انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1093 100 1

سرخاب

/sorxAb/

مترادف سرخاب: آلغونه، بزک، سرخی، غازه، گلغونه، گلگونه

معنی اسم سرخاب

اسم: سرخاب
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: سهراب، گلگون، شاداب، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر رستم پهلوان شاهنامه و تهمینه

معنی سرخاب در لغت نامه دهخدا

سرخاب. [ س ُ ] (اِ مرکب )نوعی از مرغابی باشد سرخ رنگ. گویند ماده ٔ آن را مانند زنان حیض برآید، و بعضی گویند پرنده ای است که تمام شب از جفت خود جدا باشد و یکدیگر را نبینند لیکن آواز دهند و بسمت آواز بقصد ملاقات هم آیند، اما ملاقی نشوند و تمام شب بیقرار باشند و چون از جفت جدا شوندجفتی دیگر نکنند و اگر یکی از آنها جفت خود را در آتش بیند او نیز خود را در آتش اندازد و او را خرچال هم میگویند. (برهان ). نام بطی است از جنس مرغابی. (آنندراج ). طائر معروف که بر کناره ٔ آب نشیند. وجه تسمیه اش آنکه ماده اش بخلاف طیور دیگر بوقت معهود حیض کند. (غیاث اللغات ). نام پرنده ای است آبی تیزپر که آن را جود، جغوک ، چکاک ، چکاو، خرچال ، کیوک ، مانورک نیز گویند. تازیش ابوالملیح و آن را شواز و قبره نیز نامند و هند جکور خوانند. (شرفنامه ٔ منیری ) :
پیش اوکی شوند باز سپید
چون تذروان سرخ و چون سرخاب.
عسجدی (دیوان چ شهاب ص 15).
کبک رقاصی کند سرخاب غواصی کند
این بدین معروف گردد آن بدان شاهر شود.
منوچهری.
آن نباشد ولی که چون سرخاب
رود از بهر آبروی بر آب.
سنایی.
|| سرخی و غازه ای باشد که زنان با سفیدآب بر روی خود مالند. (برهان ). گلگونه که زنان بر روی مالند. (آنندراج ). گلگونه و غازه. (غیاث ) :
از خون دل طفلان سرخاب رخ آمیزد
این زال سپیدابرو وین مام سیه پستان.
خاقانی.
بسکه سرخاب روی عمر بشست
این سپید آب پشت شهوت جوی.
خاقانی.
چون ز سرخاب روی شاهد شنگ
داده سرخاب را جمال تو رنگ.
اوحدی (از جهانگیری ).
هر شام و سحر عکس گل و نسترن از باغ
سرخاب و سفیداب زدی روی هوا را.
سلمان ساوجی (از آنندراج ).
|| نام فنی از فنون کشتی. (آنندراج ). نام فنی از فنون کشتی و آن دست در کمر حریف انداخته بر زمین زدن است.(غیاث اللغات ) :
ور مخالف که ترا گفت که سرخاب بزن
گرچه موی کمرت پیچ خورد تاب بزن.
میرنجات (از آنندراج ).
|| خون که بعربی دم خوانند. (برهان ).کنایه از خون. (انجمن آرا) :
تبریز مرا راحت جان خواهد بود
پیوسته مرا ورد زبان خواهد بود
تا درنکشم آب چرنداب و کجیل
سرخاب ز چشم من روان خواهد بود.
کمال خجندی (از انجمن آرا).
|| شراب لعلی. (برهان ). شراب که بکنایه او را سرخاب گویند.(آنندراج ). شراب. (شرفنامه ) (غیاث ) :
تابریزاند تب غم را ز دل سرخاب نوش
بر سر سرخاب رو تا بنگری تبریز را.
سیدجلال عضد (از شرفنامه ).
رسید موسم سرخاب ساقیا برخیز
می چو خون سیاوش در پیاله فکن.
منصور شیرازی (ازآنندراج ).
|| خم شراب. (آنندراج ) :
شداز میخانه ام هر کس تب غم کرد پامالش
از این دارالشفا بگذر چو لبریز است سرخابش.
مخلص کاشی (از بهار عجم ).
|| نام مقامی از موسیقی. (آنندراج ).

سرخاب. [ س ُ ] (اِخ ) نام یکی از نجبای ایران معاصر پیروز یزدگرد. (ولف ) :
یکی پارسی بود بس نامدار
که سرخابش خواندی همی شهریار.
فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ج 1 ص 2270).

سرخاب. [ س ُ ] (اِخ ) نام پسر افراسیاب که او را سرخه گفتندی. (آنندراج ).

سرخاب. [ س ُ ] (اِخ ) سهراب پسر رستم را نیز سرخاب میگفته اند. (برهان ). نام پسر رستم که به سهراب مشهور شده است. (آنندراج ).نام پسر رستم که او را سهراب هم نام است. (غیاث ).

سرخاب. [ س ُ ] (اِخ ) نام رودخانه ای است کوچک در نواحی کابل که آب آن به سرخی مایل است بسبب سرخی خاک رودخانه. (برهان ). نام رودی است از نواحی کابل. (آنندراج ). نام رودی در نواحی کابل. (غیاث ).

سرخاب. [ س ُ ] (اِخ ) نام کوهی است بر جنوب شهر تبریز و متصل است به شهر. (برهان ). کوهی است در تبریز و سرخ رنگ و گیاه نروید و آب ندارد. (آنندراج ) :
تا بریزاند تب غم را ز دل سرخاب نوش
بر سر سرخاب رو تا بنگری تبریز را.
سیدجلال عضد (از جهانگیری ).

سرخاب. [ ] (اِخ ) ده افشاریه ٔ ساوجبلاغ بخش کرج شهرستان تهران. دارای 499 تن سکنه است. آب آن از قنات. محصول آن غلات ، صیفی ، بنشن ، لبنیات و انگور است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1).

سرخاب. [ س ُ ] (اِخ ) ده دهستان نیر بخش مرکزی شهرستان تبریز. دارای 450 تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4).

سرخاب. [ س ُ ] (اِخ ) نام محلی کنار راه لاهیجان به رشت ، میان حاج آباد و بازگوراب. در 556900گزی تهران واقع شده است. (یادداشت مؤلف ).

سرخاب. [ س ُ ] (اِخ )نام دهی است از سمنان و هم از سبزوار. (آنندراج ).

سرخاب. [ س ُ ] (اِخ ) ابن قارون. از ملوک کیوسیه فرزند سرخاب بوده ، در سنه ٔ 466 هَ. ق. وفات یافت. (ترجمه ٔ سفرنامه ٔ مازندران و استراباد رابینو ص 181).

سرخاب. [ س ُ ] (اِخ ) ابن مهرمردان. از ملوک کیوسیه که مدت بیست سال حکومت کرد. (ترجمه ٔ سفرنامه ٔ مازندران و استراباد رابینو ص 180).از ششمین اسپهبدان طبرستان. (حبیب السیر چ تهران ).

معنی سرخاب به فارسی

سرخاب
محله ایست در تبریز .
غازه، گلگونه، آلگونه، گردیاماده سرخ رنگی
۱ - ماده ای سرخ رنگ که زنان بگونه خود مالند گلگونه غازه . ۲ - نوعی مرغابی سرخ رنگ خرچال شوار شوال . ۳ - شراب لعلی . ۴ - خون .
ابن مهر مردان از ملوک کیوسیه که مدت بیست سال حکومت کرد . از ششمین اسپهبدان طبرستان .
[ گویش مازنی ] /sarKhaab/ از دهات بار فروش بابل & سرخاب - گیاهی با میوه ای شبیه خوشه ی انگور – میوه ی پلم
سر سلسله فرقه سرخابیه از فرق زیدیه .
[Phytolacca] [زیست شناسی- علوم گیاهی] سرده ای از میخک سانان چندساله که بومی امریکای شمالی و جنوبی و شرق آسیا و زلاندنو هستند و موادی دارند که برای پستانداران سمی است، اما پرندگان به راحتی میوۀ آنها را میخورند، زیرا پوستۀ دانۀ آنها در دستگاه گوارش پرندگان قابل هض...
[Phytolaccaceae] [زیست شناسی- علوم گیاهی] تیره ای از میخک سانان اغلب علفی گرمسیری یا درختی یا درختچه ای با پانزده سرده و 100 گونه و گل آذین خوشه ای
رستم بن سرخاب بن قارن بن شهریار بن شروین بن سرخاب بن مهر مردان بن سهراب بن ساوبن شاپور بن کیوس بن قباد سیزدهمین و آخرین کسی از سلسله باوندیه که در سال ۴۱۶ ق . در جنگ با علائ الدوله مقتول و دولت باوند بر افتاد .
قلعه ایست از عراق و این در کتب تواریخ مثل مطلع السعدین و غیره مسطور است .

معنی سرخاب در فرهنگ معین

سرخاب
(سُ) (اِمر.) ماده ای سرخ رنگ که زنان به گونة خود مالند، گلگونه .

معنی سرخاب در فرهنگ فارسی عمید

سرخاب
۱. گرد یا مادۀ سرخ رنگی که زنان به گونه های خود می مالند، غازه، گلگونه، آلگونه.
۲. (زیست شناسی) نوعی مرغابی، خرچال.

سرخاب در دانشنامه ویکی پدیا

سرخاب
سرخاب ممکن است به یکی از موارد زیر اطلاق شود:
سهراب پسر رستم
سرخاب نام یکی از محله های شهر تبریز است.
سرخاب نام کوهی در نزدیکی محلهٔ سرخاب و باغمیشهٔ تبریز است.
سرخاب نام یک حوزه آبریز در استان لرستان است.
سرخاب روستایی در شهرستان مهاباد ایران است.
سرخاب نام یک ولسوالی است در ولایت لوگر افغانستان.
سرخاب یکی از نام های خانوادگی در ایران است.
سرخاب یکی از لوازم آرایشی همانند رژ لب و گونه است.
سرخاب نام رودی است در آسیای میانه.
سرخاب یا کشتی چسب، جانوری بندپا
سرخاب، روستایی از توابع بخش اندیکا شهرستان مسجدسلیمان در استان خوزستان ایران است.
این روستا در دهستان شلال و دشتگل قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
سرخاب جماعت و شهرکی در کشور تاجیکستان است که در ناحیهٔ جرگه تال ناحیه های تابع جمهوری قرار دارد. جمعیت این جماعت ۲۳۶۷ است.
فهرست جماعت های تاجیکستان
سرخاب، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ساوجبلاغ در استان البرز ایران است. این روستا از نظر آب و هوایی یکی از مناطق ییلاقی استان البرز محسوب می شود، سرخاب از نظر کشاورزی نیز یکی از پرباغ ترین و پرمحصول ترین روستاهای شهرستان ساوجبلاغ می باشد. اهالی روستا بیشتر به زبان ترکی صبحت می کنند و علاوه بر ترکی فارسی هم جزء زبان اهالی سرخاب می باشد. در سالهای مختلف مهاجرانی از نقاط مختلف کشور مانند تبریز، خمسه (زنجان)، کرمانشاه، کردستان به روستا مهاجرت کرده اند و از این نظر سرخاب نسبت به سایر روستاهای ساوجبلاغ از تنوع قومی بیشتری برخوردار است. سرخاب از نظر نوع آب آشامیدنی آبی سالم و سبک را داراست که همین عامل سبب شده تا برای ویلاسازی مورد توجه اهالی دو شهر بزرگ کشور یعنی تهران و کرج قرار بگیرد. روستای سرخاب نسبت به جاده قدیم کرج قزوین بعد از پمپ بنزین تهراندشت اولین روستایی می باشد که به جاده دسترسی دارد و از جنوب به روستای آران از غرب به سعیدآباد از شرق به عباس آباد کوچک و از شمال به جاده اصلی منتهی می شود. در سرخاب تپه ای قرار دارد که گویا مربوط به ۴۵۰۰ سال پیش می باشد که توسط جویندگان اشیاء عتیقه از نقاط مختلف مورد تجسس قرار گرفته است. از سمت شرقی سرخاب رودخانه فصلی کردان می گذرد که از اوایل اسفند تا اواخر خرداد در آن آب جاری می شد و لی با توجه به خشکسالی های اخیر این مدت به یک ماه کاهش پیدا کرده است. هر چند در سالهای پیش در پاییز نیز گاهی این رودخانه پر آب بود و شایان ذکر است که این رودخانه یکبار در سال ۶۴ طغیان کرده و خرابی هایی را به بار آورده است؛ که بعد از طغیان رودخانه دیواره ای سنگی در قسمتی از آن برای جلوگیری از نفوذ آب به روستا بنا شده است.
مختصات: ۳۸°۰۵′ شمالی ۴۶°۱۸′ شرقی / ۳۸٫۰۸۳°شمالی ۴۶٫۳۰۰°شرقی / 38.083; 46.300
خانه شربت اوغلی در زمینی به وسعت ۱۶۰۰ متر مربع در خیابان ثقةالاسلام، کوی سرخاب و معبری که به درب سرخاب معروف است، بنا شده و یکی از جاذبه های دیدنی شهر به شمار می رود. این خانه که اکنون محل فعالیت شعبه بنیاد ایران شناسی در آذربایجان شرقی می باشد، متعلق به اواخر دوره قاجاریه بوده و در اوایل دوره پهلوی بنایی دو طبقه در ضلع غربی حیاط بیرونی آن احداث شده و به طور کلی مشتمل بر دو طبقه مسکونی و زیر زمین در دو بخش بیرونی و اندرونی می باشد.
سُرخابْ یکی از محله های بزرگ و قدیمی شهر تبریز است. این محله در شمال شهر و در حوزهٔ استحفاظی منطقهٔ ۱ شهرداری تبریز واقع شده است. این محله در جوار کوه عون بن علی قرار گرفته است.
نادر میرزا در تاریخ و جغرافیای دارالسلطنهٔ تبریز می نویسد:
کوی و بستانی بزرگ است. به نام آن کوه (ی) خوانده اند که کوی به سفح آن است. این کوی مرتفع و مشرف بر همه شهر است. هوای این نیک وبه اعتدال است. روزها به تابستان گرمتر بود که خورشید براین کوه خشک تابد. چون پاسی از شب بگذرد سنگها را گرمی برود و هوا نیک شود. خاک این کوی سخت و با ریگ مخلوط است. چون دیوارها نهند سخت تر گردد و به زمین آن رطوبت نبود. بساتین این کوه کمتر است. توت بیدانه و بادام و فندق و امرود آن نیکوست. کدخدای آن امروز میرزا جواد خان فرزند حاجی میرزا علی وکیل دیوانخانه و از خاندان بزرگ است که بدین نامه بیاید. بقعه مبارکه سید حمزه در این کوی است که زیارتگاه تمامی مردم شهر است و این بقعه در وسط این کوه است.
سرخاب (به کردی: سوورخاو، Sûrxaw) روستایی از توابع بخش خلیفان در شهرستان مهاباد است که در استان آذربایجان غربی ایران قرار دارد.
این روستا در دهستان دهستان منگور غربی واقع شده و براساس سرشماری سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۲۲ نفر (۳۱ خانوار) بوده است.
مختصات: ۳۸°۰۵′۲۴″شمالی ۴۷°۵۴′۴۲″شرقی / ۳۸٫۰۸۹۹۱°شمالی ۴۷٫۹۱۱۶۳°شرقی / 38.08991; 47.91163
سرخاب روستایی است که در استان اردبیل، شهرستان نیر، بخش مرکزی، دهستان دورسون خواجه قرار دارد. روستای سرخاب یکی از زیباترین و بکرترین روستاهای کوهستانی محسوب می شود.همه ساله بسیاری از گردشگران طبیعت و مناطق بکر به روستای سرخاب آمده و به تفریح و تفرج می پردازند.از جاهای دیدنی این روستا میتوان جولان بلاغی،آغلاغان دره سی،دره بوغازی،چاخ ناخلار تپه سی ، اوغوز مزاری ،باش بولاغ، میدان سدی،ساخسولی،زاغا قاباغی،قبرساندق یوردی،شر شر، دربند و طبعیت زیبای آن اشاره کرد.
بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت این روستا ۲۹۷ نفر با ۶۰ خانوار بوده است.
مختصات: ۳۵°۴۰′۱۱″ شمالی ۴۸°۱۱′۲۹″ شرقی / ۳۵٫۶۶۹۷۲°شمالی ۴۸٫۱۹۱۳۹°شرقی / 35.66972; 48.19139
سرخاب (کبودرآهنگ)، روستایی از توابع بخش شیرین سو شهرستان کبودرآهنگ در استان همدان ایران است.
این روستا در دهستان مهربان علیا قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۴۹۶ نفر (۱۳۵خانوار) بوده است.
سرخاب کولی (گیاه) (نام علمی: Phytolacca americana) نام یک گونه از سرده سرخاب کولی است.
حدود ۳۵.
واژه های مصوّب فرهنگستان تا پایان سال ۱۳۸۹ (مجموع هشت دفتر فرهنگ واژه های مصوّب فرهنگستان)
Pircunia Bertero ex Ruschenb.
سرخاب کولی (Phytolacca) سرده ای از میخک سانان چندساله که بومی آمریکای شمالی و جنوبی و شرق آسیا و زلاندنو هستند و موادی دارند که برای پستانداران سمی است، اما پرندگان به راحتی میوه آن ها را می خورند، زیرا پوسته دانه آن ها در دستگاه گوارش پرندگان قابل هضم نیست.
در متن.
Agdestidaceae Nakai Hilleriaceae Nakai Petiveriaceae C.Agardh Rivinaceae C.Agardh
سرخاب کولیان (Phytolaccaceae) تیره ای است از میخک سانان اغلب علفی گرمسیری یا درختی یا درختچه ای با پانزده سرده و ۱۰۰ گونه و گل آذین خوشه ای.
برابرنهاده های فرهنگستان زبان فارسی: دفتر هشتم. بازدید: اکتبر ۲۰۱۱.
مختصات: ۳۸°۰۵′۴۵″شمالی ۴۶°۱۸′۳۱″شرقی / ۳۸٫۰۹۵۷۱۸۸°شمالی ۴۶٫۳۰۸۶۱۳۳°شرقی / 38.0957188; 46.3086133
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
بازارچه سرخاب مربوط به اوایل دوره قاجار است و در تبریز، خیابان شهید مدنی، بازارچه سرخاب واقع شده و این اثر در تاریخ ۵ تیر ۱۳۸۴ با شمارهٔ ثبت ۱۱۹۸۷ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
بردگوری ۲ سوسن و سرخاب در شهرستان مسجد سلیمان، بخش اندیکا، دهستان چلو، ۱/۲ کیلومتری جنوب غرب روستای سربازار واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۵۹۹۴ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
تپه سرخاب مربوط به دوره تاریخی ـ قرون میانه اسلامی تا دوره تیموری است و در شهرستان ساوجبلاغ، بخش مرکزی، دهستان سعیدآباد، روستای سرخاب واقع شده است. این اثر در تاریخ ۸ بهمن ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۶۹۷۶ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
رودخانه سرخاب (کال شور) از نزدیک روستای کلاته آقازاده شروع می شود کلیه جریانهای سطحی و زیرزمینی دشت صفی آباد را زهکشی کرده و پس از عبور ازپایین منگلی و کلاته الو وارد سد باهره و پس از آن به کال شور جاجرم می ریزد.
روستای سوسن سُرخاب از توابع شهرستان اندیکا و در مسیر ورودی استان چهارمحال و بختیاری به خوزستان قرار دارد. این روستا دارای باغستان های ییلاقی است و از جاذبه های تفریحی و روستاهای نمونهٔ گردشگری این منطقه است. عمده ترین منابع تأمین اقتصادی این روستا به رغم جاذبه های گردشگری، شامل دامداری و کشاورزی است.
روستای سوسن سُرخاب از توابع شهرستان مسجدسلیمان بخش اندیکا و در مسیر ورودی استان چهارمحال و بختیاری به خوزستان قرار دارد. این روستا دارای باغستان های ییلاقی است و از جاذبه های تفریحی و روستاهای نمونهٔ گردشگری این منطقه است. عمده ترین منابع تأمین اقتصادی این روستا به رغم جاذبه های گردشگری، شامل دامداری و کشاورزی است.
کمبود امکانات این منطقه موجب کم رونقی گردشگری گردیده است. در حالیکه گردشگری می تواند از پارامترهای مهم در بهبود رفاه عمومی مردم این منطقه باشد.
عباس سَرخاب بازیکن پیشین و مربی فوتبال ایرانی است. سرخاب در دوران بازیگری، عضو باشگاه استقلال تهران و تیم ملی ایران بود.
عباس سرخاب در بندرعباس (وب گاه روزنامه ایران ورزشی)
سرخاب به همراه تیم فوتبال استقلال تهران در سال ۱۹۹۰ (۱۳۷۰ خورشیدی) در مسابقات جام باشگاه های آسیا، به قهرمانی رسید و به عنوان بهترین بازیکن آن دوره برگزیده شد. او در دربی سال ۱۳۶۹، یکی از گل های تیم استقلال را در آغاز نیمه دوم به ثمر رساند و باعث پیروزی ۲–۱ تیم اش مقابل پرسپولیس تهران شد. از آن پس سرخاب، از سوی هواداران استقلال، «عباس سی ثانیه» لقب گرفت. در سال ۱۹۸۸ میلادی به همراه تیم ملی در قطر در مسابقات جام ملتهای آسیا به مقام سوم آسیا رسید. همچنین آقای گل مسابقات جام استقلال کشور قطر به همراه تیم الوکره شد. از جمله افتخارات چشمگیر سرخاب به عنوان سرمربی می توان به صعود تیم فولاد هرمزگان از دسته سوم باشگاه های ایران به به دسته دوم و همجنین صعود تیم مذکور از دسته دوم باشگاه های ایران به دسته اول را یک سال پس از حضور در رقابتهای دسته دوم باشگاه های ایران اشاره کرد که در حال حاضر این تیم پس از واگذاری به شرکت آلومینیوم المهدی هرمزگان، تحت عنوان همین نام در لیگ دسته اول باشگاه های کشور رقابت می کند و همچنین صعود تیم کارگر بنه گز بوشهر از دسته سوم به دسته دوم نیز اشاره کرد.
سرخاب در اسفندماه ۱۳۶۷ از تیم نیروی زمینی تهران، به باشگاه استقلال تهران پیوست و تا سال ۱۳۷۴ در این باشگاه ماند. عباس سرخاب همراه با تیم استقلال تهران به مقام قهرمانی جام باشگاه های آسیا در سال ۱۹۹۰ و نایب قهرمانی جام باشگاه های آسیا در سال ۱۹۹۱ دست یافت. همچنین در جام باشگاه های آسیا در سال ۱۹۹۰ به عنوان بهترین بازیکن انتخاب شد و گل وی به تیم پلیتا جایا اندونزی به عنوان زیباترین گل بازی ها شناخته شد.
او در تیرماه ۱۳۸۴، در یک مسابقه دوستانه میان استقلال و منتخب سائوپائولو به همراه جعفر مختاری فر از دنیای بازیگری فوتبال خداحافظی کرد.

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

سرخاب در جدول کلمات

سرخاب
غازه, گلگونه

معنی سرخاب به انگلیسی

paint (اسم)
رنگ ، راز ، رنگ نقاشی ، سرخاب
rouge (اسم)
سرخاب ، غازه ، گرد زنگ اهن

معنی کلمه سرخاب به عربی

احمر (فعل ماض)

سرخاب را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

رضا احمدی ١٢:٣١ - ١٣٩٦/٠٤/١٦
همان نام سهراب پسر رستم پهلوان است
طایفه سرخاب ایل بهداروند *سرو.سهرو.سهره.سهراو.سرخه*در
مسجدسلیمان
طایفه سرخه مهری در لرستان
*سوره میلی*
سرخه همان سهراب پسر رستم
و مهری *مهره*همان بازوبندی بود که رستم به دست او بسته بود

|

فاطمه ١٥:٥٨ - ١٣٩٧/٠٦/٢٣
گل گونه
|

جمشید ١٨:٣١ - ١٣٩٧/٠٨/٢٠
روستای سرخاب در دهستان سعید آباد در شهرستان چهارباغ در استان البرز واقع ست.تات نژاد هستند و به زبان های فارسی و ترکی هم مسلط هستند.
|

جمشید ١٨:٤٥ - ١٣٩٧/٠٨/٢٠
سرخاب، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان چهارباغ در استان البرز ایران است. این روستا از نظر آب و هوایی یکی از مناطق ییلاقی استان البرز محسوب می‌شود، سرخاب از نظر کشاورزی نیز یکی از پرباغ‌ترین و پرمحصول‌ترین روستاهای شهرستان ساوجبلاغ می‌باشد. اهالی روستا تات نژاد هستند و به زبان فارسی و ترکی هم صبحت می‌کنند. در سالهای مختلف مهاجرانی از نقاط مختلف کشور از آذربایجان و کردستان به روستا مهاجرت کرده‌اند و از این نظر سرخاب نسبت به سایر روستاهای ساوجبلاغ از تنوع قومی بیشتری برخوردار است. روستای سرخاب نسبت به جاده قدیم کرج قزوین بعد از پمپ بنزین تهراندشت اولین روستایی می‌باشد که به جاده دسترسی دارد و از جنوب به روستای آران از غرب به سعیدآباد از شرق به عباس‌آباد کوچک و از شمال به جاده اصلی منتهی می‌شود. از سمت شرقی سرخاب رودخانه فصلی کردان می‌گذرد که از اوایل اسفند تا اواخر خرداد در آن آب جاری می‌شد و لی با توجه به خشکسالی‌های اخیر این مدت به یک ماه کاهش پیدا کرده است. هر چند در سالهای پیش در پاییز نیز گاهی این رودخانه پرآب بود و شایان ذکر است که این رودخانه یکبار در سال ۶۴ طغیان کرده و خرابی‌هایی را به بار آورده است؛ که بعد از طغیان رودخانه دیواره‌ای سنگی در قسمتی از آن برای جلوگیری از نفوذ آب به روستا بنا شده است.
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی سرخاب در جدول   • روستای سرخاب   • سرخاب هشتگرد   • قالب سرخاب   • سرخاب کرج   • سرخاب ساوجبلاغ   • نام دیگر سرخاب   • سرخاب چیست   • مفهوم سرخاب   • تعریف سرخاب   • معرفی سرخاب   • سرخاب یعنی چی   • سرخاب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سرخاب
کلمه : سرخاب
اشتباه تایپی : svohf
آوا : sorxAb
نقش : اسم
عکس سرخاب : در گوگل


آیا معنی سرخاب مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )