفسرین، ج۱، ص۱۷۷ - ۱۷۶، شماره ۱۷۵.
ابن حجر می گوید: نزد عده ای از جمله علی بن الحسین (علیه السّلام) کسب فیض نمود - و نیز نقل می کند: - یعقوب بن شیبه گفته است: او مورد اطمینان و فقیه و دانشمند و آگاه به تفسیر قرآن بود.
ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، تهذیب التهذیب، ج۳، ص۳۹۵.    
...
کلید واژه: یاران امام حسین علیه السلام، زید بن حسن مجتبی
فرزند امام حسن مجتبی علیه السلام که در روز عاشورا به اسارت درآمد.
زید بن ثابت از بزرگان صحابه و از کاتبان وحی و گردآورندگان قرآن مجید در زمان عثمان بود، و از قبیلۀ بزرگ خزرج در مدینه بود، در شهر مدینه متولد شد، و در مکه رشد و پرورش یافت.
بنا بر قول مشهور نسب وی بدین گونه است: زید بن ثابت بن الضحاک بن زید بن لوذان بن عمرو بن عوف بن غنم بن مالک بن النجار الانصاری الخزرجی و نام مادرش «النوار» دختر مالک بن صرمه یا مالک بن معاویه از قبیلۀ بزرگ خزرج در مدینه است. کنیه او ابوسعید، ابو عبدالرحمن، ابو خارجه و برخی کنیه او را ابو ثابت گقته اند. وی در سال یازدهم قبل از هجرت در شهر مدینه متولد شد، و در مکه رشد و پرورش یافت هنگامی که شش ساله بود پدرش در جنگ «بعاث» جنگی که پیش از هجرت پیامبر به مدینه بین دو قبیله اوس و خزرج اتفاق افتاده بود کشته شد. در یازده سالگی با رسول اکرم مهاجرت کرد و در امور دین، علم آموخت وی دارای ۱۸ پسر و ۹ دختر بود که هفت نفر از فرزندان وی در واقعه حره به قتل رسیدند.
حضور زید بن ثابت در غزوات
در اکثر کتاب های تاریخی آمده است که به علت کمی سن زید، پیامبر به وی اجازه شرکت در غزوه بدر را نداد و او را به همراه اشخاص دیگر از چهار منزلی مدینه «بیوت السقیا» بازگردانید و بنا بر گفته ی بیشتر منابع، جنگ خندق، اولین جنگی است که زید بن ثابت در آن حضور یافت و از زید بن ثابت نقل شده است که: «در جنگ بدر و احد اجازه حضور نیافتم اما در جنگ خندق اجازه حضور یافتم و پیامبر لباس قبطی به من پوشانید.» بنا بر قول مغازی هنگامی که مسلمانان مشغول کندن خندق بودند، زید بن ثابت هم از کسانی بود که خاک می برد. سعد بن معاذ که همراه رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) نشسته بود، به زید بن ثابت نگاه کرد و به پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) گفت: ای رسول خدا، خدا را سپاس گزارم که مرا آن قدر زنده نگه داشت که به تو ایمان آوردم، من در روز جنگ بعاث پدر این زید را که ثابت بن ضحاک بود و بیماری صرع داشت در آغوش گرفتم. پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) فرمود: بسیار پسر خوبی است! از قضا زید بن ثابت که در خندق دراز کشیده بود خوابش برد، و خوابش به حدی سنگین شده بود که عمارة بن حزم شمشیر و کمان و سپرش را برداشت و او بیدار نشد. مسلمانان پس از حفر خندق به هنگام ترک آن متوجه زید نشدند و او را که هم چنان خوابیده بود ترک کردند. پس از این که زید بیدار شد و زمانی که این خبر به پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) رسید، زید را احضار فرموده و گفتند: ای خواب آلوده، خوابیدی تا آن که اسلحه ات را بردند؟! سپس رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) فرمودند: چه کسی از اسلحه این پسر خبر دارد؟ عمارة بن حزم گفت: ای رسول خدا، اسلحه او دست من است. پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) دستور دادند که عماره اسلحه او را پس بدهد و هم فرمودند که هیچ کس حق ندارد حتی به شوخی اسلحه مسلمانی را بردارد، که موجب ترس او گردد. و نوشته اند که وی در جریان غزوۀ حنین از سوی پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) مامور شد که مردم را سرشماری و غنایم را حساب کند و بعد وی آن را میان مردم تقسیم نمود. زید پس از رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) در دوران خلافت ابوبکر در جریان واقعۀ یمامه، که در سال ۱۱هجری اتفاق افتاد، مورد اصابت تیر قرار گرفت اما جان سالم بدر برد.
زید در دوران خلفای راشدین
پس از وفات پیغمبر در پی تشکیل سقیفه بنی ساعده نظر وی این بود که جانشین پیغمبر باید از مهاجرین و قریش انتخاب شود و در توجیح طرفداری خویش از انصار گفت پیامبر ما از مهاجرین بود در حالی که ما از انصار هستیم پس بهتر است که جانشین وی نیز هم چون خود او از مهاجرین انتخاب شود و سپس دستش را به سمت ابوبکر دراز کرد و گفت: خلیفه شما همین است، و خود او با ابوبکر بیعت کرد و سپس ابوبکر موضع گیری وی را ستود و برایش دعای خیر نمود. در دوران ابوبکر زید کاتب وی بود. ذهبی به نقل از قاسم بن محمد می گوید که: «عمر بارها زید را جانشین خود در مدینه می کرد» و جانشینی زید در مدینه هنگام سفرهای او معروف است در زمان عمر، زید منصب قضاوت را نیز بر عهده داشت و عمر برای وی حقوق معینی را در نظر گرفته بود. هم چنین در زمان عثمان از طرف وی امور قضاوت، بیت المال و دیوان را بر عهده داشت و در نبود عثمان جانشین وی در مدینه بود. زید در سال ۳۴ هجری به هنگامی که معترضان قصد کشتن عثمان را داشتند به همراه ابو اسید ساعدی و کعب بن مالک و حسان بن ثابت به دفاع از عثمان پرداختند. در مورد بیعت یا عدم بیعت زید بن ثابت با حضرت علی (علیه السّلام) گفتارهای گوناگونی وجود دارد ابن سعد معتقد است که زید از بیعت کنندگان با حضرت علی (علیه السّلام) بوده است و برخی هم چون مسعودی، محمد باقر مجلسی و... در کتاب هایشان آورده اند که زید با حضرت علی (علیه السّلام) بیعت نکرده است. عبدالله بن حسن گوید: وقتی عثمان کشته شد انصار بجز چند کس و از جمله حسان بن ثابت و کعب بن مالک و مسلمة بن مخلد و ابو سعید خدری و محمد بن مسلمه و نعمان بن بشیر و زید بن ثابت و رافع بن خدیج و فضالة بن عبید و کعب بن عجرد که عثمانی بودند، با حضرت علی (علیه السّلام) بیعت کردند. در کل زید عثمانی بود و در هیچ یک از جنگ های حضرت علی (علیه السّلام) شرکت نکرد، هر چند وی فضیلت و بزرگی آن حضرت را بیان می کرد. شاید منظور از کسانی که با حضرت علی (علیه السّلام) بیعت نکرده اند، کسانی باشند که بعدها در جمل، صفین و نهروان شرکت نکرده اند، نه آن که با خلافت علی (علیه السّلام) مخالف باشند.
زندگی علمی زید بن ثابت
...
زید بن ثابت بن ضحاک (درگذشتۀ ۴۵ق.) از اصحاب پیامبر اکرم(ص). او را انصاری نجاری نیز گفته اند، چرا که هرچند در مکه رشد یافته بود، اما در اصل از طایفه بنی نجار خزرج یثرب بود. در گزارشها از وی به عنوان کاتب وحی در میان انصار یاد شده است. وی در زمان خلفای ثلاثه از همراهان آنان بود ولی با حضرت علی(ع) بیعت نکرد. زید هنگام هجرت ۱۱ سال داشته و در حدود ۵۶ سالگی درگذشته است.
بنا بر قول مشهور تبارنامه زید چنین است: ابن ثابت بن الضحاک بن زید بن لوذان بن عمرو بن عوف بن غنم بن مالک بن النجار الأنصاری الخزرجی و مادرش «النوار» دختر مالک بن صرمه یا مالک بن معاویه از قبیلۀ بزرگ خزرج در مدینه است.
درباره پدر و برخی از مشخصات زید، اختلافاتی در منابع به چشم می خورد. بعضی او را فرزند ثابت بن خلیفه اشهلی که از صحابه رسول خدا(ص) و از قبیله اوس بوده، دانسته اند.برخی دیگر وی را فرزند ضحاک اشهلی می دانند که از منافقان و جاسوسان یهود بود.
اِبْن ِ اَبی زَیْد، ابومحمد عبدالله بن ابی زید عبدالرحمان قیروانی (۳۱۰-۳۸۶ق /۹۲۲-۹۹۶م )، پیشوای مذهب مالکی عصر خود در قیروان است.
وی از نَفْزه اندلس بود.
یاقوت ، معجم البلدان، ج۵، ص۲۹۶، بیروت ، ۱۹۵۷م .    
از استادان او می توان اینان را نام برد: ابوبکر بن لبّاد، ابوالفضل قیسی ، محمد بن مسرور بن عسّال ، عبدالله بن مسرور، حجّام ، قطّان ، ابیانی ، زیاد بن موسی ، ابوالعرب ، احمد بن ابی سعید
ابراهیم ابن فرحون ، الدیباج المُذهّب ، ج۱، ص۴۲۸، به کوشش محمد احمدی ابوالنور، قاهره ، ۱۳۹۴ق / ۱۹۷۴م .
ابن ابی زید جامع مذهب امام مالک و شارح اقوال وی بود
ابراهیم ابن فرحون ، الدیباج المُذهّب ، ج۱، ص۴۲۷، به کوشش محمد احمدی ابوالنور، قاهره ، ۱۳۹۴ق / ۱۹۷۴م .
...
ابواسماعیل حمّاد بن زید بن درهم ، محدّث بصری ، یکی از شخصیت های ابن درهم می باشد؛ اِبْن ِ دِرْهَم ، عنوان افراد خاندانی از عالمان و قضات مالکی که در سده های ۲ تا ۴ق /۸ تا ۱۰م در عراق می زیسته اند.
ابواسماعیل حمّاد بن زید بن درهم ، معروف به ازرق (۹۸- ۱۷۹ق /۷۱۶- ۷۹۵م )، محدّث بصری می باشد.او نخست شغل بزازی داشت ، اما پس از چندی به فراگیری علم روی آورد.
قاضی عیاض ، ترتیب المدارک ، ج۲، ص۵۵۹، احمد بکیر محمود، بیروت ، ۱۳۸۷ق /۱۹۶۷م .
در مورد منزلت علمی حماد گفته شده که مالک بن انس در حجاز، حماد بن زید در بصره ، سفیان ثوری در کوفه و اوزاعی در شام پیشوایان حدیث و فقه زمان خود بوده اند.
ابن ابی حاتم ، تقدمة المعرفة لکتاب الجرح و التعدیل ، ج۱، ص۱۷۶-۱۷۷، حیدرآباد دکن ، ۱۳۷۱ق / ۱۹۵۲م .
از مشایخ وی کسانی چون ایوب سختیانی ، هشام بن عروه و عمرو بن دینار قابل ذکرند.
ابن معین ، یحیی ، التاریخ ، ج۴، ص۲۱۴، به کوشش احمد محمد نور سیف ، مکة المکرمة، ۱۳۹۹ق / ۱۹۷۹م .
...
ابوسفیان بن حارث بن قیس بن زید، صحابی پیامبر اسلام(ص) و از شهدای غَزوه اُحُد. وی از قبیله اوس بود و به ابوالبنات هم شهرت داشت. برخی از منابع از احتمال شهادت او در غَزوه بَدر و غَزوه خیبر هم سخن گفته اند؛ اما بیشتر منابع، به ویژه منابع متقدم او را از شهدای غزوه احد دانسته اند.
ابوسفیان از قبیله اوس، تیره بنی ضبیعة بن زید از بنی عمرو بن عوف است. ابن حزم در انتساب وی به بنی ضبیعة بن زید تردید کرده و او را همان ابوسفیان بن حارث بن قیس بن یزید معرفی نموده است. با توجه به اینکه دیگران نام جد اعلای وی را زید گفته اند، ، ممکن است تردید ابن حزم حاصل از آمیختگی نام زید با یزید باشد. وی را ابوالبنات هم می خوانند. نام شموس دختر نعمان بن عامر، همسر ابوسفیان، همراه لیلی، تمیمه و عایشه، از دختران او، در شمار بیعت کنندگان با پیامبر اسلام دیده می شود.
وی از شهیدان صدر اسلام است. شهادتش را در غَزوه بَدر ، غَزوه اُحُد یا غَزوه خیبر گفته اند؛ اما با توجه به شواهد زیر، شهادت او در احد قطعی به نظر می رسد:
احمد بن عیسی بن زید (۱۵۷ یا پس از آن- ۲۴۷ق) نوادۀ زید بن علی از علویان مشهور اوایل خلافت عباسی و از عالمان معروف زیدی مذهب بود که روزگاری به صورت متواری می زیست.
احادیث روایت شده و نظریات فقهی احمد، توسط محمد بن منصور مرادی در کتاب امالی احمد بن عیسی و علوم آل محمد (ص) جمع آوری شده و همواره مورد توجه عالمان و محدثان زیدیه بوده است.
تولد احمد در ۱۵۷،۱۵۸، ۱۵۹ و حتی پس از آن گزارش شده است. مادرش عاتکه دختر فضل بن عبدالرحمان بن عباس بن ربیعة بن حارث بن عبدالمطلب بود.



زید در دانشنامه ویکی پدیا

زید
زید بن علی
زید بن حارثه
زید بن ثابت
مختصات: ۳۳°۱۵′۰۵″شمالی ۴۷°۱۱′۳۵″شرقی / ۳۳٫۲۵۱۲۷°شمالی ۴۷٫۱۹۳۱۴°شرقی / 33.25127; 47.19314
زید (بدره)، روستایی از توابع بخش هندمینی شهرستان بدره در استان ایلام ایران است.
این روستا در دهستان هندمینی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۶۴۳ نفر (۱۰۱خانوار) بوده است.
زید آیت اکرام (عربی: زيد أيت أكرام‎؛ زادهٔ ۱۸ دسامبر ۱۹۸۸) کشتی گیر اهل تونس است. وی در بازی های المپیک تابستانی ۲۰۱۲ و ۲۰۱۶ شرکت کرده است.
او در المپیک ۲۰۱۶ ریو در وزن ۷۵ کیلو حاضر بود که در مسابقه اول به یانگ بین کشتی گیر چینی باخت و از دور رقابت ها کنار رفت.
زَیْد اَلْخَیْر از شاعران عرب و صحابه پبامبر اسلام از قبیله طیء در نجد بود.زید همان افراد قبیله طیء پیش از مسلمان شدن مسیحی بود.پیش از مسلمان شدن وی به زَیْد اَلْخَیْل مشهور بود اما پس از مسلمان شدن محمد بن عبدالله او را زَیْد اَلْخَیْر نامید و گفت :
زندگانی محمد ص ۵۹۳.نویسنده: رسولی محلاتی
ویکی پدیای انگلیسی مدخل Zayd al-Khayr
هیچ مردی را از عرب برای من توصیف نکردند جز آنکه وقتی از نزدیک او را دیدم پایین تر بود از آنچه درباره اش گفته بودند مگر«زید»که او را بالاتر از آنچه شنیده بودم دیدم.
زید در سال نهم هجری به همراه گروهی بزرگ از قبیله طیء به یثرب آمد و خود و قبیله اش مسلمان شدند. زید در جنگ های رده همراه با خالد بن ولید بود و در این جنگ کشته شد و از نگاه مسلمانان شهید شمرده می شود.
زید الرفاعی (عربی: زيد الرفاعي‎؛ زادهٔ ۲۷ نوامبر ۱۹۳۶) سیاست مدار اهل اردن است. او به عنوان نخست وزیر اردن خدمت کرد و چهار دولت مختلف را تشکیل داد که آخرین آن طولانی ترین حکومت ماندگار اردن در تاریخ پادشاهی بود و مدت ۴ سال و ۲۰ روز از (۴ آوریل ۱۹۸۵ تا ۲۴ آوریل ۱۹۸۹) ادامه داشت.
زید بن ارغم (انگلیسی: Zayd ibn Arqam) یکی از اصحاب محمد بود.
زید بن ثابت از اصحاب محمّد پیغمبر اسلام و از جمله انصار است. او کاتب قرآن و نیز کاتب مراسلات محمّد بود و با زبان های عبری، کلدانی و آشوری آشنایی داشت. پس از مرگ محمّد، و پس از کشته شدن تنی چند از قاریان در نبرد یمامه، زید پسر ثابت از ابوبکر مأموریت یافت آیات قرآن را گردآوری کند. این قرآن که نخستین قرآن جمع آوری شده بود، به مصحف معروف شد. زید پسر ثابت، اهمیّت خود را به عنوان مدرّس قرآن در دورهٔ عمر بن خطاب حفظ کرد. در زمان عثمان، زید پسر ثابت دوباره به جمع آوری قرآن پرداخت و نوشتار قرآن را بر اساس گویش قریش تنظیم کرد. زید پسر ثابت، با علی بن ابی طالب بیعت کرد و در دوران خلافت معاویه در مدینه درگذشت.
زید پسر حارثه غلام خدیجه همسر محمّد بود. ۳۵سال قبل از هجرت در مکه از خاندان بنی کلب به دنیا آمد. در ده سالگی محمّد او را به فرزندی گرفت و او نیز حاضر نشد نزد پدرش حارثه برگردد. زید، به همراه علی اولین مردانی بودند که به دین اسلام گروید. در سال ۶۲۲ میلادی، زید به یثرب هجرت کرد. زید با زینب دختر جحش ازدواج کرد. زید تنها صحابی محمّد است که نامش در قرآن ذکر گشته است. (فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِّنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا / سوره احزاب : آیه ۳۷) زید در سال ۶۲۹ میلادی (سال هشتم هجرت) در جنگ موته کشته شد.مزار وی در کشور اردن قرار دارد.
اسامة بن زید
Zayd
Ruqayya
محمد دختر عمه خود - زینب دختر جحش - را همسر زید کرد. طبری در تاریخ خود می گوید که روزی محمد به دیدن زید رفت. زینب از جایش بلند می شود تا خود را بپوشاند و به محمد بگوید که زید در منزل نیست اما محمد آنجا را ترک می کند. وقتی که زید به منزل بازمی گردد، زینب قضیه را به وی می گوید. زید نزد محمد آمد و مشورت کرد، که اگر محمد اجازه دهد او می خواهد زینب را طلاق دهد، محمد او را از این کار نهی کرد و در نهی او از این عمل پافشاری کرد و این آیه نازل شد:
«(به خاطر بیاور) زمانی را که به آن کس که خداوند به او نعمت داده بود و تو نیز به او نعمت داده بودی (به فرزند خوانده ات «زید») می گفتی: «همسرت را نگاه دار و از خدا بپرهیز!» (و پیوسته این امر را تکرار می کردی)؛ و در دل چیزی را پنهان می داشتی که خداوند آن را آشکار می کند؛ و از مردم می ترسیدی در حالی که خداوند سزاوارتر است که از او بترسی! هنگامی که زید از آن زن جدا شد، ما او را به همسری تو درآوردیم تا مشکلی برای مؤمنان در ازدواج با همسران پسر خوانده هایشان -هنگامی که طلاق گیرند- نباشد؛ و فرمان خدا انجام شدنی است. (۳۷) هیچ گونه منعی بر پیامبر در آنچه خدا بر او واجب کرده نیست؛ این سنت الهی در مورد کسانی که پیش از این بوده اند نیز جاری بوده؛ و فرمان خدا روی حساب و برنامه دقیقی است! (۳۸).» (سوره احزاب، آیات ۳۷ و ۳۸)∗
و سرانجام زید همسرش را طلاق داد.این روایت را افرادی چون علامه مجلسی و محمد بن جریر طبری نقل کرده اند. برخی از علمای اسلام این واقعه را رد می کنند و ازدواج محمد با زینب را به دلیل طرد سنت جاهلی حرمت ازدواج با زن پسرخوانده، و شأن نزول این آیات ظاهراً پیرامون این رخداد می آورند. مسلمانان براساس این آیات معتقدند خداوند به محمد دستور داد تا با زینب ازدواج کند زیرا خداوند می خواست این رسم غلط جاهلیت مبنی بر اینکه یک مرد نمی تواند با زن پسرخوانده خود ازدواج کند را از میان بردارد.
زید بن حسن مجتبی فرزند ارشد حسن بن علی (دومین امام شیعیان) بود. برخی وی را از یاران علی بن حسین (سجاد) می دانند. کنیهٔ وی ابوحسن یا ابوحسین بود.
محمد بن زید
حسن بن زید
یحیی بن زید (مورد اختلاف)
نفیسه بنت زید
الــلــهمحمد • علی • فاطمه • حسن • حسینسجاد • باقر • صادقکاظم • رضا • جواد • هادیعسکری • مهدی
زید بن حسن، بزرگترین فرزند حسن مجتبی از همسرش ام بشیر بنت ابومسعود از طایفهٔ بدری بود. تاریخ میلاد او نامعلوم است ولی با توجه به این که در سال ۱۲۰ قمری در سن ۱۰۰ تا ۹۰ سالگی درگذشت، می توان تشخیص داد که میان سال های ۲۰ تا ۳۰ قمری به دنیا آمده است. او برادر تنی نداشته ولی مادرش به نام ام الحسن از حسن مجتبی داشته بود. برخی مفسرین شیعه (شیخ صدوق و شیخ مفید) بر این باورند که این دو، خواهر کوچک تری به نام ام الحسین نیز داشته اند.
زید، پس از درگذشت عباس بن علی، با همسر وی (لبابه بنت عبیدالله) ازدواج کرد. او صاحب دو پسر و یک دختر به نام های محمد، حسن و نفیسه شد که از میان آنان، حسن صاحب نسل شد. عده ای هم بر این باورند که وی فرزند دیگری به نام یحیی داشته که در مصر مدفون است.
زید بن شاکر (عربی: الامير زيد بن شاكر‎؛ ۴ سپتامبر ۱۹۳۴ – ۳۰ اوت ۲۰۰۲(2002-08-30)) سیاست مدار اهل اردن بود. وی ۱۲ سال به عنوان فرمانده ارشد ارتش اردن خدمت کرده است و ۳ بار نیز نخست وزیر اردن بوده است.
زید بن عدی دبیر و مترجم عربی در دربار خسرو پرویز بود. پدر زید، عدی بن زید عبادی، اهل حیره بود او نیز در دربار خسرو مترجمی و دبیری می کرد.
طبری، محمد بن حریر. تاریخ طبری جلد دوِم. تهران: انتشارات اساطیر، ۱۳۶۲
ابن خلدون، ابوزید عبدالرحمان.تاریخ ابن خلدون. جلد اول
عدی بن زید عبادی، نعمان سوم، آخرین پادشاه از خاندان لخمی را پرورش داده و تربیت کرده بود. عدی بن زید عبادی با نفوذی که در دربار خسرو داشت استفاده کرده، با راهنمایی های خود باعث شد که خسرو از بین ده برادر نعمان او را به پادشاهی خاندان لخمی برگزیند.
نعمان سوم بر اثر دسیسه و دشمنی افکنی های حامیان برادرش که راضی به انتخاب نعمان نبودند، کینهٔ عدی بن زید عبادی، ولی نعمت خود را به دل گرفته، وی را به حیله به حیره فرا خوانده و به قتل رساند. نعمان بزودی از عمل خود پشیمان شده و پسر او زید بن عدی را، بجای پدر، به دربار خسرو فرستاد تا بجای پدرش کار مترجمی و دبیری را انجام بدهد.
طبری می نویسد، زید بن عدی در دربار مورد علاقه و اعتماد خسرو قرار گرفت. چنان بود که ملوک پارسیان از ولایت ها طلب زنانی می کردند که وصف آن نوشته شده بود ولی از دیار عرب چیزی نمی جستند و نمی خواستند. زید بن عدی که کینهٔ قتل پدر، بدست نعمان را بر دل داشت، به خسرو پرویز خبر داد که وصف زنانی که شما می جویید را خوانده ام و دانم که در پیش بندهٔ تو نعمان از دختران وی و عمانش و کسانش بیشتر از بیست زن بر این صفت هست. خسرو همراه وی فرستاده ای نزد نعمان بفرستاد.
بقعه امامزاده رحمن و امامزاده زید مربوط به سدهٔ ۷ تا ۹ ه.ق است و در شهرستان کرج، روستای پلنگ آباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۳ فروردین ۱۳۴۶ با شمارهٔ ثبت ۷۵۵ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
مختصات: ۳۵°۳۴′۲۰″شمالی ۵۳°۲۳′۴۶″شرقی / ۳۵٫۵۷۲۲۶۹°شمالی ۵۳٫۳۹۶۰۴۹°شرقی / 35.572269; 53.396049
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
بقعه امامزاده شاه محمد زید مربوط به دوره زند است و در شهرستان سمنان، جاده روستایی جوین واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۵۶۵۰ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
ابوعبدالله احمد بن عیسی بن زید بن علی (۱۵۷- ۲۴۷ق) از علمای زیدیه و نوهٔ زید بن علی بود. ابوعبدالله به طور متواری زندگی می کرد و بدین دلیل به «مختفی» مشهور بود.
http://cgie.org.ir/fa/publication/entryview/6862
ظاهراً ابوعبدالله در کوفه زاده شد. پدرش زمانی که او کودک بود در قیام های ضد عباسی به همراه محمد نفس زکیه کشته شد. پس از مرگ پدر او به بغداد و نزد مهدی خلیفهٔ عباسی برده شد که او و برادرش را تحت سرپرستی خود قرار داد. احمد در بغداد زندگی می کرد تا این که با مرگ محمد امین فرار کرد. روایت های گوناگونی از فرار و حبس وی در دوران هارون الرشید وجود دارد. ابوالفرج دربارهٔ او گفته که احمد در بین خانواده اش بر همه از نظر فضل برتری داشت.
احادیث و اصول فقهی روایت شده توسط او را محمد بن منصور مرادی در کتاب امالی احمد بن عیسی و علوم آل محمد جمع آوری کرده است.
اسامه بن زید (ابومحمد اسامه بن زید بن حارثه کلبی) از یاران پیامبر اسلام، محمد بن عبدالله، بود که محمد او را، که بیست سال بیشتر نداشت، به فرماندهی سپاهی برای جنگ با روم به شام فرستاد...
اسامه بن زید دانشنامه رشد
پدر اسامه زید غلام آزادشده و فرزند خوانده پیامبر اسلام بود که در غزوه موته کشته شد. مادرش ام ایمن نام داشت. 9سال پیش از هجرت و در مکه به دنیا آمد. او نیز مانند پدرش بسیار مورد علاقه پیامبر اسلام بود و پیامبر او را، که بیست سال بیشتر نداشت، به فرماندهی سپاهی برای جنگ با روم به شام فرستاد.
محمد در اواخر عمر سپاهی را به فرماندهی اسامه بن زید، که در آن زمان جوانی نورس بود، برای جهاد با امپراطوری روم (بسوی منطقه ابنی در بلقای شام جایی که پدرش در آنجا کشته شده بود) اعزام کرد. محمد افرادی را که از پیوستن به سپاه اسامه سر باز زدند را لعن کرده بود .سپاهیان همواره به جوانی اسامه اعتراض داشتند و به بهانه بیماری محمد از گرویدن به سپاه وی خودداری کردند و پس از مرگ پیامبر هم براعتراض خویش باقی ماندند. ابوبکر پس از رسیدن به خلافت، سپاه اسامه را تجهیز کرد. اسامه با این لشکر به شام رفت و بعد از به چنگ آوردن غنایمی به مدینه بازگشت.
وی پس از پیامبر مدتی در وادی القری سکونت داشت، و در ایام خلافت معاویه مدتی در شام بود سپس در مدینه اقامت گزید. او به بیماری سختی دچار شد و در سال ۵۴ هجری قمری در (جرف) حوالی مدینه در شصت وسه سالگی درگذشت. جسدش را به مدینه انتقال دادند و حسین بن علی بر جنازه اش کفن پوشاند و نماز گذارد.
امامزاده زید (شاهزید)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان تویسرکان در استان همدان ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در ۱ کیلومتری جنوب شهر تویسرکان قرار گرفته است و علت نامگذاری آن به دلیل وجود امام زاده ای است که در آن مدفون می باشد که شجره آن به امام حسن مجتبی بر می گردد.
این روستا با طبیعتی زیبا و باغات گردو، بادام و انگور مکانی مناسب جهت سفرهای تابستانی است.
وجود قلعه ای تاریخی در جنوب روستا با قدمتی بالغ بر دویست سال خود نمایی می کند. این اثر تاریخی در سال های اخیر بر اثر بی مهری مسئولان و شرایط اقلیمی حاکم به شدت مورد تخریب قرار گرفته است. در جلوی این قلعه تاریخی قنات پرآبی به همین نام وجود دارد که در سال های اخیر بعلت کمبود بارندگی و برداشت بیش از حد از سفره های آب زیر زمینی بالادست در معرض نابودی است.همچنین از قنات های پر آبی مثل (دِرِه قَلعَه) ، (وَیرُو) و...میتوان نام برد. شغل ساکنین آن معمولاً کشاورزی، دامپروری، کارمندی است. منبت کاری نیز به تازگی در این روستا رواج یافته است.
امامزاده زید ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
امامزاده زید (تهران)
امامزاده زید (جنوب غرب تهران)
امامزاده شازده زید مربوط به سده های میانه دوران های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان اسفراین، بخش مرکزی، دهستان دامنکوه، ۳۰۰ متری شمال روستای توی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۸ اسفند ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۸۷۳۴ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
مختصات: ۳۲°۳۹′۰۵″ شمالی ۵۱°۴۲′۰۶″ شرقی / ۳۲٫۶۵۱۳۹°شمالی ۵۱٫۷۰۱۶۷°شرقی / 32.65139; 51.70167
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
امامزاده شاه زید مربوط به اوایل دوره صفوی است و در اصفهان، خیابان بزرگمهر، خیابان شاه زید واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۹ آذر ۱۳۱۶ با شمارهٔ ثبت ۲۹۴ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
امامزاده محمدبن زید مربوط به دوره ایلخانی است و در شهرستان کرمان، بخش شهداد، شرق گورستان واقع شده و این اثر در تاریخ ۱ فروردین ۱۳۴۵ با شمارهٔ ثبت ۵۳۰ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
جابر بن زید ازدی یُحْمَدی (یَحْمَدی) جَوفی حُرَفی با کنیه ابوالشعثاء (درگذشتهٔ ۹۳ق/۷۱۲م یا ۱۰۳ق/۷۲۱م یا ۱۰۴ق) فقیه، راوی حدیث و از تابعین صحابه بود.
اباضیه مسعود جلالی مقدم، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی
اباضیه جابر بن زید را نخستین امام خود می دانند و به او اعتقاد بسیار زیادی دارند با این حال هیچ شاهدی بر اباضی بودن وی در دست نیست.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

زید

معنی اصطلاحات عامیانه و امروزی -> زید
دوست دختر، دوست پسر

زید را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

الهه ١٤:٠٠ - ١٣٩٨/٠٤/٠٥
زِیَد
زیست کند زندگی کند
سزد که شاد زید‌ جاودان و‌غم نخورد
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

ممد > night person
Mahdieh > Come up
بازگیر کلوخی > کلوخی (زابل)
Hnf > Population
میثم سراوانی > Disloyal
دیوانه زاده > خرچنگ
محمدجواد > circumferentially
علی > begining

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قیام یحیی بن زید   • زید دوست دختر   • زید بن علی کیست؟   • فرزندان زید بن علی   • زید یعنی چه   • زید بن علی خرم آباد   • زید خوشگل   • زید چیست   • معنی زید   • مفهوم زید   • تعریف زید   • معرفی زید   • زید یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی زید
کلمه : زید
اشتباه تایپی : cdn
آوا : zeyd
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس زید : در گوگل


آیا معنی زید مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )