انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1062 100 1

سالاریان

معنی سالاریان به فارسی

سالاریان
خاندانی دیلمی که شاخه ای از کنگریان محسوب میشدند . موسس این خاندان سالار مرزبان بن محمد بن مسافر کمگری است و آنان در آذربایجان و اران و ارمنستان حکومت کرده اند . افراد معروف این خاندان ازین قرارند : ۱ - مرزبان بن محمد بن مسافر - وی آذربایجان را تصرف کرد و با روسها جنگید ( ۳۳۳ ه.ق. ) و با رکن الدوله جنگید و مغلوب و دستگیر گردید و چهار سال در دز سمیرم زندانی بود و سپس فرار کرد و مجددا فرمانروایی خود را بدست آورد و در ۳۴۶ ه.ق. در گذشت . ۲ - جستان بن مرزبان ( بدست وهسودان بن محمد کشته شد) . ۳ - وهسودان بن محمد بن مسافر . ۴ - ابراهیم بن مرزبان . ۵ - ابوالهیجائ نوه سالار .

سالاریان در دانشنامه ویکی پدیا

سالاریان
سالاریان (کنگریان)، سالارئن، بنی سالار، بنی سلّار، آل مسافر یا مسافریان یک خاندان مسلمان گیلک و شاخه ای فرعی و در عین حال مستقل از جستانیان بودند؛ که در محدوده بین قزوین و سفید رود حکومت می کردند. مؤسس این حکومت فردی به نام سالار مرزبان شاه (سالار بک) پسر محمد پسر مسافر سالاری بود که تبار وی به رؤسای گیلک دیلمان در حوالی اسپیلی برمی گردد، او قلعه ای در شمیران قزوین ساخت و آن جا را پایتخت خود قرار دارد از او چهار پسر بجا ماند: جستان بک، ابراهیم بک، ناصر بک و کیخسرو بک. سالاریان مذهب اسماعیلی داشتند و بر خلاف جستانیان زیدی نبودند. به همین دلیل در زمان حکومت حسن صباح بر الموت با او هم پیمان شدند و تا حمله مغلان در زمان هلاکو نزدیک به ۲ قرن برشیزر طارم و قلعه سمیران قزوین حکومت کردند. این منطقه تا زمان صفویه از مهم ترین مراکز قدرت به شمار می آمد. این خاندان به مرور توانستند بخش هایی از زنجان و آذربایجان را به تسخیر خود درآورند و بازماندگان این سلسله در همان منطقه و برخی در منطقه پنجوین کردستان و از طایفه جاف می باشند و لقب «بک» داشته اند. بعضی افراد به اشتباه معتقدند که این سلسله از خاندان کهن روادی می باشد، اما در واقع مذهب آنان اسماعیلی و سرزمین و پایتخت آن ها در گیلان قرار داشته و در واقع تبار آنان گیلک بوده است.
نام دودمانی ایرانی است که میان سال های ۳۳۰ تا ۳۷۰ هجری برابر با ۹۴۱ تا ۹۸۰ میلادی بر آذربایجان و بخش هایی از قفقاز فرمان می راندند. آنان گیلک بودند و گرایش دینیشان به اسماعیلیه بود. اینان نام خود را از نیایشان محمد پسر مسافر داشتند که پیرامون ۹۱۹ میلادی در طارم و رودبار به قدرت رسید.
سردودمان سالاری مرزبان پسر محمد پسر مسافری کنگری بود که در ۹۴۱ میلادی بر آذربایجان چیره شد. محمد سه پسر داشت وهسودان، مرزبان و صعلوک که مرزبان پسر دوم محمد بود و نمی دانیم که آیا وهسودان پسر بزرگتر بوده یا صعلوک. سالاریان شاخه ای از کنگریان بودند ولی نام کنگری یا نام های دیگری برای آن ها در منابع دیده نشده و آن ها همواره سالاری معروف بودند. محمد در آینده بر ارمنستان، دبیل، اران و دربند هم چیره گشت. هریک از آذربایگان اران ارمنستان سرزمین پهناور بزرگی است و همواره این ولایتها نشیمن نژادهای گوناگون و کیش های رنگارنگ بوده و از گفتن بی نیاز است که حکمرانی براین سرزمینها کار آسانی نیست به ویژه در آن زمان ها که گذشته از ارمنستان و داستانهای تاریخی این ولایت با تازیان و دیگران در آذربایگان و اران نیز اواخر قرن دوم گردنکشان فراوانی برخاسته و در هر گوشه ای بنیاد حکمرانی گذارده شده بود حتی عشیره های عرب که در صدراسلام به نام ساخلویا از راه خوش نشینی بدین نواحی کوچیده بودند سرکشانی ازایشان برخاسته و برخی خاندانهای حکمرانی از جمله خاندان روادیان بنیان گذارده بودند. در واقع پس از اوایل قرن سوم فرمانروایی آذربایگان و این نواحی بدست این گردنکشان بومی بود و خلفای بغداد را چندان تسلطی براین سرزمین ها نبود. در ۹۴۵ وی به نبرد با روسیان دریانوردی که به کرانه های دریای مازندران تاخته بودند رفت. وی در پایان دورهٔ فرمانرواییش توانسته بود گرجستان، شروان، شکی، انجاز، و بخش های بسیاری از قفقاز را به تبعیت از دولت خود وادارد. لیکن شکوه و نیرومندی عمدهٔ سالاریان در زمان خود سالار مرزبان بود با مرگ مرزبان به جهت دشمنی و دو تیرگی میانهٔ فرزندان او با برادرش وهسودان فرمانروایی مسافریان رو به سراشیب نهاد. واپسین فرمانروای ایشان ابراهیم پسر مرزبان بود که به دست کردهای روادی کشته شد و پسرش ابوالهیجاء ابراهیم هم به ارمنی ها پناه برد و چندی پس از آن کشته شد. اینگونه چیرگی آنان بر آذربایجان پایان یافت ولی تا روزگار سلجوقیان دودمانشان در پیرامون طارم پایدار ماند، اگرچه پیرو دولت های نیرومند زمان بودند.
عکس سالاریان


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

سالاریان در دانشنامه آزاد پارسی

رجوع شود به:مسافریان

سالاریان را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Najme dorostkar > diligently
اورمزد > طاق بستان
تمیم حقمل > bust
اورمزد > وسان
ماردین > از تیم های مطرح بلژیک
Mahdi kamkat > undulations
هادی > پای پوران
Alire_za > Avicena

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی سالاریان   • مفهوم سالاریان   • تعریف سالاریان   • معرفی سالاریان   • سالاریان چیست   • سالاریان یعنی چی   • سالاریان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سالاریان
کلمه : سالاریان
اشتباه تایپی : shghvdhk
عکس سالاریان : در گوگل


آیا معنی سالاریان مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )