برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1291 100 1

سالم

/sAlem/

مترادف سالم: تندرست، سرحال، صحیح المزاج، قبراق ، بی عیب، صحیح، بی گزند، درست، روبه راه، بهداشتی ، منزه، پاک

متضاد سالم: ناسالم، غیربهداشتی

برابر پارسی: تندرست

معنی اسم سالم

اسم: سالم
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: sālem) (عربی) فاقد بیماری جسمی یا روحی، بدون عیب یا خرابی، بدون آلودگی، (به مجاز) منزه و به دور از مفاسد اخلاقی، (در حالت قیدی) در حال سلامت و تن درستی یا در حال بدون عیب و خرابی بودن - فاقد بیماری، بدون عیب یا خرابی

معنی سالم در لغت نامه دهخدا

سالم. [ ل ِ ] (ع ص ) بی گزند و درست. (منتهی الارب ). درست. درواخ. (فرهنگ اسدی نخجوانی ). بی عیب. صحیح. بی علت. (ناظم الاطباء). || نزد پزشکان سالم بمعنی صحیح باشد. (التعریفات ). تندرست و سلامت. (ناظم الاطباء).
- امثال :
سبو همیشه از آب سالم در نمی آید.
کوزه همیشه از آب سالم در نمی آید.
|| (اِ) پوست میان بینی و چشم. (منتهی الارب ). نام پوستی که میان بینی و دو چشم است. (بحر الجواهر). || (ص ) (اصطلاح صرفی ) لفظی است که در برابر فاء و عین و لام آن حروف عله و همزه و تضعیف نباشد. این تعریفی است که نزد علماء فن برای سالم وضع و مشهور شده است. برخی دیگر بین سالم و صحیح فرق نهاده اند و گویند آن که در مقابل یکی از حروف فاء و عین و لام آن حرف عله نباشد سالم است. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). || (اصطلاح علم نحو) کلمه ای است که در آخر آن حرف عله نباشد خواه فاء و عین آن متصل باشد یا نه و خواه آن حرف عله اصلی باشد یا زائد. پس «نصر» نزد علمای نحو و صرف سالم است و «رضی » نزد هر دو فرقه غیرسالم. امّا «باع » نزد صرفیان سالم نیست و نزد نحویان سالم است و «اسلنقی » نزد صرفیان سالم است و نزد نحویان غیر سالم. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). || جمع سالم ؛ جمعی است که بناء اصلی مفرد آن در هم شکسته نباشد چون مسلمون و مسلمات برابرجمع مکسر. || و نزد عروضیان سالم بحری رانامند که زحاف در آن نباشد. چنانچه در لفظ بحر گذشت. (التعریفات ). صرفی باشد که با سلامت بود از ازاحیفی که بحشو تعلق دارد چون خین و کف و طی و تکل. (المعجم فی معاییر اشعار العجم ).

سالم. [ ل ِ ] (اِخ ) اسمش میرزامحمدعلی از احفاد مرحوم خلیفه سلطان اسحاق. جوان مهربان صاحب هوشی است و ببعضی کمالات موصوف است و در جوانی در بغداد بطاعون درگذشت. از اوست :
وقت دل خوش که بکوی توخبرداشت ز کار
که بجاماند و من از بیخبری بستم بار.
(آتشکده آذر چ شهیدی ص 387).

سالم. [ ل ِ ] (اِخ ) اسمش عبدالغفار از مردم مدینة المؤمنین کاشان است. زیاده بر این ازحالش خبری معلوم نشد این رباعی از فکرهای او است :
یک لحظه غم تو بیوفایی نکند
با غیر دل من آشنایی نکند
غم با دل خون گرفته عهدی کرده ست ...

معنی سالم به فارسی

سالم
ابن احمد بن شیخان متصوف فاضل ( و. ۹۹۵ - ف. ۱٠۴۶ ه.ق. ) .اوراست : بلغه المرید در تصوف تمشیه اهل الیقین الاخبار و الانبائ بشعاری ذوی القربی الالبائ .
درست، بی عیب، تندرست
( صفت ) ۱ - بی عیب بی گزند درست صحیح . ۲ - تندرست صحیح المزاج . ۳ - لفظی است که در برابر فائ و عین و لام آن حروف عله و همزه و تضعیف نباشد . توضیح : برخی بین سالم و صحیح فرق گذاشته اند گویند که اگر در مقابل فائ و عین و لام آن حرف عله نباشد سالم است . ۴ - کلمه ایست که در آخر آن حرف عله نباشد خواه فائ و عین آن متصل باشد یا نه و خواه آن حرف عله اصلی باشد یا زاید . پس [[ نصر ]] نزد علمای صرف و محو سالم است و رضی نزد هر دو فرقه غیر سالم . اما [[ باع ]] نزد صرفیان سالم نیست و نزد نحویان سالم است و [[ اسلنقی ]] نزد صرفیان سالم است و نزد نحویان غیر سالم . ۵ - رکنی از ارکان بحور که در آن زحاف نبود . یا جمع سالم . جمعی است که بنای اصلی مفرد آن در هم شکسته نباشد چون [[ مسلمون ]] [[ مسلمین ]] برابر جمع مکسر .
مولی هشام ابن عبدالملک یکی از بلغای زبان عرب است
[healthy] [علوم سلامت] ویژگی فردی که بیماری و شرایط ناهنجار ندارد و از آسایش جسمی و روانی برخوردار است
ابوعبدالله محدث است
اسم او محمود بیک از مشاهیر و معاریف ترکمان است شخصی بسیار آرمیده و خوشرفتار و مصاحب بود
از مشاهیر شعرا و علما است و از ملازمان الغ بیک بود بسیار بی پروا بود
سال قحط
اسم او ملالطف الله ولد سید میر علی از سادات کشمیر است
[safe water] [مهندسی محیط زیست و انرژی] آب عاری از مواد سمی و باکتری ها و مواد شیمیایی که آشامیدن آن برای سلامتی مضر نباشد، هرچند دارای ...

معنی سالم در فرهنگ معین

سالم
(لِ) [ ع . ] (ص .)۱ - بی عیب . ۲ - تندرست .

معنی سالم در فرهنگ فارسی عمید

سالم
۱. درست، بی عیب.
۲. فاقد بیماری، تندرست.
۳. در دستور زبان عربی، ویژگی کلمه ای که در برابر فا و عین و لام آن حرف عله (واو، الف، ی) نباشد، مانند نصر که حرف عله ندارد.
۴. (ادبی) در عروض، ویژگی بحری از شعر که زحاف در آن نباشد.

سالم در دانشنامه اسلامی

سالم
سالم غلام عبیدالله بن زیاد بود. در روز عاشورا، همراه با یسار، غلام زیاد بن ابیه به میدان آمد و هم آورد طلبیدند.
حبیب و بریر آماده نبرد شدند؛ امام حسین (علیه السّلام) اجازه به آنان نفرمود و چون عبدالله بن عمیر کلبی اجازه خواست، حضرت (علیه السّلام) به او اجازه دادند. عبدالله به میدان رفت آن دو پرسیدند: «تو کیستی؟» عبدالله خود را معرفی کرد. آنها گفتند: «ما تو را نمی شناسیم باید جهت جنگ با ما افرادی چون زهیر و حبیب و بریر حاضر شوند.» یسار جلوتر از سالم ایستاده بود و فاصله چندانی با عبدالله نداشت. عبدالله بن عمیر گفت: «از جنگ با مردم ننگ داری؟ هر کس به جنگ تو آید بهتر از تو خواهد بود.» پس بر او حمله برد و او را با شمشیرش به قتل رساند.هنگامی که عبدالله سرگرم مبارزه با "یسار" بود، "سالم" از سوی دیگر به سوی عبدالله یورش آورد یاران امام (علیه السّلام) فریاد برآوردند: «عبدالله به هوش باش غلام خونت را نریزد»؛ اما عبدالله زمانی متوجه "سالم" شده بود که او به عبدالله نزدیک شده بود و ضربتی را فرود آورده بود. پس عبدالله به ناچار دست چپ خود را سپر خود قرار داد. ضربت سالم انگشتان دستش را قطع کرد. عبدالله نیز پس از دفع حمله سالم، امانش نداد و به او نزدیک شد و او را به هلاکت رساند.
سالم غلام عامر بن مسلم عبدی از شهدای کربلا است. سالم به همراه مولای خود عامر بن مسلم عبدی و یزید بن ثبیط عبدی در ابطح در نزدیکی مکه به امام حسین پیوستند. و در کربلا به شهادت رسید. نام او در زیارت الشهدا آمده است.
کلید واژه: یاران امام حسین علیه السلام، شهدای کربلا، سالم بن عمرو
از شهدای کربلاست. وی غلامی از طایفه بنی مدینه بود و در کوفه می زیست و از شیعیان اهل بیت بشمار می آمد. سوارکاری نامدار بود. در نهضت حضرت مسلم شرکت داشت. پس از تنها ماندن مسلم بن عقیل، او و جمعی دیگر از شیعیان دستگیر شدند، اما سالم ...


سالم در دانشنامه ویکی پدیا

سالم
سالم ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
سالم
سالم، عبدالرحمان بگ صاحبقران متخلص به سالم از شاعران غزلسرای کرد
سالم (هند)
سالم (آرکانزاس)
سالم، ایلینوی
سالم، ایندیانا
سالم، نیوهمپشایر
سالم، اوهایو
سالم ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
سالم
سالم، عبدالرحمان بگ صاحبقران متخلص به سالم از شاعران غزلسرای کرد
سالم (هند)
سالم (آرکانزاس)
سالم، ایلینوی
سالم، ایندیانا
سالم، نیوهمپشایر
سالم، اوهایو
سالم (به انگلیسی: Salem) یک برند سیگار ایجاد شده در ایالات متحده آمریکا است؛ که در حال حاضر توسط امپریال توباکو تولید می شود. مالک فعلی این برند امپریال توباکو و تنباکوی ژاپن (خارج آمریکا) است. این برند در سال ۱۹۵۶؛ ۶۳ سال پیش (۱۹۵۶) پایه گذاری گردید.
فهرست نام های سیگار
عبدالرحمان بگ صاحبقران متخلص به سالم از شاعران غزلسرای کرد، در سال ۱۸۰۰ میلادی در سلیمانیه به دنیا آمد. وی از خاندان صاحبقران و پسر عموی مصطفی بگ صاحبقران متخلص به کردی و دایی نالی شعرای ادبیات کرد است..
ادبیات کردی
نالی
درون مایه بیشتر اشعار وی غنایی، عرفانی و فلسفی است و بیشتر به غزل سرودن مشهور است. اشعار او وزن دارند و کاربرد واژه ها و اصطلاحات قرآنی، عرفانی و فلسفی در آنها به وفور دیده می شود. در شعرای فارس بیشتر تحت تأثیر حافظ و کلیم همدانی و در میان شعرای کرد بیشتر تحت تأثیر نالی قرار داشت. سالم به زبان های کردی، عربی و فارسی شعر سروده است.
بر ســـر مــصحف رو زلـــف چــلیـپا داری
تو پریچــهره مـــگر دین مسـیـحــــــا داری؟
ش ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با سالم

سالم در جدول کلمات

سالم
تندرست
سالم از لحاظ بدنی
تندرست
سالم بودن
تندرست
سالم و بی عیب
سلیم
سالم و تندرست
درواخ
بهترین و سالم ترین منبع درآمد خانواده
گلخن

معنی سالم به انگلیسی

well (صفت)
خوب ، بسیار خوب ، راحت ، خوش ، تندرست ، تمام و کمال ، بدون اشکال ، سالم
valid (صفت)
صحیح ، درست ، موثر ، معتبر ، قوی ، قانونی ، سالم ، دارای اعتبار
whole (صفت)
کامل ، درست ، مجموع ، همه ، تمام ، سراسر ، تمام و کمال ، دست نخورده ، سالم ، بی خرده
sound (صفت)
دقیق ، بی عیب ، بی خطر ، استوار ، سالم ، مستدل
healthy (صفت)
سرحال ، تندرست ، خوش بنیه ، سالم ، سلامت
wholesome (صفت)
سازگار ، سرحال ، خوش بنیه ، سالم ، سلامت ، سالم و بی خطر
healthful (صفت)
تندرست ، سالم ، سلامت
lucid (صفت)
درخشان ، روشن ، زلال ، واضح ، شفاف ، سالم
salubrious (صفت)
سودمند ، سازگار ، گوارا ، سالم ، صحت بخش
hale (صفت)
نیرومند ، بی نقص ، خوش بنیه ، سالم
intact (صفت)
کامل ، بی عیب ، دست نخورده ، سالم ، صدمه ندیده
safe and sound (صفت)
سالم ، سلامت
in good condition (صفت)
سالم
sane (صفت)
سالم ، دارای عقل سلیم

معنی کلمه سالم به عربی

سالم
حسنا , سليم , صحي , صحيح , صوت , عافية , کل , مشرق
مفيد
التنافس السليم
غير صحي , قذر

سالم را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آیدا
این واژه عربی است و پارسی آن واژه ی پهلوی اَبیش می باشد
جمشید احمدی
سالم = بهداشته/ به داشته شده/ تندرست رواندرست= بهداشته
نمونه: انسان سالم = انسان بهداشته
تتاد
جکتان
سید علاءالدین موسوی
درست ، تندرست ،

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی سالم   • تحقیق در مورد تغذیه سالم   • سالم در جدول   • مفهوم سالم   • تعریف سالم   • معرفی سالم   • سالم چیست   • سالم یعنی چی   • سالم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سالم
کلمه : سالم
اشتباه تایپی : shgl
آوا : sAlem
نقش : صفت
عکس سالم : در گوگل

آیا معنی سالم مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )