انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1041 100 1

سرب

/sorb/

معنی سرب در لغت نامه دهخدا

سرب. [ س ُ / س ُ رُ ] (اِ) اوستا «سرو» (سرب )، پهلوی «سرپین » (سربی )، کردی «سیریفت » ، بلوچی «سوروپ »، «سوروف » ، افغانی «سوروپ » ، گیلکی «سورب » . رجوع کنید به اسرب ، معرب آن نیز «اسرب ». (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). مخفف اسرب که بعربی آنُک و بهندی سیسا خوانند. (برهان ) (آنندراج ). اسرب.آنک. (نصاب الصبیان ). سرب دارای خواص فیزیولوژیکی و عمومی و بهداشتی است و دارای مسمومیت های حاد و مزمن میباشد. رجوع به درمان شناسی عطایی صص 465 - 470 شود.یکی از فلزاتی است که از قدیم الایام شناخته شده و جسمی است سفید خاکستری رنگ و بسیار نرم و سنگین و وزن مخصوص آن 11/33 و همیشه در کان بصورت سولفور میباشد واکثر اوقات محتوی مقدار زیادی سم و یکی از سموم قویّه است و از این جهت استعمال آن در آلات و ادوات طباخی بسی خطرناک میباشد و املاح و ترکیبات این فلز را خارجاً و داخلاً در طب استعمال میکنند و نیز در نقاشی وصنایع مستعمل است. (ناظم الاطباء) : و از شهر سامار به دیلمان آهن و سرمه و سرب بسیار خیزد. (حدود العالم ). و اندر کوههای فرغانه معدن زر و سیم است بسیار و معدن مس و سرب و نوشادر. (حدود العالم ).
گروهی اند که ندانند باز سیم ز سرب
همه دروغ زن و خربطند و خیره سرند.
قریعالدهر (از لغت فرس اسدی چ اقبال ص 297).
بچشم خرد چیز ناچیز کرد
دو صندوق پر سرب و ارزیز کرد.
فردوسی.
جان تو بی علم چه باشد سرب
دین کندت زرّ که دین کیمیاست.
ناصرخسرو.
نگویی سنگ مغناطیس آهن چون کشد با خود
سرب الماس را برد که این حکمت زبر دارد.
ناصرخسرو.
سیماب دختر است عطارد را
کیوان چو مادر است و سُرُب دختر.
ناصرخسرو.
در آن چه عیب که از سرب بشکند الماس
هنر در آنکه ز الماس بشکند پولاد.
خاقانی.
این هم ز عجایب خواص است
کالماس به زخم سرب بشکست.
خاقانی.
|| غار و مغاره. (ناظم الاطباء).

سرب. [س َ رِ ] (ص ) پوسیده. (ناظم الاطباء). پوده. (برهان ) (آنندراج ). فسرده. (ناظم الاطباء) (جهانگیری ). افشرده. (برهان ) (آنندراج ). از هم رفته. (جهانگیری ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). کهنه و فرسوده. (ناظم الاطباء).

سرب. [ س َ ] (ع مص ) دوختن درز. (منتهی الارب ). دوختن مشک. (محیط المحیط).

سرب. [ س َ ] (ع اِ) ستور. (منتهی الارب ). شتر و هر چرنده. (محیط المحیط). || چرندگان. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || راه. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (محیط المحیط). || درز. (منتهی الارب ). || جانب و سوی. (منتهی الارب ) (آنندراج ). وجهه. (محیط المحیط). || سینه. (محیط المحیط). || گویند: اذهب فلااَنْدَه ُ سربک ؛ ای لااردّ؛ مرا حاجتی در تو نیست. در جاهلیت بجای صیغه ٔ طلاق گفتندی : اذهبی فلااَنْدَه ُ سربک. (منتهی الارب ) (محیط المحیط).

سرب. [ س َ رَ ] (ع اِ)سوراخ جانوران دشتی. (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (منتهی الارب ). سُمج. (مجمل اللغة) (شرفنامه ) :
در هزیمت چون زنی بوق ار بجایستت خرد
ور نه ای مجنون چرا می پای کوبی در سرب.
ناصرخسرو.
|| خانه ٔ کنده زیر زمین. (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (منتهی الارب ) :
وز مغرب آفتاب چو سر زد مترس اگر
بیرون کنی تو نیز به یمگان سر از سرب.
ناصرخسرو.
|| گیاه. (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (منتهی الارب ). || راه پوشیده. || کاریز که از آن آب به باغ رود. || آبی که به مشک ریزند تا دوالهای آن تر و نرم گردد. (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (منتهی الارب ). آب که در مشک نو کنند تا درزهای آن محکم شود. (مهذب الاسماء). || آبی که از مشک روان شود. || آب روان. ج ، اَسْراب. (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). || از ارباب منازل. (تحقیق ماللهند ص 262).

سرب. [ س َ رَ ] (ع مص ) روان شدن آب از آب دستان. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). چکیدن آب از مشک نو. (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ).

سرب. [ س ِ ] (ع اِ) گله ٔ آهوان. (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (دهار) (منتهی الارب ). || جماعت زنان و جز آن. || گروه سنگخوار. (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). گروه ازپرندگان و از این معنی است گفته ٔ شاعر :
اء سرب َالقطا هل من یعیر جناحَه ُ
لعلی الی من قد هویت اطیر.
(از محیط المحیط).
و قطا، مرغی سنگخوار بود. مؤلف منتهی الارب و به پیروی از او مؤلفان آنندراج و ناظم الاطباءعام را بر خاص اطلاق کرده اند. || پاره ای از خرمابنان. || راه. || حال و شأن. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || دل. (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). و از این معنی است : هو واسعالسرب ؛ ای رخی البال ؛ یعنی آسوده خاطر است.(منتهی الارب ). || نفس. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). و منه : هو آمن فی سربه ؛ ای نفسه. (آنندراج ). || سینه. ج ، اسراب. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (بحر الجواهر).

معنی سرب به فارسی

سرب
( اسم ) فلزیست نرم و خاکستری رنگ مایل با آبی شماره اتمی آن ۸۲ و وزن اتمی ۲٠۷ / ۲۱ در طبیعت به حالت آزاد موجود نیست سنگهای معدنی آن گالن یا سولفور سرب سرویست ( کربنات سرب ) میباشد آنک .
گله آهوان یا جماعت زنان و جز آن یا گروه سنگخوار .
[balance weight] [مهندسی بسپار- تایر] وزنه ای معمولاً سربی که برای میزان کردن تایر بر لبۀ رینگ (rim) چرخ اضافه می شود
[ گویش مازنی ] /sarb/ سرب
زرگون زرقون زرجون سلیقون
یکی از ترکیبات سرب که آن را می توان به جای اکسید سرب به مصرف رسانید .
چیزی است مثل خاک که از کان سرب بدست می آید و نهایت بدبو باشد .
استات سرب را گویند که شیرین مزه ولی سمی و بسیار خطرناک است .

معنی سرب در فرهنگ معین

سرب
(س ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - گلة آهو، دستة پرندگان . ۲ - دل ، قلب .
(سُ) (اِ.) فلزی است نرم و چکش خور به رنگ خاکستری که در طبیعت به طور آزاد موجود نیست .
(سَ رَ) [ ع . ] (اِ.) راه زیرزمینی .

معنی سرب در فرهنگ فارسی عمید

سرب
۱. گلۀ آهو.
۲. دستۀ پرندگان.
۳. جماعت.
۴. راه.
۵. قلب، دل.
فلزی نرم، چکش خور، قابل تورق و کم دوام به رنگ خاکستری که در مجاورت هوا تیره و در ۳۲۷ درجه سانتی گراد حرارت ذوب می شود. برای ساختن ساچمه، گلوله، حروف چاپخانه و روکش سیم های برق به کار می رود.

سرب در دانشنامه اسلامی

سرب
معنی سَارِبٌ: رونده در راه که رفتن خود را علني کند و پنهان ندارد (از کلمه سَرَب يا سُرب به معني معناي در سرازيري رفتن ، روان شدن اشک ، و نيز رفتن در هر راه ميباشد )
معنی مَّرْصُوصٌ: با سُرب (رصاص) محکم کاري شده (به طوري که در مقابل عوامل انهدام ، مقاوم باشد)
معنی سَرَباً: مسلک و مذهب (سرب و نفق عبارت است از راهي که در زير زمين کنده شده و از نظر عموم پنهان است . در عبارت "فَـﭑتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي ﭐلْبَحْرِ سَرَباً " گويا راهي را که ماهي موسي پيش گرفته و به دريا رفت تشبيه به نقبي کرده که کسي پيش بگيرد و ناپديد شود)
تکرار در قرآن: ۲(بار)
«سَرَب» (بر وزن جَرَب) به گونه ای که «راغب» در «مفردات» گوید، به معنای راه رفتن در سراشیبی است.
(به فتح س - ر) رفتن در سرازیر و نیز محل سرازیر چنانکه راغب گفته است . ظاهراً سرب مصدر و تمیز است یعنی: ماهی خود را فراموش کردند پس راه خویش را سرازیز به دریا پیش گرفت (به طور سرازیری رفت). سارب: راه رونده در علم خدا مساوی است آنکه پنهانی سخن گوید و آنکه آشمار و آنکه در شب پنهان می‏شود و در روز روشن راه می‏رود. راغب گوید «السارب: الذاهب فی سربه‏ای طریقه» گوئی یک نوع آسانی و راحت رفتن در آن ملحوظ است که سرازیری در معنی اوّلی آن قید شده.
واژه سرب ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • فدیه، سرب اطلاق شده به فدیه به معنای چیز دریافت شده در برابر آزادی اسیر• سرب (فلز)، از عنصرهای شیمیایی واسطه در جدول تناوبی و یکی از فلزات
...



سرب در دانشنامه ویکی پدیا

سرب
سرب از عنصرهای شیمیایی واسطه در جدول تناوبی با نماد شیمیایی Pb (به لاتین: Plumbum) است. سرب همچنین در رده فلزها قرار دارد. این فلز تشعشعات هسته ای را عبور نمی دهد. سرب در طبیعت به شکل کانی به نام گالن (سیستم تبلور کوبیک یا مکعبی) یافت می گردد.نبو
سرب عنصر شیمیایی است که در جدول تناوبی با نشان Pb و عدد اتمی ۸۲ وجود دارد. سرب عنصری سنگین، سمی و چکش خوار است که دارای رنگ خاکستری کدری می باشد. هنگامیکه تازه تراشیده شده سفید مایل به آبی است اما در معرض هوا به رنگ خاکستری تیره تبدیل می شود. از سرب در سازه های ساختمانی، خازنهای اسید سرب، ساچمه و گلوله استفاده شده و نیز بخشی از آلیاژهای لحیم، پیوتر و آلیاژهای گدازپذیر می باشد. سرب سنگین ترین عنصر پایدار است.
سرب فلزی است براق، انعطاف پذیر، بسیار نرم، شدیداً چکش خوار و به رنگ سفید مایل به آبی که از خاصیت رسانای الکتریکی پایینی برخوردار می باشد. این فلز حقیقی به شدت در برابر پوسیدگی مقاومت می کند و به همین علت از آن برای نگهداری مایعات فرسایشگر (مثل اسید سولفوریک) استفاده می شود. با افزودن مقادیر خیلی کمی آنتیموان یا فلزات دیگر به سرب می توان آن را سخت نمود.
کاربردهای اولیه سرب عبارت بودند از:سازه های ساختمانی، رنگدانه های مورد استفاده در لعاب سرامیک و لوله های انتقال آب. کاخ ها و کلیساهای بزرگ اروپا دروسایل تزئینی، سقفها، لوله ها و پنجره ها یشان دارای مقادیر قابل توجهی سرب هستند. این فلز (در حالت عنصری) پس از آهن، آلومینیم، مس و روی بیشترین کاربرد را دارد. موارد استفاده معمولی سرب به شرح زیر است: در باتری های اسید سرب، در اجزای الکترونیکی، روکش کابل، مهمات، در شیشه CTRها، سرامیک، شیشه های سربدار، لوله های سربی (استفاده از اتصالات سربی در لوله های آب آشامیدنی در دهه ۹۰ در آمریکا غیرقانونی شد و امروزه کاربرد آنچنانی ندارند) در رنگ ها (از سال ۱۹۷۸ در آمریکا و به تدریج از دهه ۶۰ تا دهه ۸۰ در انگلستان ممنوع شد اگرچه رنگ سطوح قدیمی می توانست تا ۵۰٪ وزن از سرب باشد) آلیاژها، پیوتر، اتصالات و مواد پرکننده . همچنین در بام ها به عنوان درزگیر برای محافظت اتصالات در برابر باران مورد استفاده قرار می گیرد. در بنزین به صورت تترا اتیل و تترا متیل سرب برای کاهش صدای موتور کاربرد داشت. البته فروش بنزین سربدار در آمریکا از سال ۱۹۸۶ و در اتحادیه اروپا از سال ۱۹۹۹ ممنوع شد.
عکس سرب
سرب (II) سولفید یک ترکیب معدنی متشکل از سرب وگوگردوپرهام عزیزی است.
Lead Sulphide - An Intrinsic Semiconductor, E H Putley and J B Arthur, Proc. Phys. Soc. B, 64 pp. 616–618 (1951) doi:10.1088/0370-1301/64/7/110
Absorption Spectra of Lead Sulphide at Different Temperatures, W. Paui and رجینالد ویکتور جونز, Proc. Phys. Soc. B, 6 (3) pp. 194–200 (1953).
Electronic and Vibrational Properties of Lead Sulphide Nanocrystals, Janet Lynn Machol, Ph.D. Thesis, Cornell Univ. (1993).
Nonlinear optical properties of lead sulfide nanocrystals in polymeric coatings, S W Lu et al, Nanotechnology 13 669-673 (2002) doi:10.1088/0957-4484/13/5/326
plumbous sulfide galena
سرب (II) نیترات یا نیترات سُرب، یک ترکیب شیمیایی، نمک غیرآلی نیتریک اسید و سرب، با فرمول شیمیایی Pb(NO۳)2 می باشد. این ماده، یک بلور بی رنگ یا پودر سفید و یک اکسیدکنندهٔ قوی و پایدار است. بر خلاف بیشتر نمک های سرب (II)، در آب حل می شود. کاربرد اصلی این ماده از قرون وسطی، با نام plumbum dulce، مادهٔ خام برای تولید رنگدانه ها بوده است. از قرن بیستم، به عنوان یک پایدارساز (تثبیت کننده) در نایلون و پلی استرها و روکش دار کردن کاغذهای فوتوترموگرافیک به کار رفته است. استفاده های تجاری در اروپا تا سدهٔ ۱۹ رخ نداد و این مدت برای ایالات متحده تا سال ۱۹۴۳ بود که در آن زمان با یک خط تولید عمدهٔ سرب فلزی یا سرب اکسید در نیتریک اسید آغاز شد.(=O)().(=O)().
Lead(II) nitrate
Lead nitratePlumbous nitrateLead dinitratePlumb dulcis
(=O)().(=O)().
سرب(II) یدید، نام یک جامد سمی و زردرنگ با فرمول شیمیایی (PbI۲) می باشد. در حالت بلوری به عنوان یک ردیاب برای فوتون های پرانرژی شامل اشعه های ایکس و گاما استفاده می شود. این ماده هم چنین با نام plumbous iodide نیز شناخته می شود. شمارهٔ رجوع سی ای اس برای این ماده ۰-۶۳-۱۰۱۰۱ می باشد. جرم مولکولی اش ۴۶۱.۰۵ گرم بر مول می باشد.II
Plumbous iodide
II
InChI=1S/2HI.Pb/h2*1H;/q;;+2/p-2 YKey: RQQRAHKHDFPBMC-UHFFFAOYSA-L Y
سرب ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
سرب (II) سولفید
سرب (II) نیترات
سرب (II) یدید
سرب (فیلم)
سرب استیفنات (به انگلیسی: Lead styphnate) با فرمول شیمیایی C6HN3O8Pb یک ترکیب شیمیایی با شناسه پاب کم 7476 است. که جرم مولی آن ۴۵۰٫۲۸۸ گرم بر مول می باشد.c1c(c(c(c(c1(=O)))(=O)))(=O).
Lead 246-trinitrobenzene-13-diolate
c1c(c(c(c(c1(=O)))(=O)))(=O).
InChI=1S/C6H3N3O8.Pb.2H/c10-5-2(7(12)13)1-3(8(14)15)6(11)4(5)9(16)17;;;/h1,10-11H;;;/q;+2;;/p-2 YKey: LUOXLOOLRLENSH-UHFFFAOYSA-L Y
سرب تیتانات (به انگلیسی: Lead titanate) با فرمول شیمیایی PbTiO۳ یک ترکیب شیمیایی با شناسه پاب کم ۱۶۲۱۱۵۶۰ است. که جرم مولی آن ۳۰۳٫۰۹ g/mol می باشد.
ترکیب شیمیایی
نام گذاری اتحادیه بین المللی شیمی محض و کاربردی
Lead(II) titanateLead titanium oxideLead(II) titanium oxide
استات سرب ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
استات سرب (II)
استات سرب (IV)
چاه سرب یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر شیر گشت استان خراسان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، سرب و روی است.سنگ میزبان این اندیس آهک و دولومیت است و دیرینگی آن به دوران ژوراسیک می رسد.
فهرست اندیس های استان خراسان
قلعه سرب یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر بردسیر استان کرمان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مس است.
فهرست اندیس های استان کرمان
اکسیدهای سرب گروهی از ترکیبات معدنی شامل سرب و اکسیژن هستند.
اکسید سرب (II)، PbO، لیتارژ، ماسیکوت
تتراکسید سرب، Pb3O4، مینیوم، سرب سرخ
دی اکسید سرب (اکسید سرب (IV))، PbO2
اکسیدهای سرب متداول شامل موارد زیر هستند:
اکسیدهای سرب نامتداول شامل موارد زیر هستند:
فلز سرب به طور طبیعی دارای ۴ ایزوتوپ (۲۰۴Pb, ۲۰۶Pb, ۲۰۷Pb, ۲۰۸Pb) است.
Isotope masses from:
ضد کوبش (به انگلیسی: Tetraethyllead) یک ترکیب شیمیایی با شناسه پاب کم ۶۵۱۱ است. شکل ظاهری این ترکیب، مایع بی رنگ است. از تترااتیل سرب در بنزین به عنوان ماده ضد کوبش استفاده می شد؛ تا این که پژوهش های علمی مشخص کرد این ماده به دلیل تولید سرب برای سلامت انسان ها مضر است و بنزین های بدون سرب وارد بازار شدند.CC(CC)(CC)CC
Tetraethylplumbane
Lead tetraethyl
Tetraethyl lead
تترا اکسید سرب (به انگلیسی: Lead tetroxide) با فرمول شیمیایی Pb۳O۴ یک ترکیب شیمیایی با شناسه پاب کم ۱۶۶۸۵۱۸۸ است. که جرم مولی آن ۶۸۵٫۶ g/mol می باشد. شکل ظاهری این ترکیب، بلورهای بنفش و نارنجی است. نام دیگر این ترکیب سرنج است. در ایران در جشن های چهارشنبه سوری توسط مردم به عنوان اکسیدکننده قوی در نارنجک های دستی استفاده می شود. برای این منظور با اکلیل آلومینیوم مخلوط می شود اما اگر مقداری اکلیل منیزیم هم داشته باشد صدای بسیار مهیبی تولید می کند و همچنین شایان ذکر است که قدرت اکسید کنندگی کمتری نسبت به پرمنگنات و کلرات و پرسولفات ها دارداین ترکیب از واکنش اکسید سرب با هوا در دماهای بالای ۴۰۰ درجه بدست می آید. تتراکسید سرب ماده ای اکسیدکننده، سرطانزا، سمی و منفجره است. در هنگام حمل و نقل آن باید بسیار دقت شود. از دیگر کاربرد های این ماده استفاده به عنوان رنگدانه در نقاشی هاست. به دلیل خطرناک بودن ماده امروزه کمتر از آن به عنوان رنگ استفاده می شود.و مکنیزم انفجار اکلیل سرنج به طورخلاصه به این گونه می باشد : از آنجا که آلومینیوم تمایل زیادی برای واکنش با اکسیژن دارد و برای واکنش با اکسیژن با سرنج وارد واکنش می شود و در این واکنش آلومینیوم به اکسید آلومینیوم و سرنج به سرب تبدیل میشودO1O11OO1
Lead tetroxide
O1O11OO1
InChI=1S/4O.3Pb YKey: XMFOQHDPRMAJNU-UHFFFAOYSA-N Y
ترکیب های آلی سرب عبارتند از ترکیب های شیمیایی که دارای پیوند شیمیایی میان کربن و سربند. شیمی آلی سرب دانش مرتبط با همین ترکیب ها است. نخستین ترکیب آلی سرب، هگزا-اتیل-دی-سرب (Pb2(C2H5)6) بود که در سال ۱۸۵۶ ساخته شد. چون سرب و کربن در یک گروه اند چهار پیوند یا تتراوالانت تشکیل می دهند.
هرچه در گروه پایین تر رویم پیوند C–X که (X = C, Si, Ge, Sn, Pb) ضعیف تر و طول پیوند بزرگتر می شود. برای مثال، طول پیوند C–Pb در تترامتیل سرب، ۲۲۲ پیکومتر و انرژی تفکیک پیوند آن ۴۹ کیلوکالری بر مول (۲۰۴ ژول بر مول) است. اما طول پیوند C–Sn در تترامتیل قلع، ۲۱۴ پیکومتر و انرژی تفکیک آن ۷۱ کیلوکالری بر مول است.
ترکیب های آلی سرب دوست دارند سرب با ظرفیت چهار داشته باشند که این مطلب درخور توجه است چون سرب در ترکیب های غیرآلی بیشتر ظرفیت دو در مرکز دارد.
تلورید سرب (به انگلیسی: Lead telluride) با فرمول شیمیایی PbTe یک ترکیب شیمیایی است. که جرم مولی آن 334.80 g/mol می باشد. شکل ظاهری این ترکیب، دستگاه بلوری مکعبی خاکستری است.
ترکیب شیمیایی
نام گذاری اتحادیه بین المللی شیمی محض و کاربردی
Lead(II) tellurideAltaite
تکه های سنگین سرب، یک تئاتر پرتره به نویسندگی و کارگردانی ایوب آقاخانی دربارهٔ زندگی خصوصی و عاشقانه های مصطفی چمران با دختری عرب بنام غاده رحمن است که در تئاتر شهر سالن چهارسو به نمایش در آمد.
«پایان اجرای «تکه های سنگین سرب»». پایگاه رسمی تئاتر شهر تهران. چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۴. تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
«کتاب تکه های سنگین سرب رونمایی شد». خبرگزاری صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران. ۰۲ مهر ۱۳۹۴. تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
«فیلم تئاتر تکه های سنگین سرب». شبکه نمایش خانگی - فیلیمو. 14/10/1395. تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
نویسنده و کارگردان: ایوب آقاخانی بازیگر نقش چمران: پیام دهکردی بازیگر نقش غاده: عارفه لک
نمایشنامه این تئاتر، به صورت کتاب چاپ شده است که در مراسم رونمایی از آن وزیر فرهنگ و ارشاد و معاون اجرایی هنرهای نمایشی و جمعی اصحاب فرهنگ و قلم حضور داشتند. همچنین تله تئاتر این اثر در شبکه نمایش خانگی تولید و ارائه شد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

سرب در دانشنامه آزاد پارسی

سُرب (lead)
عنصری فلزی، خاکستری رنگ، چکش خوار، نرم و سنگین، با نماد Pb، عدد اتمی ۸۲، و جرم اتمی نسبی ۲۰۷.۱۹. معمولاً به شکل کانی، غالباً به شکل سولفید گالنایا سولفید سرب طبیعی یافت می شود. گاهی نیز به شکل فلز آزادیا فلز خالص طبیعیوجود دارد و گاهی نیز محصول پایدار واپاشی اورانیوماست. نقطۀ ذوبآن پایین، و رسانای ضعیف جریان الکتریسته است. در برابر خوردگی اسیدیمقاوم است. این ماده از طریق لوله های آب یا رنگ های سربی و بنزین سرب دار به شکل سم توده ای وارد بدن می شود. برای انسان، قرار گرفتن در معرض سرب در محدودۀ ۲ تا ۴سالگی موجب آسیب های جدی مغزی می شود. این فلز محافظ خوبی در برابر تشعشع است و در باطر ی ها، شیشه، سرامیک، و آلیاژهایی مثل لحیم و مفرغ به کار می رود. از قرن ۱۵م، برای ساخت گلوله به کار می رود. در بهار ۱۹۹۹، ارتش امریکا تفنگ هایی فاقد سرب در اختیار سربازان خود قرار داد که برای محیط زیست خطری نداشتند. این ارتش از ۲۰۰۳ همۀ گلوله های سربی را از بین برده و دیگر از آن استفاده نمی کند.

سرب در جدول کلمات

سرب
ابک
سرب سوخته
ابار
سرب سیاه
گرافیت
از آن سو فلزی سفید متمایل به آبی است که برای ساخت قطعه های حروف چاپخانه با سرب مخطوط می کنند
نمیتنا

معنی سرب به انگلیسی

lead (اسم)
راهنمایی ، سبقت ، رهبری ، تقدم ، سر پوش ، مدرک ، هدایت ، راه آب ، سرب ، شاقول گلوله ، پیش افت
plumbum (اسم)
سرب
massicot (اسم)
سرب ، کشته سرب ، پروتوکسید زرد
serbian (اسم)
سرب ، صرب ، زبان صربستانی

معنی کلمه سرب به عربی

رصاص اسود
خالي من الرصاص
رصاصي

سرب را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

وحید حسین زاده ١٦:٠١ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
خاک سرب=سربا
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نام‌‌ دیگر سرب   • کاربرد سرب   • مضرات سرب   • چرا فلز سرب سمی است   • خواص سرب   • سرب چیست   • سرب تریاک   • فیلم سرب   • معنی سرب   • مفهوم سرب   • تعریف سرب   • معرفی سرب   • سرب یعنی چی   • سرب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سرب
کلمه : سرب
اشتباه تایپی : svf
آوا : sorb
نقش : اسم
عکس سرب : در گوگل


آیا معنی سرب مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )