برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1188 100 1

سیاحت

/siyAhat/

مترادف سیاحت: تماشا، سفر، سیر، گردش، جهانگردی، گردشگری، آفاق پویی

برابر پارسی: جهانگردی

معنی سیاحت در لغت نامه دهخدا

سیاحت. [ ح َ ] (ع مص ) سیر کردن. رفتن بر زمین. (غیاث ) (از آنندراج ). گردش. بگشتن. (نصاب الصبیان ). رفتن در زمین. (دهار). سفر و سیر و گردش در روی زمین از شهری بشهری رفتن. مسافرت. زیارت. جهان گردی. جهان پیمایی. کیهان نوردی : تنی چند از روندگان متفق سیاحت بودند و شریک رنج و راحت. (گلستان ).
- امثال :
هم سیاحت است هم تجارت .
- سیاحت کردن ؛ گردش کردن. سیر نمودن. جهانگردی کردن :
اگر پارسایی سیاحت نکرد
سفرکردگانش نخوانند مرد.
سعدی.

سیاحة. [ ح َ ] (ع مص ) سیاحت. رجوع به سیاحت شود.

معنی سیاحت به فارسی

سیاحت
گردش کردن درشهرهاوکشورهای مختلف، جهانگردی
۱ - ( مصدر ) گردش کردن در شهر ها و کشور های مختلف . ۲ - ( اسم ) جهانگردی .
سیر کردن و رفتن بر زمین گردش
سیاحت درویشی دروغین در خانات ژسیای میانه سیاحت نامه ایست بقلم آرمینیوس وامبری در این کتاب مولف نخست از وقایع مهم مسافرت خود سخن میگوید و سپس ببحث درباره جغرافیا و آمارو روابط اجتماعی و سیاسی کشورهای مختلف آسیای میانه و نیز عادات و رسوم اقوام مختلف آن سامان می پردازدو درین زمینه ها اطلاعات سودمندی بدست میدهد . این کتاب بفارسی ترجمه و منتشر شده است .
کتابی که در آن سرگذشت سیاحت را نوشته باشند

معنی سیاحت در فرهنگ معین

سیاحت
(حَ) [ ع . سیاحة ] ۱ - (مص ل .) گردش کردن ، گشتن . ۲ - (اِمص .) جهان گردی .

معنی سیاحت در فرهنگ فارسی عمید

سیاحت
۱. گردش کردن در شهرها و کشورهای مختلف، جهانگردی.
۲. تماشا کردن.

سیاحت در دانشنامه اسلامی

سیاحت
سیاحت به معنی گردشگری است که‏ از آن به مناسبت در باب صلات یاد کرده‏اند.
 ۱. ↑ توضیح المسائل مراجع ج۱، ص۶۹۸ م۱۳۰۰.۲. ↑ توضیح المسائل مراجع ۱، ص۷۰۶ م۱۳۱۵.۳. ↑ تحریر الوسیلة ج۱، ص۲۵۵.    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۴، ص۵۶۷.    
...
سیاحت به معناى سفر، سیر، گردش بر روى زمین، از شهرى به شهرى رفتن، جهانگردی
توبیخ شدن مشرکان، به دلیل سیر نکردن در زمین، جهت عبرت آموزى:۱. ... أَ فَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ ....
یوسف/سوره۱۲، آیه۱۰۹.    
← مشاهده فرجام استهزاگران انبیا
...
سیاحت درویشی دروغین در خانات آسیای میانه اثر وامبری، آرمین، با ترجمه فارسی « فتحعلی خواجه نوریان » در سال ۱۳۳۷ به وسیله «بنگاه ترجمه و نشر کتاب» منتشر شده است. این کتاب با وجود چند اشتباه و سهل بینی نویسنده اش از جمله مراجع معتبر است، برای طالبان مطالعه در احوال گذشته ترکمانان است.
کتاب شامل دو قسمت می باشد. قسمت اول از اوضاع و احوال تاریخ و جغرافیایی شهرها و آبادی های آسیای میانه و ترکمانان و ازبکان تا قرن هشتم و نهم می پردازد و قسمت دوم کتاب درباره آداب و رسوم ترکمن است.
گزارش محتوا
اوضاع و احوال تاریخی و جغرافیایی شهرها و آبادی های آسیای میانه و ترکمانان و ازبکان تا قرن هشتم و نهم را می توان، در آثار خاورشناسانی مثل بارتولد و فرای و در تحقیقات پژوهش گران ایرانی؛ مانند نوشته ها و ترجمه های خانم دکتر شیرین بیانی یافت. ولی از وضع ترکستان در دوره قاجار نوشته مفصلی ظاهرا جز این سفرنامه و اشاره های مختصری در دیگر سفرنامه های این دوره؛ مانند سفرنامه های پولاک ولیدی شل نیست. وامبری خاورشناسی مجاری است که به مطالعه زبان شناسی علاقه مند است و چون می پندارد، ...


ارتباط محتوایی با سیاحت

سیاحت در جدول کلمات

سیاحت
جهانگردی
زیر دریا را سیاحت می کند
غواص

معنی سیاحت به انگلیسی

travel (اسم)
حرکت ، جنبش ، گردش ، سفر ، سیر ، جهانگردی ، مسافرت ، سیاحت
tour (اسم)
ماموریت ، نوبت ، سفر ، سیر ، گشت ، مسافرت ، سیاحت
trip (اسم)
گردش ، سفر ، لغزش ، سیاحت ، سبک رفتن ، لغزش خوردن
journey (اسم)
سفر ، مسافرت ، سیاحت

معنی کلمه سیاحت به عربی

سیاحت
جولة , رحلة , سياحة
استکشاف
رحلة الصيد
استکشف , جولة , رحلة الصيد

سیاحت را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سیاحت غرب 1   • سیاحت غرب 4   • کتاب سیاحت غرب   • سیاحت غرب 2   • سیاحت غرب صوتی   • سیاحت قبر   • فیلم کامل سیاحت غرب   • سیاحت شرق   • معنی سیاحت   • مفهوم سیاحت   • تعریف سیاحت   • معرفی سیاحت   • سیاحت چیست   • سیاحت یعنی چی   • سیاحت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سیاحت
کلمه : سیاحت
اشتباه تایپی : sdhpj
آوا : siyAhat
نقش : اسم
عکس سیاحت : در گوگل

آیا معنی سیاحت مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )