برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1286 100 1

شاقول

/SAqul/

معنی شاقول در لغت نامه دهخدا

شاقول. (اِ) چوبی به اندازه ٔ دو ذرع باشد که کشاورزان بصره با خود دارند و در سر آن آهن سرتیز کنند و بدان ریسمانی بندند و آن را در زمین فروکنند و کشند تا استواری زمین معلوم گردانند. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة) (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). || رسنی است بر یکسر آن گلوله ای از آهن و مانند آن بنایان را. گلوله ای از سنگ یا برنج و آهن بقدر گردکان که ریسمان بدان بندند و بنایان از فراز دیواری که در کار بنا کردند فروگذارند تا براستای آن ریسمان کجی و برآمدگی دوش دیوار از آن معلوم کنند. (از بهار عجم ) (از آنندراج ) (از منتهی الارب )(از ناظم الاطباء) (از فرهنگ نظام ). گلوله ای است از برنج و آهن و سنگ بریسمان آویخته که معماران کجی و راستی دیوار بدان معلوم کنند. (از غیاث ). سنگ بنایان که بدان راستی دیوار معلوم نمایند ریسمانی است که دریک سر او چیزی ثقیل بندند و برابر دیواری که در کاربنا کردنند فروگذارند : تا دیوار دل بیقرارت جهت ساختن طاق و درگاه مانند شاقول پیوسته سرنگون آویخته. (رفیع واعظ در ابواب الجنان از آنندراج ).
چو شاقولش این رنگ ناریخته
دل من بمویی است آویخته.
طاهروحید (از آنندراج ).
گلوله ٔ فلزی یا سنگی بریسمان کرده که از گونیا بیاویزند تا بدان هنگام حرکت دادن گونیا بر سطح زمین همواری زمین معلوم کنند. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). شاغولی. شاهول. (حبیش تفلیسی ). فادن. || چون علاقه بدست گیرند (از اصطرلاب ) شاقولی در میان باریک بندند و از زیر عروه فروگذارند. (یادداشت مؤلف از رساله ٔ خطی ). || نره ٔ مرد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). آلت تناسل مرد. (لسان العرب ) (از اقرب الموارد).

معنی شاقول به فارسی

شاقول
چوبی باندازه دو ذرع باشد که کشاورزان بصره با خود دارند و در سر آن آهن سر تیز کنند و کشند تا استواری زمین معلوم گردانند .
[optical plummet] [مهندسی نقشه برداری] دوربینی کوچک با خم نود درجه در ساختمان دستگاه نقشه برداری که به کمک آن کاربر می تواند محور اصلی دستگاه را در امتداد قائم نقطۀ ایستگاه قرار دهد

معنی شاقول در فرهنگ فارسی عمید

شاقول
= شاغول

شاقول در دانشنامه ویکی پدیا

شاقول
شاقول، جسم یا گلوله ای سنگی یا فلزی است که آن را به ریسمانی سبک می آویزند و بنّایان از فراز دیواری که در کار بنا کردند فروگذارند تا براستای آن ریسمان، کجی و برآمدگی دوش دیوار را دریابند. شاقول وسیله ای است که طنابش عمود بر زمین است. شاقول واژه ای پارسی بوده که به عربی نیز راه یافته است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با شاقول

شاقول در جدول کلمات

معنی شاقول به انگلیسی

guideline (اسم)
راهنما ، رهنمون ، شاقول ، راهبرد
bob (اسم)
فریب ، مسخره ، ضربت ، شاقول ، سرزنش یا طعنه ، شوخی ، حقه ، وزنه قپان ، منگوله ، حرکت تند و سریع ، سرود یاتصنیف ، یک شیلینگ ، اونگان
plummet (اسم)
شاقول ، ژرف پیما ، گلوله سربی ، وزنه شاقول
plumb line (اسم)
شاقول ، خط عمودی

معنی کلمه شاقول به عربی

شاقول
توجيه

شاقول را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فاطمه
تراز
بهرام س
ستوننما
میلاد زمانی
وسیله ای برای هم تراز کردن مثل در بنایی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ساخت شاقول   • خانم شاقول   • سایت شاقول   • شاقول چیست   • شاقول بخشنامه   • نحوه استفاده از شاقول   • شاقول بنایی   • شاقول ابوعلی سینا   • معنی شاقول   • مفهوم شاقول   • تعریف شاقول   • معرفی شاقول   • شاقول یعنی چی   • شاقول یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شاقول
کلمه : شاقول
اشتباه تایپی : ahr,g
آوا : SAqul
نقش : اسم
عکس شاقول : در گوگل

آیا معنی شاقول مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )