برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1185 100 1

سخف

معنی سخف در لغت نامه دهخدا

سخف. [ س َ / س ُ ] (ع اِمص ) تنگی زندگانی و لاغری از گرسنگی. (منتهی الارب ). رقةالعیش. (اقرب الموارد). || سبکی عقل. (منتهی الارب ).

سخف. [ س ُ ] (ع اِمص ) سبکی عقل ، خاصه. (منتهی الارب ). ضعف عقل. (اقرب الموارد). رجوع به سخافة شود.

سخف. [ س َ ] (اِخ ) موضعی است. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (معجم البلدان ).

سخف را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی سخف   • مفهوم سخف   • تعریف سخف   • معرفی سخف   • سخف چیست   • سخف یعنی چی   • سخف یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سخف
کلمه : سخف
اشتباه تایپی : sot
عکس سخف : در گوگل

آیا معنی سخف مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )