برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1235 100 1

سود

/sud/

مترادف سود: استفاده، بهره، دخل، ربح، صرف، صرفه، عایدی، فایده، فرع، مداخل، منفعت، نتیجه، نزول، نفع، محصول، حاصل، ثمره

معنی سود در لغت نامه دهخدا

سود. (اِ) در مقابل زیان و به عربی نفع گویند. (برهان ). پهلوی «سوت » (نفع، فایده )، ریشه ٔ اوستایی «ساو» (فایده بردن )، رجوع شود به نیبرگ ص 209، بلوچی «سوت » ، «سیت » . (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). نفع. فایده. ضد زیان. حاصل. منفعت. انتفاع. (ناظم الاطباء). نفع. فایده. مقابل زیان. (آنندراج ) :
مرا امروز توبه سود دارد
چنان چون دردمندان را شنوشه.
رودکی.
سخن کاندرو سود نه جز زیان
نباید که رانده شود بر زبان.
ابوشکور.
تکاپوی مردم بسود و زیان
بتا و مگر هر سویی تازیان.
ابوشکور.
کیست کش وصل تو ندارد سود
کیست کش فرقت تو نگزاید.
دقیقی.
بتن جامه بدرید و زاری نمود
همی گفت از این کار ناری چه سود؟.
فردوسی.
که بازاریان میوه دانند سود
کدیور بود مرد کشت و درود.
فردوسی.
گاه توبه کردن آمد از مدایح وز هجی
کز هجی بینم زیان و از مدایح سود نی.
منوچهری.
نتوانیم که از ماه و ستاره برهیم
ز آفتاب و مهمان سود ندارد هربی.
منوچهری.
دل برد و مرا نیز بمردم نشمرد
گفتار چه سود است که ورغ آب برد.
فرخی.
مایه نگاه می باید داشت و سود طلب کرد. (تاریخ بیهقی ). عاقبت کار بازنمودیم سود نداشت. (تاریخ بیهقی ). گرد عالم گشتن چو سود پادشاه ضابط باید. (تاریخ بیهقی ).
وام دم توست و بدین سود نیست
خویش دهی باز همی جز کلام.
ناصرخسرو.
بیداریت آن روز ندارد پسرا سود
دستت نگرد چیز مگر طاعت و کردار.
ناصرخسرو.
هر آن کس که نادان و بی رأی و بن
نه در کار او سود، نی درسخن.
اسدی.
همه کس پی سود باشد دوان
نخواهد کسی خویشتن را زیان.
اسدی.
نه از او میوه خوب و نه سایه
نه از او سود خوش نه سرمایه.
سنایی.
اگر حاتم سخی بوده چه سودت دارد ای خواجه
تو حاتم گرد یک چندی بنه حاتم ستایی را.سنایی ...

معنی سود به فارسی

سود
کشوریست در شمال اروپا درشبه جزیره اسکاندیناو میان نروژ و دریای بالتیک بمساحت ۴۵٠٠٠٠ کیلومتر مربع و دارای ۸۲۸٠٠٠٠ تن جمعیت پایتخت آن شهر استکهلم است و شهرهای مهم دیگرش عبارتند از : گوتبرگ مالمو نورکوپینگ هلسینگبرگ اوپسالا که از مراکز علمی و دینی و دارای دانشگاه معروفی است مذهب مردم پروتستان است . و همه سوئدیان خواندن ونوشتن را بلدند . حکومت سوئد مشروطه سلطنتی است و پادشاه رئیس قوه مجریه است . این کشور با آنکه کوهستانی است دارای اراضی حاصلخیز است و دستگاه آبیاری منظم دارد . سرزمین سوئد جنگلهای بسیار دارد بطوری که نزدیک سه پنجم مساحت این کشور را جنگل پوشانده و بهمین جهت چوب یکی از صادرات آن کشور است . گله داری و تربیت حیوانات در سوئد کاملا ترقی کرده مخصوصا در قسمت جنوبی کشور گاو و گوسفند وپرندگان بسیار تربیت میشوند انواع لبنیات از صنایع صادر میگردد . از دریای شمال دریای بالتیک و دریاچه های داخلی ماهی زیاد صید میشود و آن هم از منابع مهم ثروت اهالی بشمار میرود . زغال سنگ در سوئد کم است ولی معادن آهن زیاد و محصول آن از بهترین آهنهای دنیاست . مس سرب روی و نقره نیز یافت میشود . بخش اعظم نیرویی که در کارخانه ها و بنگاههای صنعتی کشور بکار میرود از آبشارها گرفته میشود . صنعت فلز کاری در سوئد بسیار ترقی کرده . چوب بری و تهیه خمیر چوب برای کاغذ سازی جهت صدور بکشورهای دیگر رواج دارد .
قلیا، نمک قلیایی، ازخاکستراشنان واملاح سودیوم، بهره، فایده، نفع، ضدزیان
( اسم ) گونه ای اشنیان است که در صحاری افریقا به فراوانی می روید ( مانند اشنیان ) و از خاکستر باقی مانده از سوختن آن به مناسبت داشتن املاح پتاسیم فراوان در صابون سازی استفاده میکنند . و نیز خاکستر آن را جهت شستن پارچه های پشمی به کار برند دلوق سویده . ۲ - جسمی است سفید و جامد و جاذب رطوبت و محرق که در آب بسیار حل شود و آن کربنات سدیم است که سابقا از خاکستر گیاهان مذبور به دست آمده و امروزه آنرا از کلروسدیم حاصل میکنند .
سبد و آن ظرفی است که از چوبهای باریک و نرم بافند
[ گویش مازنی ] /sood/ نوعی آفت پنبه که سبب سوختن و خشک شدن برگ ها گردد و گیاه را به رنگ قرمز در آورد
نتیجه داد ...

معنی سود در فرهنگ معین

سود
[ په . ] (اِ.) ۱ - فایده ، نفع . ۲ - ربح . ۳ - حاصل ، محصول . ۴ - فتح ، پیروزی .
(خُ دَ) (مص ل .) ربا خوردن .
( ~.) (ص مف .) گوشت یا هر چیز دیگر که آن را در نمک خوابانده باشند.

معنی سود در فرهنگ فارسی عمید

سود
۱. (اقتصاد) درآمدی که در معامله یا تولید نصیب فرد می شود.
۲. [مقابلِ زیان] نفع، فایده.
* سود ناویژه: [مقابلِ سود ویژه] (اقتصاد) درآمدی که هزینۀ بهره برداری را از آن کسر نکرده باشند، سود ناخالص.
* سود ویژه: [مقابلِ سود ناویژه] (اقتصاد) درآمدی که پس از هزینۀ بهره برداری باقی بماند، سود خالص، نفع خالص.
ماده ای سفید، جامد، جاذب رطوبت، و سوزاننده که در آب با تولید حرارت حل می شود و در بیشتر خواص شبیه پتاس می باشد، سود سوزان.
= اَسود
ویژگی گوشت یا چیز دیگر که آن را در نمک خوابانده و با نمک پرورده باشند.
نمک قلیا، جوهر قلیا.

سود در دانشنامه اسلامی

سود
بهره و ربح را سود گویند. به عبارت دیگر در آمد افزون بر سرمایه را سود گویند. از احکام آن در بابهای زکات، خمس، تجارت، شرکت، مضاربه و ودیعه سخن گفته اند.
سود که در لغت عرب از آن به «ربح» تعبیر می شود، عبارت است از درآمد افزون بر سرمایه (رأس المال) که از راه تجارت و کسب به دست می آید.
حکم
سود یا مشروع است یا نامشروع.
← سود مشروع
بنابر قول برخی، چنانچه مالک با مالی که زکات بدان تعلق گرفته، قبل از اخراج زکات، تجارت کند و سود ببرد، مستحقان زکات به نسبت، در سود به دست آمده نیز سهیم اند؛ لیکن اگر مالک زیان ببیند، از جیب خود او رفته است. برخی گفته اند: معامله نسبت به سهم فقرا فضولی است. بنابر این، با اجازه حاکم شرعی، سود به نسبت سهم فقرا، به ایشان داده می شود و با عدم اجازه، معامله باطل است.
← زکات مال مضاربه ای
...
سود
معنی سُودٌ: سياهان (جمع اسود)
معنی لَّن يَنفَعَکُمُ: هرگز به شما سود نمي دهد
معنی يَنفَعُ: سود دارد- نفع می رساند (عبارت "يَنفَعُ ﭐلنَّاسَ" یعنی : برای مردم سود دارد)
معنی مَا رَبِحَت: سود نكرد
معنی نَفْعاً: نفع - سود
معنی نَّفْعِهِمَا: نفع آن دو - سود آن دو
معنی تَنفَعَهُ: به او سود رساند
معنی لَا تَنفَعُهَا: به آن سود ندهد
معنی لَّا يَنفَعُ: سود نمی دهد - نفع ندارد
معنی لَّن تَبُورَ: هرگزنابود نمی شود -هرگز كساد و بی سود نمیشود
معنی نَفَعَهَا: به آن سود داد - به آن نفع رسانيد
معنی تَنفَعُ: سود دارد- نفع می رساند
ریشه کلمه:
سود (۱۰ بار)

«سود» جمع «اسود» به معنای سیاه است.

سود در دانشنامه ویکی پدیا

سود
سود ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
سود (اقتصاد)
سود (حسابداری)
سود (روستا)
سود (انگلیسی: Profit) در نظریهٔ اقتصاد خرد نئوکلاسیک، دو معنای مرتبط اما متمایز دارد.
مازاد مصرف کننده
رانت
اثرات جانبی
سود (حسابداری)
سود اقتصادی مشابه سود حسابداری است ولی کوچکتر زیرا بازتاب دهندهٔ کل هزینه فرصت (هم صریح و هم تلویحی) یک ریسک برای سرمایه گذار است. سود نرمال به وضعیتی اشاره دارد که در آن سود اقتصادی صفر است.. مفهومی مرتبط، گاهی در زمینه های مشخص معادل سود لحاظ می شود، رانت است.
سود، در اصطلاح حسابداری، برابر با تفاوت درآمد و هزینه است. سود در علم اقتصاد دارای معنای متفاوتی است. سود با درآمد رابطهٔ مستقیم و با زیان، رابطهٔ معکوس دارد.
سود (اقتصاد)
تورم
مالیات
سود در معنی های دیگر:
سود به عربی ( السود )، روستایی است در دهستان المقاطر از توابع استان شبوه در کشور یمن در شبه جزیره عربستان.
استاد.دکتر: الجرو، سعید، اسمهان، سود پرک ، (دراسات فی التاریخ الحضاری للیمن القدیم)، دار الکتاب الحدیث، چاپ عدن، ۲۰۰۳ میلادی به (عربی).
جمعیت آن ( ۶۶ ) نفر ( ۵ خانوار) می باشد.
سود (به مجاری: Sződ) یک شهرداری در مجارستان است که در ناحیه واتس واقع شده است. سود ۱۴٫۳۸ کیلومتر مربع مساحت دارد.
فهرست شهرهای مجارستان
در اقتصاد، سود آوری از طریق تجارت به سود خالص برای نمایندگی و بنگاه های بازرگ ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با سود

سود در جدول کلمات

سود بردن
استفاده
سود پول
رانت
سود پول حرام
ربا
سود حرام
ربا
سود حرام پول
ربا
سود سوز آور
پتاس
سود و بهره
سود و بهره کسب و کار
درامد
سود و فایده
راده
سود و منفعت
فایده

معنی سود به انگلیسی

gain (اسم)
افزایش ، حصول ، استفاده ، سود ، منفعت ، فایده ، صرفه ، نفع ، بهره تقویت ، غرض
increment (اسم)
افزایش ، ترقی ، سود ، توسعه
use (اسم)
عادت ، استفاده ، تمرین ، سود ، منفعت ، فایده ، کاربرد ، استعمال ، خاصیت ، مصرف ، اطلاق
benefit (اسم)
استفاده ، مزیت ، سود ، منفعت ، مصلحت ، خیر ، احسان ، مزایا ، اعانه ، نمایش برای جمعاوری اعانه ، افاضه
advantage (اسم)
سبقت ، مزیت ، برتری ، سود ، منفعت ، فایده ، صرفه ، حسن ، تفوق ، بهتری
profit (اسم)
مزیت ، برتری ، سود ، منفعت ، فایده ، نفع
interest (اسم)
سهم ، سود ، مصلحت ، علاقه ، دلبستگی ، فرع ، تنزیل ، بهره
dividend (اسم)
سهم ، سود ، سود سهام
avail (اسم)
کمک ، استفاده ، سود ، فایده ، ارزش
utility (اسم)
سود ، فایده ، سودمندی ، صنایع همگانی ، مفیدیت ، کاربردپذیری
behoof (اسم)
مزیت ، سود ، صرفه
fruit (اسم)
بار ، سود ، فایده ، میوه ، ثمر ، شایه
lucre (اسم)
سود ، پول ، مال ، غرض ، ربا

معنی کلمه سود به عربی

سود
اهتمام , جيد , ربح , طحين , فائدة , فاکهة , مکسب
ربح
دخل
ثاني الکربونات
لحم بدون دهن

سود را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• بیشترین سود سپرده   • فرمول محاسبه سود بانکی   • محاسبه سود وام بانکی   • محاسبه سود سپرده بانک شهر   • محاسبه سود بانکی مهر اقتصاد   • محاسبه سود بانکی اقتصاد نوین   • محاسبه سود بانکی قوامین   • سود سپرده بانک قوامین   • معنی سود   • مفهوم سود   • تعریف سود   • معرفی سود   • سود چیست   • سود یعنی چی   • سود یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سود
کلمه : سود
اشتباه تایپی : s,n
آوا : sud
نقش : اسم
عکس سود : در گوگل

آیا معنی سود مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )