برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1233 100 1

سقف

/saqf/

مترادف سقف: بام، اشکوب، پوشش، رویه، سمک ، رواق، طاق، عرش ، بالاترین حد، نقطه اوج

متضاد سقف: کف، فرش

برابر پارسی: بام، پوشش روی بام، آسمانه

معنی سقف در لغت نامه دهخدا

سقف. [ س َ ] (ع اِ) آسمانه. (دهار). عرش. (نصاب ). آسمان خانه. (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص 58) (منتهی الارب ) : این خانه را از سقف تا بپای زمین صورت کردند. (تاریخ بیهقی ).
ز بهر سقف عدوی سپید دستش دان
که شب ز چهره گلیم سیاه برسازد.
مجیرالدین بیلقانی.
چون سقف تو سایه نکند قاعده چیست
چون نان تو موری نخورد مائده چیست.
خاقانی.
رستخیز است خیز و باز شکاف
سقف ایوان و طاق طارم را.
خاقانی.
سقف گردون کو چنین دائم بود
نز طناب و استنی قائم بود.
مولوی.
هریکی دیوار اگر باشد جدا
سقف چون باشد معلق بر هوا.
مولوی.
شنیدم که مردی غم خانه خورد
که زنبور در سقف او لانه کرد.
سعدی.
از صحن خانه تا بلب بام از آن من
از سقف خانه تا به ثریا از آن تو.
وحشی بافقی.
- سقف آسمان سوراخ شدن ؛ کنایه از واقعه ٔ عظیم و حادثه. (مجموعه مترادفات ص 365).
|| آسمان. || (مص ) پوشیدن خانه. (منتهی الارب ).

سقف. [ س َ ق َ ] (ع مص ) دراز شدن و کوژ شدن. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || (اِمص ) درازی با کژی. (منتهی الارب ).

سقف. [ س ُ ق ُ] (ع اِ) ج ِ سقف. رجوع به سقف شود. (منتهی الارب ).

سقف. [ س ُ ق ُ ] (معرب ، اِ) مخفف اسقف است که قاضی ترسایان و حاکم و مهتر ایشان باشد. (برهان ) :
چو خسرو برفت از برش چاره جوی
جهاندیده سوی سقف کرد روی.
فردوسی.
سقف گفت ما بندگان توایم
نیایشگر پاک جان توایم.
فردوسی.
|| زاهدی که خود را بجهت ریاضت نفس بزنجیر آویزد. (برهان ) (آنندراج ).

معنی سقف به فارسی

سقف
پوشش روی خانه، بام، آنچه باچوب وتیر آهن سازند
( اسم ) اسقف سکوبا .
مخفف اسقف است که قاضی ترسایان و حاکم و مهتر ایشان باشد .
[ceiling] [حمل ونقل هوایی، علوم جَوّ] [حمل ونقل هوایی] بیشترین ارتفاع فشاریِ قابل دستیابی هواپیما [علوم جَوّ] ارتفاع پایین ترین لایۀ ابر یا هر پدیدۀ جوّیِ مانع دید
[roof, top] [قطعات و مجموعه های خودرو] بخش بالایی اتاق خودرو که بر روی ستون های سه گانه قرار دارد
[threshold limit value-ceiling, TLV-C] [مهندسی محیط زیست و انرژی] حداکثر مقدار مجاز آلاینده در هوا که به هیچ وجه نباید از آن فراتر رود
[roof pendant, pendant] [زمین شناسی] بیرون زدگی روبه پایین سنگ درون گیر (country rock) به درون تودۀ نفوذی آذرین
[convertible top, fabric hood, canvas top, folding top, soft top, fabric top] [قطعات و مجموعه های خودرو] سقف غالباً برزنتی جمع شوندۀ خودروهای روبازشو
[electric top, power hood] [قطعات و مجموعه های خودرو] سقف خودبازشوی که با نیروی برق باز و جمع می شود
[balloon ceiling] [علوم جَوّ] سقفی که با بالون تعیین می شود
[estimated ceiling] [علوم جَوّ] یکی از انواع سقف که به شیوه های مختلف تخمین زده می شود
[roof panel] [قطعات و مجموعه های خودرو] لایۀ بیرونی سقف خودرو که بر روی ستون های سقف قرار دارد
[cruising ceiling] [حمل ونقل هوایی] بالاترین ارتفاعی که در آن سرعت هواگَرد برابر با 1/35 سرع ...

معنی سقف در فرهنگ فارسی عمید

سقف
۱. بالاترین سطح داخلی هر فضای سرپوشیده: سقف خودرو، سقف اتاق.
۲. بالاترین میزان هرچیز: سقف درآمد.
۳. [قدیمی، مجاز] = آسمان
* سقف لاجورد: [قدیمی، مجاز] آسمان.
* سقف مینا: [قدیمی، مجاز] آسمان.
* سقف دهان: (زیست شناسی) = کام۲

سقف در دانشنامه اسلامی

سقف
بالاترین پوشش فضای سر پوشیده، مانند اتاق را سقف گویند. از آن در بابهای طهارت، صلات، تجارت و صلح سخن گفته اند.
← سقف مسجد در نیت واقف
← اشتراک سقف بین مالکان چند طبقه
...
سقف
معنی سَّقْفِ: سقف
معنی سَّمَاءِ: آسمان - سقف - سمت بالا (سماء به معناي سمت بالا است . در عبارت "فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَی ﭐلسَّمَاءِ ثُمَّ لْيَقْطَعْ " یعنی :بايد طنابی از سقف [خانه اش] بياويزد، سپس خود را حلق آويز کند)
معنی عُرُوشِهَا: سقفهايش (عبارت "خَاوِيَةٌ عَلَیٰ عُرُوشِهَا " کنايه است از کمال خرابي ، زيرا خانه وقتي خراب ميشود اول سقف آن فرو ميريزد ، و سپس ديوارها به روي سقف ميافتد)
معنی مَّعْرُوشَاتٍ: داربستی شده ها (از عرش به معناي داربست و آلاچيق است ، يعني سقفي که بر روي پايههائي زده ميشود ، تا بوتههاي مو را روي آن بخوابانند . مانند عبارت " جنات معروشات و غير معروشات "سقف خانه را هم از همین رو عرش مينامند فرقش با سقف این است که سقف تنها به طاق...
معنی صَّرْحَ: برج بلند - قصر - حياط قصر (قصر و هر بنايي است بلند و مشرف بر ساير بناها ، و نيز به معناي محلي است که آن را تخت کرده باشند و سقف هم نداشته باشد )
معنی خَاوِيَةٌ: چيز تو خالي که آن را دور انداخته باشند - سرنگون شده (عبارت "خَاوِيَةٌ عَلَیٰ عُرُوشِهَا "استعاره است براي دياري که از سکنه خالي شده است و در اصل يعني ديوارهايش روي سقفش فرو افتاده که کنايه است از کمال خرابي ، زيرا خانه وقتي خراب ميشود اول سقف آن فر...
معنی يَعْرِشُونَ: بر افراشته مي سازند - بنا مي کنند (معاني عرش عبارتند از :داربست و آلاچيق - سقفي که بر روي پايههائي زده ميشود ، تا بوتههاي مو را روي آن بخوابانند - چيزي که سقف داشته باشد-هودج - کجاوه - تخت سلطان (از جهت بلنديش))
معنی لْيَمْدُدْ: مدد كند - بكشد (در اصل "لِيَمْدُدْ"(صيغه امر غائب بوده )كه با اضافه شدن واو یا فا براي سهولت لام ساكن شده است .کلمه مد و امداد به يک معنا است ، ليکن امداد بيشتر در محبوب آمده ، و مد بيشتر در مکروه استعمال شده است. عبارت "فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَ ...

سقف در دانشنامه ویکی پدیا

سقف
سقف به سطح بالایی یک اتاق یا یک سازه گویند. در ساختمان های یک طبقه سقف برای محافظت از نور آفتاب، برودت، باران و برف و در ساختمان های چند طبقه علاوه بر این کار برای جداسازی طبقات از یکدیگر استفاده می شود به گونه ای که سقف یکی زمین دیگری محسوب می شود. در مناطق سردسیر ارتفاع سقف تا کف معمولاً کم می باشد تا محل راحتتر گرم شود و در مناطق گرمسیر به خاطر جریان داشتن هوا عموماً ارتفاع سقف زیادتر می باشد.
سقف نیازیت
طاق ضربی
کامپوزیت
دال بتنی
کامپوزیت کرومیت
تیرچه و بلوک
سقف L.C.P
تیرچه و بلوک کرومیت
متال دک
یوبوت
سقف سبک
سقف شیروانی از بیرون در جزایر قناری
عکس سقف
سقف (ایتالیایی: Il tetto) فیلمی به کارگردانی ویتوریو دسیکا است که در سال ۱۹۵۶ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به گابریلا پالوتا اشاره کرد.
سقف L.C.P یا (Light Composite Panel) ترکیبی از فولاد و بتن سبک است که عملکردی مرکب داشته و به صورت کاملاً پیش ساخته، در کارخانه تولید و پس از حمل به محل پروژه، با اتصالات جوشی یا مکانیکی، به تیرهای اصلی یا فرعی سازه متصل می گردد.
سقف
ساختمان
عمران
سازه
اسکلت فولادی
ساندویچ پنل
سقف پیش تنیده
سقف کامپوزیت بیگت
این سقف، توسط مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن، وابسته به وزارت راه و شهرسازی، مورد ارزیابی و تأیید قرار گرفته است؛ که با نام تجاری پانل سبک سقفی مرکب شناخته می شود. همچنین این سقف، با عنوان (سقف سبک مرکب) در اداره مالکیت صنعتی ایران به عنوان یک اختراع جدید، به ثبت رسیده است.
از مزایای مهم این سقف می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1- کاهش قابل ملاحظه وزن سقف، نسبت به سایر سقف ها مانند تیرچه بلوک، کامپوزیت، عرشه فولادی و سقف های بتنی (وزن تقریبی این سقف، حدود ۸۰ کیلوگرم بر متر مربع است).
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با سقف

سقف در جدول کلمات

سقف
سغ
سقف اتاق
تاق
سقف خانه
بام
سقف خانه و گنبد
سغ
سقف درشکه
کروک
سقف دهان
سق, نگ
سقف ریخته
اوار
سقف فرو ریخته و ویران
اوار
سقف فقرا
اسمان
سقف مدور
کنبد

معنی سقف به انگلیسی

roof (اسم)
مسکن ، طاق ، پوشش ، سقف ، بام خانه ، بام
cover (اسم)
سر ، پوشش ، جلد ، سر پوش ، فرش ، غلاف ، سقف ، رویه ، روپوش ، لفاف ، پاکت ، غشا
ceiling (اسم)
سقف ، حد پرواز ، پوشش یا اندود داخلی سقف
loft (اسم)
سقف ، اطاق زیر شیروانی ، کبوتر خانه ، آسمان ، اطاق نزدیک سقف
soffit (اسم)
سقف ، زیر طاق ، قسمت پایین عمارت
coverture (اسم)
پوشش ، پناه ، حفاظ ، سقف
housetop (اسم)
سقف ، بام خانه

معنی کلمه سقف به عربی

سقف را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حلما
چت
فرامرز فرشاد
سر پناه
رحیمی امیررضا
نام سقف در زبان ترکی ( آذری ) توفاق میباشد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سقف ساختمان   • قیمت سقف کاذب   • سقف کاذب حیاط خلوت   • سقف کاذب آشپزخانه   • انواع سقف جدید   • سقف کاذب پی وی سی   • انواع سقف های کاذب   • سقف کاذب سرویس بهداشتی   • معنی سقف   • مفهوم سقف   • تعریف سقف   • معرفی سقف   • سقف چیست   • سقف یعنی چی   • سقف یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سقف
کلمه : سقف
اشتباه تایپی : srt
آوا : saqf
نقش : اسم
عکس سقف : در گوگل

آیا معنی سقف مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )