انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1068 100 1

سرآب

معنی سرآب در لغت نامه دهخدا

سرآب. [ س َ ] (اِ مرکب ) آنچه در ایام گرما مسافر تشنه را بتابش آفتاب ریگ صحرا از دور چون آب نماید. و گاهی در شب ماهتاب نیز همچنین می نماید. (غیاث ). زمین شوره را گویند، در آفتاب میدرخشد و از دور به آب میماند. (برهان ) (آنندراج ). و بعضی گویند بخاری باشد آب نما که در بیابانها نماید. (برهان ). زمین شورستان که در میانه ٔ روز از دور همچون آب نماید. (اوبهی ). گوراب. (تفلیسی ) (مجمل اللغة). گوراب و آن را در نیم روزان بینند. (مهذب الاسماء) (دهار). یلمع. (دهار). کتیر. (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ) :
ندیده تنبل اوی و بدیده مندل اوی
دگر نماید و دیگر بود بسان سرآب.
رودکی.
نپرّید بر آسمانش عقاب
از آن بهره ای شخ و بهری سراب.
فردوسی (شاهنامه چ دبیرسیاقی ج 3 ص 1141).
به چه ماند جهان مگر به سرآب
سپس ِ او تو چون روی بشتاب.
ناصرخسرو.
چند در این بادیه ٔ خوب و زشت
تشنه بتازی به امید سرآب.
ناصرخسرو.
ترا ز گردش ایام نیز اگر گله ایست
به رود نیل رسیدی مخر غرور سرآب.
ابوالفرج رونی.
رهی گرفتم در پیش برکه بود در او
بجای سبزی سنگ و بجای آب سرآب.
مسعودسعد.
آن مصر مملکت که تو دیدی خراب شد
وآن نیل مکرمت که تو دیدی سرآب شد.
خاقانی.
تشنه ٔ دل به آب می نرسد
دیده جز بر سرآب می نرسد.
خاقانی.
از گشت روزگار سلامت مجوی از آنک
هرگز سرآب پر نکند قربه ٔ سقا.
خاقانی.
چشمه سرآب است فریبش مخور
قبله صلیب است نمازش مبر.
نظامی.
در پیش عکس رویت شمس وقمر خیالی
در جنب طاق چشمت نیل فلک سرآبی.
عطار.
خفته باشی بر لب جو خشک لب
میروی سوی سرآب اندر طلب.
مولوی.
ای تشنه بخیره چند پویی
این ره که تو میروی سرآبست.
سعدی.
دور است سر آب از این بادیه هشدار
تا غول بیابان نفریبد به سرآبت.
حافظ.
کار دست درفشانت ناید از ابر بهار
تشنگی ننشاند ارچه آب را ماند سرآب.
ابن یمین.
جلوه ٔ خورشید و ما هم از تو کی بخشد شکیب
کی شنیدستی که گردد تشنه سیرآب از سرآب.
قاآنی.
|| خلاصه. || زنده. || سرچشمه و جایی باشد که آب از رودخانه به جوی آید. (برهان ) :
گر نه ای مست وقت آن آمد
که بدانی سرآب را ز سرآب.
ناصرخسرو.
|| کنایه از معدوم و نابود. || کنایه از غرور و تکبر. (برهان ).

سرآب. [ س َ ] (اِخ ) محمدبن عبدالفتاح التنکابنی المازندرانی مشهور به سرآب. از شاگردان فاضل خراسانی بود و در فقه واصول و علم مناظره مهارت و تبحر تمام داشته است. اوراست مصنفاتی از جمله سفینة النجاة در اصول الدین وضیاءالقلوب که بفارسی تألیف شده و در امامت و اثبات مذهب حق است. رسائل متعدد دیگر بعربی و فارسی دارد. رجوع به روضات الجنات خوانساری ص 646 و 647 شود.

سرآب. [ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شاخنات بخش درمیان شهرستان بیرجند واقع در 54 هزارگزی شمال درمیان و 12 هزارگزی جنوب شوسه ٔ عمومی درح. هوای آنجا معتدل و دارای 562تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین می شود و محصول آنجا غلات ، لبنیات و شغل اهالی زراعت و مالداری است.راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

سرآب. [ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پسکوه بخش قاین شهرستان بیرجند واقع در 31 هزارگزی جنوب قاین و 3 هزارگزی باختر شوسه ٔ عمومی قاین به بیرجند. هوای آنجا معتدل و دارای 188 تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین می شود. محصول آنجا غلات ، زعفران و شغل اهالی زراعت و مالداری و قالیچه بافی است.راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

سرآب. [ س َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان شهاباد بخش حومه ٔ شهرستان بیرجند واقع در 4 هزارگزی جنوب خاوری بیرجند. هوای آنجا گرم است و دارای 20 تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین می شود و محصول آنجا غلات است. شغل اهالی زراعت. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

سرآب. [ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کهنه فرود بخش حومه ٔ شهرستان قوچان واقع در 12 هزارگزی جنوب باختری قوچان و 9 هزارگزی باختر شوسه ٔ عمومی مشهد بقوچان.هوای آنجا معتدل و دارای 933 تن جمعیت است. آب آنجااز چشمه تأمین می شود و محصول آنجا غلات ، بنشن ، و شغل اهالی زراعت و مالداری و قالیچه و کرباس بافی است.راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

معنی سرآب در فرهنگ معین

سرآب
( ~ .) (اِمر.) ۱ - سرچشمه . ۲ - جایی که آب از رودخانه به جوی می آید.

سرآب در دانشنامه ویکی پدیا

سرآب
سرآب جائی است که آب از چشمه ساران نزدیک به هم می جوشد و تشکیل رودی بزرگ می دهد. سرآب آبی جوشان و جاری است که جریان آب هم می تواند درونی یا زیرزمین باشد و هم می تواند بیرونی یا در روی زمین جریان داشته باشد. جریان آب در زیرخاک، سنگ و صخره ها باعث پاکی و تصفیهٔ آب از هر آلودگی به ویژه املاح می گردد. آب های سرآب ها در روی زمین در ردیف پاک ترین و سالم ترین آب های شیرین هستند. شهرستان نهاوند دارای بیشترین سرآب ها در ایران است.
سرآب های ایران
در قدیم، باغ و زمینی که نزدیک آب و سرچشمه یا ابتدای نهر و رودخانه باشد را سرآب می نامیدند.
عکس سرآب
سرآب اشاره به موارد زیر است:
سرآب، سرچشمه یک رود کوچک یا بزرگ که معمولاً در دامنه کوه ها وجود دارد. (مقاله اصلی)
سرآب (ایجرود)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ایجرود در استان زنجان ایران است.
این روستا در دهستان گلابر قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۴ نفر (۱۳خانوار) بوده است.
سرآب (ایذه)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ایذه در استان خوزستان ایران است.
این روستا در دهستان سوسن غربی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۸۷ نفر (۵۱خانوار) بوده است.
سرآب (خدابنده)، روستایی از توابع بخش بزینه رود شهرستان خدابنده در استان زنجان ایران است.
این روستا در دهستان زرینه رود (خدابنده) قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۴۲ نفر (۶۷خانوار) بوده است.
سرآب (صحنه)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان صحنه در استان کرمانشاه ایران است.
این روستا در دهستان صحنه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۱۰ نفر (۸۲خانوار) بوده است.
سرآب (گیلانغرب)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان گیلانغرب در استان کرمانشاه ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان چله قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱٬۲۲۴ نفر (۲۸۵خانوار) بوده است.
سرآب (کنگاور)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان کنگاور در استان کرمانشاه ایران است.
این روستا در دهستان فش قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۸ نفر (۹خانوار) بوده است.
سرآب اردشیر یکی از سرآب های تاریخی شهرستان کازرون است که در کنار امامزاده سید حسین در ۲۴ کیلومتری کازرون و در فاصله ۲ کیلومتری شهر تاریخی بیشاپور واقع شده است.
شهرستان کازرون
این چشمه در روزگار باستان در مسیر جاده شاهی قرار داشته است. چشمه مذکور نیز یکی از منابع تأمین آب آشامیدنی و کشاورزی مردم منطقه محسوب می شود. در کنار این چشمه علاوه بر امامزاده سید حسین کازرون چند چهارطاقی نیز وجود دارد.
سرآب باباعلی، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان کنگاور در استان کرمانشاه ایران است.
این روستا در دهستان خزل قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۸۵ نفر (۱۵خانوار) بوده است.
سرآب بالا، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان رودان در استان هرمزگان ایران است.
این روستا در دهستان راهدار قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
تازه آباد سرآب، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان سنقر در استان کرمانشاه ایران است.
این روستا در دهستان سرآب قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۵۶ نفر (۳۹خانوار) بوده است.
تپه سرآب مربوط به دوران های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان فیروزآباد، بخش مرکزی، روستای دولت آباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۲ آبان ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۱۰۵۱۲ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
تخت سرآب، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ایذه در استان خوزستان ایران است.
این روستا در دهستان پیان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۱ نفر (۴خانوار) بوده است.
استانست سرآب قناتی است که در روستای استانست از توابع بخش مرکزی، شهرستان بیرجند در استان خراسان جنوبی قرار دارد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با سرآب

معنی سرآب به انگلیسی

mirage (اسم)
وهم ، سراب ، کوراب ، نقش بر اب ، امر خیالی
razzmatazz (اسم)
سراب
springhead (اسم)
سر چشمه ، چشمه ، سراب
rainmaking (اسم)
سراب ، ایجاد باران
spring well (اسم)
سراب

سرآب را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Aryan > Be afraid
کیومرث > که ویار
سعیده > pluralistic
امین > hypotenuse
که و یار > کهو
Kimiya > Fitting rome
سیدنیشابوری > broke the camels back
افسانه > دست مریزاد

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سراب سگ   • روستاهای سراب   • معنی سراب   • فیلم سراب   • سراب ایران   • سراب اردبیل   • سراب چیست   • نقشه سراب   • معنی سرآب   • مفهوم سرآب   • تعریف سرآب   • معرفی سرآب   • سرآب چیست   • سرآب یعنی چی   • سرآب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سرآب
کلمه : سرآب
اشتباه تایپی : svHf
عکس سرآب : در گوگل


آیا معنی سرآب مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )