برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1187 100 1

سبز

/sabz/

مترادف سبز: اخضر، خضرا ، تازه، تر، خرم، شاداب ، شاد، شمشیر، خنجر، بنگ، سبزه، سبزه چهره، گندم گون، اسمر، معشوق

متضاد سبز: احمر، پژمرده، خشکیده

معنی سبز در لغت نامه دهخدا

سبز. [ س َ ] (ص ) پهلوی سپز «بندهش 140»، گیلکی «سبز» ، فریزندی و یرنی و نطنزی «سوز» ، سمنانی و سنگسری «سوز» ، سرخه ای «سوز» ، لاسگردی «سوز» ، شهمیرزادی «سبز» ، اشکاشمی «سبز» ، اورامانی «سئوز» ، کردی «سوز» ، طبری «سوز» ، مازندرانی کنونی «سوز« » واژه نامه 449». هر چیز که رنگ آن مانند رنگ علف و برگهای درخت در فصل بهار باشد. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). رنگی میان سیاهی و زردی و چون سیاه را با زرد در آمیزند سبز گردد. (از بحر الجواهر). یکی از الوان سبعه و آن رنگی است مرکب از زرد و کبود. (مؤلف ). رنگی معروف. (آنندراج ). خضراء. اخضر. خضر. (ترجمان القرآن ) (منتهی الارب ) (دهار). خضیر. (منتهی الارب ) :
رویش میان حله ٔ سبز اندرون پدید
چون لاله برگ تازه شکفته میان خوید.
عماره ٔ مروزی.
دو چشمش کژ و سبز و دندان بزرگ
براه اندرون کژ رود همچو گرگ.
فردوسی.
کجا شد زمین سبز و آب روان
چنان چون بود جای مرد جوان.
فردوسی.
تا مورد سبز باشد چون زُمْرُد
تا لاله سرخ باشد چون مرجان.
فرخی.
زرد ودرازتر شده از غاوشوی خام
نه سبز چون خیار و نه شیرین چو خربزه.
لبیبی.
تادر این باغ و درین خان و درین مان منند
دارم اندر سرشان سبز کشیده سلبی.
منوچهری.
سبز بودند یکایک چه صغیر و چه کبیر
کردشان مادر بستر همه از سبز حریر.
منوچهری.
گرچه خاک و آب سبز و تازه نیست
سبز از آب و خاک شد تازه سذاب.
ناصرخسرو (دیوان چ تقی زاده ص 45).
اندر ایوانش روان یک چشمه آب
با درخت سبز برنا دیده ام.
خاقانی.
|| هر گیاه شاداب و تر و تازه. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ).
- سرسبزی ؛ شادابی و تر و تازه بودن :
جهان سبز دید از بسی کشت و رود
بسرسبزی آمد بدانجا فرود.
خاقانی.
- سر کسی سبز بودن ؛ کنایه ازسلامت و شاد بودن :
بدان تا تو پیروزباشی و شاد
سرت سبز بادا دلت پر ز داد. ...

معنی سبز به فارسی

سبز
هرچیزی که برنگ برگ درخت وگیاه تازه باشد، ازترکیب، رنگ آبی ورنگ زردبدست می آید
( صفت ) ۱ - هر چیز که رنگ آن مانند علف و برگهای درخت در فصل بهار باشد . توضیح سبز یکی از رنگهای فرعی است ولی در عکاسی اصلی است و آن رنگی است که از ترکیب دو رنگ اصلی زرد و آبی بدست آید . یا سبز سیر . اگر زرد و آبی بسیار سیر را با هم مخلوط کنند سبز سیر به دست آید . یا سبز علفی . اگر زرد و آبی را طوری مخلوط کنند که زرد آن بیشتر باشد علفی میشود . ۲ - شاداب تر و تازه ( درخت و جز آن ) مقابل خشک . ۳ - شمشیر . ۴ - خنجر ۵ - سبز چهره . ۶ - معشوق . یا خط سبز . موی اندک که بر پشت لب و روی نوجوانان روییده شود .
دهی است از بخش مرکز شهرستان میانه
موضعی است بفاصله ۹۷ . ۵ کیلومتر در شمال شهر
دهی است از دهستان یک مهه بخش مسجد سلیمان شهرستان اهواز
طحلب
۱ - آخری که در آن علف سبز جهت چارپایان آماده باشد . ۲ - آسمان .
مراد اسبانی اند که بطریق دعا و ثنا آنها را بسبز آخوران یاد کرده
یکی ازالحان باربدی است .
( صفت ) برنگ سبز
( صفت ) برنگ سبز
لحنی است از الحان باربدی سبزه در سبزه ( ه.م.) .
۱ - تن انسان بدن آدمی . ۲ - آسمان . ۳ - بهشت .
لحنی از موسیقی .
قریه ایست بفاصله ۳۴ هزار و پانصد گزی در غرب شهر فیض
...

معنی سبز در فرهنگ معین

سبز
(سَ) [ په . ] (ص .) ۱ - رنگی که از ترکیب آبی و زرد به دست می آید. ۲ - تر و تازه ، شاداب .
(بِ سَ) (اِمر.) نوعی بیماری چشم که باعث درد کرة چشم و محدود شدن میدان دید می شود.
(بَ گِ سَ) (اِمر.) مجازاً هدیة کوچک و ناچیز.

معنی سبز در فرهنگ فارسی عمید

سبز
۱. هر چیزی که به رنگ برگ درخت و گیاه تازه باشد.
۲. (اسم) رنگی که از ترکیب رنگ آبی و رنگ زرد به دست آید.
* سبز شدن: (مصدر لازم)
۱. به رنگ سبز درآمدن، رنگ سبز به خود گرفتن: آبی که ماند در ته جو سبز می شود / چون خضر زینهار مکن اختیار عمر (صائب: لغت نامه: سبز شدن).
۲. [مجاز] روییدن گیاه، برآمدن گیاه از زمین.
۳. [مجاز] برگ درآوردن درخت: هوا مسیح نفس گشت و خاک نافه گشای / درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد (حافظ: ۳۵۸).
* سبز کردن: (مصدر متعدی)
۱. رنگ سبز به چیزی زدن، به رنگ سبز درآوردن.
۲. [مجاز] رویانیدن، کاشتن و رویانیدن گیاه: یک زمان چون خاک سبزت می کند / یک زمان پر باد و گَبْزت می کند (مولوی: ۵۴۵).
آبی که به واسطۀ وجود خزه ها و گیاه های ذره بینی سبزرنگ شده باشد، آب سبز.
آسمان.
آسمان.

سبز در دانشنامه اسلامی

سبز
سبز از جمله رنگ ها می باشد.
سبز از رنگهای ترکیبی می باشد، مانند رنگ برگ درختان.
رنگ سبز در باب حج
از عنوان رنگ سبز در باب حج نام برده‏اند.
احرام در لباس سیاه مکروه است. به تصریح برخی، احرام در هر لباس رنگی جز لباس سبز کراهت دارد.




سبز در دانشنامه ویکی پدیا

سبز
سَبز، رنگی است دارای گونه های بسیار زیاد که همگی در طول موج حدود ۵۲۰ تا ۵۷۰ نانومتر قرار دارند. سبز یکی از رنگ های اصلی افزوده به شمار می رود. مکمل این رنگ سرخابی است.
آزمون کوررنگی قرمز-سبز (به فارسی)
فهرست رنگ ها در اچ.تی.ام.ال-وبگاه مدرسه اچ.تی.ام.ال
افرادی که دچار کوررنگی قرمز-سبز هستند، می توانند تفاوت این دو رنگ را تشخیص دهند؛ ولی آن ها را به رنگی دیگر می بینند؛ برای نمونه سبز روشن را زرد و سبز تیره را قهوه ای می بینند.
بسیاری از مواد معدنی رنگ سبز دارند برای مثال می تواند به زمرد اشاره کرد که سبزی آن به دلیل وجود کروم آن است. جانورانی نظیر قورباغه ها، مارمولک ها و دیگر خزندگان و دوزیستان و انواعی مختلفی از ماهی ها، حشرات و پرندگان در طبیعت سبز رنگ هستند. اما بیشترین استفاده کنندگان از رنگ سبز در طبیعت گیاهان هستند که به علت وجود ماده کلروفیل که عامل ایجاد فرایند فتوسنتز در آنهاست سبز به نظر می رسند. در واقع بسیاری از حیوانات با استفاده از رنگ سبز خود را در بین گیاهان استتار می کنند.
از نظر فرهنگی رنگ سبز معانی گسترده و در برخی موارد متناقضی دارد. در برخی فرهنگ ها سبز نماد امید و پیشرفت است در حالی که در برخی دیگر نماد مرگ، بیماری و شیطان است. اما به طور کلی در بیشتر آن ها سبز تداعی کننده طبیعت است. برای مثال در اسلام اعتقاد بر این است که بهشت مکانی سرسبز است و این یکی از دلایل استفاده گسترده از رنگ سبز در فرهنگ اسلامی است. سبز همچنین به خاطر رابطه اش با طبیعت به عنوان نماد اصلاح، حاصلخیزی و تجدید حیاط نیز مورد استفاده قرار می گیرد. امروزه گروه های سیاسی از رنگ سبز به عنوان نمادی از حفاظت محیط زیست و عدالت اجتماعی بهره می گیرند. رنگ سبز، از رنگ های استاندارد زبان نگارش صفحات وب، اچ.تی.ام. ال، است و می توان آن را با درج نام انگلیسی آن(green)، به کار برد.
عکس سبز
سبز ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
سبز (فیلم)
سبز (میانه)
سبز (نیک شهر)
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با سبز

سبز در جدول کلمات

سبز پری
بهار
سبز ترکی
یاشیل
سبز روشن
چمنی
سبز شدن
رویش
سبز فام
زمردین
سبز قبا
کاسکینه
سبز مایل به سیاه
یشمی
تازه سبز شده
نورسته
جسمی معدنی و بلوری شکل به سفید و سبز و سیاه
زاج
خالق رمانهای پر و مورنای سبز پوش
ماتیس

معنی سبز به انگلیسی

blooming (صفت)
غنا ، خرم ، سبز ، گل دار ، شکوفه دهنده
fresh (صفت)
اماده ، جسور ، با روح ، سرد ، خنک ، زنده ، شیرین ، پر رو ، خرم ، سبز ، تر و تازه ، تازه ، باطراوت ، تازه نفس ، با نشاط
immature (صفت)
نا بهنگام ، سبز ، نارس ، بی تجربه ، نا بالغ ، رشد نیافته
green (صفت)
خرم ، سبز ، تازه ، خام ، نارس ، بی تجربه
viridescent (صفت)
سبز ، سبز رنگ ، مایل به سبز ، سبز مانند
unripe (صفت)
سبز ، خام ، نارس ، زود رس ، نا بالغ ، کال

معنی کلمه سبز به عربی

سبز
اخضر
اخضر , استنباط , انم , کرنب صغير
اخضر
يشم
فاصوليا
فاصوليا
حجر ثمين
غرفة
اخضر
خضراوات
مخضوضر
شجرة دائمة الخضرة

سبز را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سیما
رنگ چمن
ثنا
به رنگ برگ درخت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سبز شعر   • انواع سبز   • چیزهای سبز   • حیوانات سبز رنگ   • سبز خیلی   • طیف رنگ سبز   • انواع رنگ سبز   • میوه های سبز رنگ   • معنی سبز   • مفهوم سبز   • تعریف سبز   • معرفی سبز   • سبز چیست   • سبز یعنی چی   • سبز یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سبز
کلمه : سبز
اشتباه تایپی : sfc
آوا : sabz
نقش : صفت
عکس سبز : در گوگل

آیا معنی سبز مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )