انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 951 100 1

سکه

/sekke/

مترادف سکه: پول فلزی ، رواج، روایی، رونق، پررونق

متضاد سکه: اسکناس، کساد

برابر پارسی: مارِه

معنی سکه در لغت نامه دهخدا

سکت. [ س َ ] (ع مص ) خاموش شدن. (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). خاموش بودن. (دهار). || فصل کردن میان دو نغمه بدون دم زدن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). || آرمیدن. || فروشدن. || (ص ) مرد همیشه خاموش. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || مردم کم سخن که چون بسخن درآید نیکو گوید. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد).

سکه. [ س ِک ْ ک َ ] (ع اِ) آهنی که بدان مهر بر درهم و دنانیر زنند و با لفظ خوردن و زدن و نشاندن مستعمل است. (از اقرب الموارد) (آنندراج ). آهنی که نقش زر رایج را بر آن کنده باشند. (برهان ). مهره ٔ درم و دینار و آن آهنی منقوش است که بدان درم و دینار را نقش کنند. (آنندراج ) (منتهی الارب ). آهن منقش است که بآن نقش برکنند و آن را میخ دیناری هم گویند. (جهانگیری ). آهنی که بدان بر سیم و زر نقش کنند. (غیاث ). میخ درم. (زمخشری ). میخ درم و آهن ج ، سکک. (مهذب الاسماء). آلتی که بدان پول فلزین را ضرب کنند. (فرهنگ فارسی معین ) : نخست... بر سکه درم ودینار و طراز جامه نام ما نویسند. (تاریخ بیهقی ).
عاقبت هرکه سر فروخت بزر
سرنگون همچو سکه زخم خوران.
خاقانی.
|| نقشی که بروی طلا و نقره و مس رائج باشد. (برهان ) :
نبید تلخ چه میویزی و چه انگوری
سپید سیم چه با سکه و چه بی سکه.
منوچهری.
شاه انجم غلام او زیبد
سکه ٔ دین بنام او زیبد.
خاقانی.
خطبه و سکه بنام او برما دارد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). سلطان از او التماس کرد که در ممالک خویش خطبه و سکه بنام او بکند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). رجوع به پول شود.
سکه کشانی که بزرمرده اند
سکه ٔ این سیم بزر برده اند.
نظامی.
گرچه در آن سکه سخن چون زر است
سکه ٔ زرّ من از آن بهتر است.
نظامی.
هرچند بیک سکه برآیند ولیکن
پیداست بسی قیمت دینار ز درهم.
سیف اسفرنگ.
|| پول فلزین که ضرب شده باشد. ج ، سکک. (فرهنگ فارسی معین ). || درهم و دینار به سکه رسیده. (آنندراج ) (منتهی الارب ). میخ پول. (درم و دینار). (فرهنگ فارسی معین ) : خطاب و سکه به القاب و خطاب عالی آراسته گردد. (سندبادنامه ).
ای در نظر تو جانفزایی
در سکه ٔ تو جهان گشایی.
نظامی.
یافته در خطه ٔ صاحبدلی
سکه ٔ نامش رقم عادلی.
نظامی.
رجوع به پول شود.
|| آنچه بدان سکه زنند :
وگر ز سکه ٔ طاعت بگشته است جانم
چو سکه باد نگونسار زیر زخم عذاب.
خاقانی.
|| پول رائج :
شاهی که بدین سکه ٔ او بر گه آدم
خود نیست چنو از گه او تا گه آدم.
فرخی.
بی نمک مدح تو ذوق ندارد سخن
بی گهر کیمیا سکه ندارد عیار.
خاقانی.
- از سکه افتادن ؛ از رونق افتادن متاعی. (از فرهنگ فارسی معین ).
- || از دست دادن زیبایی خود. (فرهنگ فارسی معین ).
- از سکه گشتن ؛ بی رونق شدن :
ای برقرار خوبی با تو قرار من چه
از سکه گشت کارم تدبیر کار من چه.
خاقانی.
- بی سکه ؛ کنایه از محقر و فرومایه. (آنندراج ) :
که بی سکه ای را چه یارا بود
که هم سکه ٔ نام دارا بود.
نظامی.
- سکه بودن کاری (امری ) ؛ رونق داشتن کاری. (فرهنگ فارسی معین ).
- امثال :
به این ریش مردانه که این سکه ٔ مرتضی علی است.
سکه جن است و بنده بسم اﷲ.
سکه ٔ شاه ولایت هرجا رودپس آید.
مثل سکه به زر.
مگر پول ما سکه ٔعمر دارد.
|| طرز و روش. (جهانگیری ). طرز و روش و قانون. (برهان ) :
تا در من و در تو سکه ای هست
این سکه ٔ بد رها کن از دست.
نظامی.
|| صورت و رخساری که خط برآورده و هر چیزی که خوب بنظر درآید. (برهان ). رخسار که خط برآورده باشد. (فرهنگ فارسی معین ). || درخت خرمای که صف زده باشند. (برهان ) (جهانگیری ). خرمابنان نشانده. (منتهی الارب ) (آنندراج ). خرمابنان. (مهذب الاسماء). || کوچه و بازار. (جهانگیری ) (برهان ). کوچه و محله و بازار و رسته. (غیاث ). کوی. (دهار). طریق مسلوک که قوافل از شهری بشهری روند. (معجم البلدان ). موضعی که در آن فیوج ساکنند از رباط یا قبه یا خانه و امثال آن ، و میانه ٔهردو سکه تقریباً دو فرسنگ است. (مفاتیح العلوم ). کوی و رسته. (مهذب الاسماء) :
من و نبیذ و بخانه درون سماع و رباب
حسود بر در و بسیارگوی در سکه.
منوچهری.
- سکة البرامکه ؛ نام کویی است. (شدالازار صص 300 - 301).
- سکة البرید ؛ موضعی در خوارزم و منسوب بدان است.
- سکة الخوز ؛ نام کویی است به اصفهان و از آن کوی است احمدبن الحسن الخوزی. (منتهی الارب ).
- سکة السجانین ؛ نام کویی است. (شدالازار ص 280).
- سکة الصناعة ؛ کوچه ای در شهر نسف که عده ای از علما بدانجا انتساب دارند. (الانساب سمعانی ص 349).
- سکة المغربین ؛ نام کوهی است. (شدالازار ص 234).
|| راه برابر و هموار. (منتهی الارب ) (آنندراج ). راه راست و هموار. (فرهنگ فارسی معین ). || لباس. (جهانگیری ) (برهان ). || گاوآهن که بدان زمین را شیار کنند. (جهانگیری ). آهنی که بدان زمین را شیار کنند. (برهان ). آهن آماج و کلند که بدان زمین کاوند. (آنندراج ). || سیرت. (جهانگیری ). سیرت و ناموس. (برهان ). || هرچیز خوب و با رونق. (فرهنگ فارسی معین ).

سکه. [ س ُک ْ ک َ ] (ع اِ) رجوع به سکو شود.

سکه. [ س ِ ک َ ] (اِخ ) رجوع به سکا شود.

سکه. [ س ُ ک ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان باغبان بخش شیروان شهرستان قوچان ، دارای 857 تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول آن غلات و انگور و شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

معنی سکه به فارسی

سکه
نام قومی مختلط که عنصر آریایی در آن غالب بود. این قوم در زمان هخامنشیان و پیش از آنان در پیرامون ایران میزیسته اند. قوم سکا در ازمنه تاریخی از دوران آسیای وسطی یعنی از ترکستان چین تا دریای آرال و خود ایران و ازاین نواحی با فاصله هایی تا رود دن و از این رود تا رود عظیم دانوب منتشر بودند . در بخشهای مختلف این صفحات وسیع و دشتهای پهناور نام آنها تغییر میکرد. سکاهایی که از طرف آسیای وسطی با ایران سر و کار داشتند جغرافیون قدیم آنانرا ساک یا ساس نامیده اند و داریوش سکه مینامید. مردمانی که در اروپای شرقی سکنی داشتند در کتب هرودتس موسوم به ا سکیت (اسکوت ) میباشند و [[ سیت ]] فرانسوی شده همین اسم است . یونانیان این اسم را از این جهت باین مردمان داده بودند که [[اسکوت ]] در زبان یونانی بمعنی پیاله است و افراد این مردم همیشه پیاله ای با خود داشتند. تصور میرود که افراد این قوم خود را همان (( سکه )) مینامیدند. هرودتس راجع به سکاهای اروپایی گوید که آنها خودرا (( سکلت )) میگفتند ( داریوش اینها را هم (( سکه )) نامیده ). راجع به سکاها کسانی مانند بقراط ارسطو استرابونو بطلمیوس اطلاعاتی داده اند ولی اطلاعاتی که هرودتس داده مبسوطتر است . در اوایل قر.۷ ق م.سکاها از جبال قفقاز عبور کردند و در آذربایجان و شمال ایران بتاخت وتاز و تاراج مشغول شدند. هووخشتره پادشاه ماد که برای فتح آشور پیش میرفت ناگهان خبر تاخت و تاز را شنید و دید چاره ای ندارد جز اینکه محاصره نینوا را ترک کرده بحفظ کشور خود بپردازد. این بود که با سپاه خود قصد دشمن کرد. در نزدیکی دریاچه ارومیه با سکاها مصاف داد و شکست خورد و مجبور گردید شرایط سنگین آنان را بپذیرد. سکاییان پس از فتح دانستند جنگ با ماد ناتوان و خود مادایهای غالب مغلوب سکاها شده بودند. ازین جهت و نیز بسبب اینکه در آشور غنایم کافی نیافته بود ند بنای تاخت و تاز را در همه صفحات شمال غربی ایران آشور وان کاپادوکیه گذاشته و کشوری را بعد از دیگری غارت و خراب کرده پیش رفتند تا بسواحل دریای مغرب ( مدیترانه ) رسیدند. در این نواحی هرچه می یافتند غارت و آبادیها را ویران و مردم را نابود میکردند . فقط مردمانی سالم ماندند که بقلعه ها پناه بردند. پادشاه مصر پسامتیک ( فسمتیخ ) که فاتحانه وارد شام شده بود همینکه خبر تاخت و تاز سکاها را شنید بعجله عقب نشست و بعد هدایایی برای سردار سکاها فرستاده او را از دخول بمصر منصوب کرد. حرکت سکاها بطرف نجد ایران معلوم نیست چه جهت داشته . هرودتس گوید آنان کیمریها را تعقیب کرده باسثیای غربی در آمدند . بعضی تصور می کنند که آشور چون بعضی تصور میکنند که آشور چون دید که که از طرف کیمریها و مادیها عرصه بر او تنگ شده سکاها را بکمک طلبید ولی باید حقیقت امر چنین باشد آمدن سکاها باسیای غربی دنباله همان نهضت آریایی بوده که از قرون پیش شروع شده بود و آریاییان بمعنی اعم - گروه گروه دسته دسته بنجد ایران و آسیای غربی وارد میشدند. باری تاخت تاز درماد و آسیای صغیر سالها طول کشید از تورات بخوبی معلوم میشود که چه رعبی از سکاهاتاخت و تاز و کشتار و غارت آنها در دلهای مردم آن روز افتاده بود . تاخت و تاز آنان بقول هرودتس ۲۸ سال طول کشید.در این مدت سکاها از ملل باج میگرفتند و با وجود این آنها را می چاپیدند.عاقبت هوخشتره پادشاه یا سردار آنها را موسوم به (( مادی ییس )) که پسر (( بارتاتو)) بود با تمام پسران سپاه سکایی مهمان کرده همه را در حال مستی بکشت . پس از این کار پادشاه ماد با سکاها جنگید و چون آنها بی سر و سالار مانده بودند شکست خورده از ماد خارج شدند. کوروش بزرگ پس از تسخیر بابل در شمال و مشرق ایران به سکاها پرداخته و بعض اقوام سکایی را مطیع کرد و بعضی کشته شدن کوروش را در جنگ با سکاها میدانند. داریوش بزرگ پس از تسخیر بابل درصدد بر آمد سکاها را مجازات کند. این است قول داریوش ( بیستون ستون ۵ بند ۴ ):(( داریوش شاه میگوید: بالشکرم بملکت سکاها رفتم .در سکائیه و...دجله .. از دریا...در کشتیها گذشتم به سکاها رسیدم و قسمتی را دستگیر کردم . آنانرا را مقید نزد من آوردند و کشتم ... (( سکون خا )) نامی را دستگیر کردم ... بکس دیگر چنانکه اراده من بود ریاست دادم . بعد آن ایالت از آن من گردید.)) بقول هرودتس سکاها ارباب انواع ذیل را می پرستیدند : ۱ - تابیت تی ( یکی از آلهه یونانی که در یونان ویراهستیا- رب النوع اجاق خانواده - مینامیدند). ۲ - پاپای خدای آسمان .۳ - آپی خدای زمین و او را زن خدای آسمان میدانستند. ۴ - هی تسر خدای آفتاب .۵ - آرهیم پاسا خدای وجاهت ( آفرودیت یونانیان). ۶ - تاهیس ماساد خدای دریاها . سکه ها عادت ندارند معبد یا هیکل آلهه را بسازند باستثنای معبد و هیکل ارس (رب النوع جنگ ). هراکلس هم در نزد آنها مورد پرستش بود. سکاها برای این آلهه قربانی میکنند و حیوانات قربانی را از میان حیوانات اهلی و اسبان انتخاب مینمایند ولی برای [[ آرس ]] قربانی انسان نیز جایز است . بدین ترتیب که از هر صد تن اسیر یکی را میکشند و خون او را با شمشیری که علامت این خداست میریزند. قربان کردن خوک جایز نیست و اساساخوک نگاه نمیدارند. عادات آنها ازین قراراست :سکایی خون اولین دشمنی را که میکشد می آشامد و سرهای کشتگان را برای پادشاه میبرد. زیرا قاعده بر این جاری شده که تا سر دشمن را نیاورد سهمی از غنایم بوی نمیدهند . پوست مقتولان را میکنند. و بعد آنرا مانند دستمال استعمال میکنند. بعضی ازین پوستها را لباس میسازند. از سر دشمن - که بسیار مبغوض بود ه - کاسه ای درست میکنند .سکاهای متمول این کاسه هارا بطلا میگیرند و چون مهمانی بسرای آنها آید همه این کاسه ها را بدو نشان داده گویند هریک از کاسه ها جمجمه کدام یک از اقربای آنهاست که جنگ کرده و مغلوب شده و هر قدر عده این کاسه ها زیادتر باشد افتخارشان بیشتر است . وقتی که پادشاه سکاها مریض شود سه تن از معروفترین فالگیران که فلان شخص قسم دروغ به آلهه خانه پادشاه یاد کرده زیرا عادت سکاها برین جاریست که در مواقع مهم بالهه خانه پادشاهی قسم یاد کنند. بر اثر این سخن آن شخص را گرفته محاکمه میکنند و فالگیران او را متهم میسازند. اگر متهم انکار کرد پادشاه از فالگیران دو برابر عده اولی دعوت میکند و هرگاه آنها هم متهم را مقصر دانستند سر او را بریده مالش را بفالگیران میدهند ولی اگر این فالگیران متهم را بی تقصیر دانستند فالگیران اول محکوم باعدام میگردند. هر گاه سکاها با کسی عهد و پیمانی بقید قسم ببندند چنین کنند: در کاسه ای گلی شراب ریزند بعد با چاقو یا آلت تیزی زخمی ببدن متعاهدین زده خون آنها را با شراب مخلوط کنند . پس از آن شمشیر و تیر و زوبین را در شراب گذارده مشغول دعا خوانی میشوند .چون این مراسم باخر رسیده از آن شراب متعاهدین و حضار عمده می آشامند سکاها مردمان فقیر و بی بضاعت اند و غالبا با خانواده های خود روی اسبها حرکت و از حشم گذاران میکنند.در تیر- اندازی ماهرند. زبان سکاها مختلف است زیرا سکاییان غربی با آخرین سکاییان غربی با آخرین سکاییان شرقی بتوسط مترجم سخن گویند .در زمان داریوش کشور سکاها (( ایالت پانزدهم )) را تشکیل میداد. اسکندر چون برود سیحون رسید بسبب نطق فرستاده سکاییان - که با اسکندر برخورد - با وجود منع سردارانش از رود مزبور گذشت و سکاها پس از قدری جنگ عقب نشستند و مقدونیان آنانرا دنبال کردند و چون خسته شدند بی نتیجه بازگشتند. بر اثر این جنگ اسکندر فهمید که جنگ درین بیابانهای بی پایان آسیای وسطی ثمری ندارد ولی مخاطراتش هویداست .بنابرین زود باسکاییان مصالحه گونه ای کرده باین سوی سیحون بازگشت و راه هند را پیش گرفت . اشک هفتم فرهاد دوم در زمانی که با آنتیوخوس میجنگید سکاها را بیاری خود طلبید ولی آنان وقتی رسیدند که وجودشان ثمری نبخشید بنابرین حقوق و جیره شان را مطالبه کردند . بانها جواب دادند که این همه راه را آمده اند و اگر در این جنگ نتیجه ای نداشتند فرهاد میتواند در جای دیگر از وجود آنها استفاده کند . پارتیان جوابی مقنع ندادند . سکاها از نخوت آنها آزرده خاطر گشتند و بحدود پارت تجاوز کردند تا بغارت پردازند. فرهاد بمقابله آنان شتافت و درین سفر دسته ای از سربازان یونانی را که باسارت گرفته بود با خود برد. اینان به سکاها پیوستند و بوسیله کشتاری که در قشون پارتی کردند و قتل خود فرهاد انتقامشان را از او کشیدند . چون اشک هشتم اردوان دوم جانشین فرهاد شد سکاها بفتح خود و قتل و غارت پارت اکتفا کرده بمرز و بومشان بازگشتند . در زمان پادشاه اخیر الذکر هونها به یوئه چیها فشار وارد آوردند و اینان بسبب از دست دادن مساکنشان در مغرب مغولستان مجبور شدند جلای وطن کنند و زمینهای تازه برای خود بیایند بنابرین بدو بخش شده قسمت بزرگتر بطرف جنوب غربی رفت و بنوبت خود بر سکاها فشار آورد . قوم اخیر هم مجبور شد اراضی تازه ای بدست آورده استقرار یابد. بنابریت نهضت مردمان سکایی هم شروع شد و سکایی و یوئه چی مخلوط با یکدیگر به پارت و باختر فشار آوردند. مخاطره بزرگ بود زیرا در صورت غلبه این مردمان نیمه وحشی تمدن آسیای غربی از میان میرفت ولی خوشبختانه ایران پارتی بعد از جنگهای متعدد موفق شد که جلو این سیل عظیم را بگیرد اما دولت یونانی باختر نتوانست سدی در مقابل آنان تشکیل دهد و از بیخ و بن جاروب شد . توضیح آنکه مردمان شمالی مزبور مقاومت باختریان را در هم شکسته بطرف جنوب راندند . سکاها در (( زرنگ )) برقرار شدند و ازین زمان زرنگ ( درنگیانا ) بنام سکاها به (( سکستان )) ( سیستان ) معروف گردیده . علاوه بر آن سکاها بطرف مشرق حرکت کرده کابل را بدست آوردند و سپس بطرف هند رانده قسمتهایی را از آن تسخیر کردند و دولتی بوجود آمد که در تاریخ بدولت (( هند و سکایی )) معروف است .
( اسم ) ۱ - آلتی که بدان پول فلزین را ضرب کنند . ۲ - پول فلزین که ضرب شده باشد جمع : سکک . ۳ - هر چیز خوب و با رونق . یا از سکه افتادن . ۱ - از رونق افتادن متاعی . ۲ - از دست دادن زیبایی خود . یا سکه بودن کاری ( امری ) . رونق داشتن کار . ۴ - میخ پول ( درم و دینار ) . ۵ - راه راست و هموار . ۶ - کوچه کوی . ۷ - آهنی که بدان زمین را شیار کنند گاو آهن . ۸ - رخساری که خط بر آورده باشد . یا سکه پاپ . علف ماه .
دهی است از دهستان باغبان بخش شیروان شهرستان قوچان و دارای ۸۵۷ تن سکنه است آب از قنات محصول غلات - انگور شغل زراعت .
[ گویش مازنی ] /seke/ یک سوم - یک چهارم را نیز گویند & سکه و پول ضرب شده - به صورت کنایی به فردی که زندگیش رونق گرفته گویند: کارت سکه شده
موضعی در خوارزم و منسوب بدان (( بریدی )) است .
سکه زدن زر را
موافق گفته بعمل آوردن
[ گویش مازنی ] /sekke beshkeniyen/
نام گیاه علف ماه
ضرابخانه و دارالضرب و سرائیکه در آنجا بر پول رایج نقش کنند .
صاحب سکه یا پول سکه زده و مسکوک .
شخص راست معامله بی نفاق که قول او با فعل هم پیوند باشد چه سکه بمعنی طرز و روش است .
ترانه بود که هرگز از اصول و پرده بیرون نرود .
[ گویش مازنی ] /sekke roo/ نهری که از رودخانه ی هراز آمل منشعب شود
( مصدر ) فلزی را به صورت مسکوک در آوردن ضرب کردن .
ضرابی و کسیکه پول رایج را سکه میکند
[ گویش مازنی ] /sekkesoo daashtan/ رونق داشتن
( مصدر ) به صورت که در آمدن پول . یا سکه شدن کار ( و بار ) تنظیم یافتن آن آماده شدن آن بسامان رسیدن درست شدن کار و بار .
( صفت ) ۱ - آنکه مسکوک اصیل را از از مسکوک تقلبی تشخیص دهد . ۲ - پول پرست .
فن شناختن سکه .
کنایه از ریش چه در حالت قسم خوردن دست یا غیرت و حمیت و آبرو .
کنایه از ارزش و اعتبار کسی را انداختن
کار سکه کردن عمل سکه زدن

معنی سکه در فرهنگ معین

سکه
(سُ کَّ) [ ع . ] (اِ.) کوچه ، کوی .
(س کَُ یا کِّ) [ ع . سکة ] (اِ.) ۱ - پول فلزین . ۲ - هر چیز خوب و با رونق . ،~یک پول کنایه از: بی آبرو شده ، مفتضح .
( ~ . زَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م .) پول فلزی درست کردن .
( ~ . شُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) رونق پیدا کردن .
(سِ کِّ) [ فا - ع . ] (ص مر.) ۱ - زر و سیمی که بر آن چیزی نقش نشده باشد. ۲ - کنایه از: بی اعتبار، بی قدر.

معنی سکه در فرهنگ فارسی عمید

سکه
۱. قطعه ای فلزی و بهادار که بر روی آن نام کشور یا پادشاه ضرب کننده نوشته شده است.
۲. [قدیمی] راه ر است و هموار.
۳. [قدیمی] کوچۀ راست.
۴. [قدیمی] راستۀ درختان.
۵. [قدیمی] آهنی که با آن زمین را شیار می کنند، گاوآهن.
کسی که پول فلزی سکه می زند.
شغل و عمل سکه زن.
۱. بی قدر، بی اعتبار.
۲. بی رونق.

سکه در دانشنامه اسلامی

سکه
‏سکه پول فلزی ضرب شده ای است که دارای بهاء می باشد.
سکه عبارت است از قطعه‏ای فلزی و بهادار که معمولا بر روی آن ارزش و نام کشوری که در آن ضرب شده یا نام فرمانروایی که به امر او ضرب شده، حک شده است.

سکه در دوره اسلامی و پیش از آن
گونه‏های پول در دوره‏های پیش از اسلام و نیز در سرتاسر دوره تمدن اسلامی بیشتر بر نظام دو فلزی، در قالب سکه‏های طلا و نقره استوار بود و نسبت قیمت آنها به یکدیگر از طریق مقررات ضرب سکه در ضراب خانه تعیین می‏شد.

کاربرد سکه در فقه
از آن به مناسبت در بابهای زکات، خمس و تجارت سخن گفته‏اند.

← سکه در باب زکات
...
سکه اسلام نوعی از سکه می باشد که به عنوان مثال نام پیامبر در آن درج شده باشد.

سکه اسلام نوعی سکه می باشد که در مقابل سکه کفر است.
سکه اسلام، سکه‏ای است که اثر اسلام از قبیل نام مبارک پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله یا شهادت به رسالت آن حضرت و یا اسم حاکم اسلامی؛ اعم از عادل و فاسق بر آن ضرب شده باشد.
کاربرد سکه اسلام در فقه
از آن به مناسبت در باب خمس نام برده‏اند.
چنانچه در زمینی موات از دارالإسلام گنجی پیدا شود، در صورتی که از سکه‏های اسلامی باشد، در اینکه پس از اخراج خمس آن، از آنِ یابنده خواهد بود یا حکم لقطه را دارد، اختلاف است.

داستان اصحاب کهف به عنوان یک حادثه عبرت آموز در قرآن آمده است.
مدت سیصد و نه سال از عمر پول ها و سکه های عهد دقیانوس در دست اصحاب کهف گذشته بود.... فابعثوا احدکم بورقکم هذه الی المدینة... ؛ و لبثوا فی کهفهم ثلث مائة سنین و ازدادوا تسعاپس یکی از خودتان را با این پولتان به شهر روانه کنید؛ (اصحاب کهف) سیصد سال در غارشان ماندند و نُه سال به آن افزودند.
سکه عادی نوعی سکه است که برخی آن را منسوب به قوم عاد می دانند.
سکه عادی نوعی سکه است در مقابل سکه اسلام.عادی؛ یعنی قدیمی و کهن. به گفته برخی گویا منسوب به عاد، قوم حضرت هود علیه السّلام باشد؛ لیکن مراد از آن در کلمات فقها سکه مقابل سکه اسلام است؛ قدیمی باشد یا جدید.
کاربرد سکه عادی در فقه
از آن به مناسبت در باب خمس نام برده اند.چنانچه در زمینی موات از بلاد اسلامی سکه عادی پیدا شود، پس از اخراج خمس آن، باقی مانده از آنِ یابنده خواهد بود.

سکه در دانشنامه ویکی پدیا

سکه
سکه یک تکهٔ کوچک از فلز، معمولاً دایره شکل و تخت، معتبرشده توسط یک دولت برای استفاده در داد و ستد اقتصادیِ یک جامعه است. جنس فلز سکه در گذشته از طلا، نقره و مس بود، اما امروزه بیشتر از ترکیبات نیکل استفاده می شود. کاربرد طلا و نقره امروزه بیشتر در ضرب سکه های یادبود است.
سکه یک روستا در ایران است که در دهستان حومه (شیروان) واقع شده است. سکه ۳۳۴ نفر جمعیت دارد.
سکه های ۱ قرانی فتحعلی شاه سکه هایی بودند که بین سال های ۱۱۷۶ تا ۱۲۱۳ خورشیدی ضرب می گردید.
سکه ۱ یورویی (€۱) از دو آلیاژ ساخته شده است. آلیاژ داخلی سکه کوپرونیکل و آلیاژ بیرونی برنج است. پشت سکه ها همگی یک شکل است اما روی آن بسته به نوع کشور، دارای طرحی مشخص است. این سکه از سال ۲۰۰۲ در معاملات روزمره مورد استفاده قرار می گیرد ولی از سال ۲۰۰۷ آن روی سکه که مربوط به ملیت خاص بود، تغییر کرد و با طرح نقشه اروپا و به صورت طرح مشترک در همه کشورهای اعضاء اتحادیه اروپا رایج گردید.
سکه ۲ سنتی ایالات متحده آمریکا سکه ای بود که بین سال های ۱۸۶۴ تا ۱۸۷۳ به وسیله ضرابخانه ایالات متحده آمریکا و با هدف داد و ستد، ضرب می شد. این سکه در سال ۱۸۷۴ برای مجموعه داران انتشار می یافت. این سکه در سال ۱۸۷۳ منسوخ شد. وزن این سکه ۶/۲۲ گرم و قطر آن ۲۳ میلی متر است. این سکه از ۹۵٪ مس، ۵٪ قلع و روی تشکیل شده است. در روی سکه یک درفش طویل، یک سپر، دو نیزه متقاطع وجود دارد بر روی پرچم شعار ایالات متحده آمریکا «توکل ما به خداست» نوشته شده است. در پشت سکه حلقه گندم و عبارت ایالات متحده آمریکا و در مرکز ۲ سنت ذکر شده است.
سکّهٔ بهار آزادی یکی از مسکوکات طلای قانونی در جمهوری اسلامی ایران است. از سال ۱۳۵۸ خورشیدی، به مناسبت و یادبود پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ایران، انواع سکه های بهار آزادی در دو طرح متفاوت و در قطع های مختلف ضرب شده است. عیار طلای این سکه ها -اعم از طرح قدیم و جدید- ۹۰۰ در ۱۰۰۰ است. معمولاً در هر سال ضرابخانهٔ بانک مرکزی ایران، سکه ها را ضرب کرده و از طریق بانکهای عامل یا صرافی های مجاز به بازار عرضه می کند. این سکه ها به صورت خرد یا عمده و به قیمت روز خرید و فروش می شوند. سکهٔ بهار آزادی به عنوان هدیه، مهریهٔ ازدواج، عیدی کارمندان دولت و نیز برای سرمایه گذاری و پس انداز مورد استفاده قرار می گیرد.
سکه پنج هزار ریالی یا ۵۰۰ تومانی، که درحاشیه کنفرانس خبری ویژه گرامی داشت پنجاهمین سالگرد تاسیس بانک مرکزی رونمایی شد و از آلیاژ مس، روی و نیکل می باشد
سکه پنجاه ریالی نام نوعی سکه است که گونه نیکل آن از ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۰ برروی ضرب بود. نسخه مسی آن هم از سال ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۸ روی ضرب بود. نسخه جمهوری اسلامی ایران آن هم در سال ۱3۴۹ روی ضرب بود. همچنین نسخه های نیکل و برنز این سکه که در پشت آن عکس بارگاه حضرت معصومه (ع) بود به ترتیب از سال ۱۳۷۱ تا ۱۳۸۲ و ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۵ روی ضرب بودند.
سکه داریک دوران هخامنشی متعلق به ۴۸۵ تا ۴۲۰ سال پیش از میلاد و منصوب به خشایارشا و داریوش بزرگ می باشد. جنس این سکه طلا است. وزن آن ۸٫۳۷ گرم و قطرش ۱۴ میلی متر می باشد. روی سکه پادشاه یا سردار ایرانی با اندام نهشت بر زانوی راست است و نیزه و کمانی را در دستانش گرفته است. پشت سکه طرح خاصی ندارد. با بررسی دیگر سکه های آن دوره مشخص شده پشت سکه ها طرح خاصی نداشته است.
سکه های دریایی آبزیانی از شاخه خارپوستان و به صورت پهن و صفحه ای شکل هستند.
سکه های دریایی در بسیاری از اقیانوس های نیم کره شمالی از مناطق جذرومدی گرفته تا آب های ژرف یافت می شود. سکه های دریایی در آب وهوای معتدل و گرمسیر زندگی می کنند.
پوسته سخت و استخوان مانند این جانوران به شکل سنگواره در کرانه دریاها یافت می شود. در سکه های دریایی زنده، این پوسته با خارهایی جنبنده پوشیده شده است. جاپیمایی سکه های دریایی از طریق حرکت هماهنگ این خارها ممکن می شود.
سکه های دریای مانند دیگر توتیاهای دریایی دارای پنج ردیف روزنه است. این روزنه ها به شکل گل برگ کنار هم قرار گرفته ند. این روزنه ها در درون پوست قرار گرفته اند و تبادل گاز از طریق آن ها انجام می گیرد.
سکه دورو فیلمی به کارگردانی و نویسندگی خسرو پرویزی ساختهٔ سال ۱۳۴۷ است.
سکه سازان (به فرانسوی: Les Faux-monnayeurs) نام یک کتاب ادبی است که توسط آندره ژید، نویسندهٔ اهل فرانسه نوشته شده است.
حسن هنرمندی در سال ۱۳۳۵، این رمان را به فارسی ترجمه کرد.
سُکه ساکال (مجاری: Szőke Szakáll؛ ۲ فوریهٔ ۱۸۸۳(1883-02-02) – ۱۲ فوریه ۱۹۵۵(1955-02-12)) یک هنرپیشه و فیلم نامه نویس اهل مجارستان بود. وی بین سال های ۱۹۲۶ تا ۱۹۵۴ میلادی فعالیت می کرد.
از فیلم ها یا برنامه های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است می توان به کازابلانکا، توپ آتش، سینتیا، سان آنتونیو، احمق آمریکایی خوش تیپ، دختر شهر کوچک، کریسمس در کنتیکت، رؤیای من مال توست و مونتانا اشاره کرد.
سکه سایی، کنشی رایج در قرون وسطا بود. این عمل با ساییدن سکه های ساخته شده از فلزهای قیمتی به منظور برداشتن بخشی از آن فلز به عنوان سود انجام می شد. براده های ناشی از سایش سکه ها، با ذوب مجدد تبدیل به شمش های طلا یا نقره می شدند.
یک سکه قرون وسطایی ساییده نشده
سکه ای تا اندازه ای ساییده شده
سکه ای کاملا سایش خورده
سکه شانس فیلمی به کارگردانی ایرج قادری و نویسندگی سعید مطلبی محصول سال ۱۳۴۹ است.
سکه شناسی دانش مطالعه انواع گوناگون پول از قبیل شمش، حلقه، سکه، اسکناس، تمبر و اوراق بهادار است. در سکه شناسی، همچنین به ابزارهای ساخت پول از قبیل مهر، سرسکه و ضرابخانه توجه می شود. ابزارهای اعتبار پول همچون توزین و عیارسنج از دیگر مباحث دانش سکه شناسی است. این دانش به تاریخ پول و مراکز حفظ و تبدیل آن در جهان می پردازد. سکه شناسی محدود به سکه و پول نمی شود؛ بلکه شبه پول هایی مانند مدال، نشان و ژتون را نیز در برمی گیرد.
سکه شناسی قسمت مهمی از باستان شناسی است که شاهد زنده ای از تمدن دنیای قدیم و ملل مختلف می باشد. علم سکه شناسی منحصر به شناسایی رشتهٔ خاصی نیست، بلکه سکهٔ هر دوره نمایندهٔ عادات، آداب، خط، زبان، هنر، مذهب، تمدن، وضعیت اجتماعی، ثروت یا ورشکستگی، ارتباطات تجارتی ملت و مملکتی است و در حقیقت منبع اطلاعات صحیح و دقیق از دنیای قدیم، یعنی از دورانی که سکه ایجاد گردیده تا به حال می باشد. سکه هم اثری باستانی است که در سکه شناسی مدنظر است از سوی دیگر، پدیده اقتصادی است؛ بنابراین سکه شناسی، به باستان شناسی، تاریخ و اقتصاد وابسته است. همچنین سکه شناسی به کتیبه خوانی و زبان شناسی، نشانه شناسی و تشخیص علایم روی سکه، گاه شماری و تقویم برای تعیین زمان سکه و جغرافیا برای تعیین محل آن نیازمند است.
هرچند سکه هایی که در گذشته های دور ضرب شده اند، نمی توانند مورد تحریف جدی قرار گیرند، سکه شناسی ضعف های ویژه ای دارد. سکه ها در طول زمان ساییده، زنگ زده و شکسته می شوند. سکه شناسان گاهی به دلیل تداخل حروف و کلمات، در مورد شناسایی سکه به اشتباه می افتند. برای دقت در کار، نمونه های بسیاری از یک سکه مورد نیاز است که معمولاً چنین نمونه هایی به دست نمی آید. بخشی از سکه های موجود از سوی کسانی در اختیار سکه شناسان گذاشته می شود که از محل و چگونگی یافت آن آگاهی ندارند. جعل سکه از دیگر مسائلی است که سکه شناس را به اشتباه می اندازد.
نخستین شاهان ساسانی، خود را از تبار ایزدان می خواندند. در کتیبه ها و سکه هایشان، از دوران اردشیر بابکان تا قرن چهارم میلادی، این نکته را می توان فهمید. شاهان ساسانی از زمان اردشیر دوم (حکومت: ۳۷۹–۳۸۳ میلادی)، القاب دیگری برای خود برگزیدند که دیگر نشانی از پیوند آنان با خدایان نداشت. در پایان قرن چهارم میلادی، شاهان خود را فقط مزداپرست/مزدیسن (mzdysn) و شاهان شاه (MLK'n MLK') می خواندند و نوشته های روی سکه هایشان، به علت نامعلومی، مختصرتر شد.
بر سکه های نقره یا درهم یزدگرد یکم، همانند سکه های بیشتر شاهان ساسانی، نیم تنه پادشاه نقش بسته است. نام او، یزدگرد (yzdkrt)، در سمت راست نقش و لقب l'mštry در سمت چپ آن حک شده است. به نظر دریایی بنابر استنادات تاریخی (واژه مانوی r'myšn به معنی «آرام کردن» است؛ واژه اوستایی rāmaya به معنی آرام کردن و rāman به معنی صلح؛ واژه فارسی میانه rāmēnīdār صلح کننده و rāmišn آرامشِ؛ واژه «آرامش» در فارسی نو) معنای این پیشوند، به معنی «رام» است. جز دوم این کلمه šahr همانند xšaça فارسی باستان، به معنای «فرمانروایی، پادشاهی، امپراتوری، قلمروی حکومتی» است. باید یادآورد شد که نام یزدگرد در سمت راست تمثال او حک شده، به این ترتیب، نوشته روی سکه (l'mštry yzdkrt) را باید «یزدگردِ رام شهر» خواند که مراد از این عبارت «یزدگرد، آرام کننده امپراتوری» است.
در سکه یزدگرد یکم و بهرام پنجم، لقب دیگری برای شاهنشاه به کار رفته است:
mzdsn bgy l'mštry ... MLK'n MLK' ('yl'n)
سرور مزداپرست (رام شهر)... شاهنشاه (ایران).
همان گونه که پیداست، پادشاهان ساسانی از ادعای داشتن تبار الهی محروم شدند. همچنین این دوره، معاصر با تهاجمات خارجی و از دست رفتن منزلت و مقام شاهان است. این امر را می توان با تهاجمات خارجی و از دست رفتن حاکمیت بر سرزمین های غیرایرانی ('n'yl'n) ملاحظه کرد. جالب توجه، حذف تدریجی القاب نخستین و حتی واژه ایران ('yl'n) از نوشته های سکه های ساسانی است. این امر را می توان در نتیجه شکست در جنگ و تضغیف شاهنشاهان در برابر همسایگان متخاصم دانست.
تغییر القاب شاهنشاهان در سکه های ساسانی به سبب تغییر عقیده شاهنشاهان نبود، بلکه ناشی از شکست آنها در جنگ ها و نیرو گرفتن تشکیلات زرتشتی بوده است. پادشاهان ساسانی که نیاکانشان ایزدی تصور می شدند و روحانیونی بودند که خدمت گزاران آتشکده آناهیتا بودند، در پایان سده چهارم به حاکمان دنیوی تبدیل شدند. پادشاهان اواخر سده چهارم نمی توانستند ادعای پادشاهان نخستین ساسانی را داشته باشند. اظهارات پادشاهان نخستین ساسانی همان ادعای جمشید، پادشاه نخستین بود که در شاهنامه آمده است: «همم شهریاری، همم موبدی».
لقب «رام شهر» تنها مختص به یزدگرد است. پادشاهان ساسانی، پس از یزدگرد یکم و از قرن پنجم میلادی، بر سکه هایشان لقب «کی» یعنی «کیانی» را ضرب کردند تا خود را به پادشاهان کیانی در اوستا پیوند دهند. این گرایش به اوستا، از قرن پنجم به بعد، مهم ترین موئلفه ایدئولوژی پادشاهی ساسانی شد. رواج واژه فارسی میانه فره (xwarrah) از آغاز دوران پادشاهی خسرو دوم (۵۹۱ میلادی) بیانگر افزایش علاقه پادشاهان ساسانی به کیانیان است. لقب «رام شهر» هم، دست کم آن گونه که ساسانیان آن را می فهمیدند، می تواند گرایش آنها به انتساب خود به کیانیان باشد.
در متن فارسی میانه دینکرد، «رام شهر»، لقب کی ویشتاسب، حامی زرتشت است. در یادگار زریران، متنی حماسی که نگارش آن دست کم به دوران اشکانیان می رسد، «رام شهر» لقب کی ویشتاسب است. این اثر حماسی که در دوران اشکانیان رواج داشته و بعدها ساسانیان آن را اقتباس کردند و حتی به اجرا درآوردند، دربارهٔ جنگ های دینی ایرانیان و تورانیان است. جاماسپ، وزیر کی ویشتاسپ، سرنوشت محتوم پهلوانان و نجیب زادگان ایران در رویارویی با دشمنان را پیش گویی می کند. کی ویشتاسپ از شنیدن این خبر اندوهگین می شود. جاماسپ، ضمن دادن پیشنهاد ساختن دژی برای نجات جان نجیب زادگان از این سرنوشت محتوم (مرگ)، پادشاه را «رام شهر کی ویشتاسپ شاه» (شاه ویشتاسپ کیانی، آرام گر کشور) لقب می دهد. مشابه همین عنوان را در سکه های یزدگرد، به صورت «یزدگرد رام شهر» می بینیم.
می توان گفت که ساسانیان، اقتباس از ایدئولوژی را هم زمان با به کار بردن لقب «کی» آغاز نکردند و این امر از اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم میلادی و با استفاده از لقب «رام شهر» آغاز شد. پس از آنکه یزدگرد، لقب «رام شهر» را برگزید، تمایل ساسانیان به ایدئولوژی و تاریخ کیانیان موجب شد تا لقب «کی» و سرانجام لقب «فره» و «خوره» را برگزینند و این القاب را بر سکه هایشان ضرب کنند. ایدئولوژی کیانیان تا پایان دوره یزدگرد سوم در قرن هفتم میلادی، برقرار بود. به سخن دیگر، گرایش پادشاهان ساسانی به ایدئولوژی کیانی با به کار بردن لقب «رام شهر» و نه «کی» در واپسین سال قرن چهارم میلادی، آغاز شد.
سکه شکسته (انگلیسی: The Broken Coin) یک فیلم در سبک معمایی به کارگردانی فرانسیس فورد است که در سال ۱۹۱۵ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به ادی پولو، فرانسیس فورد، گریس کونارد، جک هالت، و جان فورد اشاره کرد.
سکه شکلات (انگلیسی: Chocolate coin) شکلاتی به شکل سکه است که با فویل طلایی پوشیده می شود. هدیه این نوع شکلات ها به کودکان یک سنت کریسمس در بخش هایی از اروپا است، و بیشتر در روز سنت نیکلاس رخ می دهد. سکه شکلاتی در جشن یهودیان نیز گنجانده شده است. این سکه ها معمولا با طرحی از یک سکه واقعی ساخته می شود.
سکه فارنابازوس با نشان ماهی مربوط به ناحیه میسیا، بخش کیزیکوس در غرب ترکیه است. در زمان هخامنشیان این ناحیه ساتراپی فریگیای هلسپونین نامیده می شده است. زمان رایج بودن این سکه حدود ۳۹۸-۳۹۶ پیش از میلاد بوده است. نوع سکه تترادرهم می باشد. وزن آن ۱۴٫۶۷ گرم و قطر آن ۲۲ میلی متر است. سر فارنابازوس با کلاه یا نیم تاج ویژه ساتراپی که در زیر چانه اش بسته شده است، بر روی سکه حک شده است. در پشت سکه بدنه کشتی به همراه شیر دال و چشم نگهبان، ماهی تن و دلفین های خیزان نقر شده است.
سکه یا مسکوک لاری مفتولی است از نقره خالص (و در مواردی طلا) که به شکل قلاب از وسط تا شده و به منظور تضمین کیفیت و کمیت آن به مهر حکومت ممهور شده است.
تپه طلا سکه در شهرستان سلسله، بخش مرکزی، روستای هنام، دره اسپره واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ آذر ۱۳۸۳ با شمارهٔ ثبت ۱۱۲۳۳ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
تپه گلدیر سکه مربوط به دوره اشکانیان است و در شهرستان کمیجان، بخش مرکز ی، دهستان اسفندان، روستای چابار واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۲۰۸۳ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
دو روی سکه (فیلم)
شیر و خط:دو سمت مسطح سکه
عرضه اولیه سکه (به انگلیسی: Initial Coin Offering) یک روش ایجاد سرمایه از طریق سرمایه گذاری جمعی است بر محور کریپتوکورنسی ها بوجود آمده است. در ICO، درصدی از پول اینترنتی جدید در قبال پول های دیجیتالی مطرح مانند بیتکوین یا اتریوم به سرمایه گذاران واگذار می شود.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

سکه در جدول کلمات

سکه آلمانی
فنیگ
سکه تقلبی
شهروا
سکه رایج عهد هخامنشی
دریک
سکه رایج هند
انه
سکه طلا رایج در دنیای قدیم که وزن ها و عیارهایی متفاوت و قیمت هایی متغیر داشت
دینار
سکه طلای باستانی
اشرفی
سکه طلای قدیمی
اشرفی
سکه طلای قرن
اشرفی
سکه مسی
صنار
سکه مسی یکدهم ریال
صنار

معنی سکه به انگلیسی

bawbee (اسم)
سکه
coin (اسم)
سکه ، مسکوک
specie (اسم)
سکه ، پول ، وابسته بسکه
cole (اسم)
سکه ، چشم بند ، نوعی کلم ، شعبده باز
death weight (اسم)
سکه
pocket piece (اسم)
سکه

معنی کلمه سکه به عربی

سکه
عملة معدنية , مال , وکزة
نيکل
عملة معدنية , نعناع , وکزة
ذهب , طائر الحسون
نعناع
ضربة
غلدر
اتحد
نعناع
عملة
وسام

سکه را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی سکه

حلما ٠٢:٤٢ - ١٣٩٥/٠٦/٠٩
سکه که جمع آن سکک است در کتب تاریخی مانند الخراج قدامه بن جعفر بمعنای منزل یا پست و چاپار به کار رفته است یعنی فاصله ایی که چاپار در یک روز طی می کند
|

شهریار آریابد ١٥:٤٣ - ١٣٩٧/١٢/٢٧
در پهلوی " پرک " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو .
پرکیدن = ضرب سکه
|

پیشنهاد شما درباره معنی سکه



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قیمت خرید سکه   • قیمت طلای 18 عیار در بازار امروز تهران   • قیمت سکه پارسیان   • قیمت هر گرم طلا   • پیش بینی قیمت طلا   • پیش بینی قیمت طلا در سال 95   • نمودار قیمت طلا   • قيمت خودرو   • معنی سکه   • مفهوم سکه   • تعریف سکه   • معرفی سکه   • سکه چیست   • سکه یعنی چی   • سکه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سکه
کلمه : سکه
اشتباه تایپی : s;i
آوا : sekke
نقش : اسم
عکس سکه : در گوگل


آیا معنی سکه مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )