برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1284 100 1

سازگاری

/sAzgAri/

مترادف سازگاری: تحمل، سازش، موالفت، مماشات، موافقت، توافق، تناسب، سازواری، هم آوازی، هم آهنگی، هم خوانی، هم نوایی ، خرسندی، قناعت

متضاد سازگاری: ناسازگاری

معنی سازگاری در لغت نامه دهخدا

سازگاری. (حامص مرکب ) موافقت در کارها. سازواری. (شرفنامه ٔ منیری ) (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). رفاه (ربنجنی ). عمل سازگار. سازگار بودن. سازندگی. سازش. وفق. وفاق. توافق. حسن سلوک. بر سر مهر بودن :
بر ایرج بر آشفته دیدش سپهر
نبد سازگاریش با او به مهر.
فردوسی.
مراد تو همه جز جنگ فرخی را نیست
مراد او همه جز صلح و سازگاری نه.
فرخی.
زن بدخو را مانی که مرا با تو
سازگاری نه صواب است و نه بیزاری.
ناصرخسرو.
در گنج معیشت سازگاری است
کلیدباب جنت بردباری است.
ناصرخسرو.
نباشد حال او را پایداری
نه طبعش را همیشه سازگاری.
(ویس و رامین ).
و میان ایشان [ میان عناصر ایزد تبارک و تعالی ] صلحی کرد تا مدتی ، و سازندگی و سازگاری پدید آورد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).
سرسازگاری ندارد سپهر
کمربسته ٔ کین ما ماه و مهر.
نظامی.
چو خواهد بودوقت سازگاری
هم از اول نماید بخت یاری.
نظامی (خسرو و شیرین ).
چو بخت خفته یاری را نشایی
چو دوران سازگاری را نشایی.
نظامی (خسرو و شیرین ).
جوانی ز ناسازگاری جفت
برِ پیرمردی بنالید و گفت...
سعدی (بوستان ).
هر درد را که بینی درمان و چاره ای هست
درمان درد سعدی ، با دوست سازگاری.
سعدی (طیبات ).
|| ملایمت با طبع و مزاج. گوارایی : آب وهواش [ مازندران ] در سازگاری با آب روی هم بری میکند. (عنایت نامه ٔ جلال الدین دهستانی از جنگ خطی مورخ 651).
ز هر طعمه ای خوشگواریش بین
حلاوت مبین سازگاریش بین.
نظامی.
|| اتفاق و معاهدت. || همسازی و هم آهنگی. || صلح و آشتی. || برابری و مساوات. || ترتیب و انتظام.(ناظم الاطباء). رجوع به سازگار شود.

معنی سازگاری به فارسی

سازگاری
۱ - سازش موالفت مقابل ناسازگاری . ۲ - موافقت . ۳ - هماهنگی هم آوازی . ۴ - گوارایی . ۵ - لیاقت . ۶ - قناعت خرد سندی .
[حمل ونقل دریایی، حمل ونقل ریلی] ← سازگاری کالاها
[adaptation] [پزشکی، زبان شناسی] [پزشکی] تطبیق بهنجار چشم با شدت های مختلف نور [زبان شناسی] فرایند تغییرآوایی وام واژه ها درجهت منطبق شدن با نظام آوایی زبان وام گیرنده
[compatibility] [شیمی، مهندسی بسپار] حالت یا توانایی حضور دو ماده در کنار هم در یک مخلوط، بدون اثر نامطلوب
[رایانه و فنّاوری اطلاعات] ← همخوانی
[dark adaptation] [پزشکی] سازگاری چشم با تاریکی یا نیمه تاریکی براثر ساخته شدن رودوپسین (rhodopsin) در یاخته های استوانه ای شبکیه
[light adaptation] [پزشکی] سازگاری چشم با رؤیت در نور آفتاب یا نور درخشان از راه کاهش تراکم رنگیزه ای حساس به نور در چشم
[status consistency] [جامعه شناسی] هماهنگی و انطباق میان موقعیت و حیثیت اجتماعی فرد از یک سو و پایگاه اکتسابی او در جامعه از سوی دیگر
[chromatic adaptation] [مهندسی بسپار ـ علوم و فنّاورى رنگ] تغییر در حساسیت سامانۀ بصری به سبب تغییر در ویژگی طیفی منبع نور یا شرایط مشاهده
[adaptometer] [پزشکی] ابزاری برای اندازه گیری زمان لازم برای سازگاری شبکیه
[crop adaptation] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] تطابق عوامل محیطی و ژن شناختی در یک منطقه یا یک فصل زراعی به طوری که گیاه قادر باشد تمام مراحل رشدونمو خود را به پایان برساند
...

معنی سازگاری در فرهنگ معین

سازگاری
( ~ .) (حامص .) ۱ - سازش . ۲ - توافق . ۳ - هماهنگی . ۴ - قناعت .

معنی سازگاری در فرهنگ فارسی عمید

سازگاری
۱. سازگار بودن.
۲. توافق، موافقت، هماهنگی.

سازگاری در دانشنامه ویکی پدیا

سازگاری
سازگاری کاربردهای زیر را دارد:
سازگاری (زیست شناسی)
سازگاری در سنجش داده کاوی
سازگاری (منطق ریاضی) ویژگی نگری یا نظری(مجوعهٔ جملات پیمانی/قراردادی) در منطق ریاضی
اثبات سازگاری در ریاضی، منطق، و فیزیک نگری(نظری)
سازگاری (آمار) ویژگی برآوردکننده و برآورد
میزان سازگاری برای سامانه های رای گیری که هرگاه فرد آ در دو بخش جداگانه پیروز شود پس او باید در مجوع دو بخش نیز پیروز باشد
الگوی سازگاری در دانش رایانه
همسازگاری در ریاضیات
در زیست شناسی، سازگاری یک ویژگی با نقش بنیادی در تاریخ زندگی یک جاندار می باشد که آن را در فرایند گزینش طبیعی پاسداری کرده و تکامل می دهد. واژهٔ سازگاری هم می تواند برای وضعیت کنونی در سازگار شدن به کار برده شود و هم می تواند فرایند پویای تکامل که به سازگاری می انجامد را دربرداشته باشد. سازگاری به زیستن و توانایی زیستی جانداران یاری می رساند.
سازگاری (یا همخوانی) در منطق به معانی گوناگونی به کار می رود. ساده ترین معنای آن نبود تناقض (یا ناهمخوانی) در نظام است.
سازگاری الکترومغناطیسی (به انگلیسی Electromagnetic compatibility) یا EMC شاخه ای از علوم برق است که به بررسی انتشار یا دریافت انرژی الکترومغناطیسی که منجر به ایجاد اثرات ناخواسته (تداخل الکترومغناطیسی یا EMI به انگلیسی electromagnetic interference) می شود، است. سازگاری الکترومغناطیسی به شما کمک می کند که در تجهیزات و سیستم های شما در اثر انتشار نا خواسته یا جذب EMI، تداخل و عملکرد نا درست به وجود نیاید. گاهی اوقات از EMC به عنوان کنترل EMI نام برده می شود، در عمل EMC و EMI را غالباً به عنوان یک اصطلاح ترکیبی "EMI/EMC" نام می برند.
تولید یا جذب EM ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با سازگاری

سازگاری در جدول کلمات

ســازگاری
وفق
موافقت و سازگاری کردن
توافق

معنی سازگاری به انگلیسی

suitability (اسم)
شایستگی ، سازگاری ، سازواری ، برازندگی ، درخورد بودن
compatibility (اسم)
همسازی ، سازگاری ، سازش پذیری ، دمسازی
amenability (اسم)
جوابگویی ، سازگاری ، تبعیت ، احساس مسئولیت ، تمکین
adaptability (اسم)
سازگاری ، وفقپذیری ، قابلیت توافق و سازش ، سازواری
fitness (اسم)
سازگاری ، سازواری
opportuneness (اسم)
سازگاری
salubrity (اسم)
سازگاری ، سازواری ، گوارایی
pliability (اسم)
سازگاری ، قابلیت انعطاف ، خم پذیری

معنی کلمه سازگاری به عربی

سازگاری
اتساق , اتفاقية , تکيف , توافق , لطافة
تضارب
سوء التوافق

سازگاری را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رقیه
سنخیت
شیما دلفیه
سنخیت
مهدی
سنخیت
مهدی
توافق

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سازگاری در جدول   • تعریف سازگاری   • معنی سازگاری   • سازگاری زوجین   • سازگاری در روانشناسی   • مقاله سازگاری   • سازگاری چیست   • تعریف مفهومی سازگاری اجتماعی   • مفهوم سازگاری   • معرفی سازگاری   • سازگاری یعنی چی   • سازگاری یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سازگاری
کلمه : سازگاری
اشتباه تایپی : shc'hvd
آوا : sAzgAri
نقش : اسم
عکس سازگاری : در گوگل

آیا معنی سازگاری مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )