انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1039 100 1

ساغر

/sAqar/

مترادف ساغر: پیاله، پیمانه، جام، باده، صبوح، صبوحی، صهبا، غارج، مل، می

معنی اسم ساغر

اسم: ساغر
نوع: دخترانه
ریشه اسم: ترکی
معنی: (تلفظ: sāqar) (معرب) ظرفی که در آن شراب می نوشند، جام شراب، (در قدیم) (به مجاز )، شراب، (در عرفان) دل عارف است که انوار غیبی در آن مشاهده می شود - جام شراب

معنی ساغر در لغت نامه دهخدا

ساغر. [ غ َ ] (اِ) پیاله. (شرفنامه ٔ منیری ). (رشیدی ). آوند شراب که آن را ساتگی و ساتگین و ساتگینی نیز گویند. (شرفنامه ٔ منیری ). پیاله ٔ شراب. (جهانگیری ) (برهان ) (غیاث بنقل از مدار و بهار عجم و برهان ) (انجمن آرا). صاخره. (دهار). گوش پستان و گل از تشبیهات اوست. (آنندراج ). جام. گیلاس پایه دار. کاسه. قدح. طاس. لیوان. استکان. مشربه. آبخواره ٔ سفالین. ظرف باده خوری. کاس. صاغر. پیاله ٔ شراب خواری بزرگ :
روی وشی وار کن به وشی ساغر
باغ نگه کن چگونه وشی وار است.
خسروی.
نقل ما خوشه ٔ انگور بود ساغر سفچ
بلبل و صلصل رامشگر و در دست عصیر.
ابوالمثل.
پنداشت مگر آب نماند فردا
نتوان کردن تهی بساغر دریا.
فرخی.
گردان در پیش روی بابزن و گردنا
ساغرت اندر یسار باده ات اندر یمین.
منوچهری.
این جهان در جنب فکرتهای ما
همچو اندر جنب دریا ساغر است.
ناصرخسرو.
گشتند ستوروار تا کی
با رود و می و سرود و ساغر.
ناصرخسرو.
هرصبح را ز بهر صبوحی طلب کنند
زیرا ندیم رود و می لعل و ساغرند.
ناصرخسرو.
بقای اوچو به صدسال و بیست و سه برسید
ز جام مرگ بناکام خورد یک ساغر.
ناصرخسرو.
تن اعدا بجان اندر نهان گردد ز بیم او
چنان کاندر فروغ می نهان گردد همی ساغر.
ازرقی (دیوان چ نفیسی ص 9).
درین بزم شاهانه بر رسم شاهان
به نور می لعل بفروز ساغر.
ارزقی (ایضاً ص 13).
بجای جوشن اندرپوش قاقم
بجای نیزه برکف گیر ساغر.
(ایضاً ص 20).
سریر مه بود گردون و درج در بود دریا
مکان گل بود بستان و جای مل بود ساغر.
مختاری غزنوی.
رای ترا گر بود نشاط به باده
درفتد از آسمان ستاره به ساغر.
مختاری غزنوی.
ظفر بخندد تا خون بگرید از شمشیر
اسف بگرید تا می بخندد از ساغر.
مختاری غزنوی.
مریخ به خنجر تو جوید فتوی
ناهید به ساغر تو جوید مأوی.
انوری.
ساقی آن عنبرین کمند امروز
در گلوگاه ساغر افشانده ست.
خاقانی.
شفق خواهی و صبح ، می بین و ساغر
اگر در شفق صبح پنهان نماید.
خاقانی.
دهان شیشه گشا، صبح شد، شراب بریز
میی به ساغر من همچو آفتاب بریز.
خاقانی.
جهان وام خویش از تویکسر برد
به جرعه فرستد به ساغر برد.
نظامی (از جهانگیری و انجمن آرا).
نهاده بر یکی کف ساغر مل
گرفته بر دگر کف دسته ٔ گل.
نظامی.
بخواه از دست ساقی ساغر می
که روز خرمی را ساغر آمد
بجای باده جان پرور که امروز
نشاط دل ز نوعی دیگر آمد.
(لباب الالباب چ لیدن ج 1 ص 93).
چو می در ساغر و ساقی یکی شد
دویی گم شد می و ساغر میندیش.
عطار.
شرابی کان شراب عاشقان است
ندارد جام و در ساغر نگنجد.
عطار.
چون چشم مست یار دهد می به عاشقان
کی در میان مجال صراحی و ساغر است ؟
همام تبریزی.
ماهرویا دوش عزم جام و ساغر کرده ای
خواب دوشین در کنار یار دیگر کرده ای.
همام تبریزی.
گل سرخ ازین سبز گلشن براید
می مهر در ساغر زر بلرزد
ز شوق لب لعل آتش عذران
دل آتش افروز ساغر بلرزد.
خواجو (دیوان ص 23).
هرکه نوشید نوش جانش باد
می امسال را زساغر پار.
(ایضاً ص 32).
تاکند خون من از ساغر خونخوار طلب
بدود اشک من و دامن ساغر گیرد.
(ایضاً ص 136).
دیروزبه توبه ای شکستم ساغر
و امروز به ساغری شکستم توبه.
سلمان ساوجی.
دیدم بخواب دوش که ماهی برآمدی
کزعکس روی او شب هجران سرآمدی
ذکرش بخیر ساقی فرخنده فال من
کز در مدام با قدح و ساغر آمدی .
حافظ.
به آن لب ساقیا گوئی برابر داشتی می را
که میهای سبو از ذوق در ساغر نمیگنجد.
کمال خجندی (دیوان ص 136).
لب بر لبش چو ساغر خلقی بکام و شاهی
از دورچون صراحی گردن دراز گردد.
شاهی.
هلالی از می عشرت مرا نصیبی نیست
مگر بخون جگر پر کنند ساغر من.
هلالی استرآبادی.
یار نو و بهار نو باعث مجلس است و می
ساغر لاله گون کجا، ساقی گلعذار کو؟
هلالی استرآبادی.
مائیم جابه گوشه ٔ میخانه ساخته
خود را حریف ساغر و پیمانه ساخته.
هلالی استرآبادی.
این کیف را به باده ٔ ساغر نیافتم
کیفیتی که درنگه میفروش بود.
صائب تبریزی.
غافل نیم زساغر هر چند بی شعورم
چون طفل میشناسم پستان مادر خویش.
صائب تبریزی.
شکرخند گل ساغر صدا داشت
حریفان صبوحی را صلا زد.
میرزاطاهر وحید.
خوشتر است از می اگر حرفی لب میگون یار
گوش ساغر مالد و در ساغر گوشم کند.
نعمت خان عالی.
|| آوند. ظرف. (مطلق در غیر مورد شراب ) :
وز آن شوربا ساغری گرم جوش
ربودم سوی خانه رفتم خموش.
نظامی.
دغول ؛ ساغری بود بزرگ بدان آب کشند :
خواجه فرموش کرد آنچه کشید
آب فرغولها بسی به دغول.
(لغت نامه ٔ اسدی نسخه ٔ نخجوانی ) (لغت فرس چ اقبال صص 324-325).
|| می. شراب. باده :
ساغری چون اشک داودی برنگ
از پری روی سلیمانی بخواه.
نظامی.
|| نزد صوفیه بمعنی چیزی که در وی مشاهده ٔ انوار غیبی و ادراک معانی کنند. و بمعنی دل عارف هم آمده و گاهی از او سکر و شوق مراد دارند. (کشاف اصطلاحات الفنون ).
- خط ساغر ؛ خطی که از شراب در پیاله پدیدار است. هریک از هفت خط جام. رجوع به هفت خط در برهان قاطع و لغت نامه شود :
روز و شب آزاددل از بندبند مصحفم
سال و مه بنهاده سر بر خطّخطّ ساغرم.
خاقانی.
- زنار ساغر ؛ موج پیاله ٔ شراب و خطی منحنی که از شراب در پیاله معلوم میشود. (برهان ).
- ساغر دریانشان ؛ ساغر بزرگ :
کو ساقی دریاکشان ، کو ساغر دریانشان
کز عکس آن گوهرفشان ، بینی صدف سان صبح را.
خاقانی.
- ساغر کشتی نشان ؛ ساغر بزرگ :
چون نهنگان از پی دریاکشی
ساغر کشتی نشان درخواستند.
خاقانی.
- سنگ بر ساغر افکندن ؛ ساغر شکستن :
ور فلک شربت غرور دهد
سنگ بر ساغر فلک فکنید.
خاقانی.
- سنگ در ساغر زدن ؛ طرد کردن. بدور افکندن :
سنگ در ساغرنیک و بد ایام زنند
وز کف سنگدلان نصفی و ساغرگیرند.
مجیر بیلقانی.
- صدف گون ساغر ؛ پیاله ای که از بلور ساخته شده باشد و در سفیدی چون صدف است. رجوع به همین ترکیب شود.
- می در ساغر انداختن ؛ ساغر پر از می کردن :
بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم.
حافظ.
بیا ساقی که بیخ غم بدور گل براندازیم
می گلگون طلب داریم و می در ساغر اندازیم.
کمال خجندی (دیوان ص 249).
رجوع به صاغر شود.

ساغر. [ غ َ ] (اِ) کفل حیوانات. (در زبان شعری ) و به این معنی ترکی است. (فرهنگ نظام ).ظاهراً به این معنی ساغری است. رجوع به ساغر شود.

ساغر. [ غ َ ] (اِخ ) قصبه ای است از ملک دکن. (برهان ) (جهانگیری ). قصبه ای است از دکن قریب بیدر که شیله ٔ ساغری که پارچه ای است معروف بدان منسوب است. (رشیدی ) (انجمن آرا) (آنندراج ). به کاف فارسی نیز صحیح است زیرا که لفظ هندی الاصل است بمعنی چشمه ٔ آب ، و دور نیست که معنی قبل [ جام شراب ] را از همین معنی اخذ کرده باشند. (آنندراج ) :
شکر خداکه نیست چو ارباب حرص و آز
گاهی هوای بیدر و گه فکر ساغرم.
بدیعی سمرقندی (از جهانگیری و رشیدی و انجمن آرا).
شهری بزرگ بر کنار رودخانه ای بهمین نام بوده و ابن بطوطه جهانگرد معروف در اوائل قرن هشتم از آن دیدار کرده و شرح ممتعی در سفرنامه ٔ خود آورده است. رجوع به ترجمه ٔ سفرنامه ٔ ابن بطوطه ص 573 شود.

ساغر. [ غ َ ] (اِخ ) موضعی است و ساغری شاعر منسوب بدانجاست. (ترجمه ٔ مجالس النفائس ص 32 و 205). نام دهی است در حوالی سمرقند. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 4 ص 260 و ساغرج در این لغت نامه شود.

ساغر. [ غ َ ] (اِخ ) تخلص شیخ محمد شیرازی ازشاعران قرن سیزدهم است. رجوع به ساغر شیرازی شود.

ساغر. [ غ َ ] (اِخ ) تخلص (میرزا) عبدالرحیم از شاعران نیمه ٔ اول قرن سیزدهم است. وی پسر میرزا سعید، کلانتر سراب وگرمرود و از میرزایان مشهور و منشیان چیزفهم آذربایجان بوده و تحصیل کمالات از عربیه و ادبیه در دارالسلطنه ٔ تبریز کرده است. ادیبی زبان دان و حریفی نکته پرور و سخن شناس است و خط شکسته را با شیوه ای که داشت پاکیزه مینوشت گاهگاهی شعر میگفته ، این بیت از اوست :
گویند چرا شکوه به داور نرساند
من راه ندارم بجز از دادرسی چند.
از نگارستان دارا (از دانشمندان آذربایجان ص 171).

ساغر. [ غ َ ] (اِخ ) تخلص محمد ابراهیم سه دهی اصفهانی از شعرای متأخر و از مداحان منوچهرخان معتمدالدوله حکمران اصفهان است. رجوع به تذکره ٔ مدائح معتمدیه تألیف محمدعلی بهار اصفهانی نسخه ٔ کتابخانه ٔ مجلس ص 234 و نسخه کتابخانه ٔ دانشکده ٔ ادبیات شود.

معنی ساغر به فارسی

ساغر
جام، پیاله شرابخوری، ظرف بلوری یاطلابرای باده
۱ - پیاله شرابخوری جام . ۲ - ظرف مایعات ( مطلقا ) آوند . ۳ - چیزی که در وی مشاهدات انوار غیبی و ادراک معانی کنند . ۴ - دل عارف . ۵ - سکر . ۶ - شوق . ترکیبات اسمی : یا ساغر بلورین پیاله و قدح شراب که از بلور ساخته باشند . یا ساغر تلخ شراب تلخ . یا ساغر جم . جام جم جام جمشید . یا ساغر سیمین جام نقره یی . یا ساغر صهبا پیاله شراب . یا ساغر کشتی نشان ساغر بزرگ ساتگینی. یا ترکیبات فعلی : ساغر بر تارک شکستن شراب نوشیدن به یک بار و بشوق و رغبت چنانکه از آن چیزی نماند . یا ساغر بر تارک کشیدن ساغر بر تارک شکستن . یا ساغر بر سر کشیدن ساغر بر تارک شکستن یا ساغر بر کشیدن می خوردن قدح برکشیدن . یا ساغر بر گرفتن ۱ - ساغر به دست گرفتن . ۲ - آغاز میگساری کردن . یا ساغر به سر کشیدن ساغر بر تارک کشیدن . یا ساغر بر کف نهادن ساغر بر گرفتن . یا سنگ بر ساغر افکندن ساغر شکستن . یا سنگ در ساغر زدن طرد کردن بدور افکندن .
تخلص محمد ابراهیم سه دهی اصفهانی از شعرای متاخر و از مداحان منوچهر خان معتمدالدوله حکمران اصفهان است
ساغر بر سر کشیدن
شراب خوردن بیکبار
تاته جام نوشیدن
ساغر بکف بر نهادن
می خوردن
پیاله و قدح شراب که آن را از بلور ساخته باشد
( مصدر ) ساغر پیمودن ساغر زدن .
ساغر بر گرفتن
باده پیما
شراب تلخ
( مصدر ) شراب خوردن
( مصدر ) شراب دادن
( مصدر ) شراب را خالی کردن
فنجان یا استکان شیشه ای
( مصدر ) شراب خوردن
( صفت ) شراب زده می خورده .
( صفت ) شراب نوشنده باده پیما
جام نقره ای
( مصدر ) شکستن پیاله شراب را ساغر ریختن .

معنی ساغر در فرهنگ معین

ساغر
(غَ) (اِ.) پیالة شرابخواری ، جام .

معنی ساغر در فرهنگ فارسی عمید

ساغر
ظرفی برای باده خوردن که از بلور یا طلا یا نقره یا چیز دیگر درست کنند، جام، پیالۀ شراب خوری.
* ساغر خوردن: (مصدر لازم) [قدیمی] = * ساغر زدن
* ساغر زدن: (مصدر لازم) [قدیمی] شراب خوردن، باده نوشیدن با ساغر.
* ساغر کشیدن: (مصدر لازم) [قدیمی] = * ساغر زدن
* ساغر نوشیدن: (مصدر لازم) [قدیمی] = * ساغر زدن

ساغر در دانشنامه ویکی پدیا

ساغر
از نظر لغوی ساغر به معنی پیاله است. در فرهنگ معین به معنی پیالهٔ شرابخواری و جام است. قدح نیز هم معنی با پیاله شراب است.
در بیشتر ابیات، ساغر در معنی جام شراب آمده است.
در عرفان اسلامی و در اصطلاحات صوفی، ساغر دل عارف است، بدان خمخانه و میخانه و میکده نیز می گویند. همچنین سکر و شوق دو معنی دیگر ساغر هستند.
ساغر ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
ساغر (فیلم)
ساغر (هند)
ساغر فیلمی به کارگردانی سیروس الوند و نویسندگی محمدهادی کریمی ساختهٔ سال ۱۳۷۶ است.
فریماه فرجامی
امین تارخ
جهانگیر الماسی
گوهر خیراندیش
سیروس ابراهیم زاده
زهرا خلیلی
زهره صفوی
افسانه چهره آزاد
مجید مشیری
عبدالرضا اکبری
حیدرعلی عمرانی
شهرزاد پیردوست
لیلا بصراوی
سیما فریدونی
افشین خالقی
رزیتا غفاری
دکتر پرتو تابان، قصه نویس و استاد ادبیات دانشگاه که تومور بدخیمی در سر دارد، به اصرار همسرش رضا توسط دکتر مشتاق تحت یک عمل جراحی نادر و پیچیده قرار می گیرد. در عمل جراحی مغز زنی به نام ساغر که بر اثر تصادف با اتومبیل کشته شده، به سرعت به مغز پرتو پیوند زده می شود. بعد از عمل همه چیز در مورد وضعیت جسمانی او به خوبی پیش می رود، اما پرتو خود را ساغر می نامد و در حالی که دچار بحرانی روحی و روانی شده است، سراغ شوهر و دخترش را می گیرد. دکتر مشتاق که از نتیجه عمل متحیر شده، چند روزی به بیمارستان نمی آید و طی این مدت، پرتو به یک آسایشگاه روانی منتقل می شود و تحت مراقبت روانپزشکی که دوست رضا نیز هست، قرار می گیرد. پرتو با کمک یکی از بیماران از آسایشگاه می گریزد و به سراغ خانواده ساغر می رود که در غم از دست دادن او عزادارند و چهلم مرگ او را به سوگ نشسته اند. پرتو که به لحاظ جسمانی شباهتی به ساغر ندارد، با شوهر و دختر او صحبت می کند و نشانه هایی از زندگی ساغر به آن ها می دهد؛ و وقتی تنها با حیرت خانواده ساغر روبرو می شود، تصمیم می گیرد به سراغ دایه اش برود که در شمال کشور زندگی می کند. دایه که با گذر سال های عمر پیر و نابینا شده، پرتو را به سادگی به جای ساغر می گیرد و پرتو در کنار دایه ماندگار و به تدریس بچه های روستا مشغول می شود. از سوی دیگر رضا و دکتر مشتاق سراغ پرتو را می گیرند و به محل زندگی او می رسند. وقتی پرتو می رود که از چشمه آب بیاورد، رضا به اصرار دکتر مشتاق، او را تعقیب می کند و موقعیتی مشابه خوابی که پرتو پیش از عمل جراحی دیده بود پیش می آید. به نظر می رسد که حالا او رضا را شناخته و بار دیگر به پرتو تبدیل شده است.
شهر ساغر (به انگلیسی: Sagar) با جمعیت ۲۲۱٬۹۸۷ نفر (در سال ۲۰۰۱) در ایالت مادایا پرادش در کشور هند واقع شده است.
هند
فهرست شهرهای هند
ساغر عزیزی (زادهٔ ۹ فروردین ماه ۱۳۵۶ در شیراز) بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر ایرانی است. او در رشته تحصیلی سینما تحصیل کرده و با اولین فیلم خود در سال ۱۳۷۸ به طور حرفه ای پا به عرصه سینما گذاشت؛ و فعالیت تلویزیونی خود را با مجموعهٔ تلویزیونی معصومیت از دست رفته شروع کرد. وی در مجموعهٔ تلویزیونی معمای شاه در نقش فرح دیبا ایفای نقش کرد.
ودرفیلم سینمایی پیشونی سفید2بازی کرده است
«ساغر عزیزی». سوره سینما. دریافت شده در ۲۶ ژوئن ۲۰۱۶.«همه چیز درباره"ساغر عزیزی"بازیگر نقش فرح». تالار خبر. ۳۰ آذر ۱۳۹۴. دریافت شده در ۲۶ ژوئن ۲۰۱۶.</ref><ref>«گفتگو با ساغر عزیزی مجری و بازیگر». مجله خانواده. دریافت شده در ۲۶ ژوئن ۲۰۱۶.«رونمایی از اولین تصویر بازیگر نقش فرح در سریال «معمای شاه»». فارس. ۹۴/۰۳/۰۴. دریافت شده در ۲۶ ژوئن ۲۰۱۶. تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)«روایت عزیزی از بازی به جای فرح پهلوی در سریال «معمای شاه»». تسنیم. خرداد ۱۳۹۴. دریافت شده در ۲۶ ژوئن ۲۰۱۶.
ساغر قناعت (زاده ۲۶ آذر ۱۳۷۳ در تهران) بازیگر اهل ایران است.
حضور در فیلم مالاریا ساخته پرویز شهبازی نخستین تجربهٔ بازیگری او بود.
۲۰۱۷- بهترین بازیگر زن دهمین فستیوال بین المللی اورنبورگ روسیه
ساغر قناعت در بانک جامع اطلاعات سینمای ایران (سوره سینما)
حسن ابراهیم ساغر (انگلیسی: Hassan Ibrahim Saqer؛ زاده ۱۹ اکتبر ۱۹۹۰) یک بازیکن فوتبال اهل امارات متحده عربی است.
تعداد بازی ها و گل ها فقط مربوط به بازی های لیگ داخلی است و آمار به روز شده در تاریخ 01:30, 17 January 2015 (UTC).
وی همچنین در تیم ملی فوتبال امارات متحده عربی بازی کرده است.
فرودگاه ساغر (به انگلیسی: Sagar Airport) یک فرودگاه خصوصی با کد یاتا DHN است . این فرودگاه در کشور هند قرار دارد .
کد فرودگاهی یاتا
کد فرودگاهی ایکائو
فهرست فرودگاه های هند
ساغر یکی از ولسوالی های ولایت غور در افغانستان است. جمعیت آن در سال ۲۰۱۲ (میلادی) ۳۳٬۷۰۰ نفر اعلام شده است.
ولسوالی های افغانستان
ولایت غور

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با ساغر

ساغر در جدول کلمات

از آثار مسعود جعفری جوزانی با شرکت محمد متوسلانی | ساغر باصری | فردوس کاویانی و توران مهرزاد
دلو دشنه

معنی ساغر به انگلیسی

cup (اسم)
پیاله ، جام ، حجامت ، فنجان ، ساغر ، گلدان جایزه مسابقات
goblet (اسم)
جام ، قطعه ، قطره ، ساغر ، گیلاس شراب

معنی کلمه ساغر به عربی

ساغر
قدح

ساغر را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

سامیار ٠٠:٠٥ - ١٣٩٥/١١/٣٠
ساغر. غورکه درحوزه غرب کشور واقع گردیده ، یکی از نقاط تاریخی و باستانی میهن عزیز ما به شمار میرود . ساغر یا ساخر امروزی یکی از واحد های اداری غور است. ساغر در تاریخ غور کهن و باستان موقف شایانی ازلحاظ تاریخی ، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی دارد . زیرا از شمار اولین مراکز ویا پایتخت های غوریها وسلاله ملک الجبال غور شمرده میشود. ساغر از زمانهای بسیار قدیم دارای زراعت و سیستم های آبیاری بوده و مالداری نیز رونق خوبی درین سر زمین داشته است .
ساغرمنطقه تاریخی وپرفیض بوده و از ادوار قدیم دارای شهر های توانگر و پر نفوس و مشهور می باشد.در ساغر از دوران های بسیارقدیم صنایع رایج بوده و مشهور ترین رصد خانه درعصر غوریان در شهر مندیش همین علاقه ساغر امروزی بنا یافته بود، مشهورترین کوه های ولایت غور از جمله کوه زارمرغ و قلهء مرتفع آن چهل ابدال در ساغر موقعیت دارد که منهاج السراج جوزجانی و جنرال فوریه فرانسوی آنرا راسیات جبال عالم نام نهاده اند.
موقعیت جغرافیای ساغر :
ساغر در تشکیلات اداری غور امروزی ولسوالی است که در قسمت غرب ولایت غور موقعیت دارد ساغر در مجموع دارای 2771 کیلو مترمربع مساحت می باشد . ساحه ساغر بیشتر کوهستانی بوده که در یک سطح مرتفع مرکزی واقع شده است. ارتفاع کلی این ساحه از سطح بحر به 2100 متر میرسد . ساغر بر خط ( 51-63 ) طول البدل شرقی و (41-33) عرض البدل شمالی موقعیت دارد .
مجموع نفوس ساغر مطابق معلومات وزارت زراعت به 15722 نفر بالغ میگردد وبه اساس معلومات ارایه شده وزارت امور داخله کشور به 6418 نفر میرسد. (مطابق احصائیه سال 1958میلادی ) ساغر از لحاظ مسافه از شهر چخچران 247 کیلومتر و از شهر هرات 352 کیلومتر فاصله دارد . از لحاظ جغرافیایی ساغر از طرف شرق به سوی غرب به شکل مستطیل افتاده است . مطابق احصائیه های وزارت امور داخله و زراعت کشور میتوان حکم نمود که کثافت نفوس در آن 9 نفر در فی کیلو متر مربع می باشد. بنابرین ساغر یک ساحه متفرقه السکنه را تشکیل داده است. نقشه توپو گرافی ساغر مشابه به نقشه جغرافیایی افغانستان است . ساغر ساحه کوهستانی بوده ، دارای کوه های بلند ، دره های تنگ و صعب العبور است . دامنه های این کوه ها پوشیده از علفزار های طبیعی بوده مساعد ترین علفچر های تابستانی را تشکیل داده ، زمستان های سرد دارد ، مگر در فصل بهار و تابستان دارای اقلیم گوارا است. کوهستان ساغر گذرگاه پرندگان و حیوانات وحشی نیز بوده زمینهء شکار را برای شکار چیان در تمام موسم سال مساعد میگرداند. متأسفانه در جریان دهه های اخیر تعداد زیادی پرندگان و حیوانات وحشی به حدی شکار گردیده که امروز نسل بعضی از آنها رو به زوال است.
از لحاظ خصوصیات جغرافیایی ساغر به چهار بخش جغرافیایی تقسیم گردیده است که این چهار بخش ساحه ای ساغر امروزی را تشکیل میدهد و عبارت اند از:
1- قسمت مرکزی ساغر
2- ساحه پنجده
3- ساحه ای دور واقع شده فاسک
4- ساحه جواجه امیر زاده
مطابق احصائیه سال 1958 میلادی به اساس سروی که صورت گرفته ساغر دارای 33 قریه می باشد اما سروی که در سال 1998 از جانب موسسه همکاری کمک های انسانی که من هم جز تیم سروی بودم تعداد قریه های ساغر به هفتاد ودو قریه میرسد. ساغر تاسال 1357 حیثیت حقوقی واداری علاقه داری را داشت و در سال 1358 مطابق فرمان دولت وقت یک درجه ارتقا نموده وبه آن اعتبار ولسوالی داده شد.
شکل طبیعی و توپو گرافی ساغر:
ساحه ساغرکوهستانی بوده از لحاظ طبیعی و شکل توپوگرافی در غرب ولایت غور در گرد ونواحی کوه مشهور غور یعنی کوه زار مرغ به طور دراز شکل از سمت شمالشرق به طرف جنوب غرب افتاده است. کوه های منطقه ساغر و اراضی آن طوری قرار گرفته است که ارتفاع اراضی، کوه و تپه های آن به صورت فاحش از شمال شرق به جنوب غرب کاسته میشود . بر علاوه کوه مشهور زارمرغ در مربوطات ساغر یک سلسله کوه ها ، ارتفاعات و تپه زار های بیشماری وجود دارد . مردم این دیار به این عقیده هستند که این کوه پاره ها بلند ترین نقطهء دنیا به شمار میرود.
هایدرو گرافی ساغر :
از لحاظ هایدرو گرافی ، آب های ساغر عموماً به استقامت غرب وجنوب غرب جریان دارد . مشهورترین رود آن بنام رود ساغر شهرت دارد که در قسمت ابیاری زمین های زراعتی ، باغداری و آب آشامیدنی باشندگان ساغر نهایت با ارزش است ، در ساغر یک تعداد رودها ودریاچه های دیگری علاوه بر رود ساغر وجود دارد که به نوبه خویش تاثیرات مثبت و مفیدی را برای زراعت ، مالداری و باغداری و بخش های دیگر زندگی مردم محل به جا میگذارد. در ساغر بیشتر از 400 چشمه آب وجود دارد که از لحاظ داشتن چشمه ها مقام اول را در سطح واحد های اداری غور دارا می باشد. این چشمه ها منابع خوب آب آشامیدنی صحی برای مردم به شمار میرود.
خصوصیات اقلیمی ساغر :
قسمت اعظم غور در ناحیه اقلیمی الپاین تندرا واقع شده است. بنابرین عدم انکشاف خاک ، سردی هوا ، سرعت وزش باد های کوهستانی و ارتفاع اراضی در اکثریت نقاط سر زمین غور نقطهء اقلیمی الپاین تندرا بار آورده است . ساغر از لحاظ طبیعی طوری واقع شده است که ارتفاع آن از شمال شرق به جنوب غرب فوق العاده کاسته میشود . از قسمت های شمال شرقی این ساحه که در سطح مرتفع واقع گردیده و سردی هوا زیاد بوده و سرعت وزش باد ها شدید است و کوه های بلند آن اکثراً از برف پوشیده است . این نواحی شامل منطقهء اقلیمی الپاین تند را می باشد . اما قسمت های جنوب غربی ساغر که از ارتفاع آن کاسته میشود و اکثراً پوشیده از تپه زارهاست اوصاف اقلیمی منطقه استیپ را وانمود میسازد.
وجه تسمیه کلمه ساغر:
صاحب طبقات ناصری می نویسد،که دومین کوه بلند از نگاه ارتفاع در علاقه مندیش عبارت از کوه (سرخ غر) است که این کوه هم در علاقه مندیش قرار دارد . گمان اغلب بر آنست که (سرخ غر) عبارت از ساخر ویا ساغر حالیه است، که به طرف شمال غربی کوه زارمرغ یا چهل ابدالان یعنی در حاشیه شمال غربی مندیش ...
|

مجتبی عیوض صحرا ٢١:٤٩ - ١٣٩٦/٠١/١٢
در تصوف یعنی: چشم بصیرت داشتن!
|

::..Farhang Farsi..:: ٠١:٠٥ - ١٣٩٦/٠١/١٤
جام شراب
|

ساغر ٠٥:٣٢ - ١٣٩٧/٠٤/٢٨
جام شراب
|

ماندانا همسایگان ٠٩:٢٨ - ١٣٩٧/٠٥/٠٤
نام ساغر واقعا زیباست اگه ساغر را از ادبیات ایران حذف کنند هیچی ازدیوان حافظ باقی نمیمونه.
پ.ن :دوتا بچه دارم به نام های سامان و ساغر
|

فرشید ١٥:٥١ - ١٣٩٧/٠٥/٠٩
ساغر به معنی جام می بلوری در بهشت وبهترین اسم برای یک دختر ایرانی هست
|

ساغر ٢٢:٤٤ - ١٣٩٧/٠٦/٢٥
پیمانه شراب
|

لیلا ١٧:٣١ - ١٣٩٧/٠٧/٠١
اسم بسیار زیبایی ولی متاسفانه آدماي بیسواد این اسم را به معنا های دیگر تعبیر میکنند

دخترم اسمش ساغر و اینقدر چیز های بد درباره معنی این اسم شنیده دنبال عوض کردن اسمش
|

😶Yekta😶 ١٦:٣١ - ١٣٩٧/٠٧/٢٢
شراب،جام شراب و خلاصه....
اسمی زیبا و رویایییییی😇😇
|

ساغر ١٥:١٨ - ١٣٩٧/٠٧/٣٠
جامی که داخل آن شراب می ریزیم
|

ساغر ٠٩:٠٦ - ١٣٩٧/٠٩/٠١
ریشه اسم ترکی با معنی بسیار زیبا
|

ویدا ١٥:٠٤ - ١٣٩٧/١٠/٢٨
ساغر اسمی زیبا با تاریخچه ای جاویدان و نامی پر معناست که گاه افرادی نادان به این اسم معنی های بدی میدهند و دارنده ی نام رو مورد تمسخر قرار می دند
|

ساغر ١٠:١٨ - ١٣٩٧/١٠/٢٩
ساغر يك اسم دخترانه اي است كه تك است و يكي از معنيش شربت بهشتي است و اكر بميري و بروي بهشت شربت بهشتي مي خوري
|

ساغر ١٦:٠٠ - ١٣٩٧/١١/١٥
واقعا ساغر اسمی زیباست ویکی از اسم های اصیل ایرانی است .
درست است از اسم در جامعه کم است دلیلش هم این است که اسم ساغر تک است
|

محسن ٢١:٤٣ - ١٣٩٧/١٢/١٥
دركل ساغر اسمه يه ظرفه مقدسه يه ليوان كه دربستن عهدوپيمان سوگندنامه هامراسمات خواص توش نوشيدني مي نوشندحال ياشراب باشه ياهرچيزه ديگر
ساغرمعني يه ظرف مقدسه
|

سارا ٠٣:٠٢ - ١٣٩٨/٠١/١٩
اسم ساغر خیلی زیباست منم اسم دخترمو میخوام بزارم ساغر ولی میترسم بقیه اسمشو معنی کنن،خلاصه اسم دخترمو میزارم ساغر
|

ساغر ١٥:٤٦ - ١٣٩٨/٠٢/١٠
برای اونایی که میخوان اسم دخترشونو بزارن ساغر میگم
این اسم ی اسم تکه و به من هویت میده ب حرف بقیه توجه نکنید این ی اسم اصیله
|

رامیلا ١٠:٥٧ - ١٣٩٨/٠٢/٢٦
به معنی چشمه ی زلال وظرفی که در آن شراب مینوشند
|

سارا ١٣:٠٦ - ١٣٩٨/٠٣/٠٢
ساغر واسطه فیض الهی میباشد وخیلی پرمعناست
|

الهام ١٣:٣٦ - ١٣٩٨/٠٤/١٢
ساغر در عرفان اسلامی به معنی دل یا قلب عارف. ودر آذری به معنای بسیار زیبا
|

محمد رضا ١٣:٤٠ - ١٣٩٨/٠٤/١٢
ساغر به آذری به معنی سالم
|

ساغر ٢٠:٤٥ - ١٣٩٨/٠٥/٠٢
ساغر در عرفان به معنی دل عارف و در کل اسم زیبایی است که من عاشق این اسمم
|

احمدرضا ٠١:٤٩ - ١٣٩٨/٠٥/٢٩
حتما اسم دخترمو میذارم ساغر
بدون شک
|

پروانه طلایی ١٤:٢٩ - ١٣٩٨/٠٦/٢٧
ساغر به معنای پیمانه و جام شراب می باشد
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اسم ساغر   • اهنگ ساغر   • ساغر خواننده   • ساغر دیس لاو   • ساغر شعر   • ساغر بازیگر قدیمی   • ریشه اسم ساغر   • اهنگ های ساغر   • معنی ساغر   • مفهوم ساغر   • تعریف ساغر   • معرفی ساغر   • ساغر چیست   • ساغر یعنی چی   • ساغر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ساغر
کلمه : ساغر
اشتباه تایپی : shyv
آوا : sAqar
نقش : اسم
عکس ساغر : در گوگل


آیا معنی ساغر مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )