برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1318 100 1

سال مه

معنی سال مه در لغت نامه دهخدا

سال مه.[ م َه ْ ] (اِ مرکب ) تاریخ است و آن حساب نگاه داشتن سال و ماه و روز باشد. (برهان ). ماه و روز. (جهانگیری ). حساب سال و ماه نگاه داشتن و آن را روزمه نیز گویند و تاریخ و توریخ مأخذش از این لفظ فارسی بوده و آن را ماه روز نیز گفته اند. (آنندراج ) :
شدش فرامش آن سال مه که شهر ترا
فروگرفت به نیرنگ و تنبل و دستان.
مسعودسعد (از آنندراج ).
رجوع به سال و مه شود.

سال مه. [ ل ِ م َه ْ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) سال قمری باشد و آن سیصد و پنجاه و چهار روز است. (برهان ).

معنی سال مه در فرهنگ فارسی عمید

سال مه
حساب سال و ماه، تاریخ: شدش فرامش آن سال مه که شهر تو را / فروگرفت به نیرنگ و تنبل و دستان (مسعودسعد: لغت نامه: سال مه).

سال مه را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی سالمه   • سالمه در جدول   • گیاه سالمه   • معنی سال مه   • مفهوم سال مه   • تعریف سال مه   • معرفی سال مه   • سال مه چیست   • سال مه یعنی چی   • سال مه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سال مه
کلمه : سال مه
اشتباه تایپی : shg li
عکس سال مه : در گوگل

آیا معنی سال مه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )