برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1273 100 1

سابقه دار

/sAbeqedAr/

مترادف سابقه دار: باسابقه، بدسابقه، پیشینه دار، مجرم، پرونده دار

متضاد سابقه دار: خوش سابقه

برابر پارسی: پیشینه دار

معنی سابقه دار در لغت نامه دهخدا

سابقه دار. [ ب ِ ق َ / ق ِ ] (نف مرکب ) دارای پیشینه. دارای سابقه ٔ نیک یابد. با سابقه. آنکه بواسطه ٔ ممارست بسیار در شغلی یا کاری در کار خود مهارتی یافته است.

معنی سابقه دار به فارسی

سابقه دار
( صفت ) با سابقه ( چه در کارهای خوب و چه بد ) : مجرمین کار کشته و سابقه دار .

معنی سابقه دار در فرهنگ معین

سابقه دار
( ~.) [ ع - فا. ] (اِفا.) ۱ - باسابقه . ۲ - دارای پیشینه نیک یا بد.

معنی سابقه دار در فرهنگ فارسی عمید

سابقه دار
دارای سابقۀ خوب یا بد، با سابقه، پیشینه دار.

سابقه دار را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی قناد
دارای تجربه و سابقه در انجام کاری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی سابقه دار   • مفهوم سابقه دار   • تعریف سابقه دار   • معرفی سابقه دار   • سابقه دار چیست   • سابقه دار یعنی چی   • سابقه دار یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سابقه دار
کلمه : سابقه دار
اشتباه تایپی : shfri nhv
آوا : sAbeqedAr
نقش : صفت
عکس سابقه دار : در گوگل

آیا معنی سابقه دار مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )