انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1083 100 1

سجاده نشین

/sajjAdeneSin/

مترادف سجاده نشین: عابد، زاهد، نمازی

معنی سجاده نشین در لغت نامه دهخدا

سجاده نشین. [ س َج ْ جا دَ / دِ ن ِ ] (نف مرکب ) کنایت از زاهد. عابد :
سجاده نشینی که مرید غم او شد
آوازه اش از خانه ٔ خمار بر آمد.
سعدی (طیبات ).
آنانکه ریاضت کش و سجاده نشینند
گو همچو ملک سر بسماوات بر آرید.
سعدی (غزلیات ).
عافیت چشم مدار از من سجاده نشین
که دم از خدمت رندان زده ام تا هستم.
حافظ.

معنی سجاده نشین به فارسی

سجاده نشین
کنایت از زاهد عابد

سجاده نشین را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عشقم دادی ز اهل دردم کردی   • سجاده نماز خوان   • ای بر پدر کرشمه هایت صلوات   • مولانا   • بازیچه دست کودکانم کردی   • گنجور   • معنی سجاده نشین   • مفهوم سجاده نشین   • تعریف سجاده نشین   • معرفی سجاده نشین   • سجاده نشین چیست   • سجاده نشین یعنی چی   • سجاده نشین یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سجاده نشین
کلمه : سجاده نشین
اشتباه تایپی : s[hni kadk
آوا : sajjAdeneSin
نقش : صفت
عکس سجاده نشین : در گوگل


آیا معنی سجاده نشین مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )