انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 929 100 1

معنی سرلک در لغت نامه دهخدا

سرلک. [س َ ل َ ] (اِخ ) دهی از دهستان ززوماهرو بخش الیگودرزشهرستان بروجرد. دارای 259 تن سکنه است. آب آن از چشمه و قنات و محصول آن غلات و لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6).

سرلک در دانشنامه ویکی پدیا

سرلک
سرلک طایفه ای از ایل بختیاری است، که بخش اعظم از جمعیت آن، در شرق استان لرستان، در الیگودرز، ازنا و شول آباد، همچنین گلپایگان و خوانسار در استان اصفهان، خمین در استان مرکزی و بخشی از جمعیت این طایفه نیز در شهر اهواز در استان خوزستان پراکنده می باشند.
طایفه سرلک در گذشته، طایفه ای از باب دورکی و از شاخه هفت لنگ به شمار می آمد، که بنا بر دلایل نامعلوم، از حدود ۴۰۰ سال پیش، از شاخه هفت لنگ جدا شد. امروزه این طایفه، بر پایه نمودار اجتماعی ایل بختیاری، به عنوان طایفه ای از شاخه چهارلنگ و از باب موگویی محسوب می شود. گرچه گروهی نیز سرلک را تنها طایفه ایل بختیاری می دانند، که زیرشاخه ای از هیچ یک از باب ها نمی باشد و تنها سرلک را طایفه ای از چهارلنگ بختیاری به شمار می آورند.
تیره های طایفه سرلک عبارتند از: بلفایی ، رضایی، صفایی، هندویی، کریم خانی، خسروی، ملکی، بهاروند و گل محمدی. روستاهای اصلی محل سکونت سرلک ها عبارتند از:،اردودر، سور، قره کهریز، عسگران، دوزان، روستای سرلک و فرنق. از اشخاص شناخته شده این طایفه، می توان به: سینا سرلک (خواننده)، محمدعلی سرلک (پژوهشگر)، تقی سرلک (شهردار اسبق تهران)، حامد سرلکی (نویسنده و روزنامه نگار) سیامک سرلک، میلاد سرلک و حامد سرلک (بازیکن فوتبال) اشاره کرد.
تیره های مختلفی با نام سرلک، در دو ایل چهارلنگ و هفت لنگ وجود دارند. واژهٔ سرلک در لغت، به معنای رئیس طایفه می باشد، که به عنوان مثال سرلک موگوئی یعنی رییس طایفه موگویی. در بختیاری، داشتن این نام خانوادگی در هر کدام از طوایف بختیاری، نشان از منش و بزرگی دارد و این موضوع، در کنار جابجایی های مکانی که در گذشته میان ایل بختیاری به دلایل گوناگون شایع بوده، باعث گردیده افراد زیادی، فامیل اصلی خود را به سرلک تغییر دهند، که اغلب نیز دارای پسوند و پیشوندهای متفاوتی می باشند، ولی در میان سرلک ها تنها طایفه سرلک از باب موگویی، یک طایفه مستقل بشمار می آید و بقیه سرلک ها، از تیره ها و تش های زیرمجموعه سایر طوایف بختیاری محسوب می شوند.
سرلک (الیگودرز)، روستایی از توابع بخش زز و ماهرو شهرستان الیگودرز در استان لرستان ایران است.
تقی سرلک (زاده ۱۲۹۱ - درگذشته ۱۳۵۶) سیاست مدار دهه های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ در ایران بود، که از دانشجویان اعزامی به اروپا بشمار می آمد و در رشته مهندسی مکانیک تحصیل کرده بود. وی در سال ۱۳۴۰ و در دوره نخست وزیری علی امینی، به وزارت صنایع و معادن برگزیده شد. در حکومت حسنعلی منصور، استانداری استان مرکزی به عهده او واگذار گردید و پس از شش ماه جای خود را با سید ضیاءالدین شادمان عوض کرد. او در فاصله سال های ۱۳۴۴ تا ۱۳۴۶ بعنوان شهردار تهران فعالیت نمود. سرلک از ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۰ استاندار آذربایجان شرقی بود، سپس به استانداری گیلان منصوب گردید. وی در دوره کوتاهی نیز ریاست دانشگاه تبریز را برعهده داشت.
حامد سرلک (زاده ۱۱ ژوئن ۱۹۸۹) یک بازیکن فوتبال اهل ایران است.
سیامک سرلک (زاده ۱۷ شهریور ۱۳۶۲ - بندرعباس) بازیکن فوتبال اهل ایران است.
وی سابقه بازی در باشگاه های فولاد خوزستان و داماش گیلان را دارد، سرلک در نیم فصل لیگ یازدهم (۱۳۹۰) به تیم تراکتورسازی تبریز پیوست و در پایان فصل از این تیم جدا شد.
وی در سال فصل ۹۲-۱۳۹۱ به گهر زاگرس پیوست اما در پایان نیم فصل اول از این تیم کنار گذاشته شد و سپس به نفت آبادان پیوست.
سینا سرلک (آبان ۱۳۶۱، الیگودرز)، خوانندهٔ موسیقی ایرانی است.
وی مدتی خوانندهٔ ارکستر موسیقی ملی ایران به رهبری فرهاد فخرالدینی بود. علاوه بر آن زمانی که نادر مشایخی به عنوان رهبر در ارکستر سمفونیک تهران فعالیت داشت؛ با این ارکستر همکاری می کرد. وی همچنین در ارکستر پایور نیز فعالیت داشت. علاوه بر آن او با ارکستر ملل به سرپرستی پیمان سلطانی همکاری داشته است.
محمدعلی سرلک، (متولد ۵ فروردین ۱۳۴۹ در شهرستان الیگودرز) استاد تمام رشته مدیریت رفتار سازمانی، رئیس مرکز تحصیلات تکمیلی دانشگاه پیام نور (از اواخر سال ۱۳۸۵ تاکنون)، سردبیر و مدیر مسئول سه مجله علمی-پژوهشی، شاعر و ورزشکار حرفه ای است.
کارشناسی مدیریت بازرگانی از دانشگاه تهران، ۱۳۷۲
سرلک در تاریخ ۸ دی سال ۱۳۹۳ با حکم محمد فرهادی، وزیر علوم به سمت سرپرست دانشگاه پیام نور منصوب شد و تا ۲۸ مهر ۱۳۹۴ در این سمت بود.
کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی از دانشگاه تهران، ۱۳۷۴
دکتری مدیریت رفتارسازمانی از دانشگاه تهران، ۱۳۸۴
دکتر محمدعلی سرلک در ۴۳ سالگی به مرتبه استاد تمامی (فول پروفسوری) در رشته مدیریت رفتار سازمانی دست یافت. نظریه چهره های سازمان به عنوان یک نظریه جهانی، توسط وی ارائه شده است. سرلک از هشتم دی ماه ۱۳۹۳، حدود نه ماه سرپرست دانشگاه پیام نور بود.
میلاد سرلک (زاده ۶ فروردین ۱۳۷۴ در اصفهان) بازیکن فوتبال ایرانی است که در باشگاه فوتبال سپاهان اصفهان در لیگ برتر بازی می کند.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با سرلک

سرلک را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی سرلک

لک زندی ٠٣:٥٢ - ١٣٩٥/١١/٢٦
در منابع تاریخی خودامد که در یک لوح سنگ نوشته ای در دوران اشور بانیپال پادشاه هی به اسم شور مالی به این مضمون سیاوش فرزند کیومرث از قوم گورد بادیو می جنگد ودر این جنک سیاوش کشته می شود ولقب شرلک ولفظ لک یاسرلک اینجا نشات می کیرد وهیچ قومی در ایران به اندازه قوم لک سند معتبر وجود‌ندارند که انهار به نژاد کردها معرفی کرده باشد وهنوز هم در بین کوردهای کرمانشا مردم قسم به خون سیاوش یاد می کنند وبیشتر در بین پیر مرده وپیرزنان رایج است
|

آریا بهداروند ١٩:٣١ - ١٣٩٦/٠٦/١١
طایفه سرلک جز ایل موگویی ایل چهارلنگ لربختیاری

ساکن در الیگودرز.ازنا.شوشتر
.دزفول.چهارمحال و بختیاری
اندیمشک .صالح شهر.اهواز
|

علی محمد ١٨:٣٥ - ١٣٩٦/١٠/٢١
طایفه سرلک یکی از بزرگترین طایفه ایل بزرگ بختیاری است ما فامیلی خودمان سرلک است اسم من علی محمد که در نطنز ساکن هستیم
|

کیوان ١٩:٣٥ - ١٣٩٦/١٠/٢٣
سرلک از گزشته هفت لنگ دورکی بوده وبا استرکی یکی هستند من هم سرلک استرکی دورکی بقیه سرلک ها دروغ هستند به سند ومدرک ثابت میکنم
|

یوسف ٢٣:١٠ - ١٣٩٧/٠٢/١٨
سرلک طایفه ای بزرگ از ایل بختیاری است .سرلک به معنای رئیس طایفه.متاسفانه بعضی از طایفه ها که در گذشته فامیلی خودشونو عوض کردن و سرلک گرفتن و العان ادعا میکنن که کلا سرلک ها از این طایفه هستا مثل آسترکی ها و .....
لطفا دقت کنید که این کاملا دروغ هست و چیزی نیست که فقط من بگم وقابل توجه دوستانی که خیلی پا فشاری میکنن که این دروغ نیست میتونن بروند هم از مردم شهر الیگودرز هم روستاهای بخش های بربرود غربی و شرقی تحقیق کنند و بعد اظهار نظر کنند .در ضمن این همه اسناد و مدارکی که به دست آمده و هم در اینترنت هم در کتاب تاریخ سرلک شاخه ای از ایل بختیاری ثبت و چاپ شده پس لطفا هی اینقدر خوشونو به زور به سرک نچسبونن و به دنبال ریشه خودشان باشند این درست نیست که بل فرض مثال من العان برم فامیلی خودمو عوض کنم و آسترکی بگیرم بعد چند سال بعد نسل من بلند شه بگه آقا اصلا آسترکی طایفه ای نبوده ما تشکیلش دادیم و این همه خانوادها یی که الان آسترکی هستا در اصل سرلک هستا و آسترکی یک شاخه از طایفه سرلک هست .
لطفا دقت کنید در گذشته اکثر مردم به خاطر اقتدار و اسم و رسمی و شجاعتی که سرک ها داشتا آمدن فامیلی های خودشان را عوض کردن و سرلک گرفتن این چیزیه که در شهر الیگودرز موجود هست مثل{{آسترکی/رضایی/گودرزی/خسروی/ملکی/عیسوند/ذلقی......}}خب این ملاک نیست که العان این خانواده ها بگویند که سرلک در اصل ما هستیم و یکی میگه آسترکی هستا و یکی میگه نه موگویی هستا و یکی میگه که...... .
من شجره نامه که مال سیصد سال پیش هست در دست دارم و مربوط به اجداد خودم هست و اگه بخوام اسم بزگان خانواده های سرلک اصل که العان در شهر الیگودرز و ازنا نام ببرم که خودش به تنهایی چند جلد کتاب میشه بنده نوادگان سرلک که از طایفه یا کوه خودمان هستا تا 9 نسل پیش را میشناسم خب زیاد نوشتم امید وارم مفید بوده باشه و این باعث بشه که بعضی از طایفه های که دندون تیز کردن برای این طایفه دست از کاراشون بردان و به خود بیان و بگردن به دنبال ریشه خودشون یا علی مددد
|

ابراهیم ٢٣:٢٣ - ١٣٩٧/٠٥/٠٣
نمیره هرچی بختیاری زبونه...هرچی سرلک...اونم سرلک های علی آباد
|

سرلک موگویی ١٧:٣٣ - ١٣٩٧/٠٥/٢٢
برای اطلاع :::
در قدیم ایل بزرگ بختیاروند *بهداروند *
دارای یک شاخه به نام
سالک*سلک*بود


***
کتاب شرف نامه را بخوانید
ایل حسنکیفا*حسنکی.اسنکی*بختیاروند
دارای 14طایفه بود شامل
(کردالی.کردعلی کوچک. .بجنوی.شوهان.
جلکی.مهرانی.آستورکی .....

شجرنامه طایفه حسنکی
تالون
کی فار
حسن

****
شجرنامه طایفه اسدی آسترکی
اویس
بردیا
فخردین
تاجمیر خان ایلخان لر بزرگ
پدر
(احمد خان و محمد خان شیرکش.مومد )
احمد خان
زمان
شیخ میر
دهباش اسد
شاه کرم
***
در این شجرنامه نامی از جهانگیر خان بختیاروند ایلخان و پسرش خلیل خان ایل
بیگی بختیاروند ایلخان
به میان نیامده
این دو از نوادگان دختری شیخ زاهد گیلانی مبلغ مذهب شیعه

در زمان جهانگیر خان بختیاروند نام لربزرگ
به بختیاری تغییر نام داد

(طایفه خلیلی بیگیوند پلنگ *هلیلی پلنگ *منجزی معروف به هفت کر بیگی

طایفه تاج الدین عبدالهی منجزی

طایفه مال احمدی منجزی معروف به نه کر تشمال
*تشمال احمد خان بختیاروند ایلخان *

طایفه لوخرده منجزی
طایفه ابوالحسنی منجزی
طایفه لملمی *ملکشاه وند.شیخ محمد خالی *منجزی
طایفه مازه پهن منجزی
طایفه روا جهانگیری منجزی
طایفه نیم بنیچه *لیمونچی *منجزی
****
شجرنامه تیره شاه منصور وند خلیلی
شاه منصور خان بختیاروند ایلخان
رستم خان آقاسی
تاجمیر قنبر خان
عالی ویسی
عالی مهمد
هیبت الله خان
چهل امیر
آشتی
آقاسی خان
(هادی عالی.شفیع.رفیع.محمد.صادق.عبدالله )
-
-
-
-
-
-

**
شجرنامه تیره شمس خلیلی *رستمی پلنگ *
شاه منصور خان بختیاروند ایلخان
کلا رستم خان آقاسی
تاجمیر قنبر خان
جان محمد خان
شمس الدین خان

****
شجرنامه تیره اسماعیل وند خلیلی
شاه منصور خان بختیاروند ایلخان
رستم خان آقاسی بختیاروند
تاجمیر قنبر خان
یوسف خان
اسماعیل خان
(مهمد خان.آدینه خان... )
مهمد خان
(شیرخان-بلیل... )
شیرخان
حسین
احمد
ابراهیم
رمضان
جافر
ماندنی
سلطان مراد
احمد
-
-

***
طایفه تاج الدین عبدالهی
تیره ها
عبدالله وند*ابدال وند *
صالح وند
آدینه وند
نوروزی
علی وند
نجف وند
ظاهر وند
فداله وند



|

سرلک ١٤:٤٩ - ١٣٩٧/٠٥/٢٣
طایفه سرلک یکی از طوایف بزرگ بختیاری
و
مستقل از طایفه آسترکی هستند

و به دو بخش
طایفه سرلک هفت لنگ
طایفه سرلک چهارلنگ
مانند
طایفه آرپناهی چهارلنگ و هفت لنگ
طایفه چهاربری هفت لنگ و چهارلنگ
ایل جانکی سردسیر بختیاروند هفت لنگ
ایل جانکی گرمسیر چهارلنگ
|

سرلک ٢٢:٢٨ - ١٣٩٧/٠٥/٢٣
شما لک ها اول گفتید لریم بعد گفتید کردیم
بعد *لر وکرد*.بعد قوم لکستان
.بعد پارت
******
ایل لر لک جدا شده از شاخه اولک*آ لک*
ایل بزرگ لر بختیاروند

سلسله لر زند
کریم خان لر زند معروف به تشمال
کلمه تشمال یک کلمه لری است
لقب تشمال به معنی رئیس ایل

***
طایفه کوسه لر لک در ایل ترک شاهسون بغدادی

***
به گفته تاریخ دان ها
کلمه کرد نام قوم نیست و روش زندگی است::رمه گردان
****
کردین *کولدین*
لباس چوپانان
****
آریایی ها سرزمین آشور را فتح کردند

ایل سورانی ساکن در شمال عراق و کشور سوریه باقیمانده ی قوم آشور*آسور&
است ایل سورانی

تمام طوایف قوم لر را
کرد معرفی می کند

مردم سوریه نژاد خود را آشوری می دانند
*آشوریه:آسوریه*

در زمان ساسانیان نام این منطقه
آسورستان *آسوران.آسوریان*

***
ایل کرمانج خود را از نسل بختیار و پسرش
بیژن می دانند
بختیار جد ایل لر بختیاری

نام کرمانشاه همان *کرمانجاه*است
و نام قبلی آن باختران *بختیاران * بود

|

سرلک ١٧:٣٨ - ١٣٩٧/٠٥/٣٠
طایفه بزرگ سرلک بختیاری
|

اسفنديار مهرآيين سرلك ١٥:٣٣ - ١٣٩٧/٠٩/٠٤
اميدوارم روزى فرهنگستان علوم -ادب-معارف و همچنين فدراسيون هاى قومي مجهز به بانك هاى اطلاعاتي بسيار قوي در ايران داشته باشيم تا با استناد به اسناد و كتب تاريخي وبهره گيرى از تيم هاى پژوهشي و بدور ازروش هاى سليقه اى به توان به نظرى قاطع درخصوص مواردى همچون تيره هاى سرلك طايفه هاى ايل بختيارى،دسترسي داشته باشيم وبجاى اين بحث وگفتگوهاى خسته كننده و وقت هدرده به گپ و گفت هاى دوستانه و سازنده در زندگي و آينده قوم لر و ايل بختيارىبه پردازيم.


|

امیر صالحی بختیاروند ١٥:١٧ - ١٣٩٧/١١/١٤
در قدیم الایام هر صد یا هزار خانوار را یک لک میگفتند و سرلک یعنی رئیس و سرگروه و سره آن لک ؛ خان عموی بزرگ بنده بنام زنده یاد سام خان صالحی بختیاروند[ ابن حبیب اله خان ابن محمدتقی خان ابن مرتضی خان ابن سردار علی صالح خان حسن باوری برام عالی بختیاروند (علی صالح خان عابد یا عالی جمالی)]را که عمری در پژوهش در باب تاریخ عشایرایران گذراند و معرف حضور تاریخدانان ایل است به من فرمودند بعد از عزل و قتل اولین حاکم لربزرگ( آسترکی اولاد شیخ زاهد گیلانی مبلغ شیعه که لر و کرد نبوده ) و امیر جهانگیر یا میر جهانگیر بختیاروند(بهداروند)از طرف دربار صفوی رئیس و سر گروه و سره لک لر بزرگ شد و سرلک مقام او بود نه نام خانوادگی او، زیرا او بختیاروند بود و از آنجا که دربار وقت پسوند" وند" را "ی" مینوشت امیرجهانگیربختیاروند را امیرجهانگیر بختیاری مینوشتند و کلیه لرهای بزرگ حکومت امیر جهانگیر را لره بختیاری(نام خانوادگی جهانگیر) نامیدند یعنی در اسناد حکومتی مینوشتند لرهای متعلق به حکومت جهانگیر بختیاری(ی=وند؛ بختیاری=بختیاروند>بهدارون>بهداروند) یا لرهای بختیاری [برهمین اساس لرهای کلیه طوایف لرستان کوچک تحت حکومت خوانین طایفه فعلی بساک میوند حاکم بر لرستان کوچک را لر فعلی یا لر فیلی نامیدند یعنی لرهای تحت حکومت فعلی یا فیلی خان] بخاطر اینکه بیشتر لرهای پرسنل اداری حکومت جهانگیر بختیاروندرا پرسنل حاکم قبلی (آسترکی) تشکیل میدادند و آنها هم معروف به آسترکی شده بودند اسم آسترکی هم بر تشکیلات امیرجهانگیرخان بختیاروند سره لک لر بزرگ تاثیر داشت(آسترکی های اصیل از نژاد لر نبوده اند ولی لرهای بزرگ پرسنل اداری امیرآسترکی لر بوده اند) در زمان جهانگیر بختیاروند سره لک لر بزرگ برای اولین بار حکومت صفویه سرگروه اقوام و سره لک های اقوام را ملقب به نام ایلخان یا خان نمود و جهانگیر بختیاروند یا جهانگیر خان بختیاری یا جهانگیر خان سره لک(سرلک) اولین خان لر بزرگ شد و لرهای طوایف مختلف لرستان بزرگ را حکومت در اسنادش لره جهانگیر خان بختیاری میخواند . جهانگردان غربی هم در کتابهاشان جهانگیر خان سرلکی را از طایفه بختیاروند دانسته اند و طایفه سرلک الیگودرز نوادگان اولین خان بختیاروند یعنی جهانگیر خان بختیاروند سره لک لر بزرگ هستند . با احترام امیر صالحی بختیاروند
|

محمود نجفی بیرگانی منجزی ١٨:٤٣ - ١٣٩٧/١١/١٤


طایفه خلیلی بیگیوند پلنگ ایل منجزی بهداروند معروف به هفت کر بیگی
1-شاه منصور خان بختیاروند ایلخان
2-شیخ تاج الدین خان بختیاروند
3-شیخ مهدی خان بختیاروند
4-احمد خان بختیاروند
5-بلیتی خان بختیاروند
6-اردشیر خان بختیاروند
7-خیرالدین خان بختیاروند
هفت تیره اصلی
شاه منصور وند (آشتی وند )
تاجدی وند
مهدی پور
احمدوند
بلیتی وند*بلی*
اردشیروند*شهروند*
خیری وند

****
شجرنامه و
ایلخان لر بختیاری از نسل جهانگیر خان بختیاروند

رستم خان بختیاروند پلنگ
امیر شاه حسین خان بختیاروند ایلخان
جهانگیر خان بختیاروند ایلخان
خلیل خان ایل بیگی بختیاروند ایلخان
شاه منصور خان بختیاروند ایلخان
قاسم خان بختیاروند ایلخان
(احمد خان بختیاروند ایلخان -ابوالفتح خان بختیاروند )
احمد خان بختیاروند ایلخان
جلال خان بختیاروند

طایفه مال احمدی منجزی معروف به نه کر تشمال
تیره جلال وند
تیره حسینوند(سوند)
حسین خان پسر ابوالفتح خان بختیاروند


طایفه تاج الدین عبدالهی منجزی
تاج الدین خان بختیاروند
عبدالله خان بختیاروند
الهی خان بختیاروند
نجف آقا بختیاروند
****
جهانگیر خان بختیاروند از طرف مادر
با شاهان صفوی فامیل بود

مادر جهانگیر خان بختیاروند دختر
شیخ علی اسماعیل گیلانی(بابازاهد )

مریدان بابا زاهد گیلانی از ایل منجزی بهداروند هستند


شیخ تاج الدین ابراهیم گیلانی
جمالدین علی
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
شیخ علی اسماعیل گیلانی (بابازاهد )
دختر شیخ همسر امیر شاه حسین خان بختیاروند
مزار شیخ بابازاهد گیلانی در منطقه چلو آمریکا واقع شده
***
در قوم لر بختیاری وقتی می خواهد نسب
کسی را بگویند

نژاد پدر او را می گویند نه مادر

جهانگیر خان بختیاروند ایلخان از نژاد ایل لر بختیاروند و جد ایل منجزی بهداروند
به دلیل فامیلی جهانگیر خان بختیاروند با
شاهان صفوی بسیاری از طوایف
لر بختیاری از او و پسرانش
سرپیچی می کردند

و باعث کشته شدن
خلیل خان ایل بیگی و احمد خان بختیاروند ایلخان و ابوالفتح خان بختیاروند شدند

***
شجرنامه شاهان صفوی و فامیلی با شیخ
زاهد گیلانی

شیخ تاج الدین ابراهیم گیلانی (زاهد گیلانی )
دختر شیخ همسر شیخ صفی الدین اردبیلی

شیخ صفی الدین اردبیلی جد شاهان صفوی
-
-
-
-
-
-
-
شیخ حیدر
شاه اسماعیل صفوی
شاه طهماسب صفوی
***
طایفه آسترکی جدا شده از ایل کهن
حسنکی ایل لر بختیاروند

****
شجرنامه تیره شاه منصور وند طایفه خلیلی بیگیوند پلنگ
خلیل خان ایل بیگی بختیاروند ایلخان
شاه منصور خان بختیاروند ایلخان
رستم خان آقاسی بختیاروند
تاجمیر قنبر خان (تاج الدین )بختیاروند
عالی ویسی
عالی مهمد
هیبت الله خان
چهل امیر
آشتی آقا (آقا آشتیانی )
آقاسی
هادی
-
-
-
-
-
-
-
****
شجرنامه
تیره اسماعیل وند خلیلی
خلیل خان ایل بیگی بختیاروند ایلخان
شاه منصور خان بختیاروند ایلخان
رستم خان آقاسی
تاجمیر قنبر خان
(عالی ویسی.عزیز خان.یوسف خان.
جان محمد خان... )
یوسف خان بختیاروند
اسماعیل خان بختیاروند
(مهمد خان .آدینه خان )
مهمد خان
شیرخان
-
-
-
-

***
تیره آدینه وند طایفه تاج الدین عبدالهی منجزی
**
شجرنامه تیره شمس خلیلی (رستمی )
خلیل خان ایل بیگی بختیاروند ایلخان
شاه منصور خان بختیاروند ایلخان
رستم خان آقاسی بختیاروند
تاجمیر قنبر خان بختیاروند
جان محمد خان بختیاروند
شمس الدین خان بختیاروند
میرزا پلنگ خان بختیاروند
خدا بخش خان بختیاروند
-
-
-
-
-
-
****
سرلک ها از نسل رستم خان آقاسی بختیاروند خلیلی منجزی بهداروند هستند

سرلک همان شاخه سالک ایل لر بختیاروند است که امروزه فقط نامی از آن مانده
|

مختاری ٢١:٣١ - ١٣٩٧/١١/١٤
مینورسکی جهانگیر خان بختیاری را از
ایل بهداروند می دانست
***
تیره سالک.تیره مختاروند .تیره قائدوند
ایل بزرگ بختیاروند
امروزه از این تیره ها نامی به میان نمی رود

***
رضا سرلک اجداد سرلک ها را
حاج رستم و پرویز خان معرفی کرده
اجداد دو شاخه ی سرلک
پرویز خان ....رستم خان
الله بخش. .....خسرو خان

***
تیره بزرگ شاه منصور وند طایفه خلیلی ایل منجزی بهداروند(بختیاروند )
شاخه ی::
تش الله بخش تیره خدابخشی تیره بزرگ شمس خلیلی(رستمی )

رستم خان بختیاروند پلنگ
امیر شاه حسین خان بختیاروند ایلخان
جهانگیر خان بختیاروند ایلخان
خلیل خان ایل بیگی بختیاروند ایلخان
شاه منصور خان بختیاروند ایلخان
(رستم خان آقاسی.ملکشاه.شفیع.کاظم )
رستم خان آقاسی بختیاروند
تاج الدین امیر قنبر خان بختیاروند
جان محمد خان بختیاروند
شمس الدین خان بختیاروند
میرزا پلنگ خان بختیاروند
(خدابخش خان .تنبرخان.... )
خدابخش خان
الله بخش
-
-
-
-
-
-
-
- رستمی منجزی
|

بهنام ذلقی ٢١:٥٠ - ١٣٩٨/٠٢/١٢
با سلام خدمت شما اقای سرلک وتمامی برادران سرلک من در جایی خوانده بودم که سلک و ذلق با هم برادر هستن وافتخار میکنم که برادرانی چون شما دارم اما اینکه یه ابلح خود را دانا خطاب کرده وبه شما توهین میکند بسی جای بحث دارد با سپاس
|

بهنام ذلقی ١٧:١٠ - ١٣٩٨/٠٢/١٤
جناب اقای رضا سرلک زحمات شما قابل ستایش است .شخصی مثل اقای علی بهرامسری استرکی که به شما ونوشته هایتان توهین میکند .شخصی پر ادعا وبسیار پوچ است .وعالم نماست .من به شخصه از زحمات شما تشکر میکنم وهمچنین تمامی برادران سرلک و نگذارید افراد حسود ونا اهل باعث تفرقه شوند با سپاس
|

ذلقی ١٤:٣٩ - ١٣٩٨/٠٢/٢٠
اقای علی بهرامسری اگر بزرگی طایفه سرلک ومنش اقای رضا سرلک شما را ازرده خاطر نموده این مشکل شماست میخواستی با نقد کردن کتاب اقای سرلک خودت را اسطوره جلوه بدهی دریغ از اینکه چهره واقعیت را اشکار کردی بجای اینکه این همه مهملات بنویسی وتحویل بدهی وقتت را صرف خودسازی کنی
|

پوریا بختیاری منجزی پارسی زاد از تهران ۰۹۳۵۱۰۴۲۸۳۴ پیامک نمایید ١٤:٠٧ - ١٣٩٨/٠٣/٠٥
جوابه پوریا بختیاری منجزی پارسی زاد از تهران به اقایان استرکی اولاد تاجمیرخان قاتل خلیل خان ؛ رجبعلی ها و علیقلی ها و علیمردونی ها :

نسب نانه اینجانب بشرح زیر است:
۱پوریا بختیاری منجزی پارسی زاد
۲یوسف بختیاری منجزی
۳آ کریم بختیاری منجزی بختیاروند
۴آ شیخ محمد عالی خان بختیاری منجزی بختیاروند.
۵شیخ بالی (حسام الدین برادر وی) بختیاری منجزی بختیاروند
۶ابدال خان بختیاری
۷علی صالح (علی صالح اسماعیل) بختیاری
۸یوسف خان بختیاری
۹شیخ تاج الدین امیر قنبر بختیاری
۱۰رستم خان اقاسی بختیاری
۱۱شاه منصور خان بختیاری
۱۲خلیل خان بختیاری
۱۳جهانگیر خان بختیاری
۱۴امیرشاه حسین خان بختیاری
۱۵رستم خان پلنگ بختیاروند بختیاری(رستم کلاه چرمینه)
۱۶سهراب خان بختیاری
۱۷ابوالحسن خان بختیاری
نامبردگان احفاد سلاطین ساسانی از طایفه مارافی از ایل پارس از قوم اریایی بوده و نام طایفه انان بختیاری است همان طایفه ای که در جنگ های صلیبی فاتح بیت المقدس شدند
کلیه اسناد و مدا ک جهت رفع شک و شبهه به تایید بنیاد ایرانشناسی وابسته به نهاد دیاست جمهوری و ایرانشناسی دانشگاه ماربورگ به همراه فرامین و اسناد و مدا ک تایید حرف اقایان رضا سرلک و اقایان زلقی و طوایف و تیرهای دیگر اولاد امیرشاه حسین خان و جهانگیر خان و خلیل خان بختیاری از طایفه بختیاری در وبلاگ شخصی اینجانب گنجانده شده است
به ادرس وبلاگ بنده رجوع نمایید
Pouriaparsyzad.blogfa.com

اقای استرکی محکوم است چون دشمنی دیرینه انان از دوره مادها با طوایف پارس شروع شده است ؛ایل سنجابی کرمانشاه(اولاد شیخ زاهد گیلانی مدرس شیخ صفی الدین اردبیلی و اولاد پیامبر ص و همچنین برخی اقوام ماد در کردستان و کرمانشاه شخصیت این اقارا میشناسند بزرگان لربزرگ و بختیاری با حرف روباهان مکاری که از نیاکانشان درس ترور و رقابت مکارانه و نامشروع در بدست اوردن مطاع دنیوی را با ناجوانمردی و رقابت نامشروع و ناسالم پشت در پشت یاد گرفته اند؛ جایگاهی در میان اولاد حضرت علی و امام حسین و بی بی شهربانو(دختر یزدگرد و مادر امام سجاد و ائمه اطهار بدست نخواهند اورد ؛دست ناپاکتان کوتاه و دشمنی با خاندان پیامبر اسلام و اولاد یزدگرد ساسانی(طایفه بختیاری) پدزن امام حسین (ع) ریشه در مادی بودن تان دارد ؛
تاجمیر خان بدستور شاهان صفوی به قتل رسید کینه و دلخوری شما از ان دوره با اولاد امیر بزرگ جهانگیر خان شروع شد .
|

پوریا بختیاری ١٥:٥٢ - ١٣٩٨/٠٣/٠٥

پوریا بختیاری منجزی پارسی زاد از تهران ۰۹۳۵۱۰۴۲۸۳۴ پیامک نمایید ١٤:٠٧ - ١٣٩٨/٠٣/٠٥
جوابیهاقای پوریا بختیاری منجزی پارسی زاد از تهران به اقایان استرکی اولاد تاجمیرخان قاتل خلیل خان بختیاری منجزی بختیاروند ؛ رجبعلی ها و علیقلی ها و علیمردونی ها :

نسب نانه اینجانب بشرح زیر است:
۱پوریا بختیاری منجزی پارسی زاد.
۲یوسف خان بختیاری منجزی بختیاروند .
۳آ کریم خان بختیاری منجزی بختیاروند.
۴آ شیخ محمد عالی خان بختیاری منجزی بختیاروند.
۵شیخ بالی (حسام الدین برادر وی ایلخانی) بختیاری منجزی بختیاروند(دوره زندیه تاقاجار)
۶ابدال خان بختیاری (ایلخانی)(زندیه)
۷علی صالح (علی صالح اسماعیل) بختیاری(افشاریه تازندیه)
۸یوسف خان بختیاری(ایلخانی)(صفویه تا افشار)
۹شیخ تاج الدین امیر قنبر بختیاری(ایلخانی)(صفویه)
۱۰رستم خان اقاسی بختیاری(ایلخانی)(صفویه)
۱۱شاه منصور خان بختیاری(ایلخانی)(صفویه)
۱۲خلیل خان بختیاری(ایلخانی)(شهید ترور ؛ توطئه طایفه استرکی با تحریک ذهن عمومی مردم و بدبین سازی و تولید بدبینی و بدگویی نسبت به وی و اولاد پیامبر ؛اولاد تاجمیر استرکی که بدست شاه صفوی بدار عبرت اویخته شد)(صفویه)
۱۳جهانگیر خان بختیاری(ایلخانی)(صفویه)
۱۴امیرشاه حسین خان بختیاری(ایلخانی)
۱۵رستم خان پلنگ بختیاروند بختیاری(رستم کلاه چرمینه)(ایلخانی)(شهید جنگ عثمانی)
۱۶سهراب خان بختیاری
۱۷ابوالحسن خان بختیاری
نامبردگان احفاد سلاطین ساسانی از طایفه مارافی از ایل پارس از قوم اریایی بوده و نام طایفه انان بختیاری است همان طایفه ای که در جنگ های صلیبی به همراه صلاح الدین ایوبی فاتح بیت المقدس شدند .
کلیه اسناد و مدا ک جهت رفع شک و شبهه به تایید بنیاد ایرانشناسی وابسته به نهاد ریاست جمهوری و واحد ایرانشناسی دانشگاه ماربورگ المان و واحدایرانشناس و اسلام شناسی دانشگاههای خارج از ایران درکلیه کشورهای جهان که تفاهم نامه همکاری انان با وزارت علوم و دانشگاههای بزرگ ایران در حوزه ایرانشناسی و اسلام شناسی به امضا مسولین رسید .
فرامین صادره از دربار ایران از دوره ایلخانان مغول تا پهلوی به همراه سایر مکاتبات و اسناد و مدار ک مورد تایید دادگاههای جهانی و همچنین ایران عزیز اسلامی در راستای تایید و تصدیق صحت ادعای اقایان رضا سرلک و اقایان زلقی و طوایف و تیرهای دیگر که اولاد و احفاد واعقاب اامیرشاه حسین خان بختیاری و جهانگیر خان بختیاری منجزی و خلیل خان بختیاری منجزی از طایفه بختیاری در وبلاگ شخصی اینجانب گنجانده شده است .
به ادرس وبلاگ بنده رجوع نمایید
Pouriaparsyzad.blogfa.com

اقای استرکی محکوم است چون دشمنی دیرینه انان از دوره مادها با طوایف پارس شروع شده است ؛ایل سنجابی کرمانشاه(اولاد شیخ زاهد گیلانی مدرس شیخ صفی الدین اردبیلی و اولاد پیامبر ص نیای بزرگ اقایان سرلک و سایر عزیزان در دوره صفوی بوده است.
همچنین برخی اقوام ماد در کردستان و کرمانشاه شخصیت این اقارا میشناسند بزرگان لربزرگ و بختیاری با حرف روباهان مکاری که از نیاکانشان درس ترور و رقابت مکارانه و نامشروع در بدست اوردن مطاع دنیوی را با ناجوانمردی و رقابت نامشروع و ناسالم پشت در پشت یاد گرفته اند؛ جایگاهی در میان اولاد حضرت علی و امام حسین و بی بی شهربانو(دختر یزدگرد و مادر امام سجاد و ائمه اطهار بدست نخواهند اورد ؛دست ناپاکتان کوتاه و دشمنی با خاندان پیامبر اسلام و اولاد یزدگرد ساسانی(طایفه بختیاری) پدزن امام حسین (ع) ریشه در رقابت نامشروع از دوره ماد و پارس دارد ؛
تاجمیر خان بدستور شاهان صفوی به قتل رسید کینه و دلخوری شما از ان دوره با اولاد امیر بزرگ لر بزرگ سپهبدجهانگیر خان وسپهبد شهید خلیل خان بختیاری منجزی بختیاروند شروع شد .
|

پوریا بختیاری ١٥:٥٥ - ١٣٩٨/٠٣/٠٥
نتایج به بار امده از عملکر د رقت انگیز و بیشرمانه این اقایان در جامعه لر وایران متوجه شخصصیت این اشخاص خواهد بود و هیچ گونه مسولیتی در قبال این اقایان به عهده طایفه بختیاری (منجزی سرلک زلقی موگویی ممیوند بهداروند و دیگر عزیزان نخواهد بود ؛عاقبت هر انچه کاشت برزرگر همان ردو خواهد ؛هر چه اندیشید زندگی خواهد کرد ؛چگونه اندیشید؟ که همانگونه زندگی کرده و میکند؟
والسلام علیکم و ال حمه و برکاته
|

پوریا بختیاری منجزی پارسی زاد ؛ ١٦:٠٧ - ١٣٩٨/٠٣/٠٥


ضمیمه کتاب طایفه سرلک تراز شاخه ای کهن از ایل بختیاری - قسمت سوم

فروش ملک غلامحسین خان سرلک به محمدعلی خان بسحق








2- طايفه سرلك از نظر اهميت و پيوستگي تاريخي چهارصدساله

از زماني كه خليل‌خان فرزند جهانگيرخان حاكم كل بختياري توسط شاه عباس دوم ملقب به خان شد از آن به بعد نام تمام فرزندان و نوادگانش را با همين لقب ذكر كرده‌اند. دليل مستند آن اين است كه تمام اسنادي كه هم زمان و پس از آن در اين 350 سال به نام سرلك‌ها موجود است بلا استثناء با لقب خان نوشته شده‌اند. اين رسم و سنت خوب بختياريان است كه خانواده‌ها را به حرمت اجدادشان احترام مي‌گذارند، ثروتمند باشند يا نباشند.
اينك از بين سيصد برگ اسناد مختلف طايفه سرلك بختياري براي خلاصه كردن مطلب، هر چند سال يك نمونه ارائه مي‌شود تا شاهدي بر اثبات قدمت و شوكت ديرينه و پيوسته اين طايفه از بختياري در اين چهارصد سال باشد كه هميشه نامشان با القاب خاص بزرگان آورده شده است.
1. 351 سال قبل به تاريخ 1086 ق. كتاب طايفه سرلك شاخه‌اي كهن از ايل بختياري سند شماره 1 صفحه 319 با عبارات: رفعت و معالي پناه ابن سياوس خان �سرلك� ملكي را در حومه اليگودرز خريداري كرده است.
2. 336 سال قبل در تاريخ 1101 ق. سندي كه اخيراً بدست آمده و منتشر نشده و تصوير و بازخواني آن در پایان بخش آمده است با عبارت عبدالرضا خان سرلك ولد عباس خان سرلك بختياري چند روستاي دربست را در دشت لالي به مبلغ 330 تومان به مؤمن‌خان ولد هاشم‌خان زلقي فروخته است.
3. 334 سال قبل در تاريخ 1103 ق. كتاب طايفه سرلك ... سند شماره 2 صفحه 266 پرويزخان و هوشنگ‌خان و سبزعلي‌خان و خديجه خانم كلهم سرلك بختياري هفت لنگ، ملكي را در چقادالاني و مور زرين فروخته‌اند.
4. 329 سال قبل به تاريخ 1108 ق. سندي كه اخيراً بدست آمد و منتشر نشده و تصوير و بازخواني آن در پایان بخش آمده است با عبارت عاليجاه عبدالرضا خان سرلك بختياري، شش دانگ روستاي بلوع را به مبلغ 95 تومان به مومن‌خان زلقي فروخته است.
5. 306 سال قبل به تاريخ 1131 ق. كتاب طايفه سرلك... سند شماره 4 صفحه 268 عالي‌شان يوز باشي عالي خلف سلطان خسرو سرلك بختياري ملكي را در حومه اليگودرز خريده است.
6. 278 سال قبل به تاريخ 1158 ق. كتاب طايفه سرلك ... صفحه 85 حكم كريم‌خان زند به حاج پرويز خان سرلك و بخشيدن ماليات روستايش.
7. 272 سال قبل به تاريخ 1165 ق. كتاب طايفه سرلك سند شماره 5 صفحه 268 آمولاسرلك فرزند سلطان خسرو سرلك بختياري ملكي از حومه اليگودرز خريداري كرده است.
8. 268 سال قبل به تاريخ 1169 ق. سندي كه اخيراً بدست آمده و منتشر نشده است، تصوير آن در پایان بخش آمده است، با عبارت: عاليجاه رفيع جايگاه غلامحسين‌خان سرلك ولد مرحوم خسرو خان سرلك، ملكي را در ميان كوه عربستان با اشكفت خاني با پاريو فروخته است.
9. 251 سال قبل به تاريخ 1186 ق. سندي كه اخيراً بدست آمده و منتشر نشده و تصوير آن در پایان بخش آمده است با عبارت ... عزت همراه مرتضي قلي خان سرلك ولد حاج رستم خان سرلك ملكي را در منطقه مكدين به مومن‌خان زلقي فروخته است.
10. 208 سال قبل به تاريخ 1228 ق. كتاب طايفه سرلك عقدنامه شماره 1 زوج اسدالله خان سرلك بختياري زوجه علياجناب زبده المستورات دوران پريناز خانم
11. 206 سال قبل به تاريخ 1231 ق. نوشته شده است، محمدرضاخان ولد مرحوم حاج دينارخان سرلك ملكي را به محمد علي‌خان بوسحاق فروخته است. (توضيح اينكه اين حاج دينارخان سرلك، از نوادگان حاج دينار بزرگ نياي سرلك‌ها است). تصوير آن در پایان بخش آمده است.
12. 191 سال قبل به تاريخ 1246 ق. كتاب طايفه سرلك عقدنامه شماره 3 زوج عالي جاه ... سهراب‌خان سرلك بختياري ... زوجه باكره .... پري خانم بنت‌الله بخش‌خان سرلك بختياري.
13. 186 سال قبل به تاريخ 1250ق. حكم محمدشاه منصوب كردن عالي جاه محمد خان سرلك به سركردگي سواران سرلك بختياري كتاب طايفه سرلك ... صفحه 81.
14. 176 سال قبل به تاريخ 1260 ق. كتاب طايفه سرلك، سند شماره 9 صفحه شماره 272 عالي جاه ... آقا سليمان ولد ... عاليجاه ... باقرخان سرلك. ملكي را فروخته است.
15. 151 سال قبل به تاريخ 1286 ق. كتاب طايفه سرلك، عقدنامه شماره 5 زوج مرتضي قلي خان سرلك بختياري ... زوجه مستوره ... سارا خانم بنت آقا خان سرلك صفحه 102.

16. 116 سال قبل به تاريخ 1320 ق. سندي كه اخيراً بدست آمده است. شكايت فرزندان علي اكبر خان و ابوتراب خان سرلك و ديگران به صدر اعظم مظفرالدين شاه، براي پس گرفتن 60 روستاي مصادره خود نوشته‌اند و تصوير آن در صفحات از 32 به بعد آمده است.
17. 81 سال قبل به تاريخ 1314 شمسي. شعر كدخدا ملاشنبه هيودي در مورد خليل‌خان سرلك. در پایان بخش آمده است.
18. 81 سال قبل به تاريخ 1314 شمسي. كتاب طايفه سرلك ... صفحه 83 فرمان رضا قلي ميرزا حاكم لرستان به حسين خان سرلك.
ضمناً سه مورد از املاك فوق را مومن‌خان ولد هاشم‌خان، خان زلقي به مبلغ 516 تومان خريده است كه معادل بهاي چهار تا پنج روستاي شش دانگ در آن زمان مي‌باشد.
اين نيز قابل توجه و افتخار است كه قوم سرلك بختياري بايد از فرهنگ والائي برخوردار باشند كه با همه فراز و نشيبي كه در طول تاريخ چهارصد ساله خود داشته، اسناد تاريخي و اجتماعي اقتصادي طايفه خود را حفظ كرده‌اند و آنچه درباره اين قوم نوشته مي‌شود مستند است و تكيه بر اسناد معتبر دارد و خاطره‌نويسي نيست.
اينطور كه در وبلاگ بعضي از هم تباران بختياري آمده است: خانواده‌هاي ديگري هم ادعا دارند كه فرزندان خليل خان هستند. ممكن است درست بگويند، چون اين بزرگان با داشتن قلعه‌هاي متعدد كه در منطقه بختياري داشتند يقيناً زن‌هاي متعددي هم در اين قلعه‌ها داشتند و بالطبع داراي فرزندان متعددي هم بودند. پس ادعاي يكي باعث نفي ديگري نيست. منتهي هر كدام از اين مدعيان بايد سند معتبر ارائه دهد.
سرلك‌ها معتقد هستند مكنت و اصالت خانوادگي را قبل از جهانگيرخان هم داشته‌اند همچنانكه محقق عاليقدر شرف‌الدين بدليسي در كتاب شرفنامه مي‌نويسد: شاه طهماسب مير تا جمير را به قتل رساند و مير جهانگير را كه از متعينان آن آلوس است به جاي او نشاند و كلمه اعيان بكار برده است و بدين گونه او را از اعيان و بزرگان بختياري معرفي مي‌كند.

3- طايفه سرلك بختیاری از نظر اعتبار و اهميت سياسي، اقتصادي و اجتماعي و روابط با دولتمردان:

از اين به بعد كه ابتداي حكومت قاجاريه است، سرپرستي سرلك‌ها را تا اواسط سلطنت فتحعليشاه قاجار، حاج رستم‌خان بختياري عهده‌دار شد و پس از او پسرش خسروخان سرلك كه شرح حال او علاوه بر اينكه در كتاب طايفه سرلك شاخه‌اي كهن از ايل بختياري صفحه 50 آورده شده است به طور جداگانه نيز با اسناد جديدي كه بدست آمده تحت عنوان خسروخان سرلك بختياري در ذيل آمده و در اينترنت هم قابل رويت است.
اين پدر و پسر از لطفعلي‌خان زند تا اوايل سلطنت ناصرالدين‌شاه قاجار، قدرتمندترين مردان طايفه سرلك از قوم بختياري بودند كه در منطقه وسيع املاك سرلك‌ها از حومه اليگودرز تا چمن سلطان، خمين و خوانسار و گلپايگان و كمره و سيلاخور، با اقتدار كامل زندگي مي‌كردند. اين مناطق به دوبخش مستقل حكومتي تحت نظارت حاكم گلپايگان عبدالله ميرزا حشمت‌الدوله و پسران و حاكم بروجرد احتشام‌الدوله كه هر دو از شاهزادگان قاجار بودند تقسيم مي‌شدند.
حاكمان مختلف اين دو منطقه از ابتداي سلطنت قاجاريه تا مظفرالدين شاه 1314 قمري هرگاه از جهات مختلف نياز به كمك داشتند يا با مشكلي روبرو مي‌شدند از خوانين سرلك بختياري كمك مي‌گرفتند، زيرا سرلك‌ها در اين مناطق بيش از يكصد روستاي دربست داشتند كه ميراث چند صد ساله اجدادي آنها بود انتهاي صفحه 26 و در اين دو منطقه صاحب نفوذ و قدرت سياسي، اقتصادي و اجتماعي بسيار بودند.

عكس خسروخان سرلك بختياري و برادرش سهراب‌خان سرلك بختياري


اينك چند نمونه مستند ارائه مي‌شود:
1. در سال 1250 قمري هنگامي كه فتحعلي‌شاه مي‌ميرد و حكومت متزلزل قاجار ضعيف‌تر مي‌شود، شاهزاده حيدرقلي ميرزا، حاكم گلپايگان و شهرهاي مجاور، هوس حمله به اصفهان مي‌كند كه حكومت آنجا را به دست آورد؛ مشاورانش مي‌گويند از خوانين بختياري كمك بگير، او نيز طي نامه‌هايي درخواست كمك مي‌كند. ابتدا خسروخان سرلك بختياري (عكس فوق) در مدت سه روز با چهار هزار سوار و يك هزار پياده، آماده خدمت مي‌شود. بهرام خان بُسّاك هم به مدت يك هفته سه هزار نفر پياده و سوار آماده مي‌كند. بقيه بختياريان هر كدام كمتر از هزار نفر آماده مي‌شوند ولي به سبب بيمار شدن شاهزاده، حمله انجام نمي‌گيرد. (سفرنامه رضاقلي‌ميرزا نوه فتحعليشاه، صفحه 22 تا 25 و كتاب طايفه سرلك ... صفحه 53)
2. در سال 1261 قمري الله قلي ميرزا حاكم بروجرد، در نظر داشت توسط بختياريان سرلك بعضي كارهاي خود را پيش ببرد. محمودخان كاشاني كه وزيرش بود از كارهايش اطلاع پيدا كرد و راهي تهران شد. الله قلي ميرزا از ترس اينكه مبادا محمودخان كارهاي او را به ناصرالدين شاه گزارش كند، به خسروخان سرلك نامه‌اي نوشت و از او خواست كه چند سوار بفرستد و محمودخان را در راه تهران دستگير نمايد، اما محمودخان كه چنين مسئله‌اي را حدس زده بود، راه برگرداند و از بيراهه رفت. البته معلوم نيست خسروخان به اين كار اقدام كرد يا نه؟ (خلاصه الاعصار يا تاريخ البختيار صفحه 431 و ناسخ‌التواريخ سلاطين قاجار جلد 3 صفحه 79)
3. در سال 1265 قمري كه قتل خسروخان سرلك بختياري اتفاق افتاد شاهزاده احتشام الدوله حاكم بروجرد و بختياري، براي سركوبي بعضي بختياريان به منطقه بختياري رفت و با نامردي سه تن از بختياريان را دعوت كرد و به محض ورود آنها را به زنجير كشيد و از آنجا تا چمن فتح‌آباد پيش رفت ولي چون جرات حمله به خسروخان سرلك را نداشت، (به سفارش اميركبير كه قبلاً به او گفته بود) به سوارانش گفت: با خسروخان نمي‌توان منازعه كرد. او هميشه به ديدار من مي‌آيد. اين كَرَت كه آمد او را دستگير كنيد. از طرفي خسروخان كه به شاهزاده وقعي نمي‌گذاشت و از برنامه موزيانه او هم اطلاعي نداشت، وقتي شنيد احتشام‌الدوله به منطقه آمده است طبق معمول با پنجاه سوار به ديدارش رفت و كنار خيمه او چادر زد و وارد خيمه شاهزاده شد. سربازان صبر كردند تا شب كه هوا تاريك شد هنگام شام به ناجوانمردي، خسروخان را دستگير كردند و شبانه به تهران حركت دادند و سوارانش را خلع سلاح كردند و اسبانشان را گرفتند و رهايشان كردند. خسروخان را به تهران بردند و فرصت ندادند ناصرالدين‌شاه از شكار برگردد. او را در يك انباري خفه كردند (خلاصه الاعصار في تاريخ البختيار صفحه 433). (يقيناً مي‌ترسيدند اگر او را مانند ديگران به ميدان اعدام ببرند ممكن است بختياريان به تعقيبش آمده باشند و او را نجات دهند).
خسروخان سرلك شخصيت برجسته قوم بختياري كه بكلي ناشناس مانده بود از زمان فتحعليشاه و محمدشاه تا اوايل سلطنت ناصرالدين‌شاه، قدرت مطلق منطقه تحت نفوذ خود: كمره، گلپايگان، خوانسار، خمين و اليگودرز بود و به حاكمان اين دو منطقه، گلپايگان و بروجرد هم اعتنائي نداشت. آنها هم مي‌دانستند كه قدرت جنگيدن با خسروخان را ندارند و علاوه بر مراتب فوق، در نامه‌هاي شماره 79 و 304 كه اميركبير راجع به خسروخان سرلك به ناصرالدين شاه مي‌نويسد در نامه اول اشاره مي‌كند كه راجع به خسروخان سرلك، شرفياب كه شدم توضيح مي‌دهم.
احتمالاً مي‌ترسد كه نقشه‌اش فاش شود. اما در نامه دوم (304) مي‌نويسند: از بخت بلند قبله عالم ... خسروخان سرلك را كه شاه مرحوم (محمدشاه) آنقدر خواست بدست آورد و نشد، مقيد (دست بسته) به حضور همايون مي‌آورند، باقي الامر همايون. اميركبير در عبارت �بخت بلند� اعتراف دارد كه اين كار برحسب اتفاق انجام شده و خسروخان با پاي خودش به دام احتشام‌الدوله گرفتار شده. سلاطين قاجار كه به سبب فاسد بودن حكامشان قدرت اداره مملكت را نداشتند، اغلب به حيله متوسل مي‌شدند. همچنان كه با گرو گرفتن خانواده محمدتقي خان چهار لنگ، اين شير مرد بختياري، ناچار شد خود را تسليم كند تا خانواده‌اش نجات يابند. خسروخان سرلك و محمدتقي خان چهارلنگ، هر دو در يك زمان زندگي مي‌كردند و هر دو رؤساي پرقدرت منطقه خود بودند. محمدتقي خان را سياح انگليسي به نام اوستن هنري لايارد كه احتمالاً جاسوس انگليس بود و در مأموريتش موفق نشد. در كتاب خودش به نام سفرنامه لايارد يا ماجراهاي اوليه در ايران، معرفي كرد و شرح حال و زندگي او را نوشت ولي راجع به خسروخان سرلك كسي چيزي ننوشت و اگر اسناد يافت شده در خانواده‌اش و بعضي نوشته‌ها در كتب مختلف، يافت نشده بود، همين مختصر هم راجع به او نوشته نمي‌شد.
بعد از كشته شدن خسروخان در سال 1265 املاك طايفه سرلك تجزيه شد و از اين زمان است كه شاهزادگان طماع و فاسد قاجار كه هر كدام حاكم يك منطقه از ايران بودند به طمع تصاحب املاك و روستاهاي آباد و پررونق سرلك‌ها هر يك از آنان را به بهانه‌ نافرماني يا خودسري به تهران مي‌فرستادند و مي‌كشتند و گروهي را نيز خودشان مي‌كشتند و املاك و مستقلات آنها را مصادره مي‌كردند.

4. در سال 1250 قمري كه محمدشاه به سلطنت مي‌نشيند، بلافاصله حاكمان مناطق مختلف ايران را عوض مي‌كند (كه البته فرق نمي‌كند، شاهزاده فاسدي به جاي شاهزاده فاسد ديگري منصوب مي‌شود).
در منطقه بختياري هم امنيت بخشي را كه تحت نظارت حاكم بروجرد است، طي حكمي به محمدخان سرلك بختياري مي‌سپارد و چنين مي‌نگارد: حكم همايون شد، آنكه بنابر ظهور مرحمت... عاليجاه، رفيع جايگاه حمدت و نجدت همراه، جلادت و رشادت آگاه، عمده‌الخوانين، محمدخان بختياري (سرلك) ... و وفور قابليت و شايستگي عاليجاه مشاراليه را از هذالسنه ... و ما بعدها به منصب سركردگي سواران طوايف سرلك بختياري سرافراز فرموديم ... تا حسن كارداني و كفايت خود را آشكار سازد ... و كسي را حق تخلف از سخن او نباشد. بيست و شش نفر از مستوفيان دربار پشت حكم را مهر و امضا كرده‌اند (كتاب طايفه سرلك شاخه‌اي كهن از ايل بختياري، حكم شماره 2 صفحه 87 و بازخواني در صفحه 81).
5. در سال 1253 قمري مردم بختياري از اطاعت كارگزاردان دولت، سرباز زدند و ماليات نپرداختند، محمد شاه حسام‌السلطنه را با شش هزار سوار به مقابله فرستاد و از ساير بختياريان هم كمك گرفت از جمله سرهنگ آقاخان سرلك فرزند خسروخان سرلك .... با 700 سوار به خدمت درآمد (خلاصه الاعصار يا تاريخ البختيار صفحه 423)
6. در سال 1268 قمري بعد از كشته شدن خسروخان سرلك كه در سال 1265 قمري اتفاق افتاد، منطقه تحت نفوذ او: خمين و خوانسار گلپايگان و كمره به نا امني كشيده شد. دزدي و گردنه زني‌هاي پي‌درپي در اين منطقه رخ داد تا جائي كه به دستور ناصرالدين شاه ميرزاحسين خان سپهسالار كه بعد از اميركبير صدر اعظم شده بود مأمور رسيدگي به اين امر شد. پس از بررسي به ناصرالدين شاه نوشت: قربان خاك پاي جواهر آسايت، در مورد چندين فقره دزدي كه در راه‌هاي عراق و كمره گلپايگان و بختياري اتفاق افتاده و به عرض رسيده، حسب‌الامر از سرهنگ آقاخان فرزند خسروخان سرلك خواسته شد كه اين امر را پي‌گيري كند. ايشان تعهد نمود كه دزدها را كه معلوم نيست از كدام طايفه و ولايت هستند دستگير كرده و اموال مسروقه را بگيرد و تحويل دهد (كتاب خمين در گذر تاريخ از محمدجواد مرادي‌نيا، نامه ميرزا حسين خان سپهسالار صدراعظم به ناصرالدين شاه صفحه 66).
7. در سال 1275 قمري در حكم مأموريت آقاخان سرلك به دستور ناصرالدين شاه براي سركوبي اشرار چنين آمده است: اين غلام فدوي همانطور كه عرض كرده بود دستخط مبارك را نزد مستوفي الممالك فرستادم ... به نحوي كه حكم و مقرر شده بود قبول كرد ... اين كه فدوي براي اتمام كار، توسط آقاخان سرلك اصرار دارد كه به ملاحظه ميل مبارك است. اگر حاكم گلپايگان و سايرين در قوه داشتند كه راه‌ها را امن كنند، مي‌كردند. اما آقاخان سرلك كه برود انشاالله منظور نظر شما عمل خواهد شد و اگر غير از اين باشد، كارهاي آن بلاد منتظم نمي‌شود. (حكم شماره 5256-295 مركز اسناد كتابخانه ملي ايران)
8. در سال 1289 قمري حكم قتل سرهنگ آقاخان سرلك به خط ناصرالدين شاه (كتاب طايفه سرلك صفحه 57) از زماني كه خسروخان سرلك كه نيرومندترين مرد طايفه بود، با نيرنگ اميركبير به دام افتاد و كشته شد شاهزادگان قاجار (عبداله ميرزا حشمت‌الدوله و فرزندانش) ابتدا روستاهاي خسروخان را با تمام گنجينه‌اش مصادره كردند و بعد براي قصب روستاهاي ساير افراد اين طايفه كه به بيش از يكصد پارچه آبادي دربست مي‌رسيد به حيل مختلف آنها را كشتند يا به تهران فرستادند و به دار آويختند تا بتوانند بقيه روستاهاي آنان را مصادره كنند (نك اسناد صفحه 28 به بعد). آقاخان كه سرهنگ رسمي دولت بود به شدت از اين امر ناراضي بود وقتي ديد عبدالله ميرزا حشمت‌الدوله تمام روستاهاي پدرش و روستاهاي عمويش اسداله خان را مصادره كرد و هنوز دست بردار نيست با حشمت‌الدوله به مقابله برخاست و اعتراض كرد ولي چون نفوذ و قدرت پدرش از دست رفته بود. كاري از پيش نبرد و او را به همراه برادرش علي‌اكبر خان سرلك (كه شاعر بود) با وعده‌هاي دروغ به تهران فرستادند. ناصرالدين‌شاه كه خسروخان را مي‌شناخت و از خدماتش آگاهي داشت مدتي از اعدام او خودداري كرد ولي بعد از مدتي به سبب فشار حشمت‌الدوله حكم قتل او را به خط خودش صادر كرد (كتاب طايفه سرلك .... صفحه 89، حكم شماره 3 و بازخواني در صفحه 72 همان كتاب). علي‌اكبر خان سرلك هم در روز تولد ناصرالدين‌شاه شعري به زبان بختياري در وصف ناصرالدين‌شاه سرود و بخشيده شد (تصوير اصل شعر در كتاب طايفه سرلك صفحه 59 و 60). پس از قتل آقاخان بلافاصله تمام روستاهاي او مصادره شد و رعاياي اين روستاها را اخراج كردند و مشتري‌هاي پولدار بختياريان هفت لنگ كه تا اين زمان در اين منطقه جاي پائي نداشتند آنها را خريدند. در طومار مالياتي كتاب طايفه سرلك نوشته است: از دهات مخروبه و بي‌صاحب مرحوم آقاخان مالياتي دريافت نشد (اين روستاها در اين زمان هنوز به فروش نرسيده بودند).
9. در سال 1291 قمري طبق سالهاي قبل گردآوري ماليات روستاهاي ابواب جمعي منطقه نفوذي سرلك‌ها به عهده خوانين سرلك گذاشته مي‌شد. طومار مالياتي به طول دو متر مربوط به بخشي از منطقه بختياري است كه حاكم منطقه به عهده بزرگان طايفه سرلك نهاده است و آنچه بدست آمده تحويل حاج محمد ابراهيم قاجار پدر حاج محمدكريم‌خان رئيس شيخيه كرمان كه مسئول گردآوري ماليات منطقه بختياري بوده داده شده است. اين طومار كه دو متر طول آنست توسط استاد جواد صفي‌نژاد، از خط سياق به ارقام معمولي برگردانده شده و در كتاب طايفه سرلك شاخه‌اي كهن ... از صفحه 445 تا 451 و بازخواني آن از صفحه 433 تا 444 آمده است.
10. حدود سال 1300 قمري سالهاي قحطي كه بي‌نظمي بسياري مناطق مختلف ايران را گرفته بود از جمله در بختياري كه ثروت مردم فقط احشامشان بود، هر هفته و هر ماه گله گوسفندان يا گاوهاي يكي از روستاها را به غارت بردند. در اين سال‌ها هم يكي از مردان قدرتمند منطقه بختياري حومه اليگودرز، حسين خان سرلك بود. در اين منطقه هرگاه گله‌اي را غارت مي‌كردند، يك نفر سوار، به حسين‌خان اطلاع مي‌داد كه گله فلان روستا را بردند. حسين خان خودش ده پسر داشت كه بيشتر آنها تفنگ به دست و سوار كار بودند. علاوه بر اين از بين كشاورزان روستاهايش چند تيرانداز قابل را نيز به خدمت گرفته بود. در اين وقت بلافاصله چند چابك سوار مسلح را مي‌فرستاد و گله را برمي‌گرداندند و به صاحبش تحويل مي‌دادند (عكس كتاب طايفه سرلك صفحه 76 و نقل قول از خسروخان سرلك فرزند حسين‌خان).
11. در سال 1303 قمري فرماني از جانب ميرزا محسن خان مظفر الملك نايب الاياله لرستان و بروجرد، مبني بر اينكه ماليات و فروعات دهات سرلك و غيره، جمعي و ملكي عالي‌جاه محمدحسين خان بختياري سر لك را خود مشاراليه شخصاً در بروجرد پرداخته است. (فرمان شماره 7 صفحه 93 كتاب طايفه سرلك ... و بازخواني در صفحه 83).
12. در سال 1314 قمري فرمان رضاقلي‌ميرزا (نظام السلطنه) حاكم لرستان، بروجرد و خوزستان به حسين‌خان سرلك نوشته است: عالي‌جاه، مجدت همراه، حسين‌خان، نظر به اينكه فرزند مكرم مجدالسلطنه را براي پاره‌اي امور در منطقه امر به توقف نموده‌ايم مي‌بايد آن عاليجاه و عموم طوايف بختياري اطاعت امر ايشان را داشته باشند. (اصل فرمان به شماره 6 در صفحه 92 كتاب طايفه سرلك ... و بازنگاري آن در صفحه 83 همان كتاب آمده است).

4- شواهدي كه در سرلك بودن خليل‌خان فرزند جهانگيرخان حاكم كل بختياري آورده مي‌شود:
1. شجره‌نامه‌هاي قديمي را كه در خانواده‌هاي سرلك موجود است خودشان آنها را معتبر مي‌دانند و به طوريكه مي‌گويند نيازي به اثبات نمي‌بينند.
2. در تحقيق ميداني كه از مردمان روستاي چقاگرگ (كه جنب خرابه‌هاي روستاي خليل‌آباد است) بعمل آمد همه خليل‌خان را سرلك مي‌دانند.
3. آقاي مجتبي هيودي كه خودش اهل روستاي چقاگرگ است مطلبي را در تاييد سرلك بودن خليل خان تحت عنوان مندير بهارون خليل‌خان سرلك در وبلاگ خود آورده و نوشته است از طريق تحقيق ميداني در همان منطقه به اين نتيجه رسيده است، كه خليل‌خان سرلك هيودي همان خليل‌خان بزرگ رئيس طوايف بختياري است.
4. آقاي حسين سرلك نامه‌اي براي من ارسال داشته و نوشته است: سنگ نوشته‌اي در منطقه پشت كوه زر و ماهر و به نام سركول خليل‌خان سرلك هست كه متن آن چنين است:
اين نوشته را مرقوم داشتم بر اين تخته سنگ بفرموده خان، خان خانان خليل خان سرلك ... كاتب استاد مقيم اصفهاني
5. سند معتبري از كدخداملا شنبه هيودي كه اهل روستاي چقاگرگ است بدست آمده و آن شعري است در وصف خليل‌خان سرلك كه در ذيل آمده است و نيز در اينترنت با عنوان: خليل‌خان سرلك بختياري قابل جستجو است.
خليل‌خان سرلك بختياري فرزند جهانگيرخان:

مرحوم كدخدا ملا شنبه هيودي، اشعار زير را در وصف خليل‌خان سرلك بختياري به تاريخ 1320 شمسي سروده است. البته اين شعر به زبان عاميانه است و داراي وزن و قافيه درست نميباشد و دليل صحت اصالت آن نيز همين عاميانه بودنش مي‌باشد و از نام مكانها و اسامي كه به كار برده شده دليل ديگري بر معتبر بودن اين شعر است.
بگويم شعري از خليل‌خان سرلك
دو آبي كه بودند در آن مكان
بِزَد سدّ خاكي و كوره بكند
دو آب[1]، بُرد با هم به ملك گُلَك[2]
يكي بَرددره[3] يكي دَره لكان[4]
به بُرد آب را آن مرد سربلند
بشد كشتزارش چه باغ بهار
گُلَك گشت نامش در آن روزگار
زبرف پير[5]، آبي به طول زياد
به دستور آن مرد كه آباد شد
بياورد و بنياد شهري نهاد
ورا نامش خليل‌آباد[6] شد
همه گوي بازان چابك سوار[7]
رقابت بكردند با يكديگر
هر آنكس كه گوي را زميدان ربود
در آن سنگ تاريخ نوشته به ياد
بنائي كه تا هست و دوران بود
كه در بُرد و باخت اندر آن روزگار
هم از بهر پيروزي و هم هنر
برايش گرفتند جشن و سرود
بنايي كه يحيي بن يوسف نهاد[8]
سرِ سركشان گوي ميدان بود
خليل‌آباد

يكي از روستاهاي خليل‌خان سرلك بختياري است كه به آن شهر خليل‌آباد هم مي‌گويند. خليل‌خان براي آباداني آن و ساير روستاهايش در منطقه اليگودرز كه ييلاق خود و ساير بزرگان سرلك بختياري بود، دستور داد دو نهر براي آوردن آب از برف پير در دامنه اشتران كوه تا خليل‌آباد، با گنجايش و حجم متفاوت آبرساني كنده شد تا در سالهائي كه آب فراوان است از نهر بزرگ و هنگام كم آبي از نهر كوچك استفاده شود و اين روستا را خليل‌آباد ناميد. بنا بر شايعات، اين نهر در مرگ او دخيل بوده است. خليل‌خان سرلك ضمن اينكه حاكم و مدير شايسته‌اي براي اداره امور ايل بختياري بود، به آباداني و مسكن و كشت و زرع نيز توجه داشت. خليل خان در دو منطقه ييلاق و قشلاق خود دو قلعه ساخت كه اولي قلعه مشهور بنه وار است كه در مركز بختياريان هفت لنگ ساخته شده و مقر حكومت او بود و شاه عباس نيز در اين قلعه مهمان او شد. از اين قلعه فقط ديوارهاي سنگي آن بر جاي مانده است كه نشان از عظمت و شوكت آن دارد و قلعه ديگري در روستاي خليل‌آباد، مركز بختياريان چهار لنگ در منطقه ييلاقي خودش كه بيشتر سرلك‌ها و نزديكانش سكونت داشتند ساخت. اين قلعه نيز مدتي مقر حكومت او بوده است. اينك از آن روستا فقط قبرستاني باقي مانده و از آن قلعه تل خاكي، كه گاه دزدان در پي گنجينه سوراخي بر آن ميگذارند.
در گذشته، به بعضي از بزرگان طايفه سرلك، سرلك دينار گفته مي‌شد و كلمه دينار جزئي از نام خانوادگي آنها بحساب مي‌آمد و بعضي ديگر كلمه دينار را نداشتند و اين، مورد ترديد بود كه چرا به بعضي از آنها سرلك‌ها دينار ميگويند. در اسنادي كه اخيرا به دست آمده است، در چند مورد سرلك‌ها را از طايفه بزرگ ديناراني اورك دورك ذكر كرده‌اند و نوشته‌اند اين طايفه داراي 48 تيره و بزرگترين طايفه بختياري است. اين گونه كه از اين اسناد برميآيد، ريشه و اصل سرلك‌ها از طايفه ديناراني بختياري مي‌باشد.
بنا بر نوشته آقاي علي بهرامي آستركي �وجود سرچشمه دورك و دره دورك كه در نزديكي خليل آباد و چغا گرگ در املاك خليل خان (سرلك) مي‌باشند مالكيت شاخه‌اي از ديناراني را بر آن منطقه ثابت مي‌كند.� و اين نيز سندي است كه سرلك بودن خليل‌خان و ديناراني بودن سرلك‌ها را ثابت ميكند.
كهن‌سالان سرلك از ديرزمان معتقد بودند: سرلكها و آستركي‌ها به نوعي به يكديگر نزديك بودند و در زمان صفويه از هم دور شدند. دليل آن اين است كه بعد از مرگ ميرتاجمير كه ميرجهانگيرسرلك بجاي او به حكومت رسيد از اين تاريخ سرلك‌ها از آستركي‌ها كناره‌‌گيري كردند. در شرح حال ميرجهانگير و خليل خان بختياري در زمان خودشان به اينكه اين پدر و پسر هفت لنگ هستند يا چهار لنگ، هرگز اشاره نشده است. با اينكه اين تقسيم‌بندي هفت و چهار را اين بزرگان خودشان براي سامان دادن به دريافت ماليات برقرار كرده بودند. بعدها گروهي فكر كردند كه بختياريان از نظر قوميت دو تيره مختلف از يكديگر هستند و شايد هركس در ذهن خود امتياز يا برتري براي شاخه‌اي كه خود در آن قرار داشت قائل مي‌شد همچنانكه اختلافات بسياري بين آنان پيش آمد. در صورتي كه اين مردم شريف همه از يك قوم و با يكديگر برادر و برابر هستند و امتيازي بر يكديگر ندارند. نمونه آن خليل خان بختياري است كه در دو منطقه هفت لنگ و چهارلنگ املاك فراوان داشت. كاخ بنه وار در منطقه هفت لنگها و قلعه خليل آباد در منطقه چهارلنگ‌ها از آثار او است و هرگز خود را يكي از تيره‌هاي هفت و چهار نناميد. سرلك‌ها علاوه بر روستاهايي كه در جنوب و دشت لالي و بنه‌وار خليل‌خاني داشتند، از حومه اليگودرز تا پيرامون شهرهاي گلپايگان و خوانسار و خمين و تمام روستاهاي كمره را نيز مالك بودند. مشهور است كه مي‌گويند: از اليگودرز تا نيزار اصفهان روستاهاي سرلك‌ها بوده است.


5- چرا طایفه سرلک بختیاری اقتدار چند صد ساله خود را در زمان ناصرالدین شاه یکباره از دست داد؟

طایفه سرلک از قبل از حکومت صفوی صاحب گله و رمه و املاک فراوان بود. با توجه به همین مسئله است که بدلیسی در کتاب شرفنامه می‌نویسد: شاه طهماسب تاجمیررا که به قتل رساند، امیر جهانگیر بختیاری را که از متعینان آن آلوس است به جای او به حکومت بختیاریان گماشت. منظور بدلیسی از كلمه متعينان این است که بگوید او نیز از اعیان و بزرگان بختیاری است و کم از تاج امیر نیست.
در دوره صفویه میرجهانگیر و پسرش خلیل‌خان سرلک بختیاری ایلخان و صاحب قدرت مطلق بودند. پس از مرگ خلیل‌خان، قدرت مرکزی از دست فرزندانشان خارج شد. زیرا در هفتاد سال حکومت این پدر و پسر، رقیبان و مدعيان بسیار برای بدست آوردن حکومت پیدا کرده بودند. جانشینانشان هم مانند یوسف‌خان سرلک یحیی‌خان فرزندش، ابوالفتح‌خان و دیگران، در خدمت سلاطین بعد از صفویه جنگیدند و به تدریج از صحنه حکومت و سیاست و ریاست کنار آمدند و املاک خود را در بنه‌وار و دشت لالی فروختند و به منطقه ییلاقی اجداد خود به حومه الیگودرز و گلپایگان و کمره علیا و سفلا، کوچ کردند وامنیت این منطقه نیز به عهده خودشان بود تا زمان سلطنت قاجاریه. در این زمان هم زمام امور در دست حاج رستم خان سرلک بود. بعد از او از نیمه دوم سلطنت فتحعلیشاه تا اوایل سلطنت ناصرالدین‌شاه، خسروخان سرلک فرزندش قدرت اداره قوم سرلک را بدست گرفت. در این وقت خوانین سرلک بختیاری، به روایتی یکصد و پنجاه و به گواه اسناد، یک صد روستای دربست در کل منطقه از الیگودرز تا گلپایگان و خمین کمره تا دامنه نیزار اصفهان داشتند.
همین ثروت و مکنت بسیار باعث شد که این طایفه مورد توجه حاکمان دو منطقه گلپایگان و بروجرد قرار گرفت. حشمت‌الدوله عبدالله میرزا حکمران گلپایگان و احتشام الدوله حکمران بروجرد که از شاهزادگان فاسد و سفاک قاجار بودند[9] به عناوین مختلف شیطنت می‌کردند که بخشی از روستاهای سرلک‌ها را بچنگ آورند. منتهی از خسروخان سرلک که مقتدرترین فرد و رئیس طایفه بزرگ سرلک بود می‌ترسیدند زیرا خسرو خان توان آماده کردن ده هزار نیروی جنگنده بختیاری را داشت. همچنانکه به درخواست شاهزاده حیدرقلی میرزا برای حمله به اصفهان به مدت سه روز چهار هزار سوار و یک هزار پیاده آماده خدمت کرد.[10] تا اینکه ابتدای سلطنت ناصرالدین‌شاه در سال 1265 ق. با نیرنگ امیرکبیر، خسروخان در ضیافت شام احتشام‌الدوله حاکم بروجرد گرفتار آمد و او را به تهران فرستادند و کشتند[11] امیرکبیر در نامه دوم خود به ناصرالدین‌شاه می‌نویسد ... خسروخان سرلک را که شاه مرحوم (محمدشاه) آنقدر خواست بدست آورد و نشد کت بسته فرستادم تا امر شما چه باشد. [12] و نمي‌خواهد بنويسد پدرتان قدرت مقابله با او را نداشت. خسروخان را از ترس اينكه مبادا بختياريان او را نجات دهند به ميدان اعدام نمي‌فرستند و در انباري در كاخ او را خفه مي‌كنند. بعد از كشته شدن خسروخان سرلك بلافاصله تمام گنجينه و اموال و املاك او را مصادره مي‌كنند. سرهنگ آقاخان فرزند خسروخان كه سرهنگ رسمي دولت بود و امنيت كل منطقه با حمايت پدرش به عهده او بود، بعد از قتل پدر و مصادره اموالش، اندك‌اندك به مخالفت و نافرماني با حاكم گلپايگان حشمت‌الدوله عبداله ميرزا برخاست اما قدرت و نفوذ پدر را نداشت. او را نيز به حيله به تهران فرستادند كه ناصرالدين‌شاه مي‌خواهد با او مذاكره كند ولي محرمانه به ناصرالدين‌شاه نوشتند كه آقاخان بعد از كشته شدن پدرش بناي شورش و نافرماني گذاشته است. ناصرالدين‌شاه كه او را مي‌شناسد و از خدماتش آگاهي دارد در كشتن او ترديد مي‌كند اما نامه‌هاي پي‌درپي حشمت‌الدوله عليه آقاخان، ناصرالدين‌شاه به خط خود مي‌نويسد جناب صدراعظم فردا صبح به علاء‌الدوله حكم بدهيد آقاخان سرلك را اعدام كنند. تصوير خط ناصرالدين‌شاه در كتاب طايفه سرلك شاخه‌اي كهن ... صفحه 83 آمده است. با قتل آقاخان دومين قدرت اين طايفه اعدام مي‌شود تمامي اموال و گنجينه و املاك او نيز مصادره مي‌شود. معلوم نيست چرا بعضي از روستاهاي او بلاسكنه مي‌شوند زيرا در طومار مالياتي سرلك‌ها كه جزئيات ماليات را مي‌نوشتند آمده است كه �از دهات مخروبه و بلاسكنه آقاخان مالياتي دريافت نشد� حشمت‌الدوله دهات مصادره شده را به بختياران هفت لنگ مي‌فروشد و بهترين روستاها را خود و فرزندانشان اداره مي‌كنند روستاي اسپسه را خودش برمي‌دارد و نام آن را حشمتيه مي‌كند و بعد به شهاب سلطنه مي‌فروشد و نام آن شهابيه مي‌شود كه امروز قلعه آن متروكه مانده است و از اين به بعد بزرگان سرلك را به جرم نافرماني يا شورش يكي‌يكي مي‌كشند يا محرمانه ترور مي‌كنند و اموالشان را مصادره مي‌كنند.
از قتل خسروخان سرلك بختياري كه در 1265 اتفاق افتاد تا زمان شكايت نوادگانشان در زمان سلطنت مظفرالدين‌شاه به مدت پنجاه سال عبدالله ميرزا حشمت‌الدوله حاكم گلپايگان و فرزندش غلامشاه و نوكرانش مانند غار تگراني كه به گنجينه‌اي دست يافته باشند، سران طايفه سرلك را به نام‌هاي: خسروخان سرلك، آقاخان سرلك، ابوتراب‌خان سرلك، اسدالله خان سرلك و فرزندش قهطران‌خان سرلك را يكي پس از ديگري به جرم نافرماني و مخالفت كشتند يا بطور ناشناسي ترور كردند و مرتباً و اموالشان را مصادره كردند.
در اين زمان هم اميرمفخم كه خودش بختياري است با دختر عبدالله ميرزا حشمت‌الدوله 14 ساله به نام بهجت‌السلطنه ازدواج مي‌كند و پنج روستاي ديگر از سرلك‌ها را به عنوان خريد تصاحب مي‌كند وجه مختصري مي‌پردازد و آنها را مهريه بهجت‌السلطنه مي‌كند و بقيه پول آنها را نمي‌پردازد و اميرمفخم با اينكه خودش بختياري است بعد از اين ازدواج، به طرفداري از فرزندان حشمت‌الدوله مي‌پردازد و به بختياريان خيانت مي‌كند. (كتاب خاطرات آيةالله پسنديده صفحه 12). در اين پنجاه سال سرلك‌ها، نه تنها بزرگان خود را از دست دادند بلكه قسمت اعظم روستاها و اموال آنها را نيز مصادره كردند.
در همين موقع كه سرلك‌ها در تلاش و جنگ و گريز با عُمال غاصب عبداله ميرزا بودند، مسئله ديگري پيش آمد و آن كشف محتواي جلسه محرمانه ظل‌السلطان با حشمت‌الدوله حاكم گلپايگان بود كه در آن جلسه ظل‌السلطان دستور داده بود تمام سران سرلك‌ها را بكشيد و اين تصميم‌گيري محرمانه توسط يكي از دوستان طي نامه‌اي به ابوتراب‌خان سرلك اطلاع داده شد.صفحات 3 تا5 تصوير و بازخواني آن آمده است. پس از آگاهي از اين تصميم ظالمانه بسياري از سرلك‌ها، فاميلي‌ تراز انتخاب كردند و گروهي فاميلي‌هاي ديگري پذيرفتند و تعدادي هم كه مختصر ملكي برايشان مانده بود فروختند و به شهرهاي ديگر كوچ كردند و گروه كثيري هم كه خرده مالك بودند از فعاليت دست برداشتند و به زندگي خود ادامه دادند.

بازخوانی سند تقسیم نامه املاک محمد علی خان بختیاری سرلک، مشهور به �علی خان سالار�
این سند که اخیراً به دست آمده است، تقسیم نامه روستاهای محمد علی خان سرلک فرزند سرهنگ آقاخان و نوه خسروخان سرلک ( پدر بزرگ مادری این حقیر رضا سرلک می باشد) که پس از مرگش تنظیم شده است.
آن مرحوم، بیست روستای دربست در منطقه کمره عُلیا و سفلی و گلپایگان و خمین داشت که از پدر خود، سرهنگ آقاخان فرزند خسرو خان سرلک به ارث برده بود. این تقسیم نامه که به طور نا عادلانه و ناشیانه بین چهار پسر و سه دختر که از همسران مختلف داشته تنظیم شده است.
به سه پسر هر کدام چهار روستا و یک پسر، سه روستا رسیده است و به دو دختر هرکدام یک روستا و به یک دختر دیگر به نام بی بی زری (که مادر من باشد) دو روستا تعلق گرفته است. وبه یک همسر اصلی به نام بی بی لیلا مادر بزرگ من یک روستا به نام گوگد تعلق گرفته است و نامی از همسر یا همسران دیگر نیست، ضمناً نام روستاهایی را که به بی بی زری، مادر من می رسد، کسی خط زده و محو کرده است، اما این مسئله پنهان نمانده است، زیرا پس از تقسیم بندی کل روستاها، دو روستا به نام های:کفسان و فیس، بلا صاحب می ماند که معلوم می شود همان دو روستایی است که از جلوی نام بی بی زری خط زده اند.
نکته: چند اشتباه عمداٌ یا سهواً در نوشتن این سند رخ داده است که چون دو سطر آن را پاک کرده اند نمی توان به درستی قضاوت کرد معلوم نیست چرا و چه کسی آن دو سطر را مخدوش و محو کرده است.

باز خوانی متن سند
غرض از تحریر و سبب از تسطیر، آنکه مایملک ولدان محمدعلی خان سالار مشهور به علی خان سالار بختیاری سرلک به وراث حی و حاضر در حضور شاهد انور الشیخ محمد علی مجتهد، بین اولاد ذکور و اناث تقسیم شد. اما بعدما یملک و ما ترک مرحوم مغفور جنت مکان علی خان سالار بدین شرح است:
قرای معظم کفسان واقع در کمره، قریه معظم فرنق، فرج آباد، نیوان گلفایگان، فیس کوه پایه، هرستانه، حاجیله، عباس آباد، کوچلری، مسعود آباد، باوکی، خلیل اباد کمره، دریجان، داریچه، ده محمد مالک، دودهک محلات، ده سفید، کمندان، گوگد، نیوان بنار،
اما حسب توافق مرضی الطرفین ذکوراً واناثاً سهم هر یک از فرزندان بدین وضع و شرح مقرر و مورد قبول واقع شد.
سهم عمده الخوانین مسیب خان عبارت است از کمندان، ده سفید، مسعود آباد، دریجان،. سهم عمده الخوانین ابوطالب خان: باوکی، خلیل آباد کمره، دودهک محلات.
سهم عمده الخوانین معصیم خان: هرستانه، حاجیله، عباس آباد، کوچلری و یک دانگ از فرنق و یک دانگ از فرج آباد. سهم عمده الخوانین ابوتراب خان: فرنق، فرج آباد، داریچه، ده محمد مالک.
( در اینجا حدود نیم سطر از سند خط خورده و پاک شده است)
سهم بی بی کبری صبیه مرحوم علی خان سالار دو دهک، سهم بی بی صغری صبیه مرحوم علی خان سالار قرای معظم نیوان بنار ( از این به بعد یک سطر تمام خط خورده و محو شده است)
که جمع بیست قریه معظم است. سه قریه سهم بی بی زری، سه قریه سهم بی بی صغری، دوازده قریه سهم پسران: مسیب خان، ابوطالب خان، ابوتراب خان، معصیم خان و قریه معظم گوگد و ... سه دانگ سهم بی بی لیلا همسر محمد علی خان معمار باشی که در زمان مرحوم علی خان سالار سرلک به عنوان مهریه به همسرش که حالا همسر محمد علی خان معمار باشی و بنت آقا رخ خان فریدنی است و سه دانگ باقی مانده به علاوه نیوان بنار وقف مرحوم مغفور جنت مکان علی خان سالار پدر خوانین و بی بی خانم های مذکور که اولاد ارشد ذکور مصرف عایدات را خرج تحصیل رعایا و مساکین و ایتام مستحق نمایند و صواب آن را نثار ارواح طیبه ائمه معصومین سلام الله علیها و روح شادروانان علی خان ابن سرهنگ آقاخان ابن خسروخان بنمایند و هر یک از وراث با رضا و رقبت قبول فرمودند.








اثر انگشت تمام وراث در ذیل آمده است.
مسیب خان ابوطالب خان معصیم خان ابوتراب خان
بی بی زری بی بی کبری بی بی صغری
سه شنبه یوم 12 ذی القعده 1328ق

متن سند تقسیم نامه املاک محمدعلی خان بختیاری سرلک


[1] . دو آب: دو نهر آب از سرچشمه برف پير تا خليل‌آباد كنده شد.
[2] . گُلَك: نام منطقه‌اي با صفا و پر گل و گياه
[3] . بَرددره: نام دره‌اي است (برد = سنگ)
[4] . دَره لكان: مخفف دره سرلك‌ها مي‌باشد.
[5] . برف پير: نام منطقه‌اي كوهستاني نزديك خليل‌آباد كه هميشه برف فراوان دارد.
[6] . خليل‌آباد: روستايي كه نام خليل‌خان سرلك بر آن نهاده شده است.
[7] . همه‌ گوي بازان چابك سوار: اشاره به ميدان چوگان بازي خليل‌خان
[8] . يحيي بن يوسف: يحيي خان سرلك بختياري فرزند يوسف خان و نوه خليل‌خان سرلك بختياري است.
[9] . مهدی بامداد، شرح حال رجال قاجار، جلد 2، صفحه 289
[10] . سفرنامه رضاقلی میرزا نایب الایاله، نوه فتحعلیشاه، تهران، اساطیر، 1363، صفحه 23
[11] . خلاصۀ‌الاعصار یا تاریخ البختیار، ص433 و کتاب طایفه سرلک شاخه‌ای کهن ... ص56
[12] . آل داوود، نامه‌های امیرکبیر نامه شماره 72 و 304

|

پوریا پارسی زاد ١٦:٢٧ - ١٣٩٨/٠٣/٠٥
طوایف اولاد خلیل خان بختیاری منجزی بختیاروند

طایفه سیاه منصور گروس در بیجار
رئیس خلیل سیاه منصور
*سیاه منصور پسر خلیل خان ایل بیگی*
حاکمان گروس در زمان صفوی
بزرگترین تیره طایفه سیاه منصور
کبودوند است
منابع تاریخی از مهمان شدن امام رضا
(ع)در منزل بزرگ طایفه گروس یاد کرده اند
امام رضا از راه خوزستان به طرف خراسان در حرکت بود
نه در کردستان *((حقیقتی تاریخی در ذهن بزرگان این طایفه ماندگار شده .ولی جد طایفه سیاه منصور
در اوایل دوره صفوی به دنیا آمده
پس نتیجه می گیریم که نام گروس،از ایل گروز*
زاگروسی.گروس*همان ایل منجزی
گروز بختیاروند گرفته شده**
امام رضا *ع*در زمان خلیفه عباسی از مسجدسلیمان گذر کرد و به مشهد رفت
ایل منجزی از تبعید نیمی از تیره های
خود و طایفه سینه پهن*مازه پهن*منجزی به کوههای آسماری
و بعد به طرف دشت ارژن و خراسان یاد میکند
قدمگاه امام رضا( ع )در کوههای آسماری در منطقه تمبی مسجدسلیمان دهستان تمبی شهر گلگیر
روستای تخت کبود نرگسی در پای کوه
آسماری
منطقه نرگسی در دهستان جهانگیری منجزی
قدمگاه شاه چراغ و بی بی فاطمه
*معصومه*( ع ) در کنار ایل راه تاریخی

کوچ نیمی از تیرههای از ایل منجزی از
دشت بیگاوند.دشت زیلایی.دشت چلو.دشت بیرگون.منطقه جهانگیری.قلبه ای به
کوههای آسماری

شهر سیاه منصور دزفول
بخش قلبه ای در دزفول
روستای شمس آباد در دزفول
شهر صفی آباد در دزفول
** *طایفه سعید مخلوطی از دو تیره سیاه منصور و شاه منصور ***
تیره سیاه منصور در طایفه خلیلی بیگیوند منجزی ساکن در لالی.مسجدسلیمان.شوشتر.اندیکا.کوهرنگ.اهواز.اصفهان

روستای کبود و آشتیان در نائین
محل سکونت تیره عبدالهی آشتیانی
از نوادگان عبدالله پسر شاه منصور
طایفه عبدالهی بهداروند ساکن در
شهر هارونی
****
دزفول محل سکونت والی زادگان فیلیمعروف به
معجزی زاده*منجزی زاده*

***ایل منجزی بختیاروند کرمنجی به دلیل استفاده از
گرز در قدیم به گروز*گروس*معروف شد و نام رشته کوههای زاگروس از
آن گرفته شده
****
طایفه رستم ممسنی
شهر مصیری
منطقه فهلیان*فیلیان*
تیره ها
شاه حسینی
مصیری
تیره تاجی
تیره نظری
هارونی
عبدالهی
خلیلی
غلو یی*قلبه ای*
امام قلی خان گروسی پسر رستم خان آقاسی پسر شاه منصور خان بختیاروند ایلخان پسر خلیل خان ایل بیگی بختیاروند ایلخان پسر جهانگیر خان بختیاروند ایلخان *فیلی،فهیلی*پسر امیر شاه حسین خان بختیاروند ایلخان پسر رستم خان بختیاروند پلنگ )
ایل منجزی بهداروند به دلیل جنگ با گرز به گرزی معروف بود
منطقه فهلیان*فیلیان*در فارس
روستای سیاه منصور در فارس
شهر مصیری*شاهمنصوری*رستم
(منطقه ی قلبه ای در دهستان جهانگیری مسجدسلیمان
.منطقه قلبه ای و شمس آباد در دزفول

نظر بیگ پسر شاه حسین خان بختیاروند
طایفه عبدالهی و هارونی بختیاروند در شهر هارونی شهرکرد
:::::
روستای پیرگاری .گراب.پیردالو.شمس
آباد در دهستان گندلزی شوشتر محل سکونت تیره زیلایی.طایفه مال احمدی منجزی.طایفه روا جهانگیری منجزی
****
پیرگاه::هفت شید ان بزرگترین روستای دهستان زیلایی خلیلی منجزی
روستای شمس آباد خلیلی.
منطقه پیردالو در دشت اوراک دهستان زیلایی خلیلی منجزی
****
تیره های منجزی در طایفه موگویی چهارلنگ
شیاس*شیر اقاسی*منجزی
سهید*سهی، سیاهی.سیاه منصور *
بیرگونی*بیرگانی*
شمسی هلیلی*شمس خلیلی*
****
تیره شامصیری و سادات
هفت شید ان.در طایفه مدملیل راکی.
نام جد طایفه گورویی شاه منصور
است
***
سعید::سهی. سیهی.سیاه منصور
&&&&&
رستم بیگ آقاسی
گرجی از خاندان اوندیلادزه
فاتح گرجستان
حاکم فارس
*کا خداوردی .کی گرجی.الله وردی*
لقب قوللر آقاسی*قوی لر*
معنی خاندان اوندیلادزه :::
اندیکا لادزه(شهر اندیکا،اوندیکو) در مسجدسلیمان محل سکونت خاندان آقاسی خان بختیاروند و لادزه همان نام قلعه دز ملکان است
لادزه::*بین دژ است*
تمام تاریخدانان نام تفنگچی های
صفوی را تفنگچی لر پیاده معرفی
کردند و آنها را تاجیک معرفی کردند
حتی آدم کور نیز با شنیدن این نام*قوللر::قوی دلیر لر*
آن را قوم لر می داند

لقب قوللر پس از نام فرمانده می امد
به معنی لر قوی*قوی دلیر لر* است

لرها از اسب برای رسیدن به میدان جنگ استفاده می کردند و پیاده جنگ
می کردند
طایفه دللر (دلیر لر)طایفه کوسه لر لک،طایفه الوار کارون *لرها*در ایل شاهسون بغدادی
طایفه چلبیان (منطقه چلویان. چال چل آب.چلبیان* در اندیکا و محل سکونت ایل منجزی *منجوان* و طایفه خلیلی*حالی لی.عالی لی.حلیلی*منجزی در مسیر پل خداافرین))
****بعد از فتح فلسطین توسط صلاح الدین ایوبی او از سپاه لر لشگر خود
به وحشت افتاده و در صدد نابودی
آنها بر آمد ولی آنها به وطن خود بازگشتند
در جنگ های صلیبی اروپایی ها با
چشم خود جنگاوری آنها را دیدند
و از سربازان لر به وحشت افتادند
و در مورد این سربازهای ایران
سخن ها گفتند
در زمان حمله مغول به ایران آنها
تمام مناطق را تصرف کردند به جز
اتابکان لر را آنها مجبور به صلح با
قوم لر شدند

***
تاریخدانان معنی این نامها را می دانند و انها را انکار می کنند زیرا این تاریخ دانان لر نبودند
و تمام افراد مشهور را به طوایف خود نسبت می دادند
بعد از فتح گرجستان توسط آقاسی خان بختیاروند او متوجه نژاد ایرانی حاکمآن آنجا شد و در جنگ های بعدی شرکت نکرد

نام برخی از پادشاه سلسله باگراتیون معنی آن را*بغدادی *می دانند

ولی
(((معنی آن::.زاگراتیون.زاگروسی ،، اهل زاگروس))
نام برخی از پادشاهان گرجستان

1-آشوت*آشتی.آشتروک*
2-داویت*داود.دویت*
3-واختانگ*بختیار.و اختیار.واختی*
4-لوراساب*لهراسب.لراسب*

نام شلوار قوم لر بختیاری
شلوار داویت*دویت*است

دین آقاسی زرتشتی بود و به دین اسلام ایمان آورد

عثمانی ها بارها از او شکست خوردند
.آری حتی دشمن نیز در آن زمان به خاطر دلاوری او نام او را بر شهری گذاشت
*شهر میلاس*
دولت عثمانی هویت او را هخامنشی می داند

میر آقاسی *میراس.میلاس*
دهستان میلاس در بخش منج لردگان محل سکونت طایفه خلیلی طهماسبی.
جلیل.میلاس

طایفه محمدی میلاس در باغملک نام
جد آنها در سنگ قبرهای قدیمی شاه منصور است

نیمی از کردهای ترکیه از نژاد بختیار هستند *کر منجی*

روستای رستم بیگ در فلارد لردگان محل سکونت طایفه مال احمدی منجزی
***
خاندان گرزی*گروسی.زاگروسی*فرماندهان سپاه لر پیاده *قوللر * در دوره صفوی از ایل منجزی گر وزی بهداروند بودند
***
رستم خان بختیاروند *رستم کلاه چرمینه*در جنگ ایران و عثمانی ها در زمان شاه اسماعیل صفوی شرکت کرد در راه وطن شهید شد

رستم خان بختیاروند پدر امیر شاه حسین خان بختیاروند پدرجهانگیر خان بختیاروند ایلخان

رستم بیگ آقاسی بختیاروند پسر شاه منصور خان بختیاروند*شامصیر.شه میر* پسر خلیل خان ایل بیگی بختیاروند
کیخسرو خان بختیاروند گروسی پسر شاه حسین خان بختیاروند برادر جهانگیر خان بختیاروند

معنی
نام زاگروس*زاگروز.زاگروتی.زاگروجی*
زاده ی گروس*زادگاه گرز به
دستان*

نام فامیلی گرجی و گرجیان در ایل بختیاری

*****
طایفه رستم ممسنی از نسل
کی گرجی *رستم بیگ آقاسی گروزی *
پسر شاه منصور *مصیری*پسر خلیل
پسر فیلی*فهلی* پسر شاه حسین خان بختیاروند*شوسنی* از طایفه خلیلی بیگیوند منجزی پلنگ.
امام قلی خان بختیاروند *کی گرجی*پسر
رستم خان آقاسی بختیاروند *کلی رکن الدوله خان.کلو کن *رستم خان پلنگ دوم پسر شاه منصور خان بختیاروند ایلخان


((((پسران شاه حسین خان بختیاروند
جهانگیرخان*فیلتن بیگ*.خالدبیگ.
محمدی بیگ .روسگه حاکم درسیم.
محسن بیگ.یعقوب بیگ.کی قباد.
پرویز.کلاری.علی.بهلول.یوسف.
یلمون*پهلوان ما*.کیخسرو .فرخزاد
کیکاووس . )))
(((پسران شاه منصور
::رستم خان آقاسی.کی ماسب.قاسم.عبدالله.
کاظم.نظر.شکر.حسین.خداداد.
ملکی*مالکی.ملکشاه *)))
آشتیانی((کی آشتی.کی اشکی.کشکی
.شکاکی.شاکی.شاقی.)))
طایفه کشکی بختیاروند
****
مافه گه حیدر خان*حیدر کور منجی*
به یاد حیدر خان پسر رستم آقاسی*میر آقاسی * پسر شاه منصورخان بختیاروند
*شاهمیر.شامصیر.مصیر*پسر خلیل خان ایل بیگی بختیاروند پسر
جهانگیر خان بختیاروند *.فیلی.طهماسب قلی*


***
شجرنامه اسد خان بهداروند از طایفه علاءالدین وند بهداروند
طهماسب قلی خان در دوره صفوی

؟
؟
شاهمراد
حیدر خان
اسد خان بهداروند
جعفر قلی خان بهداروند
****
|

تاجمیری ٠٩:١٨ - ١٣٩٨/٠٣/١٠
شجرنامه تاجمیرخان زلقی چهارلنگ اولین ایلخان لر بزرگ
شامی
ارزق
سرتیپ
سرهنگ
علاالدین
مش شه
شه
حاج لر میرخان
حاج تاجمیرخان زلقی
|

خاندان رستم خان ٢٠:٠٢ - ١٣٩٨/٠٣/١١
رستم بیگ آقاسی
گرجی از خاندان اوندیلادزه
فاتح گرجستان
حاکم فارس
*کا خداوردی .کی گرجی.الله وردی*
لقب قوللر آقاسی*قوی لر*
معنی خاندان اوندیلادزه :::
اندیکا لادزه(شهر اندیکا،اوندیکو) در مسجدسلیمان محل سکونت خاندان آقاسی خان بختیاروند و لادزه همان نام قلعه دز ملکان است
لادزه::*بین دژ است*
تمام تاریخدانان نام تفنگچی های
صفوی را تفنگچی لر پیاده معرفی
کردند و آنها را تاجیک معرفی کردند
حتی آدم کور نیز با شنیدن این نام*قوللر::قوی دلیر لر*
آن را قوم لر می داند

لقب قوللر پس از نام فرمانده می امد
به معنی لر قوی*قوی دلیر لر* است

لرها از اسب برای رسیدن به میدان جنگ استفاده می کردند و پیاده جنگ
می کردند
طایفه دللر (دلیر لر)طایفه کوسه لر لک،طایفه الوار کارون *لرها*در ایل شاهسون بغدادی
طایفه چلبیان (منطقه چلویان. چال چل آب.چلبیان* در اندیکا و محل سکونت ایل منجزی *منجوان* و طایفه خلیلی*حالی لی.عالی لی.حلیلی*منجزی در مسیر پل خداافرین))
****بعد از فتح فلسطین توسط صلاح الدین ایوبی او از سپاه لر لشگر خود
به وحشت افتاده و در صدد نابودی
آنها بر آمد ولی آنها به وطن خود بازگشتند
در جنگ های صلیبی اروپایی ها با
چشم خود جنگاوری آنها را دیدند
و از سربازان لر به وحشت افتادند
و در مورد این سربازهای ایران
سخن ها گفتند
در زمان حمله مغول به ایران آنها
تمام مناطق را تصرف کردند به جز
اتابکان لر را آنها مجبور به صلح با
قوم لر شدند

***
تاریخدانان معنی این نامها را می دانند و انها را انکار می کنند زیرا این تاریخ دانان لر نبودند
و تمام افراد مشهور را به طوایف خود نسبت می دادند
بعد از فتح گرجستان توسط آقاسی خان بختیاروند او متوجه نژاد ایرانی حاکمآن آنجا شد و در جنگ های بعدی شرکت نکرد

نام برخی از پادشاه سلسله باگراتیون معنی آن را*بغدادی *می دانند

ولی
(((معنی آن::.زاگراتیون.زاگروسی ،، اهل زاگروس))
نام برخی از پادشاهان گرجستان

1-آشوت*آشتی.آشتروک*
2-داویت*داود.دویت*
3-واختانگ*بختیار.و اختیار.واختی*
4-لوراساب*لهراسب.لراسب*

نام شلوار قوم لر بختیاری
شلوار داویت*دویت*است

دین آقاسی زرتشتی بود و به دین اسلام ایمان آورد

عثمانی ها بارها از او شکست خوردند
.آری حتی دشمن نیز در آن زمان به خاطر دلاوری او نام او را بر شهری گذاشت
*شهر میلاس*
دولت عثمانی هویت او را هخامنشی می داند

میر آقاسی *میراس.میلاس*
دهستان میلاس در بخش منج لردگان محل سکونت طایفه خلیلی طهماسبی.
جلیل.میلاس

طایفه محمدی میلاس در باغملک نام
جد آنها در سنگ قبرهای قدیمی شاه منصور است

نیمی از کردهای ترکیه از نژاد بختیار هستند *کر منجی*

روستای رستم بیگ در فلارد لردگان محل سکونت طایفه مال احمدی منجزی
***
خاندان گرزی*گروسی.زاگروسی*فرماندهان سپاه لر پیاده *قوللر * در دوره صفوی از ایل منجزی گر وزی بهداروند بودند
***
رستم خان بختیاروند *رستم کلاه چرمینه*در جنگ ایران و عثمانی ها در زمان شاه اسماعیل صفوی شرکت کرد در راه وطن شهید شد

رستم خان بختیاروند پدر امیر شاه حسین خان بختیاروند پدرجهانگیر خان بختیاروند ایلخان

رستم بیگ آقاسی بختیاروند پسر شاه منصور خان بختیاروند*شامصیر.شه میر* پسر خلیل خان ایل بیگی بختیاروند
کیخسرو خان بختیاروند گروسی پسر شاه حسین خان بختیاروند برادر جهانگیر خان بختیاروند

معنی
نام زاگروس*زاگروز.زاگروتی.زاگروجی*
زاده ی گروس*زادگاه گرز به
دستان*

نام فامیلی گرجی و گرجیان در ایل بختیاری

*****
طایفه رستم ممسنی از نسل
کی گرجی *رستم بیگ آقاسی گروزی *
پسر شاه منصور *مصیری*پسر خلیل
پسر فیلی*فهلی* پسر شاه حسین خان بختیاروند*شوسنی* از طایفه خلیلی بیگیوند منجزی پلنگ.
امام قلی خان بختیاروند *کی گرجی*پسر
رستم خان آقاسی بختیاروند *کلی رکن الدوله خان.کلو کن *رستم خان پلنگ دوم پسر شاه منصور خان بختیاروند ایلخان


((((پسران شاه حسین خان بختیاروند
جهانگیرخان*فیلتن بیگ*.خالدبیگ.
محمدی بیگ .روسگه حاکم درسیم.
محسن بیگ.یعقوب بیگ.کی قباد.
پرویز.کلاری.علی.بهلول.یوسف.
یلمون*پهلوان ما*.کیخسرو .فرخزاد
کیکاووس . )))
(((پسران شاه منصور
::رستم خان آقاسی.کی ماسب.قاسم.عبدالله.
کاظم.نظر.شکر.حسین.خداداد.
ملکی*مالکی.ملکشاه *)))
آشتیانی((کی آشتی.کی اشکی.کشکی
.شکاکی.شاکی.شاقی.)))
طایفه کشکی بختیاروند
****
مافه گه حیدر خان*حیدر کور منجی*
به یاد حیدر خان پسر رستم آقاسی*میر آقاسی * پسر شاه منصورخان بختیاروند
*شاهمیر.شامصیر.مصیر*پسر خلیل خان ایل بیگی بختیاروند پسر
جهانگیر خان بختیاروند *.فیلی.طهماسب قلی*
|

پیشنهاد شما درباره معنی سرلک



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی سرلک   • مفهوم سرلک   • تعریف سرلک   • معرفی سرلک   • سرلک چیست   • سرلک یعنی چی   • سرلک یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سرلک
کلمه : سرلک
اشتباه تایپی : svg;
عکس سرلک : در گوگل


آیا معنی سرلک مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )