برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1161 100 1

سلوک

/soluk/

مترادف سلوک: سازش ، انتهاج، رفتار، روش، طی طریق کردن، رفتن

متضاد سلوک: ناسازگاری

برابر پارسی: رفتار، روش، شیوه، کردار

معنی سلوک در لغت نامه دهخدا

سلوک. [ س ُ ] (ع مص ) راه رفتن. (آنندراج ) (غیاث ). راه سپردن. (دهار) (مجمل اللغة) (المصادر زوزنی ) (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص 59). پای سپر کردن جای را. سَلک. (منتهی الارب ). و رجوع به سلک شود.
- حسن سلوک ؛ خوش رفتاری.
- سوء سلوک ؛ بدرفتاری.
|| (اِ) راه. طریق. سبیل. (ناظم الاطباء) (آنندراج ) :
در سلوک کعبه ٔ جان چرخ زرین کاسه را
از پی دریوزه جای کاسه گردان دیده اند.
خاقانی.
طی ّ مکان ببین وزمان در سلوک شعر
کاین طفل یکشبه ره یکساله میرود.
حافظ.
- راهی سلوک :
سراپرده زد شاه بر دشت دوک
سپاهی چنان گشن و راهی سلوک.
فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ج 9 ص 2766).
|| آئین. قانون. طریقه. (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || وضع. رسم. طرز. || عادت. رفتار. روش. (ناظم الاطباء).

سلوک. [ س ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان آتش بیک بخش سراسکند شهرستان تبریز. دارای 715 تن سکنه است. آب آن از چشمه ورودخانه. محصول آنجا غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4).

سلوک. [ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ابل تیمور بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد. دارای 145 تن سکنه است. آب آن از رودخانه ٔ مهاباد. محصول آنجا غلات ، توتون ، چغندر، حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4).

معنی سلوک به فارسی

سلوک
در آمدن درجائی، رفتار، روش، سازش
۱ - ( مصدر ) رفتن در راهی . ۲ - در آمدن در جایی . ۳ - ( اسم ) روش رفتار . ۴ - طی مدارج خاص که سالک باید آنها را طی کند تا به مقام وصل و فنا برسد . از جمله این مدارج توبت و مجاهدت و خلوت و غزلت و ورع و صمت و رجا و غیره است .
دهی است از دهستان ایل تیمور بخش حومه شهرستان مهاباد .
سفر کردن . یا مدارا کردن
[conduct disorder] [روان شناسی] الگوی رفتاری ثابتی که بیشتر در کودکان و نوجوانان مشاهده می شود و در آن حقوق بنیادین دیگران نقض و هنجارهای اجتماعی نادیده گرفته می شود
خوش رفتاری
سازگاری
در لغت بمعنی طی طریق و راه پیمودن و ریاضت کشیدن و در تصوف آداب و رسوم و کیفیت مقامات و احوال و چگونگی در طریقت است .
دهی است از دهستان تبادکان بخش حومه وارداک شهرستان مشهد .

معنی سلوک در فرهنگ معین

سلوک
(سُ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) در پیش گرفتن راهی . ۲ - (اِمص .) روش ، رفتار. ۳ - طی مدارج توسط سالک به مقام وصل و فنا.

معنی سلوک در فرهنگ فارسی عمید

سلوک
۱. رفتار، روش.
۲. در پیش گرفتن راهی و در آن راه رفتن.
۳. [قدیمی] در آمدن در جایی.
۴. سازش.
۵. (تصوف) سیر در مراتب وجود برای وصول به کمال و نیل به حقیقت که از شرایط آن عزلت، ریاضت، عبادت، شب زنده داری و ترک شهوات است.
= خوش رفتار

سلوک در دانشنامه ویکی پدیا

سلوک
سلوک به معنی رشد معنوی یا نزدیک تر شدن به خدا (در تصوف) است.
سلوک (هشترود)، یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی
سلوک (مهاباد)، یکی از روستاهای استان آذربایجان غربی
دهستان سلوک، یکی از دهستان های استان آذربایجان شرقی
کتیبه سلوک، در تخت جمشید
گوست داگ: سلوک سامورایی، فیلمی به کارگردانی و نویسندگی جیم جارموش
سلوک (رمان)، عنوان داستان بلندی به قلم محمود دولت آبادی می باشد.
سلوک همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
سلوک عنوان داستان بلندی به قلم محمود دولت آبادی می باشد. نگارش این داستان در اواخر دهه هفتاد انجام گرفت و این کتاب در اوایل دهه هشتاد منتشر شد.
سلوک به نوعی مانیفست دولت آبادی در رابطه با زن و عشق است. قیس که نامش یادآور مجنون است از زن می گوید و مرد شرقی و درک انسان از عشق و روابط عاشقانه و این همه، نه با اندیشۀ امروز و نه اندیشۀ مجنون نظامی هم خوانی و نزدیکی دارد. مرد، بیماری است گرفتار خودشیفتگی، آن هم از نوع روستایی و قرن نوزدهمی. او زن را پاره ای از خود می داند و در عین حال موجودی که خدا برای خوشایند او آفریده است: «او از گوهر خودم بود که نمی دانم چگونه گم و ناپدید شد در لایه لایه های دویی؟» (ص ۲۷). با این پیش درآمد و نظریه، بدیهی است که وقتی زن تصمیم به جدایی می گیرد، او به استاد تیغی سفارش می دهد که ذاتاً پتیاره کش باشد. (ص ۱۰۳ و ۱۰۴). و اینجاست که متوجه می شوی که بار دیگر خوانندۀ داستان زن اثیری و لکاته هستی و مردی که درون گراست و جز فلسفه بافی و دل سوزی به حال خود و شکوه از روزگار و مردمی که نمی فهمندش کاری ندارد
نقدهایی بر ادبیات داستانی معاصر ایران/ فرزانه کرم پور، مهری بهفر/ انتشارات هیرمند/ چاپ اول ۱۳۸۴
مختصات: ۳۶°۳۳′۰۳″شمالی ۴۵°۳۹′۰۷″شرقی / ۳۶٫۵۵۰۷۸°شمالی ۴۵٫۶۵۲۰۱°شرقی / 36.55078; 45.65201
سلوک (به کردی: سڵۆک، Sillok) روستایی از توابع بخش خلیفان در شهرستان مهاباد است که در استان آذربایج ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با سلوک

سلوک در جدول کلمات

از مراحل سلوک در عرفان هندی
نیروانا
کنایه از مراحل سر و سلوک عارف و رسیدن به کمال
هفتوادی
اثر معروفی از سیمین دانشورکه در سلوک رمان اجتماعی ایران منزل مهمی محسوب می شود
سووشون

معنی سلوک به انگلیسی

behavior (اسم)
حرکت ، رفتار ، وضع ، سلوک ، اخلاق ، طرز رفتار ، مشی
conduct (اسم)
رفتار ، سلوک
demeanor (اسم)
حرکت ، رفتار ، وضع ، سلوک
bearing (اسم)
رفتار ، وضع ، جهت ، متکا ، یاتاقان ، بردباری ، سلوک ، طاقت ، زاد و ولد ، زایش ، نسبت
deportment (اسم)
رفتار ، وضع ، سلوک ، اخلاق
behaviour (اسم)
سلوک ، اخلاق ، طرز رفتار ، مشی

معنی کلمه سلوک به عربی

سلوک
سلوک , صلة
تصرف
سلوکي

سلوک را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رویا
رهرو

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی سلوک   • سیر و سلوک معنوی   • سلوک محمود دولت آبادی   • کتاب سیر و سلوک   • سلوک در جدول   • سیر و سلوک چیست   • بیماری سلوک   • معنی سیر و سلوک   • مفهوم سلوک   • تعریف سلوک   • معرفی سلوک   • سلوک یعنی چی   • سلوک یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سلوک
کلمه : سلوک
اشتباه تایپی : sg,;
آوا : soluk
نقش : اسم
عکس سلوک : در گوگل

آیا معنی سلوک مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )