برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1315 100 1

سرخاب

/sorxAb/

مترادف سرخاب: آلغونه، بزک، سرخی، غازه، گلغونه، گلگونه

معنی اسم سرخاب

اسم: سرخاب
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: سهراب، گلگون، شاداب، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر رستم پهلوان شاهنامه و تهمینه

معنی سرخاب در لغت نامه دهخدا

سرخاب. [ س ُ ] (اِ مرکب )نوعی از مرغابی باشد سرخ رنگ. گویند ماده ٔ آن را مانند زنان حیض برآید، و بعضی گویند پرنده ای است که تمام شب از جفت خود جدا باشد و یکدیگر را نبینند لیکن آواز دهند و بسمت آواز بقصد ملاقات هم آیند، اما ملاقی نشوند و تمام شب بیقرار باشند و چون از جفت جدا شوندجفتی دیگر نکنند و اگر یکی از آنها جفت خود را در آتش بیند او نیز خود را در آتش اندازد و او را خرچال هم میگویند. (برهان ). نام بطی است از جنس مرغابی. (آنندراج ). طائر معروف که بر کناره ٔ آب نشیند. وجه تسمیه اش آنکه ماده اش بخلاف طیور دیگر بوقت معهود حیض کند. (غیاث اللغات ). نام پرنده ای است آبی تیزپر که آن را جود، جغوک ، چکاک ، چکاو، خرچال ، کیوک ، مانورک نیز گویند. تازیش ابوالملیح و آن را شواز و قبره نیز نامند و هند جکور خوانند. (شرفنامه ٔ منیری ) :
پیش اوکی شوند باز سپید
چون تذروان سرخ و چون سرخاب.
عسجدی (دیوان چ شهاب ص 15).
کبک رقاصی کند سرخاب غواصی کند
این بدین معروف گردد آن بدان شاهر شود.
منوچهری.
آن نباشد ولی که چون سرخاب
رود از بهر آبروی بر آب.
سنایی.
|| سرخی و غازه ای باشد که زنان با سفیدآب بر روی خود مالند. (برهان ). گلگونه که زنان بر روی مالند. (آنندراج ). گلگونه و غازه. (غیاث ) :
از خون دل طفلان سرخاب رخ آمیزد
این زال سپیدابرو وین مام سیه پستان.
خاقانی.
بسکه سرخاب روی عمر بشست
این سپید آب پشت شهوت جوی.
خاقانی.
چون ز سرخاب روی شاهد شنگ
داده سرخاب را جمال تو رنگ.
اوحدی (از جهانگیری ).
هر شام و سحر عکس گل و نسترن از باغ
سرخاب و سفیداب زدی روی هوا را.
سلمان ساوجی (از آنندراج ).
|| نام فنی از فنون کشتی. (آنندراج ). نام فنی از فنون کشتی و آن دست در کمر حریف انداخته بر زمین زدن است.(غیاث اللغات ) :
ور مخالف که ترا گفت که سرخاب بزن
گرچه موی کمرت پیچ خورد تاب بزن.
میرنجات (از آنندراج ).
|| خون که بعربی دم خوانند. (برهان ).کنایه از خون. (انجمن آرا) :
تبریز مرا راحت جان خواهد بود
پیوسته ...

معنی سرخاب به فارسی

سرخاب
محله ایست در تبریز .
غازه، گلگونه، آلگونه، گردیاماده سرخ رنگی
۱ - ماده ای سرخ رنگ که زنان بگونه خود مالند گلگونه غازه . ۲ - نوعی مرغابی سرخ رنگ خرچال شوار شوال . ۳ - شراب لعلی . ۴ - خون .
ابن مهر مردان از ملوک کیوسیه که مدت بیست سال حکومت کرد . از ششمین اسپهبدان طبرستان .
[ گویش مازنی ] /sarKhaab/ از دهات بار فروش بابل & سرخاب - گیاهی با میوه ای شبیه خوشه ی انگور – میوه ی پلم
سر سلسله فرقه سرخابیه از فرق زیدیه .
[Phytolacca] [زیست شناسی- علوم گیاهی] سرده ای از میخک سانان چندساله که بومی امریکای شمالی و جنوبی و شرق آسیا و زلاندنو هستند و موادی دارند که برای پستانداران سمی است، اما پرندگان به راحتی میوۀ آنها را میخورند، زیرا پوستۀ دانۀ آنها در دستگاه گوارش پرندگان قابل هض...
[Phytolaccaceae] [زیست شناسی- علوم گیاهی] تیره ای از میخک سانان اغلب علفی گرمسیری یا درختی یا درختچه ای با پانزده سرده و 100 گونه و گل آذین خوشه ای
رستم بن سرخاب بن قارن بن شهریار بن شروین بن سرخاب بن مهر مردان بن سهراب بن ساوبن شاپور بن کیوس بن قباد سیزدهمین و آخرین کسی از سلسله باوندیه که در سال ۴۱۶ ق . در جنگ با علائ الدوله مقتول و دولت باوند بر افتاد .
قلعه ایست از عراق و این در کتب تواریخ مثل مطلع السعدین و غیره مسطور است .

معنی سرخاب در فرهنگ معین

سرخاب
(سُ) (اِمر.) ماده ای سرخ رنگ که زنان به گونة خود مالند، گلگونه .

معنی سرخاب در فرهنگ فارسی عمید

سرخاب
۱. گرد یا مادۀ سرخ رنگی که زنان به گونه های خود می مالند، غازه، گلگونه، آلگونه.
۲. (زیست شناسی) نوعی مرغابی، خرچال.

سرخاب در دانشنامه ویکی پدیا

سرخاب
سرخاب ممکن است به یکی از موارد زیر اطلاق شود:
سهراب پسر رستم
سرخاب نام یکی از محله های شهر تبریز است.
سرخاب نام کوهی در نزدیکی محلهٔ سرخاب و باغمیشهٔ تبریز است.
سرخاب نام یک حوزه آبریز در استان لرستان است.
سرخاب روستایی در شهرستان مهاباد ایران است.
سرخاب نام یک ولسوالی است در ولایت لوگر افغانستان.
سرخاب یکی از نام های خانوادگی در ایران است.
سرخاب یکی از لوازم آرایشی همانند رژ لب و گونه است.
سرخاب نام رودی است در آسیای میانه.
سرخاب یا کشتی چسب، جانوری بندپا
سرخاب، روستایی از توابع بخش اندیکا شهرستان مسجدسلیمان در استان خوزستان ایران است.
این روستا در دهستان شلال و دشتگل قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
سرخاب جماعت و شهرکی در کشور تاجیکستان است که در ناحیهٔ جرگه تال ناحیه های تابع جمهوری قرار دارد. جمعیت این جماعت ۲۳۶۷ است.
فهرست جماعت های تاجیکستان
سرخاب، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ساوجبلاغ در استان البرز ایران است. این روستا از نظر آب و هوایی یکی از مناطق ییلاقی استان البرز محسوب می شود، سرخاب از نظر کشاورزی نیز یکی از پرباغ ترین و پرمحصول ترین روستاهای شهرستان ساوجبلاغ می باشد. اهالی روستا بیشتر به زبان ترکی صبحت می کنند و علاوه بر ترکی فارسی هم جزء زبان اهالی سرخاب می باشد. در سالهای مختلف مهاجرانی از نقاط مختلف کشور مانند تبریز، خمسه (زنجان)، کرمانشاه، کردستان به روستا مهاجرت کرده اند و از این نظر سرخاب نسبت به سایر روستاهای ساوجبلاغ از تنوع قومی بیشتری برخوردار است. سرخاب از نظر نوع آب آشامیدنی آبی سالم و سبک را داراست که همین عامل سبب شده تا برای ویلاسازی مورد توجه اهالی دو شهر بزرگ کشور یعنی تهر ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

سرخاب در جدول کلمات

سرخاب
غازه, گلگونه

معنی سرخاب به انگلیسی

paint (اسم)
رنگ ، راز ، رنگ نقاشی ، سرخاب
rouge (اسم)
سرخاب ، غازه ، گرد زنگ اهن

معنی کلمه سرخاب به عربی

احمر (فعل ماض)

سرخاب را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رضا احمدی
همان نام سهراب پسر رستم پهلوان است
طایفه سرخاب ایل بهداروند *سرو.سهرو.سهره.سهراو.سرخه*در
مسجدسلیمان
طایفه سرخه مهری در لرستان
*سوره میلی*
سرخه همان سهراب پسر رستم
و مهری *مهره*همان بازوبندی بود که رستم به دست او بسته بود

فاطمه
گل گونه
جمشید
روستای سرخاب در دهستان سعید آباد در شهرستان چهارباغ در استان البرز واقع ست.تات نژاد هستند و به زبان های فارسی و ترکی هم مسلط هستند.
جمشید
سرخاب، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان چهارباغ در استان البرز ایران است. این روستا از نظر آب و هوایی یکی از مناطق ییلاقی استان البرز محسوب می‌شود، سرخاب از نظر کشاورزی نیز یکی از پرباغ‌ترین و پرمحصول‌ترین روستاهای شهرستان ساوجبلاغ می‌باشد. اهالی روستا تات نژاد هستند و به زبان فارسی و ترکی هم صبحت می‌کنند. در سالهای مختلف مهاجرانی از نقاط مختلف کشور از آذربایجان و کردستان به روستا مهاجرت کرده‌اند و از این نظر سرخاب نسبت به سایر روستاهای ساوجبلاغ از تنوع قومی بیشتری برخوردار است. روستای سرخاب نسبت به جاده قدیم کرج قزوین بعد از پمپ بنزین تهراندشت اولین روستایی می‌باشد که به جاده دسترسی دارد و از جنوب به روستای آران از غرب به سعیدآباد از شرق به عباس‌آباد کوچک و از شمال به جاده اصلی منتهی می‌شود. از سمت شرقی سرخاب رودخانه فصلی کردان می‌گذرد که از اوایل اسفند تا اواخر خرداد در آن آب جاری می‌شد و لی با توجه به خشکسالی‌های اخیر این مدت به یک ماه کاهش پیدا کرده است. هر چند در سالهای پیش در پاییز نیز گاهی این رودخانه پرآب بود و شایان ذکر است که این رودخانه یکبار در سال ۶۴ طغیان کرده و خرابی‌هایی را به بار آورده است؛ که بعد از طغیان رودخانه دیواره‌ای سنگی در قسمتی از آن برای جلوگیری از نفوذ آب به روستا بنا شده است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی سرخاب در جدول   • روستای سرخاب   • سرخاب هشتگرد   • قالب سرخاب   • سرخاب کرج   • سرخاب ساوجبلاغ   • نام دیگر سرخاب   • سرخاب چیست   • مفهوم سرخاب   • تعریف سرخاب   • معرفی سرخاب   • سرخاب یعنی چی   • سرخاب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سرخاب
کلمه : سرخاب
اشتباه تایپی : svohf
آوا : sorxAb
نقش : اسم
عکس سرخاب : در گوگل

آیا معنی سرخاب مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )