برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1311 100 1

سجاده نشین

/sajjAdeneSin/

مترادف سجاده نشین: عابد، زاهد، نمازی

معنی سجاده نشین در لغت نامه دهخدا

سجاده نشین. [ س َج ْ جا دَ / دِ ن ِ ] (نف مرکب ) کنایت از زاهد. عابد :
سجاده نشینی که مرید غم او شد
آوازه اش از خانه ٔ خمار بر آمد.
سعدی (طیبات ).
آنانکه ریاضت کش و سجاده نشینند
گو همچو ملک سر بسماوات بر آرید.
سعدی (غزلیات ).
عافیت چشم مدار از من سجاده نشین
که دم از خدمت رندان زده ام تا هستم.
حافظ.

معنی سجاده نشین به فارسی

سجاده نشین
کنایت از زاهد عابد

سجاده نشین را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عشقم دادی ز اهل دردم کردی   • سجاده نماز خوان   • ای بر پدر کرشمه هایت صلوات   • مولانا   • بازیچه دست کودکانم کردی   • گنجور   • معنی سجاده نشین   • مفهوم سجاده نشین   • تعریف سجاده نشین   • معرفی سجاده نشین   • سجاده نشین چیست   • سجاده نشین یعنی چی   • سجاده نشین یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سجاده نشین
کلمه : سجاده نشین
اشتباه تایپی : s[hni kadk
آوا : sajjAdeneSin
نقش : صفت
عکس سجاده نشین : در گوگل

آیا معنی سجاده نشین مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )