برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1156 100 1

ساسان

/sAsAn/

معنی اسم ساسان

اسم: ساسان
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: sāsān) (در اعلام) سر سلسله ساسانیان (پیش از اسلام )، (در اعلام) مردی از نجبای پارس - تنها و گوشه نشین، درویش، نام چندتن از شخصیتهای شاهنامه، از جمله نام جد اردشیر مؤسس سلسله ساسانیان

معنی ساسان در لغت نامه دهخدا

ساسان. (ص ، اِ) گدا و گدائی کننده. (برهان ). گدا. (دهار) (جهانگیری و شرفنامه ٔ منیری از اجمال حسینی ). گدا و فقیر. (غیاث از کشف اللغات ). گدا و فقیر و درویش. (ناظم الاطباء) (استینگاس ). رأس الشحاذین و کبیر هم. (قطر المحیط). رئیس گدایان. نرگدا. سردار گدایان. گویند چون بهمن ، همای دختر خود را ولیعهد گردانید ساسان از خوف جان بکوهسار گریخت و سیاحت پیشه کرد جمعی از درویشان بر او گرد آمدند و در هیچ مسکنی منزل نساخت و در هیچ موضع وطن نگرفت بدین معنی آن طایفه را که ایشان به انواع کدیه و گدائی و اصناف سؤال ، جواهر و نقود از دکان و کیسه های مردم استخراج میکردند ساسانیان نامند . (برهان ). گویند دزدی بود که وسائل کثیری برای تحصیل پول ابتکار کرد از آنجاست که همه ٔ طراران و کسانی که از کلاه برداری و تقلب نان میخورند نام «بنو ساسان » دارند و شیوه ٔ آنان «طریقه ساسان » یا «علم ساسان » نامیده میشود کلمه ٔ «سوس » را در حریری ص 326 ببینید. (دزی ج 1 ص 621). رجل کان فقیراً بصیراً فی استعطاء الناس و الاحتیال فی تحصیل الصّدقة منهم. (اقرب الموارد). || صاحب ترک و تجرید و تفرید. (برهان ) . مجرد و تنها و عزلت گزین و گوشه نشین و خلوت نشین. (ناظم الاطباء) (استینگاس ). رجوع به ماده ٔ ذیل شود.

ساسان. (اِخ ) جد خاندان شاهنشاهی ساسانیان ، و پدر بابک و بابک پدر اردشیر نخستین پادشاه آن سلسله است. و لغت نویسان و مورخان اسلامی او را ساسان الاصغر نامیده اند در مقابل ساسان الاکبر که بنابروایات افسانه ای جد همین ساسان (ساسان چهارم به اصطلاح انجمن آرا) و فرزند بهمن بن اسفندیاراست . در ترجمه ٔ تاریخ طبری آمده : اصطخر را روستائی است نام وی طیروره ، و اردشیر از آن ده بود و ساسان جد اردشیر مردی مبارز، با هفتاد هشتاد سوار برآمدی ،و ملک نبود ولیکن بر این دیه ها و روستاها مهتر بود و آتشخانه ٔ اصطخر بدست وی بود، و مردی جلد بود، و اورا زنی بود رام بهشت نام از نسل بازرنجیان که ملوک فارس بودند. پس ساسان را پسری آمد او را بابک نام کرد، و این بابک چون از مادربیامد موی او دراز بود مادرش گفت این پسر را کاری بشاید بود. پس چون بزرگ شد ساسان بمرد و بابک هم بکارپدر ایستاد مهتری آن روستاها و نگاه داشتن آتش ...

معنی ساسان به فارسی

ساسان
مردی از نجیای پارس (نیمه دوم قر.۲ م.) وی با دختری از خاندان بارزنگی ازدواج کرد و بریاست معبد ناهید در استخر ( پارس ) منصوب شد . پاپک پسر اوست و خاندان ساسانی ( ساسانیان ) بدو منسوبند .
( صفت ) گدایی کننده گدا .
ابن بهمن بن اسفندیار ملقب به ساسان الاکبر مطابق روایات افسانه ای که در شاهنامه و نیز در کلیه کتابهای تاریخ و لغت آمده جد سلسله ساسانی است
نام قدیمی سبزوار بزعم مولف تاریخ بیهق و آن منسوب به ساسان بن بهمن است
لقبی است که مورخان اسلامی به ساسان پدر بابک پدر اردشیر بابکان داده اند
لقبی است که فرهنگ نویسان و مورخان اسلامی به ساسان بن بهمن
دهی است از دهستان گیل دولاب بخش رضوانده شهرستان طوالش
معرب ساسان کاریزد دیهی در بیهق
لقب ساسان بن بهمن است
یا ساسانیان
حاکم یمن در سال دهم هجری

معنی ساسان در فرهنگ معین

ساسان
[ ع . ] (ص فا.) گدایی کننده ، گدا.

معنی ساسان در فرهنگ فارسی عمید

ساسان
کسی که از ملک و مال احتراز کند، فقیر، درویش.

ساسان در دانشنامه اسلامی

بَنی ْ ساسان ، لقبی که بر گدایان اطلاق می شده است . گدایانی که خود را چنین می خواندند و به این نام هم فخر می کردند، در حقیقت از ویژگی هایی برخوردار بودند که بارزترین آن ها، نخست زیرکی و هوشمندی ، و سپس ادب ورزی است .
طیف معنایی بنی ساسان ، در المختار من کشف الاسرار جوبری در قرن ۷ق /۱۳م نسبتاً گسترده تر است ، زیرا به قول او «این صناعت » وسعت شگفتی دارد و از هر طایفه ای در میان ایشان می توان یافت . همه مکار و زیرک و حیله گرند، و در کار خود سخت گستاخند. از جمله ایشانند: گدایان و درویشان ، بوزینه داران ، خرس گردانان ، گربه رقصانان ، متظاهران به انواع بیماری و.... بدیهی است که شعبده بازان ، و رمالان و فالگیران و جادوگران نیز درون این حوزه قرار دارند. دو صحنه بسیار جذاب و شگفتی که جوبری ادعا می کند، خود دیده است ، یکی در حرّان بوده است . و دیگری در بلاد روم اما روایت او از نوعی افسانه پردازی هم تهی نیست .شیوه های تردستی و حیله گری ایشان موجب شده است که حاجی خلیفه بابی با عنوان «علم الحیل الساسانیه» در کتاب خود بگشاید.
توجه ادیبان به گدایان
گدایی ، زیستن از راه برانگیختن ترحم مردمان ، بهره گیری از صدقات و نیز اندکی بعد، خواندن داستان های دینی و موعظه برای کسب مال از عامه ، پیوسته در دوران اسلامی وجود داشته است ، اما هنگامی که با تردستی ، دزدی ، شعبده بازی و فریب کاری درآمیخت ، نوعی اعتبار عام کسب کرد و از قرن ۳ق /۹م مورد توجه ادیبان قرار گرفت و نخست با شعر هرزه درایی مجون و از قرن ۴ق با شعر «سُخف » هم طراز شد. اوج عنایت به امر ایشان در آثار جاحظ (د ۲۵۵ق /۸۶۹م ) آشکار می شود. در فهرست آثار او رسائلی با این نام ها می توان یافت : وصف العوام ، حیل اللصوص ، حیل المکدین و از همه مهم تر، کتاب البخلاء که شامل یکی از جالب ترین روایات در این باب است : خالد بن یزید گدایی است که سرکرده دزدان ناحیت جبل و شام ، کولیان (زط = جُت = کولی ) و راهزنان کرد و عرب و قفچ ... بوده و «چندی باغولان زیسته و با غول ماده ای زناشویی کرده » است ، و اینک انبوهی اصطلاح غریب به کار می برد که جاحظ برخی از آن ها را ناچار شرح می دهد. این گونه ادب ، قرن ها ادامه یافت و شاید بتوان حکایه ابی القاسم البغدادی و دیوان ابن حجاج ...

ساسان در دانشنامه ویکی پدیا

ساسان
ساسان نام پدر بابک و پدربزرگ اردشیر بابکان و موبد نیایشگاه ناهید در استخر پارس بود. دودمان ساسانی از تبار او بودند و نام خود را از وی گرفتند.
ساسانیان
بابک ساسانی
در سنگ نبشته کعبه زرتشت از وی با نام ساسان خدای نام برده می شود. گفتنی است که ساسانیان در سال های پس از مرگ او، وی را به جایگاه ایزدان رسانده باشند، اگر چه واژه خدای در معنای سیاسی سرور و پیشوا را می رساند.
در کارنامه اردشیر بابکان نیز چند خوابی که اردشیر دیده با نیایش ساسان در پیوند بوده است. همسر وی دختر یکی از پادشاهان سلسلهٔ بازرنگی بودکه دینگ نام داشت و در منابع اسلامی به نام(رام بهشت) شناخته شده است. پسر او، بابک یا همان (پاپک) بود.
پروفسور آرتور کریستین سن- ایران در زمان ساسانیان- ترجمه رشید یاسمی
ساسان ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
ساسان (چشمه)
ساسان (حشرات)
چشمه ساسان از چشمه های زیبا و پرآب منطقه تنگ چوگان کازرون است. آب این چشمه به استان بوشهر منتقل می شود. این چشمه در ۱۵ کیلومتری شهر کازرون و در ناحیه تنگ چوگان واقع شده است و از نقاط دیدنی این شهر به حساب می آید. چشمه سارها، منظرگاه های طبیعی و مجموعه آثار تاریخی تنگ چوگان از جمله قابلیت های ارزشمند پیرامون این چشمه است.
ویستا
کتاب میراث فرهنگی استان فارس
خبرگزاری مهر
نرگس نیوز
ساسان (حشرات) (نام علمی: Cimicidae) نام یک تیره از بالاخانواده ساس واران است.این گونه از حشرات در مناطق گرمسیر و نمناک بسیار می تواند تکثیر شود.
ساسان آقایی یک روزنامه نگار منتقد است که دربارهٔ سیاست ایران، سیاست خ ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ساسان در دانشنامه آزاد پارسی

جد اردشیر بابکان، بنیانگذار سلسله ساسانی. ریاست معبد آناهیتا در استخر فارس را به عهده داشت و پس از او پسرش بابک جانشین او شد. در شاهنامۀ فردوسی ساسان پسر بهمن پسر اسفندیار است که از پدر رنجید و به نیشابور رفت و در آن جا حکومت کرد. مورخان دورۀ ساسانی این ساسان را همان جد اردشیر می دانستند که از خراسان به فارس آمد و در آن جا به حکومت رسید و بدین گونه تبار ساسانیان را به شاهان باستانی ایران رساندند.

ارتباط محتوایی با ساسان

ساسان را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ساسان
گدایی کننده علم و دانش
بابک
معنی واژه ساسان = بیسان =بی مانند، به سان =به مانند معنی میدهد؛ بیایید از فرهگ واژگان تازی استفاده نکنیم و واژگان فارسی را تحریف نکنیم
امین کرد
اصلا معنی گدا نمیده
ما در فارسی تبدیل واژک( ز) به (س) داریم همچنین (س )ب( د )
سا سانا = سا زانا = سا دانا
سا پسوند اگر در اول واژه قرار بگیرد به معنی بسیار است
ساسان = بسیار دانا
شاهین
ساسان در پارسی کهن به چم سیاست است و واژه سیاست هم عربیزه واژه ساس است که در پارسی کهن به چم فرمانرواییست پس ساسان به چم سیاستمدار است

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ساسان خواننده   • ساسان خسته ام از تو   • ساسان قدیمی   • ساسان بازیگر   • معنی ساسان   • اهنگ های ساسان   • اسم ساسان   • نوشابه ساسان   • مفهوم ساسان   • تعریف ساسان   • معرفی ساسان   • ساسان چیست   • ساسان یعنی چی   • ساسان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ساسان
کلمه : ساسان
اشتباه تایپی : shshk
آوا : sAsAn
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس ساسان : در گوگل

آیا معنی ساسان مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )