برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1351 100 1

سفلیس

/seflis/

مترادف سفلیس: آتشک، کوفت

برابر پارسی: کو فت

معنی سفلیس در لغت نامه دهخدا

سفلیس. [ س ِ ] (فرانسوی ، اِ) مرضی عفونی و ساری که به ارث بطور مادرزادی به افراد منتقل میشود. عامل این ناخوشی باسیلی است مارپیچی بنام ترپونم پال این مرض بطور مستقیم از افراد مبتلی به افراد سالم قابل سرایت است. کوفت. (از فرهنگ فارسی معین ). رجوع به سیفلیس شود.

معنی سفلیس به فارسی

سفلیس
( اسم ) مرضی عفونی و ساری که به ارث به طور مادرزادی به افراد منتقل میشود عامل این ناخوشی باسیلی است مارپیچی به نام ترپونم پال . این مرض به طور مستقیم از افراد مبتلی به افراد سالم قابل سرایت است کوفت .
ماخوذ از فرانسه ٠ مرضی عفونی و ساری که بارث بطور مادر زادی بافراد منتقل میشود ٠ عامل این ناخوشی باسیل است مارپیچی بنام ترپونم پال ٠ کوفت ٠

معنی سفلیس در فرهنگ فارسی عمید

سفلیس
= سیفلیس

معنی سفلیس به انگلیسی

lues (اسم)
طاعون ، سیفلیس ، کوفت ، سیفیلیس ، سفلیس

سفلیس را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ذکیه
پارکیسن معنای فرسی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سفلیس+عکس   • تصاویر بیماری سفلیس   • آزمایش سفلیس   • انواع بیماریهای مقاربتی   • سفلیس و سوزاک   • عکس بیماری سوزاک   • سفلیس مزمن   • عکس زخم شانکر   • معنی سفلیس   • مفهوم سفلیس   • تعریف سفلیس   • معرفی سفلیس   • سفلیس چیست   • سفلیس یعنی چی   • سفلیس یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سفلیس
کلمه : سفلیس
اشتباه تایپی : stgds
آوا : seflis
نقش : اسم
عکس سفلیس : در گوگل

آیا معنی سفلیس مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )