برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1303 100 1

سقوط (رمان)

سقوط (رمان) در دانشنامه ویکی پدیا

سقوط (رمان)
سقوط نام کتابی است از آلبر کامو، نویسندهٔ مشهور فرانسوی. این کتاب که نخست در سال ۱۹۵۶ منتشر شد، رمانی است فلسفی که از زبان ژان باتیست کلمانس (=یحیای تعمیددهندهٔ نداکننده) که وکیل بوده و اینک خود را «قاضی توبه کار» می خواند روایت می شود. او داستان زندگی اش را برای غریبه ای اعتراف می کند.
ژان باتیست کلمانس در رستورانی به نام «مکزیکو سیتی» با غریبه ای - که در اصل خواننده کتاب است- آشنا می شود و داستان زندگی اش را برای او بازگو می کند. ژان باتیست تعریف می کند که وکیلی تراز اول در پاریس بوده و زندگی بسیار موفقی داشته است. اما شبی که در حال گذشتن از پلی در پاریس بوده، زنی را می بیند که بصورتی غیرعادی به لبه های پل نزدیک شده است. ژان باتیست با بی توجهی از کنار زن می گذرد. بعد از چند قدم، صدای برخورد شیئی با آب را می شنود، اما -برخلاف تمامی ارزشهایی که خود، ظاهراً، در طول اعترافاتش به آنها پایبندی نشان می دهد- هیج کاری نمی کند. این اتفاق بر زندگی موفق او -به عنوان وکیل- تأثیر بسزایی می گذارد.
ژان پل سارتر فیلسوف اگزیستانسیالیست معاصر این رمان را «زیباترین و فهم ناشده ترین» کتاب کامو می خواند. کتاب به صورت مونولوگ اول شخص نوشته شده است. این کتاب با ترجمهٔ فارسی شورانگیز فرخ، علی صدوقی، امیر لاهوتی،پرویز شهدی چاپ شده است.
عکس سقوط (رمان)


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های سقوط (رمان)

سقوط (به فرانسوی: La Chute) رمانی از آلبر کامو، نویسندهٔ مشهور فرانسوی. این کتاب که نخست در سال ۱۹۵۶ منتشر شد، رمانی است فلسفی که از زبان ژان باتیست کلمانس (=یحیای تعمیددهندهٔ نداکننده) که وکیل بوده و اینک خود را «قاضی توبه کار» می خواند روایت می شود.
• «چه بسیار جنایت ها فقط برای این روی داده که عامل آن ها قادر به تحمل قصور خویش نبوده است.»
• «من هرگز شب از روی پل نمی گذرم. این نتیجهٔ عهدی ست که با خود بسته ام. آخر فکرش را بکنید که کسی خودش را در آب بیندازد. آن وقت از دو حال خارج نیست: یا شما برای نجاتش خود را در آب می افکنید و در فصل سرما به عواقب بسیار سختی دچار می شوید! یا او را به حال خود وامی گذارید. شیرجه های نرفته گاهی کوفتگی های عجیبی به جا می گذارد.»
• «جنایت همواره در قسمت جلوی صحنه جا دارد، اما جنایتکار فقط چند لحظه ای خود را می نمایاند تا بی درنگ جایش را به دیگری واگذارد.»
• «بالاتر از دیگران زیستن هنوز تنها راهی است برای اینکه اکثر مردم انسان را ببینند و به او احترام بگذارند.»
• «مشکل زندگی بعضی از مردم در این است که چطور از دیگران کناره بگیرند یا لااقل با آنان بسازند.»
• «من جز در فاصله میان عیاشی هایم به مسائل بزرگ و بااهمیت زندگی فکر نکرده ام و در غالب اوقات اهمیتی به این موضوعات نداده ام.»
• «دوستی با فراموشکاری یا لااقل ناتوانی توأم است.»
• «مردم خوشبختی و موفقیت را تنها در صورتی به شما می بخشایند که با کمال سخاوت رضا دهید که آن ها را با دیگران قسمت کنید. اما برای اینکه خوشبخت شوید نباید زیاده از حد به دیگران بپردازید. بدین طریق راهی برای خلاصی نیست. خوشبخت بودن و محاکمه شدن یا بدبخت بودن و تبرئه شدن.»
• «عیاشی حقیقی آزادی بخش است، زیرا هیچ گونه الزامی نمی آورد. عیاش فقط وجود خود را تملک می کند، از این جهت عیاشی مشغولیت محبوب کسانی است که به خود عشق می ورزند.»
• «ادیان از لحظه ای که دم از اخلاق می زنند و با صدور فرمان تهدید می کنند، به خطا می روند.»
• «برای خلق مجرمیت و مکافات احتیاجی به وجود خداوند نیست. همنوعان ما با کمک خود برای این کار کفایت می کنند. شما از روز داوری الهی سخن می گویید. اجازه بدهید با کمال احترام به این حرف بخندم. من بدون ترس و تزلزل در انتظار آن روزم: من ...

ارتباط محتوایی با سقوط (رمان)

سقوط (رمان) را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی سقوط (رمان)   • مفهوم سقوط (رمان)   • تعریف سقوط (رمان)   • معرفی سقوط (رمان)   • سقوط (رمان) چیست   • سقوط (رمان) یعنی چی   • سقوط (رمان) یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سقوط رمان
کلمه : سقوط (رمان)
اشتباه تایپی : sr,x (vlhk)
عکس سقوط (رمان) : در گوگل

آیا معنی سقوط (رمان) مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )