انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1071 100 1

سدی

معنی سدی در لغت نامه دهخدا

سدی. [ ] (اِ) بستیباج است. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).

سدی. [ س َ دا ] (ع اِ) تار جامه. (منتهی الارب ) (آنندراج ). خلاف لحمه. (اقرب الموارد). تار. (زمخشری ). رشته ها و نخ های دراز افقی کشیده ٔ نسیجی مقابل لحمه که نخ های کوتاه عمودی گونه ٔ منسوجی بود. (یادداشت مؤلف ). || تری شب. (منتهی الارب ). الندی اوندی اللیل. و گفته اند سدی ، تری اول شب است و ندی تری آخر شب. (اقرب الموارد). نیم شب. (مهذب الاسماء). || غوره ٔ سبز و تر. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ). بلغت اهل مدینه غوره ٔ خرما باشد و آن را خلال نیز گویند. (برهان ) (الفاظ الادویه ). || شهد. || نیکویی. (آنندراج ) (منتهی الارب ). || شتر بخود گذاشته. (آنندراج ) (منتهی الارب ). مهمل سرخود.

سدی. [ س َدْی ْ] (ع مص ) سست و فروهشته شدن غلاف چیزی. (منتهی الارب ). || دراز کردن دست بسوی کسی. || گام فراخ نهادن. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء).

سدی. [س ُدْ دی ی ] (اِخ ) لقب اسماعیل بدان جهت که در سده ٔ مسجد کوفه نشسته روی بندها و سرافکندنیهای زنان میفروخت. (ناظم الاطباء). رجوع به اسماعیل بن عبدالرحمن در همین لغت نامه و رجوع به امتاع الاسماع 100 و عیون الاخبار ج 2 ص 301 و ج 3 ص 380 و عقدالفرید ج 2 ص 83 و 195 و ضحی الاسلام ج 3 ص 116 و روضات الجنات ص 101 شود.

معنی سدی به فارسی

سدی
لقب اسماعیل بدانجهت که در سده مسجد کوفه نشسته روی بندها و سر افکندنیهای زنان میفروخت .
[barrier reef] [اقیانوس شناسی، زمین شناسی] نوعی آبسنگ مرجانی که آب های آزاد آن را از خشکی جدا کرده است
[barrage cloud] [علوم جَوّ] نواری از اَبر کوهساری ضخیم که در پی صعود جریان هوای مرطوب، بر روی قلۀ سدِ راه آن تشکیل میشود
[barrage jamming] [علوم نظامی] اختلال الکترومغناطیسی هم زمان در بخش گسترده ای از باندهای بسامد دشمن
[barrage jammer] [علوم نظامی] دستگاه اختلالگر الکترونیکی در سامانۀ جنگ الکترونیکی که با پخش امواج نامساعد به صورت گسترده باند وسیعی از بسامدهای گیرنده های دشمن را مختل می کند
[barrage jamming power] [علوم نظامی] توان فرستندۀ دستگاه اختلالگر سدی برحسب وات یا کیلووات به حدی که ازنظر توان ارسال بتواند فرستنده های دشمن را تحت تأثیر قرار دهد و موفق به ایجاد اختلال بر روی گیرنده های دشمن شود
[barrier jet] [علوم جَوّ] جتی در سمت بادخور کوهستان که به موازات آن می وزد
[barrier island] [زمین شناسی] جزیرۀ ساحلی ماسه ای باریک و کشیده ای موازی با ساحل که دارای تَل ماسه و پوشش گیاهی است
[barrier methods] [علوم سلامت] روشی برای پیشگیری از بارداری که در آن با استفاده از یک ابزار مانع عبور زامه از زهراه یا دهانۀ زهدان می شوند
[barrier laye] [فیزیک] ← تُنُک لایه
[barrier theory] [علوم جَوّ] نظریه ای که بر پایۀ آن ساختارهای کوهساری ثابت یا توده هواهای تقریباً ثابت بر توده هواهای سریع نزدیک آن ازنظر چرخندزایی و واچرخندزایی اثر می گذارد
[barrier flat] [اقیانوس شناسی] پهنه ای که بین مرداب شور (salt marsh) و تپه های ماسه ای جزایر سدی واقع است

سدی در جدول کلمات

سدی و رودی در جنوب
دز
سدی بر جاجرود در شرق تهران
لتیان
سدی بر رود ارس
خدا آفرین
سدی در آذربایجان شرقی
ارس
سدی در استا ن تهران
لتیان
سدی در استان آذربایجان شرقی
علویان
سدی در استان خوزستان
کرخه, دز
سدی در استان گلستان بر روی رود گرگان
وشمگیر
سدی در استان مازندران
سنبلرود
سدی در استان مرکزی
جیریا, ساوه

سدی را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

آریا بهداروند ١٩:٤٠ - ١٣٩٦/٠٦/٢١
در زبان لری بختیاری به معنی
سفارش کرد
Sadi
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی سدی   • مفهوم سدی   • تعریف سدی   • معرفی سدی   • سدی چیست   • سدی یعنی چی   • سدی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سدی
کلمه : سدی
اشتباه تایپی : snd
عکس سدی : در گوگل


آیا معنی سدی مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )