انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 892 100 1

معنی سندروس در لغت نامه دهخدا

سندروس. [ س َ دَ ] (معرب ، اِ) سرو کوهی. (یادداشت مؤلف ). || نوعی از «تویا» و درورنی و گلاساژ نوعی از کاغذ بکار است. زرنیخ احمر. از یونانی «سندرش » صمغ زردی که از درختی مخصوص در آفریقا جاری شود و نیز بنوعی از معدنیات اطلاق گردد. (از حاشیه برهان قاطع چ معین ). سندر است که صمغی باشد شبیه به کاه ربا و روغن کمان را از آن پزند و فرق میان سندروس و کاه ربا این است که کاه ربا را چون در آتش نهند از آن بوی مصطکی آید و از سندروس بوی بغایت ناخوش آید. (غیاث ) (برهان ). صمغی است زرد که روغن کمان از آن گیرند. (انجمن آرای ناصری ). صمغ زرد شفافی است که از هند آرند و بعضی گفته اند که صمغ ساج است و آن چون کهربا کاه را کشد، لیکن از کهربا در عمل جذب سست تر است و در طب بکار برند. (یادداشت مؤلف ). صمغی است که برنگ زعفران زند و ابوعلی در قانون گوید: که صمغ درخت ساج است. (یادداشت مؤلف از مفردات قانون چ تهران ص 216). دزی آورده است که دو نوع است : هندی و سَبتی. (از دزی ج 1 ص 693) :
مگر ایمنی از سرای فسوس
که گه سندروس است و گه آبنوس.
فردوسی.
دارد خجسته غالیه دانی ز سندروس
چون نیمه ای ز عنبر سارا بیا کنی.
منوچهری.
ز فریاد شیپور وآواز کوس
پدید آمد از سرخ گل سندروس.
نظامی.
|| رنگ سرخ. (برهان ) :
زمین تازه شد کوه چون سندروس
ز درگاه برخاست آوای کوس.
فردوسی.
تو گفتی که ابری برنگ آبنوس
بیامد ببارید از او سندروس.
فردوسی.
|| مطلق زرد. (فرهنگ رشیدی ) (آنندراج ) (انجمن آرا) :
رخ لاله رخ گشت چون سندروس
به پیش سپهبد زمین داد بوس.
فردوسی.
|| سنگی است از سواحل دریای خزر. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).

معنی سندروس به فارسی

سندروس
صمغی زردرنگ شبیه به کهرباکه ازپوست درختی پیوسته، سبزازتیره مخروطیان بدست می آید
( اسم ) ۱ - سرو کوهی . ۲ - صمغی که از گونه های سرو کوهی استخراج میشود و در طب قدیم مورد استعمال بوده ضمنا از آن جهت ساختن دانه تسبیح یا گردن بند استفاده میکردند از مخلوط سندروس و روغن بزرگ روغنی به نام روغن کمان حاصل میکردهاند که از آن جهت چرب کردن کمانها استفاده میشد حجرالسندروس . ۳ - تبریزی . ۴ - نارون .
صمغ مانندی است و دارای بوئی مطبوع است .

معنی سندروس در فرهنگ معین

سندروس
(سَ دَ) [ معر - یو. ] (اِ.) ۱ - سرو کوهی . ۲ - صمغی که از گونه ای سرو کوهی استخراج می شود و در طب قدیم مورد استعمال بوده ضمناً از آن در ساختن دانة تسبیح یا گردن بند استفاده می کرده اند، از مخلوط سندروس و روغن بزرک روغنی به نام روغن کمان حاصل می کرده اند

معنی سندروس در فرهنگ فارسی عمید

سندروس
١. (زیست شناسی)صمغی زردرنگ و تلخ شبیه کهربا که از پوست درختی پیوسته سبز از تیرۀ مخروطیان به دست می آید و در طب و نقاشی به کار می رود، سندر.
۲. [مجاز] زردرنگ: کمان را به زه کرد پس اشکبوس / تنی لرز لرزان رخی سندروس (فردوسی: ۳/۱۸۴).

سندروس را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی سندروس

شهریار آریابد ١٦:٠٦ - ١٣٩٧/١٢/٢٧
در پهلوی " پیگال " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو .
|

پیشنهاد شما درباره معنی سندروس



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قرص سندروس   • سندروس بخور   • عوارض سندروس   • شربت سندروس برای بزرگسالان   • عوارض شربت سندروس   • شرکت سندروس   • گیاه سندروس   • قرص سندروس زینک   • معنی سندروس   • مفهوم سندروس   • تعریف سندروس   • معرفی سندروس   • سندروس چیست   • سندروس یعنی چی   • سندروس یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سندروس
کلمه : سندروس
اشتباه تایپی : sknv,s
آوا : sandrus
نقش : اسم
عکس سندروس : در گوگل


آیا معنی سندروس مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )