برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1321 100 1

شامی

/SAmi/

معنی شامی در لغت نامه دهخدا

شامی. (ص نسبی ) مرکب از: شام و یای نسبت. منسوب به شام. از مردم شام. (یادداشت مؤلف ) (از ناظم الاطباء).
- شامی کباب ؛ رجوع به همین ترکیب در ردیف خود شود.
- عبای شامی ؛ عبا که در شام بافند و از آنجا آورند.
- کباب شامی ؛ رجوع به شامی کباب شود.
|| (اِ) قسمی از پارچه ٔ ابریشمی است که بر آن رنگهای مختلف درهم بافته است. گویا وجه تسمیه این است که این قسم پارچه را اول از ملک شام می آوردند. (فرهنگ نظام ). || شام و شامگاه. (از آنندراج ). وقت شام. (غیاث اللغات ). || طعام شب. (ناظم الاطباء). || ثمره ٔ توت را اگر ترش باشد شامی خوانند. (یادداشت مؤلف از نزهة القلوب ).

شامی.[ ] (اِخ ) تیره ای است از قبیله ٔ حسنة (احسنة). و آن یکی از قبایل سوریه است. (از معجم قبایل العرب ).

شامی. [ ] (اِخ ) شمس الدین محمدبن یوسف بن علی بن یوسف. دانشمند محدث و مورخ از مردم دمشق بود وی بسال 942 هَ. ق. درگذشت از آثار اوست : السیرة الشامیة. عقود الجمان. الاتحاف بتمییز ماتبع فیه البیضاوی الکشاف. عین الاصابة فی معرفة الصحابة. مرشد السالک فی الفیة ابن مالک. (از اعلام زرکلی ج 8 ص 30).

شامی. (اِخ ) عثمان بن محمد ازهری ، معروف به شامی و مکنی به ابوالفتح. از فقهای مذهب حنفی بود و بسال 1213 هَ. ق. درگذشت و کتاب اوایل در حدیث از آثار وی است. (از اعلام زرکلی ج 4 ص 377).

شامی. (اِخ ) از دانشمندان و فقهای زیدی بود. رجوع شود به علی بن الحسین بن عزالدین بن الحسن بن محمد الحسنی الیمنی.

شامی. (اِخ ) (مولانا...) شاعری از اهل دامغان بود مؤلف مجالس النفایس نویسد: بسیار تحصیل کرد و متداولات را مکرر گذارنید. بعد از آن بطب مشغول شد و اکثر کتب معتبر را دید و در طب توفیقی نیافت. شعر را نیک میگفت. (از مجالس النفایس ص 62، 235). از تاریخ تولد و درگذشت او اطلاعی در دست نیست.

شأمی. [ ش َءْ ] (ص نسبی ) صورتی است از شامی. منسوب به مملکت شام. (از ناظم الاطباء). رجوع به شامی شود.

معنی شامی به فارسی

شامی
( اسم ) ۱ - منسوب به شام . ۲ - از مردم شام اهل شام . ۳ - ساخته شام . ۴ - نوعی خوراک که با گوشت کوبیده و آرد نخود سازند و آن انواع مختلف دارد .
صورتی است از شامی
[ گویش مازنی ] /shaami/ کتلت
قسمی غذا مایه آن گوشت کوفته و آرد نخودچی است و از این مایه گرده ها سازند و در روغن گداختن افکنند تا سرخ شود .
[ گویش مازنی ] /shaami kelaa/ از توابع بالاتجن قائم شهر
اسارون اروپایی
بفارسی هندوانه و بهندی ترپوز نامند .
دهی از بخش گروان شهرستان شاه آباد است .
مکنی به ابوبکر صدر و امیر شاعری است معاصر سید حسن غزنوی و میان آن دو تبادل شعر میشده است .
هندوانه دابوغه
بپارسی کورزه گویند و بشیرازی کورک کازرونی گویند آنچه خشک بود بهتر بود و طبیعت وی قابض بود و سرد و خشکی وی در دوم درجه بود و گویند گرم است در اول شکم ببندد با وجود شیرینی معده را نگزد .
رکن چهارم از ارکان کعبه که بسوی شام و بدانجا منسوب است
نام دو ستاره که یکی را شعرای شامی و دیکری را شعرای یمانی گویند دو خواهر دو خواهران یا شعرای شامی ( شامیه ) . ستاره ایست درخشان در صورت کلب مقدم ( کلب اصغر سگ کوچک غمیصائ).یا شعرای یمانی. ستاره ایست در یکی از صورتهای فلکی بنام کلب اکبر ( سگ بزرگ کلب الجبار ) شعری العبور. و آن یکی از ...

معنی شامی در فرهنگ معین

شامی
(اِ.) نوعی کباب مرکب از گوشت کوبیده و آرد نخودچی که در روغن سرخ کنند.

معنی شامی در فرهنگ فارسی عمید

شامی
از مردم شام.
نوعی خوراک که با گوشت کوبیده، پیاز، تخم مرغ، و آرد (معمولاً آرد نخود) تهیه می شود.

شامی در دانشنامه اسلامی

نظام الدین عبدالواسع شنب غازانی نظام شامی، متولد هشتم قمری، معروف به نظام شنب غازانی، از محله شنب غازان یا شام غازان تبریز بود. در جوانی به بغداد رفت. مدتی در ملازمت سلطان اویس جلایر (757-776ق) و سلطان احمد بن شیخ اویس (784-813ق) به سر برد و زمانی که امیرتیمور سلطان جلایر را شکست داد و بغداد را گشود، نظام الدین اولین شخصی بود که به خدمت تیمور رسید و مورد التفات وی قرار گرفت. تیمور در (804ق) از او خواست که کتابی در تاریخ سلطنت وی بنویسد و نظام کتاب "ظفرنامه" یا "ظفرنامه شامی" را که شامل شرح حال تیمور تا وقایع (806ق) بود، نگاشت. او در (806ق) به اجازه تیمور به تبریز بازگشت.
تلخیصی از ترجمه فارسی کتاب "بلوهر و بوذاسف" یا "بلوهر و بوداسف" که به نام سلطان احمد جلایر نوشته شده است یا چنان که در دایره المعارف فارسی آمده، این کتاب را ترجمه کرده است؛ "ریاض الملوک فی ریاضیات السلوک"، ترجمه فارسی کتاب "سلوان المطاع فی عدوان الاتباع" یا "سلوان المطاع فی عدوان الاطباع" ابن الظفر الصقلی الملکی در (768ق) می باشد.
ظفرنامه؛ تاریخ فتوحات امیر تیمور گورکان، ماجرای خونین ترین قتل عام شهرهای ایران / نوع اثر: کتاب / نقش: نویسنده
جمال الدین یوسف بن حاتم شامی عاملی مؤلف کتاب الدر النظیم در زندگانی چهارده معصوم، از عالمان سده هفتم هجری است. از تولد و وفات او اطلاعی در دست نیست. او شاگر محقق حلی(م 676) و سید بن طاووس (م 664) بوده و اجازه ای از سید داشته است.
او را به عنوان فقیقی فاضل و عابد وصف کرده اند که دارای تالیفات متعددی بوده است. از لابلای کتب فقهی استفاده می شود که وی در فروعات فقهی بین علمای امامیه شهرتی داشته و اگر چه اثری فقهی از او باقی نمانده، نظرات او در کتابها منعکس شده است.
دو اثر مشهور شامی عبارت است از کتاب در النظیم و کتاب اربعین که در فضائل امیر المؤمنین علیه السلام بوده و منتشر نشده است. از این عالم شیعی اطلاع دیگری جز سخنان فهرست نویسان یا متاخرین در باره او در دست نیست و بر خلاف معاصرش ابن طاووس، خود و کتاب او درّ ...


شامی در دانشنامه آزاد پارسی

از غذاهای ساده و سبک ایرانی، فراهم آمده از مخلوط گوشت چرخ کردۀ مغز ران گوسفند یا گوساله، پیاز چهارقاچ، لپۀ پختۀ کوبیده، تخم مرغ، زردچوبه، زعفران ساییده، روغن، نمک و فلفل. مایه را پس از ورزدادن، با دست به اشکال بیضی یا دایره درآورده، در تابۀ روغن جوش سرخ می کنند. شامی را همچون کُتلت با پلو سفید یا نان، به همراه گوجه فرنگی حلقه حلقه بریدۀ در روغن تفت داده و سیب زمینی خلالی سرخ شده صرف می کنند.

شامی در جدول کلمات

شامی
کتلت
شامی کباب
کتلت
به این غذا شامی هم می گویند
لیبی

معنی شامی به انگلیسی

swiss steak (اسم)
شامی ، استیک سویسی
damascene (صفت)
دمشقی ، شامی

شامی را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• طرز تهیه شامی گوشت و سیب زمینی   • طرز تهیه شامی با آرد نخودچی   • طرز تهیه شامی لپه   • طرز تهیه شامی پوک   • طرز تهیه کباب شامی اصفهانی   • طرز تهیه کتلت شامی   • طرز تهیه شامی سیب زمینی   • طرز تهیه شامی بابلی   • معنی شامی   • مفهوم شامی   • تعریف شامی   • معرفی شامی   • شامی چیست   • شامی یعنی چی   • شامی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شامی
کلمه : شامی
اشتباه تایپی : ahld
آوا : SAmi
نقش : اسم
عکس شامی : در گوگل

آیا معنی شامی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )