انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1082 100 1

سطح زندگی

سطح زندگی در دانشنامه آزاد پارسی

سطح زندگی (standard of living)
در اقتصاد، معیار مصرف و رفاه یک کشور، جامعه، طبقه یا شخص. انتظارات مربوط به سطح زندگی فرد عمدتاً تحت تأثیر درآمد و مصرف سایر اشخاص در مشاغل مشابه شکل می گیرد. معیارهای عمومی سطح زندگی نمی توانند درخصوص افراد کاربرد داشته باشند. درآمد ملیو محصول ناخالص ملی، که ثروت کشوری را تعیین می کنند، کار بدون دستمزد (کار در خانه و کارگر خانوادگی) یا کیفیت زندگی را در نظر نمی گیرند. این معیارها نشان دهندۀ توزیع ثروت و علایق، وظایف یا مسئولیت های خاص ملی یا شخصی نیستند که از شخصی به شخص دیگر، از طبقه ای به طبقه دیگر، و از کشوری به کشور دیگر تفاوت بسیار دارند.

سطح زندگی را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

رضا > کرتیلان
اجاقی > اجاقی
Mahdi > شربت (دارو)
Behnaz > guidelines
مهدی ورمزیار > ورمزیار
دینا حسین پناهی > بر می خیزد
ماد > ریناز
ناهید > establishing

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی سطح زندگی   • مفهوم سطح زندگی   • تعریف سطح زندگی   • معرفی سطح زندگی   • سطح زندگی چیست   • سطح زندگی یعنی چی   • سطح زندگی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سطح زندگی
کلمه : سطح زندگی
اشتباه تایپی : sxp ckn'd
عکس سطح زندگی : در گوگل


آیا معنی سطح زندگی مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )