برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1223 100 1

شانه

/SAne/

مترادف شانه: دوش، کت، کتف، کول، مشاط، مشط، شیار، خشاب، کرکیت، شان، کندو

معنی شانه در لغت نامه دهخدا

شانة. [ ن ن َ ] (ع اِ) مسیل آب بطرف دره و رودبار. ج ، شَوان ّ. (از معجم الوسیط).

شانة. [ ن َ] (اِخ ) نام قریه ای است بمصر. (از معجم البلدان ).

شانه. [ ن َ / ن ِ ] (اِ) آن چیزی باشد که از چوب و شاخ یا استخوان و فلزات و غیره سازند و زلف و گیسو را بدان پرداز دهند. (از برهان قاطع). آلتی است دندانه دار از چوب یا فلز که با آن مو را باز و پاک میکنند. (فرهنگ نظام ). و با مصدر کردن و زدن و کشیدن صرف شود : و از وی [ آمل ] آلاتهاء چوبین خیزد. چون کفچه و شانه و شانه نیام و ترازوخانه و کاسه و طیفوری. (حدودالعالم چ ستوده ص 141).
در فرق زده ست شانه ٔ مشکین
بی گیسویَکی دراز ازغمری.
منوچهری (دیوان چ دبیرسیاقی ص 117).
آز چون نیست در سفله مزن
موی چون نیست غم شانه مخور.
خاقانی.
خدمت زلف و رخ کنند ازپی سنبل و سمن
شانه در آن مربعی آینه در مدوری.
خاقانی.
آن تیغ را که آینه دیدی زبان نمای
دندان نگر ز شانه بتر کز تو بازماند.
خاقانی.
بینداختم شانه کاین استخوان
نمی بایدم دیگرم سگ مخوان.
سعدی.
شکیل پای ستوران شده سر زلفی
ازو گره بجز از دست شانه نگشوده.
کمال اسماعیل (از آنندراج ).
دلم چو زلف تو آباد از پریشانی است
بخشت شانه مگر کرده اند تعمیرش.
مفید بلخی (از آنندراج ).
- پنجه ٔ شانه ؛ کنایه از ناخن باشد. (آنندراج ذیل شانه ).
- || هریک از دندانه های شانه :
میچکد خون دل از بسکه ز گیسوی کسی
پنجه ٔ شانه عجب نیست حنایی دارد.
سراج المحققین (از آنندراج ).
- شانه در آب بودن ؛ مهیای آرایش بودن ،چه زنها برای شانه کردن گیسوی بلند خود لازم است شانه را در آب گذارند و مکرر شانه را در آب بزنند تا مودرست باز شود. (فرهنگ نظام ) (بهار عجم ) :
ز زلف موج تا بیرون برد تاب
دم ماهی نهاده شانه در آب.
سلیم (از بهار عجم ).
- شانه در آب داشتن ؛ نهادن و قرار دادن شانه در آب :
شب که در مد نظر آن ...

معنی شانه به فارسی

شانه
دوش، کتف، جای اتصال دست به تنه، استخوان کتف، آلت دندانه دارکه با آن موی سرراهموارومرتب میکند، سرخاره هم میگویند
( اسم ) خانه زنبور عسل شان .
مسیل آب بطرف دره و رودبار
[haunch , hance , flank] [معماری و شهرسازی] قسمتی از قوس یا چَفته که در میان تاج و پاکار قرار دارد
[hay rake] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] ماشینی برای جمع آوری علوفۀ دروشده و ردیف کردن آنها
[shoulder] [مهندسی بسپار- تایر] بخشی از تایر که بین رویه و دیواره قرار دارد
[ گویش مازنی ] /shaane/ وسیله بافندگی سنتی و به ارتفاع تقریبی چهل سانتی متر که نخ های بلند کار از داخل شاخه های آن می گذرد و به نرد وصل است
آویزنده بهشانه یا آویخته به شانه
[pinnate] [زیست شناسی- علوم گیاهی] ویژگی بخش یا اندامی با ظاهر یا ساختاری شبیه به پر در گیاهان
بافنده به شانه یا بافته به شانه
کنایه از تمرد کردن و یا آنکه با بی اعتنایی از مطلبی تعبیر نمودن .
یعنی آنکه بی صبر و قرار باشد
معمول زنان ولایت است چنانچه دستار بدل کردن معمول مردان .
هدهد .
دوشادوش عنان باعنان .
[ گویش مازنی ] /shaane band/ از توابع دهستان دابوی جنوبی آمل
بهای شانه قیمت شانه
شانه بین ...

معنی شانه در فرهنگ معین

شانه
( ~ .) [ په . ] ابزاری دندانه دار که با آن موی یا ریش را مرتب کنند.
( ~ .) (اِ.) خانة زنبور عسل .
(نِ) (اِ.) استخوان کتف ، دوش . ، ~خالی کردن کنایه از: مسولیت کاری را نپذیرفتن .
( ~ . بِ. سَ) (اِمر.) هدهد.
(نِ) (حامص .) درآویختن با کسی ، زد و خورد کردن .
(خْ نِ) (اِمر.) قسمی از گدایان که شاخ گوسفندی در یک دست و شانه ای در یک دست دیگر می گرفتند و آن شانه را بر شاخ می کشیدند تا صدای ناهنجاری برآید و مردم از آن صدا به ستوه آمده چیزی به آن ها بدهند.

معنی شانه در فرهنگ فارسی عمید

شانه
دوش، کتف، جای اتصال دست به تنه، استخوان کتف.
وسیله ای دندانه دار که با آن موی سر را هموار و مرتب می کنند، سرخاره.
= شان۳
فال گیر که از روی استخوان شانۀ گوسفند فال می گیرد، فال بین.
فال گیری با استخوان شانۀ گوسفند.
= هدهد
شانه ساز، شانه تراش، کسی که شانه می سازد.
برتر است شٲن او.
استخوان شانه و شاخ گاو یا گوسفند. &delta، در قدیم برخی گدایان استخوان شانه و شاخ گاو یا گوسفند به دست گرفته و آن ها را به هم می زده و گدایی می کرده اند.
* شاخ شانه کشیدن: (مصدر لازم) [عامیانه، مجاز] تهدید کردن.
* شاخ شانه رفتن: [قدیمی، عامیانه، مجاز] = * شاخ شانه کشیدن: هلاک طرۀ مشکین آن سیه چشمم / که شاخ شانه رود آهوان صحرا را (عبدالغنی قبول: لغت نامه: شاخ شانه رفتن).
پهن شانه، چهارشانه.
۱. شخص کم زور.
۲. فروتن و فرمان بردار.

شانه در دانشنامه اسلامی

شانه زدن‏ و آراسته بودن یکی از آداب نظافت و از مستحبات اسلام است.
از احکام آن در بابهای طهارت، صلات، نکاح و طلاق سخن گفته ‏اند.
حکم تکلیفی شانه زدن
شانه زدن مو ی سر و صورت، بویژه قبل و پس از هر نماز واجب و مستحب و شانه زدن محاسن پس از وضو و نیز شانه زدن ابرو ها مستحب می‏ باشد و در روایات متعدد به این عمل سفارش و تأکید شده است. در حدیثی از رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله آمده است: «بسیار شانه زدن، وبا را از انسان دور و روزی را زیاد می‏ کند و بر قوه باه می‏ افزاید».
شانه زدن موی سر در عده وفات برای زن جایز است و با حداد منافات ندارد؛ چنان که وسایل نظافت زن، همچون شانه از نفقه واجب زن به شمار می‏ رود که شوهر باید آن را تهیه کند.
آداب شانه زدن
شانه زدن با شانه تهیّه شده از عاج فیل مستحب است. ایستاده شانه کردن مکروه است و در روایات، موجب‏فقر، فزونی دین و ضعیف شدن قلب دانسته شده است. شانه زدن در حمام کراهت دارد.
هنگام شانه زدن محاسن، خواندن سوره قدر، عادیات و نیز خواندن این دعا «اللهمَّ سَرّح عنّی الهُمُومَ و الغُمُومَ وَ وَحشَةَ الصُدُور» مستحب است و نیز مستحب است پس از شانه زدن سر و صورت، شانه را بر سینه خود بکشد.
در اینکه شانه زدن موی سر و صورت میت حرام است یا مکروه، اختلاف می ‏باشد.


شانه در دانشنامه ویکی پدیا

شانه
شانه ابزاری است دندانه دار با دندانه های چند سانتی متری و باریک که برای آرایش یا ابزار کمکی اصلاح موی سر به کار می رود. این وسیله معمولاً از پلاستیک یا چوب ساخته می شود، ولی در گذشته از چوب و استخوان (عاج یا شاخ) نیز ساخته می شده است. یافته های باستان شناسی نشان می دهند که سه هزار سال پیش از میلاد مسیح شانه های زیباو ظریفی در ایران ساخته می شده است. بعضی کاوشگران مدعی شده اند که شانه از عصر ناتوفیان (۹۵۰۰ الی ۱۲۵۰۰ پیش از میلاد) استفاده می شده است.شانه پلاستیکی
شانه پلاستیکی
عکس شانه
شانه ممکن است به موارد زیر اشاره داشته باشد:
شانه که ابزاری برای آرایش موی سر است.
شانه (بدن) یا دوش که از اندام های فوقانی بدن انسان است.
شانه مجموعه ای از فشنگ ها برای برخی تفنگ ها است.
شانه ترانه ای با صدای پوران است.
شانه مجموعه ای از تخم مرغ است.
شانه از بخش های کندوی عسل است.
شانه بخشی از برخی کوه ها و قله ها است.
شانه کوه از کوه های ایران است.
شانه بخشی از اندام فوقانی بدن است.
استخوان میان دو دوش یا استخوان کتف: استخوان مابین هر دو دوش که آن را به عربی کتف گویند. استخوان منتهای دست متصل بگردن که الفاظ دیگرش دوش و کت است. هر یک از دو پارهٔ بالایین پشت و این غیردوش است چه دوش منکب است. دو قطعه استخوان است سه گوش پهن و نازک که در بالا و عقب قفسهٔ سینه قرار دارد تقریباً بین اولین و هشتمین دنده واقع شده کنار داخلی آن در حدود شش الی هفت سانتیمتر از تیزی تیرهٔ پشت فاصله دارد.
شانه از لحاظ موضع شناسی به چهار ناحیه تقسیم شده است:
شانه سه مفصل دارد مفصل گلنوهومرال (مفصل بازو)، مفصل آکرومیوکلاویکولار (کتف و ترقوه) و مفصل استرنوکلاویکولار (ترقوه و جناغ). دو استخوان اصلی شانه کتف و ترقوه هستند. ترقوه استخوانی دراز است که همراه با استخوان کتف، بازو و جناغ، کمربند شانه ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

شانه در دانشنامه آزاد پارسی

شانه (short-sightedness)در بدن انسان، محل اتصال بازو به تنه. مفصل بین استخوان بازو (هومروس) و اسکاپولا (استخوان کتف) مفصل گوی و کاسه ای است. سر هومروس داخل حفرۀ گلنوئید، فرورفتگی روی استخوان سه گوش و پهن اسکاپولا، جای می گیرد. علت تحرک فراوان مفصل شانه کم عمق بودن حفرۀ گلنوئید است و این کم عمقی احتمال دررفتگی مفصل شانه را بیشتر می کند. رباط گلنوئید به صورت یک لبه دهانۀ حفرۀ گلنوئید را احاطه و عمق این حفره را اندکی بیشتر می کند. به این ترتیب، تا حدی از احتمال دررفتگی کاسته می شود. زایدۀ قله الکتف یا زایدۀ آخری کتف (اَخرمی) هم به صورت یک قوس بالای حفرۀ گلنوئید قرار گرفته است و از مفصل حفاظت می کند.

ارتباط محتوایی با شانه

شانه در جدول کلمات

شانه بسر
کاکلی
شانه به سر
هد هد
شانه سر
برس
شانه غله افشان برزگران
هید
شانه فلزی
برس
شانه مو
برس
شانه نساجی
هف
شانه و دوش
خا
شانه و گردن
یال و کوپال
شانه و کتف
خا, کول

معنی شانه به انگلیسی

shoulder (اسم)
سفت ، جناح ، شانه ، کتف ، دوش ، هر چیزی شبیه شانه
comb (اسم)
شانه
pitchfork (اسم)
پنجه ، چنگال ، شانه ، دو شاخه
heckle (اسم)
شانه
scapula (اسم)
شانه ، کتف ، استخوان کتف ، کمربند شانه ای ، استخوان سرشانه ، عظم کتف

معنی کلمه شانه به عربی

شانه
خطف , ضائق , مشط
غصن
أحْجَمَ
ابن عرس , جفلة , سمن
انکمش
دبوس
ضائق , مشط
خطف

شانه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آناهیتا
کتف

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• شانه بدن   • درد شانه راست   • شانه مو   • درد شانه چپ نشانه چیست   • درمان درد شانه   • درد مفصل شانه   • کتف و شانه در جدول   • معنی شانه   • مفهوم شانه   • تعریف شانه   • معرفی شانه   • شانه یعنی چی   • شانه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شانه
کلمه : شانه
اشتباه تایپی : ahki
آوا : SAne
نقش : اسم
عکس شانه : در گوگل

آیا معنی شانه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )