انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 945 100 1

سرانجام

/saranjAm/

مترادف سرانجام: آخر، انتها، بالاخره، بالمال، عاقبت، عاقبت الامر، فرجام، مالا، نتیجه

متضاد سرانجام: آغاز

معنی سرانجام در لغت نامه دهخدا

سرانجام. [ س َ اَ ] (اِ مرکب ، ق مرکب ) عاقبت و آخرکار و سامان کار. (برهان ). عاقبت و پایان کار و اینکه گویند کار سرانجام نمودند یعنی به آخر رسانیدند. (غیاث ). خاتمه. (مهذب الاسماء). عاقبت کار. چون سامان و سبب هر چیز موجب آخر رسیدن و تمام شدن آن چیز است لهذا مجازاً بمعنی سامان هم آمده. (غیاث ) (آنندراج )(شرفنامه ٔ منیری ) (جهانگیری ). آخرالامر :
گَواژه که هستش سرانجام جنگ
یکی خوی زشت است از او دار ننگ.
ابوشکور.
سرانجام آغازاین نامه کرد
جوان بود چون سی وسه ساله مرد.
ابوشکور.
سرانجام بختش کند خاکسار
برهنه شود آن سر تاجدار.
دقیقی.
زمین گر گشاده کند راز خویش
نماید سرانجام و آغاز خویش.
فردوسی.
ندانم سرانجام و فرجام چیست
بدین رفتن اکنون بباید گریست.
فردوسی.
نخواهد شهنشاه جز نام نیک
بهر کارها در سرانجام نیک.
فردوسی.
مکش مر مرا کت سرانجام کار
بپیچاند از خون من کردگار.
فردوسی.
سرانجام در بند زندان بمرد
کلاه مهی قیصری را سپرد.
فردوسی.
سرانجام کیخسروآید پدید
پدید آورد بندها را کلید.
فردوسی.
چو برگیری از کوه و ننهی بجای
سرانجام کوه اندرآید ز پای.
عنصری.
بسا کارا کز آغازش بود خوش
سرانجامش بود سوزنده آتش.
(ویس و رامین ).
... بتواند دانست که نیکوکاری چیست و سرانجام هر دو چون است. (تاریخ بیهقی ).
سرانجام هم بخت شه بود چیر
درآمد سر سخت بدخواه زیر.
اسدی.
سرانجام سنگی گران از برش
فروهشت کافشاند خون از سرش.
اسدی.
از طاعت تمام شود ای پسر ترا
این جان ناتمام سرانجام کار تام.
ناصرخسرو (دیوان چ تهران ص 261).
به خواب اندرون است میخواره لیکن
سرانجام آگه کند روزگارش.
ناصرخسرو.
ز نوکیسه مکن هرگز درم وام
که رسوایی و جنگ آرد سرانجام.
ناصرخسرو.
خداوندا مرا معزول کردی
سرانجام همه عُمّال عزل است
به توقیع تو ایمن بودم از عزل
ندانستم که توقیع تو هزل است.
؟ (از ترجمان البلاغه ٔ رادویانی ).
که بود آنکس که پیل آورد وقتی بر در کعبه
که مرغش سنگ باران کرد و دوزخ شد سرانجامش.
خاقانی.
به نادانی خری بردم بر این بام
به دانایی فرودآرم سرانجام.
نظامی.
عاقبتی نیک سرانجام یافت
هرکه در عدل زد این نام یافت.
نظامی.
درمان اسیر عشق صبر است
تا خود به کجا رسد سرانجام.
سعدی.
گدای نیک سرانجام به از پادشاه بدفرجام. (سعدی ).
خوشتر از فکر می و جام چه خواهد بودن
تا ببینیم سرانجام چه خواهد بودن.
حافظ.
روز اول رفت دینم در سرزلفین تو
تا چه خواهد شد در این سودا سرانجامم هنوز.
حافظ.
|| (اِ مرکب ) اسب و سامان. (غیاث ) : و لشکر خصم از چهل هزار متجاوز است که همه با سرانجام میباشند. (تاریخ گلستانه ). و در ورودبه آنجا سرانجام احمدشاهی بود به حیطه ٔ ضبط درآورد.(تاریخ گلستانه ).
- سرانجام دادن کاری ؛ از عهده برآمدن و درآمدن و پیش رفتن کار. پیش بردن کار. (از مجموعه ٔ مترادفات چ هند ص 213).

معنی سرانجام به فارسی

سرانجام
پایان، عاقبت، آخر، بپایان رسانیدن
۱ - عاقبت آخر کار پایان عاقبه الامر . ۲ - سامان کار : عاقبت سر انجامی یافت .
نیکو عاقبت . نیک انجام . خوش عاقبت .
سامان و سرانجام
( صفت ) کسی که زندگانیش بخجستگی انجام پذیرفته : عاقبت بخیر .
( صفت ) کسی که زندگانیش بخجستگی انجام پذیرفته : عاقبت بخیر .

معنی سرانجام در فرهنگ معین

سرانجام
( ~ . اَ) (ق مر.) عاقبت ، پایان .

معنی سرانجام در فرهنگ فارسی عمید

سرانجام
۱. پایان، عاقبت.
۲. (قید) در آخر کار.
* سرانجام دادن: (مصدر متعدی) به پایان رساندن، تمام کردن.

سرانجام در دانشنامه ویکی پدیا

سرانجام
سرانجام یا کلامِ خزانه یا دیوانِ گه وره (در کردی: سه رئه نجام، که لامْ خه زانه یا دیوانْ گه وره Serencam, Kelam-i Xezane or Dîwan-i Gewre) نام اصلی ترین کتاب مرجع دینی یارسان است و شامل تمام گفتگوهای سلطان اسحاق با یارانش در عصر پردیور به بعد است. هنوز نسخه کاملی از این کتاب چاپ نشده است و چند کتابی که در ایران و کردستان عراق به چاپ رسیده اند، هیچ یک دربردارندهٔ همهٔ کلام های مقدس یارسان نیستند بخش اعظم سرانجام به صورت شعر هجائی نگاشته شده است.
سرانجام ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
سرانجام (ترانه)
سرانجام (فیلم)
«سرانجام» (به انگلیسی: At Last) تک آهنگی از هنرمند اهل ایالات متحده آمریکا اتا جیمز است که در سال ۱۹۶۰ میلادی منتشر شد.
سر اَنجام(به هندی: अंजाम(نتیجه))نام یک فیلم درام مهیج بالیوود به کارگردانی راهول راوایل وبازی مدوری دیکشیت وشاهرخ خان است. این فیلم درمورد نتیجه (انجام) کوچکترین اشتباهات است واینکه چگونه می تواند تمام زندگی رانابود کند. این فیلم همچنان بامحوریت ظلمی است که درحق زنان وجود دارد. این نخستین فیلمی است که خان ودیکشیت درکنارهم قرارگرفتند واجرای هردو توسط منتقدان تحسین شد. مدوری دیکشیت نامزد بهترین بازیگر نقش اول زن وشاهرخ خان برنده جایزه بهترین اجرا درنقش منفی ازجوایز فیلم فیر شدند. او قبلاً هم یک نامزدی برای این جایزه برای فیلم ترس (فیلم ۱۹۹۳) دریافت کرده بود.
فیلم درگیشه شکست تجاری خورد.
سرانجام شری (فرانسوی: La Fin de Chéri) نام رمانی است اثر کولت نویسنده فرانسوی که در سال ۱۹۲۶ منتشر شد. این کتاب دنباله رمان قبلی کولت به اسم شری به شمار می رود. این رمان را شیرین تعاونی به فارسی برگردانده و نشر نیلوفر آن را منتشر کرده است.
بیشتر ستاره شناسان امروزه برآنند که کیهان حدود ۱۴ میلیارد سال پیش در فرایند مه بانگ (انفجار بزرگ) زاده شده است. از آن زمان کیهان بسط یافته و فضا و زمان را نیز با خود گسترش داده است. و زمین هم بر اثر سرد شدن موادی که بر اثر انفجار جدا شدند به وجود آمده است
نامه سر انجام از کتب مقدس اهل حق می باشد که مولفان آن بنیانگذار اهل حق (حضرت سلطان) و یارانش می باشد. این کتاب به صورت اشعار به زبان کردی هورامی و از قدیمی ترین کتب اهل حق می باشد که در آن ارکان اهل حق و راه و روش دین حقیقت را بیان می دارد.

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

سرانجام در جدول کلمات

سرانجام
اخرسر
این الماس معروف توسط میرزا محمد میرجمله وزیر مشهور ایرانی عبدالله قطب شاه به شاه جهان پادشاه گورکانی هند تقدیم شد و سرانجام به دست نادرشاه رسید
کوهنور
کنایه از کسی که به هرکه خوبی یا کمک کند اما سرانجام به وی ناسپاسی میشود
دستش نمک ندارد

معنی سرانجام به انگلیسی

end (اسم)
حد ، پا ، اتمام ، سر ، عمد ، خاتمه ، منظور ، مقصود ، مراد ، نوک ، طره ، راس ، پایان ، انتها ، فرجام ، ختم ، سرانجام ، ختام ، عاقبت ، آخر ، غایت ، انقضاء
conclusion (اسم)
انجام ، اتمام ، خاتمه ، پایان ، انعقاد ، استنتاج ، نتیجه ، فرجام ، ختم ، اختتام ، سرانجام ، ختام ، فروداشت ، عاقبت
issue (اسم)
عمل ، کردار ، نژاد ، اولاد ، فرزند ، سرانجام ، پی امد ، بر امد ، نسخه ، موضوع ، شماره ، نشریه ، نتیجه بحی
upshot (اسم)
خلاصه ، نتیجه ، سرانجام ، حاصل ، اخرین شماره
eventually (قید)
سرانجام ، بالاخره
finally (قید)
سرانجام ، بالاخره
in the long run (قید)
سرانجام

معنی کلمه سرانجام به عربی

سرانجام
اخيرا , في النهاية ، أخيراً

سرانجام را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی سرانجام

نگار ٠٠:٠٠ - ١٣٩٧/٠٣/١٣
پایان
|

Mehdi ١٨:٥٥ - ١٣٩٧/٠٧/٠٨
بلاخره
|

ابوالفضل عسکری ٢٣:١٣ - ١٣٩٧/١٢/١٠
بالاخره
|

پیشنهاد شما درباره معنی سرانجام



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سهیل رصایی > دهنونده
ابوالفضل > Starter
اژدر > arms length
اژدر > funder
Jalali > Ngo
حمیدرضا کریم > Wobbly
سارای > منیژه
شقایق > جانا

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مخالف کلمه سرانجام   • مترادف قند پهلو   • معنی پهلوی هم چیده شده   • معنی مشتاق و علاقمند   • کتاب سرانجام   • مشتاق و علاقه مند   • معنی رابطه پنهانی داشتن   • سرانجام به انگلیسی   • معنی سرانجام   • مفهوم سرانجام   • تعریف سرانجام   • معرفی سرانجام   • سرانجام چیست   • سرانجام یعنی چی   • سرانجام یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سرانجام
کلمه : سرانجام
اشتباه تایپی : svhk[hl
آوا : saranjAm
نقش : اسم
عکس سرانجام : در گوگل


آیا معنی سرانجام مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )