انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1048 100 1

ستم

/setam/

مترادف ستم: آزار، اجحاف، ایذا، بغی، بیداد، بیدادگری، تطاول، تعدی، جبر، جفا، جور، حیف، ظلم، مظلمه

متضاد ستم: مهر

معنی ستم در لغت نامه دهخدا

ستم. [ س ِ ت َ ] (اِ) رجوع کنید به استم. پهلوی ستهم ، از ایرانی باستان ستخمه ، قیاس کنید با اوستا ستخره (قوی )، و هم در پهلوی ستهمک ، ستهمکیه و ستخمک و ستخمکیه (جبری ، جور)، نیز اوستا ستخمه ، قیاس کنید با ستخره. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). تعدی و آزار. (برهان ) :
با فراخی است ولکن بستم تنگ زید
آن چنان شد که چون او هیچ ختنبر نبود.
ابوالقاسم مروزی.
از پس آن نیز او را [ یوسف را ] به ستم بخویشتن بخواند. (تاریخ طبری ترجمه ٔ بلعمی ).
همی گفت بازو چلیپا بهم
ز قیصر بود بر مسیحا ستم.
فردوسی.
ترسی که کسی نیز دل من برباید
کس دل نرباید به ستم چون تو ربایی.
منوچهری.
نخواهی مر مرا بر تو ستم نیست
چو من باشم مرا دلدار کم نیست.
(ویس و رامین ).
اگر خشم نیافریدی... خویشتن را از ننگ و ستم نگاه داشتی. (تاریخ بیهقی ). به ستم مردی را عاصی کردند که سبب فتنه ٔ خراسان... بود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 407).
ندانی همی جستن از داد نفع
ازیرا حریفی چنین به رستم.
ناصرخسرو (دیوان چ کتابخانه ٔ طهران ص 263).
ستم مَپْسند از من بر تن خویش
ستم از خویش بر من نیز مَپْسند.
ناصرخسرو.
عدل او زهره ٔ ستم بشکافت
بذل او فاقه ٔ کرم بشکافت.
خاقانی.
پشت دست از ستم چرخ بدندان خوردم
که ز خوانپایه ٔ غم قوت دگر می نرسد.
خاقانی.
در دلشدگی قرار میدار
صبری به ستم بکار میدار.
نظامی.
رحم آوردن بر بدان ، ستم است بر نیکان. (گلستان ).
جفا پیشگان را بده سر بباد
ستم بر ستم پیشه عدل است و داد.
سعدی.
ز تو گر تفقد و گر ستم بود آن عنایت و این کرم
همه از تو خوش بود ای صنم چه جفا کنی چه وفا کنی.
هاتف (دیوان چ وحید ص 84).
|| دیده و دانسته و به عربی عمداً خوانند. (برهان ) (جهانگیری ) (آنندراج ). نابجا. نابحق :
تو داده ای به ستم زرّ و سیم خویش بباد
تو کرده ای به ستم روز خویش ناپدرام.
فرخی.
|| نفرین. لعنت :
ستم باد بر جان آن ماه و سال
کجا بر تن شاه شد بدسگال.
فردوسی.
|| زور. جبر : پنجاه تن برون آمدند از حصار که صلحنامه نویسند و سلمه را به ستم فرود آوردند. (تاریخ طبری ترجمه ٔ بلعمی ). || مشقت. کلفت. رنج : بس رنج بردم و جهد و ستم بر خویشتن نهادم و این راپارسی گردانیدم به نیروی ایزد عز و جل. (تاریخ طبری ترجمه ٔ بلعمی ).
از آبکش معده نه از طلعت فرخ
هر یک به ستم ساخته خود را چو همایان.
سوزنی.
- امثال :
باشد مرد ستم رسیده ستمکار.
ستم بر ستمکاره آید پدید.
فردوسی.

معنی ستم به فارسی

ستم
ظلم، آزار، جور
( اسم ) ظلم جور تعدی ایذائ .
۱ - جایی که در آنجا ظلم و تعدی بسیار شود . ۲ - دنیا جهان .
بر کسی ستم رفتن آسیب رسیدن .
( صفت ) ظالم بی رحم .
( صفت ) ستم کار مردم آزار جفا کار .
عمل و حالت ستم اندیش .
ستم کردن ظلم کردن
ستم کشیدن قبول کننده ظلم
ستم کشیدن انظلام
( صفت ) ۱ - ظلم کننده ظالم . ۲ - ظلم روا کننده .
عمل و حالت ستم پرور .
ظالم ستمکار
( مصدر ) تحمل ظلم کردن ستم دیدن .
( صفت ) ۱ - ستم دیده مظلوم . ۲ - محنت دیده رنج کشیده .
کنایه از دنیا . ستم آباد
( مصدر ) تحمل ظلم کردن ستم چشیدن .
( صفت ) ستم چشیده .
مظلوم . ملهوف .
ستم کننده
جور کردن . ستم دیدن
ستم دیده . مظلوم

معنی ستم در فرهنگ معین

ستم
(س تَ) [ په . ] (اِ.) ظلم .

معنی ستم در فرهنگ فارسی عمید

ستم
ظلم، جور، آزار.
* ستم دیدن: (مصدر لازم) = * ستم کشیدن
* ستم کردن: (مصدر لازم) جوروجفا کردن، ظلم کردن.
* ستم کشیدن: (مصدر لازم) تحمل ظلم و ستم کردن.
۱. جایی که ظلم و ستم بسیار باشد.
۲. [مجاز] دنیا.
۱. آمیخته به ظلم و ستم.
۲. (صفت) ظالم، بی رحم.
مردم آزار، ستمکار.
۱. کسی که ظالم را حمایت کند و ظلم و ستم را رواج دهد.
۲. ظالم، ستمکار.
کسی که مانع ظلم و ستم شود.
۱. کسی که ظلم و ستم را رواج دهد.
۲. ستم پرور، ظالم، ستمگر.
کسی که تحمل ظلم و ستم کند.
کسی که به او ظلم و ستم شده، مظلوم، ستمدیده.
ظالم، ستمگر.

ستم در دانشنامه اسلامی

انسان در برخورد با همنوعان خویش، یکی از چهار حالت زیرا را می تواند داشته باشد
بدون تردید سه حالت نخست از نظر دین و خرد، زشت و محکوم است و تنها راه چهارم، فراروی انسان مؤمن باز است و او موظف است همه همت خویش را بکار گیرد که با ستمگر هر که باشد به ستیز برخیزد و ریشه ستم را هر جا باشد، بخشکاند و چنین روحیه ای در دیدگاه عقل و شرع از اصول خدشه ناپذیر اخلاق اجتماعی است که امام علی علیه السلام آن را بهترین نوع عدالت معرفی می کند: «اَحْسَنُ الْعَدْلِ اِعانَةُ الْمَظْلُومِ؛ بهترین شکل عدالت یاری کردن به ستمدیده است».
پیکار با ستم و ستم پیشه و یاری رسانی به مظلوم در اسلام به حدی مهم است که ترک آن گناه کبیره محسوب می شود.
ظلم و بیداد، آتش سوزانی است که اگر مهار نگردد همه چیز را در کام خود فرو می برد و همه ارزش های زندگی را به نیستی خواهد کشاند، به همین دلیل برای خاموش کردن شعله های سرکش آن به یک بسیج همگانی نیاز است. در مرحله نخست خود افراد تحت ستم و سپس دولت و مردم باید از وقوع و دوام بیداد جلوگیری کنند، چنان که در مرحله بعد خدا نیز به جنگ ستمگر خواهد آمد:
در دیدگاه اسلام، ستم پذیری نیز چون ستمگری محکوم است و هیچ کس حق ندارد زمینه ستم کشی خویش را فراهم آورد و در برابر ستمگر، نرمش و سازش نشان دهد؛ در قرآن مجید می خوانیم: «...لاتَظْلِمُونَ وَلاتُظْلَمُونَ؛ ستم نمی کنید و ستم نمی کشید».
بر این اساس، هر مسلمانی که مورد هجوم ظالم قرار می گیرد باید در حد توان مقاومت کند، دیگران را به یاری خویش ‍ طلبد و یا از تیررس ستمگر فرار نماید.
دولت ها موظفند زمینه هر گونه ستمگری و ستم پذیری را در جامعه نابود کنند و به هیچ کس اجازه کمترین ستم را ندهند. ضرورت چنین اقدامی نیاز به هیچ برهانی ندارد و مورد تأکید خردمندان است. حضرت امیر در مقام خلافت با صلابت و تأکید می فرماید: «...وَ اَیْمُ اللّهِ لاََنْصَحَنَّ لِلْخَصْمِ وَلاََنْصِفَنَّ لِلْمَظْلُومِ؛ به خدا سوگند، برای دشمن خیرخواهی کرده داد مظلوم را خواهم ستاند».
انسان در برخورد با همنوعان خویش، یکی از چهار حالت زیرا را می تواند داشته باشد
بدون تردید سه حالت نخست از نظر دین و خرد، زشت و محکوم است و تنها راه چهارم، فراروی انسان مؤمن باز است و او موظف است همه همت خویش را بکار گیرد که با ستمگر هر که باشد به ستیز برخیزد و ریشه ستم را هر جا باشد، بخشکاند و چنین روحیه ای در دیدگاه عقل و شرع از اصول خدشه ناپذیر اخلاق اجتماعی است که امام علی علیه السلام آن را بهترین نوع عدالت معرفی می کند: «اَحْسَنُ الْعَدْلِ اِعانَةُ الْمَظْلُومِ؛ بهترین شکل عدالت یاری کردن به ستمدیده است».
پیکار با ستم و ستم پیشه و یاری رسانی به مظلوم در اسلام به حدی مهم است که ترک آن گناه کبیره محسوب می شود.
ظلم و بیداد، آتش سوزانی است که اگر مهار نگردد همه چیز را در کام خود فرو می برد و همه ارزش های زندگی را به نیستی خواهد کشاند، به همین دلیل برای خاموش کردن شعله های سرکش آن به یک بسیج همگانی نیاز است. در مرحله نخست خود افراد تحت ستم و سپس دولت و مردم باید از وقوع و دوام بیداد جلوگیری کنند، چنان که در مرحله بعد خدا نیز به جنگ ستمگر خواهد آمد:
در دیدگاه اسلام، ستم پذیری نیز چون ستمگری محکوم است و هیچ کس حق ندارد زمینه ستم کشی خویش را فراهم آورد و در برابر ستمگر، نرمش و سازش نشان دهد؛ در قرآن مجید می خوانیم: «...لاتَظْلِمُونَ وَلاتُظْلَمُونَ؛ ستم نمی کنید و ستم نمی کشید».
ظلم در لغت گزاردن چیزی در غیر موضع و محل خود و اصطلاحاً تعدّی و تجاوز به دیگری است که در مقابل عدل قرار می گیرد. در آموزه های دینی بدترین نوع ظلم و ستم، ظلم کردن در حق کسی را دانسته اند که یاوری ندارد.
ظلم در اصل لغت، به معنی کار بی جا کردن، و تعدّی نمودن از حد وسط است. و ظلم به این معنی، جامع همه رذایل، و مرتکب شدن هر یک از قبایح شرعیه و عقلیه را شامل می شود. و این، ظلم به معنی اعمّ است.و برای ظلم، معنی دیگری نیز هست که عبارت است از: ضرر و اذیّت رسانیدن به غیر، از قبیل: کشتن و یا زدن، یا دشنام و فحش دادن، یا غیبت او را کردن، یا مال او را به غیر حق تصرف کردن و گرفتن، یا غیر این ها از کردار یا گفتاری که باعث اذیّت غیر باشد.و این، ظلم به معنی اخص است.و بیشتر آنچه در آیات و اخبار، و عرف مردم ذکر می شود این معنی مراد است. و باعث این ظلم، اگر عداوت و کینه باشد از نتایج قوه غضبیّه خواهد بود. و اگر موجب آن، حرص و طمع در مال باشد از جمله رذایل قوه شهویّه محسوب خواهد شد.به هر حال، به اجماع همه طوایف عالم، و به اتفاق همه اصناف بشر، ظلم از همه معاصی بزرگتر، و عذاب آن شدید تر، و پشیمانی آن بیشتر، و وبال آن بالاتر است. در جاهای زیادی از قرآن بر ظالمین لعن شدید وارد، و در احادیث متواتره ذمّ عظیم و تهدید بر آن ثابت است. و اگر هیچ تهدیدی بر آن نباشد، همین آیه مبارک برای طایفه ظالمین کافی است که پروردگار جبّار می فرماید:«وَ لا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غافِلا عَمَّا یَعمَلُ الْظّالِمُونَ انَّما یُؤَخِّرُهُمْ لِیَوْمٍ تَشْخَصُ فیهِ الابْصارُ مُهْطِعینَ مُقْنِعی رُؤُسِهِمْ لا یَرْتَدُّ الَیْهِمْ طَرْفُهُمْ وَ افْتِدَتُهُمْ هُواءٌ؛
ابراهیم/سوره۱۴، آیه۴۱-۴۲.    
امام باقر (علیه السّلام) ظلم را بر سه گونه دانسته از:«الظلم ثلاثة:ظلم لا یغفره الله و ظلم یغفره الله و ظلم یدعدالله فاما الظلم الذی لایغفره الله فالشرک بالله و اما الظلم الذی یغفره الله فظلم الرجل نفسه فیما بینه و بین الله و اما الظلم الذی لا یدعدالله فالمداهنة العباد؛
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۷۸، ص۱۷۳    
برخی اندیشمندان علل ظلم را چنین گفته اند:الف) حرص و طمعب) جهالت چرا که ظالم از پایان ظلم خود خبر ندارد.ج) تکبر و خود بزرگ بینید) حسادت به این معنا که ظالم توان بزرگ تر از خود دیدن را ندارد.ه) ترس از اینکه مبادا مظلوم از او انتقام بگیرد.و) شهوت و نفس امّاره که عنان عقل را از دست می گیرد.ز) بدطینتی و خباثت باطنی که موجبات ظلم را فراهم می آورد.
بدترین نوع ظلم
...

ستم در دانشنامه ویکی پدیا

ستم
ستم یا ظلم نبودنِ عدالت یا ضدِ عدالت است. کسی که بر او ستم روا داشته می شود را ستمدیده یا مظلوم می گویند و کننده ی ستم را ستمکار یا ظالم می نامند.
ظلم بین انسان و خداوند که بزرگترین آنها کفر و شرک و نفاق می باشد.
ظلم بین انسان و بین مردم (ظلم به انسانها).
ظلم انسان به خودش.
ظلم، قراردادن چیزی در غیر جایی است که مختص به او می باشد، حالا چه به کمی و نقصان باشد و چه به زیادی. خداوند راجع به ظالمین در سوره آل عمران آیات ۵۷ یا ۱۴۰ می گوید: «والله لا یحب الظالمین، خداوند ظالمین و ستمگران را دوست ندارد». بر همین اساس، ظلم سه نوع است:
ستم غول (نام علمی: Tyrannotitan) نام یک گونه از تیره تیزدندان خزندگان است. این دایناسور گوشتخوار بزرگ ۱۱۵ میلیون سال پیش در آمریکای جنوبی میزیسته و ۱۱تا 13 متر طول و ۳٬۳ متر ارتفاع داشته و وزنش نیز به ۳٬۵ تن میرسیده است.
عاری از ستم عبارت عامی است که به کلیه فعالیت های فاقد ستم اشاره دارد. این عبارت، غالباً توسط جنبش های حقوق حیوانات به منظور اشاره به محصولاتی به کار می رود که فاقد هر گونه موادِ حیوانی بوده یا در طی ساخت آن ها حیوانی مورد ستم واقع نشده است.
در سال ۲۰۱۲ اتحادیه بریتانیایی برای از میان برداشتن زنده شکافی به منظور تشکیل یک نهاد جدید جهت مبارزه با آزمایش لوازم آرایشی بر روی حیوانات، به جامعه نوین ضد زنده شکافی انگلستان پیوست. ریکی جرویس از حامیان این گروه است. تشکیلات مزبور، محصولاتِ عاری از ستم بر روی حیوانات را با نشان یک خرگوشِ در حالِ پرش به بازار عرضه می نماید.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های ستم

ستم یا ظلم نبودنِ عدالت یا ضدِ عدالت است.
• «ای فرزندم! مبادا بر کسی که جز خدا دربرابر تو یاوری ندارد، ستم کنی.» تحف العقول صفحه ۱۷۶ -> حسین بن علی
• «هیچ چیز چون بنیادِ ستم نهادن، نعمتِ خدا را دگرگون ندارد، و کیفرِ او را نزدیک نیارد، که خدای شنوای دعای ستمدیدگان است و در کمینِ ستمکاران.» نهج البلاغه، نامه ۵۳ -> علی بن ابی طالب
• «ستم راندن بر بندگان بدترین توشه است برای آن جهان .» نهج البلاغه، کلمات قصار ۲۲۱ -> علی بن ابی طالب
• «بدانید که ستم بر سه گونه است: آن که آمرزیدنی نیست، و آن که واگذاشتنی نیست، و آن که بخشوده است، و بازخواست کردنی نیست. امّا آن که آمرزیدنی نیست، همتا انگاشتن برای خداست که بزرگترین ظلم هاست و خدا در قرآن فرمود: «همانا خدا شرک آوران را نخواهد بخشود .» امّا ستمی که بر بنده ببخشایند، ستم اوست بر خود به برخی کارهای ناخوشایند. امّا آن که واگذاشتنی نیست، ستم کردن بر بندگان است.» نهج البلاغه، خطبه، ۱۷۶ -> علی بن ابی طالب
• «کامل ترین نوع بی عدالتی آن است که عادل به نظر برسیم در حالی که عادل نیستیم.»
• «یکی از اثرات بد ظلم آن است که تماشاگر ستم را نیز ستمگر می نماید.» چارلز باکستن
• «ستم مانند سایر رذائل احتیاج به انگیزه ای در خارج از خود ندارد، بلکه فقط نیاز به فرصت بروز دارد.» جرج الیوت
• «ظلم به حیوانات زبان بسته یکی از علائم بارز پستی و دنائت است. هرکجا یک چنین ظلمی به چشم بخورد بدانید که آنجا به طور مسلم جهالت و پستی حکم فرمایی می کند.» جونز نیلند
• «سنگین نمی شد این همه خواب ستمگران// می شد گر از شکستن دل ها صدا بلند.» علی اکبر سعیدی
• «سه چیز از خصلت های نیک دنیا و آخرت است: از کسی که به تو ستم کرده است گذشت کنی، به کسی که از تو بریده است بپیوندی، و هنگامی که با تو به نادانی رفتار شود، بردباری کنی .» بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج ۷۵، ص (۱۷۳) -> محمد باقر
• «هیچ مسلمانی را نترسانید ، که ترساندنِ مسلمان ، ستمی بزرگ است.» کنز العمّال ، ۴۳۷۰۹ -> محمد بن عبدالله

ارتباط محتوایی با ستم

ستم در جدول کلمات

ستم
جور
ستم و ظلم
جور
ستم | هماهنگ
جور

معنی ستم به انگلیسی

despotism (اسم)
حکومت مطلقه ، خود رایی ، استبداد ، ستم
violence (اسم)
تندی ، شدت ، سختی ، ستیز ، بی حرمتی ، جبر ، خشونت ، چیرگی ، فشار ، ستم ، زور ، بیدادگری ، اشتلم
cruelty (اسم)
خشونت ، ظلم ، ستم ، ستمگری ، بیداد
tyranny (اسم)
جور ، حکومت استبدادی ، ظلم ، ستم ، ستمگری ، حکومت ستمگرانه ، ظلم وستم
oppression (اسم)
تعدی ، جور ، حیف ، فشار ، افسردگی ، ظلم ، ستم ، بیداد
injustice (اسم)
ستیز ، حیف ، ظلم ، ستم ، ستمگری ، بیداد ، بی عدالتی ، بی انصافی

معنی کلمه ستم به عربی

ستم
ظلم , وحشية
مستبد
أجحَفَ
استبد
اضطهد

ستم را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ستم در جدول   • چاشنی صبحانه   • معنی پیمان ناقلا   • جلوه جلال   • مرحله 40 جدولانه   • مسلک در حل جدول   • جدولانه40   • زهر خورده در جدول   • معنی ستم   • مفهوم ستم   • تعریف ستم   • معرفی ستم   • ستم چیست   • ستم یعنی چی   • ستم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ستم
کلمه : ستم
اشتباه تایپی : sjl
آوا : setam
نقش : اسم
عکس ستم : در گوگل


آیا معنی ستم مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )