برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1288 100 1

سرقلی

معنی سرقلی در لغت نامه دهخدا

سرقلی. [ ] (اِخ ) یکی از طوایف هفت لنگ بختیاری که در مال امیر سوسن سکنی دارند. (جغرافیای سیاسی کیهان ص 74).

سرقلی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آریا بهداروند
سرقل::نام کوهی در دهستان جهانگیری
(زیلایی.زیلابی ) شمالی مسجدسلیمان

محل سکونت طایفه خلیلی بیگیوند پلنگ ایل منجزی بهداروند *بهادروند *
ایل بزرگ لر بختیاروند

طایفه خلیلی بیگیوند پلنگ معروف به هفت کر بیگی
شاه منصور خان
اردشیر خان
سیاه منصور خان *خیری.خدر*
مهدی خان
تاج الدین خان
بلی خان
احمد خان

هفت تیره اصلی خلیلی
شاه منصور وند *آشتیانی وند *
اردشیر وند *شروند.شهروند *
احمد وند
تاجدی وند
خیری وند
مهدی وند*مهدی پور *
بلی بیگیوند *بلی وند.بلیلی*

تیره های فرعی خلیلی
غریبی اردشیری.تپایی *تالپایی *-
ملارآهنی. گدا خانی-شهبازوند.شیرمردی.هارونی.شمس خلیلی -تاجمیری.کوزری.بیرگانی.
زیلایی -ویسی.مهمدی-اسماعیل وند.
چهاربنیچه کرمی-چهاربنیچه کری وند(کریم وند.تقی پور.کلبعلی. )
.چهاربنیچه تاجمیری.داوودی-زاهدی-شیخی-کرمی-سعدی وند-
خدابخشی-الله بخشی-میرگپی-تاجمیری بازفتی -علی مرادی-علی مردانی..روزعلی وند *نوروز*.
صالح حاجی (صالح.محمد صالح.اسحاق.
غلام حاجی.احمد

مهدی وند (عالی-بالی-شاه هارونی -خلیلی -ملکشاهی -مهرعالی *مهری*-بارانی.... )
علی
تیره های طایفه سرقلی دینارونی
مهری
گدایی
کرایی
غریبی
طهماسبی
قاسمی
زیلایی
گاویار
مهدی سرقلی
سرقلی نام یکی ازتیره های ایل قندعلی دورکی
جواد شیرمردی منجزی
کوه سر قل در دهستان جهانگیری شمالی مسجدسلیمان در مسیر لالی
سرزمین طایفه هلیلی پلنگ (حلیلی پلنگ منجزی )
::::
طایفه سرقلی بابادی کوچ از لالی به ایذه
:::
تش سرقلی تیره هلیل وند طایفه گندلی (قندلی )ایل دورکی
سمیرا ایراندوست
سرقلی یعنی بزرگی خانی بیاد بزرگان سرقلی مشهدی حسین ایراندوست و ولی محمد طهماسبی قرابی و دیگر عزیزان
احمد لطفی
سرقلی باضم س و ق از دو لغت سور ( سُر) و قُلی تشکیل شده است.
سُر (سور) به معنای قرمز و قُلی به معنای نایب و غلام می باشد یعنی غلام و یا نایب الحکومه قرمز گون است.
اما اگر سرقلی با فتح س و ضم ق، به معنای سَر، و "رئیس غلامان" یا" سرِ غلامان"
این اصطلاح قلی به نظر نگارنده قدمتش به حکومت ترکان غزنوی وسلجوقی و... و صفوی بر می گردد. که نادر زمانی که در خدمت شاه طهماسب دوم بود، اورا طهماسب قلی و یا در نادر قلی خطاب می کردند. یعنی نادر غلام طهماسب
درهرصورت طوایف زیر مجموعه ی سرقلی ردپایشان استانهای لک و لر و تاحدودی کرد نشینارتباط دارد. منتهی هرچه معمرین در درون گروهی به اعقاب خود گفته اند ، واژه ی سرقلی را آشکارتر خواهد نمود. شناخت این طایفه و قدمت آن نیاز به کاوش و تحقیقات میدانی دارد.البته جمعیت دقیق سرقلی های اصلی به قدمت آنها کمک خواهد نمود.
احمد لطفی
سرقلی یک معنایش این است، سور قلی ، یعنی غلام سور مانند حسین قلی، یعنی غلامِ حسین
نگارنده از تاریخ واقعی سورقلی ها در مسجد سلیمان اطلاع کامل ندارد، ولی احتمالا" آنها از نژاد ساسانیان باشند و جزو سردمداران و اداره کنندگان آتشکده های باستانی بوده اند.(الله اعلم)
احمد لطفی
قلی یا کلی نام یکی از سران لرستان بوده که جزو ایل سله سله( سلسله) بوده که اعقابش بعدا" به طایفه و سپس به ایل تبدیل می شوند. آنها. را کُلیوند یا قُلیوند می گویند برخی سوره را پسر و برخی برادر وی دانسته اند. احتمالا" سورقلی یعنی فرد سرخرویی که وابسته به قلی قلمداد شده باشد. در هرصورت چون سورقلی در تاجیکستان هم وجود دارد. و در آنجا وابسته به سارت بر وزن لارت و ایرانی الاصل هستند به نظر می آید جد آنهااز فرزندان یزدگرد سوم بوده و برخی به غرب کشور و حوزه ی لرستان بزرگ و کوچک و کرمانشاه مهاجرت کرده اند. در نهاوند نیز طایفه ی سورمیلی( سورملی) وجود دارد.
سور ملی و سورقلی احتمال هست از یک نسب و در دومحل باشند شبیه سوره مهری و سوره میری، که به احتمال قوی همگی از نسب یزد گرد سوم باشند.( الله اعلم)
اینها استنباط نگارنده از این اژه هاست، هرچند بهترین شیوه تحقیق میدانی است کهآنها هویت خود را چگونه معرفی می کنند.
احمد لطفی
*بیاد بزرگان طایفه سرقلی*

*باصدای عباس محمودی*

طایفه سرقلی یکی از طوایف ایل جلیل بختیاری است، که بر پایه طبقه‌بندی اجتماعی ایل بختیاری" از شاخه هفت لنگ و از بابادی باب دینارون است. این طایفه متشکل از هفت تیره به نامهای
تیره غریبی
تیره طهماسی
تیره زیلایی
تیره مهری
تیره قاسمی
تیره گدایی
تیره گاویار
که هم‌اکنون اکثراً آنها در شهرهای ایذه اهواز رامهرمز شهرکرد اردل اصفهان سکونت دارند. روستاها ودهکده‌های این طایفه که مجموع هفت تیره سرقلی در آنجا سکونت دارند در گرمسیر عبارتند از" روستاهای نوترکی غریبی، نوترکی طهماسبی، نوترکی مختاری، آبله، دهنو، پیان، بیضیتک کله ضرب، تلخاب، بادام زار قلعه سرخه پا گچ. وسردسیر این طایفه نیز در منطقه دیناران شهرک قراب (نجف آباد) وشندان شهرستان اردل استان چهار محال و بختیاری می‌باشد.

[اقتباس از ؛ رسانه طایفه سرقلی]

سرقلی
همین مونده که یه پانکرد عراق بیاد واسمون نطق کنه

****
طایفه کولیوند ایل شوهان قوم لر


قوم لر *پارس*
قوم کرد*ماد*
قوم پارت*افغان *

قوم لر از نسل کی لهراسب کیانی جد داریوش هخامنشی (سلسله لر هخامنشیان )
لر::لهراسب
سلسله ساسانی نیز از نسل شاهان هخامنشی هستند (سلسله لر ساسانی )


طایفه سرقلی ایل دینارونی ایل بختیاری قوم لر آریایی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی سرقلی   • مفهوم سرقلی   • تعریف سرقلی   • معرفی سرقلی   • سرقلی چیست   • سرقلی یعنی چی   • سرقلی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سرقلی
کلمه : سرقلی
اشتباه تایپی : svrgd
عکس سرقلی : در گوگل

آیا معنی سرقلی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )