برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1278 100 1

سرحد

/sarhadd/

مترادف سرحد: ثغر، حد، کرانه، مرز، ناحیه، سردسیر، ییلاق

متضاد سرحد: گرمسیر، قشلاق

برابر پارسی: مرز، کرانه

معنی سرحد در لغت نامه دهخدا

سرحد. [ س َ ح َدد / ح َ ] (اِ مرکب ) حد فاصل در زمین مشترک. (آنندراج ) (از بهار عجم ). از: سر + حد. مرز. ثغر: تونل و تالخزه دو ده است اندر میان کوه نهاده است بر سرحد میان چگل و خلخ. (حدود العالم ).
چو آمد به سرحد نزدیک روم
شد آراسته یکسر آن مرز و بوم.
فردوسی.
این مقدمی دیگر بود از سرحد غور و گوزگانان. (تاریخ بیهقی ). وزیران او نامه ها که از لشکرها آمده بود از سرحدهاء ممالک او بر وی عرض کردند. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 66). سرحد میان پارس واصفهان یزد خواست و یزد و ابرقویه و سمیرم. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 131). چون به سرحد ولایت فارس رسید طایفه ای از لشکر عضدالدوله به خدمت او رفتند. (ترجمه ٔتاریخ یمینی ).
سر بندگی بر زمینش نهاده
همه نامداران دریا و سرحد.
سعدی.

معنی سرحد به فارسی

سرحد
مرز، کرانه، خطونشان وعلامتی که زمینی راجداکند
۱ - مرز هر چیز کرانه . ۲ - مرز مملکت . ۳ - خط و علایمی که زمینی را از زمینهای مجاور جدا کند . ۴ - نواحیی که هنگام تابستان ایلات بان کوچ کنند یعنی نواحیی که در سر حد منطقه عشایری قرار گرفته و دارای هوای خنک است ( قشقایی و خمسه ) جمع سرحدات ( غلط ) .
حد فاصل در زمین مشترک
[frontier] [جغرافیای سیاسی] ← منطقۀ مرزی
دهی است از دهستان حومه بخش کرج شهرستان تهران .
ده دهستان القورات بخش حومه شهرستان بیرجند دارای ۱۳٠ تن سکنه آب آن از قنات محصول غلات .
از بلوکات سردسیر فارس جانب شمالی شیراز است .
( صفت ) حاکم و نگهبان سر حد مرزدار .
شغل و عمل سر حد دار مرزداری .
بلوک از سردسیرات فارس در میانه شمال و مغرب شیراز افتاده است .
دهی است و در هفت فرسخ و نیم میانه شمال و مشرق کازرون است .
نام محلی در راه یزد به کرمان در تاریخ گزیده دو بار نام این محل آمده .

معنی سرحد در فرهنگ معین

سرحد
( ~ . حَ) [ فا - ع . ] (اِمر.) مرز. ج . سرحدات .

معنی سرحد در فرهنگ فارسی عمید

سرحد
۱. مرز، کرانه.
۲. خط، نشان، و علامتی که زمین یا ملکی را از زمین و ملک دیگر جدا کند.
۳. مرز کشور.

سرحد در دانشنامه ویکی پدیا

سرحد
سرحد می تواند به موارد زیر اشاره داشته باشد:
مرز (سرحد)
سرحد ناحیه ای در استان سیستان و بلوچستان
خیبر پختونخوا در شمال غرب پاکستان
بخش سرحد در شهرستان شیروان
سرحد فیلمی ایرانی محصول ۱۳۷۵
سرحد فیلمی امریکایی به زبان فارسی محصول ۱۹۸۷
سرحد فلات خشک و مرتفعی در بلوچستان ایران است که به وسیله تشکیلات رسوبی، برونزدهای آتشفشانی و دره هایی با ابعاد مختلف بریده شده است. بزرگ ترین این دره ها، دره خاش است. منظر توپوگرافیکی غالب ناحیه کوه تفتان است که آتشفشانی نیمه فعال می باشد. ارتفاع زیاد سبب اعتدال ناحیه می شود، با این حال، اقلیم آن در تابستان ها گرم و خشک و در زمستان ها سرد و در هرماه با بارندگی است که متوسط بارندگی آن ۲۷۸ میلی متر در سال می باشد.
کوه تفتان
از مشخصات عمدة اين ناحية (سرحد)كوهستاني د دره هاي عميق است كه كوه تفتان در مركز آن واقع شده است ظاهر اين ناحيه بياباني بي آب و علف با دشت هاي بدون سبزي و درخت است . آب جاري از كوه تفتان بعضي نقاط را آباد كرده است
هنري فيلد وسرپرسي سايكس، سرحد رایکی از 4 قسمت اصلی بلوچستان ايران تقسیم بندی کرده است.امان الله جهانباني در سال 1308 ش، شهر سرحد را دزدآب(دزآپ) ونواحی اطراف آن ذكر مي كند كه حدود 5000 نفر جمعيت داشت .به نقل از كتابچة ميرزا مهدي خان سرتيپ مهندس، طوايف بلوچ اين منطقه را مشتمل بر ياراحمدزهي 500 خانوار، غمشادزهي 100خانوار، سوري زهي 50 خانوار، مزارزهي 30 خانوار، ريگي 100 خانوار،ميربلوچ زهي 100 خانوار، سهراب زهي 20 خانوار، بامري برهان زهي 60 خانوار، جمشيدزهي 30 خانوار، جهانشاه زهي 20 خانوار، و سالار زهي 15 خانوار، سرپرسي سايكس و اعتمادالسلطنه، جمعيت بلوچ را داراي بيش ترين شمار جمعيتي سرحد و ايل  ياراحمدزهي را مهم تر ين طايفة متنفذ اين منطقه (سرحد) دانسته است.
این ناحیه مرزی، از دوران صفویان و پس از آن دارای سیستم ناحیه ایِ سنتی مبتنی بر دادوستد نابرابر میان کشاورزان واحدهای محلی و گروه قومی غالب بوده است که خراجی را به عنوان تضمین دسترسیِ کشاورزان به زمین جمع آوری می کردند. سازمان بندیِ ناحیه بستگی به رشد و ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

سرحد در دانشنامه آزاد پارسی

سَرْحَد
منطقه ای کوهستانی در استان سیستان و بلوچستان ایران، متصل به مرز بلوچستانِ پاکستان. رشته کوه های سرحد از شمال غربی به سمت جنوب شرقی امتداد دارد و بلندترین چکاد آن قلۀ آتشفشانی تفتان (۳,۹۴۱ متر) است. کوه های سرحد بازوهای شرقی ـ غربی نیز دارد که کوه بَزمان (۳,۵۰۳ متر) از آن جمله است و سرحد را به جبل بارز متصل می کند. شهر خاش (وَشت قدیم) در دره ای در دامنه های غربی کوه اصلی، در سر راه زاهدان به ایرانشهر و چابهار واقع است. در اواخر قرن ۱۹، به سبب ناامنی و راهزنی های مداوم، از جمعیت این منطقه کاسته و کشاورزی آن نابود شد. در ۱۹۱۶ ارتش هندی انگلیسی مستقر در بلوچستان برای سرکوبی راهزنان به کوه مورپیش لشکرکشی کرد.

ارتباط محتوایی با سرحد

سرحد در جدول کلمات

سرحد دار
مرزبان
سرحد کشورها
مرز

معنی سرحد به انگلیسی

border (اسم)
حد ، مرز ، سرحد ، سامان ، حاشیه ، لبه ، خط مرزی ، کناره ، خط سرحدی
bound (اسم)
حد ، مرز ، سرحد ، خیز ، کران ، جست و خیز
abutment (اسم)
مجاورت ، زمین همسایه ، کنار ، زمین سر حدی ، طرف ، زمین مجاور ، حد ، نیم پایه ، پایه جناحی ، مرز ، بست دیوار ، نزدیکی ، اتصال ، پشتیبان ، سرحد ، خرپا ، سامان ، پشت بند دیوار
boundary (اسم)
مرز ، سرحد ، خط سرحدی ، کرانه
frontier (اسم)
مرز ، سرحد ، خط سرحدی ، خط فاصل ، صف جلو لشکر
butting (اسم)
سرحد
demarcation line (اسم)
سرحد ، خط فاصل
borderline (اسم)
سرحد
boundary line (اسم)
سرحد
bourn (اسم)
مرز ، سرحد ، هدف ، قلمرو
bourne (اسم)
مرز ، سرحد ، هدف ، قلمرو

معنی کلمه سرحد به عربی

سرحد
حدود , عتبة

سرحد را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدرحیم ریگی
دربلوچستان منطقه سردسیر (ییلاقی)زاهدان وخاش راسرحدمیگویندکه درمقابلش منطقه ی گرمسیر(قشلاق)مکران قراردارد
محمدرحیم ریگی
سردسیر(ییلاق)
دربلوچستان منطقه سردسیر (ییلاقی)زاهدان وخاش راسرحدمیگویندکه درمقابلش منطقه ی گرمسیر(قشلاق)مکران قراردارد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی سرحد   • معنی کادر   • سرحد فارس   • عکس سرداران بلوچ   • سرحد بلوچستان   • پایتخت مالت   • مفهوم سرحد   • تعریف سرحد   • معرفی سرحد   • سرحد چیست   • سرحد یعنی چی   • سرحد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سرحد
کلمه : سرحد
اشتباه تایپی : svpn
آوا : sarhadd
نقش : اسم
عکس سرحد : در گوگل

آیا معنی سرحد مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )