انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 956 100 1

سبزی

/sabzi/

معنی سبزی در لغت نامه دهخدا

سبزی. [ س َ ] (حامص ) سبز بودن. رنگ سبز داشتن. خُضْرة. (منتهی الارب ) (دهار).

سبزی. [ س َ ] (حامص ) حالت و چگونگی سبز. منسوب بسبز، همچون سیاهی و سفیدی که منسوب بسیاه و سفید است. (برهان ) (آنندراج ) :
دگر ره چو سبزی درآمد بشاخ
سهی سرو را گشت میدان فراخ.
نظامی.
این رنگ به سبزی میزند؛ برنگ سبز می نماید. || خرمی و طراوت. (برهان ) (آنندراج ): سبزی تو از من زردی من از تو. || (اِمرکب ) علف و گیاه رستنی. سبزه :
برین گونه تاهفت سال از جهان
ندیدند سبزی کهان و مهان.
فردوسی.
تا کان و چشمه باشد تا کوهسار باشد
تا بوستان و سبزی تا کامکار باشد.
منوچهری.
بسبزی کجا تازه گردددلم
که سبزی بخواهد دمید از گلم.
سعدی (بوستان ).
- سرسبزی ؛ خرمی. خضارت.طراوت. شادابی :
رخت باد چون گل برافروخته
جهان از تو سرسبزی آموخته.
نظامی.
|| صراحی شراب. (برهان ) (آنندراج ). || سبزی خوردن. سبزی خوردنی. (برهان ). تره که آن را بقله خوانند چون ترب وپودنه و جز آن که هم بر سر دستار خوان گذارند. (آنندراج ). گیاهان و سبزی های بدست کشته که خودرو نمیباشدو مقابل سبزی صحرائی که خودروست که خام خورند چون نعناع ، ریحان ، مرزه ، ترخان (ترخون )، پودنه ، تربچه ، تره تیزک (شاهی )، جعفری ، شنبلیله ، شبت (شبد، شِوِد)، بابونه ، قل ، اجرابقول. (یادداشت مؤلف ) :
نه مرا نقل و مطربی و حریف
نه مرا نان و سبزیی و کباب.
(از ترجمه ٔ محاسن اصفهان ص 3).
وصف بریان مخلا چه بگویم بر تو
در زمانی که بود سبزی و نانش بکنار.
بسحاق اطعمه.
آب آمد پالیز را آب دادم ودر نزدیکی پالیز پاره ای سبزی و پیاز بود آن را هم آب دادم. (انیس الطالبین بخاری ). خوان آراسته آورد بریانی و سبزی و سرکه و نان و نمک. (انیس الطالبین بخاری ).ندارم چشم بر احسان مردم باز چون نرگس
قناعت میکنم با سبزی و نان و پیاز امروز.
ندیم (از آنندراج ).
|| در تداول مردم قزوین ، تره که گندنا باشد: سبزی و جعفری ؛ تره و جعفری.
- سبزی پاک کردن ؛ جدا کردن علف های هرزه و بد از سبزی خوردنی وگرفتن قسمتهای گندیده.
- || تملق گفتن. چاپلوسی کردن. خوش آمد گفتن.
- || سبزی کسی را پاک کردن ؛ تلمق او گفتن.
- سبزی پاک کن ؛ آنکه سبزی پاک کند. آنکه علفهای فضول را از خوب جدا کند. آنکه سبزیها را شستشو دهد.
- || متملق. چاپلوس : من سبزی پاک کن نخواستم ؛ متملق و چاپلوس و خوش آمدگو لازم ندارم.
- سبزی خرد کردن ؛ ریزه ریزه کردن سبزی. خرد کردن سبزی.
- || خودشیرینی کردن ؛ تملق گفتن. چاپلوسی نمودن. خوش آمدگوئی کردن.
|| بمجاز، بمعنی قدر و قیمت. (آنندراج ).

سبزی. [ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دهدز بخش دهدز شهرستان اهواز واقع در 24 هزارگزی جنوب باختر دهدز. هوای آن گرم و دارای 60 تن سکنه است. آب آنجا از رود کارون تأمین میشود. محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

سبزی. [ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان میان آب بخش مرکزی شهرستان شوشتر واقع در 26 هزارگزی جنوب خاوری شوشتر و 10 هزارگزی خاوری راه تابستان رو شوشتر به بندقیر. کنار باختری رود گرگر. هوای آن گرم و دارای 80 تن سکنه است. محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

سبزی. [ س َ ] دهی است از دهستان آختاچی بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد واقع در هفت هزار و پانصد گزی شمال خاوری مهاباد و 6 هزار و پانصد گزی باختر شوسه ٔ بوکان به میاندوآب. هوای آن معتدل و دارای 225 تن سکنه است. آب آنجا از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات ، توتون ، چغندر، حبوب. و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

معنی سبزی به فارسی

سبزی
گیاهی که خام وپخته آن خورده شود، جعفری کشنیز
۱ - سبز بودن خضرت . ۲ - طراوت شادابی ( گیاهان و غیره ) . ۳ - ( اسم ) گیاهی که خام یا پخته آن را خورند مانند نعناع ترخون ریحان و جز آنها جمع سبزیها سبزیجات ( غلط ) . ۴ - صراحی شراب .
دهی است از دهستان آختاچی بخش حومه شهرستان مهاباد
۱ - آنکه سبزی ( خوردن ) را تمیز و پاک کند . ۲ - متملق چاپلوس .
پلویی که داخل آن انواع سبزی کنند .
[ گویش مازنی ] /sabzi Kheresh/ خورشت قورمه سبزی
انواع سبزی که خام خورند
برنگ سبز در آمدن
انواعی سبزی خودرو
۱ - عمل و شغل سبزی فروش . ۲ - دکان سبزی فروش .
عمل فروختن سبزی
کشت کننده سبزیهای خوردنی
کشت و کار سبزی خوردنی
[ گویش مازنی ] /sabzi kookoo/ کوکو سبزی
[ گویش مازنی ] /deraa sabzi/ پیازچه
( اسم ) نوعی خورش است که از گوشت و تره و جعفری و شنبلیله درست کنند یا بوی قرمه سبزی دادن سر ( کله ) کسی . بسیار متکبر بودن وی افاده بسیار داشتن او .
[ گویش مازنی ] /koo sabzi/ سبزی کوهی
[herb flavour] [علوم و فنّاوری غذا] طعم عطرمایه های روغنی موجود در سبزی های خوراکی که به غذا افزوده می شود
دهی است از دهستان خالصه بخش مرکزی شهرستان قصرشیرین . موقع جغرافیایی این ده تپه ماهور و هوای آن گرمسیری است .
( اسم ) نوعی قورمه طرز تهیه : قورمه سبزی را چند نوع می پزند . از جمله یک طریق این است : گوشت را قلیه کرده در پیاز و روغن سرخ کنند و آب می ریزند نیم پز که شد تره و شبت و اسفناج خرد کرده را در روغن و پیاز سرخ کرده داخل کنند و قبل از این که سبزی پخته شود و بروغن آید آبغوره میریزند و پس از اینکه بروغن آمد بردارند و کمی شنبلیله را هم به سبزی قورمه اضافه کنند .

معنی سبزی در فرهنگ معین

سبزی
( ~ .) (اِ.) صراحی .
(سَ) ۱ - (حامص .) سبز بودن . ۲ - طراوات ، شادابی . ۳ - (اِ.) گیاهی که خام یا پختة آن را می خورند. مانند: نعناع ، ترخون ، ریحان و جزو آن ها. ، ~خوردن هر یک از سبزی هایی که به صورت خام خورده می شود. ، ~ پاک کن ~کنایه از: متملق ، چاپلوس .
( ~ . سَ) (اِمر.) نوعی خورش ایرانی با قطعات گوشت و لوبیا (معمولاً قرمز) و سبزی خرد کرده .

معنی سبزی در فرهنگ فارسی عمید

سبزی
۱. گیاهی که خام یا پختۀ آن خورده شود، مانند تره، جعفری، گشنیز، اسفناج، نعناع، ترخون، ریحان، سبزی خوردن، سبزی خوردنی.
۲. (اسم) گیاه و سبزه: برین گونه تا هفت سال از جهان / ندیدند سبزی کهان و مهان (فردوسی: ۷/۱۷)، به سبزی کجا تازه گردد دلم / که سبزی بخواهد دمید از گلم (سعدی۱: ۱۸۴).
۳. (حاصل مصدر) حالت و چگونگی هر چیز سبز، سبز بودن، رنگ سبز داشتن.
۱. سبزی پاک کننده، کسی که سبزی های خوردنی را پاک و تمیز می کند.
۲. (صفت فاعلی) [مجاز] متملق و چاپلوس.
غذایی که از برنج و انواع سبزی های معطر مخصوص درست می شود.
فروشندۀ سبزی، کسی که انواع سبزی های خوردنی می فروشد.
کسی که پیشه اش کاشتن انواع سبزی های خوردنی است.
۱. شغل و عمل سبزی کار، کاشتن سبزی های خوردنی.
۲. (اسم) جای کاشتن سبزی های خوردنی.
خورشی که از گوشت، تره، جعفری، و شنبلیله درست کنند.

سبزی در دانشنامه اسلامی

سبزی
گیاه علفی خوردنی به صورت خام یا پخته مثل گشنیز، مرزه و غیره را سبزی گویند. از آن به مناسبت در بابهای طهارت، صلات، حج، تجارت و اطعمه و اشربه سخن گفته‏اند.
به انواع گیاهان معمولا علفی، همچون گشنیز، مرزه، ترخون، ریحان، تربچه، پیازچه، شاهی، تره و نعنا که آنها را به صورت خام یا پخته می‏خورند، سبزی گفته می‏شود.

احکام سبزی
مطهر بودن خورشید نسبت به سبزیهای چیده نشده
از مطهّرات خورشید است که بنابر قول مشهور، زمین و بناهای ثابت در آن، همچون ساختمان و دیوار و آنچه متصل به آنها است؛ از درها و میخها و نیز آنچه بر روی زمین است، از قبیل برگها، میوه ها و سبزیها و سایر گیاهان تا زمانی که چیده نشده‏اند، هرچند زمان چیدن آنها فرا رسیده باشد، حتی اگر خشک شده باشند، را با شرایطی پاک می‏کند.
برخی، خورشید را پاک کننده گیاهان ندانسته‏اند.

عدم صحت سجده بر سبزی خوردنی
...

سبزی در دانشنامه ویکی پدیا

سبزی
به گیاهان خوراکی معمولاً سبز رنگ که در تهیه خوراکها، دسرها و سایر خوردنی ها به کار می رود، اصطلاحاً سبزی می گویند. از سبزی ها در پخت برخی غذاها مثل: قرمه سبزی، انواع کوفته، انواع کوکو و انواع آش و هم چنین تهیه انواع ترشی استفاده می شود. در ایران و برخی کشورهای دیگر، برخی از سبزی ها بصورت خام و در قالب دسر همراه غذا مصرف می شود.
اسفناج
سبزیهایی که به طور رایج به طور خام یا پخته در خوراک ها و خوردنی های ایرانی به کار می رود:
بابونه
برگ چغندر
پونه
پیازچه
تربچه (ترب)
ترخون
تره
جعفری
ریحان
سیر
شاهی
شنبلیله
شوید (شبت)
گشنیز
مرزه
نعناع
سبزی گیاهان خوراکی معمولاً سبزرنگی ست که در تهیهٔ خوراکها، دسرها و سایر خوردنی ها به کار می رود.
سبزی (ایذه)
سبزی همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
سبزی (باغ ملک)
سبزی (شوشتر)
سبزی (میاندوآب)
سبزی (ایذه)، روستایی از توابع بخش دهدز شهرستان ایذه در استان خوزستان ایران است.
سبزی (باغ ملک)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان باغ ملک در استان خوزستان ایران است.
سبزی (شوشتر)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان شوشتر در استان خوزستان ایران است.
سبزی (میاندوآب)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان میاندوآب در استان آذربایجان غربی ایران است.
به گیاهان خوراکی معمولاً سبز رنگ که در تهیه خوراکها، دسرها و سایر خوردنی ها به کار می رود، سبزی برگی می گویند. از سبزی های برگیی در پخت برخی غذاها مثل: قورمه سبزی، انواع کوفته، انواع کوکو و انواع آش و هم چنین تهیه انواع ترشی استفاده می شود. در ایران و برخی کشورهای دیگر، برخی از سبزی های برگی بصورت خام و در قالب دسر همراه غذا مصرف می شود.
اسفناج
سبزی های برگی که به طور رایج به طور خام یا پخته در خوراک ها و خوردنی های ایرانی به کار می رود:
بابونه
برگ چغندر
پونه
پیازچه
تربچه (ترب)
ترخون
تره
جعفری
ریحان
سیر
شاهی
شنبلیله
شوید (شبت)
گشنیز
مرزه
نعنا
سبزی پلو یکی از انواع پلوها در آشپزی ایرانی است. سبزی پلو را با مرغ یا گوشت و یا ماهی سرخ کرده می خورند. سبزی پلو با ماهی و کوکو سبزی از قدیم غذای شب عید ایرانیان بوده است.
سبزی خردکن وسیله ای برای خردکردن سبزی است. به وسیله دستگاه سبزی خردکن می توان هر نوع سبزی، سیر، فلفل دلمه، کلم، بادمجان، لوبیا سبز، مغز گردو، مغز بادام و غیره را در آشپزخانه های صنعتی یا خانگی خرد کرد.
در زندگی روزمره کنونی دستگاه سبزی خرد کن یکی از مهمترین و پر کاربردترین لوازم مورد نیاز در اکثر آشپزخانه های صنعتی یا خانگی می باشد.
آش سبزی از مشهورترین و محبوب ترین آش ها در شیراز شناخته می شود. این آش ارزش غذایی زیادی دارد زیرا از موادی همچون نخود، لوبیا، عدس و سبزی های تازه تشکیل شده است.
تپه سبزی مربوط به دوره نوسنگی است و در شهرستان میاندوآب، بخش مرکزی، دهستان زرینه رود جنوبی، ۶۰۰ متری شرق روستای سبزی واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ خرداد ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۲۸۹۸ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
چشمه سبزی، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان دماوند در استان تهران ایران است.
قورمه سبزی یا قُرمه سبزی از نامی ترین و مردم پسندترین خورش های فارسی زبانان و یکی از خوراک های ملی ایران است و در افغانستان نیز این نوع غذا رایج و پرطرفدار می باشد به خصوص در غرب افغانستان، شهر هرات. این خورش از سبزی قرمه، گوشت قرمز، لیموی عمانی و لوبیا قرمز یا لوبیا چیتی آماده می شود. واژه قرمه با توجه به اندازه برش گوشت به این خورش اطلاق می گردد. این خورش با سبزی قرمه (دربرگیرنده ٔ: تره، جعفری، شنبلیله و گشنیز، اسفناج و یا برگ چغندر - زمستان که فصل اسفناج است از اسفناج و هنگامی که برگ چغندر فراهم است٬ برگ چغندر بکار می رود)، لوبیا (قرمز یا چیتی یا چشم بلبلی) و گوشت قرمز پخته می شود. مزهٔ این خورش باید کمی ترش باشد، از این رو٬ به آن کمی لیمو عمانی خشک یا آب لیموی تازه می افزایند که پوست لیمو عمانی، اندکی مزهٔ تلخ خوشایندی به خورش می دهد. برای جا افتادن قرمه سبزی زمان زیادی نیاز است.
این خورش چنانچه برای ۴ تَن پخته شود نزدیک ۱۵۵۰ کیلو کالری انرژی دارد. البته از آنجا که این خورش نیز مانند دیگر خورش های افغان و ایرانی همراه برنج خورده می شود، حداقل، ۲۰۰ کیلو کالری دیگر به انرژی دریافتی افزوده می شود. در بعضی از مناطق آذری زبان از لوبیا چشم بلبلی و مقداری رب گوجه فرنگی برای تهیه این خورش استفاده می کنند.
قورمه سبزی یا قُرمه سبزی از نامی ترین و مردم پسندترین خورش های فارسی زبانان و یکی از خوراک های ملی ایران است. این خورش با سبزی قرمه (دربرگیرندهٔ: تره، جعفری، شنبلیله و گشنیز، اسفناج و یا برگ چغندر - زمستان که فصل اسفناج است از اسفناج و هنگامی که برگ چغندر فراهم است، برگ چغندر بکار می رود)، لوبیا (قرمز یا چیتی یا چشم بلبلی) و گوشت قرمز پخته می شود. مزهٔ این خورش باید کمی ترش باشد، از این رو، به آن کمی لیمو عمانی خشک یا آب لیموی تازه می افزایند که پوست لیمو عمانی، اندکی مزهٔ تلخ خوشایندی به خورش می دهد. برای جا افتادن قرمه سبزی زمان زیادی نیاز است.
این خورش چنانچه برای ۴ تَن پخته شود نزدیک ۱۵۵۰ کیلو کالری انرژی دارد. البته از آنجا که این خورش نیز مانند دیگر خورش های ایرانی همراه برنج خورده می شود، حداقل، ۲۰۰ کیلو کالری دیگر به انرژی دریافتی افزوده می شود.
مختصات: ۳۲°۳۰′۳۹″ شمالی ۵۰°۱۴′۳۸″ شرقی / ۳۲.۵۱۰۸۳° شمالی ۵۰.۲۴۳۸۹° شرقی / 32.51083; 50.24389
قلعه سبزی، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان کوهرنگ در استان چهارمحال و بختیاری ایران است.
لره سبزی، روستایی از توابع بخش دوره چگنی شهرستان خرم آباد در استان لرستان ایران است.
مجید سبزی (زادهٔ ۱۸ بهمن ۱۳۳۷ - درگذشتهٔ ۱۸ بهمن ۱۳۸۴) بازیکن فوتبال ایرانی بود. وی سابقه حضور در تیم های فوتبال هما و پرسپولیس را داشت.
وی همچنین در سال های ۱۳۷۵ و ۱۳۷۶ در مجموعه تلویزیونی به سوی افتخار بازیگری کرده است.
مسعود سبزی (انگلیسی: Sabzi؛ زادهٔ ) یک نقاش اهل ایران است.
کوفته سبزی یکی از غذاهای شهر شیراز می باشد و به این صورت تهیه می شود که گوشت را با پیاز چرخ کرده و نخود را که از قبل در آب خیس کرده اند با گوشت چرخ کرده دوباره چرخ می کنند . یک لیوان از برنج ها را برداشته و بقیه را با مقداری از سبزی ها چرخ می کنند و سپس تمام مواد چرخ شده را با کمی فلفل و نمک به هم مخلوط نموده به خوبی ورز می دهند و درصورت لزوم تمام مواد را یک دفعه با هم چرخ می کنند . پیاز خلال شده و کشمش را تفت داده، در ظرفی ( دیگ یا قابلمه ) مقداری آّب ریخته سبزی و بقیه نخود چرخ شده را درآن ریخته، زردچوبه و فلفل و نمک به آن اضافه می کنند وقتی که آب جوش آمد از مواد چرخ شده به اندازه یک پرتقال نسبتاً بزرگ جدا کرده وسط آن کشمش و پیاز داغ گذاشته و به صورت گلوله ای در می آورند، این گلوله را بین دو کف دست به قدری می گردانند که کاملاً سفت شود و در آب جوش می اندازند. در قدیم به جهت بازنشدن کوفته ها اولین کوفته را با نام سنگ و بقیه را را نام دخترهای خانواده و یا آَشنا به درون آب جوش می انداختند. آنگاه یک لیوان برنج را که کنار گذاشته اند در ظرف محتوی کوفته ها ریخته مقداری روغن به آن افزوده، حرارت می دهند تا قوام بیاید و سپس مصرف می کنند.
کوکو سبزی گونه ای کوکو است که مواد اصلی آن تخم مرغ و سبزی های معطری مانند تره، شوید است که گاه به سبزی ها گشنیز،
برای تهیه کوکوسبزی مجلسی و کوکو سبزی با نان تست، پیش از سرخ کردن مواد، درون برش های نان باگت یا نان تست را خالی کرده و مواد کوکو را در آن جا می دهند سپس سرخ می کنند یا در فر می پزند. گاه برای اینکه هنگام سرخ کردن انسجام داشته باشد و نریزد، به مایه کوکوسبزی کمی سیب زمینی پخته شده اضافه می شود. در غیر این صورت می توان در فر پخت.
برای تغییر طعم و خوشمزه تر شدن کوکو سبزی به مایهٔ آن گردوی خرد شده، زرشک و یا باقلا می افزایند. سبزیِ کوکوسبزی در مازندران شامل نعنا و پونه، جعفری، و گشنیز است.
اسنک کوکوسبزی در دستگاه ساندویچ ساز درست می شود و بین دو لایه نان تست مواد کوکو قرار می گیرد.
زیرگونه های کوکوسبزی عبارتند از: کوکوسبزی مجلسی، رولت کوکوسبزی، کوکو سبزی با نان تست، اسنک کوکوسبزی.
برای تهیه رولت کوکوسبزی، مانند رولت اسفناج، مواد کوکو را به صورت لایه نازکی در فر پخته و سپس با کاغذ روغنی لوله می کنند و در یخچال خنک می کنند. سپس آن را باز کرده و کاغذ را برداشته و به جای آن داخل رولت ماست چکیده یا پنیر خامه ای می مالند. سپس با چاقوی تیزی از عرض برش می دهند.
دیگر کوکوهایی که با سبزی ها تهیه می شوند عبارتند از: کوکوی والک، کوکوی کاهو و تره، کوکوی کاهو و شوید، کوکوی کرفس و گشنیز، کوکوی سبزی های زمستانی، کوکوی اسفناج.

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با سبزی

سبزی در جدول کلمات

سبزی پیچ در پیچ
کلم
سبزی پیچیده
کلم
سبزی تره
گندنا
سبزی خشک
قف
سبزی خوراکی
ریواس
سبزی خوراکی و خورشتی
ریواس
سبزی خوراکی و خورشتی که غنی از فیبر و ویتامینC است
ریواس
سبزی خوردنی
تره
سبزی خورشت
کرفس
سبزی خورشتی
ریواس

معنی سبزی به انگلیسی

greenery (اسم)
سبزه ، گلخانه ، سبزی ، گیاهان سبز
vegetable (اسم)
نبات ، سبزی ، گیاه ، رستنی
legume (اسم)
نیام ، سبزی ، بنشن ، بقولات ، گیاه خوردنی
verdure (اسم)
سبزه ، سرسبزی ، سبزی ، تازگی سبزیجات
greens (اسم)
سبزی

معنی کلمه سبزی به عربی

سبزی
خضار , خضراوات
متزلف
بقال

سبزی را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی سبزی



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• انواع سبزی خوردن   • سبزی ترخون   • سبزی خوردن شامل چیست   • خواص سبزی جعفری   • انواع سبزی خورشتی   • سبزی فروشی   • خواص سبزی شاهی   • نام انواع سبزیجات   • معنی سبزی   • مفهوم سبزی   • تعریف سبزی   • معرفی سبزی   • سبزی چیست   • سبزی یعنی چی   • سبزی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سبزی
کلمه : سبزی
اشتباه تایپی : sfcd
آوا : sabzi
نقش : اسم
عکس سبزی : در گوگل


آیا معنی سبزی مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )