برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1288 100 1

سیخ

/six/

مترادف سیخ: میل، بادبزن، راست، شق، مستقیم

متضاد سیخ: کج، مایل

معنی سیخ در لغت نامه دهخدا

سیخ. [ س َ ] (ع مص ) درآمدن در چیزی نرم. || استوار گردیدن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

سیخ. (اِ) سانسکریت «سیخا» (نوک نیش )، کردی «سیخی ، سیخو» (فتیله )، بلوچی «سیه ، سی » (سیخ )، افغانی «سیخ » ، گیلکی «سخ » ، معرب «سیخ »، ترکی «شیش »، «تفس ». قطعه ٔ آهنی باریک و دراز که قطعات گوشت را بدان کشند و کباب کنند. (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). باب زن چه از آهن و چه از چوب که کباب در آن کشند. (آنندراج ). باب زن و قطعه ٔ آهنینی دراز و باریک که پارچه های گوشت رابر آن کشیده کباب کنند. (ناظم الاطباء) :
از بی نمکی و بی قراری
بر سیخ جهد که من کبابم.
عطار.
گفته ناگفته کند از فتح باب
تا از آن نه سیخ سوزد نه کباب.
مولوی.
به پنج بیضه که سلطان ستم روا دارد
زنند لشکریانش هزار مرغ بسیخ.
سعدی (کلیات چ مصفا ص 26).
|| هر چیز راست و سخت و نوک تیز مانند خار. (ناظم الاطباء) (حاشیه برهان قاطع چ معین ). || هر چیز که مانند سر پستان بود و خصوصاً آلتی چرمینه که آنرا پر از شیر کرده در دهان طفل میگذارند تا بجای پستان بمکد. || پیاله ٔ شراب خوری. || ابزاری آهنین که بدان پالان را آگنده میکنند. (ناظم الاطباء). || میله ٔ فلزی که در گیرک ها برای اتصال جریان برق است. (فرهنگستان ). || قطعه ٔ چوبینی که بدان دهان جوال را محکم کنند. || سر صراحی کوچک. || شیاری که با قلبه کرده باشند. || نوعی از یوغ جهت حمل کردن بارها. (ناظم الاطباء).

معنی سیخ به فارسی

سیخ
قومی ازهندوان دارای مذهب وشنو (شعبه ای از دین بودایی ). این شعبه در قر. ۱۶ م . بتوسط بابا نانک هندی ایجاد شد و در ۱۸۴٠ م . جامعه ای رسمی تحت تسلط انگلستان در آمد .
( اسم ) ۱ - هر چیز مستقیم و نوک تیز چوبی یا فلزی . ۲ - آلتی فلزی که قطعات گوشت را بدان کشند و روی آتش کباب کنند . ۳ - میله آهنی که در کارگاه نساجی قرقره ها را در آن فرو میکنند . ۴ - ( صفت ) راست مستقیم سیخ ایستاد . یا سیخ و پیاز همراهش کنید . در باب کسیکه ترسو باشد گویند ( به تشبیه وی به زائو ).
در آمدن در چیزی نرم استوار گردیدن
( صفت ) بچه پرنده که هنوز پرش خوب برنیامده و مانند خاری به نظر آید .
خسی که جاروب از آن سازند
( مصدر ) ۱ - بسیخ کشیدن قطعات گوشت . ۲ - اصرار کردن . ۳ - تحریک کردن .
راست شدن
سیخی دودم که میان عصا و مانند آن جای دهند مغول
راست کردن

معنی سیخ در فرهنگ معین

سیخ
[ سنس . ] (اِ.) ۱ - هر چیز مستقیم و نوک تیز. ۲ - آلتی فلزی که قطعات گوشت را بدان کشند و روی آتش کباب کنند. ۳ - (ص . ق .) (عا.) راست ، مستقیم .
(پَ) (ص مر.) بچة پرنده که هنوز پرش خوب برنیامده و مانند خاری به نظر آید.
(زَ دَ) (مص م .) ۱ - (عا.) کنایه از: اصرار کردن . ۲ - تحریک کردن .

معنی سیخ در فرهنگ فارسی عمید

سیخ
۱. آلت فلزی که تکه های گوشت را به آن می کشند و روی آتش کباب می کنند.
۲. هر چیز راست و نوک تیز فلزی یا چوبی مانند سوزن و خار و سرشاخۀ نازک درخت.
۳. (قید) [عامیانه، مجاز] راست، مستقیم.
= سیک
جوجۀ مرغ که تازه پر درآورده و پرهایش مانند سیخ راست باشد، خارپر، سوزن پر، سوزن بال.

سیخ در دانشنامه ویکی پدیا

سیخ
سیخ قطعه فلز یا چوبی است که به صورت کشیده و باریک ساخته یا تهیه می شود و برای نگهداشتن تکه های ماده ای خوردنی (معمولاً انواع گوشت) بر روی آتش یا منقل استفاده می گردد. سیخ های فلزی معمولاً از آلیاژهای ضدزنگ آهن ساخته می شوند و ممکن است به شکل مفتول یا اندکی پهن باشند. سیخ ها را برای راحت فرورفتن در ماده غذایی، نوک تیز می سازند. سیخ های فلزی ممکن است دسته ای از جنس چوب یا پلاستیک سخت داشته باشند. سیخ های چوبی از بامبو و سایر انواع چوب تهیه می شوند.
عکس سیخ
سیخ دارماهی (نام علمی: Ceratoichthys pinnatiformis) نام یک گونه از راسته سوف ماهی سانان است.
مو به تن سیخ شدن به برجسته شدن محل رویش مو در سطح پوست فرد اشاره دارد و معمولاً هنگامی که یک فرد تجارب قوی و احساسات شدید مانند ترس و شادی و سرخوشی یا انگیختگی جنسی را تجربه می کند، رخ می دهد. اصطلاح پزشکی این موضوع cutis anserina یا horripilation است. ایجاد این نوع برجستگی بر روی پوست در انسان تحت استرس است که به عنوان یک پاسخ تحریکی در نظر گرفته می شود و احتمالاً ریشه در ویژگی های تکاملی نوع بشر دارد. یک امکان محتمل برای آن این است که با افزایش مقدار هوای به دام افتاده در سطح بیرونی پوست مملو از موی نیاکان بشر عاملی برای بزرگتر و تهاجمی تر به نظر رسیدن آنها برای ترساندن شکارچیان بوده است.
سیخ گردان کردن (به انگلیسی rotisserie) یا (spit-roasted) یک روش پخت از نوع فر پزی است، البته این روش می تواند در فر یا در فضای باز هم انجام شود. مرغ یا گوشت در این روش توسط یک محور گردان (سیخ ضخیم) می چرخند و یک منبع حرارتی از کنار به غذا حرارت می دهد، این منبع حرارتی می تواند آتش مستقیم (در فضای باز) و یا فر (فضای بسته) باشد. این روش ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

سیخ در جدول کلمات

سیخ آهنی
یوک
سیخ تنور
یوک
سیخ نانوایی
یوک
سیخ های دراز در خوشه گندم
داسه
سیخ کباب
بابزن, آماش, بس

معنی سیخ به انگلیسی

prod (اسم)
سیخ ، ترغیب ، سیخک
goad (اسم)
خار ، سیخ ، انگیزه ، سیخک ، سک ، مهمیز
gad (اسم)
دیلم ، سیخ ، گوه ، نیزه ، سیخک ، سنان ، شلاق سیخی ، ترابخدا ، جاد فرزند یعقوب و زلفه
spur (اسم)
خوشنامی ، سیخ ، مهمیز ، سیخ-ک
grill (اسم)
سیخ ، سیخ شبکه ای ، گوشت کباب کن
stylet (اسم)
خنجر ، دشنه ، سیخ ، قلم گراور سازی و حکاکی
broach (اسم)
برش ، سیخ ، سنجاق کراوات ، شکل سیخ
skewer (اسم)
سیخ ، سیخ کباب ، سیخ اهنی یا چوب مخصوص کباب ، هر چیزی شبیه سیخ کباب
ramrod (اسم)
سیخ ، سنبه ، سنبه تفنگ یا توپ
poker (اسم)
سیخ ، سیخونک ، بازی پوکر ، سیخ بخاری ، سیخ زن
spit (اسم)
میله ، شمشیر ، دشنه ، سیخ ، رطوبت ، تف ، بزاق ، اب دهان ، خدو ، سیخ کباب
fid (اسم)
سیخ ، میله حائل ، براز

معنی کلمه سیخ به عربی

سیخ
اطرح , خشبي , شخص , منتصب , مهماز
بوکر
ابرة , حفلة , وکزة
اوزة
بوکر
شواية
بصاق
اطرح

سیخ را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

جاوید مدرس اول
سیخ :

= سیْق در سومری = سیش و شیش در اویغوری = سیْخ در ترکی آذربایجانی : فروبردنی، وسیله فرو بردن، شیشلیک (شیش لیک) = سیخلیک = سیخی، به سیخ کشیدنی
سعید
سیخ کلمه ای است کاملا فارسی که از فارسی وارد زبان ترکی شده نه اینکه از ترکی وارد زبان فارسی شده باشد در سومری این واژه سیق می باشد چگونه ممکن است که این کلمه که حرف ق دارد در ترکی تبدیل به سیخ شده باشد !!!!در حالی که بدلیل نبود این حرف در فارسی بوضوح مشخص است که از فارسی وارد ترکی شده و هیچ ربطی به ترک بودن سومرها ندارد
سیدحسین اخوان بهابادی
سیخ در گویش بهابادی اگر در مورد شلوار و زیر شلواری به کار رود به معنای خشتک است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سيخ كردن   • راست   • سیخ کشیدن زن توسط داعش   • سیخ کباب   • سیخ زدن   • شیخ   • معنی سیخ   • مفهوم سیخ   • تعریف سیخ   • معرفی سیخ   • سیخ چیست   • سیخ یعنی چی   • سیخ یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سیخ
کلمه : سیخ
اشتباه تایپی : sdo
آوا : six
نقش : صفت
عکس سیخ : در گوگل

آیا معنی سیخ مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )